دردی که انسان را به سکوت وا میدارد
بسیار سنگین تر از دردیست
که انسان را به فریاد وا میدارد...!
وانسانها فقط به فریاد هم میرسند
نه به سکوت هم...!
#فروغ_فرخزاد
@shaerrin
بسیار سنگین تر از دردیست
که انسان را به فریاد وا میدارد...!
وانسانها فقط به فریاد هم میرسند
نه به سکوت هم...!
#فروغ_فرخزاد
@shaerrin
👍4
نه تو می مانی
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض
آه از آیینه ی دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه ی دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست،
به غم وعده این خانه مده...
#سهراب_سپهری
نشر: آینه دنیا
@shaerrin
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده است
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض
آه از آیینه ی دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه ی دیروزت
پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید
در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا هست،
به غم وعده این خانه مده...
#سهراب_سپهری
نشر: آینه دنیا
@shaerrin
Glamorous
Soheil Nafissi
هزار کاکُلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبان سخن بود...
شعری از احمد شاملو
با صدای #سهیل_نفیسی🙃🌱
دو مرداد سالروز درگذشت #احمد_شاملو
#موسیقی
@shaerrin
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبان سخن بود...
شعری از احمد شاملو
با صدای #سهیل_نفیسی🙃🌱
دو مرداد سالروز درگذشت #احمد_شاملو
#موسیقی
@shaerrin
Audio
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
كيميا بى سرزَمين نيست،
او به خودىِ خود، وسيعترين و نامحدود ترين سرزمين أست. ما سرزمينِ يكديگريم. زنده باد كيميا جان:)
#کیمیا_علیزاده
@shaerrin
او به خودىِ خود، وسيعترين و نامحدود ترين سرزمين أست. ما سرزمينِ يكديگريم. زنده باد كيميا جان:)
#کیمیا_علیزاده
@shaerrin
برای رفتن
نه خداحافظی میخواستم
نه راه و نه چمدان ؛
در سرم ، دری باز بود
که بستم و رفتم ...
#جمال_ثریا
@shaerrin
نه خداحافظی میخواستم
نه راه و نه چمدان ؛
در سرم ، دری باز بود
که بستم و رفتم ...
#جمال_ثریا
@shaerrin
بیا تا برایت بگویم
چه اندازه تنهایی من
بزرگ است
و تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است...
#سهراب_سپهری
@shaerrin
چه اندازه تنهایی من
بزرگ است
و تنهایی من
شبیخون حجم تو را
پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است...
#سهراب_سپهری
@shaerrin
بعضی وقتها خیال میکنم در معدن دفن شدهام و فقط پژواک صداها را از دور میشنوم. تمام چیزهایی را که دوستشان دارم، از من گرفتند.
#جوجو_مویز
@shaerrin
#جوجو_مویز
@shaerrin
این مردم خوشبختی را نمیخواهند؛ میخواهند زندگی کنند.
شارل گفت: زندگی کردن یعنی چه؟
- سری تکان داد و گفت: این زندگی چیزی نیست. دیوانگی است که انسان بخواهد بر دنیایی که هیچ چیز نیست مسلط شود!
-لحظههایی هست که آتشی در دلشان میگدازد؛
و همین را زندگی کردن مینامند.
#تیکه_کتاب
همه می میرند📚
@shaerrin
شارل گفت: زندگی کردن یعنی چه؟
- سری تکان داد و گفت: این زندگی چیزی نیست. دیوانگی است که انسان بخواهد بر دنیایی که هیچ چیز نیست مسلط شود!
-لحظههایی هست که آتشی در دلشان میگدازد؛
و همین را زندگی کردن مینامند.
#تیکه_کتاب
همه می میرند📚
@shaerrin
تولدی دیگر
هرگز نفهمیدم چگونه اینطور می خندد، اما فکر میکنم به این خاطر است که خیلی گریه کرده است،فقط آنهایی که خیلی گریه کرده اند می توانند قدر زیبایی های زندگی را بدانند و خوب بخندند. بزودی اینحقیقت را خواهی آموخت. گریه کردن آسان است، اما خندیدن مشکل است برخوردت…
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد.pdf
2.5 MB
🫂❤️📚
"عزیزم
قلب من رو به تو پرواز می کند
مرا ببخش !
از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ می دهد چشم بپوشان
اگر به تو «عزیزم» خطاب کرده ام ، تعجب نکن . خیلی ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می کنند .
عارضات زمان ، آن ها را نمی گذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر اراده ی طبیعی را در خودشان خاموش می سازند
اما من غیر از آن ها و همه ی مردم هستم .
هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام .
و حالا می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدت ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است.
می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونه های تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم
من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسنده ی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور
اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتناک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم
دوست کوه نشین تو
نیما"
•نامه های #نیما_یوشیج به همسرش عالیه جهانگیر•
✨✍
@shaerrin
"عزیزم
قلب من رو به تو پرواز می کند
مرا ببخش !
از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت ها به مکافات آن رخ می دهد چشم بپوشان
اگر به تو «عزیزم» خطاب کرده ام ، تعجب نکن . خیلی ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می کنند .
عارضات زمان ، آن ها را نمی گذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر اراده ی طبیعی را در خودشان خاموش می سازند
اما من غیر از آن ها و همه ی مردم هستم .
هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام .
و حالا می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدت ها است که ذهن مرا تسخیر کرده است.
می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونه های تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم
من یک کوه نشین غیر اهلی ، یک نویسنده ی گمنام هستم که همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ، که بره و مرغ نگاهداری می کنید متناسب است
بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم ، به تو خواهم گفت چه طور
اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازش تو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریکی وحشتناک خیال و گذشته است که من سرنوشت نامساعد خود را تماشا می کنم
دوست کوه نشین تو
نیما"
•نامه های #نیما_یوشیج به همسرش عالیه جهانگیر•
✨✍
@shaerrin