🎭
مُردم ! چقدر فاصله ؟ آخر نمی شود ...
یک عمر صبر کردم و دیگر نمی شود
حسی که سال ها به تو ابراز کرده ام
زیر سوال رفته و باور نمی شود
هر شب اگر چه دسته گلی آب می دهی !
بی فایده ست ! عشق تناور نمی شود
ای سوژه تمام غزل های قبل ازین
بعد از تو "باز" یارِ کبوتر نمی شود
افتاده ام درست تهِ چال گونه ات
پایِ دلم شکسته و بهتر نمی شود
نابرده رنج ، گنج ، میسّر اگر شود ...
با تارِ مویی از تو برابر نمی شود
مصداق شعرِ "بی همگان سر شود" شده
بی تو ولی ... به شعر قسم ... سر نمی شود ...
#امید_صباغنو
@shear
مُردم ! چقدر فاصله ؟ آخر نمی شود ...
یک عمر صبر کردم و دیگر نمی شود
حسی که سال ها به تو ابراز کرده ام
زیر سوال رفته و باور نمی شود
هر شب اگر چه دسته گلی آب می دهی !
بی فایده ست ! عشق تناور نمی شود
ای سوژه تمام غزل های قبل ازین
بعد از تو "باز" یارِ کبوتر نمی شود
افتاده ام درست تهِ چال گونه ات
پایِ دلم شکسته و بهتر نمی شود
نابرده رنج ، گنج ، میسّر اگر شود ...
با تارِ مویی از تو برابر نمی شود
مصداق شعرِ "بی همگان سر شود" شده
بی تو ولی ... به شعر قسم ... سر نمی شود ...
#امید_صباغنو
@shear
🎭
از روزهای سرد من بگذر خیالی نیست ..
پشت سرت وامانده اینجا در، خیالی نیست ،
در اضطراب روزهای بعد از این امروز
خون می چکد از دیدگان تر، خیالی نیست
آری فراموشم بکن آرام و بی تاخیر
حالم شود حتی از این بدتر خیالی نیست
بعد از تو هستم در خیالت ساکن کنجِ
میخانه های بی در و پیکر خیالی نیست
من باشم و جای تو تنها خاطراتی تلخ
این را دگر باید کنم باور، خیالی نیست ...
شبها به جای عشق تو با خویش خواهم گفت
از روزهای روشن دیگر، خیالی نیست
این قصّه هم مثل تمام قصّه های درد
حتما به جایی می رسد آخر خیالی نیست...!
#مریم_صفری
@shear
از روزهای سرد من بگذر خیالی نیست ..
پشت سرت وامانده اینجا در، خیالی نیست ،
در اضطراب روزهای بعد از این امروز
خون می چکد از دیدگان تر، خیالی نیست
آری فراموشم بکن آرام و بی تاخیر
حالم شود حتی از این بدتر خیالی نیست
بعد از تو هستم در خیالت ساکن کنجِ
میخانه های بی در و پیکر خیالی نیست
من باشم و جای تو تنها خاطراتی تلخ
این را دگر باید کنم باور، خیالی نیست ...
شبها به جای عشق تو با خویش خواهم گفت
از روزهای روشن دیگر، خیالی نیست
این قصّه هم مثل تمام قصّه های درد
حتما به جایی می رسد آخر خیالی نیست...!
#مریم_صفری
@shear
🎭
ما ميله هاي يك قفس بي پرنده ايم
لب بسته، راز دار سكوتي گزنده ايم
روز و شبي به زاويه ي عمر برده و
سيبي ازين درخت به تاراج كنده ايم
دربان بي اراده ي اين هيچ خانه ها
تابوت بي تفاوت مرگي زننده ايم
چون زندگي به جان خود از زهر تلخ تر
چون مرگ در جهان تو برگ برنده ايم
در جيب مشت بسته ي خود را فشرده و
بر شانه روح خسته ي خود را كشنده ايم
عمريست بي اجاره ي تابوت مرده ايم
ديريست بي اجازه ي تاريخ زنده ايم
#عبدالجبارکاکایی
@shear
ما ميله هاي يك قفس بي پرنده ايم
لب بسته، راز دار سكوتي گزنده ايم
روز و شبي به زاويه ي عمر برده و
سيبي ازين درخت به تاراج كنده ايم
دربان بي اراده ي اين هيچ خانه ها
تابوت بي تفاوت مرگي زننده ايم
چون زندگي به جان خود از زهر تلخ تر
چون مرگ در جهان تو برگ برنده ايم
در جيب مشت بسته ي خود را فشرده و
بر شانه روح خسته ي خود را كشنده ايم
عمريست بي اجاره ي تابوت مرده ايم
ديريست بي اجازه ي تاريخ زنده ايم
#عبدالجبارکاکایی
@shear
یک خدا آفریده ام از عشق
خیر اما ندیده ام از عشق
عاشقی اتفاق خوبی نیست
تا حقیقت رسیده ام از عشق
کاش میشد بیان کنم در شعر
آنچه را من کشیده ام از عشق
شهره ام با سماجتم در شهر
پیله ای را تنیده ام از عشق
من رجز خوان قابلی بودم
اینک اما بریده ام از عشق
اتفاقی، کسی نمی میرد
زهر دوری چشیده ام از عشق
#سیدیونسناصری
#سینا
@shear
خیر اما ندیده ام از عشق
عاشقی اتفاق خوبی نیست
تا حقیقت رسیده ام از عشق
کاش میشد بیان کنم در شعر
آنچه را من کشیده ام از عشق
شهره ام با سماجتم در شهر
پیله ای را تنیده ام از عشق
من رجز خوان قابلی بودم
اینک اما بریده ام از عشق
اتفاقی، کسی نمی میرد
زهر دوری چشیده ام از عشق
#سیدیونسناصری
#سینا
@shear
🎭
چنان رسم زمان از یادها برده ست نامم را
که دیگر کوه هم پاسخ نمی گوید سلامم را
به خون غلتیده ام در زخم خنجرها و با یاران
وصیت کرده ام از هم نگیرند انتقامم را
قنوتم را کف دست شراب انگاشتند اما
من آن رندم که پنهان می کنم در خرقه جامم را
سر سجاده ام بودم که گیسوی تو در هم ریخت
نظرهای حلال و آرزوهای حرامم را
فراموشی حریری از غبار افکنده بر سنگی
از این پس می نوازد عطر تنهایی مشامم را
#فاضل_نظری
@shear
چنان رسم زمان از یادها برده ست نامم را
که دیگر کوه هم پاسخ نمی گوید سلامم را
به خون غلتیده ام در زخم خنجرها و با یاران
وصیت کرده ام از هم نگیرند انتقامم را
قنوتم را کف دست شراب انگاشتند اما
من آن رندم که پنهان می کنم در خرقه جامم را
سر سجاده ام بودم که گیسوی تو در هم ریخت
نظرهای حلال و آرزوهای حرامم را
فراموشی حریری از غبار افکنده بر سنگی
از این پس می نوازد عطر تنهایی مشامم را
#فاضل_نظری
@shear
🎭
هيچ چيز سر جايش نيست
مثلاً تويى كه
الان
زيرِ اين باران
بايد كنارم باشى و
نيستى...
مثلاً منى كه
تا الان
بايد فراموشت مي كردم و
نكردم...
#علی_قاضی_نظام
#فراموشت_نکردم😔
@shear
هيچ چيز سر جايش نيست
مثلاً تويى كه
الان
زيرِ اين باران
بايد كنارم باشى و
نيستى...
مثلاً منى كه
تا الان
بايد فراموشت مي كردم و
نكردم...
#علی_قاضی_نظام
#فراموشت_نکردم😔
@shear
به نام بارشِ باران وَ یک هوای
دوتایی
به یادِ خاطرهای در سرودههای
دوتایی
یک استکانِ پُر از چای و حسّ
بودنِ باهم
نمیدهم به جهان این خلوصِ چای
دوتایی
#مریم_عظیمی
☸ @shear
دوتایی
به یادِ خاطرهای در سرودههای
دوتایی
یک استکانِ پُر از چای و حسّ
بودنِ باهم
نمیدهم به جهان این خلوصِ چای
دوتایی
#مریم_عظیمی
☸ @shear
قسم به حال و هواي هميشه باراني
كه با تبسمت، آيينۀ بهاراني!
ميان اين همه زن، هيچكس شبيه تو نيست
به ماه، آينه، خورشيد، چشمه... ميماني!
مني كه اين همه از بغض و آه ميگفتم
تو آمدي، كه مرا با غزل بخنداني
و عشق حادثۀ روزگار من شده است
دوباره در دل من، سبز شد به آساني
چقدر دلخوشم از اين كه دوستت دارم
تمام دلخوشي من، تويي و ميداني
از اين كه با مني از سرنوشت ممنونم
چه غم كنار تو از روزهاي طوفاني؟!
اگر خطا نكنم رودكي است استادت
كه حرف ميزني با لهجۀ خراساني
در اين دقايق شب رو به روي پنجرهام
نشسته، زل زدهام در زلال چشماني...
كه مثل هر شب ديگر هنوز ميگويند:
"تمام ميشود اين انتظار طولاني!
دوباره فرصت ديدار ميرسد فردوس"
چه لحظه ايست رسيدن، به ماه پيشاني!
*
#فردوس_اعظم
❤️@shear
كه با تبسمت، آيينۀ بهاراني!
ميان اين همه زن، هيچكس شبيه تو نيست
به ماه، آينه، خورشيد، چشمه... ميماني!
مني كه اين همه از بغض و آه ميگفتم
تو آمدي، كه مرا با غزل بخنداني
و عشق حادثۀ روزگار من شده است
دوباره در دل من، سبز شد به آساني
چقدر دلخوشم از اين كه دوستت دارم
تمام دلخوشي من، تويي و ميداني
از اين كه با مني از سرنوشت ممنونم
چه غم كنار تو از روزهاي طوفاني؟!
اگر خطا نكنم رودكي است استادت
كه حرف ميزني با لهجۀ خراساني
در اين دقايق شب رو به روي پنجرهام
نشسته، زل زدهام در زلال چشماني...
كه مثل هر شب ديگر هنوز ميگويند:
"تمام ميشود اين انتظار طولاني!
دوباره فرصت ديدار ميرسد فردوس"
چه لحظه ايست رسيدن، به ماه پيشاني!
*
#فردوس_اعظم
❤️@shear
🎭
فکرِ گل از خاطرِ باغِ بهارم رفته است
از بهار و عید تنها یادگارم رفته است
خسته از خوابِ زمستانم ولیکن قدرتِ
رویشِ یک برگ هم از شاخسارم رفته است
در کمینگاهی دریغا پیش چشمان خودم
مثل تیری از کمان، پَرّان شکارم رفته است
بر لبِ رودِ جوانی دیده ام غلتان در آب
عشق چون نارنج یا سیب و انارم رفته است
او اگر می ماند دنیا رنگِ دیگر می گرفت
او که رفته آه یعنی هر چه دارم رفته است
#ساناز_رئوف
@shear
فکرِ گل از خاطرِ باغِ بهارم رفته است
از بهار و عید تنها یادگارم رفته است
خسته از خوابِ زمستانم ولیکن قدرتِ
رویشِ یک برگ هم از شاخسارم رفته است
در کمینگاهی دریغا پیش چشمان خودم
مثل تیری از کمان، پَرّان شکارم رفته است
بر لبِ رودِ جوانی دیده ام غلتان در آب
عشق چون نارنج یا سیب و انارم رفته است
او اگر می ماند دنیا رنگِ دیگر می گرفت
او که رفته آه یعنی هر چه دارم رفته است
#ساناز_رئوف
@shear
جز عشق حسین در دل ما هیچ کسی نیست
ما را به جز آن صحن و سرایش هوسی نیست
زندانی معشوق شدن عین وصال است
جز سَرْدرِ شش گوشه که ما را قفسی نیست
#امیرحسین_قربانیŋ
السَّلامُ عَلیْڪ یااَباعَبدِاللهِ الْحُسینِ الْمَظلوُم عَلیہِ السَّلام🍎🍃
@shear
ما را به جز آن صحن و سرایش هوسی نیست
زندانی معشوق شدن عین وصال است
جز سَرْدرِ شش گوشه که ما را قفسی نیست
#امیرحسین_قربانیŋ
السَّلامُ عَلیْڪ یااَباعَبدِاللهِ الْحُسینِ الْمَظلوُم عَلیہِ السَّلام🍎🍃
@shear
با تيشه ی خيـــــــال تراشيده ام تو را
در هر بتی كه ساخته ام ديده ام تو را
از آسمــان بــه دامنـــــــــم افتاده آفتاب؟
يا چون گل از بهشت خدا چيده ام تو را
هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ
من از تمــــام گلهـــــــا بوييده ام تـــــــــــو را
رويای آشنای شب و روز عمــــر من!
در خوابهای كودكی ام ديده ام تو را
از هــــر نظر تــــــــو عين پسند دل منی
هم ديده، هم نديده، پسنديده ام تو را
زيباپرستیِ دل من بی دليل نيست
زيـــرا به اين دليل پرستيده ام تو را
با آنكه جـز سكوت جوابم نمی دهی
در هر سؤال از همه پرسيده ام تو را
از شعر و استعـــاره و تشبيه برتــــری
با هيچكس بجز تو نسنجيده ام تو را
..
قیصر_امین_پور
💜@shear
در هر بتی كه ساخته ام ديده ام تو را
از آسمــان بــه دامنـــــــــم افتاده آفتاب؟
يا چون گل از بهشت خدا چيده ام تو را
هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ
من از تمــــام گلهـــــــا بوييده ام تـــــــــــو را
رويای آشنای شب و روز عمــــر من!
در خوابهای كودكی ام ديده ام تو را
از هــــر نظر تــــــــو عين پسند دل منی
هم ديده، هم نديده، پسنديده ام تو را
زيباپرستیِ دل من بی دليل نيست
زيـــرا به اين دليل پرستيده ام تو را
با آنكه جـز سكوت جوابم نمی دهی
در هر سؤال از همه پرسيده ام تو را
از شعر و استعـــاره و تشبيه برتــــری
با هيچكس بجز تو نسنجيده ام تو را
..
قیصر_امین_پور
💜@shear
اگر که سیل بگیرد ز جسم جانم را
و یا که زلزله ویران کند جهانم را
به قطره قطره وجودم نشان عشق تو است
اگر بیابی از آن خاک ها نشانم را
#نگین_واعظی (خاتون )
@shear
و یا که زلزله ویران کند جهانم را
به قطره قطره وجودم نشان عشق تو است
اگر بیابی از آن خاک ها نشانم را
#نگین_واعظی (خاتون )
@shear
🎭
سبزه ام را مے سپارم دستِ آقاے نجف
طالِعم دستِ علے باشد برایم بهترستـــ
اِعتقاد هــر ڪسی باشد برایش محتــرم
سیزده را دوست دارم زادروزِ حیدرست
#مولا_امیرالمومنین
@shear
سبزه ام را مے سپارم دستِ آقاے نجف
طالِعم دستِ علے باشد برایم بهترستـــ
اِعتقاد هــر ڪسی باشد برایش محتــرم
سیزده را دوست دارم زادروزِ حیدرست
#مولا_امیرالمومنین
@shear
🌷 یا رسولالله (ص) ... 🍃
جز راه تو راههای عالم چاه است
نور سخنانِ تو چراغ راه است
مبعوث شدی که دینِ نو عرضه کنی
دینی که در آن علی ولیُّالله است
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
جز راه تو راههای عالم چاه است
نور سخنانِ تو چراغ راه است
مبعوث شدی که دینِ نو عرضه کنی
دینی که در آن علی ولیُّالله است
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#رضا_قاسمی
🆔 @shear
#رسول_اکرم #مبعث
باران ز دل ابر منظم که می افتد
تسبیح الهی ست دمادم که می افتد
یک قطره علی گوید و یک قطره محمد
باران به تن باغچه نم نم که می افتد
چون برگ درختی ست به پاییز دل من
در زیر قدم های تو کم کم که می افتد
در رتبه نشد چون عرق گریه کنانت
از دیده ی گل قطره ی شبنم که می افتد
خشنودی حق است به صوت صلواتت
وقتی که جلی باشد و درهم که می افتد
وقتی که تو گفتی همه جا،ذکر علی را؛
می گوید و پا می شود آدم که می افتد
تنظیم شود با صلواتی و به ذکرت؛
بالا برود یکسره قندم که می افتد
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________
🔹🔹
@shear
باران ز دل ابر منظم که می افتد
تسبیح الهی ست دمادم که می افتد
یک قطره علی گوید و یک قطره محمد
باران به تن باغچه نم نم که می افتد
چون برگ درختی ست به پاییز دل من
در زیر قدم های تو کم کم که می افتد
در رتبه نشد چون عرق گریه کنانت
از دیده ی گل قطره ی شبنم که می افتد
خشنودی حق است به صوت صلواتت
وقتی که جلی باشد و درهم که می افتد
وقتی که تو گفتی همه جا،ذکر علی را؛
می گوید و پا می شود آدم که می افتد
تنظیم شود با صلواتی و به ذکرت؛
بالا برود یکسره قندم که می افتد
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________
🔹🔹
@shear
🎭
مبعوث شدى كه آدم "آدم" باشد
در ردّ هوس، قوى وُ محكم باشد
اى حضرت مِهر! بعثتت يعنى: "عشق
شايد خودِ اسمِ... اسمِ اعظم باشد!"
#محمد_صادق_زمانى
@shear
مبعوث شدى كه آدم "آدم" باشد
در ردّ هوس، قوى وُ محكم باشد
اى حضرت مِهر! بعثتت يعنى: "عشق
شايد خودِ اسمِ... اسمِ اعظم باشد!"
#محمد_صادق_زمانى
@shear
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز
که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست
#محمد_علی_بهمنی
@shear
تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست
گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست
آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن
من همین قدر که گرم است زمینم کافیست
من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست
فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز
که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست
#محمد_علی_بهمنی
@shear
🎭
بدونِ وحی غزلهای خیس می مُردم
برای رفتنت از بس که بغض می خوردم
شبیه برگ درختان سبز تبریزی
نریختم به زمین ، روی شاخه پژمردم
نکار دست مرا در بلوغ فروردین
برای سیلی باران هنوز هم طُردم
اگر کنار درختان سیب می ماندی
تو را به خواب شکوفای عشق می بُردم
به پای بدرقه ات انتظار خواهم ریخت
ببخش هر چه تو را با غرور آزردم
خدا که حافظ چشمان توست اما من
تو را به دست کسی غیر عشق نسپردم
#الهام_ریزوندی
@shear
بدونِ وحی غزلهای خیس می مُردم
برای رفتنت از بس که بغض می خوردم
شبیه برگ درختان سبز تبریزی
نریختم به زمین ، روی شاخه پژمردم
نکار دست مرا در بلوغ فروردین
برای سیلی باران هنوز هم طُردم
اگر کنار درختان سیب می ماندی
تو را به خواب شکوفای عشق می بُردم
به پای بدرقه ات انتظار خواهم ریخت
ببخش هر چه تو را با غرور آزردم
خدا که حافظ چشمان توست اما من
تو را به دست کسی غیر عشق نسپردم
#الهام_ریزوندی
@shear