با سلام
عبرتی از تاریخ
نامهٔ آغا محمدخانْ به فرمانده شوشی مختوم به بیت شعرِ
«ز منجنيقِ فلك سنگِ فتنه مىبارد
تو ابلهانه گريزى به آبگينه حصار» بود
ابراهيم خليلخان هم در پاسخ، بیت شعری نوشت:
«گر نگهدار من آن است كه من مىدانم
شيشه را در بغل سنگ نگه مىدارد.
او برپای خود بود و با خدا ماند ،
عبرتی از تاریخ
نامهٔ آغا محمدخانْ به فرمانده شوشی مختوم به بیت شعرِ
«ز منجنيقِ فلك سنگِ فتنه مىبارد
تو ابلهانه گريزى به آبگينه حصار» بود
ابراهيم خليلخان هم در پاسخ، بیت شعری نوشت:
«گر نگهدار من آن است كه من مىدانم
شيشه را در بغل سنگ نگه مىدارد.
او برپای خود بود و با خدا ماند ،
محمد ابراهیم خان کلانتر فالوده را با زند خورد وحکم را از آقا محمد خان گرفت
عاقبت او هم جالب بود
عاقبت او هم جالب بود
سلام ضمن تشکر از مساعی جنابعالی ، توضیح مختصری بفرمایید.
جناب خالصی
سلیمان امیری فرد: با سلام و درود
ممنون از نگاه خوب تان
محمد ابراهیم کلانتر بعداز پدرش کلانتر شد و در دربار زندیه برای خود جای پای پیدا کرد و در کنار جعفر خان زند و سپس لطفعلی خان زند مرتبه گرفت و بعداز چندی لطفعلی خان از نفوذ او بیمناک شد و اتفاقاتی رخ داد تا به آقا محمد خان نامه نوشت و اعلام وفاداری کرد، برعلیه لطفعلی خان اقدامات خود را پیش برد تا اینکه بعداز زندیه آقا محمد خان به وی صدارت داد و زمان فتحعلیشاه هم جایگاهی در وزارت داشت تا اینکه آن خدمت ناشایست او به بهترین شمشیرزن شرق دامنش را گرفت اول به امر شاه کور و سپس زبانش را بریدند و به قزوین فرستاند و به قتل رساندند
در مورد پشت کردن به زند خودش می گوید خواستم جلوی خونریزی را بگیرم
ولی تاریخ پژوهان آنرا خیانت به عهد و پیمان می نویسند
جناب خالصی
سلیمان امیری فرد: با سلام و درود
ممنون از نگاه خوب تان
محمد ابراهیم کلانتر بعداز پدرش کلانتر شد و در دربار زندیه برای خود جای پای پیدا کرد و در کنار جعفر خان زند و سپس لطفعلی خان زند مرتبه گرفت و بعداز چندی لطفعلی خان از نفوذ او بیمناک شد و اتفاقاتی رخ داد تا به آقا محمد خان نامه نوشت و اعلام وفاداری کرد، برعلیه لطفعلی خان اقدامات خود را پیش برد تا اینکه بعداز زندیه آقا محمد خان به وی صدارت داد و زمان فتحعلیشاه هم جایگاهی در وزارت داشت تا اینکه آن خدمت ناشایست او به بهترین شمشیرزن شرق دامنش را گرفت اول به امر شاه کور و سپس زبانش را بریدند و به قزوین فرستاند و به قتل رساندند
در مورد پشت کردن به زند خودش می گوید خواستم جلوی خونریزی را بگیرم
ولی تاریخ پژوهان آنرا خیانت به عهد و پیمان می نویسند
باغدادلی شاهسئون ائلی...
سلام ضمن تشکر از مساعی جنابعالی ، توضیح مختصری بفرمایید. جناب خالصی سلیمان امیری فرد: با سلام و درود ممنون از نگاه خوب تان محمد ابراهیم کلانتر بعداز پدرش کلانتر شد و در دربار زندیه برای خود جای پای پیدا کرد و در کنار جعفر خان زند و سپس لطفعلی خان زند مرتبه…
✨﷽✨
سلیمان مرد خوشنام وخوش فکر
صبحتان بخیر وخوشی باد
سلامتی وطول عمر شایسته برایتان آرزو می کنم.
از همت وتلاش بی وقفه تان در شناساندن سرگذشت ایلمردان ایل را که حکایتهای بسیار دارند وجانبازیها ورشادتهای مملو از ایثار...
تشکر وقدردانی می کنم.
آنچه وآنکه در لابلای صفحات تاریخ گم شده ویاکم به آن پرداخته شده است اگر حتی نوری کوچک در شبی تاریک نیز باشد به آن می پردازید وداستان را با صفت راستان انشای فضا در مجاز و واقعیت می کنید.
فلذا باید گفت شاید افراد سواد دار زمان قدیم کم بودند که کمتر به آن پرداخت نوشتاری شده است و یا اینکه نیاز نمی دیدند....!
درهرحال باید تاسف خورد که همیشه این کم بودن را امروزیها حس وبا افسوس از این مسئله یاد می کنند..
وشایدکافی می دانستند که بزرگانی که آنها را محفوظ دارند وحفظ هستند ولی با تاسف بیشتر باید گفت که فکر نمی کردند که....
این قصه ها وغصه ها را در سینه نگه داشته ها را اگر کسی کتابت نکند چه بسا با مرگ آن عزیزان سینه شبیه به گاوصندوقها،همه آنها را نیز،با خود خوبشان دفن خواهند شد...!!!
واز اینکه آن نیک داستانها را نیر کسی کتابت نمی کرده است بسیار باید افسوس خورد...!
قومی که تاریخ نویس وداستان نویس نداشته باشد آن قوم هرچقدر هم هویت وتاریخ وسرگذشت بکر وبافکری هم داشته باشد آینده گان آن را در حد نام خواهند شناخت .....
ویا اینکه اگر بیگانگان بر آن تاریخ نگارند بسیار کمتر خواهد بود که قلب واقعیت نکنند ومنصف بی غرض ومرض تاریخ بنگارند..
واما ما شاهسونها از زمان صفوی در این مورد کم بوده ایم وکم نوشته ایم وکم به یادگار از اینهمه سرگذشت خوب وجان فدایهایی بسیار در کشور ایرانمان از خود به جا گذاشته ایم....
بایدگفت واعتراف کرد که جامعه شبه مدرن امروزی ایران وپلشتی های وافکاربه ظاهر مدرنیته ظاهرا فرزندان شاهسونی رانیزدر هیاهوی زندگی شهری از خود بیخود کرده است وچقدرباید با تاسف گفت امروزه بعضی پدران عشایری نام طایفه ویا ایل خود را از شناسنامه وسجلی فرزندان خود پاک می کنند وبه زعم وظن خود تا بزک شهری خود را در لوپاندن ولپ های خود بیشتر به چشم ظاهر آورند وتفریقی بر موجودیت خلقت خود وصفتهای ذاتی ووجودی وصورتی خود بیندازند ....چقدر همگی با این جور مسائل آشناییم...
ولی در این میان باید این یکی را از خدا تشکر کرد که هستند افرادی چون سلیمان امیری را که هر جا را که می شود این داستانهای راستان را که منبع ومرجعی معتبر داشته باشند را باهمت وتلاش بی وقفه خود پرده از خیال وروایت را ،به نوشتار قلم آورده وبخشش دوستداران شاهسونی وشهسونی خود می کنند.
ممنونومنت دارم مرد بزرگ همت جناب امیری
با احترام صادق مغانلو ~حاج علی خان
۱۴۰۴٫۰۸٫۰۵
🌺@Alikhansadegmoganlo
کانال خاطره ها وخاطرها 🍃🌺🍃
سلیمان مرد خوشنام وخوش فکر
صبحتان بخیر وخوشی باد
سلامتی وطول عمر شایسته برایتان آرزو می کنم.
از همت وتلاش بی وقفه تان در شناساندن سرگذشت ایلمردان ایل را که حکایتهای بسیار دارند وجانبازیها ورشادتهای مملو از ایثار...
تشکر وقدردانی می کنم.
آنچه وآنکه در لابلای صفحات تاریخ گم شده ویاکم به آن پرداخته شده است اگر حتی نوری کوچک در شبی تاریک نیز باشد به آن می پردازید وداستان را با صفت راستان انشای فضا در مجاز و واقعیت می کنید.
فلذا باید گفت شاید افراد سواد دار زمان قدیم کم بودند که کمتر به آن پرداخت نوشتاری شده است و یا اینکه نیاز نمی دیدند....!
درهرحال باید تاسف خورد که همیشه این کم بودن را امروزیها حس وبا افسوس از این مسئله یاد می کنند..
وشایدکافی می دانستند که بزرگانی که آنها را محفوظ دارند وحفظ هستند ولی با تاسف بیشتر باید گفت که فکر نمی کردند که....
این قصه ها وغصه ها را در سینه نگه داشته ها را اگر کسی کتابت نکند چه بسا با مرگ آن عزیزان سینه شبیه به گاوصندوقها،همه آنها را نیز،با خود خوبشان دفن خواهند شد...!!!
واز اینکه آن نیک داستانها را نیر کسی کتابت نمی کرده است بسیار باید افسوس خورد...!
قومی که تاریخ نویس وداستان نویس نداشته باشد آن قوم هرچقدر هم هویت وتاریخ وسرگذشت بکر وبافکری هم داشته باشد آینده گان آن را در حد نام خواهند شناخت .....
ویا اینکه اگر بیگانگان بر آن تاریخ نگارند بسیار کمتر خواهد بود که قلب واقعیت نکنند ومنصف بی غرض ومرض تاریخ بنگارند..
واما ما شاهسونها از زمان صفوی در این مورد کم بوده ایم وکم نوشته ایم وکم به یادگار از اینهمه سرگذشت خوب وجان فدایهایی بسیار در کشور ایرانمان از خود به جا گذاشته ایم....
بایدگفت واعتراف کرد که جامعه شبه مدرن امروزی ایران وپلشتی های وافکاربه ظاهر مدرنیته ظاهرا فرزندان شاهسونی رانیزدر هیاهوی زندگی شهری از خود بیخود کرده است وچقدرباید با تاسف گفت امروزه بعضی پدران عشایری نام طایفه ویا ایل خود را از شناسنامه وسجلی فرزندان خود پاک می کنند وبه زعم وظن خود تا بزک شهری خود را در لوپاندن ولپ های خود بیشتر به چشم ظاهر آورند وتفریقی بر موجودیت خلقت خود وصفتهای ذاتی ووجودی وصورتی خود بیندازند ....چقدر همگی با این جور مسائل آشناییم...
ولی در این میان باید این یکی را از خدا تشکر کرد که هستند افرادی چون سلیمان امیری را که هر جا را که می شود این داستانهای راستان را که منبع ومرجعی معتبر داشته باشند را باهمت وتلاش بی وقفه خود پرده از خیال وروایت را ،به نوشتار قلم آورده وبخشش دوستداران شاهسونی وشهسونی خود می کنند.
ممنونومنت دارم مرد بزرگ همت جناب امیری
با احترام صادق مغانلو ~حاج علی خان
۱۴۰۴٫۰۸٫۰۵
🌺@Alikhansadegmoganlo
کانال خاطره ها وخاطرها 🍃🌺🍃
باغدادلی شاهسئون ائلی...
✨﷽✨ سلیمان مرد خوشنام وخوش فکر صبحتان بخیر وخوشی باد سلامتی وطول عمر شایسته برایتان آرزو می کنم. از همت وتلاش بی وقفه تان در شناساندن سرگذشت ایلمردان ایل را که حکایتهای بسیار دارند وجانبازیها ورشادتهای مملو از ایثار... تشکر وقدردانی…
✍.....با سلام
سپاس جناب آقای حاج علی خان صادق مغانلو معلم عزیز ومرد بزرگ و مهربان ایل شاهسون ممنون از ابراز لطف تان که مثل همیشه بی آلایش و بی منت بر شاگردان خود مهر می ورزی این برای ما مایه افتخار است که در محضر بزرگانی همچون حضرتعالی مشق می نمائیم
چقدر زیبا و رسا می گوی ایل شاهسون برعلیه ظلم بود و بر او ظلم شده شمشیر مردانش فرقان حقیقت ، مرمی گلوله هایشان شکاف دهنده سینه بیداد و برملا کننده واقعیتها
همانطور که فرمودید افسوس و صد افسوس در دنیای حیله و نیرنگ قلم چاپلوسان نرخ بازار گرفته جوهر صداقت در بازار مکاره خریدار نداشته و ندارد
باید همت کرد لغزش قلم را در صفحه روزگار صحنه آرای کرد تا با تراوش فکری اندیشمندان ایل بارور شود و مردان نام آور و بانوان فداکار با فخر نام شاهسون را با افتخار زینت شناسه خود دانند
https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
سپاس جناب آقای حاج علی خان صادق مغانلو معلم عزیز ومرد بزرگ و مهربان ایل شاهسون ممنون از ابراز لطف تان که مثل همیشه بی آلایش و بی منت بر شاگردان خود مهر می ورزی این برای ما مایه افتخار است که در محضر بزرگانی همچون حضرتعالی مشق می نمائیم
چقدر زیبا و رسا می گوی ایل شاهسون برعلیه ظلم بود و بر او ظلم شده شمشیر مردانش فرقان حقیقت ، مرمی گلوله هایشان شکاف دهنده سینه بیداد و برملا کننده واقعیتها
همانطور که فرمودید افسوس و صد افسوس در دنیای حیله و نیرنگ قلم چاپلوسان نرخ بازار گرفته جوهر صداقت در بازار مکاره خریدار نداشته و ندارد
باید همت کرد لغزش قلم را در صفحه روزگار صحنه آرای کرد تا با تراوش فکری اندیشمندان ایل بارور شود و مردان نام آور و بانوان فداکار با فخر نام شاهسون را با افتخار زینت شناسه خود دانند
https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
باغدادلی شاهسئون ائلی...
✍.....با سلام سپاس جناب آقای حاج علی خان صادق مغانلو معلم عزیز ومرد بزرگ و مهربان ایل شاهسون ممنون از ابراز لطف تان که مثل همیشه بی آلایش و بی منت بر شاگردان خود مهر می ورزی این برای ما مایه افتخار است که در محضر بزرگانی همچون حضرتعالی مشق می نمائیم چقدر…
🔵 ﷽
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
هیچ میدانی چرا ، رونق در این بازار نیست !؟
بیزلیخا گشته شهر و یوسفی در کار نیست !
لیلی و مجنون چه شد فرهاد و شیرینها کجاست !؟
خشک شد گُلبوتهها ، آری دگر جز خار نیست !
یک زمان غارتگران، دلها به غارت بردهاند
آنچه میبینی بغیر از نقشِ بر دیوار نیست !
موجِ دریایِ جنون خوابید و ساحل شد غریب
در دلِ دریای ساکت، آب هم انگار نیست !
خودفروشان چیره بر بازار و در آزارِ خلق
بعد از این چیزی بجز یک سرنوشتِ تار نیست !
✍️محمدحاصلی
🌿
🌾🍂
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃
@mohammad_haseli_1965 ، @abbasdamirchi1350 ، #عاشقی
#محمد_حاصلی ، #به_رنگ_روشن_چشمت ، #استاد_عباس_دمیرچی ، #عشق
🔵
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
هیچ میدانی چرا ، رونق در این بازار نیست !؟
بیزلیخا گشته شهر و یوسفی در کار نیست !
لیلی و مجنون چه شد فرهاد و شیرینها کجاست !؟
خشک شد گُلبوتهها ، آری دگر جز خار نیست !
یک زمان غارتگران، دلها به غارت بردهاند
آنچه میبینی بغیر از نقشِ بر دیوار نیست !
موجِ دریایِ جنون خوابید و ساحل شد غریب
در دلِ دریای ساکت، آب هم انگار نیست !
خودفروشان چیره بر بازار و در آزارِ خلق
بعد از این چیزی بجز یک سرنوشتِ تار نیست !
✍️محمدحاصلی
🌿
🌾🍂
🍃🌺🍂
💐🌾🍀🌼🌷🍃
@mohammad_haseli_1965 ، @abbasdamirchi1350 ، #عاشقی
#محمد_حاصلی ، #به_رنگ_روشن_چشمت ، #استاد_عباس_دمیرچی ، #عشق
🔵
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
باغدادلی شاهسئون ائلی...
(۳) ✍....بنام خدا در حاشیه آن کوچ گفته شده همانطور که در مرقومه قبل عرض کردم آنها برای شکستن اتحاد و توان مردان ایل دست به تفرقه و اختلاف اندازی کردند در یکی از همین مهمانی های به ظاهر دوستانه در مقابل سئوال علت پیروزی مردم ایل در نزاع ها چیست ؟خان شاهسون…
(4)
✍......بنام خدا
روستائیان بعد از این غائله حریص تر می شوند سعی می کنند از نفوذ در دستگاه دولتی کمک بگیرند تا بتوانند از کوچ ییلاقی ایل شاهسون جلوگیری کنند و در کنار این حرکت روستائیان دلایلی دیگری هم باعث شد ایل با چالش جدی تری روبرو شود یکی از آن دلایل را بعد از افتتاح درمانگاه نوبران می بینیم ،در مورد افتتاح درمانگاه سخنان متفاوتی نقل شده است خلاصه ایی از شنیده ها و خوانده های خود را بصورت مختصر بیان می کنم
کشور ایران بعد از جنگ های فرسایشی دوره زمامداری قاجار که پرداختن به آن کتاب هفت من مثنوی را می خواهد با ظهور یک قدرت تازه از دل قزاقخانه یا با برنامه قبلی دولت استعمارگر انگلیس و یا بخاطر حس مسئولیت پذیری فرد دلسوز ،کشور در حال فروپاشی خود را باز می یابد و برای اینکه جامعه ایران بتواند از موج تجزیه طلبی که در منطقه راه افتاده جان سالم ببرد با دنیای متمدن دست می دهد و پروژه های ناتمام به زودی سروسامان می گیرد و درواز های طلایی پیشرفت به روی مردم مطالبه گر باز می شود و برای کسب علم و جاذبه دانش غرب باعث می شود محصلین و دانشجو ها به خارج اعزام شوند در این بین آقاي محمد رضا پهلوی که بعنوان وليعهد شاهنشاه ایران شناخته می شد برای کسب علوم روز بعداز تحصیلات مقدماتی راهی فرنگ می شود ودر کشور سویس به تحصیل مشغول می شود سواد ، استعداد و یاد گرفته او از کشور دمکرات را بعداز جنگ جهانی وقتی زمام امور را بدست گرفت شاهد می باشیم در ادامه حرکت روبه جلوی پدر آموزش رایگان و بهداشت همگانی را در کنار ضعف های این دولت یکی از خدمات ارزنده این پادشاه دمکرات پسند می باشد و در همین موقع هر روز در یک منطقه ایی کلنگ برای رفاه مردم زده می شود و افتتاحیه ای برای بهرهمندی مردم از خدمات دولت برگزار می شود منطقه ساوه هم از این قدم خیر بی نسیب نمی ماند تابستان سال۱۳۲۶ شاهدخت اشرف پهلوی بعداز کلنگ زنی برای ساخت پروژه بیمارستان ساوه از جاده همدان بسمت نوبران برای افتتاح درمانگاهی راهی می شود این سفر را بعضی ها گفته اند شاه خواهرش شاهدخت اشرف پهلوی یار تاج و تخت ش را برای افتتاح درمانگاه نوبران همراهی می کرده و در مسیر تحت صحبت های خواهر خود قرار می گیرد بعضی ها می گویند اشرف پهلوی در این مراسم تنها بوده بعداز برگشتن به تهران طی گزارشی شاه را از بودن خطر دم گوشش هوشیار می کند ، این گفتگو در مسیر رخ داده و یا بعداز آمدن به پایتخت ابراز نگرانی نموده زیاد در این داستان مهم نیست ویا در این سفر هر دو بودند یا شاهدخت اشرف پهلوی تنها بوده زیاد برای داستان ما اهمیت ندارد ، اصل اون تلنگری ست که به شاه جوان زده شده و باعث شده مسیر ایل ما را تغییر دهد ایحال اتول پادشاهی در جاده ایی قدم می گذارد همیشه یکی از مسیرهای تاریخ ساز کشور بوده آب و هوای نیمه خشک این منطقه و زندگی ایلیاتی در این جغرافیا از قدیم الایام در نوشته ها بچشم می خورد منظره های بکر طبیعت و افکار پیچیده خیالاتی را برای اهل تفکر به ارمغان می آورد همین طور اتول درباری جاده باریک مستطح را پیش می رفت تا یکی از حوادث تاثیر گذار بر ایل شاهسون بغدادی رقم بخورد وقتی به چند کیلومتری نوبران می رسند سواره نظام های کنار جاده که بسیار منظم با لباس متحدالشکل قطار فشنگ بصورت حمایل بر روی شانه های سواران قرار داشت تفنگ شان بصورت حمایل بر دوش شان قرار گرفته و با دستهای خود افسار اسب را گرفته بودند با فاصله های مساوی در کنار جاده برای تامین امنیت و پیشواز خاندان سلطنتی آمده بودند جلب توجه می کرد و این اقتدار شاهدخت را به فکر فرو می برد ضیافت تمام می شود و رمان قرمز افتتاحیه با قیچی تزئین شده به گل بریده می شود و کاروان افتتاح به سمت تهران بر می گردد بانوی مقتدر پهلوی نیم نگاهی به برادر خود می کند و از او در مورد این جشن سئوال می کند شاه بغیراز نکته مورد نظر خواهرش از خوشی و صفا و صمیمیت و ابراز خوشحالی مردم در این مراسم تعریف و تمجید می کند اشرف پهلوی کمی مکث می کند تا حرف های برادر تمام شود سپس خیلی آهسته می گوید فرمایشتان متین ولی حکومت با توجه به اقتدار و نظم و انضباط سواره نظام این ایل برازنده آنهاست و ادامه می دهد اگر حکومت را می خواهی باید قدرت این ایل گرفته شود اگر رشد کنند بتوانند در این منطقه بعنوان یک قدرت ظاهر شوند تاج و تخت در امان نخواهد ماند این صحبت های رد و بدل شده پایه های ادامه حیات ایل را متزلزل می کند ما حاصل ان را تا وقوع انقلاب در زندگی مردمان این ایل می بینیم یکی دیگر از جریاناتی که باعث شد تومار ایل پیچیده شود و روستائیان که در دربار نفوذ داشتند از آن برای در هم کوبیدن اخرین سنگر کوچ ایل بهره ببرند حمایت تمام عیار ایل از دکتر محمدمصدق می باشد
ادامه دارد
سلیمان امیری
https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
✍......بنام خدا
روستائیان بعد از این غائله حریص تر می شوند سعی می کنند از نفوذ در دستگاه دولتی کمک بگیرند تا بتوانند از کوچ ییلاقی ایل شاهسون جلوگیری کنند و در کنار این حرکت روستائیان دلایلی دیگری هم باعث شد ایل با چالش جدی تری روبرو شود یکی از آن دلایل را بعد از افتتاح درمانگاه نوبران می بینیم ،در مورد افتتاح درمانگاه سخنان متفاوتی نقل شده است خلاصه ایی از شنیده ها و خوانده های خود را بصورت مختصر بیان می کنم
کشور ایران بعد از جنگ های فرسایشی دوره زمامداری قاجار که پرداختن به آن کتاب هفت من مثنوی را می خواهد با ظهور یک قدرت تازه از دل قزاقخانه یا با برنامه قبلی دولت استعمارگر انگلیس و یا بخاطر حس مسئولیت پذیری فرد دلسوز ،کشور در حال فروپاشی خود را باز می یابد و برای اینکه جامعه ایران بتواند از موج تجزیه طلبی که در منطقه راه افتاده جان سالم ببرد با دنیای متمدن دست می دهد و پروژه های ناتمام به زودی سروسامان می گیرد و درواز های طلایی پیشرفت به روی مردم مطالبه گر باز می شود و برای کسب علم و جاذبه دانش غرب باعث می شود محصلین و دانشجو ها به خارج اعزام شوند در این بین آقاي محمد رضا پهلوی که بعنوان وليعهد شاهنشاه ایران شناخته می شد برای کسب علوم روز بعداز تحصیلات مقدماتی راهی فرنگ می شود ودر کشور سویس به تحصیل مشغول می شود سواد ، استعداد و یاد گرفته او از کشور دمکرات را بعداز جنگ جهانی وقتی زمام امور را بدست گرفت شاهد می باشیم در ادامه حرکت روبه جلوی پدر آموزش رایگان و بهداشت همگانی را در کنار ضعف های این دولت یکی از خدمات ارزنده این پادشاه دمکرات پسند می باشد و در همین موقع هر روز در یک منطقه ایی کلنگ برای رفاه مردم زده می شود و افتتاحیه ای برای بهرهمندی مردم از خدمات دولت برگزار می شود منطقه ساوه هم از این قدم خیر بی نسیب نمی ماند تابستان سال۱۳۲۶ شاهدخت اشرف پهلوی بعداز کلنگ زنی برای ساخت پروژه بیمارستان ساوه از جاده همدان بسمت نوبران برای افتتاح درمانگاهی راهی می شود این سفر را بعضی ها گفته اند شاه خواهرش شاهدخت اشرف پهلوی یار تاج و تخت ش را برای افتتاح درمانگاه نوبران همراهی می کرده و در مسیر تحت صحبت های خواهر خود قرار می گیرد بعضی ها می گویند اشرف پهلوی در این مراسم تنها بوده بعداز برگشتن به تهران طی گزارشی شاه را از بودن خطر دم گوشش هوشیار می کند ، این گفتگو در مسیر رخ داده و یا بعداز آمدن به پایتخت ابراز نگرانی نموده زیاد در این داستان مهم نیست ویا در این سفر هر دو بودند یا شاهدخت اشرف پهلوی تنها بوده زیاد برای داستان ما اهمیت ندارد ، اصل اون تلنگری ست که به شاه جوان زده شده و باعث شده مسیر ایل ما را تغییر دهد ایحال اتول پادشاهی در جاده ایی قدم می گذارد همیشه یکی از مسیرهای تاریخ ساز کشور بوده آب و هوای نیمه خشک این منطقه و زندگی ایلیاتی در این جغرافیا از قدیم الایام در نوشته ها بچشم می خورد منظره های بکر طبیعت و افکار پیچیده خیالاتی را برای اهل تفکر به ارمغان می آورد همین طور اتول درباری جاده باریک مستطح را پیش می رفت تا یکی از حوادث تاثیر گذار بر ایل شاهسون بغدادی رقم بخورد وقتی به چند کیلومتری نوبران می رسند سواره نظام های کنار جاده که بسیار منظم با لباس متحدالشکل قطار فشنگ بصورت حمایل بر روی شانه های سواران قرار داشت تفنگ شان بصورت حمایل بر دوش شان قرار گرفته و با دستهای خود افسار اسب را گرفته بودند با فاصله های مساوی در کنار جاده برای تامین امنیت و پیشواز خاندان سلطنتی آمده بودند جلب توجه می کرد و این اقتدار شاهدخت را به فکر فرو می برد ضیافت تمام می شود و رمان قرمز افتتاحیه با قیچی تزئین شده به گل بریده می شود و کاروان افتتاح به سمت تهران بر می گردد بانوی مقتدر پهلوی نیم نگاهی به برادر خود می کند و از او در مورد این جشن سئوال می کند شاه بغیراز نکته مورد نظر خواهرش از خوشی و صفا و صمیمیت و ابراز خوشحالی مردم در این مراسم تعریف و تمجید می کند اشرف پهلوی کمی مکث می کند تا حرف های برادر تمام شود سپس خیلی آهسته می گوید فرمایشتان متین ولی حکومت با توجه به اقتدار و نظم و انضباط سواره نظام این ایل برازنده آنهاست و ادامه می دهد اگر حکومت را می خواهی باید قدرت این ایل گرفته شود اگر رشد کنند بتوانند در این منطقه بعنوان یک قدرت ظاهر شوند تاج و تخت در امان نخواهد ماند این صحبت های رد و بدل شده پایه های ادامه حیات ایل را متزلزل می کند ما حاصل ان را تا وقوع انقلاب در زندگی مردمان این ایل می بینیم یکی دیگر از جریاناتی که باعث شد تومار ایل پیچیده شود و روستائیان که در دربار نفوذ داشتند از آن برای در هم کوبیدن اخرین سنگر کوچ ایل بهره ببرند حمایت تمام عیار ایل از دکتر محمدمصدق می باشد
ادامه دارد
سلیمان امیری
https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
شرحی بر شاهسون بغدادی در کتاب ریچارد تاپر
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
سئوال از طرف اقای صالحی
با سلام
دوستان جمله ای شنیده ام که خطاب به بچه خطاکار گفته میشود و در کل نوعی نفرین می باشد که : بوشقاتما توتوم ...
معنی اش چیست ؟
آیا در بین دیگر طوایف ایل کاربرد دارد ؟
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
با سلام
دوستان جمله ای شنیده ام که خطاب به بچه خطاکار گفته میشود و در کل نوعی نفرین می باشد که : بوشقاتما توتوم ...
معنی اش چیست ؟
آیا در بین دیگر طوایف ایل کاربرد دارد ؟
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
جواب از طرف آقای فردوسی
بنده نشنیدم
ولی مادرم زمانی که ما خیلی شلوغ می کردیم یا خطایی می کردیم می گفت
بوغازیا پتله باغلئییم
یا باغلاجایام
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
بنده نشنیدم
ولی مادرم زمانی که ما خیلی شلوغ می کردیم یا خطایی می کردیم می گفت
بوغازیا پتله باغلئییم
یا باغلاجایام
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
توضیح سئوال اول توسط اقای نعمت الله بردبار در مورد سئوال جناب صالحی
قد افراد بالغ معمولا بین یک متر و هشتاد تا دو متر است اما قد کودکان در سنین مختلف مشخص نیست وقتی کودکی در هر سنی فوت میکرد نخی را از طرف چپ یا راست از بنا گوش می گرفتند و پشت سر را می چرخاندن و تا زیر پا میکشیدند وتا بعل پای دیگر ،نخ را شل می گرفتند این میشد اندازه قبر آن، نخ را به یکی میداندند تا به نزدیکترین روستا رفته به حمامی یا متولی امامزاده که قبر کن هم بود نخ را می دادند وی قبر را کنده و مرده را جهت دفن می بردند این تفسیر برای اینکه قبر کوچک و یا بیش از ۳۰ سانت از قد مرده بزرگتر ویا کوچکتر نباشد است شاهسون ها قدیم قبر کندن و حمامی (حامامچی) شدن، مرده شویی و آرایشگاه و حتی قصابی را کریح می دانستند
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
قد افراد بالغ معمولا بین یک متر و هشتاد تا دو متر است اما قد کودکان در سنین مختلف مشخص نیست وقتی کودکی در هر سنی فوت میکرد نخی را از طرف چپ یا راست از بنا گوش می گرفتند و پشت سر را می چرخاندن و تا زیر پا میکشیدند وتا بعل پای دیگر ،نخ را شل می گرفتند این میشد اندازه قبر آن، نخ را به یکی میداندند تا به نزدیکترین روستا رفته به حمامی یا متولی امامزاده که قبر کن هم بود نخ را می دادند وی قبر را کنده و مرده را جهت دفن می بردند این تفسیر برای اینکه قبر کوچک و یا بیش از ۳۰ سانت از قد مرده بزرگتر ویا کوچکتر نباشد است شاهسون ها قدیم قبر کندن و حمامی (حامامچی) شدن، مرده شویی و آرایشگاه و حتی قصابی را کریح می دانستند
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
توضیح آقای نعمت الله بردبار در مورد نوشته جناب فردوسی
بله،کودکان بین سنین یک تا ده سالگی از زیر گوش و چانه بطرف جلو یک طرف بعضی اوقات دو طرف متورم میشد و باد میکرد بر اثر فشار آن مجرای عبور هوا مسدود و باعث فوت می شد تا آثار آن پیدا میشد مقداری بلغور گندم را با آب و روغن زرد می پختند و بصورت حلیم در می آوردند و آنرا بر روی محل متورم با حرارتی که پشت دست را نسوزاند می مالیدند و با پارچه ای که هنوز شسته نشده و تمیز است(نو) می بستند جالب اینکه فوری در مدت دو ساعت معالجه میشد و می گفتند خدا راشکر خوب شد بعض اوقات معاجه اول اثر نمی کرد چون وقت برای معالجه حدود ۵ ساعت بود اگر مداوا نمیشد و پیشرفت می کرد راه عبور هوا را می بست و خطر ناک بود
مداوای دوم :
با عرض معذرت : استفاده از (قودوخ پوخو) مدفوع کره خری که تازه متولد شده بود تا دوروز شامل قودوخ پوخو می شد که داروی مسکن و ضد عفونت بود آنرا با آب ولرم به صورت خمیر در آورده و محل متورم را با آب صابون تمیز میکردند و آنرا به محل تورم به زخامت دو میلیمتر می مالیدند و روی آنرا با پارچه تمیز می بستند و بیمار ۵ ساعتی باید در بستر استراحت میکرد در آن زمان فکر نکنم شخصی باشد که به این بیماری مبتلا نشده باشد
(قودخ پوخو دارویی بسیار قوی و ضد عفونت بود)
با عرض معذرت مجدد مثلی هست که می گویند در مثل مناقشه نیست من هم فرهنگ خودمان را که شاهسون هستیم ارائه کردم دال بر بی احترامی نباشد
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
بله،کودکان بین سنین یک تا ده سالگی از زیر گوش و چانه بطرف جلو یک طرف بعضی اوقات دو طرف متورم میشد و باد میکرد بر اثر فشار آن مجرای عبور هوا مسدود و باعث فوت می شد تا آثار آن پیدا میشد مقداری بلغور گندم را با آب و روغن زرد می پختند و بصورت حلیم در می آوردند و آنرا بر روی محل متورم با حرارتی که پشت دست را نسوزاند می مالیدند و با پارچه ای که هنوز شسته نشده و تمیز است(نو) می بستند جالب اینکه فوری در مدت دو ساعت معالجه میشد و می گفتند خدا راشکر خوب شد بعض اوقات معاجه اول اثر نمی کرد چون وقت برای معالجه حدود ۵ ساعت بود اگر مداوا نمیشد و پیشرفت می کرد راه عبور هوا را می بست و خطر ناک بود
مداوای دوم :
با عرض معذرت : استفاده از (قودوخ پوخو) مدفوع کره خری که تازه متولد شده بود تا دوروز شامل قودوخ پوخو می شد که داروی مسکن و ضد عفونت بود آنرا با آب ولرم به صورت خمیر در آورده و محل متورم را با آب صابون تمیز میکردند و آنرا به محل تورم به زخامت دو میلیمتر می مالیدند و روی آنرا با پارچه تمیز می بستند و بیمار ۵ ساعتی باید در بستر استراحت میکرد در آن زمان فکر نکنم شخصی باشد که به این بیماری مبتلا نشده باشد
(قودخ پوخو دارویی بسیار قوی و ضد عفونت بود)
با عرض معذرت مجدد مثلی هست که می گویند در مثل مناقشه نیست من هم فرهنگ خودمان را که شاهسون هستیم ارائه کردم دال بر بی احترامی نباشد
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
باغدادلی شاهسئون ائلی...
توضیح آقای نعمت الله بردبار در مورد نوشته جناب فردوسی بله،کودکان بین سنین یک تا ده سالگی از زیر گوش و چانه بطرف جلو یک طرف بعضی اوقات دو طرف متورم میشد و باد میکرد بر اثر فشار آن مجرای عبور هوا مسدود و باعث فوت می شد تا آثار آن پیدا میشد مقداری بلغور گندم…
✍.......با سلام و درود
با اجازه در مورد مداوای بیمار توسط کدبانوهای ایل یه خاطره ائی کوچیکی از شنیده هایم تعریف کنم
بعداز اینکه از کوچ وقون شاهسون ها جلوگیری شد و مردم زحمت کش مجبور به تخته قاپی شدند با ساکن شدن مردم ایل شاهسون در روستاها که بعضا با خرید روستا و یا آبادی ها همراه بود
روابط و رفت و آمده ها با روستائیان ساکن در آن آبادی بخاطر هم روستائی شدن گرمتر شد و این همزیستی وصلت هائی هم به همراه داشت درسته نوع زندگی از عشایری به روستائی تغییر کرده بود ولی خوی زندگی عشایری در بین مردم از بین نرفته بود و مردم با همان نگاه های قبل به آن توجه می کردند یکی از آن نگاه مداوای بیماری ها بود که در گام اول به گفته قدیمی ها با داروهای تورکی یانا که توسط بعضی از کدبانوهای ایل تجویز می شد انجام می گرفت ، در یکی از این همزیستی ها یکی از روستائیان آنطور که گفته اند یه بچه داشته و خیلی دوست اش داشته بچه تا یک ذره مریض می شده فورا برای مداوای او اقدام می کرده در یکی از روزها گلو درد شدید و متورم شدن آن به زبان ما بوقازه گئلمک (گئلمیش) بچه را بی تاب می کند و اون بنده خدا برای درمان به کدبانوی ایل مراجعه می کند، آن مرد روستائی برای اینکه کدبانو دلش بسوزد و داروی خوبی تجویز کند با خیلی ناراحتی از درد و بی تابی بچه می گوید کدبانوی ایل یه نگاهی به گلوی بچه می اندازد خیلی با خونسردی می گوید چوخ ناراحات اولما بیر زاد دوی لو
بیر آز قودوغ پوخو چئک یا اویانی اولار یا بویانی
بعداز رفتن مرد روستائی کسانی که آنجا بودند سئوال می کنند اویانی، بویانی اولار نه دی
با خنده می گوید بخاطر بی قراری مرده گفتم بویانی یعنی خوب می شود اویانی هم معلومه همه می زنند زیر خنده خلاصه اون بنده خدا هم قودوغ پوخو به گلوی بچه اش می گذارد و خوب می شود
این گفته کدبانو بعدا بصورت ضرب المثل برای خنده در بین مردم در موقع مداوا مطرح می شده
سلیمان امیری
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
با اجازه در مورد مداوای بیمار توسط کدبانوهای ایل یه خاطره ائی کوچیکی از شنیده هایم تعریف کنم
بعداز اینکه از کوچ وقون شاهسون ها جلوگیری شد و مردم زحمت کش مجبور به تخته قاپی شدند با ساکن شدن مردم ایل شاهسون در روستاها که بعضا با خرید روستا و یا آبادی ها همراه بود
روابط و رفت و آمده ها با روستائیان ساکن در آن آبادی بخاطر هم روستائی شدن گرمتر شد و این همزیستی وصلت هائی هم به همراه داشت درسته نوع زندگی از عشایری به روستائی تغییر کرده بود ولی خوی زندگی عشایری در بین مردم از بین نرفته بود و مردم با همان نگاه های قبل به آن توجه می کردند یکی از آن نگاه مداوای بیماری ها بود که در گام اول به گفته قدیمی ها با داروهای تورکی یانا که توسط بعضی از کدبانوهای ایل تجویز می شد انجام می گرفت ، در یکی از این همزیستی ها یکی از روستائیان آنطور که گفته اند یه بچه داشته و خیلی دوست اش داشته بچه تا یک ذره مریض می شده فورا برای مداوای او اقدام می کرده در یکی از روزها گلو درد شدید و متورم شدن آن به زبان ما بوقازه گئلمک (گئلمیش) بچه را بی تاب می کند و اون بنده خدا برای درمان به کدبانوی ایل مراجعه می کند، آن مرد روستائی برای اینکه کدبانو دلش بسوزد و داروی خوبی تجویز کند با خیلی ناراحتی از درد و بی تابی بچه می گوید کدبانوی ایل یه نگاهی به گلوی بچه می اندازد خیلی با خونسردی می گوید چوخ ناراحات اولما بیر زاد دوی لو
بیر آز قودوغ پوخو چئک یا اویانی اولار یا بویانی
بعداز رفتن مرد روستائی کسانی که آنجا بودند سئوال می کنند اویانی، بویانی اولار نه دی
با خنده می گوید بخاطر بی قراری مرده گفتم بویانی یعنی خوب می شود اویانی هم معلومه همه می زنند زیر خنده خلاصه اون بنده خدا هم قودوغ پوخو به گلوی بچه اش می گذارد و خوب می شود
این گفته کدبانو بعدا بصورت ضرب المثل برای خنده در بین مردم در موقع مداوا مطرح می شده
سلیمان امیری
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
سلام آقای بردبار ، مردان شاهسون بغدادی قبل از تخته قاپو فقط چوپانی ، ساربانی و چوبداری بلد بودند و آن مشاغلی که شما فرمودید در زمان ده نشینی از روستائیان یاد گرفتند و چون در فرهنگ شغلی ایل سابقه نداشت لذا از انجام آن اکراه داشتند.
مهندس یعقوبعلی دارابی
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
مهندس یعقوبعلی دارابی
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
بادرود:
اینها مشاغلی بود که شاهسونها به آموزش آنها(مرده شوری،حمامی،خدامی مسجد،و،،)رغبتی نداشتند و الان هم آنها را بد و زشت می دانند ولی کدبانوها و دلیر مردان شاهسون از لحاظ کمک های اولیه در رده نخست مجامع محل سکونت خویش قرار داشتند کد بانوها در حد یک پزشک عمومی اطلاعات پزشکی و تخصصی داشتند بانوان متخصص در امور زنان و کودکان بسیار ماهر بودند بطوریکه اصلا نیاز ها و وضع حمل و مامایی در خود روستا توسط این بانوان بر طرف میشد در آوه بانویی بسیار ماهر در امور زنان بود که تمام نیازهای زنانه بانوان منطقه جعفریه و بخشی از خلجستان را بر طرف میکرد که تا سال ۱۳۵۷ زنده بود و خدمات ارائه میکرد در بین دلیر مردان دامپزشک و سنخچی(شکسته بند) وجود داشتند که در حد یک پزشک نیمه متخصص ارتوپدی مهارت داشتند شخصی با اصلیت شاهسون در آوه طایفه یارامشلی بنام ایمانعلی(اومانعلی) ساکن بود که در اتوپدی بسیار ماهر بود در اواخر در قاهان ساکن شده بود و فکر نکنم در منطقه جعفریه و آوه و خلجستان خانواده ای باشد که از خدمات او بهرمند نشده باشد مداوای پاها و دستها و ستون فقرات و لگن و دنده ها ووواز تخصص او بود تاحدود سال ۷۸ زنده بود در باقر آباد میرزاعلی نامی که او نیز در ارتوپد بسیار ماهر بود برحمت ایزدی پیوسته و در گازران قهرمان نامی که اوهم بسیار ماهر بود مردم ترجیح میدادند که بعد از رادیولوژی و مشخص شدن مشکل شکستگی مصدوم را از شهربه گازران بر گردانده و توسط قهرمان مداوا شود
عزیزان این افراد قهرمانان ایل شاهسون و بزرگان هنر پزشکی در ایل هستند رحمت خدا بر آنها باد
مهندس نعمت الله بردبار
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
اینها مشاغلی بود که شاهسونها به آموزش آنها(مرده شوری،حمامی،خدامی مسجد،و،،)رغبتی نداشتند و الان هم آنها را بد و زشت می دانند ولی کدبانوها و دلیر مردان شاهسون از لحاظ کمک های اولیه در رده نخست مجامع محل سکونت خویش قرار داشتند کد بانوها در حد یک پزشک عمومی اطلاعات پزشکی و تخصصی داشتند بانوان متخصص در امور زنان و کودکان بسیار ماهر بودند بطوریکه اصلا نیاز ها و وضع حمل و مامایی در خود روستا توسط این بانوان بر طرف میشد در آوه بانویی بسیار ماهر در امور زنان بود که تمام نیازهای زنانه بانوان منطقه جعفریه و بخشی از خلجستان را بر طرف میکرد که تا سال ۱۳۵۷ زنده بود و خدمات ارائه میکرد در بین دلیر مردان دامپزشک و سنخچی(شکسته بند) وجود داشتند که در حد یک پزشک نیمه متخصص ارتوپدی مهارت داشتند شخصی با اصلیت شاهسون در آوه طایفه یارامشلی بنام ایمانعلی(اومانعلی) ساکن بود که در اتوپدی بسیار ماهر بود در اواخر در قاهان ساکن شده بود و فکر نکنم در منطقه جعفریه و آوه و خلجستان خانواده ای باشد که از خدمات او بهرمند نشده باشد مداوای پاها و دستها و ستون فقرات و لگن و دنده ها ووواز تخصص او بود تاحدود سال ۷۸ زنده بود در باقر آباد میرزاعلی نامی که او نیز در ارتوپد بسیار ماهر بود برحمت ایزدی پیوسته و در گازران قهرمان نامی که اوهم بسیار ماهر بود مردم ترجیح میدادند که بعد از رادیولوژی و مشخص شدن مشکل شکستگی مصدوم را از شهربه گازران بر گردانده و توسط قهرمان مداوا شود
عزیزان این افراد قهرمانان ایل شاهسون و بزرگان هنر پزشکی در ایل هستند رحمت خدا بر آنها باد
مهندس نعمت الله بردبار
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
✍..... با درود و سپاس از توضیح های بی نقص و کاملا برازنده مردان دانا و زنان غیرتمند ایل شاهسون بغدادی نوشتید
با اجازه تان چند خطی هم بنده در ادامه و تائید فرمایشات حضرتعالی بنویسم
در مورد مشاغلی که نامبرده شد شاید اگر اینگونه نگاه کنیم دلیل بر اینکه مردم شاهسون آنرا انجام نمی دادند کمی منطقی به نظر بیاید
در اون سالهایی که هنوز ایل از دب دبه نه افتاده بود و بخاطر شرایط زندگی کوچرو و ییلاق و قشلاق کردن شرایط اجازه داشتن مشاغلی که جا و مکان ثابتی را می طلبید را نمی داد بنابراین اگر دوست هم داشتند نمی توانستند آنرا انجام دهند
ولی بعد از اینکه از کوچ و قون دست کشیدند و برای داشتن زندگی به روز راهی شهر ها شدند اولین مشاغلی که دنبال آن رفتند بخاطر اینکه در آن سررشته داشت مربوط به دامداری از قبیل ماست بندی (لبنیاتی)،قصابی ، واسطه گری حیوانات در میادین فروش دام ، چوداری (چوبدار) البته این شغل را از قبل داشتند ولیکن بخاطر اینکه خللی در زندگی شهری نداشت آنرا ادامه دادند، دامپروری گوسفند و گاو در حاشیه شهرها و بعد از مدتی که در شهرها سکونت کردند و با خوب وبد ان آشنا شدند و شناختی که از نیازهای جامعه پیدا کردند دست به کارهای بزرگتر و سود آور زدند بقالی و حمام ساختن هم یکی از این مشاغل بود و وارد کسب و کار زمین و خانه سازی شهری شدند کلاس های اکابر شبانه برای کسب سواد برای بزرگسالان ایل و مدارس روزانه سکوی ترقی علمی و شغل دولتی جوانان اون روزهای ایل در شهرها شد
در مورد آرایشگری باید خدمت محترم دوستان عرض کنم برای کسب در آمد انجام نمی گرفت ولیکن اصلاح موی سر و صورت پیر مردن توسط جوانان و میانسالان ایل انگار یک وظیفه تلقی می شد با خوشروی از ان استقبال می کردند و در مورد بچه ها هم مادر و یا پدر با قیچی یه حال مشتی به سر بچه ها می دادند و مجالی برای سلمانی نمی ماند بنابر این موقعیت شغلی برای افرادی که می خواستند از این راه ارتزاق کنند باقی نمی ماند
در مورد شستن اموات من اینطور شنیدم با توجه به باوری که در بین مردم در مورد ثواب این عمل خدا پسندانه بوده اکثرا خودشان به رحمت رفتگان را شسته شو می دادند مگر اینکه در نزدیکی روستا و یا کندی بودند
در مورد کندن قبر باید عرض کنم با توجه به شرایط روزگار مردم ایل در کندن زمین مهارت نداشتند و وارد نبودند شاید نمی توانستند آن را بصورت درست انجام دهند ولی اینطور شنیدم
می گویند فلان کس گئدمیشدی قبر قازا الی ازیلمیشدی این نشان از آن دارد بخاطر اینکه شغلشان گله داری بوده این کارها را جز مشاغل حساب نمی کردند و اگر کسی در اون روزهای کوچ و قون اینکار را انجام می داد فقط برای رضای خدا بوده
و اما در مورد کارهای شکسته بندی کاملا فرمایشتان درست می باشد ما در بین زنان و مردان ایل افراد ماهری داشتیم که بقول پزشکان محترم پنجه طلائیهای ایل محسوب می شدند خداوند همه مسافران آسمانی را قرین رحمت خود قرار دهد پدرم تعریف می کند خدا بیامرز علی پهلوان پدر بزرگش در شکسته بندی وارد بوده و بخاطر همین مادر محترمش هم از شکستگی و در رفتگی دست سر در می آورد و در طبابت تورکی یانا هم استاد بوده و داروهای گیاهی را در داغارچیق و کیسه های کوچک نگهداری می کرد و برای درمان در تمام فصول سال استفاده می کرد بخصوص در زمستان که همه جا را برف میگرفت اگر فردی از اوبا دچار بیماری می شد آنرا با تجویز داروهای گیاهی معالجه می کرد حتی بعضی از اقوام در اوباهای دیگر برای گرفتن داروی تورکی یانا به مادرم مراجعه می کردند اینطور می شود گفت طبابت تورکی یانه و مامای جز هنرهای کدبانوهای ایل بوده
سلیمان امیری
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
با اجازه تان چند خطی هم بنده در ادامه و تائید فرمایشات حضرتعالی بنویسم
در مورد مشاغلی که نامبرده شد شاید اگر اینگونه نگاه کنیم دلیل بر اینکه مردم شاهسون آنرا انجام نمی دادند کمی منطقی به نظر بیاید
در اون سالهایی که هنوز ایل از دب دبه نه افتاده بود و بخاطر شرایط زندگی کوچرو و ییلاق و قشلاق کردن شرایط اجازه داشتن مشاغلی که جا و مکان ثابتی را می طلبید را نمی داد بنابراین اگر دوست هم داشتند نمی توانستند آنرا انجام دهند
ولی بعد از اینکه از کوچ و قون دست کشیدند و برای داشتن زندگی به روز راهی شهر ها شدند اولین مشاغلی که دنبال آن رفتند بخاطر اینکه در آن سررشته داشت مربوط به دامداری از قبیل ماست بندی (لبنیاتی)،قصابی ، واسطه گری حیوانات در میادین فروش دام ، چوداری (چوبدار) البته این شغل را از قبل داشتند ولیکن بخاطر اینکه خللی در زندگی شهری نداشت آنرا ادامه دادند، دامپروری گوسفند و گاو در حاشیه شهرها و بعد از مدتی که در شهرها سکونت کردند و با خوب وبد ان آشنا شدند و شناختی که از نیازهای جامعه پیدا کردند دست به کارهای بزرگتر و سود آور زدند بقالی و حمام ساختن هم یکی از این مشاغل بود و وارد کسب و کار زمین و خانه سازی شهری شدند کلاس های اکابر شبانه برای کسب سواد برای بزرگسالان ایل و مدارس روزانه سکوی ترقی علمی و شغل دولتی جوانان اون روزهای ایل در شهرها شد
در مورد آرایشگری باید خدمت محترم دوستان عرض کنم برای کسب در آمد انجام نمی گرفت ولیکن اصلاح موی سر و صورت پیر مردن توسط جوانان و میانسالان ایل انگار یک وظیفه تلقی می شد با خوشروی از ان استقبال می کردند و در مورد بچه ها هم مادر و یا پدر با قیچی یه حال مشتی به سر بچه ها می دادند و مجالی برای سلمانی نمی ماند بنابر این موقعیت شغلی برای افرادی که می خواستند از این راه ارتزاق کنند باقی نمی ماند
در مورد شستن اموات من اینطور شنیدم با توجه به باوری که در بین مردم در مورد ثواب این عمل خدا پسندانه بوده اکثرا خودشان به رحمت رفتگان را شسته شو می دادند مگر اینکه در نزدیکی روستا و یا کندی بودند
در مورد کندن قبر باید عرض کنم با توجه به شرایط روزگار مردم ایل در کندن زمین مهارت نداشتند و وارد نبودند شاید نمی توانستند آن را بصورت درست انجام دهند ولی اینطور شنیدم
می گویند فلان کس گئدمیشدی قبر قازا الی ازیلمیشدی این نشان از آن دارد بخاطر اینکه شغلشان گله داری بوده این کارها را جز مشاغل حساب نمی کردند و اگر کسی در اون روزهای کوچ و قون اینکار را انجام می داد فقط برای رضای خدا بوده
و اما در مورد کارهای شکسته بندی کاملا فرمایشتان درست می باشد ما در بین زنان و مردان ایل افراد ماهری داشتیم که بقول پزشکان محترم پنجه طلائیهای ایل محسوب می شدند خداوند همه مسافران آسمانی را قرین رحمت خود قرار دهد پدرم تعریف می کند خدا بیامرز علی پهلوان پدر بزرگش در شکسته بندی وارد بوده و بخاطر همین مادر محترمش هم از شکستگی و در رفتگی دست سر در می آورد و در طبابت تورکی یانا هم استاد بوده و داروهای گیاهی را در داغارچیق و کیسه های کوچک نگهداری می کرد و برای درمان در تمام فصول سال استفاده می کرد بخصوص در زمستان که همه جا را برف میگرفت اگر فردی از اوبا دچار بیماری می شد آنرا با تجویز داروهای گیاهی معالجه می کرد حتی بعضی از اقوام در اوباهای دیگر برای گرفتن داروی تورکی یانا به مادرم مراجعه می کردند اینطور می شود گفت طبابت تورکی یانه و مامای جز هنرهای کدبانوهای ایل بوده
سلیمان امیری
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
Soleiman Amirifard:
✍.....بنام خالق خوبی ها
با سلامی گرم به محضر گرامی میراث داران فرهنگي ایل شاهسون بغدادی؛که با تکیه به نوای نی، آوای شور عشق را در وحدت و یک دلی می بینند
دوستان و همراهان فرهنگی و دلسوزان گرانقدر ایل
همایشها و جشنواره ها برای دیده شدن اقوام در جاده پرپیچ و خم روزگار است که علاقه مندان به ایل را دور هم جمع کند تا راهکاری برای بهتر شدن را ببینند و از تجربه کسانی سخن بگویند که نامشان در تاریخ ایران بعنوان سلحشور و در مناطق یایلاق و قشلاق شان بین مردم اولکه ، پیشخور،سهل آباد قاراقان به نیک مردی طنینانداز است مردمی که
با کوچو و قون:آزاد زیستن را
و با صبر:پایداری را
با محبت : هویت ایرانی را درس داده اند
آنان نه فقط حافظان آداب و رسوم کهن بودند، بلکه نشانهای از پیوند انسان با طبیعت و ریشههای بیفراموشی فرهنگ این سرزمیناند. شناخت این ایل:یعنی شناخت بخشی از خود ما؛ از خویشاوندی انسان و زمین از چرخه حیات با حفظ ارزشهای بومی
دوستان برای حفظ هویت و تاریخ گذشته و فراموش نشدنمان سه نقطهی تاثیر گذار هست که خدمت محترمتان بیان می کنم
۱- : نوای موسیقی
۲- قدرت اتحاد گذشته
۳-نقشهی راه برای انسجام امروز
بخش اول: موسیقی؛ زبان ناگفتهی هویت یا بهتربگویم:موسیقی چیزی فراتر از تفریح است، زبان مشترک انسانها و سند زندهی هویت هر قوم می باشد
اگر به تاریخ کوچنشینی نگاه کنیم، میبینیم هر نغمهای از زنگ قطار اشتران و یا ساز آشیق ها یا صدای بر آمده از چاور،نه فقط بیان حس شادی یا غم است،بلکه گزارشی میدانی از زندگی کوچ نشینی ، حال و هوای مردمان آن روز و خاطرات نسلها است.
با نغمه ها و آوا ها نقشهی راه را در ذهن ترسیم می کنند
لالاییها قصهی اجداد را برای کودکان زمزمه میکنند
حکایت ها، تاریخ شفاهی ایل را حفظ می کنند
تاثیر موسیقی میان نسلهای دور و نزدیک، فاصلهی زمانی را از بین می برد. بنابراین تا زمانی که موسیقی شاهسون برای ما زنده هست
ریشههایمان با تمام قدرت در زمین رشد خواهد کرد و ماندگار خواهیم بود
بخش دوم: بهره بردن ازاتحاد گذشته؛ درسهای فراموشنشدنی از همبستگی است
تاریخ ایل شاهسون بغدادی، داستان مقاومت در برابر سختیهاست. در شرایط سخت کوچو و قون،
آنها یاد گرفته بودندکوچ برای یک نفر در کوه و دشت سخت می باشد ، طوفان روزگار برای صاحب یک قارا چادر ویرانگر و دشمنی قوی خواهد بود .
جایی که امنیت و بقا کاملاً به هم وابسته باشد،هرگز “من” بر “ما” چیره نمی شد.
اتحاد در گذشته، یک انتخاب نبود، یک ضرورت حیاتی بود.
این همبستگی، در تقسیم منابع، در حفاظت از دامها،و درساختارهای اجتماعی قبیلهای مان نهادینه شده بود تا ایلی باصلابت و متحد با ۲۹ طایفه پر آوازه باشد
این اتحاد ناشی از اجبار نبود؛ ریشه در اعتماد متقابل و تعهد جمعی نسبت به حفظ ساختار ایل داشت. این درس بزرگ برای ماست که میخواهیم فرهنگ خود را حفظ کنیم: عزیزان بدون اعتماد و تعهد مشترک، هیچ تشکلی پایدار نخواهد بود.
بخش سوم: راهکار برای انسجام و داشتن یک تشکل قوی برای امروز
، چگونه میتوانیم میراث آن اتحاد گذشته را با دنیای مدرن و پیچیده امروز تلفیق کرد تا به یک تشکل فرهنگی خوب و مثمر و ثمر برای ایل رسید ؟
برای این کار، نیاز به پل زدن از گذشته به حال داریم
۱-دیجیتالیسازی میراث (صوت و تصویر): باید موسیقیها، داستانها و خاطرات بزرگان را با بالاترین کیفیت ثبت کنیم. دوستان یک آرشیو دیجیتال قوی، می تواند موزه متحرک ایل باشد، و به راحتی هویت ما را برای شناساندن در دسترس عموم قرار دهد
۲-ایجاد “موقعیتی برای اجتماع (فیزیکی و مجازی): باید فضایی تعریف کنیم که همه بدانند کجا باید به هم بپیوندیم. این میتواند یک کانون فرهنگی ثابت یا حتی یک پلتفرم آنلاین متمرکز باشد که صرفاً برای تبادل فرهنگی و تصمیمگیریهای جمعی به کار رود، نه شبکههای اجتماعی عمومی.
۳-نقشآفرینی جوانان و فرهیخته گان در ساختار قدرت: انسجام زمانی قوی میشود که افرادلایق خود را در ساختار تشکل سهیم بدانند. باید به آنها اجازه داده شود در تشکل مسئولیتهای داشته باشند تا حس مالکیت نسبت به تشکل را پیدا کنند.
۴-همافزایی با دیگران: باید ارتباطات با دیگر گروههای فرهنگی و ایلی کشور را تقویت کنیم. اتحاد درونی مهم است، اما قدرت اجتماعی یک گروه زمانی دوچندان میشود که در شبکهی بزرگتر فرهنگی کشور جایگاه خود را پیدا کند.
سروران ما امروز به عنوان دلسوزان فرهنگ شاهسون بغدادی، نه فقط مسئول نگهبانی از چند عکس قدیمی یا چند نغمهی محلی هستیم؛ بلکه مسئولیت ما،
انتقال یک طرز تفکر است؛
طرز فکری که میگوید
اتحاد: شریان حیاتی ماست؛
فرهنگ: نبض تپندهی ماست؛
و یک تشکل قوی : تضمینکنندهی بقای هویت ما در آینده است.
✍.....بنام خالق خوبی ها
با سلامی گرم به محضر گرامی میراث داران فرهنگي ایل شاهسون بغدادی؛که با تکیه به نوای نی، آوای شور عشق را در وحدت و یک دلی می بینند
دوستان و همراهان فرهنگی و دلسوزان گرانقدر ایل
همایشها و جشنواره ها برای دیده شدن اقوام در جاده پرپیچ و خم روزگار است که علاقه مندان به ایل را دور هم جمع کند تا راهکاری برای بهتر شدن را ببینند و از تجربه کسانی سخن بگویند که نامشان در تاریخ ایران بعنوان سلحشور و در مناطق یایلاق و قشلاق شان بین مردم اولکه ، پیشخور،سهل آباد قاراقان به نیک مردی طنینانداز است مردمی که
با کوچو و قون:آزاد زیستن را
و با صبر:پایداری را
با محبت : هویت ایرانی را درس داده اند
آنان نه فقط حافظان آداب و رسوم کهن بودند، بلکه نشانهای از پیوند انسان با طبیعت و ریشههای بیفراموشی فرهنگ این سرزمیناند. شناخت این ایل:یعنی شناخت بخشی از خود ما؛ از خویشاوندی انسان و زمین از چرخه حیات با حفظ ارزشهای بومی
دوستان برای حفظ هویت و تاریخ گذشته و فراموش نشدنمان سه نقطهی تاثیر گذار هست که خدمت محترمتان بیان می کنم
۱- : نوای موسیقی
۲- قدرت اتحاد گذشته
۳-نقشهی راه برای انسجام امروز
بخش اول: موسیقی؛ زبان ناگفتهی هویت یا بهتربگویم:موسیقی چیزی فراتر از تفریح است، زبان مشترک انسانها و سند زندهی هویت هر قوم می باشد
اگر به تاریخ کوچنشینی نگاه کنیم، میبینیم هر نغمهای از زنگ قطار اشتران و یا ساز آشیق ها یا صدای بر آمده از چاور،نه فقط بیان حس شادی یا غم است،بلکه گزارشی میدانی از زندگی کوچ نشینی ، حال و هوای مردمان آن روز و خاطرات نسلها است.
با نغمه ها و آوا ها نقشهی راه را در ذهن ترسیم می کنند
لالاییها قصهی اجداد را برای کودکان زمزمه میکنند
حکایت ها، تاریخ شفاهی ایل را حفظ می کنند
تاثیر موسیقی میان نسلهای دور و نزدیک، فاصلهی زمانی را از بین می برد. بنابراین تا زمانی که موسیقی شاهسون برای ما زنده هست
ریشههایمان با تمام قدرت در زمین رشد خواهد کرد و ماندگار خواهیم بود
بخش دوم: بهره بردن ازاتحاد گذشته؛ درسهای فراموشنشدنی از همبستگی است
تاریخ ایل شاهسون بغدادی، داستان مقاومت در برابر سختیهاست. در شرایط سخت کوچو و قون،
آنها یاد گرفته بودندکوچ برای یک نفر در کوه و دشت سخت می باشد ، طوفان روزگار برای صاحب یک قارا چادر ویرانگر و دشمنی قوی خواهد بود .
جایی که امنیت و بقا کاملاً به هم وابسته باشد،هرگز “من” بر “ما” چیره نمی شد.
اتحاد در گذشته، یک انتخاب نبود، یک ضرورت حیاتی بود.
این همبستگی، در تقسیم منابع، در حفاظت از دامها،و درساختارهای اجتماعی قبیلهای مان نهادینه شده بود تا ایلی باصلابت و متحد با ۲۹ طایفه پر آوازه باشد
این اتحاد ناشی از اجبار نبود؛ ریشه در اعتماد متقابل و تعهد جمعی نسبت به حفظ ساختار ایل داشت. این درس بزرگ برای ماست که میخواهیم فرهنگ خود را حفظ کنیم: عزیزان بدون اعتماد و تعهد مشترک، هیچ تشکلی پایدار نخواهد بود.
بخش سوم: راهکار برای انسجام و داشتن یک تشکل قوی برای امروز
، چگونه میتوانیم میراث آن اتحاد گذشته را با دنیای مدرن و پیچیده امروز تلفیق کرد تا به یک تشکل فرهنگی خوب و مثمر و ثمر برای ایل رسید ؟
برای این کار، نیاز به پل زدن از گذشته به حال داریم
۱-دیجیتالیسازی میراث (صوت و تصویر): باید موسیقیها، داستانها و خاطرات بزرگان را با بالاترین کیفیت ثبت کنیم. دوستان یک آرشیو دیجیتال قوی، می تواند موزه متحرک ایل باشد، و به راحتی هویت ما را برای شناساندن در دسترس عموم قرار دهد
۲-ایجاد “موقعیتی برای اجتماع (فیزیکی و مجازی): باید فضایی تعریف کنیم که همه بدانند کجا باید به هم بپیوندیم. این میتواند یک کانون فرهنگی ثابت یا حتی یک پلتفرم آنلاین متمرکز باشد که صرفاً برای تبادل فرهنگی و تصمیمگیریهای جمعی به کار رود، نه شبکههای اجتماعی عمومی.
۳-نقشآفرینی جوانان و فرهیخته گان در ساختار قدرت: انسجام زمانی قوی میشود که افرادلایق خود را در ساختار تشکل سهیم بدانند. باید به آنها اجازه داده شود در تشکل مسئولیتهای داشته باشند تا حس مالکیت نسبت به تشکل را پیدا کنند.
۴-همافزایی با دیگران: باید ارتباطات با دیگر گروههای فرهنگی و ایلی کشور را تقویت کنیم. اتحاد درونی مهم است، اما قدرت اجتماعی یک گروه زمانی دوچندان میشود که در شبکهی بزرگتر فرهنگی کشور جایگاه خود را پیدا کند.
سروران ما امروز به عنوان دلسوزان فرهنگ شاهسون بغدادی، نه فقط مسئول نگهبانی از چند عکس قدیمی یا چند نغمهی محلی هستیم؛ بلکه مسئولیت ما،
انتقال یک طرز تفکر است؛
طرز فکری که میگوید
اتحاد: شریان حیاتی ماست؛
فرهنگ: نبض تپندهی ماست؛
و یک تشکل قوی : تضمینکنندهی بقای هویت ما در آینده است.
بیایید با تکیه بر قدرت نغمههای گذشته، امروز را برای ساختن فردایی متحد و پر افتخار مهیا کنیم
سلیمان امیری
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
سلیمان امیری
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
✍.......بنام خداوند
با سلام و عرض ادب.
جشنواره موسیقی ایل شاهسون بغدادی بهانه ای شد چند خطی بنویسم
عزیزان در ساختار ایلی گذشته ما در روزهای پرافتخار کوچ ، زندگی زیر سایه حمایت ریشسفیدان ،بیکها و خوانین برای مردم ایل قوام داشت، حال با نگاهی واقعبینانه به آینده، راهی برای حفظ کرامت و حقوق خود در دنیای جدید بیابیم.
امروز، شهر زندگی ما را تغییر داده است
چادرها جای خود را به خانهها دادهاند،
و کوچ به دنبال شغل و زندگی بهتر،
ما را در میان ساختارهای پیچیده شهری قرار داده است.
وقتی از زندگی قبیلهای به زندگی شهری منتقل میشویم، خوی و خصلت اصیل و یکپارچه عشایری، متأسفانه در ساختارهای جدید گم میشود. امروز، منافع حقوقی و اجتماعی ما – چه در مسائل اداری، چه در مسکن و چه در حفظ میراثمان – دیگر توسط آن ساختار سنتی حمایت نمیشود. ما در جایی میان سنت و مدرنیته، تنها ماندهایم.
به تنهایی نمیتوانیم با پیچیدگیهای امروز مقابله کنیم. اگر نتوانیم خودمان را سازماندهی کنیم، صدایمان به درستی شنیده نخواهد شد و حقوقمان نادیده گرفته میشود.
راه حل، بازگشت به گذشته نیست، بلکه عاقلانه ترین روش ،برداشتن بهترینها از گذشته و پیوند دادن آن با نیازهای امروز است.
بنابراین، ضرورت دارد که تحت یک چتر واحد، با یک هویت مشترک و یک صدای واحد، گرد هم آییم. این چتر، چیزی نیست جز تشکیل یک سازمان مردمنهاد (NGO)، یک نهاد مدنی که:
از دل همین مردم برآمده باشد.
حافظ آبروی ما باشد.
پشتیبان حقوقی و اجتماعی تکتک اعضای ایل باشد.
اجازه ندهیم خصلت نیکوی وحدت ما،
در شلوغی شهرها پراکنده شود. بیایید با هم پیمان ببندیم که با تشکیل این تشکل، دوباره یکپارچه شویم و تحت حمایت خودمان، آیندهای مطمئنتر برای فرزندانمان بسازیم.
اساسنامه تشکل مردمنهاد اجتماعی ـ فرهنگی بعنوان نماد اراده جمعی ما برای حفظ ارزشهای اصیل، تقویت روحیه همکاری و خدمت به جامعه در پیچ و خم تایید و ثبت می باشد،
هدف ما روشن است؛
اول :پاسداری از میراث فرهنگی مان
دوم: عقب نماندن از قافله روزگار و ساخت آیندهای آگاه و متحد با توجه به روز
ارکان این تشکل بر پایه دموکراسی و مشارکت شکل خواهدگرفت
این اساسنامه با هدف ایجاد همبستگی، انسجام و اداره امور مشترک میان طوایف، تنظیم شده است
تشکل نهاد مردمی با تکیه بر مشارکت داوطلبانه، همکاری اجتماعی و اداره دموکراتیک فعالیت خواهدکرد.
ارکان تشکل:
شورای طوایف – نهاد تصمیمگیر مرکزی با حضور نمایندگان منتخب طوایف
مجمع عمومی – بالاترین مرجع تصمیمگیری تشکل، موظف به بررسی و تصویب سیاستها و برنامههای کلان.
هیأت اجرایی – مسئول اجرای مصوبات و مدیریت امور اجرایی بر پایه اصل شفافیت و پاسخگویی.
اصول اداره:
شورای طوایف، مجمع عمومی و هیأت اجرایی، هر یک با انتخاب آزاد اعضا فعالیت میکنند تا هیچ تصمیمی بدون نظر مردم گرفته نشود
همه اعضا در انتخابها، تصمیمگیریها و ارزیابی عملکردها حق برابر دارند.
ماهیت فعالیتها:
تمرکز تشکل بر حوزههای فرهنگی، اجتماعی و آموزشی است؛
با تکیه بر این اصول، این تشکل میکوشد پلی میان سنت و پیشرفت باشد؛ محلی برای طرح اندیشهها، همکاریها و حرکتهای فرهنگی و اجتماعی سازنده.
ما باور داریم که اتحاد، گفتوگو و اعتماد متقابل، سرمایه بزرگ ایل است.
و اما، در این مرحله حساس و تاریخی، جای دارد که مراتب عمیقترین سپاس و قدردانی خود را نثار عزیزانی کنیم که سنگ بنای این حرکت ارزشمند را بنا نهادند.
وقتی هدف والا باشد، ایل متحد و یکپارچه به سوی آن حرکت خواهد کرد.
بیایید با حفظ روحیه مسئولیت پذیری برای داشتن یک تشکل منسجم دست همدیگر را بگیریم
با تشکر فراوان از همه عزیزان
سلیمان امیری
https://t.me/shahsevan_channel
با سلام و عرض ادب.
جشنواره موسیقی ایل شاهسون بغدادی بهانه ای شد چند خطی بنویسم
عزیزان در ساختار ایلی گذشته ما در روزهای پرافتخار کوچ ، زندگی زیر سایه حمایت ریشسفیدان ،بیکها و خوانین برای مردم ایل قوام داشت، حال با نگاهی واقعبینانه به آینده، راهی برای حفظ کرامت و حقوق خود در دنیای جدید بیابیم.
امروز، شهر زندگی ما را تغییر داده است
چادرها جای خود را به خانهها دادهاند،
و کوچ به دنبال شغل و زندگی بهتر،
ما را در میان ساختارهای پیچیده شهری قرار داده است.
وقتی از زندگی قبیلهای به زندگی شهری منتقل میشویم، خوی و خصلت اصیل و یکپارچه عشایری، متأسفانه در ساختارهای جدید گم میشود. امروز، منافع حقوقی و اجتماعی ما – چه در مسائل اداری، چه در مسکن و چه در حفظ میراثمان – دیگر توسط آن ساختار سنتی حمایت نمیشود. ما در جایی میان سنت و مدرنیته، تنها ماندهایم.
به تنهایی نمیتوانیم با پیچیدگیهای امروز مقابله کنیم. اگر نتوانیم خودمان را سازماندهی کنیم، صدایمان به درستی شنیده نخواهد شد و حقوقمان نادیده گرفته میشود.
راه حل، بازگشت به گذشته نیست، بلکه عاقلانه ترین روش ،برداشتن بهترینها از گذشته و پیوند دادن آن با نیازهای امروز است.
بنابراین، ضرورت دارد که تحت یک چتر واحد، با یک هویت مشترک و یک صدای واحد، گرد هم آییم. این چتر، چیزی نیست جز تشکیل یک سازمان مردمنهاد (NGO)، یک نهاد مدنی که:
از دل همین مردم برآمده باشد.
حافظ آبروی ما باشد.
پشتیبان حقوقی و اجتماعی تکتک اعضای ایل باشد.
اجازه ندهیم خصلت نیکوی وحدت ما،
در شلوغی شهرها پراکنده شود. بیایید با هم پیمان ببندیم که با تشکیل این تشکل، دوباره یکپارچه شویم و تحت حمایت خودمان، آیندهای مطمئنتر برای فرزندانمان بسازیم.
اساسنامه تشکل مردمنهاد اجتماعی ـ فرهنگی بعنوان نماد اراده جمعی ما برای حفظ ارزشهای اصیل، تقویت روحیه همکاری و خدمت به جامعه در پیچ و خم تایید و ثبت می باشد،
هدف ما روشن است؛
اول :پاسداری از میراث فرهنگی مان
دوم: عقب نماندن از قافله روزگار و ساخت آیندهای آگاه و متحد با توجه به روز
ارکان این تشکل بر پایه دموکراسی و مشارکت شکل خواهدگرفت
این اساسنامه با هدف ایجاد همبستگی، انسجام و اداره امور مشترک میان طوایف، تنظیم شده است
تشکل نهاد مردمی با تکیه بر مشارکت داوطلبانه، همکاری اجتماعی و اداره دموکراتیک فعالیت خواهدکرد.
ارکان تشکل:
شورای طوایف – نهاد تصمیمگیر مرکزی با حضور نمایندگان منتخب طوایف
مجمع عمومی – بالاترین مرجع تصمیمگیری تشکل، موظف به بررسی و تصویب سیاستها و برنامههای کلان.
هیأت اجرایی – مسئول اجرای مصوبات و مدیریت امور اجرایی بر پایه اصل شفافیت و پاسخگویی.
اصول اداره:
شورای طوایف، مجمع عمومی و هیأت اجرایی، هر یک با انتخاب آزاد اعضا فعالیت میکنند تا هیچ تصمیمی بدون نظر مردم گرفته نشود
همه اعضا در انتخابها، تصمیمگیریها و ارزیابی عملکردها حق برابر دارند.
ماهیت فعالیتها:
تمرکز تشکل بر حوزههای فرهنگی، اجتماعی و آموزشی است؛
با تکیه بر این اصول، این تشکل میکوشد پلی میان سنت و پیشرفت باشد؛ محلی برای طرح اندیشهها، همکاریها و حرکتهای فرهنگی و اجتماعی سازنده.
ما باور داریم که اتحاد، گفتوگو و اعتماد متقابل، سرمایه بزرگ ایل است.
و اما، در این مرحله حساس و تاریخی، جای دارد که مراتب عمیقترین سپاس و قدردانی خود را نثار عزیزانی کنیم که سنگ بنای این حرکت ارزشمند را بنا نهادند.
وقتی هدف والا باشد، ایل متحد و یکپارچه به سوی آن حرکت خواهد کرد.
بیایید با حفظ روحیه مسئولیت پذیری برای داشتن یک تشکل منسجم دست همدیگر را بگیریم
با تشکر فراوان از همه عزیزان
سلیمان امیری
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri