.
نه بوسه ای ، نه کناری، نه جام چشم خماری
نه خوابی و نه قراری ، نه جُز خیال تو کاری
مپرس حال دلم را ، که این پرنده ی عاشق
کشیده جور خـزان را ، به انتـظـار بهـاری
زبانه می کشد از هـر طرف ، شـرار خیـالت
خوشا به بخت بلنـدم ، که نیست راه فـراری
شبـیه شیـشه ی زیبای عطـرهای قـدیمـی
اگر چه خالی از عشقی ، همیشه جاذبه داری
بدون دلهـره یک شب ، به سر نبردم و ترسم
کلیـد ملـک دلت را ، به دیگری بسـپاری
دوباره بغض غـریبی ، گرفته راه نفس را
هوای گریه ندارم ، چو نیست شانه ی یاری
یکی صدای مـرا هـم ، به آسمـان برسـاند
کـه نـای بسـته ندارد ، نوای ناله و زاری
دلم گرفته ، هم از تو ، هم از تمامی دنیا
چه سینه سوز نگاری ، چه بی فروغ دیاری
#محمد_رضا_جنتی
@shear
نه بوسه ای ، نه کناری، نه جام چشم خماری
نه خوابی و نه قراری ، نه جُز خیال تو کاری
مپرس حال دلم را ، که این پرنده ی عاشق
کشیده جور خـزان را ، به انتـظـار بهـاری
زبانه می کشد از هـر طرف ، شـرار خیـالت
خوشا به بخت بلنـدم ، که نیست راه فـراری
شبـیه شیـشه ی زیبای عطـرهای قـدیمـی
اگر چه خالی از عشقی ، همیشه جاذبه داری
بدون دلهـره یک شب ، به سر نبردم و ترسم
کلیـد ملـک دلت را ، به دیگری بسـپاری
دوباره بغض غـریبی ، گرفته راه نفس را
هوای گریه ندارم ، چو نیست شانه ی یاری
یکی صدای مـرا هـم ، به آسمـان برسـاند
کـه نـای بسـته ندارد ، نوای ناله و زاری
دلم گرفته ، هم از تو ، هم از تمامی دنیا
چه سینه سوز نگاری ، چه بی فروغ دیاری
#محمد_رضا_جنتی
@shear
🎭
گریه کردم گریه هم اینبار آرامم نکرد
دارو خوردم دارو مرفین دار آرامم نکرد
با خیالت راه رفتم در اتاق خالی ام
عکس های مانده بر دیوار آرامم نکرد
شعر خواندم شعر گفتم صد غزل ، صد مثنوی
عشق و شعر و دفتر و خودکارم آرامم نکرد
خواستم یکبار دیگر دل ببندم شاید او
دل سپردن از سرِ اجبار آرامم نکرد
خسته بودم چشم هایم نای خوابیدن نداشت
فکرهای تا سحر بیدار آرامم نکرد
خسته بودم از خودم از زندگی از شعرها
خسته بودم چای با قهوه آرامم نکرد
#محمدرضا_صبوری
@shear
گریه کردم گریه هم اینبار آرامم نکرد
دارو خوردم دارو مرفین دار آرامم نکرد
با خیالت راه رفتم در اتاق خالی ام
عکس های مانده بر دیوار آرامم نکرد
شعر خواندم شعر گفتم صد غزل ، صد مثنوی
عشق و شعر و دفتر و خودکارم آرامم نکرد
خواستم یکبار دیگر دل ببندم شاید او
دل سپردن از سرِ اجبار آرامم نکرد
خسته بودم چشم هایم نای خوابیدن نداشت
فکرهای تا سحر بیدار آرامم نکرد
خسته بودم از خودم از زندگی از شعرها
خسته بودم چای با قهوه آرامم نکرد
#محمدرضا_صبوری
@shear
چندی ست دلم حال خودش نیست
درمانده که این حال بدش چیست؟
هر بار شنیدم که دلم ناله کنان است
از خویش بپرسد که این حال چه سان است؟
بیچاره دلم، از غم و غصه ست، که رنگش پریده
دیوانه شده، حال پریشان و دلِ تنگ، امانش بریده
گوید به او حال پریشانی ات از عزلت دلهاست
آری همان "عشق" که گویند همه، آفت جانهاست
صد بار بگفتم که این عشق عذاب است
عاشق بشوی حال دل از عشق خراب است
آوارگی و در به دری، بی خور و خوابی
دلتنگی و بی حصولگی، ناله و زاری
اینها همگی حاصل عاشق شدن است، دل
پرهیز کن از عشق که مجنون شد است، دل
#صادق_رشیدیان "شهراد"
@shear
درمانده که این حال بدش چیست؟
هر بار شنیدم که دلم ناله کنان است
از خویش بپرسد که این حال چه سان است؟
بیچاره دلم، از غم و غصه ست، که رنگش پریده
دیوانه شده، حال پریشان و دلِ تنگ، امانش بریده
گوید به او حال پریشانی ات از عزلت دلهاست
آری همان "عشق" که گویند همه، آفت جانهاست
صد بار بگفتم که این عشق عذاب است
عاشق بشوی حال دل از عشق خراب است
آوارگی و در به دری، بی خور و خوابی
دلتنگی و بی حصولگی، ناله و زاری
اینها همگی حاصل عاشق شدن است، دل
پرهیز کن از عشق که مجنون شد است، دل
#صادق_رشیدیان "شهراد"
@shear
ما درد را به صورت خودکار می کشیم
از چشم های خسته ی خود، کار می کشیم
خواری و ذلت ست تمنای گل ببین!
از دست های خاطی خود، خار می کشیم
هی دل بدی ببیند و باز عاشقی کند
بیچاره ما که از دلِ بی عار می کشیم
ای دل چنان نباش، که آسوده از غمی!
از اشکِ چشم، سرزده اسرار می کشیم
از دست، رفته فرصتِ انکار عاشقی
این بارِ غم به دوش، به اجبار می کشیم
ما کودکی نکرده، "به پیری رسیده ایم"
پس هر چه می کشیم، ز دلدار می کشیم
#سیدیونسناصری
#سینا
@shear
از چشم های خسته ی خود، کار می کشیم
خواری و ذلت ست تمنای گل ببین!
از دست های خاطی خود، خار می کشیم
هی دل بدی ببیند و باز عاشقی کند
بیچاره ما که از دلِ بی عار می کشیم
ای دل چنان نباش، که آسوده از غمی!
از اشکِ چشم، سرزده اسرار می کشیم
از دست، رفته فرصتِ انکار عاشقی
این بارِ غم به دوش، به اجبار می کشیم
ما کودکی نکرده، "به پیری رسیده ایم"
پس هر چه می کشیم، ز دلدار می کشیم
#سیدیونسناصری
#سینا
@shear
🎭
از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدي
بانو ، شما مليكة ايران ما شدي
از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد
تا كوثر دوباره قرآن ما شدي
منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت
وقتي كه آمدي تو و مهمان ما شدي
با هر قدم به سينه ما جا گرفته اي
يعني تو صاحب دل ما جان ما شدي
باني خير و بركت اين خطه گشته اي
وقتي نسيم سبز بيابان ما شدي
يعني فقط نه جزء محبان حيدريم
«از شيعيان كشور موسي بن جعفريم»
#محمد_بیابانی
ولادت حضرت #معصومه (س)
روز #دختر 🦋
@shear
از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدي
بانو ، شما مليكة ايران ما شدي
از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد
تا كوثر دوباره قرآن ما شدي
منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت
وقتي كه آمدي تو و مهمان ما شدي
با هر قدم به سينه ما جا گرفته اي
يعني تو صاحب دل ما جان ما شدي
باني خير و بركت اين خطه گشته اي
وقتي نسيم سبز بيابان ما شدي
يعني فقط نه جزء محبان حيدريم
«از شيعيان كشور موسي بن جعفريم»
#محمد_بیابانی
ولادت حضرت #معصومه (س)
روز #دختر 🦋
@shear
🌷 یا فاطمه معصومه (س) ... 🍃
صدا صدای تپشهای قلبِ باران است
که مثل زمزمهی قاریانِ قرآن است
ستارههای فلک دانههای تسبیحاند
دوباره خانهی خورشید، ریسهبندان است
کلیمِ آل عبا با خداست، همصحبت
کنار وادی گهوارهای غزلخوان است
برای دختر خود «ان یکاد» میخواند
کسی که روی لبش ذکر «فاطمه جان» است
خدا دوباره به آل رسول، کوثر داد
و برکتی که خدا میدهد فراوان است
نشستهام سر راهش؛ به زیر سایهی نور
سلام میدهم از دور، سمت آیهی نور
سلام خواهرِ خورشیدِ این دیار، سلام
سلام حضرت گل؛ دخترِ بهار، سلام
دوباره نوکری از نسل نوکران علی
رسانده محضرت ای فاطمیتبار، سلام
به قطره قطرهی آب وضوت، محتاجم
به رود میدهم از سمت شورهزار، سلام
نفس نفس به هوایت پریده مرغ دلم
تپش تپش به تو دادهست، بیقرار، سلام
به جبر هم که شده نوکرِ تو خواهم ماند
مرا قبول کن ای صاحباختیار، سلام !!
گدای سر به هوا؛ سر به راه خانهی توست
برایم آخرِ پرواز، چاه خانهی توست
تو شاهزادهای و من غلامزادهی تو
تویی ملیکه و من هم گدای سادهی تو
به دودمانِ گدایانِ دودمانِ شما ...
همیشه خیر رساندهست، خانوادهی تو
دهانِ حاجتم از ذکرِ خواهشم خالیست
پر است، دستِ من از داده و ندادهی تو
نفس کشیدن من از کریمه بودن توست
که زندهام به هوای تو؛ با ارادهی تو
مرا دوباره ببر سر به راهِ گنبد کن
کبوترم؛ که زمین خوردهام به جادهی تو
بیا مرا ببر از خود؛ مسافرِ قم کن
اگر صلاح ِمن این است، در حرم گم کن
دلم دو دل شده در شاهراه قم - مشهد
که ماه، ماه جنون است، ماهِ قم - مشهد
همیشه وقتِ بلا میشوم پناهنده
به سایهسار شما؛ در پناهِ قم - مشهد
کلاغهای شما هم سپید رو هستند
منم کبوترِ چهرهسیاهِ قم - مشهد
به آسمانِ بخیلِ دیارِ ما هر روز
رسیده ابر کَرم؛ از نگاهِ قم - مشهد
دلم اسیرِ مسیرِ تو و رضاست، فقط
که پرسهگاه من است ایستگاهِ قم - مشهد
همیشه زائرِ جلدِ قم و خراسانم
هزار شکر خدا را که اهل ایرانم
#یا_فاطمه_معصومه_س
#یا_فاطمه_اشفعی_لی_فی_الجنة
#یا_علی_ابن_موسی_الرضا_ع
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
صدا صدای تپشهای قلبِ باران است
که مثل زمزمهی قاریانِ قرآن است
ستارههای فلک دانههای تسبیحاند
دوباره خانهی خورشید، ریسهبندان است
کلیمِ آل عبا با خداست، همصحبت
کنار وادی گهوارهای غزلخوان است
برای دختر خود «ان یکاد» میخواند
کسی که روی لبش ذکر «فاطمه جان» است
خدا دوباره به آل رسول، کوثر داد
و برکتی که خدا میدهد فراوان است
نشستهام سر راهش؛ به زیر سایهی نور
سلام میدهم از دور، سمت آیهی نور
سلام خواهرِ خورشیدِ این دیار، سلام
سلام حضرت گل؛ دخترِ بهار، سلام
دوباره نوکری از نسل نوکران علی
رسانده محضرت ای فاطمیتبار، سلام
به قطره قطرهی آب وضوت، محتاجم
به رود میدهم از سمت شورهزار، سلام
نفس نفس به هوایت پریده مرغ دلم
تپش تپش به تو دادهست، بیقرار، سلام
به جبر هم که شده نوکرِ تو خواهم ماند
مرا قبول کن ای صاحباختیار، سلام !!
گدای سر به هوا؛ سر به راه خانهی توست
برایم آخرِ پرواز، چاه خانهی توست
تو شاهزادهای و من غلامزادهی تو
تویی ملیکه و من هم گدای سادهی تو
به دودمانِ گدایانِ دودمانِ شما ...
همیشه خیر رساندهست، خانوادهی تو
دهانِ حاجتم از ذکرِ خواهشم خالیست
پر است، دستِ من از داده و ندادهی تو
نفس کشیدن من از کریمه بودن توست
که زندهام به هوای تو؛ با ارادهی تو
مرا دوباره ببر سر به راهِ گنبد کن
کبوترم؛ که زمین خوردهام به جادهی تو
بیا مرا ببر از خود؛ مسافرِ قم کن
اگر صلاح ِمن این است، در حرم گم کن
دلم دو دل شده در شاهراه قم - مشهد
که ماه، ماه جنون است، ماهِ قم - مشهد
همیشه وقتِ بلا میشوم پناهنده
به سایهسار شما؛ در پناهِ قم - مشهد
کلاغهای شما هم سپید رو هستند
منم کبوترِ چهرهسیاهِ قم - مشهد
به آسمانِ بخیلِ دیارِ ما هر روز
رسیده ابر کَرم؛ از نگاهِ قم - مشهد
دلم اسیرِ مسیرِ تو و رضاست، فقط
که پرسهگاه من است ایستگاهِ قم - مشهد
همیشه زائرِ جلدِ قم و خراسانم
هزار شکر خدا را که اهل ایرانم
#یا_فاطمه_معصومه_س
#یا_فاطمه_اشفعی_لی_فی_الجنة
#یا_علی_ابن_موسی_الرضا_ع
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
کی می شود دست از گلوی شهر برداری؟
حالا که از آشفتگی هایش خبر داری !!
بی تابم و در ساقه هایم تابت آوردم
بی رحمی و در دست چشمانت تبر داری
ایمان نیاوردم به تجویز پزشک شهر
تنها تو درمان منی و تو اثر داری
مرغ تو اصلا پا ندارد درعوض اما
تنها برای رفتن از من بال و پر داری
شایع شده از مهره های اغتشاشاتی
در تیله چشمی خاطی و آشوبگر داری
دیگر یقین دارم سران فتنه آزادند
در عین خونسردی نگاهی فتنه گر داری
صدبار می گویم ، خطا کردی خاطا کردی
این اشک تمساح است اگر چشمان تر داری
والله خیر حافظا ..خواندم که برگردی
اما خدا داند چه خوابی زیر سر داری
#یاسر اکبری
@shear
حالا که از آشفتگی هایش خبر داری !!
بی تابم و در ساقه هایم تابت آوردم
بی رحمی و در دست چشمانت تبر داری
ایمان نیاوردم به تجویز پزشک شهر
تنها تو درمان منی و تو اثر داری
مرغ تو اصلا پا ندارد درعوض اما
تنها برای رفتن از من بال و پر داری
شایع شده از مهره های اغتشاشاتی
در تیله چشمی خاطی و آشوبگر داری
دیگر یقین دارم سران فتنه آزادند
در عین خونسردی نگاهی فتنه گر داری
صدبار می گویم ، خطا کردی خاطا کردی
این اشک تمساح است اگر چشمان تر داری
والله خیر حافظا ..خواندم که برگردی
اما خدا داند چه خوابی زیر سر داری
#یاسر اکبری
@shear
♥️❣️♥️❣️♥️
در این رکود، رونق بازار میشوی
دل میفروشم و تو خریدار میشوی
اینقدر، زل نزن به نگاهت در آینه
مانند من تو نیز، گرفتار میشوی
تقصیر توست، قبلهنما گیج میزند
باشد؛ بچرخ !؛ قبلهی سیّار میشوی
در چشممان هزار، غزل قاب میشود
وقتی در این دو آینه تکرار میشوی
میگویم از تمامِ گناهانِ عمرِ خویش
ای بازجو ببخش، که اقرار میشوی !
زندانِ عاشقانهترین جُرمِ من تویی
وقتی که جای پنجره دیوار میشوی
یک صبح، میرسد که در آغوش گرم من
با بوسههای سرزده بیدار میشوی
هر بیت را به نیتِ یک بوسه گفتهام
آخر هزار بوسه بدهکار میشوی
#رضا_قاسمی
♥️ @shear ♥️
♥️❣️♥️❣️♥️
در این رکود، رونق بازار میشوی
دل میفروشم و تو خریدار میشوی
اینقدر، زل نزن به نگاهت در آینه
مانند من تو نیز، گرفتار میشوی
تقصیر توست، قبلهنما گیج میزند
باشد؛ بچرخ !؛ قبلهی سیّار میشوی
در چشممان هزار، غزل قاب میشود
وقتی در این دو آینه تکرار میشوی
میگویم از تمامِ گناهانِ عمرِ خویش
ای بازجو ببخش، که اقرار میشوی !
زندانِ عاشقانهترین جُرمِ من تویی
وقتی که جای پنجره دیوار میشوی
یک صبح، میرسد که در آغوش گرم من
با بوسههای سرزده بیدار میشوی
هر بیت را به نیتِ یک بوسه گفتهام
آخر هزار بوسه بدهکار میشوی
#رضا_قاسمی
♥️ @shear ♥️
♥️❣️♥️❣️♥️
سلام عزیزان ✋
شبتون روشن به انوار جانبخش الهی💫✨💫✨💫
ولادت کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله رو خدمت یکایک شما بزرگواران
تبریک و تهنیت عرض میکنم🌈🌹🌈🌹🌈
خصوصا به گل دختران ماه كانال 👱♀😍
ان شاالله حاجت هاتون روا🙏😊
دلهای بامحبتتون پربشه از شادی و صفا😍😇
عاقبت امور هممون بخیرونیکی باشه🙏🙏
🎈🎈🎈🎉🎉🎉🎊🎊🎊🎈🎈🎈
@shear
شبتون روشن به انوار جانبخش الهی💫✨💫✨💫
ولادت کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله رو خدمت یکایک شما بزرگواران
تبریک و تهنیت عرض میکنم🌈🌹🌈🌹🌈
خصوصا به گل دختران ماه كانال 👱♀😍
ان شاالله حاجت هاتون روا🙏😊
دلهای بامحبتتون پربشه از شادی و صفا😍😇
عاقبت امور هممون بخیرونیکی باشه🙏🙏
🎈🎈🎈🎉🎉🎉🎊🎊🎊🎈🎈🎈
@shear
🎭
مادرم گفته که من باید شما را از سرم...
گفته که باید شما را توی رویا از سرم...
از تو باید بگذرم، حتی اگر شد از خودم!
تا بیفتد بی من و تو واژه ی ما از سرم
چتر و بارانی چرا؟! وقتی که من غرق توام
کاش حتی بگذرد بعد از تو دریا از سرم
بت پرستی پیشه ام شد، عاشقی آئین من؛
لحظه ای هم کم نشد فکر و چراها از سرم...
مرگ با خود کاشکی یک شب مرا هم برده بود؛
هی زیادی میکند وقتی که دنیا از سرم...
قول دادم بگذرم اما نگفتم کی، کجا!
عشق می افتد، ولی از صبحِ فردا از سرم
هرکجا رفتم خیالت هم کنارم بوده است...
فکر تو هر دم گذر میکرد تنها از سرم!
لحظه ای عطر شما میپیچد و حال مرا...
چادرم را سفت میچسبم مبادا از سرم...!
#طاهره_اباذری_هریس
@shear
مادرم گفته که من باید شما را از سرم...
گفته که باید شما را توی رویا از سرم...
از تو باید بگذرم، حتی اگر شد از خودم!
تا بیفتد بی من و تو واژه ی ما از سرم
چتر و بارانی چرا؟! وقتی که من غرق توام
کاش حتی بگذرد بعد از تو دریا از سرم
بت پرستی پیشه ام شد، عاشقی آئین من؛
لحظه ای هم کم نشد فکر و چراها از سرم...
مرگ با خود کاشکی یک شب مرا هم برده بود؛
هی زیادی میکند وقتی که دنیا از سرم...
قول دادم بگذرم اما نگفتم کی، کجا!
عشق می افتد، ولی از صبحِ فردا از سرم
هرکجا رفتم خیالت هم کنارم بوده است...
فکر تو هر دم گذر میکرد تنها از سرم!
لحظه ای عطر شما میپیچد و حال مرا...
چادرم را سفت میچسبم مبادا از سرم...!
#طاهره_اباذری_هریس
@shear
🎭
دل می برد مثل نگاه گاه گاهت
پیراهنِ آبی-سفیدِ راه راهت
با چشم هایت در نمی آویزم ای عشق
می ترسم از خشم کماندار سپاهت
داد و فغانم در تمام شهر جاری است
پر کرده دنیا را طنین قاه قاهت
صد طایفه دل در پی بوسیدنت بود
من هم یکی از عاشقان رو سیاهت
سوی کدامین قبله "نامت" را بخوانند
خیلِ به خاک افتادگانِ بارگاهت؟
حالا چه خواهی کرد ربالنوع این عشق
با پیروان کافر اما بی گناهت
من کیستم وقتی تو بالاترنشینی!
بچه پلنگی در پی تسخیر ماهت
شاعر تو را سهمی از آغوش جهان نیست
در گوش هر دلداده پیچیده است آهت ...
#فرزاد_فتحی
@shear
دل می برد مثل نگاه گاه گاهت
پیراهنِ آبی-سفیدِ راه راهت
با چشم هایت در نمی آویزم ای عشق
می ترسم از خشم کماندار سپاهت
داد و فغانم در تمام شهر جاری است
پر کرده دنیا را طنین قاه قاهت
صد طایفه دل در پی بوسیدنت بود
من هم یکی از عاشقان رو سیاهت
سوی کدامین قبله "نامت" را بخوانند
خیلِ به خاک افتادگانِ بارگاهت؟
حالا چه خواهی کرد ربالنوع این عشق
با پیروان کافر اما بی گناهت
من کیستم وقتی تو بالاترنشینی!
بچه پلنگی در پی تسخیر ماهت
شاعر تو را سهمی از آغوش جهان نیست
در گوش هر دلداده پیچیده است آهت ...
#فرزاد_فتحی
@shear
🎭
تلخ ترین
حادثه ی قرن است
اینکه:
تنها کسی که میتواند حالت را خوب کند
علت حال بدت باشد...
#مهدی_مطلق
@shear
تلخ ترین
حادثه ی قرن است
اینکه:
تنها کسی که میتواند حالت را خوب کند
علت حال بدت باشد...
#مهدی_مطلق
@shear
قسم به اسم قشنگت که اوج احساس است
که چشمهای تو مثل دو قطعه الماس است
خدا چه حوصله ای داشت وقت خلقت تو
چه کرد با دل من آن که خالق یاس است
پر است جام وجودت ز عشوه ای ساقی
خدای خالق ما منتهای احساس است
چه نقش و رنگ عجیبی چه کرده نقاشش
پریوشی که کشیده حقیقتا خاص است...
#مهتاب_بهشتی
@shear 🍂
که چشمهای تو مثل دو قطعه الماس است
خدا چه حوصله ای داشت وقت خلقت تو
چه کرد با دل من آن که خالق یاس است
پر است جام وجودت ز عشوه ای ساقی
خدای خالق ما منتهای احساس است
چه نقش و رنگ عجیبی چه کرده نقاشش
پریوشی که کشیده حقیقتا خاص است...
#مهتاب_بهشتی
@shear 🍂
🎭
همیشه پشت سخن آیه ی سکوت منم!
هزار چهره ی پوشیده در قنوت منم!
زبان سوخته ی جنگل بلوط منم!
و پشت جاذبه ها سیب در سقوط منم!
و بازمانده ی دنیای درد ما بودیم!
کسی که دید و فراموش کرد ما بودیم!
صدای حنجره ی سرخ درد ما بودیم!
سکوت بین دو فنجان سرد ما بودیم!
#احسان_افشاری
@shear
همیشه پشت سخن آیه ی سکوت منم!
هزار چهره ی پوشیده در قنوت منم!
زبان سوخته ی جنگل بلوط منم!
و پشت جاذبه ها سیب در سقوط منم!
و بازمانده ی دنیای درد ما بودیم!
کسی که دید و فراموش کرد ما بودیم!
صدای حنجره ی سرخ درد ما بودیم!
سکوت بین دو فنجان سرد ما بودیم!
#احسان_افشاری
@shear
🎭
پیش من میآیی عطر بزن، شاد بپوش
دامنی سادهتر و تازهتر از باد بپوش
پیش من میآیی گیره به موهات نبند
شاد و آزاد بیا، ساده و آزاد بپوش
روز دیدار تو داغ است، حواست باشد
شال شهریور و پیراهن مرداد بپوش
#ناصر_حامدی
@shear
پیش من میآیی عطر بزن، شاد بپوش
دامنی سادهتر و تازهتر از باد بپوش
پیش من میآیی گیره به موهات نبند
شاد و آزاد بیا، ساده و آزاد بپوش
روز دیدار تو داغ است، حواست باشد
شال شهریور و پیراهن مرداد بپوش
#ناصر_حامدی
@shear
🎭
فاصله ها اهمیتی ندارند
اگر تو کیلومتر ها دورتر از من
به صدای ضبط شده ام گوش کنی...
و من اینجا کیلومتر ها دور تر از تو
عکست را بغل بگیرم...
پای دوست داشتن که در میان باشد تمام معادلات عشق عوض میشود و فاصله نزدیکترین مرز من و تو میشود...
راستی از همین فاصله، چه بوی خوبی میدهی امروز...
#زهرا_مصلح
@shear
فاصله ها اهمیتی ندارند
اگر تو کیلومتر ها دورتر از من
به صدای ضبط شده ام گوش کنی...
و من اینجا کیلومتر ها دور تر از تو
عکست را بغل بگیرم...
پای دوست داشتن که در میان باشد تمام معادلات عشق عوض میشود و فاصله نزدیکترین مرز من و تو میشود...
راستی از همین فاصله، چه بوی خوبی میدهی امروز...
#زهرا_مصلح
@shear
مستي نه از پياله نه از خم شروع شد
از جادة سهشنبه شب قم شروع شد
آيينه خيره شد به من و من به آيينه
آن قدر خيره شد كه تبسم شروع شد
خورشيد ذرهبين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد
وقتي نسيم آه من از شيشهها گذشت
بيتابي مزارع گندم شروع شد
موج عذاب يا شب گرداب؟! هيچ يك
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
از ربناي ركعت دوم شروع شد
در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
تا گفتم السلام عليكم ... شروع شد
👤فاضل نظری
@shear
از جادة سهشنبه شب قم شروع شد
آيينه خيره شد به من و من به آيينه
آن قدر خيره شد كه تبسم شروع شد
خورشيد ذرهبين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد
وقتي نسيم آه من از شيشهها گذشت
بيتابي مزارع گندم شروع شد
موج عذاب يا شب گرداب؟! هيچ يك
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
از ربناي ركعت دوم شروع شد
در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
تا گفتم السلام عليكم ... شروع شد
👤فاضل نظری
@shear
دل ببـر دیـوانه کن ، اما مسوزان سینه ای
دل شکستن های ما پیگرد دارد خوب من
مهربـانی کن کـه بعـد از رفتنت عنوان کنم
لحظه های بی تو بودن درد دارد خوب من
زنده ام قدرم ندانستی چه سودم بعد مرگ
گفتـن ایـن واژه ی برگـرد دارد خوب من
از صـدای پـای عابـرها شنیـدم نیمه شب
کوچـه ها ماننـد ما شبگرد دارد خوب من
صبر هم دلخسته از صبر تو شد سنگ صبور
دور و بر بس مردم خونسرد دارد خوب من
#جواد_الماسی
@shear
دل شکستن های ما پیگرد دارد خوب من
مهربـانی کن کـه بعـد از رفتنت عنوان کنم
لحظه های بی تو بودن درد دارد خوب من
زنده ام قدرم ندانستی چه سودم بعد مرگ
گفتـن ایـن واژه ی برگـرد دارد خوب من
از صـدای پـای عابـرها شنیـدم نیمه شب
کوچـه ها ماننـد ما شبگرد دارد خوب من
صبر هم دلخسته از صبر تو شد سنگ صبور
دور و بر بس مردم خونسرد دارد خوب من
#جواد_الماسی
@shear
اشک می ریزم در این غمخانه خیلی بیشتر
شعر می گویم در این کاشانه خیلی بیشتر
در میانِ دشمنانِ خویش میبینم که هست
آشنایانِ من از بیگانه خیلی بیشتر
در خیالِ باطلش پنداشت دارد مشتری
یک دلِ آباد از این ویرانه خیلی بیشتر
حرفِ رفتن را شنیدن، خوب می گِریانَدَم
آن نگاهِ تلخ و بی شرمانه خیلی بیشتر
گریه هایِ عاشقانِ بینوا دارد دوام
گریه هایِ مُمتَدِ مردانه، خیلی بیشتر
#محسن_زعفرانیه
#عاشقانه
#ارسالي_اعضاء
@shear
شعر می گویم در این کاشانه خیلی بیشتر
در میانِ دشمنانِ خویش میبینم که هست
آشنایانِ من از بیگانه خیلی بیشتر
در خیالِ باطلش پنداشت دارد مشتری
یک دلِ آباد از این ویرانه خیلی بیشتر
حرفِ رفتن را شنیدن، خوب می گِریانَدَم
آن نگاهِ تلخ و بی شرمانه خیلی بیشتر
گریه هایِ عاشقانِ بینوا دارد دوام
گریه هایِ مُمتَدِ مردانه، خیلی بیشتر
#محسن_زعفرانیه
#عاشقانه
#ارسالي_اعضاء
@shear
#عشق_دوم
.
.
گفت؛ خوشحالم که او دست از سرش برداشته
گفتم اما خاطراتی روی هم انباشته
عشق دوم بودنت لطفی ندارد غیر از این
تا رود از خاطرش عشقی که قبلا داشته
#سید_یونس_ناصری
#سینا
#ارسالي_اعضاء
@shear
.
.
گفت؛ خوشحالم که او دست از سرش برداشته
گفتم اما خاطراتی روی هم انباشته
عشق دوم بودنت لطفی ندارد غیر از این
تا رود از خاطرش عشقی که قبلا داشته
#سید_یونس_ناصری
#سینا
#ارسالي_اعضاء
@shear