تولدی دیگر
2.27K subscribers
587 photos
81 videos
84 files
32 links
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد.

ارتباط و هماهنگی:
@ertebatshaerrin📬

«تولد این پناهگاه: ۱۴۰۰/۰۱/۲۵»
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خُنُک آن دم که نشینیم
در ایوان من وتو...🌱🙃
#موسیقی
@shaerrin
Sur le fil
Yann Tiersen
میدونم که دیره
میدونم که باید زود تر میپرسیدم...
ولی حقیقتش انقدر خودم حالم بد بود که واقعا نشد



الان میپرسم بچه هایی که هرمزگان و اون اطرافین
حالتون خوبه ؟
زلزله آسیبی نزده؟
@shaerrin
شايد انسان قرار نيست هيچ وقت حقيقتا شاد باشد شايد اصلا چنين چيزي در دنيا وجود ندارد

#پاتريك_دوويت
@shaerrin
Taghdir
Shadmehr Aghili
آخر یه شب این گریه ها
سو چشم ها مو میبره:)))
#موسیقی
@shaerrin
IRAN
Shahin Najafi | موزیکدل
بگو با بغض مادرای چش به راه آبان
بگو با بچه‌های نسل خون ستارخان
بگو با قامت رشید نوید افکاری‌ها
بگو‌ با سینه‌ی ستبر پویا بختیاری ها

....🖤
#موسیقی
#شاهین_نجفی
@shaerrin
Episode 3 - قسمت سوم
Aramesh Podcast - پادکست آرامش
قسمت سوم پادکست آرامش
به استرس یا #اضطراب_اختصاص دارد.

توانایی انسان در کنترل اضطراب محدود است و دلیل آن را باید در سیر تکاملی و ساختار مغز جستجو کرد...
#پادکست_ارامش
#روانشناسی
@shaerrin
Angel
XXXTENTACION
فراتر از فُرم دردها و رنج‌ها، دَری‌ست.
دَری که به خلوتگاهی امن باز میشود.
و این در فقط زمانی باز میشود که شکل درد را قضاوت نکنیم.
اینکه درد به وسیله‌ی چه کسی یا چه موقعیتی،
یا با چه داستانی در زندگی‌مان وارد شده،
و یا چرا و چگونه ایجاد شده، یعنی در سطح و شکل درد گیر کرده‌ایم.
چه فایده ای دارد که درد چطور و چگونه و به وسیله‌ی چه کسی وارد شده است، مهم ورود درد است.
در نهایت درد با شکل و فرم‌های متفاوتِ خودش وارد میشود.
دردی با بیماری جسمی ‌وارد میشود،
دردی با از دست دادن رابطه‌ای وارد میشود،
دردی با تصادفی هولناک وارد میشود
دردی با مرگ عزیزی وارد میشود
و دردی دیگر حتی ممکن است با مورد قضاوت گرفتن وارد شود.
اما آیا درد، درد نیست؟ حتی اگر ظاهرش و داستانی که درد را وارد زندگی‌مان کرده است متفاوت باشد؟
وقتی بتوانیم درونِ درد را ببینیم نه ظاهر درد را میتوانیم به ماهیت درد وصل شویم.
و ماهیت درد، نزدیک‌تر کردن ما به خلوتی درونی‌ست.
ماهیت درد، وصل کردن و انسجام است نه پراکندگی و تیرگی!
ماهیت درد نزدیک‌تر کردن ما به جایی‌ست که دیگر خبری از ذهنِ قضاوت‌گر و همیشه طلبکار، حق به جانب، ناراحت و ناراضی ما نیست.
خلوتگاهِ درونی‌مان، جایی شبیه به یک اتاق کوچک در انتهای یکی از راهروهای فرعیِ یک خانه‌ی بزرگ، شلوغ و هزار اتاقه است.
اتاقی که ساکت است.
اتاقی که در آن خبری از هیاهوهای ساکنین و دنیای خارج از آن نیست.
اتاقی که وقتی وارد آن میشویم، رو به روی یک پنجره‌ی کوچک که رو به حیاطی کوچک اما سرسبز باز میشود شخصی در سکوت و سکون بر صندلی‌ای نشسته و از آن پنجره به زندگیِ کوچک اما سرسبز حیاط نگاه میکند.
و اگر جلوتر رویم و به آن شخص نگاه کنیم متوجه میشویم، خودمان بر روی آن صندلی نشسته‌ایم.
خودمان، صبور، آرام، ساکن، ساکت و هشیار به جریان زندگی و تسلیم در برابر تمام هیاهو‌ها و دردها، نشسته است و نگاه میکند.
نگاه میکند به خلوتگاه کوچکِ سرسبزش ورای دردهای زندگی‌اش و در همان لحظات است که عمیقا میداند، به انسجام رسیدن و نزدیکتر شدن به خودش در دردکشیدن یعنی چه.
و درست در همان اتصال است که میداند امنیت و عشق به واقع چه معنایی دارد و هر جستجو و دست و پازدنی خارج از آن اتاق همه شبیه سازیِ اتصال، امنیت، عشق و آرامشی‌ست که در آن لحظات با خودش تجربه کرده است.
با خودش در خلوتگاه خودش به کمک دردهایی که زندگی به او داده است.
#پونه_مقیمی
@shaerrin
درد عشقی کشیده‌ام که مپرس

زهر هجری چشیده‌ام که مپرس:)
#حافظ
@shaerrin
👌4
مردم آنچه وانمود میکنند نیستند :
صرفاً نقاب‌اند و علی‌القاعده پشت این نقاب‌ها به مشتی کاسبکار برمیخوریم.

یکی نقاب قانون به چهره میزند، فردی نقاب میهن پرستی و سعادت عمومی را برگزیده و شخصی دیگر نقاب مذهب یا طهارت را انتخاب میکند. مردان به مقاصد مختلف نقاب فلسفه و انسان دوستی و چه و چه به چهره میزنند. زنان حق انتخاب کمتری دارند، آنها بیشتر نقاب اخلاق و فروتنی و اهلیت و عفت را انتخاب میکنند.

پس نقاب‌هایی عمومی وجود دارند که هیچ ویژگی خاصی ندارند. این نقاب‌ها همه جا به چشم میخورد و صراحت گفتار و نزاکت و دلسوزی صمیمانه و لبخند دوستانه‌ای که مردم تحویل هم میدهند از این قسم‌اند.

#تیکه_کتاب
#آرتور_شوپنهاور
در باب حکمت زندگی📚
@shaerrin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اُمیدِ وصلِ تو
جانم به رقص می‌آرد!🤍

موزیك ویدیوی ویژه “هزار و یك شب” با آوای زیبای #فریدون_فرخزاد به زبان آلمانی
#موسیقی
@shaerrin
👍5
اشعار باب مارلی.pdf
2.2 MB
گزیده اشعار
باب مارلی📚
نویسنده:
#باب_مارلی
#کتاب
#درخواستی
@shaerrin
Arms
@BluaCiello
نیاز دارم مدتی نباشم ؛
سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم ،
به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد ...
دور باشم و رها
سبُک باشم و آزاد ...
آدم هایی را ببینم ، که هیچ تصور بدی از آنها ندارم ،
مسیرهایی را بروم ، که تا به حال نرفته ام ،
عطرهایی را بزنم ، که تا به حال نزده ام ،
و لباس هایی را بپوشم ، که تا به حال نپوشیده ام ...
در مکان هایی بنشینم ، که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند ،
موسیقی هایی گوش کنم ، که مرا یادِ کسی نمی اندازند ،
و نوشیدنی هایی بنوشم ، که مرا بیخیال تر از همیشه کنند ...
نه به کسی فکر کنم ،
نه نگرانِ چیزی باشم ،
نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم !
من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم ...
#موسیقی
@shaerrin
اگر نتوانم با تو قهوه بنوشم،
کافه‌ها به چه کار می‌آیند؟
و اگر نتوانم بی‌هدف با تو پرسه بزنم،
خیابان‌ها به چه کار می‌آیند؟
و اگر نتوانم بی‌هراس نامت را در گلو بگردانم
کلمات به چه کار می‌آیند؟
و اگر نتوانم فریاد بزنم "دوستت دارم"
دهانم به چه کار می‌آید؟
#سعاد_الصباح
@shaerrin
‏ما کسانی را بیشتر دوست می‌داریم ‏که زخم‌هایمان ‏شبیه هم باشند.
#احمد_حامدی‌
@shaerrin
رنج آن قدر طولانی شد
که اطرافیان به آن عادت کردند
و از یاد بردند که او سخت در عذاب است.
#آلبر_کامو
@shaerrin
ریگ روان استیو تولتز.rar
335.9 MB
تو اتفاقی وارد زندگی‌ای شدی که به آن افتخار نمی‌کردم، و از آن روز به بعد چیزی شروع به تغییر کرد؛ «بهتر نفس می‌کشیدم، از چیزهای کمتری متنفر بودم و هر چه را که شایسته‌اش بود، آزادانه تحسین می‌کردم.»
#آلبر_کامو
@shaerrin