یکشنبه های اعتراضی شعله ور!
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی رشت
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی رشت
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی دزفول
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی دزفول
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش سخنان بازنشسته فریدون نیکوفر از اعضای هیات مدیره سابق سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش سخنان بازنشسته فریدون نیکوفر از اعضای هیات مدیره سابق سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بازنشستگان به جان آمده از گرانی و دروغگویی های مرتب مسوولین و بی عرضعگی هیات مدیره های کانون های بازنشستگی و همچنین اختلاس و فساد روزافزون در جای جای جامعه که موجب بی دارویی، بی غذایی، و بیکاری و هزاران معضل دیگر در جامعه شده است، اعتراضات بازنشستگان را شعله ور تر نموده است.
بازنشستگان در یکشنبه های اعتراضی هفتگی در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، دزفول، تبریز، کرمانشاه به خیابان آمده و جمعی از مردم هم به آنان پیوستند. شعارها حول مدیریت غلط، گرانی، نبود دارو و درمان مناسب، دور می زد.
در شوش، اهواز، دزفول بازنشستگان با وجود دمای بیش از ۵۰ درجه گرد هم آمده و شعار: نان گران دارو گران/ دولت شده دشمن جان را سر داده و خواستار درمانگاه و بیمارستان های تخصصی در شهر خود شدند.
در تبریز بیش از ۷۰ بازنشسته با تجمع در کانون بازنشستگان شهر علیه اهمال کاری هیات مدیره بانگ فریاد بر داشتند.
در قزوین بازنشستگان با مردم عبوری در مورد چرایی تجمع و خواسته های خود، صحبت کردند.
در رشت همیشه مقاوم و تهران پایدار، مردم زیادی به تجمع کنندگان پیوسته و همراه آنان شعار داده و پلاکارد بدست گرفتند. آمدن مردم عبوری به جمع تجمع کنندگان نشان از فشار بیش از حد اوضاع خراب اقتصادی اجتماعی و سیاسی و مدیریت غلط مسوولین است.
در کرمانشاه بازنشستگان علیه جنگ افروزی، آزادی بازنشستگان و آموزگاران زندانی و مسایل معیشتی و درمانی شعار دادند. شعار:«حداقل حقوق برای همه مسوولین/ با این حقوق ناچیز ما- میدری، سالاری- زندگی کن» در همه تجمعات شنیده می شد.
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
ظلم و ستم فراوان ما را کشاند خیابان
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
از شعارهایی است که همه هفته در خیابان از سوی بازنشستگان فریاد زده می شود.
در تهران در یک عمل سخیف و احمقانه که از بی شخصیت هایی چون مدیران وزارت کار و تامین اجتماعی بر می آید، نیمکت سیمانی روبروی تامین اجتماعی را که بازنشستگان ناتوان و یا معلول بر روی آن می نشستند را از جا کنده تا مانع تجمع بازنشستگان شده و آنان را عذاب دهند.
چند هفته ای هم هست که اعضای کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی همچنان دود شده و به هوا رفته و از آنان خبری و اثری نیست. موجودات پلیدی که که جز به مقام و پول و رانت فکر دیگری ندارند.
شعار
کانونی بی عرضه استعفا استعفا
شایسته این کوتوله های رانتخوار است.
نه گرما نه سرما نیست جلودارمان
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بازنشستگان به جان آمده از گرانی و دروغگویی های مرتب مسوولین و بی عرضعگی هیات مدیره های کانون های بازنشستگی و همچنین اختلاس و فساد روزافزون در جای جای جامعه که موجب بی دارویی، بی غذایی، و بیکاری و هزاران معضل دیگر در جامعه شده است، اعتراضات بازنشستگان را شعله ور تر نموده است.
بازنشستگان در یکشنبه های اعتراضی هفتگی در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، دزفول، تبریز، کرمانشاه به خیابان آمده و جمعی از مردم هم به آنان پیوستند. شعارها حول مدیریت غلط، گرانی، نبود دارو و درمان مناسب، دور می زد.
در شوش، اهواز، دزفول بازنشستگان با وجود دمای بیش از ۵۰ درجه گرد هم آمده و شعار: نان گران دارو گران/ دولت شده دشمن جان را سر داده و خواستار درمانگاه و بیمارستان های تخصصی در شهر خود شدند.
در تبریز بیش از ۷۰ بازنشسته با تجمع در کانون بازنشستگان شهر علیه اهمال کاری هیات مدیره بانگ فریاد بر داشتند.
در قزوین بازنشستگان با مردم عبوری در مورد چرایی تجمع و خواسته های خود، صحبت کردند.
در رشت همیشه مقاوم و تهران پایدار، مردم زیادی به تجمع کنندگان پیوسته و همراه آنان شعار داده و پلاکارد بدست گرفتند. آمدن مردم عبوری به جمع تجمع کنندگان نشان از فشار بیش از حد اوضاع خراب اقتصادی اجتماعی و سیاسی و مدیریت غلط مسوولین است.
در کرمانشاه بازنشستگان علیه جنگ افروزی، آزادی بازنشستگان و آموزگاران زندانی و مسایل معیشتی و درمانی شعار دادند. شعار:«حداقل حقوق برای همه مسوولین/ با این حقوق ناچیز ما- میدری، سالاری- زندگی کن» در همه تجمعات شنیده می شد.
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
ظلم و ستم فراوان ما را کشاند خیابان
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
از شعارهایی است که همه هفته در خیابان از سوی بازنشستگان فریاد زده می شود.
در تهران در یک عمل سخیف و احمقانه که از بی شخصیت هایی چون مدیران وزارت کار و تامین اجتماعی بر می آید، نیمکت سیمانی روبروی تامین اجتماعی را که بازنشستگان ناتوان و یا معلول بر روی آن می نشستند را از جا کنده تا مانع تجمع بازنشستگان شده و آنان را عذاب دهند.
چند هفته ای هم هست که اعضای کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی همچنان دود شده و به هوا رفته و از آنان خبری و اثری نیست. موجودات پلیدی که که جز به مقام و پول و رانت فکر دیگری ندارند.
شعار
کانونی بی عرضه استعفا استعفا
شایسته این کوتوله های رانتخوار است.
نه گرما نه سرما نیست جلودارمان
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
مزدبگیران رها شده در جنگ!!
در حالی مرحله سوم جنگ ویرانگر و تجاوزکارانه آمریکا علیه مردم ایران آغاز شده است که هنوز هزینه های تبعات آن دو جنگ بر روی مزدبگیران از یکسال گذشته تاکنون جبران نشده است. از کسب و کارهای کوچک اینترنتی تا کارخانه های بزرگ همچون پتروشیمیها و فولاد. هنوز کارگران به کار بازنگشته اند.
تعداد کارگران بیکار شده طی یکسال بر طبق برآوردهای کارگری از ۳ میلیون نفر هم گذشته است که فقط ۳۷۰ هزار نفر تحت پوشش سخت گیرانه تامین اجتماعی قرار گرفته اند که باز هم طبق گزارش های کارگری بیش از ۷۰ هزار نفر بیمه بیکاری شان با بازرسی های غیرواقعی لغو شده است که هر روز هم به این تعداد اضافه می گردد.
جنگ یک سیاست دولتی است و باید دولت کلیه هزینه های این جنگ را چه به لحاظ دفاعی، تهیه آذوقه غذایی، دارو درمان، کسب و کارها و ... را تقبل و پوشش دهد. فقط در بخش کارفرمایی و ثروتمندان این امر اجرایی شده است. در بخش کارفرمایی با دادن تخفیف های رنگارنگ مالیاتی و عقب انداختن بدهی شأن به تامین اجتماعی و به ثروتمندان، اجازه نیاوردن ارزهای صادراتی به کشور و حتا تخصیص ۳ میلیارد دلار بودجه غذا و دارو به واردات خودروهای خارجی که از امروز از ترکیه به ایران وارد می شود. این خاصه خرجی ها از ثروت عمومی برای قشر یک درصدی از سوی مافیایی صورت می گیرد که در جنگهیچکمکی به منافع ملی نکرده، نمی کند و نخواهد کرد.
اما ۹۹ درصد مردم ایران باید بار جنگ را با دادن جان چه در مهلکه نبرد و چه با سفره های خالی و بیکاری بدهند.
دستمزدهای ۵ برابر زیر خط فقر برای کارگران و کارمندان و بازنشستگان، خارج کردن انواع آزمایشات دوره ای و داروهای معمولی از لیست بیمه، گران کردن ۴ باره نان در یک بازه زمانی ۶ ماهه، اعدام فرزندانی که در این ۴۷ سال تحت سیاست های تحمیل شده چه در آموزش و پرورش و صداوسیما و صدها دستگاه تبلیغاتی قرار گرفتند ولی به خاطر اینکه از بیکاری و گرانی و سیاست های غلط به جان آمده اند باید جان عزیزشان ستانده شود. از فحشا و اختلاس و دروغگویی چه بگوییم که به امری عادی تبدیل شده است. اقتصاد و سیاست و اخلاق را به گند کشانده اید آیا چیزی مانده که از ما نستانده باشید؟؟
۴۷ سال دروغ، ۴۷ سال پشت پا زدن به تمامی آرمان های عدالت خواهانه و برابری طلبانه و تبدیل قانون اساسی و قانون کار و قانون تامین اجتماعی به ورق پاره و آوردن صدها مدیر بی لیاقت و دزد همچون خاوری تا بی عرضه هایی چون سالاری و میدری.
آیا دولت نباید همانگونه که به جانباختگان نظامی می رسد به صیادان و کارگران بارانداز اسکله های مورد هجوم دشمن رسیدگی کند؟؟ و یا کارگران پتروشیمی و صدها هزار کارگر بیکار گشته چه به دلیل نبود اینترنت و کندی آن و چه در جنگ سایبری، و صدها پیک موتوری و باربر بازار و کارگران رستوران ها، آیا نباید از ثروت عمومی بهره مند شوند؟؟
بر طبق قانون کار هر کارگری که به دلیل حوادث غیرمترقبه از کار بیکار شود باید تحت پوشش بیمه بیکاری و پوشش های دولتی قرار گیرد. جنگ هم یک موضوع غیرمترقبه است. یعنی نمی دانید؟؟
آقای پزشکیان،
مردم ایران و کارگران و بازنشستگان این بی توجهی شما را، نه به شما نه به مافیای لانه کرده در دولت نخواهد بخشید. توصیه ما به شما این شعر ترکی است:
قویما دنیا ائله سون
قلاده لی حیوان سنی
دوز یاشا، آزاد یاشا
نامزد ایمه باشووی
یاتما تولکی دالداسیندا
قوی یسین آصلان سنی
ترجمه عامیانه:
نگذار دنیا تو را بفریبد/ درست زندگی کن و آزاد باش/ به نامرد سرت را خم نکن/ بگذار شیر تو را بخورد/ افتخارآمیز تر از زندگی در پشت روباه است.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۲ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
در حالی مرحله سوم جنگ ویرانگر و تجاوزکارانه آمریکا علیه مردم ایران آغاز شده است که هنوز هزینه های تبعات آن دو جنگ بر روی مزدبگیران از یکسال گذشته تاکنون جبران نشده است. از کسب و کارهای کوچک اینترنتی تا کارخانه های بزرگ همچون پتروشیمیها و فولاد. هنوز کارگران به کار بازنگشته اند.
تعداد کارگران بیکار شده طی یکسال بر طبق برآوردهای کارگری از ۳ میلیون نفر هم گذشته است که فقط ۳۷۰ هزار نفر تحت پوشش سخت گیرانه تامین اجتماعی قرار گرفته اند که باز هم طبق گزارش های کارگری بیش از ۷۰ هزار نفر بیمه بیکاری شان با بازرسی های غیرواقعی لغو شده است که هر روز هم به این تعداد اضافه می گردد.
جنگ یک سیاست دولتی است و باید دولت کلیه هزینه های این جنگ را چه به لحاظ دفاعی، تهیه آذوقه غذایی، دارو درمان، کسب و کارها و ... را تقبل و پوشش دهد. فقط در بخش کارفرمایی و ثروتمندان این امر اجرایی شده است. در بخش کارفرمایی با دادن تخفیف های رنگارنگ مالیاتی و عقب انداختن بدهی شأن به تامین اجتماعی و به ثروتمندان، اجازه نیاوردن ارزهای صادراتی به کشور و حتا تخصیص ۳ میلیارد دلار بودجه غذا و دارو به واردات خودروهای خارجی که از امروز از ترکیه به ایران وارد می شود. این خاصه خرجی ها از ثروت عمومی برای قشر یک درصدی از سوی مافیایی صورت می گیرد که در جنگهیچکمکی به منافع ملی نکرده، نمی کند و نخواهد کرد.
اما ۹۹ درصد مردم ایران باید بار جنگ را با دادن جان چه در مهلکه نبرد و چه با سفره های خالی و بیکاری بدهند.
دستمزدهای ۵ برابر زیر خط فقر برای کارگران و کارمندان و بازنشستگان، خارج کردن انواع آزمایشات دوره ای و داروهای معمولی از لیست بیمه، گران کردن ۴ باره نان در یک بازه زمانی ۶ ماهه، اعدام فرزندانی که در این ۴۷ سال تحت سیاست های تحمیل شده چه در آموزش و پرورش و صداوسیما و صدها دستگاه تبلیغاتی قرار گرفتند ولی به خاطر اینکه از بیکاری و گرانی و سیاست های غلط به جان آمده اند باید جان عزیزشان ستانده شود. از فحشا و اختلاس و دروغگویی چه بگوییم که به امری عادی تبدیل شده است. اقتصاد و سیاست و اخلاق را به گند کشانده اید آیا چیزی مانده که از ما نستانده باشید؟؟
۴۷ سال دروغ، ۴۷ سال پشت پا زدن به تمامی آرمان های عدالت خواهانه و برابری طلبانه و تبدیل قانون اساسی و قانون کار و قانون تامین اجتماعی به ورق پاره و آوردن صدها مدیر بی لیاقت و دزد همچون خاوری تا بی عرضه هایی چون سالاری و میدری.
آیا دولت نباید همانگونه که به جانباختگان نظامی می رسد به صیادان و کارگران بارانداز اسکله های مورد هجوم دشمن رسیدگی کند؟؟ و یا کارگران پتروشیمی و صدها هزار کارگر بیکار گشته چه به دلیل نبود اینترنت و کندی آن و چه در جنگ سایبری، و صدها پیک موتوری و باربر بازار و کارگران رستوران ها، آیا نباید از ثروت عمومی بهره مند شوند؟؟
بر طبق قانون کار هر کارگری که به دلیل حوادث غیرمترقبه از کار بیکار شود باید تحت پوشش بیمه بیکاری و پوشش های دولتی قرار گیرد. جنگ هم یک موضوع غیرمترقبه است. یعنی نمی دانید؟؟
آقای پزشکیان،
مردم ایران و کارگران و بازنشستگان این بی توجهی شما را، نه به شما نه به مافیای لانه کرده در دولت نخواهد بخشید. توصیه ما به شما این شعر ترکی است:
قویما دنیا ائله سون
قلاده لی حیوان سنی
دوز یاشا، آزاد یاشا
نامزد ایمه باشووی
یاتما تولکی دالداسیندا
قوی یسین آصلان سنی
ترجمه عامیانه:
نگذار دنیا تو را بفریبد/ درست زندگی کن و آزاد باش/ به نامرد سرت را خم نکن/ بگذار شیر تو را بخورد/ افتخارآمیز تر از زندگی در پشت روباه است.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۲ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
تلاش کنی پیروزی!!
خبرگزاری ایلنا: تمدید استفاده رایگان از مترو و بی.آر.تی تصویب شد
کد خبر : 1813125
به گزارش ایلنا، در ۴۱۸ مین جلسه شورای شهر تهران استفاده تمام شهروندان از حمل و نقل عمومی تا دو ماه آینده رایگان ادامه خواهد داشت. این پیشنهاد با ۲۱ رأی موافق تصویب شد.
پینوشت:
در تاریخ ۱۰ تیرماه نامه ای با امضای ۱۱۵۵ نفر کارگر، بازنشسته، کارمند، دانشجو، خانه دار، مشاغل آزاد به شورای شهر تهران از سوی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، بازنشستگان متحد تهرانی، انجمن کنشگران سالمندی ایران به شماره ثبت ۵۴۰۰ به شورای شهر داده شد (تصویر نامه و خبر در کانال سندیکا موجود است) و در آن از فواید چهارگانه رایگان بودن مترو و اتوبوس در تهران:
۱-صرفه جویی در اقتصاد خانواده های محروم ۲- صرفه جویی روزانه ۳ میلیون لیتر بنزین ۳- پاکی هوا ۴- کاهش تلفات انسانی،
نام برده شده بود. با پیگیری مسوولان سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران و انجمن سالمندی در روز ۲۱ تیرماه مشخص شد نامه در کارتابل آقای چمران موجود و ایشان این نامه را دیده اند و با اصرار نمایندگان یاداشتی روی نامه در کارتابل گذاشته و وقت دیدار حضوری درخواست شد.
شورای شهر تهران و شهرداری در روز ۱۵ تیرماه اعلام کرده بودند که از روز ۱۹ تیرماه رایگان بودن مترو و اتوبوس لغو خواهد شد.
به هر حال تلاش این سه تشکل مثمر ثمر واقع شد و مترو و اتوبوس فعلن رایگان ماند تا زحمتکشان تهرانی بخش بسیار بسیار کوچکی از ثروت ملی خود را دریافت کنند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
خبرگزاری ایلنا: تمدید استفاده رایگان از مترو و بی.آر.تی تصویب شد
کد خبر : 1813125
به گزارش ایلنا، در ۴۱۸ مین جلسه شورای شهر تهران استفاده تمام شهروندان از حمل و نقل عمومی تا دو ماه آینده رایگان ادامه خواهد داشت. این پیشنهاد با ۲۱ رأی موافق تصویب شد.
پینوشت:
در تاریخ ۱۰ تیرماه نامه ای با امضای ۱۱۵۵ نفر کارگر، بازنشسته، کارمند، دانشجو، خانه دار، مشاغل آزاد به شورای شهر تهران از سوی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، بازنشستگان متحد تهرانی، انجمن کنشگران سالمندی ایران به شماره ثبت ۵۴۰۰ به شورای شهر داده شد (تصویر نامه و خبر در کانال سندیکا موجود است) و در آن از فواید چهارگانه رایگان بودن مترو و اتوبوس در تهران:
۱-صرفه جویی در اقتصاد خانواده های محروم ۲- صرفه جویی روزانه ۳ میلیون لیتر بنزین ۳- پاکی هوا ۴- کاهش تلفات انسانی،
نام برده شده بود. با پیگیری مسوولان سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران و انجمن سالمندی در روز ۲۱ تیرماه مشخص شد نامه در کارتابل آقای چمران موجود و ایشان این نامه را دیده اند و با اصرار نمایندگان یاداشتی روی نامه در کارتابل گذاشته و وقت دیدار حضوری درخواست شد.
شورای شهر تهران و شهرداری در روز ۱۵ تیرماه اعلام کرده بودند که از روز ۱۹ تیرماه رایگان بودن مترو و اتوبوس لغو خواهد شد.
به هر حال تلاش این سه تشکل مثمر ثمر واقع شد و مترو و اتوبوس فعلن رایگان ماند تا زحمتکشان تهرانی بخش بسیار بسیار کوچکی از ثروت ملی خود را دریافت کنند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
مازیارگیلانی نژاد در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد:
تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563
یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد
متن کامل مصاحبه در کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563
یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد
متن کامل مصاحبه در کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
مازیارگیلانی نژاد در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد:
تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563
یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، از روزهای ابتدای تیرماه، نان در تهران گران شده است؛ براساس دادههای رسمی و میدانی، در این موج سنگین تورمی، قیمت انواع نان در تهران، حدود ۱۰۰ درصد و در مواردی و به طور مشخص در در نانواییهای آزادپز، بیش از این رقم افزایش یافته است.
«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری در ارتباط با این گرانی و تاثیر آن بر زندگی طبقه کارگر به ایلنا میگوید: طی ۶ ماهه اخیر این سومین بار است که دولت دستور گران شدن نان را در شهری مانند تهران که ۹۵ درصد آن را مزدبگیران تشکیل میدهند، داده است. این دستور از آن رو مهم است که توسط خود دولت صادر شده نه تورم و نه بازار آزاد و نه هیچ عامل دیگری، نقشی در این گرانی نداشته است.
به گفته وی، نان تنها غذایی است که مردم محروم میتواند آن را تهیه کنند و لاجرم گران شدن آن پیام خاصی را به جامعه القا میکند.
این فعال کارگری ادامه میدهد: رییس بنیاد ملی گندمکاران میگوید: «تولید گندم بهتر از پارسال است ولی گندمکاران به دلیل پرداخت نشدن به موقع پول به آنان، گندم را به بازار آزاد میفروشند» در همین راستا تعداد نانواییهای دولتی در مناطق مختلف حتی مناطق کارگرنشین شهرها کاهش یافته و نانواییهای آزادپز هر روز بیشتر میشوند.
گیلانینژاد با بیان اینکه «مافیای نان به خوبی دست روی کالایی گذاشته است که میتواند صدها میلیارد تومان سود ببرد آن هم به قیمت گرسنهتر کردن مردم محروم» اضافه میکند: در محله کارگرنشینی مانند فلکه پنجم فردیس کرج، به ازای هر نانوایی دولتی ۴ نانوایی آزادپز وجود دارد. این یعنی سوق دادن مردم به سمت گران خریدن نان. نانی که اصلیترین ماده غذایی زحمتکشان و طبقه متوسط است. در همین حال نظارتی بر نانواییهای دولتی و آزادپز به لحاظ مقدار پخت وزن و کیفیت آن وجود ندارد. نانواییهای دولتی بخشی از آرد خود را به نانواییهای آزادپز میفروشند و آرد سهمیهای را به اهرمی برای درآمدزایی تبدیل کردهاند تا هزینههای خود را پوشش دهند.
این فعال کارگری در تشریح عواقب گرانی نان افزود: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آزد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد.
گیلانینژاد با طرح این پرسش که «آیا دستور گران کردن نان فقط در حیطه نان باقی میماند یا اثرات روانی و معیشتیاش زحمتکشان را بیشتر در غرقابه تنگدستی فرو خواهد برد» گفت: گرانی نان، نشان از بیمسئولیتی در قبال سفرههای مردمی است که بیکارند؛ مردمی که ۴ برابر زیر خط فقر حقوق میگیرند و به شرایط موجود اعتراض دارند؛ سوال این است که آیا مسئولان و کاربدستان نمیدانند با گرانی نان و دور از دسترس شدن نیازهای سادهی زندگی، اعتراضات معیشتی تشدید خواهد شد؟
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563
یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، از روزهای ابتدای تیرماه، نان در تهران گران شده است؛ براساس دادههای رسمی و میدانی، در این موج سنگین تورمی، قیمت انواع نان در تهران، حدود ۱۰۰ درصد و در مواردی و به طور مشخص در در نانواییهای آزادپز، بیش از این رقم افزایش یافته است.
«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری در ارتباط با این گرانی و تاثیر آن بر زندگی طبقه کارگر به ایلنا میگوید: طی ۶ ماهه اخیر این سومین بار است که دولت دستور گران شدن نان را در شهری مانند تهران که ۹۵ درصد آن را مزدبگیران تشکیل میدهند، داده است. این دستور از آن رو مهم است که توسط خود دولت صادر شده نه تورم و نه بازار آزاد و نه هیچ عامل دیگری، نقشی در این گرانی نداشته است.
به گفته وی، نان تنها غذایی است که مردم محروم میتواند آن را تهیه کنند و لاجرم گران شدن آن پیام خاصی را به جامعه القا میکند.
این فعال کارگری ادامه میدهد: رییس بنیاد ملی گندمکاران میگوید: «تولید گندم بهتر از پارسال است ولی گندمکاران به دلیل پرداخت نشدن به موقع پول به آنان، گندم را به بازار آزاد میفروشند» در همین راستا تعداد نانواییهای دولتی در مناطق مختلف حتی مناطق کارگرنشین شهرها کاهش یافته و نانواییهای آزادپز هر روز بیشتر میشوند.
گیلانینژاد با بیان اینکه «مافیای نان به خوبی دست روی کالایی گذاشته است که میتواند صدها میلیارد تومان سود ببرد آن هم به قیمت گرسنهتر کردن مردم محروم» اضافه میکند: در محله کارگرنشینی مانند فلکه پنجم فردیس کرج، به ازای هر نانوایی دولتی ۴ نانوایی آزادپز وجود دارد. این یعنی سوق دادن مردم به سمت گران خریدن نان. نانی که اصلیترین ماده غذایی زحمتکشان و طبقه متوسط است. در همین حال نظارتی بر نانواییهای دولتی و آزادپز به لحاظ مقدار پخت وزن و کیفیت آن وجود ندارد. نانواییهای دولتی بخشی از آرد خود را به نانواییهای آزادپز میفروشند و آرد سهمیهای را به اهرمی برای درآمدزایی تبدیل کردهاند تا هزینههای خود را پوشش دهند.
این فعال کارگری در تشریح عواقب گرانی نان افزود: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندمکاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانواییهای آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آزد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را میبرد.
گیلانینژاد با طرح این پرسش که «آیا دستور گران کردن نان فقط در حیطه نان باقی میماند یا اثرات روانی و معیشتیاش زحمتکشان را بیشتر در غرقابه تنگدستی فرو خواهد برد» گفت: گرانی نان، نشان از بیمسئولیتی در قبال سفرههای مردمی است که بیکارند؛ مردمی که ۴ برابر زیر خط فقر حقوق میگیرند و به شرایط موجود اعتراض دارند؛ سوال این است که آیا مسئولان و کاربدستان نمیدانند با گرانی نان و دور از دسترس شدن نیازهای سادهی زندگی، اعتراضات معیشتی تشدید خواهد شد؟
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
زنده باد یکشنبه های اعتراض!!
۲۵ تیرماه روز بنیان گذاری یکشنبه های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی است. ۶ سال تلاش به جنبشی فرا رویید که قوی و تأثیرگذار در مبارزات جنبش اجتماعی است. امروز نمی توان از جنبش عمومی آزادیخواهی حرف زد اما در مورد جنبش بازنشستگان چیزی نگفت.
از سال ۱۳۹۷ و با بازنشسته شدن اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، در جلسات سندیکا از فعالیت در خصوص خواسته های بازنشستگان گفتگوهایی آغاز شد. دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک مصمم به فعالیت پیگیرانه در این عرصه شدند.
دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک برای آنکه این جنبش را پایه ریزی کنند اقدام به برگزاری جلساتی در جنب سندیکا با دیگر بازنشستگان نمودند. حتا به کانون بازنشستگان تهران رفته تا از امکانات و ظرفیت فعالیت اطلاع کافی پیدا بکنند که با رویکرد مافیایی آنجا روبرو شدند. تلاش کردند یک کانون مستقل بوجود بیاورند که از سوی وزارت کار اعلام شد:« در یک استان ۲ کانون نمی تواند فعالیت داشته باشد بروید در کانون موجود فعالیت کنید»
لذا تصمیم بر آن شد با دیگر فعالین سندیکایی که بازنشسته شده بودند تماس گرفته و گروه مستقلی را در مقابل مافیای کانون تهران و خانه کارگر راه اندازی کنند. در همین راستا با بازنشستگان سندیکای کارگران بافنده سوزنی و چاپ تماس گرفته شد و جلسات مشترکی برگزار گردید.
تا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ بازنشستگان یک جنبش مستقل به شمار نمی رفتند و فعالیت پراکنده آنان به چشم نمی آمد. در آخرین جلسه سندیکا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ مقرر شد فراخوانی برای ۲۵ تیرماه از سوی سندیکا داده شود تا در سالروز تامین اجتماعی که هر ساله به صورت نمایشی برگزار می شود، این روز را به اعتراض علیه سیاست های غلط دولت و تامین اجتماعی تبدیل گردد.
در ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ جمع کثیری از بازنشستگان به مقابل وزارت کار آمده که با دعوت مسوولین وزارت کار که از این جمعیت خشمگین شگفت زده شده بودند، جهت پاسخگویی به سالن اجتماعات وزارت کار راهنمایی شدند. نشستی با بیش از ۱۰۰ نفر بازنشسته برگزار شد. یکی از معاونین وزیرکار خانمی که مسوول تعیین فرمول افزایش حقوق بود و علی اصغر بیات ریاست کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی در سالن حضور یافتند. خانم معاون که در مقابل اعتراضات بازنشستگان هیچ ادله محکمی برای افزایش حقوق حقیرانه نداشت سکوت و سپس سالن را ترک کرد و علی اصغر بیات که استاد قصه گویی است جز بهم بافتن اینکه:« ما کاری از دستمان برنمی آید» حرفی برای گفتن نداشت که با اعتراضات پی در پی «استعفا استعفا» روبرو شد. علی اصغر بیات که قافیه را باخته به تمسخر گفت:«شما که از کارگران هفت تپه پیگیرتر نیستید اگر آنان موفق شدند شما هم موفق خواهید شد» هنوز لبخند تمسخر از چهره کثیف بیات دور نشده بود که آقای گیلانی نژاد با فریاد:«تو غلط می کنی در مورد کارگران هفت تپه حرف می زنی» به سمت او رفت و جلسه به تنش کشیده شد.
برای این فراخوان گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران به مدت ۳ ماه مرتب به پلیس امنیت کرج احضار می شد.
بعد از این یکشنبه در جلسه سندیکای فلزکارمکانیک مقرر شد یکشنبه ها روز اعتراض بازنشستگان قرار گیرد، که تا امروز ادامه دارد.
در روزهایی که تجمع در مقابل مجلس برگزار می شد یکی از اعضای بازنشسته هیات مدیره سندیکای کارگران بافنده سوزنی به دلیل تجربه و پختگی به نمایندگی از بازنشستگان قبل از آغاز تجمع به نیروی انتظامی مستقر در میدان خود را معرفی و به افسر میدان اعلام می کرد:«ما بازنشسته هستیم و به مدت ۲ ساعت در اینجا تجمع صنفی داریم و خواستار دیدار با نمایندگان مجلس هستیم» تا از تنش و برخورد و دستگیری ممانعت به عمل آید.
تجربه، پختگی، برنامه ریزی، سازماندهی شعارها باعث فرارویی این جنبش گردید که متاسفانه ضربات زیادی را متحمل شد. بارها از سوی تامین اجتماعی و پلیس سیاسی از بازنشستگان خواسته شد که روز اعتراض را به روز دیگری منتقل کنید که این خواسته رد شد.
بسیاری در ابتدای کار، این تجمعات را بی ارزش و فاقد یک مبارزه موثر میدانستند و برایش اهمیتی قایل نبودند و به سندیکا توصیه می کردند تمام هم خود را به مسایل کارگری معطوف دارد.
اما از همان روزهای نخستین یکی از بحث های هفتگی سندیکا در مورد چگونگی تأثیرگذاری این جنبش بود. از جمله مزیتش با جنبش کارگری در این است که در جنبش کارگری ما با اخراج و قطع حقوق روبرو هستیم که در این جنبش چنین موضوعی کارکرد ندارد و این نقطه ضعف در جنبش بازنشستگان تاثیری ندارد به ویژه اینکه از وقت کافی برای فعالیت برخوردارند هر چند پراکنده اند. از سوی دیگر این بازنشستگان به دلیل پختگی که در عرصه کارگری بدست آورده اند می توانند جنبش را به سطح بالاتری رهنمون باشند.
ادامه در صفحه پایین👇👇
۲۵ تیرماه روز بنیان گذاری یکشنبه های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی است. ۶ سال تلاش به جنبشی فرا رویید که قوی و تأثیرگذار در مبارزات جنبش اجتماعی است. امروز نمی توان از جنبش عمومی آزادیخواهی حرف زد اما در مورد جنبش بازنشستگان چیزی نگفت.
از سال ۱۳۹۷ و با بازنشسته شدن اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، در جلسات سندیکا از فعالیت در خصوص خواسته های بازنشستگان گفتگوهایی آغاز شد. دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک مصمم به فعالیت پیگیرانه در این عرصه شدند.
دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک برای آنکه این جنبش را پایه ریزی کنند اقدام به برگزاری جلساتی در جنب سندیکا با دیگر بازنشستگان نمودند. حتا به کانون بازنشستگان تهران رفته تا از امکانات و ظرفیت فعالیت اطلاع کافی پیدا بکنند که با رویکرد مافیایی آنجا روبرو شدند. تلاش کردند یک کانون مستقل بوجود بیاورند که از سوی وزارت کار اعلام شد:« در یک استان ۲ کانون نمی تواند فعالیت داشته باشد بروید در کانون موجود فعالیت کنید»
لذا تصمیم بر آن شد با دیگر فعالین سندیکایی که بازنشسته شده بودند تماس گرفته و گروه مستقلی را در مقابل مافیای کانون تهران و خانه کارگر راه اندازی کنند. در همین راستا با بازنشستگان سندیکای کارگران بافنده سوزنی و چاپ تماس گرفته شد و جلسات مشترکی برگزار گردید.
تا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ بازنشستگان یک جنبش مستقل به شمار نمی رفتند و فعالیت پراکنده آنان به چشم نمی آمد. در آخرین جلسه سندیکا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ مقرر شد فراخوانی برای ۲۵ تیرماه از سوی سندیکا داده شود تا در سالروز تامین اجتماعی که هر ساله به صورت نمایشی برگزار می شود، این روز را به اعتراض علیه سیاست های غلط دولت و تامین اجتماعی تبدیل گردد.
در ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ جمع کثیری از بازنشستگان به مقابل وزارت کار آمده که با دعوت مسوولین وزارت کار که از این جمعیت خشمگین شگفت زده شده بودند، جهت پاسخگویی به سالن اجتماعات وزارت کار راهنمایی شدند. نشستی با بیش از ۱۰۰ نفر بازنشسته برگزار شد. یکی از معاونین وزیرکار خانمی که مسوول تعیین فرمول افزایش حقوق بود و علی اصغر بیات ریاست کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی در سالن حضور یافتند. خانم معاون که در مقابل اعتراضات بازنشستگان هیچ ادله محکمی برای افزایش حقوق حقیرانه نداشت سکوت و سپس سالن را ترک کرد و علی اصغر بیات که استاد قصه گویی است جز بهم بافتن اینکه:« ما کاری از دستمان برنمی آید» حرفی برای گفتن نداشت که با اعتراضات پی در پی «استعفا استعفا» روبرو شد. علی اصغر بیات که قافیه را باخته به تمسخر گفت:«شما که از کارگران هفت تپه پیگیرتر نیستید اگر آنان موفق شدند شما هم موفق خواهید شد» هنوز لبخند تمسخر از چهره کثیف بیات دور نشده بود که آقای گیلانی نژاد با فریاد:«تو غلط می کنی در مورد کارگران هفت تپه حرف می زنی» به سمت او رفت و جلسه به تنش کشیده شد.
برای این فراخوان گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران به مدت ۳ ماه مرتب به پلیس امنیت کرج احضار می شد.
بعد از این یکشنبه در جلسه سندیکای فلزکارمکانیک مقرر شد یکشنبه ها روز اعتراض بازنشستگان قرار گیرد، که تا امروز ادامه دارد.
در روزهایی که تجمع در مقابل مجلس برگزار می شد یکی از اعضای بازنشسته هیات مدیره سندیکای کارگران بافنده سوزنی به دلیل تجربه و پختگی به نمایندگی از بازنشستگان قبل از آغاز تجمع به نیروی انتظامی مستقر در میدان خود را معرفی و به افسر میدان اعلام می کرد:«ما بازنشسته هستیم و به مدت ۲ ساعت در اینجا تجمع صنفی داریم و خواستار دیدار با نمایندگان مجلس هستیم» تا از تنش و برخورد و دستگیری ممانعت به عمل آید.
تجربه، پختگی، برنامه ریزی، سازماندهی شعارها باعث فرارویی این جنبش گردید که متاسفانه ضربات زیادی را متحمل شد. بارها از سوی تامین اجتماعی و پلیس سیاسی از بازنشستگان خواسته شد که روز اعتراض را به روز دیگری منتقل کنید که این خواسته رد شد.
بسیاری در ابتدای کار، این تجمعات را بی ارزش و فاقد یک مبارزه موثر میدانستند و برایش اهمیتی قایل نبودند و به سندیکا توصیه می کردند تمام هم خود را به مسایل کارگری معطوف دارد.
اما از همان روزهای نخستین یکی از بحث های هفتگی سندیکا در مورد چگونگی تأثیرگذاری این جنبش بود. از جمله مزیتش با جنبش کارگری در این است که در جنبش کارگری ما با اخراج و قطع حقوق روبرو هستیم که در این جنبش چنین موضوعی کارکرد ندارد و این نقطه ضعف در جنبش بازنشستگان تاثیری ندارد به ویژه اینکه از وقت کافی برای فعالیت برخوردارند هر چند پراکنده اند. از سوی دیگر این بازنشستگان به دلیل پختگی که در عرصه کارگری بدست آورده اند می توانند جنبش را به سطح بالاتری رهنمون باشند.
ادامه در صفحه پایین👇👇
جنبش یکشنبه های اعتراض که از تهران آغاز شده بود با انتشار «ماهنامه امید» توانست پیام بازنشستگان را به جای جای ایران ببرد و با شهرهای
دیگر ارتباط برقرار کرده و مسوولین سندیکا را ترغیب کند با بازنشستگان شهرشان تماس گرفته یکشنبه های اعتراض را پایه بگذارند. در روزهای اوج کرونا یکشنبه های اعتراضی تعطیل نشد و حتا به ۱۵ شهر گسترش یافت.
در طی این سالها یکشنبه های اعتراضی به دستاورد های زیر دست یافت:
۱- همبستگی و اعتراض یکپارچه به حقوق های فقیرانه، فساد در تامین اجتماعی و خواست درمان رایگان
۲- تحمیل همسان سازی به دولت و تامین اجتماعی که قرار بود فقط برای بازنشستگان لشگری و کشوری انجام شود
۳- نبرد حماسی در دوره ریاست جمهوری آقای رییسی که برای بازنشستگان بالای حداقل بگیر ۲۰ درصد افزایش حقوق مصوب کرد تا زمان تسلیم دولت و تامین اجتماعی به خواست بازنشستگان و برقراری ۳۸ درصد افزایش حقوق از ماندگارترین نبردهاست.
۴- افشا شدن کانون های بی خاصیت بازنشستگی و خیانت های آنان به بازنشستگان، فساد مالی و اخلاقی به ویژه پنهان کاری در مورد مسایل مالی.
هرچند در این راه از زمان دادن فراخوان در سال ۹۹ مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک بیش از ۴۰ بار احضار شده است، رفیقی از بازنشستگان صنعت چاپ چند ماهی را در اوین گذارند، اسماعیل گرامی به زندان برده شد، آقایان مرادی و اسالو و موحدی منش با همدستی کانون بازنشستگان تهران به دست پلیس امنیت و کلانتری داده شدند، فعالین گروه مجازی حداقل بگیر و بازماندگان دست جمعی تهدید و احضار و مجبور به دادن تعهد شدند، در شوش، اهواز، رشت، کرمانشاه فعالین یکشنبه های اعتراضی برایشان پرونده سازی و به زندان برده شدند که در آخرین مورد آن کوشنده گیلانی آقای امیر وقاری به زندان برده شد و امروز با ۲۸ مورد اتهامی روبروست و صدها بازنشسته گمنام دیگری که کوشیدند و می کوشند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
اما، این قافله را سر باز ایستادن نیست و یکشنبههای اعتراضی ماندنی است.
امروز بازنشستگان دریافته اند که کانون های بازنشستگی و خانه کارگر جز خانه خرابی بازنشستگان وظیفه دیگری ندارند پس باید رزمید و حق را گرفت حتا در شرایط جنگی.
با درود به همت همه کوشندگانی که برای گسترش این جنبش می کوشند و تفرقه را با چشمانی باز پس می زنند.
بی تردید جنبش بازنشستگان به بازویی توانا در جنبش عمومی اعتراض بدل گشته و در راه بهبودی شرایط زندگی از جمله حقوق های انسانی، درمان رایگان، مبارزه با فساد، و در یک کلام مبارزه با سیاست های غیرانسانی سرمایه داری نئولیبرال و بازنشستگی با آرامش می رزمد و از این راه سرباز نخواهد زد.
بارها گفته ایم و باز می گوییم همانگونه که با ارتجاع داخلی می رزمیم با دشمن جهان خوار نیز در رزمیم. منافع ملی ما حکم می کند سیاست های نئولیبرال کنار گذاشته شود و ثروت عمومی در جهت منافع مردم به کار گرفته شود نه اینکه بازیچه مافیا قرار گیرد.
آزادی بدون عدالت و عدالت بدون آزادی معنی ندارد.
اعدام و زندانی کردن مطالبه گران محکوم است.
صلح نان زحمتکشان است!
نبرد امروز ما می تواند روزگار نوین و خوشی را برای فرزندان مان رقم زند.
چو مهر میهنت افروز گردد
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۴ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
دیگر ارتباط برقرار کرده و مسوولین سندیکا را ترغیب کند با بازنشستگان شهرشان تماس گرفته یکشنبه های اعتراض را پایه بگذارند. در روزهای اوج کرونا یکشنبه های اعتراضی تعطیل نشد و حتا به ۱۵ شهر گسترش یافت.
در طی این سالها یکشنبه های اعتراضی به دستاورد های زیر دست یافت:
۱- همبستگی و اعتراض یکپارچه به حقوق های فقیرانه، فساد در تامین اجتماعی و خواست درمان رایگان
۲- تحمیل همسان سازی به دولت و تامین اجتماعی که قرار بود فقط برای بازنشستگان لشگری و کشوری انجام شود
۳- نبرد حماسی در دوره ریاست جمهوری آقای رییسی که برای بازنشستگان بالای حداقل بگیر ۲۰ درصد افزایش حقوق مصوب کرد تا زمان تسلیم دولت و تامین اجتماعی به خواست بازنشستگان و برقراری ۳۸ درصد افزایش حقوق از ماندگارترین نبردهاست.
۴- افشا شدن کانون های بی خاصیت بازنشستگی و خیانت های آنان به بازنشستگان، فساد مالی و اخلاقی به ویژه پنهان کاری در مورد مسایل مالی.
هرچند در این راه از زمان دادن فراخوان در سال ۹۹ مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک بیش از ۴۰ بار احضار شده است، رفیقی از بازنشستگان صنعت چاپ چند ماهی را در اوین گذارند، اسماعیل گرامی به زندان برده شد، آقایان مرادی و اسالو و موحدی منش با همدستی کانون بازنشستگان تهران به دست پلیس امنیت و کلانتری داده شدند، فعالین گروه مجازی حداقل بگیر و بازماندگان دست جمعی تهدید و احضار و مجبور به دادن تعهد شدند، در شوش، اهواز، رشت، کرمانشاه فعالین یکشنبه های اعتراضی برایشان پرونده سازی و به زندان برده شدند که در آخرین مورد آن کوشنده گیلانی آقای امیر وقاری به زندان برده شد و امروز با ۲۸ مورد اتهامی روبروست و صدها بازنشسته گمنام دیگری که کوشیدند و می کوشند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
اما، این قافله را سر باز ایستادن نیست و یکشنبههای اعتراضی ماندنی است.
امروز بازنشستگان دریافته اند که کانون های بازنشستگی و خانه کارگر جز خانه خرابی بازنشستگان وظیفه دیگری ندارند پس باید رزمید و حق را گرفت حتا در شرایط جنگی.
با درود به همت همه کوشندگانی که برای گسترش این جنبش می کوشند و تفرقه را با چشمانی باز پس می زنند.
بی تردید جنبش بازنشستگان به بازویی توانا در جنبش عمومی اعتراض بدل گشته و در راه بهبودی شرایط زندگی از جمله حقوق های انسانی، درمان رایگان، مبارزه با فساد، و در یک کلام مبارزه با سیاست های غیرانسانی سرمایه داری نئولیبرال و بازنشستگی با آرامش می رزمد و از این راه سرباز نخواهد زد.
بارها گفته ایم و باز می گوییم همانگونه که با ارتجاع داخلی می رزمیم با دشمن جهان خوار نیز در رزمیم. منافع ملی ما حکم می کند سیاست های نئولیبرال کنار گذاشته شود و ثروت عمومی در جهت منافع مردم به کار گرفته شود نه اینکه بازیچه مافیا قرار گیرد.
آزادی بدون عدالت و عدالت بدون آزادی معنی ندارد.
اعدام و زندانی کردن مطالبه گران محکوم است.
صلح نان زحمتکشان است!
نبرد امروز ما می تواند روزگار نوین و خوشی را برای فرزندان مان رقم زند.
چو مهر میهنت افروز گردد
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۴ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
جنگ، صلح، تفاهم نامه!!
دولت، کارفرمایان، کارگران!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بیکاری ۳ میلیون کارگر در طی دو جنگ و همچنین در طی این روزها که بمباران کارگران را باز هم بیکار به خانه می فرستد، برای کارگران این سوال پیش می آید که آیا جنگ و یا تفاهم نامه دردی از من دوا کرده است؟؟
از نگاه کارگر بی نان، تفاهمنامه نه پیروزی که بازی با زندگی و جان آنان است.
کارگری که در این روزهای پرالتهاب، نان شبش باید با دو برابر قیمت تهیه کند و نان را از سبد خانواده حذف شده می بیند، تفاهمنامه را نه یک پیروزی دیپلماتیک، که نمایشی از بیتوجهی به معیشت میبیند. کارگران روزمزد و کارکنان کارخانههای نیمه تعطیل، صیادانی که لنج هایشان مورد اصابت دشمن قرار گرفته و ملوان های بیکار شده تنها یک پرسش ساده دارند: «این توافق چه چیزی به سفره ما اضافه کرده است؟ عوارض ۲ میلیون دلاری و فروش نفت دو برابر قیمت چه سودی برای زندگی من داشته است؟؟»
نیروی کار و سرمایههای کوچک، امروز مهرههای قربانیاند. کارگری که در این شرایط ناچار است از حق مسکن، بیمه و حداقلهای معیشتی خود بگذرد، دیگر به وعدههای اعتماد ندارد؛ او تنها یک خواست دارد: صلح، مهار تورم و بازگشت امنیت شغلی. اگر دولت این سه شرط را برآورده نکند، برای او نه یک پیروزی، بلکه بهانهای دیگر برای تداوم فراموشی مشکلات زحمتکشان است.
پیش از آنکه اولین موشکها شلیک شوند، کارگران ایران در نبردی خاموش با قراردادهای موقت، دستمزدهای ناکافی و شکاف ۴ برابری میان حقوق و هزینه سبد معیشت دست و پنجه نرم می کردند . آغاز جنگ اما ورق را برگرداند؛ حملات به زیرساختهای انرژی، نساجی و قطعه سازی، ویرانیهای فیزیکی گسترده ای به بار آورد و انتظار می رفت همبستگی ملی برای حمایت از نیروی کار شکل گیرد. اما آنچه در عمل رخ داد، رویارویی تلخ کارگران با کارفرمایانی بود که بحران را به فرصتی برای فرار از تعهدات قانونی تبدیل کردند و متاسفانه دولت هم حداقل با سکوتش بر این امر صحه گذاشت.
کارگران مردانه ایستادند و با جان خود بازی کردند، اما در بسیاری از کارگاه های پرخطر، از پرداخت «حق خطر» یا پاداش و حتا حقوق امتناع شد .
در شهرهای صنعتی مانند ماهشهر و بندر امام، شمار زیادی از کارگران به دلیل آسیب به مجتمعهایی نظیر پتروشیمی فجر و امیرکبیر، به خیل بیکاران پیوستند . حق اضافهکاری و سایر مزایا در مواردی به کلی حذف شد.
دردناکتر از بحران اقتصادی، رفتار نهادهای متولی است. وزارت کار به دلیل کمبود ساختاری بازرسان، عملن به استثمار در کارگاههای کوچک چراغ سبز نشان داد و سازمان تأمین اجتماعی با ایجاد هزارتوهای بوروکراتیک، از پرداخت بیمه بیکاری برای بسیاری از قربانیان جنگ شانه خالی کرد. در این میان، زنان کارگر بیشترین آسیب را دیده و در خط مقدم اخراجها قرار گرفتهاند .
تنها پاداش ایستادگی و ازخودگذشتگی نیروی کار در برابر حملات موشکی، صرفن بازگشت به سرکار بوده است و بس.
دولت سرمایه داری نئولیبرال و مافیایی به جای آنکه درصدد رفع مشکلات ۹۹ درصد مردم ایران باشد قانون واردات خودرو از مرز ترکیه را اجرایی می کند در حالی که نان را دو برابر گران، دارو را گران و نایاب و دست مفسدین بازاری را برای چپاول مردم باز گذاشته است.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران هشدار می دهد با سفره های مردم به قیمت ثروتمند شدن عده ای خاص بازی نکنید بی تردید با این رفتار اعتصابات کارگری و شورش های مردمی در پیش است و دیگر نمی توان دشمن را مقصر این عوامل دانست.
باز هم می گوییم:
همانگونه که از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع می کنیم دست درازی مافیا به سفره هایمان را هم نخواهیم بخشید و با ارتجاع داخلی همانی را خواهیم کرد که با دشمن.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۵ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
دولت، کارفرمایان، کارگران!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بیکاری ۳ میلیون کارگر در طی دو جنگ و همچنین در طی این روزها که بمباران کارگران را باز هم بیکار به خانه می فرستد، برای کارگران این سوال پیش می آید که آیا جنگ و یا تفاهم نامه دردی از من دوا کرده است؟؟
از نگاه کارگر بی نان، تفاهمنامه نه پیروزی که بازی با زندگی و جان آنان است.
کارگری که در این روزهای پرالتهاب، نان شبش باید با دو برابر قیمت تهیه کند و نان را از سبد خانواده حذف شده می بیند، تفاهمنامه را نه یک پیروزی دیپلماتیک، که نمایشی از بیتوجهی به معیشت میبیند. کارگران روزمزد و کارکنان کارخانههای نیمه تعطیل، صیادانی که لنج هایشان مورد اصابت دشمن قرار گرفته و ملوان های بیکار شده تنها یک پرسش ساده دارند: «این توافق چه چیزی به سفره ما اضافه کرده است؟ عوارض ۲ میلیون دلاری و فروش نفت دو برابر قیمت چه سودی برای زندگی من داشته است؟؟»
نیروی کار و سرمایههای کوچک، امروز مهرههای قربانیاند. کارگری که در این شرایط ناچار است از حق مسکن، بیمه و حداقلهای معیشتی خود بگذرد، دیگر به وعدههای اعتماد ندارد؛ او تنها یک خواست دارد: صلح، مهار تورم و بازگشت امنیت شغلی. اگر دولت این سه شرط را برآورده نکند، برای او نه یک پیروزی، بلکه بهانهای دیگر برای تداوم فراموشی مشکلات زحمتکشان است.
پیش از آنکه اولین موشکها شلیک شوند، کارگران ایران در نبردی خاموش با قراردادهای موقت، دستمزدهای ناکافی و شکاف ۴ برابری میان حقوق و هزینه سبد معیشت دست و پنجه نرم می کردند . آغاز جنگ اما ورق را برگرداند؛ حملات به زیرساختهای انرژی، نساجی و قطعه سازی، ویرانیهای فیزیکی گسترده ای به بار آورد و انتظار می رفت همبستگی ملی برای حمایت از نیروی کار شکل گیرد. اما آنچه در عمل رخ داد، رویارویی تلخ کارگران با کارفرمایانی بود که بحران را به فرصتی برای فرار از تعهدات قانونی تبدیل کردند و متاسفانه دولت هم حداقل با سکوتش بر این امر صحه گذاشت.
کارگران مردانه ایستادند و با جان خود بازی کردند، اما در بسیاری از کارگاه های پرخطر، از پرداخت «حق خطر» یا پاداش و حتا حقوق امتناع شد .
در شهرهای صنعتی مانند ماهشهر و بندر امام، شمار زیادی از کارگران به دلیل آسیب به مجتمعهایی نظیر پتروشیمی فجر و امیرکبیر، به خیل بیکاران پیوستند . حق اضافهکاری و سایر مزایا در مواردی به کلی حذف شد.
دردناکتر از بحران اقتصادی، رفتار نهادهای متولی است. وزارت کار به دلیل کمبود ساختاری بازرسان، عملن به استثمار در کارگاههای کوچک چراغ سبز نشان داد و سازمان تأمین اجتماعی با ایجاد هزارتوهای بوروکراتیک، از پرداخت بیمه بیکاری برای بسیاری از قربانیان جنگ شانه خالی کرد. در این میان، زنان کارگر بیشترین آسیب را دیده و در خط مقدم اخراجها قرار گرفتهاند .
تنها پاداش ایستادگی و ازخودگذشتگی نیروی کار در برابر حملات موشکی، صرفن بازگشت به سرکار بوده است و بس.
دولت سرمایه داری نئولیبرال و مافیایی به جای آنکه درصدد رفع مشکلات ۹۹ درصد مردم ایران باشد قانون واردات خودرو از مرز ترکیه را اجرایی می کند در حالی که نان را دو برابر گران، دارو را گران و نایاب و دست مفسدین بازاری را برای چپاول مردم باز گذاشته است.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران هشدار می دهد با سفره های مردم به قیمت ثروتمند شدن عده ای خاص بازی نکنید بی تردید با این رفتار اعتصابات کارگری و شورش های مردمی در پیش است و دیگر نمی توان دشمن را مقصر این عوامل دانست.
باز هم می گوییم:
همانگونه که از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع می کنیم دست درازی مافیا به سفره هایمان را هم نخواهیم بخشید و با ارتجاع داخلی همانی را خواهیم کرد که با دشمن.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۵ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
نئولیبرال های خارجی و داخلی علیه زحمتکشان!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی زیرساخت های کشور توسط دولت سرمایه داری نئولیبرال آمریکا مورد تهاجم قرار گرفته است که نئولیبرال های داخلی با همدستی آنان به این تجاوز و تهاجم کمک شایانی می کنند.
کارگران شهرداری بندرلنگه، شهری که مورد تجاوز هر روزه قرار می گیرد و باید این کارگران به بهداشتی بودن شهر همت بگمارند ۲ ماه است که حقوق نگرفته اند. از سوی دیگر بانک ملی با ندادن ۲ ماه حقوق کارگران فولاد اهواز، کارگران را مجبور کرده اند از شنبه دست به اعتصاب بزنند.
این حقوق ندادن ها چه معنی دارد؟؟ آیا می توان باور کرد که شهرداری پول ندارد تا حقوق کارگرانش را بدهد؟؟ و یا بانک ملی که خون مردم را در شیشه کرده است پول حقوق کارگران را ندارد؟؟ یا اینکه موضوع چیز دیگری است؟؟
نئولیبرال ها از بحران جنگ استفاده کرده و با آزاد سازی قیمت ها گرسنگی را به مردم ایران تحمیل کردند که آخرین ضربه آنان به معیشت مردم گران کردن صددرصدی نان است.
جنگ اخیر فقط تأسیسات نظامی و نفتی را هدف نگرفته، بلکه به یکی از آسیبپذیرترین گروههای معیشتی منطقه، یعنی صیادان و خانوادههای ساحلنشین، ضربه زده است که هیچ حمایتی تاکنون از آنان نشده است.
نظامیان دشمن اگر پل ها و بیمارستان، خوابگاه سربازان را بمباران می کنند، افسران اقتصادی شان هم با گران کردن دارو و درمان، نان، ندادن حقوق کارگران به کشتن مردم روی آورده و به همدستی آنان برخاسته اند.
خط فقر از مرز 90 میلیون تومان عبور کرده است. " آمارها می گویند سه چهارم جامعه( 74.8 درصد) در تامین هزینه های درمان با مشکل مواجه اند... بیش از 81٪ مردم در تامین مواد غذایی ( ساده) روزمره شان دچار مشکل جدی بوده" و عرصه زندگی ( حیات) هر روز تنگ و تنگ تر می شود.
جنگ سالاران در ویلاهای لاکچری لواسانات و مناطق خوش آب و هوای شمال کشور ، بی توجه به زندگی دهشتبار مردم در جنوب کشور که زیر بمباران شدید آمریکایی ها قرار دارند، بر طبل جنگ می کوبند تا سودهای افسانه ای شان برقرار باشد.
کارگران، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و سایر اقشار ناگزیر به پرداخت هزینه شلیک هر گلوله اند.
برای افشای این سیاست های غلطی که افسران اقتصادی دشمن به مردم تحمیل می کنند و برای پاسداشت کرامت انسانی باید دست در دست هم نهیم و به مبارزه با این دشمنان برخیزیم.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از خواسته های کارگران شهرداری بندرلنگه، فولاد اهواز و صیادان جنوب کشور حمایت کرده و همراه آنان در این بی عدالتی آشکار است.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۶ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی زیرساخت های کشور توسط دولت سرمایه داری نئولیبرال آمریکا مورد تهاجم قرار گرفته است که نئولیبرال های داخلی با همدستی آنان به این تجاوز و تهاجم کمک شایانی می کنند.
کارگران شهرداری بندرلنگه، شهری که مورد تجاوز هر روزه قرار می گیرد و باید این کارگران به بهداشتی بودن شهر همت بگمارند ۲ ماه است که حقوق نگرفته اند. از سوی دیگر بانک ملی با ندادن ۲ ماه حقوق کارگران فولاد اهواز، کارگران را مجبور کرده اند از شنبه دست به اعتصاب بزنند.
این حقوق ندادن ها چه معنی دارد؟؟ آیا می توان باور کرد که شهرداری پول ندارد تا حقوق کارگرانش را بدهد؟؟ و یا بانک ملی که خون مردم را در شیشه کرده است پول حقوق کارگران را ندارد؟؟ یا اینکه موضوع چیز دیگری است؟؟
نئولیبرال ها از بحران جنگ استفاده کرده و با آزاد سازی قیمت ها گرسنگی را به مردم ایران تحمیل کردند که آخرین ضربه آنان به معیشت مردم گران کردن صددرصدی نان است.
جنگ اخیر فقط تأسیسات نظامی و نفتی را هدف نگرفته، بلکه به یکی از آسیبپذیرترین گروههای معیشتی منطقه، یعنی صیادان و خانوادههای ساحلنشین، ضربه زده است که هیچ حمایتی تاکنون از آنان نشده است.
نظامیان دشمن اگر پل ها و بیمارستان، خوابگاه سربازان را بمباران می کنند، افسران اقتصادی شان هم با گران کردن دارو و درمان، نان، ندادن حقوق کارگران به کشتن مردم روی آورده و به همدستی آنان برخاسته اند.
خط فقر از مرز 90 میلیون تومان عبور کرده است. " آمارها می گویند سه چهارم جامعه( 74.8 درصد) در تامین هزینه های درمان با مشکل مواجه اند... بیش از 81٪ مردم در تامین مواد غذایی ( ساده) روزمره شان دچار مشکل جدی بوده" و عرصه زندگی ( حیات) هر روز تنگ و تنگ تر می شود.
جنگ سالاران در ویلاهای لاکچری لواسانات و مناطق خوش آب و هوای شمال کشور ، بی توجه به زندگی دهشتبار مردم در جنوب کشور که زیر بمباران شدید آمریکایی ها قرار دارند، بر طبل جنگ می کوبند تا سودهای افسانه ای شان برقرار باشد.
کارگران، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و سایر اقشار ناگزیر به پرداخت هزینه شلیک هر گلوله اند.
برای افشای این سیاست های غلطی که افسران اقتصادی دشمن به مردم تحمیل می کنند و برای پاسداشت کرامت انسانی باید دست در دست هم نهیم و به مبارزه با این دشمنان برخیزیم.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از خواسته های کارگران شهرداری بندرلنگه، فولاد اهواز و صیادان جنوب کشور حمایت کرده و همراه آنان در این بی عدالتی آشکار است.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۶ تیرماه ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran