کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
1.95K subscribers
1.11K photos
431 videos
83 files
3.5K links
Download Telegram
دو عکس، همه چیز در این سیستم طبقاتی است!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در این روزها که بسیاری درگیر مراسم ها هستند، دو عکس گویای نگاه طبقاتی مسوولین به جامعه می باشد.
در مراسمی که مسوولین در آن حاضرند خیرات چلوکباب است اما به کارگران شهرداری که وظیفه تمیزکاری مراسم را دارند چند تکه سیب زمینی و تخم مرغ و یا چند تکه سوسیس و سیب زمینی داده شده است. در آخرین مورد هم روز ۱۵ تیرماه به رانندگان شرکت واحد منطقه ۶ ساعت ۱۲/۵ شب ماکارونی بدون ماست و یا سالاد و حتا بدون بطری آب داده شد. البته رانندگان با شخصیت منطقه منتظر اینگونه شام دادن های فقیرانه نمانده و از جیب خود غذایی تهیه و نوش جان کردند.
در کشور ما دیدگاهی حاکم است که طبقه کارگر و مزدبگیران را نه تنها انسان نمی بینند بلکه همیشه زیادی هستند چه در زمان تقسیم ثروت ملی و چه در زمان خیرات.
آیا تا وقتی که کسانی نگاه شان به طبقه کارگر این قدر فقیرانه است باز هم باید منتظر ماند تا شاید نیم نگاهی به محرومین و طبقه کارگر داشته باشند؟؟

طبقه کارگر امروز برای بهبودی وضعیت جامعه تلاش می کند و خواسته هایش خواسته های همه زحمتکشان می باشد از درمان مناسب رایگان، آموزش رایگان، کار برای همه، دستمزدهای انسانی در قبال ۸ ساعت کار، حقوق بازنشستگی که در حد شخصیت و ۳۰ سال کار باشد.

این دیدگاه حقیرانه نگاه کردن مسوولین به مزدبگیران را با مبارزات خود تغییر خواهیم داد. به گفته لاهوتی شاعر زحمتکشان:

میهن افتاده ی ما، باز جان خواهد گرفت.
در صف پیشین آزادی، مکان خواهد گرفت.
متحد با دست دهقان، دست صنف کارگر
ارتجاع مست وحشی را، عنان خواهد گرفت.


تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
مصاحبه مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران با خبرگزاری ایلنا:
«هزینه‌های درمان» خانواده‌های کارگری را به مرز فروپاشی رسانده/ بیماری یعنی فاجعه!
سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵


یک فعال کارگری گفت: برای خانواده‌های کارگری حتا یک تشخیص پزشکی ساده نیز می‌تواند آغاز یک سقوط مالی تمام‌عیار باشد. نبود پوشش بیمه‌ای کامل، هزینه‌های کمرشکن درمان و از دست رفتن درآمد در روزهای بیماری، سه ضلع بحرانی را تشکیل می‌دهد که خانواده را در مدت کوتاهی به ورطه فقر می‌کشاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، افزایش مداوم هزینه‌های درمان، کاهش قدرت خرید خانوارها و ناکارآمدی نظام‌های حمایتی، بیماری را برای بسیاری از خانواده‌های کارگری از یک مسئله صرفاً پزشکی به بحرانی اقتصادی و اجتماعی تبدیل کرده است. در شرایطی که بخش قابل توجهی از درآمد کارگران صرف تأمین نیازهای اولیه زندگی می‌شود، بروز یک بیماری، حتا اگر چندان پیچیده نباشد، می‌تواند تعادل مالی خانواده را بر هم بزند و آنان را با هزینه‌هایی روبه‌رو کند که پرداخت آن از توانشان خارج است. بسیاری از کارگران به دلیل نداشتن پس‌انداز کافی یا پوشش بیمه‌ای مؤثر، ناچار به دریافت وام، فروش دارایی‌های اندک یا صرف‌نظر کردن از ادامه درمان می‌شوند؛ موضوعی که نه‌تنها سلامت فرد، بلکه امنیت اقتصادی و معیشتی خانواده را نیز به خطر می‌اندازد. هرگونه ضعف در حمایت از کارگران در زمان بیماری، پیامدهایی فراتر از یک خانواده خواهد داشت. اجرای دقیق قوانین حمایتی و تقویت پوشش بیمه‌ای، از مهم‌ترین مطالبات کارگران به شمار می‌رود.

مازیار گیلانی‌نژاد، فعال کارگری، در گفتگو با ایلنا با تشریح ابعاد اقتصادی بیماری برای خانوارهای کارگری، از افزایش فشار هزینه‌های درمان، تضعیف خدمات بیمه‌ای و فاصله گرفتن نظام تأمین اجتماعی از تکالیف قانونی خود گفت و بر ضرورت اجرای کامل اصل ۲۹ قانون اساسی و ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی تأکید کرد.
او با اشاره به پیامدهای اقتصادی بیماری برای خانواده‌های کارگری اظهار کرد: برای این خانواده‌ها، حتا یک تشخیص پزشکی ساده نیز می‌تواند آغاز یک سقوط مالی تمام‌عیار باشد. نبود پوشش بیمه‌ای کامل، هزینه‌های کمرشکن درمان و از دست رفتن درآمد در روزهای بیماری، سه ضلع بحرانی را تشکیل می‌دهد که خانواده را در مدت کوتاهی به ورطه فقر می‌کشاند. در اقتصاد شکننده خانوارهای کارگری، مرز میان بیماری و فقر بسیار باریک است و هزینه یک بستری ساده یا یک عمل جراحی می‌تواند تمام پس‌انداز سال‌ها کار و تلاش را از بین ببرد و کارگر را وارد چرخه بدهی‌های سنگین کند. شوک‌های ناشی از بیماری، از مهم‌ترین عوامل گرفتار شدن خانوارها در فقر مزمن به شمار می‌رود.
گیلانی نژاد با اشاره به نقش نظام تأمین اجتماعی خاطرنشان کرد: در صورت اجرای کامل ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی، پوشش گسترده هزینه‌های درمانی می‌تواند به‌عنوان یک شبکه ایمن برای حمایت از خانوارهای کارگری عمل کند. میزان دسترسی مردم به خدمات درمانی و حمایت بیمه‌ای، یکی از شاخص‌های مهم سنجش عدالت اجتماعی و کارآمدی دولت‌ها است. در بسیاری از خانواده‌های کارگری، بخش قابل توجهی از وام‌های خرد صرف پرداخت هزینه‌های درمان می‌شود. همچنین سهم بالای پرداخت از جیب بیماران که در ایران بیش از متوسط جهانی است، منابع مالی خانوار را از حوزه‌هایی مانند تغذیه، مسکن و آموزش به سمت درمان سوق می‌دهد. برای کارگری که درآمد ثابتی ندارد، بیماری حتا می‌تواند به معنای از دست دادن شغل باشد.
گیلانی‌نژاد با اشاره به شرایط سال‌های اخیر اظهار داشت: افزایش هزینه‌های درمان و تضعیف پوشش بیمه‌های تکمیلی کارگران و بازنشستگان، فشار مضاعفی بر اقتصاد خانوارهای کارگری وارد کرده است. همچنین ناقص بودن نظام ارجاع و پوشش ناکافی خدمات پاراکلینیکی و داروهای خاص، این مشکلات را تشدید کرده است.
این فعال کارگری با تشریح چرخه معیوب بیماری، هزینه درمان، بدهی، کاهش توان کار و ابتلای دوباره به بیماری، تصریح کرد: این روند بیانگر فقدان یک نظام جامع حمایت اجتماعی است؛ نظامی که در آن بیمه نباید صرفاً یک کارت تخفیف باشد، بلکه باید نقش یک سپر حمایتی مؤثر را ایفا کند. وضعیت موجود، بیماری را به یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری فقر جدید در میان کارگران تبدیل خواهد کرد.
گیلانی‌نژاد: سلامت کارگر یک سرمایه ملی است، نه یک هزینه، اجرای اصل ۲۹ قانون اساسی مبنی بر برخورداری همگان از خدمات درمانی و همچنین اجرای کامل ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. براساس این ماده، سازمان تأمین اجتماعی موظف است تمامی هزینه‌های درمان بیمه‌پردازان را پوشش دهد و حتا در صورت نبود امکان درمان در داخل کشور، هزینه اعزام، درمان و اقامت بیمار در خارج از کشور را پرداخت کند. این ظرفیت‌های قانونی سال‌هاست از سوی برخی مسئولان و مدیران حوزه تأمین اجتماعی مورد غفلت قرار گرفته است
۴۰ روز بی کسی، ۴۰ روز ظلم!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ۴۰ روز از اخراج دسته‌جمعی کارگران پالایشگاه فاز ۲ بیدبلند بهبهان می گذرد.
کارگرانی که قرار بود استخدام شوند و در این مجموعه از توان مندی ۵ ساله شان بهره گیری شود اما امروز به دستگیری و زندان تهدید می شوند.
نه تنها اخراج آنان غیرقانونی است بلکه تسویه حساب این کارگران نیز به دلخواه و نه با رویه قانونی انجام‌شده است. ندادن عیدی و سنوات و پرداخت نصفه نیمه حق بیمه و احتساب روزهای کارکرد هم ناقص انجام شده است.
جالب این جاست که حتا ابد توی و جاروکش را هم بیرون کرده اند تا نور چشمی ها جاروکش شوند.
این شیوه به امری عادی در صنایع نفت و گاز تبدیل شده است و کارگران را هیچ مرجعی برای شکایت نیست. چرا که مدیر عامل به صراحت قانون شکنی خود را آنچنان بدون پاسخگویی می داند که به کارگران گفته است:«هیچ کاری از دستتان بر نمی آید».
بودن نیروهای بومی در صنایع بخشی از هزینه ها از جمله اسکان را صرفه جویی می کند به ویژه اینکه کار این کارگران روزمزد دارای هیچ تخصصی نیست

بی دلیل نیست که از ایجاد سندیکاهای کارگری در صنعت جلوگیری به عمل می آید تا ظالمین چون این مجموعه هر آنچه می خواهند بکنند.

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
ترفندی دیگر برای دستبرد به زندگی زحمتکشان!

آزادسازی اوراق دولتی؛ نجات بودجه یا تشدید فشار بر کارگران و مزدبگیران؟!


مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد اعلام کرد: "اوراق دولتی از بند محدودیت‌های قیمت‌گذاری رها شده و نهادهای مالی و بانک‌ها می‌توانند بر اساس نرخ بازار آن‌ها را معامله کنند."
خارج کردن اوراق دولتی از محدودیت‌های قیمت‌گذاری، به معنای سپردن نرخ سود این اوراق به بازار و افزایش آزادی بانک‌ها و نهادهای مالی در خریدوفروش آنهاست. دولت امیدوار است از این مسیر، کسری بودجه خود را راحت‌تر تأمین کند؛ اما پرسش اصلی این است که هزینه این سیاست را چه کسانی خواهند پرداخت؟!
اگر منابع حاصل از فروش اوراق صرف سرمایه‌گذاری، توسعه خدمات عمومی و مهار کسری بودجه شود، می‌تواند تا حدی به کنترل تورم و بهبود اقتصاد کمک کند. اما تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش بزرگی از استقراض دولت صرف هزینه‌های جاری شده است. در این صورت، بدهی دولت هر روز سنگین‌تر می‌شود و سهم بیشتری از بودجه ی آینده صرف پرداخت سود اوراق به مافیا خواهد شد؛ بودجه‌ای که باید خرج آموزش، درمان، تأمین اجتماعی و حمایت از اقشار کم‌درآمد شود.
نتیجه چنین روندی برای بازنشستگان و مزدبگیران روشن است: فشار بیشتر بر معیشت، کاهش خدمات عمومی و تداوم شکاف میان دستمزد و هزینه‌های زندگی.
هنگامی که تورم از افزایش مزد پیشی می‌گیرد، مسکن دست‌نیافتنی‌تر می‌شود، درمان گران‌تر می‌شود و حمایت‌های اجتماعی کاهش می‌یابد، علاوه بر بیکار شدگان، حتی شاغلان نیز به جمع فقرا رانده می‌شوند.
از سوی دیگر، نبود شفافیت در تصمیم‌های اقتصادی و احساس برخورداری گروه‌های صاحب نفوذ از امتیازهای ویژه، اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند. بی‌پاسخ ماندن مطالبات مردم و نبود پاسخگویی، سرمایه اجتماعی را تضعیف نموده و امید به آینده را کاهش می‌دهد.
آینده اقتصاد ایران تنها به رشد شاخص‌های کلان وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که بودجه عمومی و در نهایت ثروت عمومی چگونه میان مردم توزیع شود.
رشدی که سفره کارگران را بزرگ‌تر نکند، امنیت شغلی ایجاد نکند و فاصله درآمد با هزینه زندگی را کاهش ندهد، تنها به افزایش نابرابری، گسترش فقر و تعمیق نارضایتی اجتماعی خواهد انجامید.

با جمع شدن در سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری و اتحاد همهٔ اقشار زحمتکش، از بی بندوباری تصمیمات خانه خراب کن مسئولان بی مسئولیت جلوگیری و از حقوق کسب شده توسط ما و پدرانمان، طی سالیان دراز دفاع نماییم!

باید به میان مردم رفت و آنان را آگاه کرد تا با کمیتی بسیار آگاه به نفع مردم سیاست های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را تغییر داد.

ناصر اسالو عضو سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
اعتصاب در فولاد سازی یزد!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، داربست بندان فولاد سازی ابرکوه یزد امروز ۱۸ تیرماه به دلیل عقب افتادن حقوق ها و نبود ایمنی دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
ثروت ملی ایرانیان اینگونه به باد می رود؟؟

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طی اعلام خبری از سوی خبرگزاری فارس، گروه صنایع شیر ایران (پگاه) زیر مجموعه صندوق بازنشستگی کشوری وابسته به وزارت کار که ۳۵ درصد بازار لبنیات کشور را در اختیار دارد از سال ۹۸ تا سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۵۷ میلیون یورو ارز حاصل از صادرات را به چرخه‌بانکی بازنگردانده است.

آیا می توان باور کرد که بدون همدستی بانک مرکزی، اتاق بازرگانی و وزارت بازرگانی و وزارت کار چنین خیانتی صورت گرفته است؟؟

اگر لبنیات امروز گران است و سفره های زحمتکشان خالی از شیر و پنیر است به دلیل این دزدی هاست.
اگر حقوق بازنشستگان چه کشور چه لشگری و چه تامین اجتماعی را به دلیل نبود منابع مالی افزایش نمی دهند به دلیل این سرقت های ماهرانه است.
اگر دارو و درمان از ما مضایقه می شود به دلیل این است که این ارزهایی که باید به خرید مواد اولیه دارو و غذا به مصرف برسد، اصلن به کشور نمی آورند تا مردم هزینه این جیب بری ها را بدهد. گرسنه و بی دارو بمانند و برای زنده ماندن فرش زیر پایش را بفروشند.
اگر امروز کشور بی برنامه و سرگردان مانده به دلیل سارقان رنگارنگی است که در محیط اداری و سازمانی به نام مسوول و کارآفرین وول می خورند.
اگر هر روز به تعداد متخلفان افزوده تر می شود به دلیل این است که سارقان از سوی مافیای لانه کرده در دولت، اتاق بازرگانی، بانک مرکزی حمایت بی دریغ می شوند. این سیستم غلط سرمایه داری جز این نیست.
امپراتوری دروغ با سارقان و مافیای لانه کرده در اقتصاد، سیاست، قوه قضاییه، و جنگ خود را هر روز بازسازی و گسترش می دهند.
گرانی های هر روزه، بیکاری، بیماری، نبود پول برای خرید دارو و درمان، گران کردن نان این کمترین ماده غذایی ایرانیان فقط و فقط برای این است که مافیا می خواهد کمر تلاشگران عرصه کارگری و بازنشستگی و مدنی را بشکند تا کسی نباشد علیه این همه پلیدی و پلشتی قد علم کند.

پیام ما به مافیا:
تا ریشه مافیا را نکنیم/ یکشنبه ها خیابان

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
فساد در تامین اجتماعی!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در خبر انتشار یافته از سوی رییس بازرسی کل کشور اعلام شده «در شرکت های تابع صندوق بازنشستگی ۴۱ مدیر متخلف و در شستا ۳۵ مدیر متخلف شناسایی شدند»
اینکه وزیرکار و مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی از نبود منابع مالی می گویند دروغی بیش نیست.
سالهاست تامین اجتماعی به قلکی برای رفع و رجوع کاستی های دولت شده است که امروز بدهی دولت به بیش از ۱۰۰۰ همت رسیده است. دولتی که ۲۸ گروه نان خور خود را به تامین اجتماعی تحمیل کرده تا از کنار حق بیمه های زحمتکشان به آنان دارو و درمان رایگان داده شود.
تمامی مدیران چه در شستا و چه در صندوق بازنشستگی از سوی دولت به تامین اجتماعی تحمیل شده اند همان طوری که اسدی، بیات، دهقان کیا، محجوب، حسن صادقی و صدها بی عرضه دیگر از سوی دولت به کانون های بازنشستگی تحمیل شده اند.
هزینه این بی عرضه ها و مدیریت احمقانه شان بخش کوچکی از حیف و میل دارایی های کارگران و بازنشستگان می باشد.
صالح ربیعی، داود میدری و صدها آقازاده و‌ خانم زاده ای که در هیچ کجای دستگاه اداری ایران آنان را نمی پذیرند راهی جز سربار شدن در تامین اجتماعی ندارند.
آیا خلافکاران به سزای اعمالشان خواهند رسید؟؟
بی تردید خیر، بلکه چون راه دزدی را یاد گرفته اند در شغلی دیگر گزیده تر برند کالا.
اگر واقعن در این کشور قانونی وجود دارد برای بازپس گیری این حیف و میل ها:
اول: قانون از کجا آورده ای باید اجرا شود تا مشخص شود این کارخانه ها و اموال آقایان و خانم‌ها از کجا آمده
دوم: تمامی کسانی که متخلف شناخته شدند تمامی دارایی هایشان برای جبران خسارت ضبط شود
سوم به دلیل خیانت به اعتماد عمومی باید در دادگاه علنی خلاف های خود را در مقابل خانواده هایشان ذکر کنند تا همسر و فرزندان و همه مردم ایران بدانند از چه راه کثیفی ثروت اندوخته آند آنهم به چه قیمتی در زمانی که مردم چنین در مضیقه هستند.

البته در این ۴۷ سال دیده‌ایم چگونه مافیا یاران دزد خود را از زندان خلاص می کند و آخرین نمونه آن هم محکوم به اعدام بابک زنجانی است.

اما بدانند و خاطر جمع باشند که بازنشستگان این مبارزین قدیمی دست از تلاش برای نابودی مافیا و عمله و اکره اش دست بردار نخواهند بود.

اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!

امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی تهران


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!

امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی رشت


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!

امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!

امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی دزفول


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!

امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!

امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش سخنان بازنشسته فریدون نیکوفر از اعضای هیات مدیره سابق سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بازنشستگان به جان آمده از گرانی و دروغگویی های مرتب مسوولین و بی عرضعگی هیات مدیره های کانون های بازنشستگی و همچنین اختلاس و فساد روزافزون در جای جای جامعه که موجب بی دارویی، بی غذایی، و بیکاری و هزاران معضل دیگر در جامعه شده است، اعتراضات بازنشستگان را شعله ور تر نموده است.
بازنشستگان در یکشنبه های اعتراضی هفتگی در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، دزفول، تبریز، کرمانشاه به خیابان آمده و جمعی از مردم هم به آنان پیوستند. شعارها حول مدیریت غلط، گرانی، نبود دارو و درمان مناسب، دور می زد.
در شوش، اهواز، دزفول بازنشستگان با وجود دمای بیش از ۵۰ درجه گرد هم آمده و شعار: نان گران دارو گران/ دولت شده دشمن جان را سر داده و خواستار درمانگاه و بیمارستان های تخصصی در شهر خود شدند.
در تبریز بیش از ۷۰ بازنشسته با تجمع در کانون بازنشستگان شهر علیه اهمال کاری هیات مدیره بانگ فریاد بر داشتند.
در قزوین بازنشستگان با مردم عبوری در مورد چرایی تجمع و خواسته های خود، صحبت کردند.
در رشت همیشه مقاوم و تهران پایدار، مردم زیادی به تجمع کنندگان پیوسته و همراه آنان شعار داده و پلاکارد بدست گرفتند. آمدن مردم عبوری به جمع تجمع کنندگان نشان از فشار بیش از حد اوضاع خراب اقتصادی اجتماعی و سیاسی و مدیریت غلط مسوولین است.
در کرمانشاه بازنشستگان علیه جنگ افروزی، آزادی بازنشستگان و آموزگاران زندانی و مسایل معیشتی و درمانی شعار دادند. شعار:«حداقل حقوق برای همه مسوولین/ با این حقوق ناچیز ما- میدری، سالاری- زندگی کن» در همه تجمعات شنیده می شد.
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
ظلم و ستم فراوان ما را کشاند خیابان
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم

از شعارهایی است که همه هفته در خیابان از سوی بازنشستگان فریاد زده می شود.
در تهران در یک عمل سخیف و احمقانه که از بی شخصیت هایی چون مدیران وزارت کار و تامین اجتماعی بر می آید، نیمکت سیمانی روبروی تامین اجتماعی را که بازنشستگان ناتوان و یا معلول بر روی آن می نشستند را از جا کنده تا مانع تجمع بازنشستگان شده و آنان را عذاب دهند.
چند هفته ای هم هست که اعضای کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی همچنان دود شده و به هوا رفته و از آنان خبری و اثری نیست. موجودات پلیدی که که جز به مقام و پول و رانت فکر دیگری ندارند.
شعار
کانونی بی عرضه استعفا استعفا
شایسته این کوتوله های رانتخوار است.

نه گرما نه سرما نیست جلودارمان
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
مزدبگیران رها شده در جنگ!!

در حالی مرحله سوم جنگ ویرانگر و تجاوزکارانه آمریکا علیه مردم ایران آغاز شده است که هنوز هزینه های تبعات آن دو جنگ بر روی مزدبگیران از یکسال گذشته تاکنون جبران نشده است. از کسب و کارهای کوچک اینترنتی تا کارخانه های بزرگ همچون پتروشیمی‌ها و فولاد. هنوز کارگران به کار بازنگشته اند.
تعداد کارگران بیکار شده طی یکسال بر طبق برآوردهای کارگری از ۳ میلیون نفر هم گذشته است که فقط ۳۷۰ هزار نفر تحت پوشش سخت گیرانه تامین اجتماعی قرار گرفته اند که باز هم طبق گزارش های کارگری بیش از ۷۰ هزار نفر بیمه بیکاری شان با بازرسی های غیرواقعی لغو شده است که هر روز هم به این تعداد اضافه می گردد.
جنگ یک سیاست دولتی است و باید دولت کلیه هزینه های این جنگ را چه به لحاظ دفاعی، تهیه آذوقه غذایی، دارو درمان، کسب و کارها و ... را تقبل و پوشش دهد. فقط در بخش کارفرمایی و ثروتمندان این امر اجرایی شده است. در بخش کارفرمایی با دادن تخفیف های رنگارنگ مالیاتی و عقب انداختن بدهی شأن به تامین اجتماعی و به ثروتمندان، اجازه نیاوردن ارزهای صادراتی به کشور و حتا تخصیص ۳ میلیارد دلار بودجه غذا و دارو به واردات خودروهای خارجی که از امروز از ترکیه به ایران وارد می شود. این خاصه خرجی ها از ثروت عمومی برای قشر یک درصدی از سوی مافیایی صورت می گیرد که در جنگ‌هیچ‌کمکی به منافع ملی نکرده، نمی کند و نخواهد کرد.
اما ۹۹ درصد مردم ایران باید بار جنگ را با دادن جان چه در مهلکه نبرد و چه با سفره های خالی و بیکاری بدهند.
دستمزدهای ۵ برابر زیر خط فقر برای کارگران و کارمندان و بازنشستگان، خارج کردن انواع آزمایشات دوره ای و داروهای معمولی از لیست بیمه، گران کردن ۴ باره نان در یک بازه زمانی ۶ ماهه، اعدام فرزندانی که در این ۴۷ سال تحت سیاست های تحمیل شده چه در آموزش و پرورش و صداوسیما و صدها دستگاه تبلیغاتی قرار گرفتند ولی به خاطر اینکه از بیکاری و گرانی و سیاست های غلط به جان آمده اند باید جان عزیزشان ستانده شود. از فحشا و اختلاس و دروغگویی چه بگوییم که به امری عادی تبدیل شده است. اقتصاد و سیاست و اخلاق را به گند کشانده اید آیا چیزی مانده که از ما نستانده باشید؟؟
۴۷ سال دروغ، ۴۷ سال پشت پا زدن به تمامی آرمان های عدالت خواهانه و برابری طلبانه و تبدیل قانون اساسی و قانون کار و قانون تامین اجتماعی به ورق پاره و آوردن صدها مدیر بی لیاقت و دزد همچون خاوری تا بی عرضه هایی چون سالاری و میدری.
آیا دولت نباید همانگونه که به جانباختگان نظامی می رسد به صیادان و کارگران بارانداز اسکله های مورد هجوم دشمن رسیدگی کند؟؟ و یا کارگران پتروشیمی و صدها هزار کارگر بیکار گشته چه به دلیل نبود اینترنت و کندی آن و چه در جنگ سایبری، و صدها پیک موتوری و باربر بازار و کارگران رستوران ها، آیا نباید از ثروت عمومی بهره مند شوند؟؟
بر طبق قانون کار هر کارگری که به دلیل حوادث غیرمترقبه از کار بیکار شود باید تحت پوشش بیمه بیکاری و پوشش های دولتی قرار گیرد. جنگ هم یک موضوع غیرمترقبه است. یعنی نمی دانید؟؟
آقای پزشکیان،
مردم ایران و کارگران و بازنشستگان این بی توجهی شما را، نه به شما نه به مافیای لانه کرده در دولت نخواهد بخشید. توصیه ما به شما این شعر ترکی است:
قویما دنیا ائله سون
قلاده لی حیوان سنی
دوز یاشا، آزاد یاشا
نامزد ایمه باشووی
یاتما تولکی دالداسیندا
قوی یسین آصلان سنی
ترجمه عامیانه:
نگذار دنیا تو را بفریبد/ درست زندگی کن و آزاد باش/ به نامرد سرت را خم نکن/ بگذار شیر تو را بخورد/ افتخارآمیز تر از زندگی در پشت روباه است.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۲ تیرماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
تلاش کنی پیروزی!!

خبرگزاری ایلنا: تمدید استفاده رایگان از مترو و بی.آر.تی تصویب شد
کد خبر : 1813125

به گزارش ایلنا، در ۴۱۸ مین جلسه شورای شهر تهران استفاده تمام شهروندان از حمل و نقل عمومی تا دو ماه آینده رایگان ادامه خواهد داشت. این پیشنهاد با ۲۱ رأی موافق تصویب شد.

پی‌نوشت:
در تاریخ ۱۰ تیرماه نامه ای با امضای ۱۱۵۵ نفر کارگر، بازنشسته، کارمند، دانشجو، خانه دار، مشاغل آزاد به شورای شهر تهران از سوی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، بازنشستگان متحد تهرانی، انجمن کنش‌گران سالمندی ایران به شماره ثبت ۵۴۰۰ به شورای شهر داده شد (تصویر نامه و خبر در کانال سندیکا موجود است) و در آن از فواید چهارگانه رایگان بودن مترو و اتوبوس در تهران:
۱-صرفه جویی در اقتصاد خانواده های محروم ۲- صرفه جویی روزانه ۳ میلیون لیتر بنزین ۳- پاکی هوا ۴- کاهش تلفات انسانی،
نام برده شده بود. با پیگیری مسوولان سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران و انجمن سالمندی در روز ۲۱ تیرماه مشخص شد نامه در کارتابل آقای چمران موجود و ایشان این نامه را دیده اند و با اصرار نمایندگان یاداشتی روی نامه در کارتابل گذاشته و وقت دیدار حضوری درخواست شد.
شورای شهر تهران و شهرداری در روز ۱۵ تیرماه اعلام کرده بودند که از روز ۱۹ تیرماه رایگان بودن مترو و اتوبوس لغو خواهد شد.

به هر حال تلاش این سه تشکل مثمر ثمر واقع شد و مترو و اتوبوس فعلن رایگان ماند تا زحمتکشان تهرانی بخش بسیار بسیار کوچکی از ثروت ملی خود را دریافت کنند.



کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
مازیارگیلانی نژاد در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد:

تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563


یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندم‌کاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانوایی‌های آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را می‌برد


متن کامل مصاحبه در کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
مازیارگیلانی نژاد در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد:

تنگدستی مضاعف با «گرانی نان»/ در مناطق کارگرنشین، نانوایی دولتی نیست!
کد خبر : 1812563


یک فعال کارگری گفت: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندم‌کاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانوایی‌های آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آرد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را می‌برد
.


به گزارش خبرنگار ایلنا، از روزهای ابتدای تیرماه، نان در تهران گران شده است؛ براساس داده‌های رسمی و میدانی، در این موج سنگین تورمی، قیمت انواع نان در تهران، حدود ۱۰۰ درصد و در مواردی و به طور مشخص در در نانوایی‌های آزادپز، بیش از این رقم افزایش یافته است.

«مازیار گیلانی نژاد» فعال کارگری در ارتباط با این گرانی و تاثیر آن بر زندگی طبقه کارگر به ایلنا می‌گوید: طی ۶ ماهه اخیر این سومین بار است که دولت دستور گران شدن نان را در شهری مانند تهران که ۹۵ درصد آن را مزدبگیران تشکیل می‌دهند، داده است. این دستور از آن رو مهم است که توسط خود دولت صادر شده نه تورم و نه بازار آزاد و نه هیچ عامل دیگری، نقشی در این گرانی نداشته است.

به گفته وی، نان تنها غذایی است که مردم محروم می‌تواند آن را تهیه کنند و لاجرم گران شدن آن پیام خاصی را به جامعه القا می‌کند.

این فعال کارگری ادامه می‌دهد: رییس بنیاد ملی گندم‌کاران می‌گوید: «تولید گندم بهتر از پارسال است ولی گندم‌کاران به دلیل پرداخت نشدن به موقع پول به آنان، گندم را به بازار آزاد می‌فروشند» در همین راستا تعداد نانوایی‌های دولتی در مناطق مختلف حتی مناطق کارگرنشین شهرها کاهش یافته و نانوایی‌های آزادپز هر روز بیشتر می‌شوند.

گیلانی‌نژاد با بیان اینکه «مافیای نان به خوبی دست روی کالایی گذاشته است که می‌تواند صدها میلیارد تومان سود ببرد آن هم به قیمت گرسنه‌تر کردن مردم محروم» اضافه می‌کند: در محله کارگرنشینی مانند فلکه پنجم فردیس کرج، به ازای هر نانوایی دولتی ۴ نانوایی آزادپز وجود دارد. این یعنی سوق دادن مردم به سمت گران خریدن نان. نانی که اصلی‌ترین ماده غذایی زحمتکشان و طبقه متوسط است. در همین حال نظارتی بر نانوایی‌های دولتی و آزادپز به لحاظ مقدار پخت وزن و کیفیت آن وجود ندارد. نانوایی‌های دولتی بخشی از آرد خود را به نانوایی‌های آزادپز می‌فروشند و آرد سهمیه‌ای را به اهرمی برای درآمدزایی تبدیل کرده‌اند تا هزینه‌های خود را پوشش دهند.

این فعال کارگری در تشریح عواقب گرانی نان افزود: دولت با افزایش قیمت نان، دسترسی مردم را به نان کاهش داد؛ گندم‌کاران را به سمت باراد آزاد راهنمایی کرد؛ به افزایش تعداد نانوایی‌های آزادپز کمک کرد و در مجموع باید گفت، مافیای آزد و نان، از این گران شدن بیشترین سود را می‌برد.

گیلانی‌نژاد با طرح این پرسش که «آیا دستور گران کردن نان فقط در حیطه نان باقی می‌ماند یا اثرات روانی و معیشتی‌اش زحمتکشان را بیشتر در غرقابه تنگدستی فرو خواهد برد» گفت: گرانی نان، نشان از بی‌مسئولیتی در قبال سفره‌های مردمی است که بیکارند؛ مردمی که ۴ برابر زیر خط فقر حقوق می‌گیرند و به شرایط موجود اعتراض دارند؛ سوال این است که آیا مسئولان و کاربدستان نمی‌دانند با گرانی نان و دور از دسترس شدن نیازهای ساده‌ی زندگی، اعتراضات معیشتی تشدید خواهد شد؟

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
زنده باد یکشنبه های اعتراض!!

۲۵ تیرماه روز بنیان گذاری یکشنبه های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی است. ۶ سال تلاش به جنبشی فرا رویید که قوی و تأثیرگذار در مبارزات جنبش اجتماعی است. امروز نمی توان از جنبش عمومی آزادی‌خواهی حرف زد اما در مورد جنبش بازنشستگان چیزی نگفت.
از سال ۱۳۹۷ و با بازنشسته شدن اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، در جلسات سندیکا از فعالیت در خصوص خواسته های بازنشستگان گفتگوهایی آغاز شد. دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک مصمم به فعالیت پیگیرانه در این عرصه شدند.
دوستان بازنشسته فلزکارمکانیک برای آنکه این جنبش را پایه ریزی کنند اقدام به برگزاری جلساتی در جنب سندیکا با دیگر بازنشستگان نمودند. حتا به کانون بازنشستگان تهران رفته تا از امکانات و ظرفیت فعالیت اطلاع کافی پیدا بکنند که با رویکرد مافیایی آنجا روبرو شدند. تلاش کردند یک کانون مستقل بوجود بیاورند که از سوی وزارت کار اعلام شد:« در یک استان ۲ کانون نمی تواند فعالیت داشته باشد بروید در کانون موجود فعالیت کنید»
لذا تصمیم بر آن شد با دیگر فعالین سندیکایی که بازنشسته شده بودند تماس گرفته و گروه مستقلی را در مقابل مافیای کانون تهران و خانه کارگر راه اندازی کنند. در همین راستا با بازنشستگان سندیکای کارگران بافنده سوزنی و چاپ تماس گرفته شد و جلسات مشترکی برگزار گردید.
تا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ بازنشستگان یک جنبش مستقل به شمار نمی رفتند و فعالیت پراکنده آنان به چشم نمی آمد. در آخرین جلسه سندیکا قبل از ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ مقرر شد فراخوانی برای ۲۵ تیرماه از سوی سندیکا داده شود تا در سالروز تامین اجتماعی که هر ساله به صورت نمایشی برگزار می شود، این روز را به اعتراض علیه سیاست های غلط دولت و تامین اجتماعی تبدیل گردد.
در ۲۵ تیرماه ۱۳۹۹ جمع کثیری از بازنشستگان به مقابل وزارت کار آمده که با دعوت مسوولین وزارت کار که از این جمعیت خشمگین شگفت زده شده بودند، جهت پاسخگویی به سالن اجتماعات وزارت کار راهنمایی شدند. نشستی با بیش از ۱۰۰ نفر بازنشسته برگزار شد. یکی از معاونین وزیرکار خانمی که مسوول تعیین فرمول افزایش حقوق بود و علی اصغر بیات ریاست کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی در سالن حضور یافتند. خانم معاون که در مقابل اعتراضات بازنشستگان هیچ ادله محکمی برای افزایش حقوق حقیرانه نداشت سکوت و سپس سالن را ترک کرد و علی اصغر بیات که استاد قصه گویی است جز بهم بافتن اینکه:« ما کاری از دستمان برنمی آید» حرفی برای گفتن نداشت که با اعتراضات پی در پی «استعفا استعفا» روبرو شد. علی اصغر بیات که قافیه را باخته به تمسخر گفت:«شما که از کارگران هفت تپه پیگیرتر نیستید اگر آنان موفق شدند شما هم موفق خواهید شد» هنوز لبخند تمسخر از چهره کثیف بیات دور نشده بود که آقای گیلانی نژاد با فریاد:«تو غلط می کنی در مورد کارگران هفت تپه حرف می زنی» به سمت او رفت و جلسه به تنش کشیده شد.
برای این فراخوان گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران به مدت ۳ ماه مرتب به پلیس امنیت کرج احضار می شد.
بعد از این یکشنبه در جلسه سندیکای فلزکارمکانیک مقرر شد یکشنبه ها روز اعتراض بازنشستگان قرار گیرد، که تا امروز ادامه دارد.
در روزهایی که تجمع در مقابل مجلس برگزار می شد یکی از اعضای بازنشسته هیات مدیره سندیکای کارگران بافنده سوزنی به دلیل تجربه و پختگی به نمایندگی از بازنشستگان قبل از آغاز تجمع به نیروی انتظامی مستقر در میدان خود را معرفی و به افسر میدان اعلام می کرد:«ما بازنشسته هستیم و به مدت ۲ ساعت در اینجا تجمع صنفی داریم و خواستار دیدار با نمایندگان مجلس هستیم» تا از تنش و برخورد و دستگیری ممانعت به عمل آید.
تجربه، پختگی، برنامه ریزی، سازماندهی شعارها باعث فرارویی این جنبش گردید که متاسفانه ضربات زیادی را متحمل شد. بارها از سوی تامین اجتماعی و پلیس سیاسی از بازنشستگان خواسته شد که روز اعتراض را به روز دیگری منتقل کنید که این خواسته رد شد.
بسیاری در ابتدای کار، این تجمعات را بی ارزش و فاقد یک مبارزه موثر میدانستند و برایش اهمیتی قایل نبودند و به سندیکا توصیه می کردند تمام هم خود را به مسایل کارگری معطوف دارد.
اما از همان روزهای نخستین یکی از بحث های هفتگی سندیکا در مورد چگونگی تأثیرگذاری این جنبش بود. از جمله مزیتش با جنبش کارگری در این است که در جنبش کارگری ما با اخراج و قطع حقوق روبرو هستیم که در این جنبش چنین موضوعی کارکرد ندارد و این نقطه ضعف در جنبش بازنشستگان تاثیری ندارد به ویژه اینکه از وقت کافی برای فعالیت برخوردارند هر چند پراکنده اند. از سوی دیگر این بازنشستگان به دلیل پختگی که در عرصه کارگری بدست آورده اند می توانند جنبش را به سطح بالاتری رهنمون باشند.

ادامه در صفحه پایین👇👇
جنبش یکشنبه های اعتراض که از تهران آغاز شده بود با انتشار «ماهنامه امید» توانست پیام بازنشستگان را به جای جای ایران ببرد و با شهرهای
دیگر ارتباط برقرار کرده و مسوولین سندیکا را ترغیب کند با بازنشستگان شهرشان تماس گرفته ‌ یکشنبه های اعتراض را پایه بگذارند. در روزهای اوج کرونا یکشنبه های اعتراضی تعطیل نشد و حتا به ۱۵ شهر گسترش یافت.
در طی این سالها یکشنبه های اعتراضی به دستاورد های زیر دست یافت:
۱- همبستگی و اعتراض یکپارچه به حقوق های فقیرانه، فساد در تامین اجتماعی و خواست درمان رایگان
۲- تحمیل همسان سازی به دولت و تامین اجتماعی که قرار بود فقط برای بازنشستگان لشگری و کشوری انجام شود
۳- نبرد حماسی در دوره ریاست جمهوری آقای رییسی که برای بازنشستگان بالای حداقل بگیر ۲۰ درصد افزایش حقوق مصوب کرد تا زمان تسلیم دولت و تامین اجتماعی به خواست بازنشستگان و برقراری ۳۸ درصد افزایش حقوق از ماندگارترین نبردهاست.
۴- افشا شدن کانون های بی خاصیت بازنشستگی و خیانت های آنان به بازنشستگان، فساد مالی و اخلاقی به ویژه پنهان کاری در مورد مسایل مالی.

هرچند در این راه از زمان دادن فراخوان در سال ۹۹ مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک بیش از ۴۰ بار احضار شده است، رفیقی از بازنشستگان صنعت چاپ چند ماهی را در اوین گذارند، اسماعیل گرامی به زندان برده شد، آقایان مرادی و اسالو و موحدی منش با همدستی کانون بازنشستگان تهران به دست پلیس امنیت و کلانتری داده شدند، فعالین گروه مجازی حداقل بگیر و بازماندگان دست جمعی تهدید و احضار و مجبور به دادن تعهد شدند، در شوش، اهواز، رشت، کرمانشاه فعالین یکشنبه های اعتراضی برایشان پرونده سازی و به زندان برده شدند که در آخرین مورد آن کوشنده گیلانی آقای امیر وقاری به زندان برده شد و امروز با ۲۸ مورد اتهامی روبروست و صدها بازنشسته گمنام دیگری که کوشیدند و می کوشند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
اما، این قافله را سر باز ایستادن نیست و یکشنبه‌های اعتراضی ماندنی است.
امروز بازنشستگان دریافته اند که کانون های بازنشستگی و خانه کارگر جز خانه خرابی بازنشستگان وظیفه دیگری ندارند پس باید رزمید و حق را گرفت حتا در شرایط جنگی.
با درود به همت همه کوشندگانی که برای گسترش این جنبش می کوشند و تفرقه را با چشمانی باز پس می زنند.

بی تردید جنبش بازنشستگان به بازویی توانا در جنبش عمومی اعتراض بدل گشته و در راه بهبودی شرایط زندگی از جمله حقوق های انسانی، درمان رایگان، مبارزه با فساد، و در یک کلام مبارزه با سیاست های غیرانسانی سرمایه داری نئولیبرال و بازنشستگی با آرامش می رزمد و از این راه سرباز نخواهد زد.

بارها گفته ایم و باز می گوییم همانگونه که با ارتجاع داخلی می رزمیم با دشمن جهان خوار نیز در رزمیم. منافع ملی ما حکم می کند سیاست های نئولیبرال کنار گذاشته شود و ثروت عمومی در جهت منافع مردم به کار گرفته شود نه اینکه بازیچه مافیا قرار گیرد.
آزادی بدون عدالت و عدالت بدون آزادی معنی ندارد.
اعدام و زندانی کردن مطالبه گران محکوم است.
صلح نان زحمتکشان است!

نبرد امروز ما می تواند روزگار نوین و خوشی را برای فرزندان مان رقم زند.

چو مهر میهنت افروز گردد
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۴ تیرماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران



https://t.me/sfelezkar
جنگ، صلح، تفاهم نامه!!
دولت، کارفرمایان، کارگران!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بیکاری ۳ میلیون کارگر در طی دو جنگ و همچنین در طی این روزها که بمباران کارگران را باز هم بیکار به خانه می فرستد، برای کارگران این سوال پیش می آید که آیا جنگ و یا تفاهم نامه دردی از من دوا کرده است؟؟
از نگاه کارگر بی‌ نان، تفاهم‌نامه نه پیروزی که بازی با زندگی و جان آنان است.
کارگری که در این روزهای پرالتهاب، نان شبش باید با دو برابر قیمت تهیه کند و نان را از سبد خانواده حذف شده می بیند، تفاهم‌نامه را نه یک پیروزی دیپلماتیک، که نمایشی از بی‌توجهی به معیشت می‌بیند. کارگران روزمزد و کارکنان کارخانه‌های نیمه‌ تعطیل، صیادانی که لنج هایشان مورد اصابت دشمن قرار گرفته و ملوان های بیکار شده تنها یک پرسش ساده دارند: «این توافق چه چیزی به سفره ما اضافه کرده است؟ عوارض ۲ میلیون دلاری و فروش نفت دو برابر قیمت چه سودی برای زندگی من داشته است؟؟»
نیروی کار و سرمایه‌های کوچک، امروز مهره‌های قربانی‌اند. کارگری که در این شرایط ناچار است از حق مسکن، بیمه و حداقل‌های معیشتی خود بگذرد، دیگر به وعده‌های اعتماد ندارد؛ او تنها یک خواست دارد: صلح، مهار تورم و بازگشت امنیت شغلی. اگر دولت این سه شرط را برآورده نکند، برای او نه یک پیروزی، بلکه بهانه‌ای دیگر برای تداوم فراموشی مشکلات زحمتکشان است.
پیش از آنکه اولین موشکها شلیک شوند، کارگران ایران در نبردی خاموش با قراردادهای موقت، دستمزدهای ناکافی و شکاف ۴ برابری میان حقوق و هزینه سبد معیشت دست‌ و پنجه نرم می کردند . آغاز جنگ اما ورق را برگرداند؛ حملات به زیرساختهای انرژی، نساجی و قطعه‌ سازی، ویرانی‌های فیزیکی گسترده ای به بار آورد و انتظار می رفت همبستگی ملی برای حمایت از نیروی کار شکل گیرد. اما آنچه در عمل رخ داد، رویارویی تلخ کارگران با کارفرمایانی بود که بحران را به فرصتی برای فرار از تعهدات قانونی تبدیل کردند و متاسفانه دولت هم حداقل با سکوتش بر این امر صحه گذاشت.
کارگران مردانه ایستادند و با جان خود بازی کردند، اما در بسیاری از کارگاه های پرخطر، از پرداخت «حق خطر» یا پاداش و حتا حقوق امتناع شد .
در شهرهای صنعتی مانند ماهشهر و بندر امام، شمار زیادی از کارگران به دلیل آسیب به مجتمع‌هایی نظیر پتروشیمی فجر و امیرکبیر، به خیل بیکاران پیوستند . حق اضافه‌کاری و سایر مزایا در مواردی به کلی حذف شد.
دردناکتر از بحران اقتصادی، رفتار نهادهای متولی است. وزارت کار به دلیل کمبود ساختاری بازرسان، عملن به استثمار در کارگاههای کوچک چراغ سبز نشان داد و سازمان تأمین اجتماعی با ایجاد هزارتوهای بوروکراتیک، از پرداخت بیمه بیکاری برای بسیاری از قربانیان جنگ شانه خالی کرد. در این میان، زنان کارگر بیشترین آسیب را دیده و در خط مقدم اخراج‌ها قرار گرفته‌اند .
تنها پاداش ایستادگی و ازخودگذشتگی نیروی کار در برابر حملات موشکی، صرفن بازگشت به سرکار بوده است و بس.

دولت سرمایه داری نئولیبرال و مافیایی به جای آنکه درصدد رفع مشکلات ۹۹ درصد مردم ایران باشد قانون واردات خودرو از مرز ترکیه را اجرایی می کند در حالی که نان را دو برابر گران، دارو را گران و نایاب و دست مفسدین بازاری را برای چپاول مردم باز گذاشته است.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران هشدار می دهد با سفره های مردم به قیمت ثروتمند شدن عده ای خاص بازی نکنید بی تردید با این رفتار اعتصابات کارگری و شورش های مردمی در پیش است و دیگر نمی توان دشمن را مقصر این عوامل دانست.
باز هم می گوییم:
همانگونه که از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع می کنیم دست درازی مافیا به سفره هایمان را هم نخواهیم بخشید و با ارتجاع داخلی همانی را خواهیم کرد که با دشمن.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۲۵ تیرماه ۱۴۰۵


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar