تا عشق و جنون هیچ رقم فاصله ای نیست
چون پرتو عشق در جهان مشعله ای نیست
گر جمع شود مشغله و رنج دو عالم
در پیش غم عشق وجنون مشغله ای نیست
در طینت عشق است که دلداده کشد جور
از دلبر بیچاره که دیگر گله ای نیست
آنجا شده ام بنده ی معشوق که دیدم
آشفته تر از زلف سرش سلسله ای نیست
پیچیده تر از هر چه به عالم نگری هست!
پیچیده تر از عشق ولی غائله ای نیست؟؟
گویند چه خیری تو ازین غائله دیدی
بگذار بگویند همه! مسئله ای نیست
آنقدر غزل در سر خود دارم از این عشق
افسوس که دیگر رمقی حوصله ای نیست
#سید_مسعود_ساداتی
@shear
چون پرتو عشق در جهان مشعله ای نیست
گر جمع شود مشغله و رنج دو عالم
در پیش غم عشق وجنون مشغله ای نیست
در طینت عشق است که دلداده کشد جور
از دلبر بیچاره که دیگر گله ای نیست
آنجا شده ام بنده ی معشوق که دیدم
آشفته تر از زلف سرش سلسله ای نیست
پیچیده تر از هر چه به عالم نگری هست!
پیچیده تر از عشق ولی غائله ای نیست؟؟
گویند چه خیری تو ازین غائله دیدی
بگذار بگویند همه! مسئله ای نیست
آنقدر غزل در سر خود دارم از این عشق
افسوس که دیگر رمقی حوصله ای نیست
#سید_مسعود_ساداتی
@shear
.
جدا از عاشـقی کردن ، چه خواهم کرد دنیا را
اگـر تقـدیـر مـن باشـد ، ببـینم بـاز فـردا را
خـودم را می برم از یاد ، امـا عـاشـقی را نـه !
در این آییـنه بایـد دید ، فـرق زشـت و زیبـا را
مرا دیوانه خواهـی کرد ، این را خـوب میدانم
جنـونم می کشـاند ، تا بگـیرم راه صحـرا را
هـوای شهـر چـشمـم ، باز طـوفـان ، باز بارانـی
خـدا لعـنت کـند ، ایـن ابـرهـای ناشـکیـبا را
چه آشوبی است در دریای چشمانت ، ندانستم
کـه بر هـم میـزند بی تابیم ، احـوال دریا را
من از بیچارگی ، بر سرنوشت خویش میگریم
چرا جز غـم نمیگیرد ، نشـان خانه ی مـا را ؟
ندارم شکـوه از بی مهـری یاران و میدانم
که چون فانوس خامـوشم ، نگاه شاپرک ها را
#محمد_رضا_جنتی
@shear
جدا از عاشـقی کردن ، چه خواهم کرد دنیا را
اگـر تقـدیـر مـن باشـد ، ببـینم بـاز فـردا را
خـودم را می برم از یاد ، امـا عـاشـقی را نـه !
در این آییـنه بایـد دید ، فـرق زشـت و زیبـا را
مرا دیوانه خواهـی کرد ، این را خـوب میدانم
جنـونم می کشـاند ، تا بگـیرم راه صحـرا را
هـوای شهـر چـشمـم ، باز طـوفـان ، باز بارانـی
خـدا لعـنت کـند ، ایـن ابـرهـای ناشـکیـبا را
چه آشوبی است در دریای چشمانت ، ندانستم
کـه بر هـم میـزند بی تابیم ، احـوال دریا را
من از بیچارگی ، بر سرنوشت خویش میگریم
چرا جز غـم نمیگیرد ، نشـان خانه ی مـا را ؟
ندارم شکـوه از بی مهـری یاران و میدانم
که چون فانوس خامـوشم ، نگاه شاپرک ها را
#محمد_رضا_جنتی
@shear
بـاز هـم ، سـاغـری از لـعـل لبـت نوشـم کن
فارغ از خوب و بد و عقل و دل و هوشم کن
همچو عکس رخ مهتاب ، در این برکه ی پیر
گـاهــی از راه وفـا ، یـادی از آغـوشـم کن
من در این برزخ تـردید ، به جـان آمـده ام
یا بیـا ، یا ببـر از یـاد و فـرامـوشـم کـن
زیر خاکـستر مـن ، آتـش عشقـت باقی است
نفسی مـانـده ، بگـیر از مـن و خـامـوشم کن
جـز در آیـیـنه ، کـسی نیست مـرا همنفسی
بشـکن آییـنه و یک عمـر ، سـیه پوشـم کن
مـن همـان شعـر پـر از خـاطـره ی دیـروزم
بیـت پایان مـرا ، زمـزمـه در گـوشـم کن
دفتر جان من از مشق خیـالت ، غلط است
خط بطـلان بکـش و یکـسره مخـدوشم کن
#محمد_رضا_جنتی
@shear
فارغ از خوب و بد و عقل و دل و هوشم کن
همچو عکس رخ مهتاب ، در این برکه ی پیر
گـاهــی از راه وفـا ، یـادی از آغـوشـم کن
من در این برزخ تـردید ، به جـان آمـده ام
یا بیـا ، یا ببـر از یـاد و فـرامـوشـم کـن
زیر خاکـستر مـن ، آتـش عشقـت باقی است
نفسی مـانـده ، بگـیر از مـن و خـامـوشم کن
جـز در آیـیـنه ، کـسی نیست مـرا همنفسی
بشـکن آییـنه و یک عمـر ، سـیه پوشـم کن
مـن همـان شعـر پـر از خـاطـره ی دیـروزم
بیـت پایان مـرا ، زمـزمـه در گـوشـم کن
دفتر جان من از مشق خیـالت ، غلط است
خط بطـلان بکـش و یکـسره مخـدوشم کن
#محمد_رضا_جنتی
@shear
زیر و رو کردی دل این عاشق غمخوار را
مانده در آوار داند معنی آوار را
موی خرمایی تو وقتی رها شد هم مرا
برده بر دار جنون هم "میثم تمار" را
ای به ظاهر مذهبی و ای به باطن پهلوی
این ریا بیچاره کرده حوزه و دربار را
بین تنهایی آدم ها چنان می جویمت
مثل آن کور عصا گم کرده که ،دیوار را
در کنار تو زمین خالی ز آدم می شود
عشق ما آشفته کرده منطق و آمار را
عاقبت چشم خمار و لهجه ی کرمانی ات
سوی تهران می کشد شه زاده ی قاجار را
هرچه می گویم کمی از شعر من زیبا تری
چشم تو دیوانه کرده حافظ و عطار را
من به آقای غزل شهره ....... ولش کن بیخیال
پیش تو کاهم که کوهی دیده ام دلدار را
#احمدجم
@shear
مانده در آوار داند معنی آوار را
موی خرمایی تو وقتی رها شد هم مرا
برده بر دار جنون هم "میثم تمار" را
ای به ظاهر مذهبی و ای به باطن پهلوی
این ریا بیچاره کرده حوزه و دربار را
بین تنهایی آدم ها چنان می جویمت
مثل آن کور عصا گم کرده که ،دیوار را
در کنار تو زمین خالی ز آدم می شود
عشق ما آشفته کرده منطق و آمار را
عاقبت چشم خمار و لهجه ی کرمانی ات
سوی تهران می کشد شه زاده ی قاجار را
هرچه می گویم کمی از شعر من زیبا تری
چشم تو دیوانه کرده حافظ و عطار را
من به آقای غزل شهره ....... ولش کن بیخیال
پیش تو کاهم که کوهی دیده ام دلدار را
#احمدجم
@shear
.
نه بوسه ای ، نه کناری، نه جام چشم خماری
نه خوابی و نه قراری ، نه جُز خیال تو کاری
مپرس حال دلم را ، که این پرنده ی عاشق
کشیده جور خـزان را ، به انتـظـار بهـاری
زبانه می کشد از هـر طرف ، شـرار خیـالت
خوشا به بخت بلنـدم ، که نیست راه فـراری
شبـیه شیـشه ی زیبای عطـرهای قـدیمـی
اگر چه خالی از عشقی ، همیشه جاذبه داری
بدون دلهـره یک شب ، به سر نبردم و ترسم
کلیـد ملـک دلت را ، به دیگری بسـپاری
دوباره بغض غـریبی ، گرفته راه نفس را
هوای گریه ندارم ، چو نیست شانه ی یاری
یکی صدای مـرا هـم ، به آسمـان برسـاند
کـه نـای بسـته ندارد ، نوای ناله و زاری
دلم گرفته ، هم از تو ، هم از تمامی دنیا
چه سینه سوز نگاری ، چه بی فروغ دیاری
#محمد_رضا_جنتی
@shear
نه بوسه ای ، نه کناری، نه جام چشم خماری
نه خوابی و نه قراری ، نه جُز خیال تو کاری
مپرس حال دلم را ، که این پرنده ی عاشق
کشیده جور خـزان را ، به انتـظـار بهـاری
زبانه می کشد از هـر طرف ، شـرار خیـالت
خوشا به بخت بلنـدم ، که نیست راه فـراری
شبـیه شیـشه ی زیبای عطـرهای قـدیمـی
اگر چه خالی از عشقی ، همیشه جاذبه داری
بدون دلهـره یک شب ، به سر نبردم و ترسم
کلیـد ملـک دلت را ، به دیگری بسـپاری
دوباره بغض غـریبی ، گرفته راه نفس را
هوای گریه ندارم ، چو نیست شانه ی یاری
یکی صدای مـرا هـم ، به آسمـان برسـاند
کـه نـای بسـته ندارد ، نوای ناله و زاری
دلم گرفته ، هم از تو ، هم از تمامی دنیا
چه سینه سوز نگاری ، چه بی فروغ دیاری
#محمد_رضا_جنتی
@shear
🎭
گریه کردم گریه هم اینبار آرامم نکرد
دارو خوردم دارو مرفین دار آرامم نکرد
با خیالت راه رفتم در اتاق خالی ام
عکس های مانده بر دیوار آرامم نکرد
شعر خواندم شعر گفتم صد غزل ، صد مثنوی
عشق و شعر و دفتر و خودکارم آرامم نکرد
خواستم یکبار دیگر دل ببندم شاید او
دل سپردن از سرِ اجبار آرامم نکرد
خسته بودم چشم هایم نای خوابیدن نداشت
فکرهای تا سحر بیدار آرامم نکرد
خسته بودم از خودم از زندگی از شعرها
خسته بودم چای با قهوه آرامم نکرد
#محمدرضا_صبوری
@shear
گریه کردم گریه هم اینبار آرامم نکرد
دارو خوردم دارو مرفین دار آرامم نکرد
با خیالت راه رفتم در اتاق خالی ام
عکس های مانده بر دیوار آرامم نکرد
شعر خواندم شعر گفتم صد غزل ، صد مثنوی
عشق و شعر و دفتر و خودکارم آرامم نکرد
خواستم یکبار دیگر دل ببندم شاید او
دل سپردن از سرِ اجبار آرامم نکرد
خسته بودم چشم هایم نای خوابیدن نداشت
فکرهای تا سحر بیدار آرامم نکرد
خسته بودم از خودم از زندگی از شعرها
خسته بودم چای با قهوه آرامم نکرد
#محمدرضا_صبوری
@shear
چندی ست دلم حال خودش نیست
درمانده که این حال بدش چیست؟
هر بار شنیدم که دلم ناله کنان است
از خویش بپرسد که این حال چه سان است؟
بیچاره دلم، از غم و غصه ست، که رنگش پریده
دیوانه شده، حال پریشان و دلِ تنگ، امانش بریده
گوید به او حال پریشانی ات از عزلت دلهاست
آری همان "عشق" که گویند همه، آفت جانهاست
صد بار بگفتم که این عشق عذاب است
عاشق بشوی حال دل از عشق خراب است
آوارگی و در به دری، بی خور و خوابی
دلتنگی و بی حصولگی، ناله و زاری
اینها همگی حاصل عاشق شدن است، دل
پرهیز کن از عشق که مجنون شد است، دل
#صادق_رشیدیان "شهراد"
@shear
درمانده که این حال بدش چیست؟
هر بار شنیدم که دلم ناله کنان است
از خویش بپرسد که این حال چه سان است؟
بیچاره دلم، از غم و غصه ست، که رنگش پریده
دیوانه شده، حال پریشان و دلِ تنگ، امانش بریده
گوید به او حال پریشانی ات از عزلت دلهاست
آری همان "عشق" که گویند همه، آفت جانهاست
صد بار بگفتم که این عشق عذاب است
عاشق بشوی حال دل از عشق خراب است
آوارگی و در به دری، بی خور و خوابی
دلتنگی و بی حصولگی، ناله و زاری
اینها همگی حاصل عاشق شدن است، دل
پرهیز کن از عشق که مجنون شد است، دل
#صادق_رشیدیان "شهراد"
@shear
ما درد را به صورت خودکار می کشیم
از چشم های خسته ی خود، کار می کشیم
خواری و ذلت ست تمنای گل ببین!
از دست های خاطی خود، خار می کشیم
هی دل بدی ببیند و باز عاشقی کند
بیچاره ما که از دلِ بی عار می کشیم
ای دل چنان نباش، که آسوده از غمی!
از اشکِ چشم، سرزده اسرار می کشیم
از دست، رفته فرصتِ انکار عاشقی
این بارِ غم به دوش، به اجبار می کشیم
ما کودکی نکرده، "به پیری رسیده ایم"
پس هر چه می کشیم، ز دلدار می کشیم
#سیدیونسناصری
#سینا
@shear
از چشم های خسته ی خود، کار می کشیم
خواری و ذلت ست تمنای گل ببین!
از دست های خاطی خود، خار می کشیم
هی دل بدی ببیند و باز عاشقی کند
بیچاره ما که از دلِ بی عار می کشیم
ای دل چنان نباش، که آسوده از غمی!
از اشکِ چشم، سرزده اسرار می کشیم
از دست، رفته فرصتِ انکار عاشقی
این بارِ غم به دوش، به اجبار می کشیم
ما کودکی نکرده، "به پیری رسیده ایم"
پس هر چه می کشیم، ز دلدار می کشیم
#سیدیونسناصری
#سینا
@shear
🎭
از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدي
بانو ، شما مليكة ايران ما شدي
از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد
تا كوثر دوباره قرآن ما شدي
منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت
وقتي كه آمدي تو و مهمان ما شدي
با هر قدم به سينه ما جا گرفته اي
يعني تو صاحب دل ما جان ما شدي
باني خير و بركت اين خطه گشته اي
وقتي نسيم سبز بيابان ما شدي
يعني فقط نه جزء محبان حيدريم
«از شيعيان كشور موسي بن جعفريم»
#محمد_بیابانی
ولادت حضرت #معصومه (س)
روز #دختر 🦋
@shear
از آن زمان كه خواهر سلطان ما شدي
بانو ، شما مليكة ايران ما شدي
از آسمان وجود تو بر ما نزول كرد
تا كوثر دوباره قرآن ما شدي
منت گذاشت بر سر ما ناز مقدمت
وقتي كه آمدي تو و مهمان ما شدي
با هر قدم به سينه ما جا گرفته اي
يعني تو صاحب دل ما جان ما شدي
باني خير و بركت اين خطه گشته اي
وقتي نسيم سبز بيابان ما شدي
يعني فقط نه جزء محبان حيدريم
«از شيعيان كشور موسي بن جعفريم»
#محمد_بیابانی
ولادت حضرت #معصومه (س)
روز #دختر 🦋
@shear
🌷 یا فاطمه معصومه (س) ... 🍃
صدا صدای تپشهای قلبِ باران است
که مثل زمزمهی قاریانِ قرآن است
ستارههای فلک دانههای تسبیحاند
دوباره خانهی خورشید، ریسهبندان است
کلیمِ آل عبا با خداست، همصحبت
کنار وادی گهوارهای غزلخوان است
برای دختر خود «ان یکاد» میخواند
کسی که روی لبش ذکر «فاطمه جان» است
خدا دوباره به آل رسول، کوثر داد
و برکتی که خدا میدهد فراوان است
نشستهام سر راهش؛ به زیر سایهی نور
سلام میدهم از دور، سمت آیهی نور
سلام خواهرِ خورشیدِ این دیار، سلام
سلام حضرت گل؛ دخترِ بهار، سلام
دوباره نوکری از نسل نوکران علی
رسانده محضرت ای فاطمیتبار، سلام
به قطره قطرهی آب وضوت، محتاجم
به رود میدهم از سمت شورهزار، سلام
نفس نفس به هوایت پریده مرغ دلم
تپش تپش به تو دادهست، بیقرار، سلام
به جبر هم که شده نوکرِ تو خواهم ماند
مرا قبول کن ای صاحباختیار، سلام !!
گدای سر به هوا؛ سر به راه خانهی توست
برایم آخرِ پرواز، چاه خانهی توست
تو شاهزادهای و من غلامزادهی تو
تویی ملیکه و من هم گدای سادهی تو
به دودمانِ گدایانِ دودمانِ شما ...
همیشه خیر رساندهست، خانوادهی تو
دهانِ حاجتم از ذکرِ خواهشم خالیست
پر است، دستِ من از داده و ندادهی تو
نفس کشیدن من از کریمه بودن توست
که زندهام به هوای تو؛ با ارادهی تو
مرا دوباره ببر سر به راهِ گنبد کن
کبوترم؛ که زمین خوردهام به جادهی تو
بیا مرا ببر از خود؛ مسافرِ قم کن
اگر صلاح ِمن این است، در حرم گم کن
دلم دو دل شده در شاهراه قم - مشهد
که ماه، ماه جنون است، ماهِ قم - مشهد
همیشه وقتِ بلا میشوم پناهنده
به سایهسار شما؛ در پناهِ قم - مشهد
کلاغهای شما هم سپید رو هستند
منم کبوترِ چهرهسیاهِ قم - مشهد
به آسمانِ بخیلِ دیارِ ما هر روز
رسیده ابر کَرم؛ از نگاهِ قم - مشهد
دلم اسیرِ مسیرِ تو و رضاست، فقط
که پرسهگاه من است ایستگاهِ قم - مشهد
همیشه زائرِ جلدِ قم و خراسانم
هزار شکر خدا را که اهل ایرانم
#یا_فاطمه_معصومه_س
#یا_فاطمه_اشفعی_لی_فی_الجنة
#یا_علی_ابن_موسی_الرضا_ع
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
صدا صدای تپشهای قلبِ باران است
که مثل زمزمهی قاریانِ قرآن است
ستارههای فلک دانههای تسبیحاند
دوباره خانهی خورشید، ریسهبندان است
کلیمِ آل عبا با خداست، همصحبت
کنار وادی گهوارهای غزلخوان است
برای دختر خود «ان یکاد» میخواند
کسی که روی لبش ذکر «فاطمه جان» است
خدا دوباره به آل رسول، کوثر داد
و برکتی که خدا میدهد فراوان است
نشستهام سر راهش؛ به زیر سایهی نور
سلام میدهم از دور، سمت آیهی نور
سلام خواهرِ خورشیدِ این دیار، سلام
سلام حضرت گل؛ دخترِ بهار، سلام
دوباره نوکری از نسل نوکران علی
رسانده محضرت ای فاطمیتبار، سلام
به قطره قطرهی آب وضوت، محتاجم
به رود میدهم از سمت شورهزار، سلام
نفس نفس به هوایت پریده مرغ دلم
تپش تپش به تو دادهست، بیقرار، سلام
به جبر هم که شده نوکرِ تو خواهم ماند
مرا قبول کن ای صاحباختیار، سلام !!
گدای سر به هوا؛ سر به راه خانهی توست
برایم آخرِ پرواز، چاه خانهی توست
تو شاهزادهای و من غلامزادهی تو
تویی ملیکه و من هم گدای سادهی تو
به دودمانِ گدایانِ دودمانِ شما ...
همیشه خیر رساندهست، خانوادهی تو
دهانِ حاجتم از ذکرِ خواهشم خالیست
پر است، دستِ من از داده و ندادهی تو
نفس کشیدن من از کریمه بودن توست
که زندهام به هوای تو؛ با ارادهی تو
مرا دوباره ببر سر به راهِ گنبد کن
کبوترم؛ که زمین خوردهام به جادهی تو
بیا مرا ببر از خود؛ مسافرِ قم کن
اگر صلاح ِمن این است، در حرم گم کن
دلم دو دل شده در شاهراه قم - مشهد
که ماه، ماه جنون است، ماهِ قم - مشهد
همیشه وقتِ بلا میشوم پناهنده
به سایهسار شما؛ در پناهِ قم - مشهد
کلاغهای شما هم سپید رو هستند
منم کبوترِ چهرهسیاهِ قم - مشهد
به آسمانِ بخیلِ دیارِ ما هر روز
رسیده ابر کَرم؛ از نگاهِ قم - مشهد
دلم اسیرِ مسیرِ تو و رضاست، فقط
که پرسهگاه من است ایستگاهِ قم - مشهد
همیشه زائرِ جلدِ قم و خراسانم
هزار شکر خدا را که اهل ایرانم
#یا_فاطمه_معصومه_س
#یا_فاطمه_اشفعی_لی_فی_الجنة
#یا_علی_ابن_موسی_الرضا_ع
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
کی می شود دست از گلوی شهر برداری؟
حالا که از آشفتگی هایش خبر داری !!
بی تابم و در ساقه هایم تابت آوردم
بی رحمی و در دست چشمانت تبر داری
ایمان نیاوردم به تجویز پزشک شهر
تنها تو درمان منی و تو اثر داری
مرغ تو اصلا پا ندارد درعوض اما
تنها برای رفتن از من بال و پر داری
شایع شده از مهره های اغتشاشاتی
در تیله چشمی خاطی و آشوبگر داری
دیگر یقین دارم سران فتنه آزادند
در عین خونسردی نگاهی فتنه گر داری
صدبار می گویم ، خطا کردی خاطا کردی
این اشک تمساح است اگر چشمان تر داری
والله خیر حافظا ..خواندم که برگردی
اما خدا داند چه خوابی زیر سر داری
#یاسر اکبری
@shear
حالا که از آشفتگی هایش خبر داری !!
بی تابم و در ساقه هایم تابت آوردم
بی رحمی و در دست چشمانت تبر داری
ایمان نیاوردم به تجویز پزشک شهر
تنها تو درمان منی و تو اثر داری
مرغ تو اصلا پا ندارد درعوض اما
تنها برای رفتن از من بال و پر داری
شایع شده از مهره های اغتشاشاتی
در تیله چشمی خاطی و آشوبگر داری
دیگر یقین دارم سران فتنه آزادند
در عین خونسردی نگاهی فتنه گر داری
صدبار می گویم ، خطا کردی خاطا کردی
این اشک تمساح است اگر چشمان تر داری
والله خیر حافظا ..خواندم که برگردی
اما خدا داند چه خوابی زیر سر داری
#یاسر اکبری
@shear
♥️❣️♥️❣️♥️
در این رکود، رونق بازار میشوی
دل میفروشم و تو خریدار میشوی
اینقدر، زل نزن به نگاهت در آینه
مانند من تو نیز، گرفتار میشوی
تقصیر توست، قبلهنما گیج میزند
باشد؛ بچرخ !؛ قبلهی سیّار میشوی
در چشممان هزار، غزل قاب میشود
وقتی در این دو آینه تکرار میشوی
میگویم از تمامِ گناهانِ عمرِ خویش
ای بازجو ببخش، که اقرار میشوی !
زندانِ عاشقانهترین جُرمِ من تویی
وقتی که جای پنجره دیوار میشوی
یک صبح، میرسد که در آغوش گرم من
با بوسههای سرزده بیدار میشوی
هر بیت را به نیتِ یک بوسه گفتهام
آخر هزار بوسه بدهکار میشوی
#رضا_قاسمی
♥️ @shear ♥️
♥️❣️♥️❣️♥️
در این رکود، رونق بازار میشوی
دل میفروشم و تو خریدار میشوی
اینقدر، زل نزن به نگاهت در آینه
مانند من تو نیز، گرفتار میشوی
تقصیر توست، قبلهنما گیج میزند
باشد؛ بچرخ !؛ قبلهی سیّار میشوی
در چشممان هزار، غزل قاب میشود
وقتی در این دو آینه تکرار میشوی
میگویم از تمامِ گناهانِ عمرِ خویش
ای بازجو ببخش، که اقرار میشوی !
زندانِ عاشقانهترین جُرمِ من تویی
وقتی که جای پنجره دیوار میشوی
یک صبح، میرسد که در آغوش گرم من
با بوسههای سرزده بیدار میشوی
هر بیت را به نیتِ یک بوسه گفتهام
آخر هزار بوسه بدهکار میشوی
#رضا_قاسمی
♥️ @shear ♥️
♥️❣️♥️❣️♥️
سلام عزیزان ✋
شبتون روشن به انوار جانبخش الهی💫✨💫✨💫
ولادت کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله رو خدمت یکایک شما بزرگواران
تبریک و تهنیت عرض میکنم🌈🌹🌈🌹🌈
خصوصا به گل دختران ماه كانال 👱♀😍
ان شاالله حاجت هاتون روا🙏😊
دلهای بامحبتتون پربشه از شادی و صفا😍😇
عاقبت امور هممون بخیرونیکی باشه🙏🙏
🎈🎈🎈🎉🎉🎉🎊🎊🎊🎈🎈🎈
@shear
شبتون روشن به انوار جانبخش الهی💫✨💫✨💫
ولادت کریمه ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله رو خدمت یکایک شما بزرگواران
تبریک و تهنیت عرض میکنم🌈🌹🌈🌹🌈
خصوصا به گل دختران ماه كانال 👱♀😍
ان شاالله حاجت هاتون روا🙏😊
دلهای بامحبتتون پربشه از شادی و صفا😍😇
عاقبت امور هممون بخیرونیکی باشه🙏🙏
🎈🎈🎈🎉🎉🎉🎊🎊🎊🎈🎈🎈
@shear
🎭
مادرم گفته که من باید شما را از سرم...
گفته که باید شما را توی رویا از سرم...
از تو باید بگذرم، حتی اگر شد از خودم!
تا بیفتد بی من و تو واژه ی ما از سرم
چتر و بارانی چرا؟! وقتی که من غرق توام
کاش حتی بگذرد بعد از تو دریا از سرم
بت پرستی پیشه ام شد، عاشقی آئین من؛
لحظه ای هم کم نشد فکر و چراها از سرم...
مرگ با خود کاشکی یک شب مرا هم برده بود؛
هی زیادی میکند وقتی که دنیا از سرم...
قول دادم بگذرم اما نگفتم کی، کجا!
عشق می افتد، ولی از صبحِ فردا از سرم
هرکجا رفتم خیالت هم کنارم بوده است...
فکر تو هر دم گذر میکرد تنها از سرم!
لحظه ای عطر شما میپیچد و حال مرا...
چادرم را سفت میچسبم مبادا از سرم...!
#طاهره_اباذری_هریس
@shear
مادرم گفته که من باید شما را از سرم...
گفته که باید شما را توی رویا از سرم...
از تو باید بگذرم، حتی اگر شد از خودم!
تا بیفتد بی من و تو واژه ی ما از سرم
چتر و بارانی چرا؟! وقتی که من غرق توام
کاش حتی بگذرد بعد از تو دریا از سرم
بت پرستی پیشه ام شد، عاشقی آئین من؛
لحظه ای هم کم نشد فکر و چراها از سرم...
مرگ با خود کاشکی یک شب مرا هم برده بود؛
هی زیادی میکند وقتی که دنیا از سرم...
قول دادم بگذرم اما نگفتم کی، کجا!
عشق می افتد، ولی از صبحِ فردا از سرم
هرکجا رفتم خیالت هم کنارم بوده است...
فکر تو هر دم گذر میکرد تنها از سرم!
لحظه ای عطر شما میپیچد و حال مرا...
چادرم را سفت میچسبم مبادا از سرم...!
#طاهره_اباذری_هریس
@shear
🎭
دل می برد مثل نگاه گاه گاهت
پیراهنِ آبی-سفیدِ راه راهت
با چشم هایت در نمی آویزم ای عشق
می ترسم از خشم کماندار سپاهت
داد و فغانم در تمام شهر جاری است
پر کرده دنیا را طنین قاه قاهت
صد طایفه دل در پی بوسیدنت بود
من هم یکی از عاشقان رو سیاهت
سوی کدامین قبله "نامت" را بخوانند
خیلِ به خاک افتادگانِ بارگاهت؟
حالا چه خواهی کرد ربالنوع این عشق
با پیروان کافر اما بی گناهت
من کیستم وقتی تو بالاترنشینی!
بچه پلنگی در پی تسخیر ماهت
شاعر تو را سهمی از آغوش جهان نیست
در گوش هر دلداده پیچیده است آهت ...
#فرزاد_فتحی
@shear
دل می برد مثل نگاه گاه گاهت
پیراهنِ آبی-سفیدِ راه راهت
با چشم هایت در نمی آویزم ای عشق
می ترسم از خشم کماندار سپاهت
داد و فغانم در تمام شهر جاری است
پر کرده دنیا را طنین قاه قاهت
صد طایفه دل در پی بوسیدنت بود
من هم یکی از عاشقان رو سیاهت
سوی کدامین قبله "نامت" را بخوانند
خیلِ به خاک افتادگانِ بارگاهت؟
حالا چه خواهی کرد ربالنوع این عشق
با پیروان کافر اما بی گناهت
من کیستم وقتی تو بالاترنشینی!
بچه پلنگی در پی تسخیر ماهت
شاعر تو را سهمی از آغوش جهان نیست
در گوش هر دلداده پیچیده است آهت ...
#فرزاد_فتحی
@shear
🎭
تلخ ترین
حادثه ی قرن است
اینکه:
تنها کسی که میتواند حالت را خوب کند
علت حال بدت باشد...
#مهدی_مطلق
@shear
تلخ ترین
حادثه ی قرن است
اینکه:
تنها کسی که میتواند حالت را خوب کند
علت حال بدت باشد...
#مهدی_مطلق
@shear
قسم به اسم قشنگت که اوج احساس است
که چشمهای تو مثل دو قطعه الماس است
خدا چه حوصله ای داشت وقت خلقت تو
چه کرد با دل من آن که خالق یاس است
پر است جام وجودت ز عشوه ای ساقی
خدای خالق ما منتهای احساس است
چه نقش و رنگ عجیبی چه کرده نقاشش
پریوشی که کشیده حقیقتا خاص است...
#مهتاب_بهشتی
@shear 🍂
که چشمهای تو مثل دو قطعه الماس است
خدا چه حوصله ای داشت وقت خلقت تو
چه کرد با دل من آن که خالق یاس است
پر است جام وجودت ز عشوه ای ساقی
خدای خالق ما منتهای احساس است
چه نقش و رنگ عجیبی چه کرده نقاشش
پریوشی که کشیده حقیقتا خاص است...
#مهتاب_بهشتی
@shear 🍂
🎭
همیشه پشت سخن آیه ی سکوت منم!
هزار چهره ی پوشیده در قنوت منم!
زبان سوخته ی جنگل بلوط منم!
و پشت جاذبه ها سیب در سقوط منم!
و بازمانده ی دنیای درد ما بودیم!
کسی که دید و فراموش کرد ما بودیم!
صدای حنجره ی سرخ درد ما بودیم!
سکوت بین دو فنجان سرد ما بودیم!
#احسان_افشاری
@shear
همیشه پشت سخن آیه ی سکوت منم!
هزار چهره ی پوشیده در قنوت منم!
زبان سوخته ی جنگل بلوط منم!
و پشت جاذبه ها سیب در سقوط منم!
و بازمانده ی دنیای درد ما بودیم!
کسی که دید و فراموش کرد ما بودیم!
صدای حنجره ی سرخ درد ما بودیم!
سکوت بین دو فنجان سرد ما بودیم!
#احسان_افشاری
@shear
🎭
پیش من میآیی عطر بزن، شاد بپوش
دامنی سادهتر و تازهتر از باد بپوش
پیش من میآیی گیره به موهات نبند
شاد و آزاد بیا، ساده و آزاد بپوش
روز دیدار تو داغ است، حواست باشد
شال شهریور و پیراهن مرداد بپوش
#ناصر_حامدی
@shear
پیش من میآیی عطر بزن، شاد بپوش
دامنی سادهتر و تازهتر از باد بپوش
پیش من میآیی گیره به موهات نبند
شاد و آزاد بیا، ساده و آزاد بپوش
روز دیدار تو داغ است، حواست باشد
شال شهریور و پیراهن مرداد بپوش
#ناصر_حامدی
@shear