🍀 معنای " ادب " از نگاه حضرت حسین، ساده و کاربردی ...
سُئِلَ الاِْمامُ الْحُسَيْنُ عليه السلام عَنِ الاَْدَبِ، فَقالَ: هُوَ اَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِكَ، فَلا تُلْقِىَ اَحَداً اِلاّ رَأَيْتَ لَهُ الْفَضْلَ عَلَيْكَ؛
از امام حسين (عليه السلام) معناى ادب را پرسيدند؟ امام فرمودند:
ادب آن است که چون از خانه ات خارج شدی کسی را نبینی مگر آنکه اورا برتر از خودت بینی .
📚 موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام / 910
@shear
سُئِلَ الاِْمامُ الْحُسَيْنُ عليه السلام عَنِ الاَْدَبِ، فَقالَ: هُوَ اَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِكَ، فَلا تُلْقِىَ اَحَداً اِلاّ رَأَيْتَ لَهُ الْفَضْلَ عَلَيْكَ؛
از امام حسين (عليه السلام) معناى ادب را پرسيدند؟ امام فرمودند:
ادب آن است که چون از خانه ات خارج شدی کسی را نبینی مگر آنکه اورا برتر از خودت بینی .
📚 موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام / 910
@shear
🎭
دلم تنهاست اما بعدِ تو همدم نمیخواهد!
برایم سرنوشت انگار غیر از غم نمیخواهد!
مفاتیح الجنان را خوانده ام صد بار بیحاصل...
خدا هم شک نکن ما را کنارِ هم نمیخواهد!
خودم با گریه پر دادم تو را از این قفس روزی...
زیادت سهم اغیار است، عاشق کم نمیخواهد!
ندارم بعد از این سودای سیبی سرخ را در سر...
که این دنیا مرا حوا، تو را آدم نمیخواهد!
اگر از دوست نیشی هم رسد نوش است عاشق را...
پر از زخم است جان اما دگر مرهم نمیخواهد!
به جز تو سِرِّ عشقم را امانت دار خوبی نیست...
فراوان راز دارد دل ولی محرم نمیخواهد!
کسی جای تو را در روزگارم پر نخواهد کرد...
دلم تنهاست اما غیرِ تو همدم نمیخواهد!
#طاهره_اباذری_هریس
@shear
دلم تنهاست اما بعدِ تو همدم نمیخواهد!
برایم سرنوشت انگار غیر از غم نمیخواهد!
مفاتیح الجنان را خوانده ام صد بار بیحاصل...
خدا هم شک نکن ما را کنارِ هم نمیخواهد!
خودم با گریه پر دادم تو را از این قفس روزی...
زیادت سهم اغیار است، عاشق کم نمیخواهد!
ندارم بعد از این سودای سیبی سرخ را در سر...
که این دنیا مرا حوا، تو را آدم نمیخواهد!
اگر از دوست نیشی هم رسد نوش است عاشق را...
پر از زخم است جان اما دگر مرهم نمیخواهد!
به جز تو سِرِّ عشقم را امانت دار خوبی نیست...
فراوان راز دارد دل ولی محرم نمیخواهد!
کسی جای تو را در روزگارم پر نخواهد کرد...
دلم تنهاست اما غیرِ تو همدم نمیخواهد!
#طاهره_اباذری_هریس
@shear
بسم الله الرحمن الرحیم
ای مرد هنر! ضبط زمان چیزی نیست
یا رد شدن از آب روان چیزی نیست
اوج هنر زمانه "تسخیر دل" است
تسخیر زمین و آسمان چیزی نیست
#مجتبی_خرسندی
#رباعی
@shear
ای مرد هنر! ضبط زمان چیزی نیست
یا رد شدن از آب روان چیزی نیست
اوج هنر زمانه "تسخیر دل" است
تسخیر زمین و آسمان چیزی نیست
#مجتبی_خرسندی
#رباعی
@shear
هرگاه به او اخم می کردم
یا نگاهش نمی کردم
ناراحت میشد
قهر میکرد
و می گفت تو مرا دوست نداری!!!
تو مرا رها میکنی...
تو مرا تنها می گذاری...
و من به او می خندیدم
قهر کردنش هم زیبا بود🖤
حال سالها میگذرد
او مرا دوست ندارد
او مرا رها کرده است
او مرا تنها گذاشته است
و اکنون
من به حال خود میخندم...
#ساجده_حیدری
@shear
یا نگاهش نمی کردم
ناراحت میشد
قهر میکرد
و می گفت تو مرا دوست نداری!!!
تو مرا رها میکنی...
تو مرا تنها می گذاری...
و من به او می خندیدم
قهر کردنش هم زیبا بود🖤
حال سالها میگذرد
او مرا دوست ندارد
او مرا رها کرده است
او مرا تنها گذاشته است
و اکنون
من به حال خود میخندم...
#ساجده_حیدری
@shear
چیزی ندارم در کفم تا بر تو ارزانی کنم
جز اینکه درهجران تو چندی غزلخوانی کنم
گو هرچه خواهی...بیستون رابرکنم ازجای خویش
یاهمچومجنون خویش را محو و بیابانی کنم؟
بازآ عیادت کن دمی بر زخم دل نه مرهمی
تا چند شیون در غمت چون پیر کنعانی کنم
با زینت چشمان خودسرخوش کنی اغیار را
من باید اما چشم را با اشکبارانی کنم
گویی که این چشمان تر بر تو نیاید کارگر
باید شبی تدبیر چون خواجوی کرمانی کنم
«پس همچو شمع انجمن آتش زنم برجان و تن»
باشد که نادم بینمت گرخویش را فانی کنم
#سید_مسعود_ساداتی
@shear
جز اینکه درهجران تو چندی غزلخوانی کنم
گو هرچه خواهی...بیستون رابرکنم ازجای خویش
یاهمچومجنون خویش را محو و بیابانی کنم؟
بازآ عیادت کن دمی بر زخم دل نه مرهمی
تا چند شیون در غمت چون پیر کنعانی کنم
با زینت چشمان خودسرخوش کنی اغیار را
من باید اما چشم را با اشکبارانی کنم
گویی که این چشمان تر بر تو نیاید کارگر
باید شبی تدبیر چون خواجوی کرمانی کنم
«پس همچو شمع انجمن آتش زنم برجان و تن»
باشد که نادم بینمت گرخویش را فانی کنم
#سید_مسعود_ساداتی
@shear
🎭
«مطمئنم عکس من را بوسه باران کرده ای
از خدا پنهان نبود از من چه پنهان کرده ای»
دوستم داری زلیخا وار ای آرام جان
گر چه عشقت را به این دیوانه کتمان کرده ای
چشمهایت آیه آیه عشق را نجوا کنند
با همین آیات مردم را مسلمان کرده ای
هی غزل می ریزد از لبهای شکّر خای تو
قلب مارا با غزلهایت چو دیوان کرده ای
#سیدمحمودمظفری
@shear
«مطمئنم عکس من را بوسه باران کرده ای
از خدا پنهان نبود از من چه پنهان کرده ای»
دوستم داری زلیخا وار ای آرام جان
گر چه عشقت را به این دیوانه کتمان کرده ای
چشمهایت آیه آیه عشق را نجوا کنند
با همین آیات مردم را مسلمان کرده ای
هی غزل می ریزد از لبهای شکّر خای تو
قلب مارا با غزلهایت چو دیوان کرده ای
#سیدمحمودمظفری
@shear
🎭
از غمت هر چه نوشتم غزلی ناب نشد
صاحب قدرت و زیبایی و آداب نشد
طرح زیبا زدم از جذبه ی یک عشق، ولی
چشمت از رونق آن منظره بی تاب نشد!
شعر من پیش تو رقصید به شادی اما
دلت از رقص غزل های دلم آب نشد!
مد شد آشوب تو در قلب من اما یک بار
مهربانی تو درمورد من باب نشد!
بارها صحنه ی رویای مرا ساخته ای
گرچه بیداری من شامل این خواب نشد!
ن پر از شعر شدم، دردل تاریکی ها
مهر تو بر شب من جلوه ی مهتاب نشد
خانه زادانه هر آن بیت که آمد به خیال
لایق یک صله ی حضرت ارباب نشد!
#جواد_مزنگی
@shear
از غمت هر چه نوشتم غزلی ناب نشد
صاحب قدرت و زیبایی و آداب نشد
طرح زیبا زدم از جذبه ی یک عشق، ولی
چشمت از رونق آن منظره بی تاب نشد!
شعر من پیش تو رقصید به شادی اما
دلت از رقص غزل های دلم آب نشد!
مد شد آشوب تو در قلب من اما یک بار
مهربانی تو درمورد من باب نشد!
بارها صحنه ی رویای مرا ساخته ای
گرچه بیداری من شامل این خواب نشد!
ن پر از شعر شدم، دردل تاریکی ها
مهر تو بر شب من جلوه ی مهتاب نشد
خانه زادانه هر آن بیت که آمد به خیال
لایق یک صله ی حضرت ارباب نشد!
#جواد_مزنگی
@shear
"جنابِ نگار"
او میکُند دو چشمِ خودش را خُمارتر
من میشوم به دامِ نگاهش شکارتر
لب میگزد که شرم کنم از نظر به او
اما همین مرا بکُند بیقرارتر
دائم حذر دهد نشوم مبتلای او
او هی حذر دهد به من و من دچارتر
او میکِشد میان من و خود حصارها
حال بدِ مرا بکُند ناگوارتر
کمتر شبی شود نشود چشمهای من
در غُصهی فراقِ جنابِ نگار،تر
مستأصلم نموده میان قبول و رد
برزخ نمیشناسم از این فتنهبارتر
دیگر نمانده جا به جگر، بهرِ نیشتر
او میپسندد این جگرم تارومارتر
او میکند دو چشم خودش را خمارتر
من میشوم به دام نگاهش شکارتر
#سعید_شادمان
#ارسالي_اعضاء
@shear
او میکُند دو چشمِ خودش را خُمارتر
من میشوم به دامِ نگاهش شکارتر
لب میگزد که شرم کنم از نظر به او
اما همین مرا بکُند بیقرارتر
دائم حذر دهد نشوم مبتلای او
او هی حذر دهد به من و من دچارتر
او میکِشد میان من و خود حصارها
حال بدِ مرا بکُند ناگوارتر
کمتر شبی شود نشود چشمهای من
در غُصهی فراقِ جنابِ نگار،تر
مستأصلم نموده میان قبول و رد
برزخ نمیشناسم از این فتنهبارتر
دیگر نمانده جا به جگر، بهرِ نیشتر
او میپسندد این جگرم تارومارتر
او میکند دو چشم خودش را خمارتر
من میشوم به دام نگاهش شکارتر
#سعید_شادمان
#ارسالي_اعضاء
@shear
به نام عشق
آخر چطور رهاشده بند از دلم
دمی که گشود چشم به لبخند تو، دلم
تو موجی و خروش دریا؛ اجازه ات
من مرواریدی نشسته به ساحلم
تا حس دوست داشتنت آغاز میشود
از خود که هیچ، زجهانم غافلم
هر رهگذری دیده مرا عاشقت شده
من شلوغ این خیابان بی عابرم
لبخند مزن به غیر من، مگر
دلت آید شود درد حاصلم؟!!
آیینه ها با تو اشتباهم گیرند
آیینه هم دانست که با تو کاملم
چشمانم گر لو ندهند تورا...
گویم که در رازداری ماهرم
کتمان کنم با سرودن، شورِ تو را
و اینگونه موفق به حفظ ظاهرم
قطب نمای دلم دست توست و یعنی
هرکجا روم باز به تو مایلم
محو اشعار من نشود کسی
که بداند تنها به تو شاعرم
#زهرا_رضایی
#ارسالي_اعضاء
@shear
آخر چطور رهاشده بند از دلم
دمی که گشود چشم به لبخند تو، دلم
تو موجی و خروش دریا؛ اجازه ات
من مرواریدی نشسته به ساحلم
تا حس دوست داشتنت آغاز میشود
از خود که هیچ، زجهانم غافلم
هر رهگذری دیده مرا عاشقت شده
من شلوغ این خیابان بی عابرم
لبخند مزن به غیر من، مگر
دلت آید شود درد حاصلم؟!!
آیینه ها با تو اشتباهم گیرند
آیینه هم دانست که با تو کاملم
چشمانم گر لو ندهند تورا...
گویم که در رازداری ماهرم
کتمان کنم با سرودن، شورِ تو را
و اینگونه موفق به حفظ ظاهرم
قطب نمای دلم دست توست و یعنی
هرکجا روم باز به تو مایلم
محو اشعار من نشود کسی
که بداند تنها به تو شاعرم
#زهرا_رضایی
#ارسالي_اعضاء
@shear
دیوار به دیوار این دل چه خراب است
این گل خشکیده ببین تشنه ی آب است
بگذر از این ویرانه شبی،که
در دلم روز فقط شکل سراب است
عکاس لبخند به لبم پیشنهاد داد
غم در چهره ی من عمریست که قاب است
اینهمه از عشق تو گفتم به امیدی
کاش بدانی دل در انتظار جواب است
وقتی عاشقانه ای دارم می نویسم
که چشمهای زیبای تو مست خواب است
#سعیده آموزگار
#ارسالي_اعضاء
@shear
این گل خشکیده ببین تشنه ی آب است
بگذر از این ویرانه شبی،که
در دلم روز فقط شکل سراب است
عکاس لبخند به لبم پیشنهاد داد
غم در چهره ی من عمریست که قاب است
اینهمه از عشق تو گفتم به امیدی
کاش بدانی دل در انتظار جواب است
وقتی عاشقانه ای دارم می نویسم
که چشمهای زیبای تو مست خواب است
#سعیده آموزگار
#ارسالي_اعضاء
@shear
تا خـــدا هست مرا منت اغیار چرا ؟
تا که دل گرم تو است رونق بازار چرا ؟
نه توقع ز کسی و نه به دنبال کسی
تا رمق هست مرا تکیه به دیوار چرا ؟
اهل این کوچه مرا بی خبرم میخوانند
من سرم بند تو است خواندن اخبار چرا ؟
گذرم سمت تو افتاد دلم ریخت بهم
ما که آشوب توایم این همه اصرار چرا ؟
ای خوش آن لحظه که جانم پی دیدار رود
دیـده را جز تو نباشد که خریدار چرا؟
#صادق_افخمی 🥀
#ارسالي_اعضاء
@shear
تا که دل گرم تو است رونق بازار چرا ؟
نه توقع ز کسی و نه به دنبال کسی
تا رمق هست مرا تکیه به دیوار چرا ؟
اهل این کوچه مرا بی خبرم میخوانند
من سرم بند تو است خواندن اخبار چرا ؟
گذرم سمت تو افتاد دلم ریخت بهم
ما که آشوب توایم این همه اصرار چرا ؟
ای خوش آن لحظه که جانم پی دیدار رود
دیـده را جز تو نباشد که خریدار چرا؟
#صادق_افخمی 🥀
#ارسالي_اعضاء
@shear
پناه آوردم از آتش به زیرِ سایه ی حیدر
که میبارد تمام لحظه های سال بارانش
کدامین حیدر کرار فرزند ابوطالب
که شأن خاندانش گفته حق در آل عمرانش
شهنشاهی که ممسوس است در ذات الوهیت
نگیرم عیب بر قومی که میخوانند یزدانش
به شأن ذوالفقارش عرشیان لاسیف میخوانند
برادر هست با صدیقه آن شمشیر برانش
رسیدی تا به ایوان نجف تعظیم کن کانجا
به چشم خویش دیدم من خدا را ظل ایوانش.،
؟؟
#امیرالمؤمنین_علي_عليه_السلام
@shear
که میبارد تمام لحظه های سال بارانش
کدامین حیدر کرار فرزند ابوطالب
که شأن خاندانش گفته حق در آل عمرانش
شهنشاهی که ممسوس است در ذات الوهیت
نگیرم عیب بر قومی که میخوانند یزدانش
به شأن ذوالفقارش عرشیان لاسیف میخوانند
برادر هست با صدیقه آن شمشیر برانش
رسیدی تا به ایوان نجف تعظیم کن کانجا
به چشم خویش دیدم من خدا را ظل ایوانش.،
؟؟
#امیرالمؤمنین_علي_عليه_السلام
@shear
🎭
بگردم دور تو، دور نگاهت، دور باطل ها
مرا دیوانه می خوانند، امثال تو عاقل ها
پری رویی، نه... زیباتر، سر زیبایی ات بحث است
به طرزی که کم آوردند توضیح المسائل ها
حسادت می کنم با هرکه دستش لای موهایت ...
حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها
مرا از دور میدیدی، خودت را جمع می کردی
بیا یک بار دیگر هم شبیه آن اوایل ها...
و من معنی بعضی شعر ها را دیر می فهمم
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
#مرتضی_عابدپور_لنگرودی
@shear
بگردم دور تو، دور نگاهت، دور باطل ها
مرا دیوانه می خوانند، امثال تو عاقل ها
پری رویی، نه... زیباتر، سر زیبایی ات بحث است
به طرزی که کم آوردند توضیح المسائل ها
حسادت می کنم با هرکه دستش لای موهایت ...
حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها
مرا از دور میدیدی، خودت را جمع می کردی
بیا یک بار دیگر هم شبیه آن اوایل ها...
و من معنی بعضی شعر ها را دیر می فهمم
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
#مرتضی_عابدپور_لنگرودی
@shear
🎭
و صدای قدم ماه خدا می آید
بـوےاِسپَنـدوگُلاٰبِرَمَضـاٰنمےآیـَد
هَمِـهمِهمـاٰنِدودَسٺـاٰنِڪَریٖمِحَسَنیٖـم
#رمضان_شهر_الغفران
#التماس_دعا
@shear
و صدای قدم ماه خدا می آید
بـوےاِسپَنـدوگُلاٰبِرَمَضـاٰنمےآیـَد
هَمِـهمِهمـاٰنِدودَسٺـاٰنِڪَریٖمِحَسَنیٖـم
#رمضان_شهر_الغفران
#التماس_دعا
@shear
♥️❣️♥️❣️♥️
عطرِ تو میوَزد به خیابان هنوز هم
یعنی امید هست، به تهران هنوز هم
با فالِ بوسههای تو تَر میشود لبم
جای لبِ تو مانده به فنجان هنوز هم
رفتی؛ کلید خانهام افسردگی گرفت
کِز کرده زیر سایهی گلدان هنوز هم
گفتی چه چیز، اشکِ تو را در میآورد ؟!
گفتم صدای چکچک باران؛ هنوز هم ...
دارد صدای تَقتَقِ کفشِ تو میرسد
از پِچپچِ ترانهنویسان هنوز هم
رفتی از آسمان من و دیده میشوی
در صفحهی حوادثِ کیهان هنوز هم
بعد از نگاهِ سردِ تو یخ زد زمانِ من
تقویم، مانده روی زمستان هنوز هم
پرسیدهای برای تو جان میدهم هنوز ؟!
آری بهانهگیرِ پشیمان !؛ هنوز هم ...
#رضا_قاسمی
♥️ @shear ♥️
♥️❣️♥️❣️♥️
عطرِ تو میوَزد به خیابان هنوز هم
یعنی امید هست، به تهران هنوز هم
با فالِ بوسههای تو تَر میشود لبم
جای لبِ تو مانده به فنجان هنوز هم
رفتی؛ کلید خانهام افسردگی گرفت
کِز کرده زیر سایهی گلدان هنوز هم
گفتی چه چیز، اشکِ تو را در میآورد ؟!
گفتم صدای چکچک باران؛ هنوز هم ...
دارد صدای تَقتَقِ کفشِ تو میرسد
از پِچپچِ ترانهنویسان هنوز هم
رفتی از آسمان من و دیده میشوی
در صفحهی حوادثِ کیهان هنوز هم
بعد از نگاهِ سردِ تو یخ زد زمانِ من
تقویم، مانده روی زمستان هنوز هم
پرسیدهای برای تو جان میدهم هنوز ؟!
آری بهانهگیرِ پشیمان !؛ هنوز هم ...
#رضا_قاسمی
♥️ @shear ♥️
♥️❣️♥️❣️♥️
#حسین_منزوی (زاده ۱ مهر ۱۳۲۵ – درگذشتهٔ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳) #چامه_سرا و #پدر_غزل_معاصر .
او در سرودن #شعر_نیمایی و #شعر_سپید هم مهارت داشت...!
@shear
نام و یادش گرامی✨🌹
او در سرودن #شعر_نیمایی و #شعر_سپید هم مهارت داشت...!
@shear
نام و یادش گرامی✨🌹
دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم
وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم
تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم
تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم
شنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟
هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم
گلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریده ام ...برای این کبوترم
شبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه ها
قدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برم
غزل بخواب می رود...به انتها رسیده ام
تمام من چکیده شد..کنارِ بیت آخرم ...
؟؟؟
@shear🌹
وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم
تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم
تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم
شنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟
هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم
گلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریده ام ...برای این کبوترم
شبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه ها
قدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برم
غزل بخواب می رود...به انتها رسیده ام
تمام من چکیده شد..کنارِ بیت آخرم ...
؟؟؟
@shear🌹
🎭
نیمه جان چرخ زنان توبه کنان عاشق شد
داد و بیداد دلم در رمضان عاشق شد
مردم شهر به تسبیح و دعا مشغولند
دل من تشنه و تسبیح زنان عاشق شد
عشق ای عشق به من جرأت گفتار بده
مرد آن است که از راه زبان عاشق شد
می توان با دهن روزه چنین مستی کرد
می توان پیش نگاه دگران عاشق شد
دم افطار سر زلف تو را می بوسم
می توان باتو چنین کرد و چنان عاشق شد
بی گمان ماه تویی، ماه تر از ماه تویی
آمدی بر لبه ی بام و جهان عاشق شد.
#ناصرحامدی
@shear
نیمه جان چرخ زنان توبه کنان عاشق شد
داد و بیداد دلم در رمضان عاشق شد
مردم شهر به تسبیح و دعا مشغولند
دل من تشنه و تسبیح زنان عاشق شد
عشق ای عشق به من جرأت گفتار بده
مرد آن است که از راه زبان عاشق شد
می توان با دهن روزه چنین مستی کرد
می توان پیش نگاه دگران عاشق شد
دم افطار سر زلف تو را می بوسم
می توان باتو چنین کرد و چنان عاشق شد
بی گمان ماه تویی، ماه تر از ماه تویی
آمدی بر لبه ی بام و جهان عاشق شد.
#ناصرحامدی
@shear
🎭
#وَ_هُوَ_المعبود
در حافظه همه ی ما
، «شهر رمضان» با «انزل فیه القرآن» عجین است.
نزدیک که میشود،
عطر قرآن میپیچد؛
ماهِ شیرینِ آشتی با قرآن.
هنوز هم وقتی عبارتهای ابتدایی خطبه شعبانیه را میخوانم،
دلم میلرزد. .
«... هو شهرٌ دعیت فیه الی ضیافه الله»... .
دعوت شدهایم به مهمانیِ خدا.
باورش خیلی هم آسان نیست....
💚ماهتــــون عسل 💚
@shear
#وَ_هُوَ_المعبود
در حافظه همه ی ما
، «شهر رمضان» با «انزل فیه القرآن» عجین است.
نزدیک که میشود،
عطر قرآن میپیچد؛
ماهِ شیرینِ آشتی با قرآن.
هنوز هم وقتی عبارتهای ابتدایی خطبه شعبانیه را میخوانم،
دلم میلرزد. .
«... هو شهرٌ دعیت فیه الی ضیافه الله»... .
دعوت شدهایم به مهمانیِ خدا.
باورش خیلی هم آسان نیست....
💚ماهتــــون عسل 💚
@shear