Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یه ویدئو ادیت کوتاه از سباستین
از طرف یکی از اعضای کانال برامون ارسال شده...ممنونیم ازت🥰
#mona
#edit
#ersali
@shadowhunterstv
از طرف یکی از اعضای کانال برامون ارسال شده...ممنونیم ازت🥰
#mona
#edit
#ersali
@shadowhunterstv
سلام شدو فن های گوگول مگولی خودم...
شما سریال شدوهانترز رو دیدین و تموم شده...
حالا بعدش چی ببینید؟ چه سریالی هایی شبیه اونه یا یه نوجوون احتمال داره خوشش بیاد؟
با من همراه باشید....
5_تین ولف (teen wolf)
شیش فصل حدودا صد قسمتی
اسکات مک کال یه شب تویه جنگل توسط یه موجود ناشناس گاز گرفته میشه.
سریال یکم شلوغ پلوغه و زیادی سعی کرده فانتزی باشه ولی سرگرم کننده است و از این جهت که یک نوجوان وارد دنیای فانتزی میشه و باید شیوه ی جدید زندگی کردن رو یاد بگیره خیلی شبیه شدوهانترزه فکر کنم ازش خوش تون بیاد.
4_ خون حقیقی (true blood)
خیلی شبیه توایلایت شروع میشه، هفت تا فصل داره و در مورد یه دختری به اسم سوکی یه که خون آشام های نمیتونن ذهن اش رو بخونن و در مورد هم زیستی خون آشام و انسان حرف میزنه.
جایزه هم برده...
3_ خاطرات خون آشام (the Vampire Diaries)
مخاطب های کم سن تر اصولا باهاش خیلی حال میکنن در مورد الینا است یه دختری یتیم که تویه مدرسه با شخصی خاص آشنا میشه کم کم زندگی اون تغییر میکنه. روند سریال یه مقدار کنده ولی خوبه و هشت فصلم هست.
2_ماجرا های ترسناک سابرینا (Chilling Adventures of Sabrina)
اسپین اف یه سریال دیگه است (ریوردیل) ولی تقریبا هیچ ربطی به اون نداره و حتی از شبکه ی دیگه ای پخش شده (نت فیلیکس)
سه فصل داره و کنسل شده. سابرینا جادوگره دورگه است و از طرف مادر انسان بوده و ماجراهای زندگی اونه
اینم از اون دسته هاست که مخاطب های جوان خیلی می پسندن.
1_سوپر نچرال (supernatural)
نقطه ی اشتراک این با شدوهانترز، وجود شکارچی هاست ولی خیلی خیلی متفاوته
فضا ی غم انگیز تر، خشن تر، پسرانه تر و بزرگ سالانه تر هست ولی فکر کنم از اینم خوشتون بیاد. پونزده فصل و بیش از 300 قسمته (ماشالله)
داستان سم و دین دو برادر که شکارچی هستن و با ماوراءالطبیعه مبارزه میکنن رو روایت میکنه.
*تمامی سریال های معرفی شده دارای شخصیت های ال جی بی تی هستن🏳🌈*
خب همین دیگه پاپ کورن و چیپس و پفک بردارین، روبه رویه سیستم بشینید و لذت ببرید...
#chi
#willow
@shadowhunterstv
شما سریال شدوهانترز رو دیدین و تموم شده...
حالا بعدش چی ببینید؟ چه سریالی هایی شبیه اونه یا یه نوجوون احتمال داره خوشش بیاد؟
با من همراه باشید....
5_تین ولف (teen wolf)
شیش فصل حدودا صد قسمتی
اسکات مک کال یه شب تویه جنگل توسط یه موجود ناشناس گاز گرفته میشه.
سریال یکم شلوغ پلوغه و زیادی سعی کرده فانتزی باشه ولی سرگرم کننده است و از این جهت که یک نوجوان وارد دنیای فانتزی میشه و باید شیوه ی جدید زندگی کردن رو یاد بگیره خیلی شبیه شدوهانترزه فکر کنم ازش خوش تون بیاد.
4_ خون حقیقی (true blood)
خیلی شبیه توایلایت شروع میشه، هفت تا فصل داره و در مورد یه دختری به اسم سوکی یه که خون آشام های نمیتونن ذهن اش رو بخونن و در مورد هم زیستی خون آشام و انسان حرف میزنه.
جایزه هم برده...
3_ خاطرات خون آشام (the Vampire Diaries)
مخاطب های کم سن تر اصولا باهاش خیلی حال میکنن در مورد الینا است یه دختری یتیم که تویه مدرسه با شخصی خاص آشنا میشه کم کم زندگی اون تغییر میکنه. روند سریال یه مقدار کنده ولی خوبه و هشت فصلم هست.
2_ماجرا های ترسناک سابرینا (Chilling Adventures of Sabrina)
اسپین اف یه سریال دیگه است (ریوردیل) ولی تقریبا هیچ ربطی به اون نداره و حتی از شبکه ی دیگه ای پخش شده (نت فیلیکس)
سه فصل داره و کنسل شده. سابرینا جادوگره دورگه است و از طرف مادر انسان بوده و ماجراهای زندگی اونه
اینم از اون دسته هاست که مخاطب های جوان خیلی می پسندن.
1_سوپر نچرال (supernatural)
نقطه ی اشتراک این با شدوهانترز، وجود شکارچی هاست ولی خیلی خیلی متفاوته
فضا ی غم انگیز تر، خشن تر، پسرانه تر و بزرگ سالانه تر هست ولی فکر کنم از اینم خوشتون بیاد. پونزده فصل و بیش از 300 قسمته (ماشالله)
داستان سم و دین دو برادر که شکارچی هستن و با ماوراءالطبیعه مبارزه میکنن رو روایت میکنه.
*تمامی سریال های معرفی شده دارای شخصیت های ال جی بی تی هستن🏳🌈*
خب همین دیگه پاپ کورن و چیپس و پفک بردارین، روبه رویه سیستم بشینید و لذت ببرید...
#chi
#willow
@shadowhunterstv
دهتا از بزرگترین تفاوتهای کتاب و سریال، در چند زمینه مختلف. در هر کدوم فقط چندتا از بولدترینها گفته شده، نه همهشون.
روند داستانی:
۱- شروع داستان کتاب در روز تولد کلاری نبود، تولد کلاری چند روز بعد از آشناییش با دنیای سایه رخ داد.
۲- شخصیتی به نام لیدیا توی کتاب وجود نداشت و قاعدتا الک هم قرار نبود با کسی ازدواج کنه. همچنین، هایدی و مدزی و لورنزو و الی و دکتر سیاهپوستی که با ایزایل دوست بود هم وجود ندارن. در عوض خیلی از شخصیتهای کتاب، حذف شدن.
۳- توی کتاب جاسلین کشته نمیشه و با لوک ازدواج میکنه. رابرت و مریس هم جدا نمیشن و قطعا رابطهای بین لوک و مریس شکل نمیگیره.
۴- توی کتاب هیچ رابطهای بین ایزابل و رافائل وجود نداره. ایزابل هم به زهر خوناشام معتاد نمیشه، اصلا یینفن یک پودر نقرهایه و با زهر خوناشام متفاوته. و رافائل هیچ تلاشی برای دیلایتر شدن نمیکنه.
۵- پیوند لیلیث بین جیس و سباستین بود، نه سباستین و کلاری.
۶- کلا روند ملک، از آشنایی گرفته تا ازدواج خیلی متفاوته و اصلا هیچ شباهتی بینشون وجود نداره، واقعا هیچ شباهتی. به طور مثال مگنس الک رو درمان میکنه و وقتی که الک برای تشکر به آپارتمانش میره، هم رو میبوسن و قرار میذارن، بعد از کاماوت الک به مسافرت میرن و قضیه کات که توسط مگنس صورت گرفت هم پیچیدهتر و کلا متفاوته.
۷- با توجه به مورد بالا، یعنی توی کتاب مگنس جادوش رو از دست نمیده.
۸- کلاری نشان قابیل رو به سایمن میده، نه ملکهسیلیها.
۹- مکس و رافائل توسط سباستین کشته میشن.
۱۰- آسمودئوس آخر مورتالاینسترومنتز حافظه و قدرت سایمن رو میگیره و در آخر سایمن تبدیل به شکارچیسایه و پربتای کلاری میشه. پایان هم به کلی فرق میکنه، مثلا کلاری حافظهش رو از دست نمیده.
شخصیتی:
۱- لوک کتاب پلیس نبود.
۲- الک کتاب خیلی خجالتی و بیاعتمادبهنفس بود، برعکس الک سریال. رئیس موسسه هم نبود.
۳- مگنس کتاب باابهت بود و اکثر شخصیتها ازش حساب میبردن یا میترسیدن، دقیقا برعکس سریال. به هیچ وجه لوس نبود، ناز و قهر نمیکرد (یعنی قضیه شمشیر و قهر، ناز کردن برای سکس اصلا در کار نیست)، و ادا نداشت و رفتارش باوقار بود. با هیفدههزار نفر هم رابطه نداشت و قبلا با هیچ شکارچیسایهای نبوده.
اوایل سریال مگنس خیلی به الک نخ میداد، اما وقتی که وارد رابطه شدن، شروع کرد به ناز کردن. همچین چیزی اصلا توی کتاب دیده نمیشه.
۴- ایزابل کتاب خیلی مغرور بود و تیپ و لحن و شخصیتش به کل فرق میکرد، ولی توی سریال خیلی بیثبات بود و دائما بغض داشت و اشک میریخت و فقط دنبال پسر میگشت و حتی معتاد هم شد! و با این وجود بقیه رو نصیحت میکرد و عقلکلبازی در میآورد. دقیقا نقطه مقابل ایزابل کتابه.
۵- رافائل کتاب اهل نیش و کنایهست و موذیتره، میزان احساساتی بودنش خیلی کمتره.
۶- توی کتاب رابرت خیلی با گی بودن الک بد برخورد کرد، ولی توی سریال کلا نقش کمی داشت.
۷- آسمودئوس و بقیه شیطانها احساس ندارن و قطعا مهربون نیستن، پس دنبال محبت کسی هم نیستن!
۸- سباستین شخصیت آسیبدیدهای داره، اما توی کتاب شکسته بودنش باعث قدرتش میشد و توی سریال صرفا ضعف نشون میداد و گریه میکرد.
۹- مریس کتاب خیلی سردتر بود، خلع نشان هم نشد و کلا هیچ اتفاقی در این زمینه براش رخ نداد.
۱۰- جیس کتاب هم خیلی به کلاری وابسته بود، اما با این حال شخصیت محکمتری داشت.
ظاهری:
کلا سن کارکترها در کتاب خیلی کمتر بود و شاید بتونیم از پوست آبی کاترینا و پوست سبز رگنر بگذریم، ولی جدا از اون فرقهای زیر هم وجود دارن.
۱- کمیل کتاب بلوند بود.
۲- لوک کتاب سفیدپوست بود و موهای قهوهای و چشمهای سبزآبی داشت.
۳- اصلیترین ویژگی جیس کتاب، چشمها و موهای طلایی بودن و کلاری علاوه بر موی قرمزش، خیلی کوتاه و ریز و کک و مکی بود.
۴- اصلیترین ویژگیهای الک کتاب، چشمهای آبی رنگ و موی مشکی و پوست روشن و صورت ظریف و زاویهدارش بودن. همچنین، نسبت به الک سریال خیلی لاغرتر و ریزتر بود.
۵- مگنس کتاب بلندترین شخصیت کتاب بود و اصلا زردپوست نیست.
۶- رافائل کتاب شبیه چهارده-پونزده سالهها بود.
۷- ایزابل کتاب خیلی قد بلندتر بود و مثل الک، به پوست خیلی سفیدش معروف بود.
۸- سباستین وِرلاک زردپوست و مو مشکی بود، اما جاناتان بلوند روشن.
۹- مریس قد بلند و خوشهیکل بود و مثل الک چشم آبی و پوست سفید و موی مشکی داشت. رابرت قدش متوسط بود و پوستش گندمی، اون هم چشم آبی و موی مشکی داشت.
۱۰- ولنتاین کتاب شبیه سباستین بود، بلوند با صورت ظریف و زاویهدار.
#αηηα
#book
#Facts
#تفاوت
[T.me/shadowhunterstv]
روند داستانی:
۱- شروع داستان کتاب در روز تولد کلاری نبود، تولد کلاری چند روز بعد از آشناییش با دنیای سایه رخ داد.
۲- شخصیتی به نام لیدیا توی کتاب وجود نداشت و قاعدتا الک هم قرار نبود با کسی ازدواج کنه. همچنین، هایدی و مدزی و لورنزو و الی و دکتر سیاهپوستی که با ایزایل دوست بود هم وجود ندارن. در عوض خیلی از شخصیتهای کتاب، حذف شدن.
۳- توی کتاب جاسلین کشته نمیشه و با لوک ازدواج میکنه. رابرت و مریس هم جدا نمیشن و قطعا رابطهای بین لوک و مریس شکل نمیگیره.
۴- توی کتاب هیچ رابطهای بین ایزابل و رافائل وجود نداره. ایزابل هم به زهر خوناشام معتاد نمیشه، اصلا یینفن یک پودر نقرهایه و با زهر خوناشام متفاوته. و رافائل هیچ تلاشی برای دیلایتر شدن نمیکنه.
۵- پیوند لیلیث بین جیس و سباستین بود، نه سباستین و کلاری.
۶- کلا روند ملک، از آشنایی گرفته تا ازدواج خیلی متفاوته و اصلا هیچ شباهتی بینشون وجود نداره، واقعا هیچ شباهتی. به طور مثال مگنس الک رو درمان میکنه و وقتی که الک برای تشکر به آپارتمانش میره، هم رو میبوسن و قرار میذارن، بعد از کاماوت الک به مسافرت میرن و قضیه کات که توسط مگنس صورت گرفت هم پیچیدهتر و کلا متفاوته.
۷- با توجه به مورد بالا، یعنی توی کتاب مگنس جادوش رو از دست نمیده.
۸- کلاری نشان قابیل رو به سایمن میده، نه ملکهسیلیها.
۹- مکس و رافائل توسط سباستین کشته میشن.
۱۰- آسمودئوس آخر مورتالاینسترومنتز حافظه و قدرت سایمن رو میگیره و در آخر سایمن تبدیل به شکارچیسایه و پربتای کلاری میشه. پایان هم به کلی فرق میکنه، مثلا کلاری حافظهش رو از دست نمیده.
شخصیتی:
۱- لوک کتاب پلیس نبود.
۲- الک کتاب خیلی خجالتی و بیاعتمادبهنفس بود، برعکس الک سریال. رئیس موسسه هم نبود.
۳- مگنس کتاب باابهت بود و اکثر شخصیتها ازش حساب میبردن یا میترسیدن، دقیقا برعکس سریال. به هیچ وجه لوس نبود، ناز و قهر نمیکرد (یعنی قضیه شمشیر و قهر، ناز کردن برای سکس اصلا در کار نیست)، و ادا نداشت و رفتارش باوقار بود. با هیفدههزار نفر هم رابطه نداشت و قبلا با هیچ شکارچیسایهای نبوده.
اوایل سریال مگنس خیلی به الک نخ میداد، اما وقتی که وارد رابطه شدن، شروع کرد به ناز کردن. همچین چیزی اصلا توی کتاب دیده نمیشه.
۴- ایزابل کتاب خیلی مغرور بود و تیپ و لحن و شخصیتش به کل فرق میکرد، ولی توی سریال خیلی بیثبات بود و دائما بغض داشت و اشک میریخت و فقط دنبال پسر میگشت و حتی معتاد هم شد! و با این وجود بقیه رو نصیحت میکرد و عقلکلبازی در میآورد. دقیقا نقطه مقابل ایزابل کتابه.
۵- رافائل کتاب اهل نیش و کنایهست و موذیتره، میزان احساساتی بودنش خیلی کمتره.
۶- توی کتاب رابرت خیلی با گی بودن الک بد برخورد کرد، ولی توی سریال کلا نقش کمی داشت.
۷- آسمودئوس و بقیه شیطانها احساس ندارن و قطعا مهربون نیستن، پس دنبال محبت کسی هم نیستن!
۸- سباستین شخصیت آسیبدیدهای داره، اما توی کتاب شکسته بودنش باعث قدرتش میشد و توی سریال صرفا ضعف نشون میداد و گریه میکرد.
۹- مریس کتاب خیلی سردتر بود، خلع نشان هم نشد و کلا هیچ اتفاقی در این زمینه براش رخ نداد.
۱۰- جیس کتاب هم خیلی به کلاری وابسته بود، اما با این حال شخصیت محکمتری داشت.
ظاهری:
کلا سن کارکترها در کتاب خیلی کمتر بود و شاید بتونیم از پوست آبی کاترینا و پوست سبز رگنر بگذریم، ولی جدا از اون فرقهای زیر هم وجود دارن.
۱- کمیل کتاب بلوند بود.
۲- لوک کتاب سفیدپوست بود و موهای قهوهای و چشمهای سبزآبی داشت.
۳- اصلیترین ویژگی جیس کتاب، چشمها و موهای طلایی بودن و کلاری علاوه بر موی قرمزش، خیلی کوتاه و ریز و کک و مکی بود.
۴- اصلیترین ویژگیهای الک کتاب، چشمهای آبی رنگ و موی مشکی و پوست روشن و صورت ظریف و زاویهدارش بودن. همچنین، نسبت به الک سریال خیلی لاغرتر و ریزتر بود.
۵- مگنس کتاب بلندترین شخصیت کتاب بود و اصلا زردپوست نیست.
۶- رافائل کتاب شبیه چهارده-پونزده سالهها بود.
۷- ایزابل کتاب خیلی قد بلندتر بود و مثل الک، به پوست خیلی سفیدش معروف بود.
۸- سباستین وِرلاک زردپوست و مو مشکی بود، اما جاناتان بلوند روشن.
۹- مریس قد بلند و خوشهیکل بود و مثل الک چشم آبی و پوست سفید و موی مشکی داشت. رابرت قدش متوسط بود و پوستش گندمی، اون هم چشم آبی و موی مشکی داشت.
۱۰- ولنتاین کتاب شبیه سباستین بود، بلوند با صورت ظریف و زاویهدار.
#αηηα
#book
#Facts
#تفاوت
[T.me/shadowhunterstv]
https://t.me/addstickers/Malecmagnusandalec_by_demybot
پک استیکر حرفهای از ملک😊😁
https://t.me/addstickers/Formasexypupvink_by_demybot
پک استیکر حرفهای و تمدار از هری/مگنس
#mona
#sticker
[T.me/shadowhunterstv]
پک استیکر حرفهای از ملک😊😁
https://t.me/addstickers/Formasexypupvink_by_demybot
پک استیکر حرفهای و تمدار از هری/مگنس
#mona
#sticker
[T.me/shadowhunterstv]
The_Lost_Book_of_the_White_2_Cassandra_Clare.epub
666.6 KB
کتاب #the_lost_book_of_the_white جلد دوم مجموعه #the_eldest_curses
شخصیتهای اصلی این مجموعه مگنس و الک هستن.
#book
[T.me/shadowhunterstv]
شخصیتهای اصلی این مجموعه مگنس و الک هستن.
#book
[T.me/shadowhunterstv]