A Handful of Butterflies
Woody, Amir Hossein Talebi
#داستان_صوتی مُشتی پروانه
برای تمام بغلِ آخرهایی که کش نیامدند؛
تمام شدند.
نویسنده و اجرا: امیرحسین طالبی
ضبط و تنظیم: وودی
طراح گرافیک: مریم نادری
🎧با هدفون بشنوید🎧
@shaerrin
برای تمام بغلِ آخرهایی که کش نیامدند؛
تمام شدند.
نویسنده و اجرا: امیرحسین طالبی
ضبط و تنظیم: وودی
طراح گرافیک: مریم نادری
🎧با هدفون بشنوید🎧
@shaerrin
❤4
درد ورنج بزرگترین علامت و هشدار طبیعت است. درد ورنج ماراهوشیار میکند، درد و رنج
هم موجب بسیج نیروهای ما میشود، هم نیروهای مارا تحلیل میبرد .به طور کلی ما یاسعی میکنیم جلوی درد و رنج مان رابگیریم و یافرار را برقرار ترجبح میدهیم.
#تیکه_کتاب
روانشناسی خودکشی/ذهن خودکشی گرا📚
@shaerrin
هم موجب بسیج نیروهای ما میشود، هم نیروهای مارا تحلیل میبرد .به طور کلی ما یاسعی میکنیم جلوی درد و رنج مان رابگیریم و یافرار را برقرار ترجبح میدهیم.
#تیکه_کتاب
روانشناسی خودکشی/ذهن خودکشی گرا📚
@shaerrin
❤3
Ayneha
Farhad
میشکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشتهها حرف بزنه!
آینه میشکنه هزار تیکه میشه،
اما باز تو هر تیکهش عکس منه:)
برای سالروز مرگ #فرهاد_مهراد....🖤
#موسیقی
@shaerrin
نخواد از گذشتهها حرف بزنه!
آینه میشکنه هزار تیکه میشه،
اما باز تو هر تیکهش عکس منه:)
برای سالروز مرگ #فرهاد_مهراد....🖤
#موسیقی
@shaerrin
❤4
Dark Room
Mina Momeni
ما غمگینتر بودیم از آنان...
از آنان که آرامشان میکردیم،
از آنان که دردشان محرز بود و چشمها را به گریه وا میداشت.
درد ما را نمیشد دید، اما همچون زخمی بر روی استخوان، عمیق بود و هرثانیه جان خستهمان را میسوزاند، که راه میرفتیم و لنگ میزدیم، که دراز میکشیدیم و رنج میبردیم، که خوابمان نمیبرد، که شادی را احساس نمیکردیم، که لبخندهامان عمیق نبود...
درد ما مدتها، آرام آرام با گوشت و استخوان ما عجین شدهبود و ما به مزمنترین حالتِ یک انسان، غمگین بودیم.
داشتیم از درون میسوختیم و حوصلهای برای شرح و گریستن نداشتیم.
داشتیم از درون میسوختیم و دیگران را آرام میکردیم، مرهم میشدیم و دلداری میدادیم.
نا آرامترین بودیم و میگفتیم: آرام باشید، درست میشود.
و خودمان با درد لاعلاجی بر جان، ایستادهبودیم و باور داشتیم درست نمیشود...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@shaerrin
از آنان که آرامشان میکردیم،
از آنان که دردشان محرز بود و چشمها را به گریه وا میداشت.
درد ما را نمیشد دید، اما همچون زخمی بر روی استخوان، عمیق بود و هرثانیه جان خستهمان را میسوزاند، که راه میرفتیم و لنگ میزدیم، که دراز میکشیدیم و رنج میبردیم، که خوابمان نمیبرد، که شادی را احساس نمیکردیم، که لبخندهامان عمیق نبود...
درد ما مدتها، آرام آرام با گوشت و استخوان ما عجین شدهبود و ما به مزمنترین حالتِ یک انسان، غمگین بودیم.
داشتیم از درون میسوختیم و حوصلهای برای شرح و گریستن نداشتیم.
داشتیم از درون میسوختیم و دیگران را آرام میکردیم، مرهم میشدیم و دلداری میدادیم.
نا آرامترین بودیم و میگفتیم: آرام باشید، درست میشود.
و خودمان با درد لاعلاجی بر جان، ایستادهبودیم و باور داشتیم درست نمیشود...
#نرگس_صرافیان_طوفان
@shaerrin
او را فشرده بودم
در هاله ی حریق
می خواستم بگویم
اما شگفت را
انبوه سایه گستر مژگانش
چون ریشه های پرده ی ابریشم
جاری شدند از بُن تاریکی
در امتداد آن کشاله ی طولانی طلب
و آن تشنج، آن تشنج مرگ آلود
تا انتهای گمشده ی من..!
#فروغ_فرخزاد
@shaerrin
در هاله ی حریق
می خواستم بگویم
اما شگفت را
انبوه سایه گستر مژگانش
چون ریشه های پرده ی ابریشم
جاری شدند از بُن تاریکی
در امتداد آن کشاله ی طولانی طلب
و آن تشنج، آن تشنج مرگ آلود
تا انتهای گمشده ی من..!
#فروغ_فرخزاد
@shaerrin
هیچ اهمیتی ندارد که دیگران باور کنند یا نکنند !!
فقط می ترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را باور نداشته باشم ...
#صادق_هدایت
@shaerrin
فقط می ترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را باور نداشته باشم ...
#صادق_هدایت
@shaerrin
❤1
کاش میتوانستم مانند زمانی که بچه و نادان بودم آهسته بخوابم ، خواب راحت و بی دغدغه !
#صادق_هدایت
#بوف_کور
@shaerrin
#صادق_هدایت
#بوف_کور
@shaerrin
خودم را قضاوت کردم دیدم یک آدم مهربانی نبودهام، من سخت، خشن و بیزار درست شدهام، شاید اینطور نبودم تا اندازهای هم زندگی و روزگار مرا اینطور کرد!
#تیکه_کتاب
زنده بگور📚
@shaerrin
#تیکه_کتاب
زنده بگور📚
@shaerrin