مستي نه از پياله نه از خم شروع شد
از جادة سهشنبه شب قم شروع شد
آيينه خيره شد به من و من به آيينه
آن قدر خيره شد كه تبسم شروع شد
خورشيد ذرهبين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد
وقتي نسيم آه من از شيشهها گذشت
بيتابي مزارع گندم شروع شد
موج عذاب يا شب گرداب؟! هيچ يك
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
از ربناي ركعت دوم شروع شد
در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
تا گفتم السلام عليكم ... شروع شد
👤فاضل نظری
@shear
از جادة سهشنبه شب قم شروع شد
آيينه خيره شد به من و من به آيينه
آن قدر خيره شد كه تبسم شروع شد
خورشيد ذرهبين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد
وقتي نسيم آه من از شيشهها گذشت
بيتابي مزارع گندم شروع شد
موج عذاب يا شب گرداب؟! هيچ يك
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
از ربناي ركعت دوم شروع شد
در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
تا گفتم السلام عليكم ... شروع شد
👤فاضل نظری
@shear
دل ببـر دیـوانه کن ، اما مسوزان سینه ای
دل شکستن های ما پیگرد دارد خوب من
مهربـانی کن کـه بعـد از رفتنت عنوان کنم
لحظه های بی تو بودن درد دارد خوب من
زنده ام قدرم ندانستی چه سودم بعد مرگ
گفتـن ایـن واژه ی برگـرد دارد خوب من
از صـدای پـای عابـرها شنیـدم نیمه شب
کوچـه ها ماننـد ما شبگرد دارد خوب من
صبر هم دلخسته از صبر تو شد سنگ صبور
دور و بر بس مردم خونسرد دارد خوب من
#جواد_الماسی
@shear
دل شکستن های ما پیگرد دارد خوب من
مهربـانی کن کـه بعـد از رفتنت عنوان کنم
لحظه های بی تو بودن درد دارد خوب من
زنده ام قدرم ندانستی چه سودم بعد مرگ
گفتـن ایـن واژه ی برگـرد دارد خوب من
از صـدای پـای عابـرها شنیـدم نیمه شب
کوچـه ها ماننـد ما شبگرد دارد خوب من
صبر هم دلخسته از صبر تو شد سنگ صبور
دور و بر بس مردم خونسرد دارد خوب من
#جواد_الماسی
@shear
اشک می ریزم در این غمخانه خیلی بیشتر
شعر می گویم در این کاشانه خیلی بیشتر
در میانِ دشمنانِ خویش میبینم که هست
آشنایانِ من از بیگانه خیلی بیشتر
در خیالِ باطلش پنداشت دارد مشتری
یک دلِ آباد از این ویرانه خیلی بیشتر
حرفِ رفتن را شنیدن، خوب می گِریانَدَم
آن نگاهِ تلخ و بی شرمانه خیلی بیشتر
گریه هایِ عاشقانِ بینوا دارد دوام
گریه هایِ مُمتَدِ مردانه، خیلی بیشتر
#محسن_زعفرانیه
#عاشقانه
#ارسالي_اعضاء
@shear
شعر می گویم در این کاشانه خیلی بیشتر
در میانِ دشمنانِ خویش میبینم که هست
آشنایانِ من از بیگانه خیلی بیشتر
در خیالِ باطلش پنداشت دارد مشتری
یک دلِ آباد از این ویرانه خیلی بیشتر
حرفِ رفتن را شنیدن، خوب می گِریانَدَم
آن نگاهِ تلخ و بی شرمانه خیلی بیشتر
گریه هایِ عاشقانِ بینوا دارد دوام
گریه هایِ مُمتَدِ مردانه، خیلی بیشتر
#محسن_زعفرانیه
#عاشقانه
#ارسالي_اعضاء
@shear
#عشق_دوم
.
.
گفت؛ خوشحالم که او دست از سرش برداشته
گفتم اما خاطراتی روی هم انباشته
عشق دوم بودنت لطفی ندارد غیر از این
تا رود از خاطرش عشقی که قبلا داشته
#سید_یونس_ناصری
#سینا
#ارسالي_اعضاء
@shear
.
.
گفت؛ خوشحالم که او دست از سرش برداشته
گفتم اما خاطراتی روی هم انباشته
عشق دوم بودنت لطفی ندارد غیر از این
تا رود از خاطرش عشقی که قبلا داشته
#سید_یونس_ناصری
#سینا
#ارسالي_اعضاء
@shear
امشب تمام عاشقان رادست بسر کن
يک امشبي با من بمان بامن سحر کن
بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را
کج کن کلاه ،دستي بزن،مطرب خبر کن
تا طاق ابروي بت من تا به تا شد
دُردي کشان پيمانه هاشان را شکستند
تو مير عشقي عاشقان بسيار داري
پيغمبري با جان عاشق کار داري
#محمد_صالح_اعلاء
@shear
يک امشبي با من بمان بامن سحر کن
بشکن سر من کاسه ها و کوزه ها را
کج کن کلاه ،دستي بزن،مطرب خبر کن
تا طاق ابروي بت من تا به تا شد
دُردي کشان پيمانه هاشان را شکستند
تو مير عشقي عاشقان بسيار داري
پيغمبري با جان عاشق کار داري
#محمد_صالح_اعلاء
@shear
یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود
جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید..
❤️💫
هوشنگ ابتهاج
جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید..
❤️💫
هوشنگ ابتهاج
🎭
ای دختر افسونگر بی رحم و روانی!
دلچسب ترین رقص غزل روی جهانی!
میرقصی و گیسوی تو در باد و پریشان
این دل چه کند گر تو پری چهر زمانی!
این ناز و ادا های تو دل برده ز من سخت
این بار خدا رحم کند نیست امانی!
چشمان تو دلخواه ترین ساحره قرن
استغفر بالله از این خیل تبانی!
گفتی که حذر باش خبر فاش نگردد
گفتم که نهان میکنم اما تو عیانی!
گفتم که بلد هستمت انگار نبودم
زیرا که بسی بیشتر از حد توانی!
هم گرمی و هم سردی و شیرینی و تلخی
حقا که به هم ریخته ای فقه و مبانی!
#محدثه_میرزایی
@shear
ای دختر افسونگر بی رحم و روانی!
دلچسب ترین رقص غزل روی جهانی!
میرقصی و گیسوی تو در باد و پریشان
این دل چه کند گر تو پری چهر زمانی!
این ناز و ادا های تو دل برده ز من سخت
این بار خدا رحم کند نیست امانی!
چشمان تو دلخواه ترین ساحره قرن
استغفر بالله از این خیل تبانی!
گفتی که حذر باش خبر فاش نگردد
گفتم که نهان میکنم اما تو عیانی!
گفتم که بلد هستمت انگار نبودم
زیرا که بسی بیشتر از حد توانی!
هم گرمی و هم سردی و شیرینی و تلخی
حقا که به هم ریخته ای فقه و مبانی!
#محدثه_میرزایی
@shear
🎭
بانو ! قرار ثانیهها را به هم نریز
موهات را ببند و فضا را به هم نریز
بگذار در خیال خودم هی ببوسمت
رویای عاشقانهی ما را به هم نریز
کمتر به فکر خط ِ لب و چشم و سرمه باش
آرایش قشنگ خدا را به هم نریز
از کوچهها که میگذری فکر خلق باش
اعصاب شیخ و شاه و گدا را به هم نریز
از شعر من بنوش و به رقص آی و مست شو
اما ردیف و وزن و هجا را به هم نریز
"امن یجیب" و "جاثیه" خواندم که آمدی
لطفن بمان و راز دعا را به هم نریز
میترسم این سکوت تو دیوانهام کند
موهات را نبند و فضا را به هم بریز !
#هخا_هاشمی
@shear
بانو ! قرار ثانیهها را به هم نریز
موهات را ببند و فضا را به هم نریز
بگذار در خیال خودم هی ببوسمت
رویای عاشقانهی ما را به هم نریز
کمتر به فکر خط ِ لب و چشم و سرمه باش
آرایش قشنگ خدا را به هم نریز
از کوچهها که میگذری فکر خلق باش
اعصاب شیخ و شاه و گدا را به هم نریز
از شعر من بنوش و به رقص آی و مست شو
اما ردیف و وزن و هجا را به هم نریز
"امن یجیب" و "جاثیه" خواندم که آمدی
لطفن بمان و راز دعا را به هم نریز
میترسم این سکوت تو دیوانهام کند
موهات را نبند و فضا را به هم بریز !
#هخا_هاشمی
@shear
ماه فروردین شروع سال در تقویم هاست
من که از مرداد سالَ م می شود آغاز چه؟
#سید_یونس_ناصری
#سینا
#ارسالي_اعضاء
۳ مرداد ۱۳۷۰
@shear
من که از مرداد سالَ م می شود آغاز چه؟
#سید_یونس_ناصری
#سینا
#ارسالي_اعضاء
۳ مرداد ۱۳۷۰
@shear
🎭
مخاطب كه تو باشى مگر جز
عاشقانه هاىِ پر از دلتنگى، متن
ديگرى هم مى شود نوشت؟
اصلاً براى از "تو"نوشتن
پاك كردن
و خط زدنِ هيچ واژه اى لازم
نيست!
بس كه ساده و صريح ى "دل بر جان"
و اصلاً تو همان جانى كه بر دل نشسته!
مخاطبِ جان
پاى ِ تقويمت همين امشب،
در چندمين ماه و سالى كه چنين دوست دارمت بنويس ؛
سالِ ديگر همين ساعت!؛
وقتى پاييز چيزى به آمدنش نمانده و
صداى پايش را ميشنويم،
دستت را بگيرم و بروم
عميق و خالى از دلتنگى؛
به خواب
به خواب
به خواب
#علي_قاضي_نظام
@shear
مخاطب كه تو باشى مگر جز
عاشقانه هاىِ پر از دلتنگى، متن
ديگرى هم مى شود نوشت؟
اصلاً براى از "تو"نوشتن
پاك كردن
و خط زدنِ هيچ واژه اى لازم
نيست!
بس كه ساده و صريح ى "دل بر جان"
و اصلاً تو همان جانى كه بر دل نشسته!
مخاطبِ جان
پاى ِ تقويمت همين امشب،
در چندمين ماه و سالى كه چنين دوست دارمت بنويس ؛
سالِ ديگر همين ساعت!؛
وقتى پاييز چيزى به آمدنش نمانده و
صداى پايش را ميشنويم،
دستت را بگيرم و بروم
عميق و خالى از دلتنگى؛
به خواب
به خواب
به خواب
#علي_قاضي_نظام
@shear
🎭
برای درمان دلتنگی ام
دکتر برایم نسخه نوشت
صبح
بوییدن عطر پیراهنت
ظهر
شنیدن لحن صدایت
و تمام شب
دیدن برق نگاهت در خواب ...
#شبنم_نادری
@shear
برای درمان دلتنگی ام
دکتر برایم نسخه نوشت
صبح
بوییدن عطر پیراهنت
ظهر
شنیدن لحن صدایت
و تمام شب
دیدن برق نگاهت در خواب ...
#شبنم_نادری
@shear
🎭
اگرچه سیلیِ آیینهها کرَم کردهاست
وَ تا همیشه، سکوتِ مُصورم کردهاست
نمیتواند از طعمِ شوکرانیِ من
مَذاق پاک کند- آنکه باورم کردهاست
من از تبارِ غزلهایِ سهلو دشوارم
که هرکه هوش سپردهاست از بَرَم کردهاست
زمان زمانهی افسانههایِ خاموشاست
چه آتشیست که: ققنوس پرورم کرده است
کبوترانه- بهبامم نشسته بودم،- شعر
برایِ قافِ تو سیمرغِ دیگرم کرده.ست
چهفرق دارد- شیطان، ویا، فرشته شدن؟
که عشق برحذر از هردو پیکرم کرده است
از آبهای جهان،- سهمِ تشنهگیهایم
جزیرهایست که درخود شناورم کرده.ست
جزیرهای که تویی- ابتدای اقیانوس
وَ...انتهای زمینی که - پَرپَرم کردهاست.
#محمدعلی_بهمنی
@shear
اگرچه سیلیِ آیینهها کرَم کردهاست
وَ تا همیشه، سکوتِ مُصورم کردهاست
نمیتواند از طعمِ شوکرانیِ من
مَذاق پاک کند- آنکه باورم کردهاست
من از تبارِ غزلهایِ سهلو دشوارم
که هرکه هوش سپردهاست از بَرَم کردهاست
زمان زمانهی افسانههایِ خاموشاست
چه آتشیست که: ققنوس پرورم کرده است
کبوترانه- بهبامم نشسته بودم،- شعر
برایِ قافِ تو سیمرغِ دیگرم کرده.ست
چهفرق دارد- شیطان، ویا، فرشته شدن؟
که عشق برحذر از هردو پیکرم کرده است
از آبهای جهان،- سهمِ تشنهگیهایم
جزیرهایست که درخود شناورم کرده.ست
جزیرهای که تویی- ابتدای اقیانوس
وَ...انتهای زمینی که - پَرپَرم کردهاست.
#محمدعلی_بهمنی
@shear
♥️❣️♥️❣️♥️
بیخطر هستیم، از بسکه خودآزاریم ما
قاتلِ خویشیم، پای چوبهی داریم ما
ابرهای چشممان شد قطره قطره بارمان
بسکه روی شانههای خویش، میباریم ما
خانه روی آب میسازیم، وقت زلزله
زندهایم؛ اما همیشه زیرِ آواریم ما
اهل بازاریم، اما کارمان بیگاری است
بردهی بیمزد، اما بیخریداریم ما
زخمهای دستمان از دکمهی پیراهن است
صاحبانِ آستینهای پُر از ماریم ما
شانههای خاکیِ ما خرد شد؛ پامال شد
نردبانهای شکسته پای دیواریم ما
همچنان قهریم، با آیینههای عیبجو
همچنان از دیدنِ خود نیز، بیزاریم ما
هیچ کس گریهکنِ داغ نبودِ ما نشد
مُردهای از یاد رفته؛ بی کس و کاریم ما
#رضا_قاسمی
♥️ @shear ♥️
♥️❣️♥️❣️♥️
بیخطر هستیم، از بسکه خودآزاریم ما
قاتلِ خویشیم، پای چوبهی داریم ما
ابرهای چشممان شد قطره قطره بارمان
بسکه روی شانههای خویش، میباریم ما
خانه روی آب میسازیم، وقت زلزله
زندهایم؛ اما همیشه زیرِ آواریم ما
اهل بازاریم، اما کارمان بیگاری است
بردهی بیمزد، اما بیخریداریم ما
زخمهای دستمان از دکمهی پیراهن است
صاحبانِ آستینهای پُر از ماریم ما
شانههای خاکیِ ما خرد شد؛ پامال شد
نردبانهای شکسته پای دیواریم ما
همچنان قهریم، با آیینههای عیبجو
همچنان از دیدنِ خود نیز، بیزاریم ما
هیچ کس گریهکنِ داغ نبودِ ما نشد
مُردهای از یاد رفته؛ بی کس و کاریم ما
#رضا_قاسمی
♥️ @shear ♥️
♥️❣️♥️❣️♥️
🎭
وقت وداع دیده به رویش دچارتر
من بی قرار بودم و او بی قرارتر
نام تو را اگر به کوه کندهام خطاست
عشقی و بر کتیبه ی دل ماندگارتر
هر سو که گم شدند تو را یافتند و باز
از بی شمار گمشدگان بی شمارتر
عمری مرا هوای غمت پرورانده است
پروردگارتر شو... پروردگارتر
بر من خیالت از همه سو راه بسته است
دل بستهام به پر زدنی بی حصارتر
هر چند همنشینی ما آب و آتش است
ای کاش می نشست کمی در کنارتر
#مهدی_مظاهری
@shear
وقت وداع دیده به رویش دچارتر
من بی قرار بودم و او بی قرارتر
نام تو را اگر به کوه کندهام خطاست
عشقی و بر کتیبه ی دل ماندگارتر
هر سو که گم شدند تو را یافتند و باز
از بی شمار گمشدگان بی شمارتر
عمری مرا هوای غمت پرورانده است
پروردگارتر شو... پروردگارتر
بر من خیالت از همه سو راه بسته است
دل بستهام به پر زدنی بی حصارتر
هر چند همنشینی ما آب و آتش است
ای کاش می نشست کمی در کنارتر
#مهدی_مظاهری
@shear
🎭
تا لبِ سرخ تو دارد تب حوایی را
آدمی نیست که نشناخته رسوایی را
یوسف مصر دلش شور تو را خواهد زد
تو اگر کوک کنی ساز زلیخایی را
باید از هرچه دوات است سیامشق کند
میرعماد آن خط ابروی چلیپایی را
با چه حالی به تماشا بنشینم امشب
این به هم ریخته گیسوی تماشایی را
تو اگر لطف کنی چند غزل بنشینی
مفتخر می کنی امشب من و تنهایی را...
#حسین_زحمتکش
@shear
تا لبِ سرخ تو دارد تب حوایی را
آدمی نیست که نشناخته رسوایی را
یوسف مصر دلش شور تو را خواهد زد
تو اگر کوک کنی ساز زلیخایی را
باید از هرچه دوات است سیامشق کند
میرعماد آن خط ابروی چلیپایی را
با چه حالی به تماشا بنشینم امشب
این به هم ریخته گیسوی تماشایی را
تو اگر لطف کنی چند غزل بنشینی
مفتخر می کنی امشب من و تنهایی را...
#حسین_زحمتکش
@shear
🎭
اشک وقتی میچکد هنگام معراج
دل است
بخت ما در سایهی چشم تر ما
شد بلند
#لطیفیان
#صلےالله_علیڪ_یا_ابا_عبدالله
@shear
اشک وقتی میچکد هنگام معراج
دل است
بخت ما در سایهی چشم تر ما
شد بلند
#لطیفیان
#صلےالله_علیڪ_یا_ابا_عبدالله
@shear
⚫️ یا جوادالائمه (ع) ... 🍂
از همان روز ولادت قلبِ مضطر داشتی
بین چشمت چشمهای از حوضِ کوثر داشتی
مشت را بر خاک، میکوبیدی و میسوختی
هر زمان که روضهی جانسوزِ مادر داشتی
در سرت رویای روزِ انتقامی سخت بود
محشری سوزان به ذهنت قبلِ محشر داشتی
روزگارت میگذشت و غصههایت کم نشد
بر دلت غم روی غمهای مکرر داشتی
بین شهری که پر از دشمن پر از خونخوار بود
لااقل در خانهات ای کاش، سنگر داشتی
خانه آزادیست؛ وقتی شهر، زندان میشود
تو ولی در خانه زندانبانِ دیگر داشتی
روی خاکِ حجرهات مظلوم، گیر آوردنت
در کنارت کاش، خواهر یا برادر داشتی
همسرت میریخت، روی خاکِ حجره آب را
لحظهای که جای لبها دیدهای تر داشتی
تشنه جان دادی دم آخر شبیه جدّ خود
مثل او آیا به حنجر زخمِ خنجر داشتی ؟!
قتلگاهت خانهات شد؛ همسرت هم قاتلت
حجره شد گودالت اما باز هم سر داشتی !
#یا_جوادالائمه_ادرکنی
#السلام_علیک_یا_ابن_الرضا_ع
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
از همان روز ولادت قلبِ مضطر داشتی
بین چشمت چشمهای از حوضِ کوثر داشتی
مشت را بر خاک، میکوبیدی و میسوختی
هر زمان که روضهی جانسوزِ مادر داشتی
در سرت رویای روزِ انتقامی سخت بود
محشری سوزان به ذهنت قبلِ محشر داشتی
روزگارت میگذشت و غصههایت کم نشد
بر دلت غم روی غمهای مکرر داشتی
بین شهری که پر از دشمن پر از خونخوار بود
لااقل در خانهات ای کاش، سنگر داشتی
خانه آزادیست؛ وقتی شهر، زندان میشود
تو ولی در خانه زندانبانِ دیگر داشتی
روی خاکِ حجرهات مظلوم، گیر آوردنت
در کنارت کاش، خواهر یا برادر داشتی
همسرت میریخت، روی خاکِ حجره آب را
لحظهای که جای لبها دیدهای تر داشتی
تشنه جان دادی دم آخر شبیه جدّ خود
مثل او آیا به حنجر زخمِ خنجر داشتی ؟!
قتلگاهت خانهات شد؛ همسرت هم قاتلت
حجره شد گودالت اما باز هم سر داشتی !
#یا_جوادالائمه_ادرکنی
#السلام_علیک_یا_ابن_الرضا_ع
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
⚫️ یا جواد ابن الرضا (ع) ... 🍂
روضه سوزاند، دلِ چوبی منبرها را
خیس کرد اشکِ غمت گونهی نوکرها را
غزلِ مرثیهات مثل زغالی سوزان
باز سوزاند، دلِ نازکِ دفترها را
داغ، سخت است، ولی داغ جوان سختتر است
پیر کردهست جوانیِ تو مادرها را
آفتابِ تنت افتاد، لب بام، سه روز
ای خدا خیر دهد باز، کبوترها را -
- که رسیدند، به دادت؛ که نسوزد جسمت
ریختند از تن خود بر بدنت پرها را
اسبها حمله نکردند، به بیجانی تو
رو سیاهند، از آن روز که پیکرها را ...
باز هم شکرِ خدا نیزه به دستی نرسید
مثل آن روز، که بردند، همه سرها را
باز هم شکر، که ناموس تو را ... لال شوم
که ندیدی غمِ دزدیدنِ معجرها را
با جوانمرگی تو یادِ جوان افتادم
برد، تابوتِ عبایش علیاکبرها را ...
#یا_جوادالائمه_ادرکنی
#السلام_علیک_یا_ابن_الرضا_ع
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
روضه سوزاند، دلِ چوبی منبرها را
خیس کرد اشکِ غمت گونهی نوکرها را
غزلِ مرثیهات مثل زغالی سوزان
باز سوزاند، دلِ نازکِ دفترها را
داغ، سخت است، ولی داغ جوان سختتر است
پیر کردهست جوانیِ تو مادرها را
آفتابِ تنت افتاد، لب بام، سه روز
ای خدا خیر دهد باز، کبوترها را -
- که رسیدند، به دادت؛ که نسوزد جسمت
ریختند از تن خود بر بدنت پرها را
اسبها حمله نکردند، به بیجانی تو
رو سیاهند، از آن روز که پیکرها را ...
باز هم شکرِ خدا نیزه به دستی نرسید
مثل آن روز، که بردند، همه سرها را
باز هم شکر، که ناموس تو را ... لال شوم
که ندیدی غمِ دزدیدنِ معجرها را
با جوانمرگی تو یادِ جوان افتادم
برد، تابوتِ عبایش علیاکبرها را ...
#یا_جوادالائمه_ادرکنی
#السلام_علیک_یا_ابن_الرضا_ع
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
ای که دل بــُردی زمــن اما نمانــدی پای دل
رفتـی و با رفتنـت بر لب نشــاندی وای دل
مـی رســد روزی کسـی پا میــگذارد بر دلت
عاقبت می بینم آن روزی که گویی وای دل
#صادق_رشیدیان_شهراد
@shear
رفتـی و با رفتنـت بر لب نشــاندی وای دل
مـی رســد روزی کسـی پا میــگذارد بر دلت
عاقبت می بینم آن روزی که گویی وای دل
#صادق_رشیدیان_شهراد
@shear
🎭
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم
او می رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم
ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست
از غیرت مان بود، نوشتند حسودیم
جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم
در حسرت پیراهن او پود به پودیم
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم
بر سقف اگر رستن قندیل فراز است
ما نیز همانیم، فرازیم و فرودیم
یک روز میاید و بماند که چه دیر است
روزی که نفهمد که چه گفتیم و که بودیم
بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم
آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم...
#حامد_عسکری
@shear
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم
او می رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم
ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست
از غیرت مان بود، نوشتند حسودیم
جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم
در حسرت پیراهن او پود به پودیم
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم
بر سقف اگر رستن قندیل فراز است
ما نیز همانیم، فرازیم و فرودیم
یک روز میاید و بماند که چه دیر است
روزی که نفهمد که چه گفتیم و که بودیم
بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم
آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم...
#حامد_عسکری
@shear