سپاسگزاریم رفقای بریتانیایی!
در روزهای حمله جنایتکارانه اسراییل و آمریکا به کشور عزیزمان ایران که اینترنت هم قطع بود بسیاری از سندیکاهای کارگری و شخصیت ها از مردم ایران در مقابل این تجاوز غیرانسانی حمایت کردند.
«بیانیه اعتراضی رهبران ۱۸ سندیکای کارگری بریتانیا به نمایندگی از میلیونها عضو این سندیکاها در مخالفت با جنگ غیرقانونی علیه ایران»
ما حملهٔ غیرقانونی به ایران و رها کردن گفتوگوی دیپلماتیک از سوی ایالات متحد آمریکا زیر فشارهای اسرائیل را محکوم میکنیم. گزارشهایی که از کشتهشدگان غیرنظامی،از جمله دانشآموزان و کودکان منتشر شده است بسیار آزاردهنده و نیازمند تحقیق فوری و مستقل است.
ما با هرگونه حمله به غیرنظامیان و هر جنگ غیرقانونی مخالفیم. ما نگرانیم که حمله به ایران پیامدهایی جهانی خواهد داشت، از بیثباتی منطقهیی گرفته تا افزایش قیمت نفت که به زحمتکشان در همهجای دنیا آسیب میرساند.
ما همچنین با هرگونه مشارکت مستقیم و غیرمستقیم بریتانیا در این درگیری مخالفیم و خواستار بازگشت فوری به دیپلماسی هستیم.
امضاکنندگان:
مریم اسلامدوست، دبیرکل TSSA
ادی دمپسی، دبیرکل RMT
فران هیتکوت، دبیرکل PCS
سارا وولی، دبیرکل BFAWU
پال فلمینگ، دبیرکل Equity
جو گرِیدی، دبیرکل UCU
دانیل کِبِده، دبیرکل NEU
استیو رایت، دبیرکل FBU
برایان مکدِید، دبیرکل Aegis
دانیل گارنهام، دبیرکل SIF
استیو گیلان، دبیرکل POA
لیز مارتین، عضو کمیته اجرایی PCU
گاوین لیتل، دبیرکل GFTU
زیتا هولبورن، کمیته ملی اتحادیه هنرپیشگان انگلستان
آندرآ ایگان، دبیرکل UNISON
شارون گراهام، دبیرکل UNITE
دیوید وارد، دبیرکل CWU
دیوید کالف، دبیرکلASLEF»
همچنین شماری از نمایندگان پارلمان بریتانیا علیه تجاوز به ایران قطعنامه ای منتشر کردند به تاریخ ۲ مارس ۲۰۲۶ (۱۱ اسفند ۱۴۰۴)
این مجلس با نگرانی جدّی یادآور میشود که تشدید اخیر تنشهای نظامی میان آمریکا، اسرائیل، و ایران، که در پی حملهٔ نظامی گستردهٔ غیرقانونی، توجیهنشدنی، و غیرضروری به ایران آغاز شد، خطر گسترش و طولانی شدن جنگی منطقهیی را به همراه دارد؛ اذعان دارد که تداوم این رویارویی نظامی تهدیدی جدّی علیه جان غیرنظامیان، ثبات منطقهیی، و امنیت جهانی، و نیز علیه حرمت حقوق بینالملل و نظم مبتنی بر قوانین بینالمللی است؛ بر این باور است که هرگونه اقدام نظامی بیشتر پیامدهای انسانی فاجعهباری خواهد داشت؛ از دولت میخواهد برای برقراری آتشبس فوری از سوی همهٔ طرفها فشار فوری وارد آورد؛ همچنین از دولت میخواهد که از نقش محوری سازمان ملل متحد، از جمله از طریق شورای امنیت، در تسهیل کاهش تنش، گفتوگو، و بازگشت به دیپلماسی حمایت کند؛ تأکید میکند که دیپلماسی، گفتوگو، و پایبندی به حقوق بینالملل باید ابزارهای اصلی حلوفصل اختلافها باشند؛ بر ضرورت تضمین امنیت شهروندان بریتانیایی که تحت تأثیر مستقیم این درگیری قرار گرفتهاند و ارائهٔ کامل خدمات کنسولی به آنها تأکید میکند؛ و از دولت میخواهد که تصمیمش برای اجازهٔ استفاده از پایگاههای نظامی بریتانیا، از جمله دیهگو گارسیا و پایگاه هوایی فرفورد- برای اقدامات نظامی مرتبط با این تشدید تنشها را لغو کند؛ و در نهایت، از دولت میخواهد که برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها، کاهش تنشها، و دستیابی به راهحل صلحآمیز و مذاکرهشده با همهٔ شریکان بینالمللی همکاری کند.
نمایندگان امضاکننده:
برایان لیشمن (حزب کارگر)
نیل دانکن-جُردن (حزب کارگر)
دکتر الی چاونز (حزب سبز)
ایان برن (حزب کارگر)
نادیا ویتوم (حزب کارگر)
کیت آزبورن (حزب کارگر)
جان تریکت (حزب کارگر)
بل ریبیرو-اَدی (حزب کارگر)
ریچارد برگون (حزب کارگر)
ربکا لانگ بیلی (حزب کارگر)
کیم جانسون (حزب کارگر)
مری کلی فوی (حزب کارگر)
جان مکدانل (حزب کارگر)
اندرو جورج (حزب لیبرال دموکرات)
جرمی کوربین (مستقل)
سیان بری (حزب سبز)
کارلا دنیِر (حزب سبز)
عمران حسین (حزب کارگر)
آدریان رمزی (حزب سبز)
دایان ابوت (مستقل)
هانا اسپنسر (حزب سبز)»
ما انسان دوستی شما را قدر دانسته و از این همبستگی کارگری و انسانی به خود می بالیم.
باشد که هیچ جنگی در نگیرد و هیچ انسانی در هیچ کجای این دنیا طعم تلخ جنگ را نچشد.
مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
مازیار گیلانی نژاد
۱۰ تیر ۱۴۰۵ مصادف با ۱ ژوئیه ۲۰۲۶
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
در روزهای حمله جنایتکارانه اسراییل و آمریکا به کشور عزیزمان ایران که اینترنت هم قطع بود بسیاری از سندیکاهای کارگری و شخصیت ها از مردم ایران در مقابل این تجاوز غیرانسانی حمایت کردند.
«بیانیه اعتراضی رهبران ۱۸ سندیکای کارگری بریتانیا به نمایندگی از میلیونها عضو این سندیکاها در مخالفت با جنگ غیرقانونی علیه ایران»
ما حملهٔ غیرقانونی به ایران و رها کردن گفتوگوی دیپلماتیک از سوی ایالات متحد آمریکا زیر فشارهای اسرائیل را محکوم میکنیم. گزارشهایی که از کشتهشدگان غیرنظامی،از جمله دانشآموزان و کودکان منتشر شده است بسیار آزاردهنده و نیازمند تحقیق فوری و مستقل است.
ما با هرگونه حمله به غیرنظامیان و هر جنگ غیرقانونی مخالفیم. ما نگرانیم که حمله به ایران پیامدهایی جهانی خواهد داشت، از بیثباتی منطقهیی گرفته تا افزایش قیمت نفت که به زحمتکشان در همهجای دنیا آسیب میرساند.
ما همچنین با هرگونه مشارکت مستقیم و غیرمستقیم بریتانیا در این درگیری مخالفیم و خواستار بازگشت فوری به دیپلماسی هستیم.
امضاکنندگان:
مریم اسلامدوست، دبیرکل TSSA
ادی دمپسی، دبیرکل RMT
فران هیتکوت، دبیرکل PCS
سارا وولی، دبیرکل BFAWU
پال فلمینگ، دبیرکل Equity
جو گرِیدی، دبیرکل UCU
دانیل کِبِده، دبیرکل NEU
استیو رایت، دبیرکل FBU
برایان مکدِید، دبیرکل Aegis
دانیل گارنهام، دبیرکل SIF
استیو گیلان، دبیرکل POA
لیز مارتین، عضو کمیته اجرایی PCU
گاوین لیتل، دبیرکل GFTU
زیتا هولبورن، کمیته ملی اتحادیه هنرپیشگان انگلستان
آندرآ ایگان، دبیرکل UNISON
شارون گراهام، دبیرکل UNITE
دیوید وارد، دبیرکل CWU
دیوید کالف، دبیرکلASLEF»
همچنین شماری از نمایندگان پارلمان بریتانیا علیه تجاوز به ایران قطعنامه ای منتشر کردند به تاریخ ۲ مارس ۲۰۲۶ (۱۱ اسفند ۱۴۰۴)
این مجلس با نگرانی جدّی یادآور میشود که تشدید اخیر تنشهای نظامی میان آمریکا، اسرائیل، و ایران، که در پی حملهٔ نظامی گستردهٔ غیرقانونی، توجیهنشدنی، و غیرضروری به ایران آغاز شد، خطر گسترش و طولانی شدن جنگی منطقهیی را به همراه دارد؛ اذعان دارد که تداوم این رویارویی نظامی تهدیدی جدّی علیه جان غیرنظامیان، ثبات منطقهیی، و امنیت جهانی، و نیز علیه حرمت حقوق بینالملل و نظم مبتنی بر قوانین بینالمللی است؛ بر این باور است که هرگونه اقدام نظامی بیشتر پیامدهای انسانی فاجعهباری خواهد داشت؛ از دولت میخواهد برای برقراری آتشبس فوری از سوی همهٔ طرفها فشار فوری وارد آورد؛ همچنین از دولت میخواهد که از نقش محوری سازمان ملل متحد، از جمله از طریق شورای امنیت، در تسهیل کاهش تنش، گفتوگو، و بازگشت به دیپلماسی حمایت کند؛ تأکید میکند که دیپلماسی، گفتوگو، و پایبندی به حقوق بینالملل باید ابزارهای اصلی حلوفصل اختلافها باشند؛ بر ضرورت تضمین امنیت شهروندان بریتانیایی که تحت تأثیر مستقیم این درگیری قرار گرفتهاند و ارائهٔ کامل خدمات کنسولی به آنها تأکید میکند؛ و از دولت میخواهد که تصمیمش برای اجازهٔ استفاده از پایگاههای نظامی بریتانیا، از جمله دیهگو گارسیا و پایگاه هوایی فرفورد- برای اقدامات نظامی مرتبط با این تشدید تنشها را لغو کند؛ و در نهایت، از دولت میخواهد که برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها، کاهش تنشها، و دستیابی به راهحل صلحآمیز و مذاکرهشده با همهٔ شریکان بینالمللی همکاری کند.
نمایندگان امضاکننده:
برایان لیشمن (حزب کارگر)
نیل دانکن-جُردن (حزب کارگر)
دکتر الی چاونز (حزب سبز)
ایان برن (حزب کارگر)
نادیا ویتوم (حزب کارگر)
کیت آزبورن (حزب کارگر)
جان تریکت (حزب کارگر)
بل ریبیرو-اَدی (حزب کارگر)
ریچارد برگون (حزب کارگر)
ربکا لانگ بیلی (حزب کارگر)
کیم جانسون (حزب کارگر)
مری کلی فوی (حزب کارگر)
جان مکدانل (حزب کارگر)
اندرو جورج (حزب لیبرال دموکرات)
جرمی کوربین (مستقل)
سیان بری (حزب سبز)
کارلا دنیِر (حزب سبز)
عمران حسین (حزب کارگر)
آدریان رمزی (حزب سبز)
دایان ابوت (مستقل)
هانا اسپنسر (حزب سبز)»
ما انسان دوستی شما را قدر دانسته و از این همبستگی کارگری و انسانی به خود می بالیم.
باشد که هیچ جنگی در نگیرد و هیچ انسانی در هیچ کجای این دنیا طعم تلخ جنگ را نچشد.
مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
مازیار گیلانی نژاد
۱۰ تیر ۱۴۰۵ مصادف با ۱ ژوئیه ۲۰۲۶
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
قبل از رفتن به خارج برای کار، تحقیق کنید!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با کم شدن شدید کار در کشور، افراد سودجویی از این فرصت برای بدبخت کردن کارگران صنعتی با پیشنهاد فرستادن شان برای کار به ارمنستان، عراق، عمان، ترکیه و... درصدد گرفتن پورسانتی برای خود و فروختن کارگران به عنوان برده به پیمانکاران ایرانی مقیم خارج و یا شرکت های خارجی هستند.
در آخرین مورد افرادی از اهالی آستارا به نام های کیوان، صفر، حمید امدادی و جلالی با دادن پیشنهاد کار در ارمنستان کارگران را سرکیسه کرده به ارمنستان برده پس از گرفتن پورسانت خود، کارگران را در آنجا رها کرده بطوری که بی پول مانده و کارگران روی آمدن به ایران را ندارند.
دوستان کارگر توجه کنند ترفند آنان این است که با گرفتن ویزای توریستی و آوردن به کشور غریبه و رها سازی کارگران است.
هشدار هشدار!!
تا زمانی که ویزای کار در ایران برایتان گرفته نشده، کشور را ترک نکنید چون بعد از کلاه گذاشتن سر شما غیب می شوند و شما نمی توانید حتا در ایران از آنان شکایت کنید.
برای کار در خارج از کشور:
۱- از شرکتی که می خواهد شما را برای کار بفرستد تحقیقات کامل کنید
۲- در گروههای کارگری و از سندیکای کارگری در این خصوص پرس و جو کنید
۳- به حرف اشخاص اعتماد نکنید
۴- با ویزای کار گرفته شده در ایران اقدام به مسافرت کنید
۵- قرارداد محکم و قانونی با نظر وکیل و یا یک حقوقدان ببندید
سندیکای کارگری
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با کم شدن شدید کار در کشور، افراد سودجویی از این فرصت برای بدبخت کردن کارگران صنعتی با پیشنهاد فرستادن شان برای کار به ارمنستان، عراق، عمان، ترکیه و... درصدد گرفتن پورسانتی برای خود و فروختن کارگران به عنوان برده به پیمانکاران ایرانی مقیم خارج و یا شرکت های خارجی هستند.
در آخرین مورد افرادی از اهالی آستارا به نام های کیوان، صفر، حمید امدادی و جلالی با دادن پیشنهاد کار در ارمنستان کارگران را سرکیسه کرده به ارمنستان برده پس از گرفتن پورسانت خود، کارگران را در آنجا رها کرده بطوری که بی پول مانده و کارگران روی آمدن به ایران را ندارند.
دوستان کارگر توجه کنند ترفند آنان این است که با گرفتن ویزای توریستی و آوردن به کشور غریبه و رها سازی کارگران است.
هشدار هشدار!!
تا زمانی که ویزای کار در ایران برایتان گرفته نشده، کشور را ترک نکنید چون بعد از کلاه گذاشتن سر شما غیب می شوند و شما نمی توانید حتا در ایران از آنان شکایت کنید.
برای کار در خارج از کشور:
۱- از شرکتی که می خواهد شما را برای کار بفرستد تحقیقات کامل کنید
۲- در گروههای کارگری و از سندیکای کارگری در این خصوص پرس و جو کنید
۳- به حرف اشخاص اعتماد نکنید
۴- با ویزای کار گرفته شده در ایران اقدام به مسافرت کنید
۵- قرارداد محکم و قانونی با نظر وکیل و یا یک حقوقدان ببندید
سندیکای کارگری
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
مصاحبه محمد احمدی از بازنشستگان متحد تهرانی با خبرگزاری ایلنا:
روزگار سخت بازنشستگان مستاجر/ «سالمندان» به اجبار حاشیهنشین شدهاند
کد خبر : 1807165
یک فعال صنفی بازنشستگان گفت: سالمندی که سالها در توسعه کشور نقش داشته و حق بیمه پرداخته است، نباید در سالهای پایانی عمر، میان دارو، خوراک و اجاره خانه یکی را انتخاب کند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، بازنشستگان مستاجر این روزها، دشوارترین دوران عمرِ سراسر کار و زحمت خود را سپری میکنند؛ کرایهخانهها سر به فلک کشیده، در حالیکه مستمری ناچیز بازنشستگان تامین اجتماعی فقط ۴ یا ۵ میلیون تومان افزایش یافته است. در این شرایط، یک بازنشستهی مستاجر، چارهای جز کوچ اجباری ندارد؛ بازنشستگان باید از شهرها به حاشیهها و گتوهای فرودستان و از آنجا به فضاهای بیرون از حاشیهها مهاجرت کنند؛ به جایی که اجارهخانهها با حقوق ناچیزِ ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومانی تناسب داشته باشد.
«محمد احمدی» بازنشستهی حداقلبگیر و فعال صنفی بازنشستگان در این رابطه به ایلنا میگوید: روزی روزگاری بازنشستگی قرار بود فصل آرامش زندگی باشد؛ دورانی که انسان پس از دههها کار و پرداخت حق بیمه، بتواند در همان محلهای که عمرش را گذرانده، در کنار خانواده، دوستان و خاطراتش زندگی کند اما امروز برای بسیاری از بازنشستگان، بازنشستگی نه آغاز آرامش، بلکه آغاز یک کوچ اجباری است.
وی افزود: افزایش مداوم قیمت مسکن و اجارهبها، بسیاری از سالمندان را از محلهها و شهرهایی که سالها در آن زندگی کردهاند، بیرون رانده است. مستمریهایی که زمانی میتوانست هزینههای زندگی را تأمین کند، امروز حتا پاسخگوی اجاره یک واحد کوچک نیز نیست. در نتیجه، شمار فزایندهای از بازنشستگان ناچار میشوند به حاشیه شهرها، شهرهای اقماری یا مناطق دورتر نقل مکان کنند؛ البته نه از روی انتخاب، بلکه فقط برای ادامه بقا.
احمدی اضافه میکند: اما این جابهجایی، تنها تغییر محل سکونت نیست. یک بازنشسته هنگام ترک محله خود، بخشی از زندگی اجتماعیاش را نیز پشت سر میگذارد. همسایههایی که سالها او را میشناختند، دوستانی که در شادی و غم همراهش بودند، مغازهداری که با نام صدایش میکرد و شبکهای از روابط انسانی که طی دههها شکل گرفته بود، ناگهان از دسترس خارج میشود. آنگاه در محل زندگی جدید، مشکلات تازهای آغاز میشود؛ فاصله بیشتر تا مراکز درمانی، هزینه بالاتر رفت و آمد، دسترسی محدودتر به خدمات شهری و فرهنگی و مهمتر از همه، احساس تنهایی و انزوا، از عقوبتهای این کوچ اجباریست.
به اعتقاد این کارگر بازنشسته، برای سالمندی که به مراقبتهای پزشکی و ارتباطات اجتماعی نیاز دارد، این تغییر میتواند آثار عمیق جسمی و روانی برجای بگذارد.
این فعال صنفی با بیان اینکه «از منظر اجتماعی، ایران با پدیدهای کمتر دیدهشده تحت عنوان حاشیهنشینی سالمندان روبهرو است» تصریح کرد: اگر در گذشته حاشیهنشینی بیشتر به کارگران مهاجر و اقشار کمدرآمد نسبت داده میشد، امروز بخشی از بازنشستگان نیز به این جمع اضافه شدهاند. این روند تنها به معنای فقر اقتصادی نیست، بلکه نشانه فرسایش کرامت انسانی و سرمایه اجتماعی جامعه است.
او تاکید کرد: سالمندی که سالها در توسعه کشور نقش داشته و حق بیمه پرداخته است، نباید در سالهای پایانی عمر میان دارو، خوراک و اجاره خانه یکی را انتخاب کند. مسئله تنها داشتن سقفی بالای سر نیست؛ مسئله حفظ جایگاه اجتماعی، روابط انسانی و حق زندگی با کرامت است.
احمدی در پایان گفت: وقتی یک بازنشسته به اجبار از محله خود رانده میشود، فقط خانهاش را از دست نمیدهد، بلکه به اجبار بخشی از هویت، خاطرات و زندگی خود را نیز جا میگذارد و میرود…
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
روزگار سخت بازنشستگان مستاجر/ «سالمندان» به اجبار حاشیهنشین شدهاند
کد خبر : 1807165
یک فعال صنفی بازنشستگان گفت: سالمندی که سالها در توسعه کشور نقش داشته و حق بیمه پرداخته است، نباید در سالهای پایانی عمر، میان دارو، خوراک و اجاره خانه یکی را انتخاب کند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، بازنشستگان مستاجر این روزها، دشوارترین دوران عمرِ سراسر کار و زحمت خود را سپری میکنند؛ کرایهخانهها سر به فلک کشیده، در حالیکه مستمری ناچیز بازنشستگان تامین اجتماعی فقط ۴ یا ۵ میلیون تومان افزایش یافته است. در این شرایط، یک بازنشستهی مستاجر، چارهای جز کوچ اجباری ندارد؛ بازنشستگان باید از شهرها به حاشیهها و گتوهای فرودستان و از آنجا به فضاهای بیرون از حاشیهها مهاجرت کنند؛ به جایی که اجارهخانهها با حقوق ناچیزِ ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومانی تناسب داشته باشد.
«محمد احمدی» بازنشستهی حداقلبگیر و فعال صنفی بازنشستگان در این رابطه به ایلنا میگوید: روزی روزگاری بازنشستگی قرار بود فصل آرامش زندگی باشد؛ دورانی که انسان پس از دههها کار و پرداخت حق بیمه، بتواند در همان محلهای که عمرش را گذرانده، در کنار خانواده، دوستان و خاطراتش زندگی کند اما امروز برای بسیاری از بازنشستگان، بازنشستگی نه آغاز آرامش، بلکه آغاز یک کوچ اجباری است.
وی افزود: افزایش مداوم قیمت مسکن و اجارهبها، بسیاری از سالمندان را از محلهها و شهرهایی که سالها در آن زندگی کردهاند، بیرون رانده است. مستمریهایی که زمانی میتوانست هزینههای زندگی را تأمین کند، امروز حتا پاسخگوی اجاره یک واحد کوچک نیز نیست. در نتیجه، شمار فزایندهای از بازنشستگان ناچار میشوند به حاشیه شهرها، شهرهای اقماری یا مناطق دورتر نقل مکان کنند؛ البته نه از روی انتخاب، بلکه فقط برای ادامه بقا.
احمدی اضافه میکند: اما این جابهجایی، تنها تغییر محل سکونت نیست. یک بازنشسته هنگام ترک محله خود، بخشی از زندگی اجتماعیاش را نیز پشت سر میگذارد. همسایههایی که سالها او را میشناختند، دوستانی که در شادی و غم همراهش بودند، مغازهداری که با نام صدایش میکرد و شبکهای از روابط انسانی که طی دههها شکل گرفته بود، ناگهان از دسترس خارج میشود. آنگاه در محل زندگی جدید، مشکلات تازهای آغاز میشود؛ فاصله بیشتر تا مراکز درمانی، هزینه بالاتر رفت و آمد، دسترسی محدودتر به خدمات شهری و فرهنگی و مهمتر از همه، احساس تنهایی و انزوا، از عقوبتهای این کوچ اجباریست.
به اعتقاد این کارگر بازنشسته، برای سالمندی که به مراقبتهای پزشکی و ارتباطات اجتماعی نیاز دارد، این تغییر میتواند آثار عمیق جسمی و روانی برجای بگذارد.
این فعال صنفی با بیان اینکه «از منظر اجتماعی، ایران با پدیدهای کمتر دیدهشده تحت عنوان حاشیهنشینی سالمندان روبهرو است» تصریح کرد: اگر در گذشته حاشیهنشینی بیشتر به کارگران مهاجر و اقشار کمدرآمد نسبت داده میشد، امروز بخشی از بازنشستگان نیز به این جمع اضافه شدهاند. این روند تنها به معنای فقر اقتصادی نیست، بلکه نشانه فرسایش کرامت انسانی و سرمایه اجتماعی جامعه است.
او تاکید کرد: سالمندی که سالها در توسعه کشور نقش داشته و حق بیمه پرداخته است، نباید در سالهای پایانی عمر میان دارو، خوراک و اجاره خانه یکی را انتخاب کند. مسئله تنها داشتن سقفی بالای سر نیست؛ مسئله حفظ جایگاه اجتماعی، روابط انسانی و حق زندگی با کرامت است.
احمدی در پایان گفت: وقتی یک بازنشسته به اجبار از محله خود رانده میشود، فقط خانهاش را از دست نمیدهد، بلکه به اجبار بخشی از هویت، خاطرات و زندگی خود را نیز جا میگذارد و میرود…
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
مترو و اتوبوس باید رایگان باشد!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با همکاری سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران و بازنشستگان متحد تهرانی و انجمن کنشگران سالمندی ایران با جمع آوری ۱۱۵۵ امضا جهت رایگان ماندن مترو و اتوبوس، طی نامه ای در ۱۰ تیرماه به شورای شهر تهران تسلیم شد.
مزایای این رایگان ماندن در نامه این چنین گفته شده:
«کمک به معیشت خانواده ها، صرفه جویی مالی روزانه ۳ میلیون لیتر بنزین، کاهش آلودگی هوا، کاهش تلفات انسانی ناشی از تصادفات»
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با همکاری سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران و بازنشستگان متحد تهرانی و انجمن کنشگران سالمندی ایران با جمع آوری ۱۱۵۵ امضا جهت رایگان ماندن مترو و اتوبوس، طی نامه ای در ۱۰ تیرماه به شورای شهر تهران تسلیم شد.
مزایای این رایگان ماندن در نامه این چنین گفته شده:
«کمک به معیشت خانواده ها، صرفه جویی مالی روزانه ۳ میلیون لیتر بنزین، کاهش آلودگی هوا، کاهش تلفات انسانی ناشی از تصادفات»
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
کارخانه دارانی که بر تشکل های کارگری و بازنشستگی حاکم شده اند!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، سالهاست کانون های بازنشستگی و تشکل های کارگری تحت سیطره کارخانه دارانی که از رانت نمایندگی سواستفاده کرده و به ثروت رسیده اند، انباشته گردیده اند. اینان چه در کسوت نمایندگی کارگران و چه در کسوت نمایندگی بازنشستگان، به ابر ثروتمندانی تبدیل شده اند که از کنار این نمایندگی و با ایجاد رانت به کارخانه داران تبدیل گشته اند.
علیرضا محجوب ریاست خانه کارگر و نماینده در مجلس که با بازنشسته شدنش به این نمایندگی نقطه پایان گذاشته شد اولین نفری است که در راه ثروتمند شدن و کارخانه دار شدن پیشگام می باشد و دیگران با تاسی از ایشان دنباله کارخانه دار شدن را گرفته اند.
بیشتر اعضای هیات مدیره کانون بازنشستگان در کلان شهرها در بالای شهر زندگی اشرافی دارند و به دلیل شفاف نبودن وضعیت مالی کانون ها شایعات ضداخلاقی و صیغه کردن در مورد آنان گفته می شود.
در کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی آقایان بیات و اسدی دارای کارخانه و املاک بسیاری هستند.
در کانون عالی انجمن های صنفی کارگران دیده می شود که انجمن های صنفی بسیاری از یک روستای کوچک در هیات مدیره حضور دارند. در هیات مدیره کانون عالی انجمن های صنفی کارگران کسانی هستند که املاک بسیاری در شهرهای پیرامونی تهران، فروشگاه افق کوروش را دارا هستند.
سوال این است که چگونه این افراد از یک کارگر و بازنشسته کارگری به کارخانه و املاک رسیده اند؟؟
جالب این جاست که این کارخانه دارها آن چنان دلشان برای کارگران و بازنشستگان کباب است که بطور مثال آقای محجوب بیش از ۴۰ سال است نمی خواهد جایش را به دیگری بدهد، دیگران هم همینطور از بیات و اسدی گرفته تا دیگر تشکل های کارگری.
واقعن از این جایگاه چه رانتی به روسای تشکل های کارگری و بازنشستگی می رسد که به هیچ قیمتی حاضر نیستند دست از این صندلی ها بکشند مگر مرگ آنها را جدا کند؟؟
در آخرین خبری که تیتر شد مشخص گردید بعد از دست و هورا کشیدن در جلسه ای که توسط سالاری ریاست تامین اجتماعی برای ۴ تشکل کارگری جهت تایید لایحه خانه خراب کن «اصلاح قانون تامین اجتماعی» برگزار شد آقای سالاری از پرداخت ۲ میلیارد تومان ناقابل به هر تشکل هوراکش خبر داد.
چرا پرونده تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی در مجلس گم می شود؟؟
چرا از کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی تا کانون های بازنشستگی شهرها از دادن بیلان مالی به اعضا خودداری کرده و آن را محرمانه می دانند؟؟
تشکل های کارگری و بازنشستگی در دست عده ای بی عرضه و بصورت مافیایی دست به دست می شوند که مبادا افراد غیر وارد این مجموعه ها بشوند و اگر بشوند مانند خانم گلپور حذف می شوند.
از بازرسی وزارت کار تا بازرسان مجموعه های کارگری و بازنشستگی چشم خود را به فساد و تخلفات اینان که بازیچه دست وزارت کار و تامین اجتماعی هستند، بسته اند.
بازنشستگان یکشنبه های اعتراضی پیمان بسته اند تا ریشه کن کردن مافیا از کانون های پر فساد بازنشستگی و همچنین مافیای خیمه زده در تامین اجتماعی و وزارت کار، از پا ننشیند.
بی دلیل نیست که بازنشستگان در یکشنبه های اعتراضی:
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
را فریاد می زنند.
هیات تحریریه نشریه بازنشستگی «امید»
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، سالهاست کانون های بازنشستگی و تشکل های کارگری تحت سیطره کارخانه دارانی که از رانت نمایندگی سواستفاده کرده و به ثروت رسیده اند، انباشته گردیده اند. اینان چه در کسوت نمایندگی کارگران و چه در کسوت نمایندگی بازنشستگان، به ابر ثروتمندانی تبدیل شده اند که از کنار این نمایندگی و با ایجاد رانت به کارخانه داران تبدیل گشته اند.
علیرضا محجوب ریاست خانه کارگر و نماینده در مجلس که با بازنشسته شدنش به این نمایندگی نقطه پایان گذاشته شد اولین نفری است که در راه ثروتمند شدن و کارخانه دار شدن پیشگام می باشد و دیگران با تاسی از ایشان دنباله کارخانه دار شدن را گرفته اند.
بیشتر اعضای هیات مدیره کانون بازنشستگان در کلان شهرها در بالای شهر زندگی اشرافی دارند و به دلیل شفاف نبودن وضعیت مالی کانون ها شایعات ضداخلاقی و صیغه کردن در مورد آنان گفته می شود.
در کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی آقایان بیات و اسدی دارای کارخانه و املاک بسیاری هستند.
در کانون عالی انجمن های صنفی کارگران دیده می شود که انجمن های صنفی بسیاری از یک روستای کوچک در هیات مدیره حضور دارند. در هیات مدیره کانون عالی انجمن های صنفی کارگران کسانی هستند که املاک بسیاری در شهرهای پیرامونی تهران، فروشگاه افق کوروش را دارا هستند.
سوال این است که چگونه این افراد از یک کارگر و بازنشسته کارگری به کارخانه و املاک رسیده اند؟؟
جالب این جاست که این کارخانه دارها آن چنان دلشان برای کارگران و بازنشستگان کباب است که بطور مثال آقای محجوب بیش از ۴۰ سال است نمی خواهد جایش را به دیگری بدهد، دیگران هم همینطور از بیات و اسدی گرفته تا دیگر تشکل های کارگری.
واقعن از این جایگاه چه رانتی به روسای تشکل های کارگری و بازنشستگی می رسد که به هیچ قیمتی حاضر نیستند دست از این صندلی ها بکشند مگر مرگ آنها را جدا کند؟؟
در آخرین خبری که تیتر شد مشخص گردید بعد از دست و هورا کشیدن در جلسه ای که توسط سالاری ریاست تامین اجتماعی برای ۴ تشکل کارگری جهت تایید لایحه خانه خراب کن «اصلاح قانون تامین اجتماعی» برگزار شد آقای سالاری از پرداخت ۲ میلیارد تومان ناقابل به هر تشکل هوراکش خبر داد.
چرا پرونده تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی در مجلس گم می شود؟؟
چرا از کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی تا کانون های بازنشستگی شهرها از دادن بیلان مالی به اعضا خودداری کرده و آن را محرمانه می دانند؟؟
تشکل های کارگری و بازنشستگی در دست عده ای بی عرضه و بصورت مافیایی دست به دست می شوند که مبادا افراد غیر وارد این مجموعه ها بشوند و اگر بشوند مانند خانم گلپور حذف می شوند.
از بازرسی وزارت کار تا بازرسان مجموعه های کارگری و بازنشستگی چشم خود را به فساد و تخلفات اینان که بازیچه دست وزارت کار و تامین اجتماعی هستند، بسته اند.
بازنشستگان یکشنبه های اعتراضی پیمان بسته اند تا ریشه کن کردن مافیا از کانون های پر فساد بازنشستگی و همچنین مافیای خیمه زده در تامین اجتماعی و وزارت کار، از پا ننشیند.
بی دلیل نیست که بازنشستگان در یکشنبه های اعتراضی:
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
را فریاد می زنند.
هیات تحریریه نشریه بازنشستگی «امید»
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
مراقبت از کودک و سالمند؛ زیرساختی گمشده برای مشارکت کارگران!
زمانی که کارگری برای مراقبت از فرزند یا سالمند خانواده، ناچار به ترک کار یا کاهش ساعت کاری میشود، یعنی یک زیرساخت اساسی در جامعه وجود ندارد. توسعه خدمات عمومی مراقبت، یک سرمایهگذاری راهبردی برای افزایش مشارکت کارگران (بهویژه زنان) و کاهش فشار بر خانواده هاست.
میلیونها کارگر، بهویژه زنان شاغل، با یک چالش همیشگی روبرو هستند: «زمانی که سر کار هستم، فرزندم یا والد سالمندم را چه کسی نگهداری کند؟» این دغدغه، یک شکاف ساختاری در نظام رفاهی کشور را نشان میدهد. نبود خدمات عمومی کافی، مادران را مجبور به ترک کار یا پذیرش مشاغل پارهوقت میکند، خانواده کارگری مراقبِ سالمند، تحت فشار مضاعف قرار میگیرند و باید هزینههای سنگینی برای خدمات خصوصی بپردازند. در جامعهای که سالمندی بهسرعت در حال افزایش است، نبود حمایت عمومی، بهمعنای تداوم نابرابری و فرسایش نیروی کار است. در حال حاضر ۱۰ درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل می دهند. در ده سال آینده این رقم به ۳۰ درصد خواهد رسید.
سیاستهای رفاهی ایران، هنوز بر این پیشفرض سنتی استوار است که مراقبت از کودک و سالمند، یک «وظیفه طبیعی زنان» است و نیازی به زیرساخت عمومی ندارد. این نگاه، پیامدهای مخربی دارد: تحمیل کار مضاعف بر زنان، نادیدهانگاری مراقبین غیررسمی که هیچ حمایت مالی و بیمهای دریافت نمیکنند، و غفلت از سالمندی جمعیت. با پیر شدن جمعیت ایران، تقاضا برای مراقبت از سالمندان بهشدت افزایش مییابد و اگر زیرساخت عمومی فراهم نشود، نیروی کار بسیاری از افراد (بهویژه زنان) از چرخه تولید خارج خواهد شد.
با توجه به اینکه شهرداری، بهزیستی، صندوق های بازنشستگی قوانین حمایتی از سالمندان را در مجموعه قوانین خود دارند لذا برای تبدیل مراقبت از یک «مشکل شخصی» به یک «خدمت عمومی»، به اقداماتی نیاز است:
۱- ایجاد شبکهای از مهدکودکها و مراکز نگهداری از سالمندان با تعرفه عمومی در تمام محلهها و نزدیک محلهای کار،
۲- بهرسمیتشناختن مراقبین غیررسمی و حمایت از آنها با دورههای آموزشی و بیمه،
۳- اصلاح قوانین کار با رویکرد مراقبتی (انعطافپذیری ساعت کاری، مرخصی مراقبتی و دورکاری)، و سرمایهگذاری در آموزش نیروی متخصص مراقبت.
نبود خدمات عمومی مراقبت از کودک و سالمند، یکی از مشکلات اصلی کارگران است. این شکاف ساختاری، بار سنگینی را بر دوش خانوادهها تحمیل میکند. با پیرتر شدن جمعیت ایران، این مشکل روزبهروز حادتر خواهد شد و به بحرانی اجتماعی تبدیل خواهد شد.
مراقبت از کودک و سالمند، یک مسئله شخصی یا زنانه نیست؛ یک زیرساخت اقتصادی و اجتماعی است که غفلت از آن، به معنای نادیدهگرفتن حقوق انسانی و رفاه جامعه است. در حال حاضر رها سازی سالمندان آلزایمری و صعب الاعلاج در امامزاده ها، پارک ها، خیابان های خلوت و خارج از شهر هر روز افزایش می یابد. وقت آن رسیده و حتا دیر هم شده که سیاستگذاران، این مسئله را بهعنوان یک اولویت ملی بپذیرند و برای ایجاد شبکهای فراگیر از خدمات مراقبتی، اقدام عملی کنند. در غیر این صورت، با بحرانی انسانی در مواجهه با سالمندی جمعیت، روبرو میشویم. بهداشت روانی جامعه و خانواده ها بسته به مقابله بت این موضوع ملی است. دولت باید:
۱- ظرف ۵ سال، یک «شبکه ملی مراکز مراقبتی عمومی» را با مشارکت شهرداریها و سازمانهای مردمی راهاندازی کند.
۲- سازمان تأمین اجتماعی، برای مراقبین غیررسمی، بیمه درمانی و مستمری حمایتی در نظر بگیرد.
۳- وزارت کار، با اصلاح قانون کار، «حق مراقبت» را بهعنوان یک حق جدید کارگری به رسمیت بشناسد.
۴- همچنین با گسترش رشتههای تخصصی پرستاری و مراقبت از سالمند، هم نیروی متخصص تربیت شود و هم شغلهای جدید ایجاد گردد.
انجمن کنشگران سالمندی ایران
۱۳ تیرماه ۱۴۹۵
کانال انجمن کنشگران سالمندی ایران
باز پخش از سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
زمانی که کارگری برای مراقبت از فرزند یا سالمند خانواده، ناچار به ترک کار یا کاهش ساعت کاری میشود، یعنی یک زیرساخت اساسی در جامعه وجود ندارد. توسعه خدمات عمومی مراقبت، یک سرمایهگذاری راهبردی برای افزایش مشارکت کارگران (بهویژه زنان) و کاهش فشار بر خانواده هاست.
میلیونها کارگر، بهویژه زنان شاغل، با یک چالش همیشگی روبرو هستند: «زمانی که سر کار هستم، فرزندم یا والد سالمندم را چه کسی نگهداری کند؟» این دغدغه، یک شکاف ساختاری در نظام رفاهی کشور را نشان میدهد. نبود خدمات عمومی کافی، مادران را مجبور به ترک کار یا پذیرش مشاغل پارهوقت میکند، خانواده کارگری مراقبِ سالمند، تحت فشار مضاعف قرار میگیرند و باید هزینههای سنگینی برای خدمات خصوصی بپردازند. در جامعهای که سالمندی بهسرعت در حال افزایش است، نبود حمایت عمومی، بهمعنای تداوم نابرابری و فرسایش نیروی کار است. در حال حاضر ۱۰ درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل می دهند. در ده سال آینده این رقم به ۳۰ درصد خواهد رسید.
سیاستهای رفاهی ایران، هنوز بر این پیشفرض سنتی استوار است که مراقبت از کودک و سالمند، یک «وظیفه طبیعی زنان» است و نیازی به زیرساخت عمومی ندارد. این نگاه، پیامدهای مخربی دارد: تحمیل کار مضاعف بر زنان، نادیدهانگاری مراقبین غیررسمی که هیچ حمایت مالی و بیمهای دریافت نمیکنند، و غفلت از سالمندی جمعیت. با پیر شدن جمعیت ایران، تقاضا برای مراقبت از سالمندان بهشدت افزایش مییابد و اگر زیرساخت عمومی فراهم نشود، نیروی کار بسیاری از افراد (بهویژه زنان) از چرخه تولید خارج خواهد شد.
با توجه به اینکه شهرداری، بهزیستی، صندوق های بازنشستگی قوانین حمایتی از سالمندان را در مجموعه قوانین خود دارند لذا برای تبدیل مراقبت از یک «مشکل شخصی» به یک «خدمت عمومی»، به اقداماتی نیاز است:
۱- ایجاد شبکهای از مهدکودکها و مراکز نگهداری از سالمندان با تعرفه عمومی در تمام محلهها و نزدیک محلهای کار،
۲- بهرسمیتشناختن مراقبین غیررسمی و حمایت از آنها با دورههای آموزشی و بیمه،
۳- اصلاح قوانین کار با رویکرد مراقبتی (انعطافپذیری ساعت کاری، مرخصی مراقبتی و دورکاری)، و سرمایهگذاری در آموزش نیروی متخصص مراقبت.
نبود خدمات عمومی مراقبت از کودک و سالمند، یکی از مشکلات اصلی کارگران است. این شکاف ساختاری، بار سنگینی را بر دوش خانوادهها تحمیل میکند. با پیرتر شدن جمعیت ایران، این مشکل روزبهروز حادتر خواهد شد و به بحرانی اجتماعی تبدیل خواهد شد.
مراقبت از کودک و سالمند، یک مسئله شخصی یا زنانه نیست؛ یک زیرساخت اقتصادی و اجتماعی است که غفلت از آن، به معنای نادیدهگرفتن حقوق انسانی و رفاه جامعه است. در حال حاضر رها سازی سالمندان آلزایمری و صعب الاعلاج در امامزاده ها، پارک ها، خیابان های خلوت و خارج از شهر هر روز افزایش می یابد. وقت آن رسیده و حتا دیر هم شده که سیاستگذاران، این مسئله را بهعنوان یک اولویت ملی بپذیرند و برای ایجاد شبکهای فراگیر از خدمات مراقبتی، اقدام عملی کنند. در غیر این صورت، با بحرانی انسانی در مواجهه با سالمندی جمعیت، روبرو میشویم. بهداشت روانی جامعه و خانواده ها بسته به مقابله بت این موضوع ملی است. دولت باید:
۱- ظرف ۵ سال، یک «شبکه ملی مراکز مراقبتی عمومی» را با مشارکت شهرداریها و سازمانهای مردمی راهاندازی کند.
۲- سازمان تأمین اجتماعی، برای مراقبین غیررسمی، بیمه درمانی و مستمری حمایتی در نظر بگیرد.
۳- وزارت کار، با اصلاح قانون کار، «حق مراقبت» را بهعنوان یک حق جدید کارگری به رسمیت بشناسد.
۴- همچنین با گسترش رشتههای تخصصی پرستاری و مراقبت از سالمند، هم نیروی متخصص تربیت شود و هم شغلهای جدید ایجاد گردد.
انجمن کنشگران سالمندی ایران
۱۳ تیرماه ۱۴۹۵
کانال انجمن کنشگران سالمندی ایران
باز پخش از سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
برای کار به پتروشیمی الماس شرکت جهان توسعه نروید!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ۷۰ نفر از کارگران پروژه ای و فصلی پتروشیمی الماس در منطقه ویژه ماهشهر در شرکت جهان توسعه هنوز حقوق های بهمن و اسفند خود را دریافت نکرده و بیمه هایشان هم واریز نگردیده است.
شرکت جهان توسعه نه تنها به کارگران در خصوص زمان پرداخت این بدهی اطلاعی نداده است بلکه حتا به تماس های سندیکای کارگری هم پاسخ نمی دهد.
این شرکت بدحساب که کارگرانش را شب عید بدون پول و دریافت دستمزد و عیدی روانه خانه هایشان آن هم در زمان جنگ روانه کرده است مستحق کارکردن هیچ کارگری نیست. شرکتی که خود تعطیلی کارگاه را رقم زده است از جان کارگران حفاظت نکرده است بلکه برای ندادن حقوق کارگران فرصت را غنیمت شمرده است.
سندیکای کارگری و گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها این شرکت را تحریم کارگری کرده است و از همه کارگران پروژه ای تقاضا دارد از کار کردن برای چنین شرکتی خودداری کنند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ۷۰ نفر از کارگران پروژه ای و فصلی پتروشیمی الماس در منطقه ویژه ماهشهر در شرکت جهان توسعه هنوز حقوق های بهمن و اسفند خود را دریافت نکرده و بیمه هایشان هم واریز نگردیده است.
شرکت جهان توسعه نه تنها به کارگران در خصوص زمان پرداخت این بدهی اطلاعی نداده است بلکه حتا به تماس های سندیکای کارگری هم پاسخ نمی دهد.
این شرکت بدحساب که کارگرانش را شب عید بدون پول و دریافت دستمزد و عیدی روانه خانه هایشان آن هم در زمان جنگ روانه کرده است مستحق کارکردن هیچ کارگری نیست. شرکتی که خود تعطیلی کارگاه را رقم زده است از جان کارگران حفاظت نکرده است بلکه برای ندادن حقوق کارگران فرصت را غنیمت شمرده است.
سندیکای کارگری و گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها این شرکت را تحریم کارگری کرده است و از همه کارگران پروژه ای تقاضا دارد از کار کردن برای چنین شرکتی خودداری کنند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
یکشنبه های اعتراضی ماندگار است!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با اعلام تعطیلی روز یکشنبه ۱۴ تیرماه و همچنین تعطیلی ۳ روزه در تهران، بسیاری از تجمع های اعتراضی بازنشستگان برگزار نشد.
اما در قزوین بازنشستگان مستقل از کانون های پاچه خوار روبروی اداره کل تامین اجتماعی شهر رفته و تجمع اعتراضی و هفتگی خود را برگزار کردند.
همچنین در رشت سرفراز نیز جمعی از بازنشستگان به مقابل تامین اجتماعی رفته که متاسفانه با پلیس روبرو شده و پلیس از آنان خواست که محل را ترک کنند که در نهایت با تصمیم جمعی ساعت ۱۱/۱۰ دقیقه به تجمع خود پایان دادند.
در شوش نیز تجمع اعتراضی برگزار شد.
این تجمع ها در راستای اعتراض به وضعیت بد حقوقی و درمانی و فساد فراگیر در تامین اجتماعی است. فسادی که هر روز گوشه ای از آن افشا می شود. اعتراض به سانسور و احضار مداوم کوشندگان کارگری، فرهنگی، دانشجویی، نویسندگان است. کسانی که این فساد را افشا و فریاد می زنند.
برای نمونه، در روزهایی که تامین اجتماعی مدعی است پول ندارد تا افزایش حقوق های عقب افتاده بازنشستگان تامین اجتماعی را بپردازد، برگزاری جلسات نمایشی و پرداخت میلیاردی به تشکل های خود ساخته برای ماست مالی کردن افتضاح «لایحه نوین تامین اجتماعی» وزارت کار و فرستادن نمایندگان تشکل های کارگری بی خاصیت به اجلاس بریکس و ریخت و پاش های این روزها، نشان از دهن کجی مسوولین وزارت کار و تامین اجتماعی به کارگران و بازنشستگان است.
نمایندگان بی خاصیتی که هرچه سالاری و میدری جلویشان می گذارند بدون فوت وقت امضا می کنند از جمله حذف آزمایش ویتامین D از پوشش تامین اجتماعی و یا ۲۰۰ قلم دارو از سفره درمان کارگران و بازنشستگان که نشان از بی خردی این افراد دارد که اگر در خانه به پدر و مادرهایشان احترام می گذاشتند چنین مواردی را امضا و تایید نمی کردند.
پیام ما به این دغلکاری ها این است:
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
نه سرما نه گرما/ نیست جلودارمان
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با اعلام تعطیلی روز یکشنبه ۱۴ تیرماه و همچنین تعطیلی ۳ روزه در تهران، بسیاری از تجمع های اعتراضی بازنشستگان برگزار نشد.
اما در قزوین بازنشستگان مستقل از کانون های پاچه خوار روبروی اداره کل تامین اجتماعی شهر رفته و تجمع اعتراضی و هفتگی خود را برگزار کردند.
همچنین در رشت سرفراز نیز جمعی از بازنشستگان به مقابل تامین اجتماعی رفته که متاسفانه با پلیس روبرو شده و پلیس از آنان خواست که محل را ترک کنند که در نهایت با تصمیم جمعی ساعت ۱۱/۱۰ دقیقه به تجمع خود پایان دادند.
در شوش نیز تجمع اعتراضی برگزار شد.
این تجمع ها در راستای اعتراض به وضعیت بد حقوقی و درمانی و فساد فراگیر در تامین اجتماعی است. فسادی که هر روز گوشه ای از آن افشا می شود. اعتراض به سانسور و احضار مداوم کوشندگان کارگری، فرهنگی، دانشجویی، نویسندگان است. کسانی که این فساد را افشا و فریاد می زنند.
برای نمونه، در روزهایی که تامین اجتماعی مدعی است پول ندارد تا افزایش حقوق های عقب افتاده بازنشستگان تامین اجتماعی را بپردازد، برگزاری جلسات نمایشی و پرداخت میلیاردی به تشکل های خود ساخته برای ماست مالی کردن افتضاح «لایحه نوین تامین اجتماعی» وزارت کار و فرستادن نمایندگان تشکل های کارگری بی خاصیت به اجلاس بریکس و ریخت و پاش های این روزها، نشان از دهن کجی مسوولین وزارت کار و تامین اجتماعی به کارگران و بازنشستگان است.
نمایندگان بی خاصیتی که هرچه سالاری و میدری جلویشان می گذارند بدون فوت وقت امضا می کنند از جمله حذف آزمایش ویتامین D از پوشش تامین اجتماعی و یا ۲۰۰ قلم دارو از سفره درمان کارگران و بازنشستگان که نشان از بی خردی این افراد دارد که اگر در خانه به پدر و مادرهایشان احترام می گذاشتند چنین مواردی را امضا و تایید نمی کردند.
پیام ما به این دغلکاری ها این است:
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
نه سرما نه گرما/ نیست جلودارمان
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
بیماری و فروپاشی اقتصادی خانواده کارگر!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا،برای خانوادههای کارگری، یک تشخیص پزشکی ساده، میتواند سرآغاز یک سقوط مالی تمامعیار باشد. نبود پوشش بیمهای کامل، هزینههای کمرشکن درمان و از دست دادن درآمد روزهای بیماری، سهضلعی بحرانی را شکل میدهد که خانواده را یکشبه به ورطه فقر میکشاند.
در اقتصاد شکننده خانوارهای کارگری، مرز بین «بیماری» و «فقر» بسیار نازک است. هزینه یک بستری ساده یا یک عمل جراحی، میتواند تمام پسانداز یک عمر را نابود کند و کارگر را به چرخه بدهیهای طاقتفرسا بیندازد. «شوکهای سلامت» یکی از مهمترین عوامل افتادن خانوارها به دام فقر مزمن است. چنانچه نظام تأمین اجتماعی کارآمدی خود را با ماده ۵۴ اجرا نماید، پوشش گسترده هزینههای درمانی، به عنوان «شبکه ایمنکننده» عمل میکنند. که شاخصی است برای سنجش «عدالت اجتماعی» و «کارآمدی دولتها».
در یک خانواده کارگری بخش بزرگی از وامهای خرد، صرف هزینههای درمانی میشود. سهم بالای پرداخت از جیب بیمار (که در ایران بالاتر از متوسط جهانی است)، منابع مالی خانوار را به سمت درمان میکشاند و از رویکرد در تغذیه، مسکن و آموزش میکاهد. برای کارگری که درآمد ثابتی ندارد، بیماری میتواند به معنای از دست دادن شغل باشد.
در سالهای اخیر، با افزایش هزینههای درمانی و تضعیف پوشش بیمهای تکمیلی بازنشستگان و کارگران، فشار بیماری بر اقتصاد خانوار افزایش یافته است. نظام ارجاع ناقص و عدم پوشش کافی برای خدمات پاراکلینیک و داروهای خاص، این روند را تشدید کرده است.
چرخه معیوب «بیماری ← هزینه درمان ← بدهی ← کاهش توان کار ← بیماری بیشتر»، نشاندهنده «فقدان یک نظام جامع حمایت اجتماعی» است که در آن بیمه، صرفاً یک کارت تخفیف است، نه یک سپر محکم. تداوم وضعیت فعلی و تبدیل شدن بیماری به یکی از عوامل اصلی «فقر جدید» در میان کارگران است. سلامت کارگر، نه یک هزینه، که یک سرمایه ملی است که باید از آن صیانت شود.
پای فشردن به اصل ۲۹ قانون اساسی که ثروت عمومی باید در خدمت درمان رایگان باشد و همچنین ماده ۵۴ تامین اجتماعی بر خدمات دهی صفر تا صد درمان بیمه پردازان تا آن حد که حتا اگر در کشور، بیمه پرداز را نتوانند درمان کنند باید تامین اجتماعی هزینه اعزام به خارج و کلیه هزینه درمانی او را در طول درمان در خارج بپردازد، بخش فراموش شده به عمد کارگزاران دولتی و مافیای تامین اجتماعی است.
تا حق خود نگیریم/ یکشنبهها می آییم
تحریریه امید، مجله بازنشستگان متحد
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا،برای خانوادههای کارگری، یک تشخیص پزشکی ساده، میتواند سرآغاز یک سقوط مالی تمامعیار باشد. نبود پوشش بیمهای کامل، هزینههای کمرشکن درمان و از دست دادن درآمد روزهای بیماری، سهضلعی بحرانی را شکل میدهد که خانواده را یکشبه به ورطه فقر میکشاند.
در اقتصاد شکننده خانوارهای کارگری، مرز بین «بیماری» و «فقر» بسیار نازک است. هزینه یک بستری ساده یا یک عمل جراحی، میتواند تمام پسانداز یک عمر را نابود کند و کارگر را به چرخه بدهیهای طاقتفرسا بیندازد. «شوکهای سلامت» یکی از مهمترین عوامل افتادن خانوارها به دام فقر مزمن است. چنانچه نظام تأمین اجتماعی کارآمدی خود را با ماده ۵۴ اجرا نماید، پوشش گسترده هزینههای درمانی، به عنوان «شبکه ایمنکننده» عمل میکنند. که شاخصی است برای سنجش «عدالت اجتماعی» و «کارآمدی دولتها».
در یک خانواده کارگری بخش بزرگی از وامهای خرد، صرف هزینههای درمانی میشود. سهم بالای پرداخت از جیب بیمار (که در ایران بالاتر از متوسط جهانی است)، منابع مالی خانوار را به سمت درمان میکشاند و از رویکرد در تغذیه، مسکن و آموزش میکاهد. برای کارگری که درآمد ثابتی ندارد، بیماری میتواند به معنای از دست دادن شغل باشد.
در سالهای اخیر، با افزایش هزینههای درمانی و تضعیف پوشش بیمهای تکمیلی بازنشستگان و کارگران، فشار بیماری بر اقتصاد خانوار افزایش یافته است. نظام ارجاع ناقص و عدم پوشش کافی برای خدمات پاراکلینیک و داروهای خاص، این روند را تشدید کرده است.
چرخه معیوب «بیماری ← هزینه درمان ← بدهی ← کاهش توان کار ← بیماری بیشتر»، نشاندهنده «فقدان یک نظام جامع حمایت اجتماعی» است که در آن بیمه، صرفاً یک کارت تخفیف است، نه یک سپر محکم. تداوم وضعیت فعلی و تبدیل شدن بیماری به یکی از عوامل اصلی «فقر جدید» در میان کارگران است. سلامت کارگر، نه یک هزینه، که یک سرمایه ملی است که باید از آن صیانت شود.
پای فشردن به اصل ۲۹ قانون اساسی که ثروت عمومی باید در خدمت درمان رایگان باشد و همچنین ماده ۵۴ تامین اجتماعی بر خدمات دهی صفر تا صد درمان بیمه پردازان تا آن حد که حتا اگر در کشور، بیمه پرداز را نتوانند درمان کنند باید تامین اجتماعی هزینه اعزام به خارج و کلیه هزینه درمانی او را در طول درمان در خارج بپردازد، بخش فراموش شده به عمد کارگزاران دولتی و مافیای تامین اجتماعی است.
تا حق خود نگیریم/ یکشنبهها می آییم
تحریریه امید، مجله بازنشستگان متحد
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
وام به جای نان!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، آقای سالاری ریاست سازمان تامین اجتماعی از افزایش مبلغ وام به ۶۰ میلیون تومان با افتخار سخن گفت.
این همان کسی است که در مقابل افزایش مزایای حقوقی بازنشستگان سدی ساخته است و سفره های بازنشستگان را هر روز با ترفندهایی کوچکتر می کند، از دارو و درمان گرفته تا اجرا نکردن ماده ۵۴ و رایگان بودن صفر تا صد دارو و درمان.
آقای سالاری می خواهد بازنشسته گدا باشد و همیشه خدا در زندگیش درمانده باقی بماند.
۸۰ درصد حقوق بگیران تامین اجتماعی حداقلی بگیر و زیر حداقل بگیرند و بی تردید این وام را نمی توانند بگیرند چون توان پرداخت اقساطش را ندارند. این وام برای نورچشمی های خانه کارگر و بادمجان دورقاب چینانی که از سالاری و برنامه های ضد بازنشستگان حمایت می کنند، است.
اگر بازنشستگان حقوق کافی و دارو و درمانی رایگان داشته باشند نیازی به وام و کلفت کردن گردن بانک های نزول خوار نخواهند داشت.
سالاری ها با برنامه وام دهی تلاش دارند هم ذهن و هم روح بازنشستگان را به انحراف ببرند. آنان می دانند که این بازنشستگان هستند که می توانند جلوی برنامه های ضدمردمی و ضد زحمتکشان او بایستند پس باید با ندادن مزایا و اختراع فرمول های غیرواقعی همسان سازی تا می توان بازنشستگان را حقیر و گرسنه نگه داشت تا علیه این پلیدان نکوشند.
مافیا چنین پلیدانی را در راس کار می خواهد نه انسانهای شریفی چون دکتر حسین راغفر و فرشاد مومنی را.
علیه این برنامه های ضد انسانی و عملکرد پلید فقط یکشنبه های هفتگی اعتراضی کارساز است.
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، آقای سالاری ریاست سازمان تامین اجتماعی از افزایش مبلغ وام به ۶۰ میلیون تومان با افتخار سخن گفت.
این همان کسی است که در مقابل افزایش مزایای حقوقی بازنشستگان سدی ساخته است و سفره های بازنشستگان را هر روز با ترفندهایی کوچکتر می کند، از دارو و درمان گرفته تا اجرا نکردن ماده ۵۴ و رایگان بودن صفر تا صد دارو و درمان.
آقای سالاری می خواهد بازنشسته گدا باشد و همیشه خدا در زندگیش درمانده باقی بماند.
۸۰ درصد حقوق بگیران تامین اجتماعی حداقلی بگیر و زیر حداقل بگیرند و بی تردید این وام را نمی توانند بگیرند چون توان پرداخت اقساطش را ندارند. این وام برای نورچشمی های خانه کارگر و بادمجان دورقاب چینانی که از سالاری و برنامه های ضد بازنشستگان حمایت می کنند، است.
اگر بازنشستگان حقوق کافی و دارو و درمانی رایگان داشته باشند نیازی به وام و کلفت کردن گردن بانک های نزول خوار نخواهند داشت.
سالاری ها با برنامه وام دهی تلاش دارند هم ذهن و هم روح بازنشستگان را به انحراف ببرند. آنان می دانند که این بازنشستگان هستند که می توانند جلوی برنامه های ضدمردمی و ضد زحمتکشان او بایستند پس باید با ندادن مزایا و اختراع فرمول های غیرواقعی همسان سازی تا می توان بازنشستگان را حقیر و گرسنه نگه داشت تا علیه این پلیدان نکوشند.
مافیا چنین پلیدانی را در راس کار می خواهد نه انسانهای شریفی چون دکتر حسین راغفر و فرشاد مومنی را.
علیه این برنامه های ضد انسانی و عملکرد پلید فقط یکشنبه های هفتگی اعتراضی کارساز است.
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
پیروزی زحمتکشان در نبرد با مافیا!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، لایحه نظام جدید تامین اجتماعی که از سوی وزیرکار با همدستی سالاری جهت تصویب ارایه شده بود با مخالفت جدی کارگران و بازنشستگان مستقل روبرو شد. اما آقای سالاری از رو نرفت و با برگزاری جلسه خیمه شب بازی با حضور تشکل های که برای حضور میدری و سالاری شتر قربانی کرده بودند، نمایندگان خانه کارگر، نمایندگان کانون عالی انجمن های صنفی کارگران، کانون عالی مجمع نمایندگان کارگری، و کانون عالی شوراهای اسلامی کار و دادن باج به آنان تلاش کرد نشان دهد نمایندگان بی عرضه کارگری با این لایحه مشکلی ندارند و جلسه را به نفع خود تمام کند.
در این جلسه که با پاچه خواری کانون عالی انجمن های صنفی آغاز شده بود چنان به به و چهچه راه انداختند که خود سالاری از این همه ریاکاری حیران مانده بود.
با تصویب این لایحه انتقال دارایی های سازمان تامین اجتماعی به دولت و کاهش سهم بیمه کارفرمایان صورت می گرفت و در یک کلام اندوخته هفتاد ساله زحمتکشان به جیب مافیا می رفت.
با افشاگری های مدام از جمله نشریه کارگری پیام سندیکا و بازنشستگان مستقل علیه این نان قرض دادن ها و پدرسوخته بازی و دادن شعار در یکشنبه های اعتراضی در شهرهای مختلف و نامه نگاری بازنشستگان متحد تهرانی، سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار زیر فشار کارگران و بازنشستگان مستقل قرار گرفت.
جلسه ای در ۱۰ تیرماه از سوی دولت با جمعی از خواب زدگان برگزار شد که در آن فقط خانم گلپور، اخراجی از کانون عالی انجمن های صنفی کارگری سراسر کشور که از روز اول با این لایحه مخالفت کرده و با انتشار نامه ای این لایحه خانه خراب را به چالش کشیده بود به صراحت با این لایحه مخالفت نمود، در نهایت این نمایش با کنار نهادن این لایحه به اتمام رسید.
وقتی مبارزه نکنی همیشه بازنده ای اما وقتی مبارزه می کنی گاهی پیروزی و این پیروزی دستاورد همین تلاش جانانه در سراسر کشور توسط تلاشگران واقعی رقم خورد.
در متنی که خانم گلپور و از مخالفان سرسخت این لایحه منتشر نمود چنین نگاشته است :«اموال تامین اجتماعی از چنگ خزانه دولت نجات یافت»
امیدواریم این پیروزی پایه گذار تلاش های متحد بعدی همه کوشندگان مستقل کارگری و بازنشستگی باشد تا بتوانیم هم کانون های بازنشستگی را از خواب زدگان فاسد و دغلکار پاک سازی کنیم و هم تشکل های کارگری را از عناصر فاسد و بله قربان گوی مافیا تهی سازیم. این نمی شود مگر اینکه همدلی ها را بر اساس مطالبات مشترک و هم اندیشی مداوم رقم زد.
با در خانه نشستن و نامه پراکنی های بی اثر در فضای مجازی نه تنها جنبش بازنشستگان و کارگران را به بیراهه خواهد رفت بلکه انفعال و یاس را دامن زده می شود.
به امید پیروزی های دیگر
هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، لایحه نظام جدید تامین اجتماعی که از سوی وزیرکار با همدستی سالاری جهت تصویب ارایه شده بود با مخالفت جدی کارگران و بازنشستگان مستقل روبرو شد. اما آقای سالاری از رو نرفت و با برگزاری جلسه خیمه شب بازی با حضور تشکل های که برای حضور میدری و سالاری شتر قربانی کرده بودند، نمایندگان خانه کارگر، نمایندگان کانون عالی انجمن های صنفی کارگران، کانون عالی مجمع نمایندگان کارگری، و کانون عالی شوراهای اسلامی کار و دادن باج به آنان تلاش کرد نشان دهد نمایندگان بی عرضه کارگری با این لایحه مشکلی ندارند و جلسه را به نفع خود تمام کند.
در این جلسه که با پاچه خواری کانون عالی انجمن های صنفی آغاز شده بود چنان به به و چهچه راه انداختند که خود سالاری از این همه ریاکاری حیران مانده بود.
با تصویب این لایحه انتقال دارایی های سازمان تامین اجتماعی به دولت و کاهش سهم بیمه کارفرمایان صورت می گرفت و در یک کلام اندوخته هفتاد ساله زحمتکشان به جیب مافیا می رفت.
با افشاگری های مدام از جمله نشریه کارگری پیام سندیکا و بازنشستگان مستقل علیه این نان قرض دادن ها و پدرسوخته بازی و دادن شعار در یکشنبه های اعتراضی در شهرهای مختلف و نامه نگاری بازنشستگان متحد تهرانی، سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار زیر فشار کارگران و بازنشستگان مستقل قرار گرفت.
جلسه ای در ۱۰ تیرماه از سوی دولت با جمعی از خواب زدگان برگزار شد که در آن فقط خانم گلپور، اخراجی از کانون عالی انجمن های صنفی کارگری سراسر کشور که از روز اول با این لایحه مخالفت کرده و با انتشار نامه ای این لایحه خانه خراب را به چالش کشیده بود به صراحت با این لایحه مخالفت نمود، در نهایت این نمایش با کنار نهادن این لایحه به اتمام رسید.
وقتی مبارزه نکنی همیشه بازنده ای اما وقتی مبارزه می کنی گاهی پیروزی و این پیروزی دستاورد همین تلاش جانانه در سراسر کشور توسط تلاشگران واقعی رقم خورد.
در متنی که خانم گلپور و از مخالفان سرسخت این لایحه منتشر نمود چنین نگاشته است :«اموال تامین اجتماعی از چنگ خزانه دولت نجات یافت»
امیدواریم این پیروزی پایه گذار تلاش های متحد بعدی همه کوشندگان مستقل کارگری و بازنشستگی باشد تا بتوانیم هم کانون های بازنشستگی را از خواب زدگان فاسد و دغلکار پاک سازی کنیم و هم تشکل های کارگری را از عناصر فاسد و بله قربان گوی مافیا تهی سازیم. این نمی شود مگر اینکه همدلی ها را بر اساس مطالبات مشترک و هم اندیشی مداوم رقم زد.
با در خانه نشستن و نامه پراکنی های بی اثر در فضای مجازی نه تنها جنبش بازنشستگان و کارگران را به بیراهه خواهد رفت بلکه انفعال و یاس را دامن زده می شود.
به امید پیروزی های دیگر
هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
دو عکس، همه چیز در این سیستم طبقاتی است!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در این روزها که بسیاری درگیر مراسم ها هستند، دو عکس گویای نگاه طبقاتی مسوولین به جامعه می باشد.
در مراسمی که مسوولین در آن حاضرند خیرات چلوکباب است اما به کارگران شهرداری که وظیفه تمیزکاری مراسم را دارند چند تکه سیب زمینی و تخم مرغ و یا چند تکه سوسیس و سیب زمینی داده شده است. در آخرین مورد هم روز ۱۵ تیرماه به رانندگان شرکت واحد منطقه ۶ ساعت ۱۲/۵ شب ماکارونی بدون ماست و یا سالاد و حتا بدون بطری آب داده شد. البته رانندگان با شخصیت منطقه منتظر اینگونه شام دادن های فقیرانه نمانده و از جیب خود غذایی تهیه و نوش جان کردند.
در کشور ما دیدگاهی حاکم است که طبقه کارگر و مزدبگیران را نه تنها انسان نمی بینند بلکه همیشه زیادی هستند چه در زمان تقسیم ثروت ملی و چه در زمان خیرات.
آیا تا وقتی که کسانی نگاه شان به طبقه کارگر این قدر فقیرانه است باز هم باید منتظر ماند تا شاید نیم نگاهی به محرومین و طبقه کارگر داشته باشند؟؟
طبقه کارگر امروز برای بهبودی وضعیت جامعه تلاش می کند و خواسته هایش خواسته های همه زحمتکشان می باشد از درمان مناسب رایگان، آموزش رایگان، کار برای همه، دستمزدهای انسانی در قبال ۸ ساعت کار، حقوق بازنشستگی که در حد شخصیت و ۳۰ سال کار باشد.
این دیدگاه حقیرانه نگاه کردن مسوولین به مزدبگیران را با مبارزات خود تغییر خواهیم داد. به گفته لاهوتی شاعر زحمتکشان:
میهن افتاده ی ما، باز جان خواهد گرفت.
در صف پیشین آزادی، مکان خواهد گرفت.
متحد با دست دهقان، دست صنف کارگر
ارتجاع مست وحشی را، عنان خواهد گرفت.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در این روزها که بسیاری درگیر مراسم ها هستند، دو عکس گویای نگاه طبقاتی مسوولین به جامعه می باشد.
در مراسمی که مسوولین در آن حاضرند خیرات چلوکباب است اما به کارگران شهرداری که وظیفه تمیزکاری مراسم را دارند چند تکه سیب زمینی و تخم مرغ و یا چند تکه سوسیس و سیب زمینی داده شده است. در آخرین مورد هم روز ۱۵ تیرماه به رانندگان شرکت واحد منطقه ۶ ساعت ۱۲/۵ شب ماکارونی بدون ماست و یا سالاد و حتا بدون بطری آب داده شد. البته رانندگان با شخصیت منطقه منتظر اینگونه شام دادن های فقیرانه نمانده و از جیب خود غذایی تهیه و نوش جان کردند.
در کشور ما دیدگاهی حاکم است که طبقه کارگر و مزدبگیران را نه تنها انسان نمی بینند بلکه همیشه زیادی هستند چه در زمان تقسیم ثروت ملی و چه در زمان خیرات.
آیا تا وقتی که کسانی نگاه شان به طبقه کارگر این قدر فقیرانه است باز هم باید منتظر ماند تا شاید نیم نگاهی به محرومین و طبقه کارگر داشته باشند؟؟
طبقه کارگر امروز برای بهبودی وضعیت جامعه تلاش می کند و خواسته هایش خواسته های همه زحمتکشان می باشد از درمان مناسب رایگان، آموزش رایگان، کار برای همه، دستمزدهای انسانی در قبال ۸ ساعت کار، حقوق بازنشستگی که در حد شخصیت و ۳۰ سال کار باشد.
این دیدگاه حقیرانه نگاه کردن مسوولین به مزدبگیران را با مبارزات خود تغییر خواهیم داد. به گفته لاهوتی شاعر زحمتکشان:
میهن افتاده ی ما، باز جان خواهد گرفت.
در صف پیشین آزادی، مکان خواهد گرفت.
متحد با دست دهقان، دست صنف کارگر
ارتجاع مست وحشی را، عنان خواهد گرفت.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
مصاحبه مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران با خبرگزاری ایلنا:
«هزینههای درمان» خانوادههای کارگری را به مرز فروپاشی رسانده/ بیماری یعنی فاجعه!
سهشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵
یک فعال کارگری گفت: برای خانوادههای کارگری حتا یک تشخیص پزشکی ساده نیز میتواند آغاز یک سقوط مالی تمامعیار باشد. نبود پوشش بیمهای کامل، هزینههای کمرشکن درمان و از دست رفتن درآمد در روزهای بیماری، سه ضلع بحرانی را تشکیل میدهد که خانواده را در مدت کوتاهی به ورطه فقر میکشاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، افزایش مداوم هزینههای درمان، کاهش قدرت خرید خانوارها و ناکارآمدی نظامهای حمایتی، بیماری را برای بسیاری از خانوادههای کارگری از یک مسئله صرفاً پزشکی به بحرانی اقتصادی و اجتماعی تبدیل کرده است. در شرایطی که بخش قابل توجهی از درآمد کارگران صرف تأمین نیازهای اولیه زندگی میشود، بروز یک بیماری، حتا اگر چندان پیچیده نباشد، میتواند تعادل مالی خانواده را بر هم بزند و آنان را با هزینههایی روبهرو کند که پرداخت آن از توانشان خارج است. بسیاری از کارگران به دلیل نداشتن پسانداز کافی یا پوشش بیمهای مؤثر، ناچار به دریافت وام، فروش داراییهای اندک یا صرفنظر کردن از ادامه درمان میشوند؛ موضوعی که نهتنها سلامت فرد، بلکه امنیت اقتصادی و معیشتی خانواده را نیز به خطر میاندازد. هرگونه ضعف در حمایت از کارگران در زمان بیماری، پیامدهایی فراتر از یک خانواده خواهد داشت. اجرای دقیق قوانین حمایتی و تقویت پوشش بیمهای، از مهمترین مطالبات کارگران به شمار میرود.
مازیار گیلانینژاد، فعال کارگری، در گفتگو با ایلنا با تشریح ابعاد اقتصادی بیماری برای خانوارهای کارگری، از افزایش فشار هزینههای درمان، تضعیف خدمات بیمهای و فاصله گرفتن نظام تأمین اجتماعی از تکالیف قانونی خود گفت و بر ضرورت اجرای کامل اصل ۲۹ قانون اساسی و ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی تأکید کرد.
او با اشاره به پیامدهای اقتصادی بیماری برای خانوادههای کارگری اظهار کرد: برای این خانوادهها، حتا یک تشخیص پزشکی ساده نیز میتواند آغاز یک سقوط مالی تمامعیار باشد. نبود پوشش بیمهای کامل، هزینههای کمرشکن درمان و از دست رفتن درآمد در روزهای بیماری، سه ضلع بحرانی را تشکیل میدهد که خانواده را در مدت کوتاهی به ورطه فقر میکشاند. در اقتصاد شکننده خانوارهای کارگری، مرز میان بیماری و فقر بسیار باریک است و هزینه یک بستری ساده یا یک عمل جراحی میتواند تمام پسانداز سالها کار و تلاش را از بین ببرد و کارگر را وارد چرخه بدهیهای سنگین کند. شوکهای ناشی از بیماری، از مهمترین عوامل گرفتار شدن خانوارها در فقر مزمن به شمار میرود.
گیلانی نژاد با اشاره به نقش نظام تأمین اجتماعی خاطرنشان کرد: در صورت اجرای کامل ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی، پوشش گسترده هزینههای درمانی میتواند بهعنوان یک شبکه ایمن برای حمایت از خانوارهای کارگری عمل کند. میزان دسترسی مردم به خدمات درمانی و حمایت بیمهای، یکی از شاخصهای مهم سنجش عدالت اجتماعی و کارآمدی دولتها است. در بسیاری از خانوادههای کارگری، بخش قابل توجهی از وامهای خرد صرف پرداخت هزینههای درمان میشود. همچنین سهم بالای پرداخت از جیب بیماران که در ایران بیش از متوسط جهانی است، منابع مالی خانوار را از حوزههایی مانند تغذیه، مسکن و آموزش به سمت درمان سوق میدهد. برای کارگری که درآمد ثابتی ندارد، بیماری حتا میتواند به معنای از دست دادن شغل باشد.
گیلانینژاد با اشاره به شرایط سالهای اخیر اظهار داشت: افزایش هزینههای درمان و تضعیف پوشش بیمههای تکمیلی کارگران و بازنشستگان، فشار مضاعفی بر اقتصاد خانوارهای کارگری وارد کرده است. همچنین ناقص بودن نظام ارجاع و پوشش ناکافی خدمات پاراکلینیکی و داروهای خاص، این مشکلات را تشدید کرده است.
این فعال کارگری با تشریح چرخه معیوب بیماری، هزینه درمان، بدهی، کاهش توان کار و ابتلای دوباره به بیماری، تصریح کرد: این روند بیانگر فقدان یک نظام جامع حمایت اجتماعی است؛ نظامی که در آن بیمه نباید صرفاً یک کارت تخفیف باشد، بلکه باید نقش یک سپر حمایتی مؤثر را ایفا کند. وضعیت موجود، بیماری را به یکی از مهمترین عوامل شکلگیری فقر جدید در میان کارگران تبدیل خواهد کرد.
گیلانینژاد: سلامت کارگر یک سرمایه ملی است، نه یک هزینه، اجرای اصل ۲۹ قانون اساسی مبنی بر برخورداری همگان از خدمات درمانی و همچنین اجرای کامل ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. براساس این ماده، سازمان تأمین اجتماعی موظف است تمامی هزینههای درمان بیمهپردازان را پوشش دهد و حتا در صورت نبود امکان درمان در داخل کشور، هزینه اعزام، درمان و اقامت بیمار در خارج از کشور را پرداخت کند. این ظرفیتهای قانونی سالهاست از سوی برخی مسئولان و مدیران حوزه تأمین اجتماعی مورد غفلت قرار گرفته است
«هزینههای درمان» خانوادههای کارگری را به مرز فروپاشی رسانده/ بیماری یعنی فاجعه!
سهشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵
یک فعال کارگری گفت: برای خانوادههای کارگری حتا یک تشخیص پزشکی ساده نیز میتواند آغاز یک سقوط مالی تمامعیار باشد. نبود پوشش بیمهای کامل، هزینههای کمرشکن درمان و از دست رفتن درآمد در روزهای بیماری، سه ضلع بحرانی را تشکیل میدهد که خانواده را در مدت کوتاهی به ورطه فقر میکشاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، افزایش مداوم هزینههای درمان، کاهش قدرت خرید خانوارها و ناکارآمدی نظامهای حمایتی، بیماری را برای بسیاری از خانوادههای کارگری از یک مسئله صرفاً پزشکی به بحرانی اقتصادی و اجتماعی تبدیل کرده است. در شرایطی که بخش قابل توجهی از درآمد کارگران صرف تأمین نیازهای اولیه زندگی میشود، بروز یک بیماری، حتا اگر چندان پیچیده نباشد، میتواند تعادل مالی خانواده را بر هم بزند و آنان را با هزینههایی روبهرو کند که پرداخت آن از توانشان خارج است. بسیاری از کارگران به دلیل نداشتن پسانداز کافی یا پوشش بیمهای مؤثر، ناچار به دریافت وام، فروش داراییهای اندک یا صرفنظر کردن از ادامه درمان میشوند؛ موضوعی که نهتنها سلامت فرد، بلکه امنیت اقتصادی و معیشتی خانواده را نیز به خطر میاندازد. هرگونه ضعف در حمایت از کارگران در زمان بیماری، پیامدهایی فراتر از یک خانواده خواهد داشت. اجرای دقیق قوانین حمایتی و تقویت پوشش بیمهای، از مهمترین مطالبات کارگران به شمار میرود.
مازیار گیلانینژاد، فعال کارگری، در گفتگو با ایلنا با تشریح ابعاد اقتصادی بیماری برای خانوارهای کارگری، از افزایش فشار هزینههای درمان، تضعیف خدمات بیمهای و فاصله گرفتن نظام تأمین اجتماعی از تکالیف قانونی خود گفت و بر ضرورت اجرای کامل اصل ۲۹ قانون اساسی و ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی تأکید کرد.
او با اشاره به پیامدهای اقتصادی بیماری برای خانوادههای کارگری اظهار کرد: برای این خانوادهها، حتا یک تشخیص پزشکی ساده نیز میتواند آغاز یک سقوط مالی تمامعیار باشد. نبود پوشش بیمهای کامل، هزینههای کمرشکن درمان و از دست رفتن درآمد در روزهای بیماری، سه ضلع بحرانی را تشکیل میدهد که خانواده را در مدت کوتاهی به ورطه فقر میکشاند. در اقتصاد شکننده خانوارهای کارگری، مرز میان بیماری و فقر بسیار باریک است و هزینه یک بستری ساده یا یک عمل جراحی میتواند تمام پسانداز سالها کار و تلاش را از بین ببرد و کارگر را وارد چرخه بدهیهای سنگین کند. شوکهای ناشی از بیماری، از مهمترین عوامل گرفتار شدن خانوارها در فقر مزمن به شمار میرود.
گیلانی نژاد با اشاره به نقش نظام تأمین اجتماعی خاطرنشان کرد: در صورت اجرای کامل ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی، پوشش گسترده هزینههای درمانی میتواند بهعنوان یک شبکه ایمن برای حمایت از خانوارهای کارگری عمل کند. میزان دسترسی مردم به خدمات درمانی و حمایت بیمهای، یکی از شاخصهای مهم سنجش عدالت اجتماعی و کارآمدی دولتها است. در بسیاری از خانوادههای کارگری، بخش قابل توجهی از وامهای خرد صرف پرداخت هزینههای درمان میشود. همچنین سهم بالای پرداخت از جیب بیماران که در ایران بیش از متوسط جهانی است، منابع مالی خانوار را از حوزههایی مانند تغذیه، مسکن و آموزش به سمت درمان سوق میدهد. برای کارگری که درآمد ثابتی ندارد، بیماری حتا میتواند به معنای از دست دادن شغل باشد.
گیلانینژاد با اشاره به شرایط سالهای اخیر اظهار داشت: افزایش هزینههای درمان و تضعیف پوشش بیمههای تکمیلی کارگران و بازنشستگان، فشار مضاعفی بر اقتصاد خانوارهای کارگری وارد کرده است. همچنین ناقص بودن نظام ارجاع و پوشش ناکافی خدمات پاراکلینیکی و داروهای خاص، این مشکلات را تشدید کرده است.
این فعال کارگری با تشریح چرخه معیوب بیماری، هزینه درمان، بدهی، کاهش توان کار و ابتلای دوباره به بیماری، تصریح کرد: این روند بیانگر فقدان یک نظام جامع حمایت اجتماعی است؛ نظامی که در آن بیمه نباید صرفاً یک کارت تخفیف باشد، بلکه باید نقش یک سپر حمایتی مؤثر را ایفا کند. وضعیت موجود، بیماری را به یکی از مهمترین عوامل شکلگیری فقر جدید در میان کارگران تبدیل خواهد کرد.
گیلانینژاد: سلامت کارگر یک سرمایه ملی است، نه یک هزینه، اجرای اصل ۲۹ قانون اساسی مبنی بر برخورداری همگان از خدمات درمانی و همچنین اجرای کامل ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. براساس این ماده، سازمان تأمین اجتماعی موظف است تمامی هزینههای درمان بیمهپردازان را پوشش دهد و حتا در صورت نبود امکان درمان در داخل کشور، هزینه اعزام، درمان و اقامت بیمار در خارج از کشور را پرداخت کند. این ظرفیتهای قانونی سالهاست از سوی برخی مسئولان و مدیران حوزه تأمین اجتماعی مورد غفلت قرار گرفته است
۴۰ روز بی کسی، ۴۰ روز ظلم!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ۴۰ روز از اخراج دستهجمعی کارگران پالایشگاه فاز ۲ بیدبلند بهبهان می گذرد.
کارگرانی که قرار بود استخدام شوند و در این مجموعه از توان مندی ۵ ساله شان بهره گیری شود اما امروز به دستگیری و زندان تهدید می شوند.
نه تنها اخراج آنان غیرقانونی است بلکه تسویه حساب این کارگران نیز به دلخواه و نه با رویه قانونی انجامشده است. ندادن عیدی و سنوات و پرداخت نصفه نیمه حق بیمه و احتساب روزهای کارکرد هم ناقص انجام شده است.
جالب این جاست که حتا ابد توی و جاروکش را هم بیرون کرده اند تا نور چشمی ها جاروکش شوند.
این شیوه به امری عادی در صنایع نفت و گاز تبدیل شده است و کارگران را هیچ مرجعی برای شکایت نیست. چرا که مدیر عامل به صراحت قانون شکنی خود را آنچنان بدون پاسخگویی می داند که به کارگران گفته است:«هیچ کاری از دستتان بر نمی آید».
بودن نیروهای بومی در صنایع بخشی از هزینه ها از جمله اسکان را صرفه جویی می کند به ویژه اینکه کار این کارگران روزمزد دارای هیچ تخصصی نیست
بی دلیل نیست که از ایجاد سندیکاهای کارگری در صنعت جلوگیری به عمل می آید تا ظالمین چون این مجموعه هر آنچه می خواهند بکنند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ۴۰ روز از اخراج دستهجمعی کارگران پالایشگاه فاز ۲ بیدبلند بهبهان می گذرد.
کارگرانی که قرار بود استخدام شوند و در این مجموعه از توان مندی ۵ ساله شان بهره گیری شود اما امروز به دستگیری و زندان تهدید می شوند.
نه تنها اخراج آنان غیرقانونی است بلکه تسویه حساب این کارگران نیز به دلخواه و نه با رویه قانونی انجامشده است. ندادن عیدی و سنوات و پرداخت نصفه نیمه حق بیمه و احتساب روزهای کارکرد هم ناقص انجام شده است.
جالب این جاست که حتا ابد توی و جاروکش را هم بیرون کرده اند تا نور چشمی ها جاروکش شوند.
این شیوه به امری عادی در صنایع نفت و گاز تبدیل شده است و کارگران را هیچ مرجعی برای شکایت نیست. چرا که مدیر عامل به صراحت قانون شکنی خود را آنچنان بدون پاسخگویی می داند که به کارگران گفته است:«هیچ کاری از دستتان بر نمی آید».
بودن نیروهای بومی در صنایع بخشی از هزینه ها از جمله اسکان را صرفه جویی می کند به ویژه اینکه کار این کارگران روزمزد دارای هیچ تخصصی نیست
بی دلیل نیست که از ایجاد سندیکاهای کارگری در صنعت جلوگیری به عمل می آید تا ظالمین چون این مجموعه هر آنچه می خواهند بکنند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
ترفندی دیگر برای دستبرد به زندگی زحمتکشان!
آزادسازی اوراق دولتی؛ نجات بودجه یا تشدید فشار بر کارگران و مزدبگیران؟!
مدنیزاده، وزیر اقتصاد اعلام کرد: "اوراق دولتی از بند محدودیتهای قیمتگذاری رها شده و نهادهای مالی و بانکها میتوانند بر اساس نرخ بازار آنها را معامله کنند."
خارج کردن اوراق دولتی از محدودیتهای قیمتگذاری، به معنای سپردن نرخ سود این اوراق به بازار و افزایش آزادی بانکها و نهادهای مالی در خریدوفروش آنهاست. دولت امیدوار است از این مسیر، کسری بودجه خود را راحتتر تأمین کند؛ اما پرسش اصلی این است که هزینه این سیاست را چه کسانی خواهند پرداخت؟!
اگر منابع حاصل از فروش اوراق صرف سرمایهگذاری، توسعه خدمات عمومی و مهار کسری بودجه شود، میتواند تا حدی به کنترل تورم و بهبود اقتصاد کمک کند. اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که بخش بزرگی از استقراض دولت صرف هزینههای جاری شده است. در این صورت، بدهی دولت هر روز سنگینتر میشود و سهم بیشتری از بودجه ی آینده صرف پرداخت سود اوراق به مافیا خواهد شد؛ بودجهای که باید خرج آموزش، درمان، تأمین اجتماعی و حمایت از اقشار کمدرآمد شود.
نتیجه چنین روندی برای بازنشستگان و مزدبگیران روشن است: فشار بیشتر بر معیشت، کاهش خدمات عمومی و تداوم شکاف میان دستمزد و هزینههای زندگی.
هنگامی که تورم از افزایش مزد پیشی میگیرد، مسکن دستنیافتنیتر میشود، درمان گرانتر میشود و حمایتهای اجتماعی کاهش مییابد، علاوه بر بیکار شدگان، حتی شاغلان نیز به جمع فقرا رانده میشوند.
از سوی دیگر، نبود شفافیت در تصمیمهای اقتصادی و احساس برخورداری گروههای صاحب نفوذ از امتیازهای ویژه، اعتماد عمومی را فرسوده میکند. بیپاسخ ماندن مطالبات مردم و نبود پاسخگویی، سرمایه اجتماعی را تضعیف نموده و امید به آینده را کاهش میدهد.
آینده اقتصاد ایران تنها به رشد شاخصهای کلان وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که بودجه عمومی و در نهایت ثروت عمومی چگونه میان مردم توزیع شود.
رشدی که سفره کارگران را بزرگتر نکند، امنیت شغلی ایجاد نکند و فاصله درآمد با هزینه زندگی را کاهش ندهد، تنها به افزایش نابرابری، گسترش فقر و تعمیق نارضایتی اجتماعی خواهد انجامید.
با جمع شدن در سندیکاها و اتحادیههای کارگری و اتحاد همهٔ اقشار زحمتکش، از بی بندوباری تصمیمات خانه خراب کن مسئولان بی مسئولیت جلوگیری و از حقوق کسب شده توسط ما و پدرانمان، طی سالیان دراز دفاع نماییم!
باید به میان مردم رفت و آنان را آگاه کرد تا با کمیتی بسیار آگاه به نفع مردم سیاست های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را تغییر داد.
ناصر اسالو عضو سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
آزادسازی اوراق دولتی؛ نجات بودجه یا تشدید فشار بر کارگران و مزدبگیران؟!
مدنیزاده، وزیر اقتصاد اعلام کرد: "اوراق دولتی از بند محدودیتهای قیمتگذاری رها شده و نهادهای مالی و بانکها میتوانند بر اساس نرخ بازار آنها را معامله کنند."
خارج کردن اوراق دولتی از محدودیتهای قیمتگذاری، به معنای سپردن نرخ سود این اوراق به بازار و افزایش آزادی بانکها و نهادهای مالی در خریدوفروش آنهاست. دولت امیدوار است از این مسیر، کسری بودجه خود را راحتتر تأمین کند؛ اما پرسش اصلی این است که هزینه این سیاست را چه کسانی خواهند پرداخت؟!
اگر منابع حاصل از فروش اوراق صرف سرمایهگذاری، توسعه خدمات عمومی و مهار کسری بودجه شود، میتواند تا حدی به کنترل تورم و بهبود اقتصاد کمک کند. اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که بخش بزرگی از استقراض دولت صرف هزینههای جاری شده است. در این صورت، بدهی دولت هر روز سنگینتر میشود و سهم بیشتری از بودجه ی آینده صرف پرداخت سود اوراق به مافیا خواهد شد؛ بودجهای که باید خرج آموزش، درمان، تأمین اجتماعی و حمایت از اقشار کمدرآمد شود.
نتیجه چنین روندی برای بازنشستگان و مزدبگیران روشن است: فشار بیشتر بر معیشت، کاهش خدمات عمومی و تداوم شکاف میان دستمزد و هزینههای زندگی.
هنگامی که تورم از افزایش مزد پیشی میگیرد، مسکن دستنیافتنیتر میشود، درمان گرانتر میشود و حمایتهای اجتماعی کاهش مییابد، علاوه بر بیکار شدگان، حتی شاغلان نیز به جمع فقرا رانده میشوند.
از سوی دیگر، نبود شفافیت در تصمیمهای اقتصادی و احساس برخورداری گروههای صاحب نفوذ از امتیازهای ویژه، اعتماد عمومی را فرسوده میکند. بیپاسخ ماندن مطالبات مردم و نبود پاسخگویی، سرمایه اجتماعی را تضعیف نموده و امید به آینده را کاهش میدهد.
آینده اقتصاد ایران تنها به رشد شاخصهای کلان وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که بودجه عمومی و در نهایت ثروت عمومی چگونه میان مردم توزیع شود.
رشدی که سفره کارگران را بزرگتر نکند، امنیت شغلی ایجاد نکند و فاصله درآمد با هزینه زندگی را کاهش ندهد، تنها به افزایش نابرابری، گسترش فقر و تعمیق نارضایتی اجتماعی خواهد انجامید.
با جمع شدن در سندیکاها و اتحادیههای کارگری و اتحاد همهٔ اقشار زحمتکش، از بی بندوباری تصمیمات خانه خراب کن مسئولان بی مسئولیت جلوگیری و از حقوق کسب شده توسط ما و پدرانمان، طی سالیان دراز دفاع نماییم!
باید به میان مردم رفت و آنان را آگاه کرد تا با کمیتی بسیار آگاه به نفع مردم سیاست های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را تغییر داد.
ناصر اسالو عضو سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
اعتصاب در فولاد سازی یزد!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، داربست بندان فولاد سازی ابرکوه یزد امروز ۱۸ تیرماه به دلیل عقب افتادن حقوق ها و نبود ایمنی دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، داربست بندان فولاد سازی ابرکوه یزد امروز ۱۸ تیرماه به دلیل عقب افتادن حقوق ها و نبود ایمنی دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
ثروت ملی ایرانیان اینگونه به باد می رود؟؟
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طی اعلام خبری از سوی خبرگزاری فارس، گروه صنایع شیر ایران (پگاه) زیر مجموعه صندوق بازنشستگی کشوری وابسته به وزارت کار که ۳۵ درصد بازار لبنیات کشور را در اختیار دارد از سال ۹۸ تا سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۵۷ میلیون یورو ارز حاصل از صادرات را به چرخهبانکی بازنگردانده است.
آیا می توان باور کرد که بدون همدستی بانک مرکزی، اتاق بازرگانی و وزارت بازرگانی و وزارت کار چنین خیانتی صورت گرفته است؟؟
اگر لبنیات امروز گران است و سفره های زحمتکشان خالی از شیر و پنیر است به دلیل این دزدی هاست.
اگر حقوق بازنشستگان چه کشور چه لشگری و چه تامین اجتماعی را به دلیل نبود منابع مالی افزایش نمی دهند به دلیل این سرقت های ماهرانه است.
اگر دارو و درمان از ما مضایقه می شود به دلیل این است که این ارزهایی که باید به خرید مواد اولیه دارو و غذا به مصرف برسد، اصلن به کشور نمی آورند تا مردم هزینه این جیب بری ها را بدهد. گرسنه و بی دارو بمانند و برای زنده ماندن فرش زیر پایش را بفروشند.
اگر امروز کشور بی برنامه و سرگردان مانده به دلیل سارقان رنگارنگی است که در محیط اداری و سازمانی به نام مسوول و کارآفرین وول می خورند.
اگر هر روز به تعداد متخلفان افزوده تر می شود به دلیل این است که سارقان از سوی مافیای لانه کرده در دولت، اتاق بازرگانی، بانک مرکزی حمایت بی دریغ می شوند. این سیستم غلط سرمایه داری جز این نیست.
امپراتوری دروغ با سارقان و مافیای لانه کرده در اقتصاد، سیاست، قوه قضاییه، و جنگ خود را هر روز بازسازی و گسترش می دهند.
گرانی های هر روزه، بیکاری، بیماری، نبود پول برای خرید دارو و درمان، گران کردن نان این کمترین ماده غذایی ایرانیان فقط و فقط برای این است که مافیا می خواهد کمر تلاشگران عرصه کارگری و بازنشستگی و مدنی را بشکند تا کسی نباشد علیه این همه پلیدی و پلشتی قد علم کند.
پیام ما به مافیا:
تا ریشه مافیا را نکنیم/ یکشنبه ها خیابان
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، طی اعلام خبری از سوی خبرگزاری فارس، گروه صنایع شیر ایران (پگاه) زیر مجموعه صندوق بازنشستگی کشوری وابسته به وزارت کار که ۳۵ درصد بازار لبنیات کشور را در اختیار دارد از سال ۹۸ تا سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۵۷ میلیون یورو ارز حاصل از صادرات را به چرخهبانکی بازنگردانده است.
آیا می توان باور کرد که بدون همدستی بانک مرکزی، اتاق بازرگانی و وزارت بازرگانی و وزارت کار چنین خیانتی صورت گرفته است؟؟
اگر لبنیات امروز گران است و سفره های زحمتکشان خالی از شیر و پنیر است به دلیل این دزدی هاست.
اگر حقوق بازنشستگان چه کشور چه لشگری و چه تامین اجتماعی را به دلیل نبود منابع مالی افزایش نمی دهند به دلیل این سرقت های ماهرانه است.
اگر دارو و درمان از ما مضایقه می شود به دلیل این است که این ارزهایی که باید به خرید مواد اولیه دارو و غذا به مصرف برسد، اصلن به کشور نمی آورند تا مردم هزینه این جیب بری ها را بدهد. گرسنه و بی دارو بمانند و برای زنده ماندن فرش زیر پایش را بفروشند.
اگر امروز کشور بی برنامه و سرگردان مانده به دلیل سارقان رنگارنگی است که در محیط اداری و سازمانی به نام مسوول و کارآفرین وول می خورند.
اگر هر روز به تعداد متخلفان افزوده تر می شود به دلیل این است که سارقان از سوی مافیای لانه کرده در دولت، اتاق بازرگانی، بانک مرکزی حمایت بی دریغ می شوند. این سیستم غلط سرمایه داری جز این نیست.
امپراتوری دروغ با سارقان و مافیای لانه کرده در اقتصاد، سیاست، قوه قضاییه، و جنگ خود را هر روز بازسازی و گسترش می دهند.
گرانی های هر روزه، بیکاری، بیماری، نبود پول برای خرید دارو و درمان، گران کردن نان این کمترین ماده غذایی ایرانیان فقط و فقط برای این است که مافیا می خواهد کمر تلاشگران عرصه کارگری و بازنشستگی و مدنی را بشکند تا کسی نباشد علیه این همه پلیدی و پلشتی قد علم کند.
پیام ما به مافیا:
تا ریشه مافیا را نکنیم/ یکشنبه ها خیابان
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
فساد در تامین اجتماعی!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در خبر انتشار یافته از سوی رییس بازرسی کل کشور اعلام شده «در شرکت های تابع صندوق بازنشستگی ۴۱ مدیر متخلف و در شستا ۳۵ مدیر متخلف شناسایی شدند»
اینکه وزیرکار و مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی از نبود منابع مالی می گویند دروغی بیش نیست.
سالهاست تامین اجتماعی به قلکی برای رفع و رجوع کاستی های دولت شده است که امروز بدهی دولت به بیش از ۱۰۰۰ همت رسیده است. دولتی که ۲۸ گروه نان خور خود را به تامین اجتماعی تحمیل کرده تا از کنار حق بیمه های زحمتکشان به آنان دارو و درمان رایگان داده شود.
تمامی مدیران چه در شستا و چه در صندوق بازنشستگی از سوی دولت به تامین اجتماعی تحمیل شده اند همان طوری که اسدی، بیات، دهقان کیا، محجوب، حسن صادقی و صدها بی عرضه دیگر از سوی دولت به کانون های بازنشستگی تحمیل شده اند.
هزینه این بی عرضه ها و مدیریت احمقانه شان بخش کوچکی از حیف و میل دارایی های کارگران و بازنشستگان می باشد.
صالح ربیعی، داود میدری و صدها آقازاده و خانم زاده ای که در هیچ کجای دستگاه اداری ایران آنان را نمی پذیرند راهی جز سربار شدن در تامین اجتماعی ندارند.
آیا خلافکاران به سزای اعمالشان خواهند رسید؟؟
بی تردید خیر، بلکه چون راه دزدی را یاد گرفته اند در شغلی دیگر گزیده تر برند کالا.
اگر واقعن در این کشور قانونی وجود دارد برای بازپس گیری این حیف و میل ها:
اول: قانون از کجا آورده ای باید اجرا شود تا مشخص شود این کارخانه ها و اموال آقایان و خانمها از کجا آمده
دوم: تمامی کسانی که متخلف شناخته شدند تمامی دارایی هایشان برای جبران خسارت ضبط شود
سوم به دلیل خیانت به اعتماد عمومی باید در دادگاه علنی خلاف های خود را در مقابل خانواده هایشان ذکر کنند تا همسر و فرزندان و همه مردم ایران بدانند از چه راه کثیفی ثروت اندوخته آند آنهم به چه قیمتی در زمانی که مردم چنین در مضیقه هستند.
البته در این ۴۷ سال دیدهایم چگونه مافیا یاران دزد خود را از زندان خلاص می کند و آخرین نمونه آن هم محکوم به اعدام بابک زنجانی است.
اما بدانند و خاطر جمع باشند که بازنشستگان این مبارزین قدیمی دست از تلاش برای نابودی مافیا و عمله و اکره اش دست بردار نخواهند بود.
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در خبر انتشار یافته از سوی رییس بازرسی کل کشور اعلام شده «در شرکت های تابع صندوق بازنشستگی ۴۱ مدیر متخلف و در شستا ۳۵ مدیر متخلف شناسایی شدند»
اینکه وزیرکار و مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی از نبود منابع مالی می گویند دروغی بیش نیست.
سالهاست تامین اجتماعی به قلکی برای رفع و رجوع کاستی های دولت شده است که امروز بدهی دولت به بیش از ۱۰۰۰ همت رسیده است. دولتی که ۲۸ گروه نان خور خود را به تامین اجتماعی تحمیل کرده تا از کنار حق بیمه های زحمتکشان به آنان دارو و درمان رایگان داده شود.
تمامی مدیران چه در شستا و چه در صندوق بازنشستگی از سوی دولت به تامین اجتماعی تحمیل شده اند همان طوری که اسدی، بیات، دهقان کیا، محجوب، حسن صادقی و صدها بی عرضه دیگر از سوی دولت به کانون های بازنشستگی تحمیل شده اند.
هزینه این بی عرضه ها و مدیریت احمقانه شان بخش کوچکی از حیف و میل دارایی های کارگران و بازنشستگان می باشد.
صالح ربیعی، داود میدری و صدها آقازاده و خانم زاده ای که در هیچ کجای دستگاه اداری ایران آنان را نمی پذیرند راهی جز سربار شدن در تامین اجتماعی ندارند.
آیا خلافکاران به سزای اعمالشان خواهند رسید؟؟
بی تردید خیر، بلکه چون راه دزدی را یاد گرفته اند در شغلی دیگر گزیده تر برند کالا.
اگر واقعن در این کشور قانونی وجود دارد برای بازپس گیری این حیف و میل ها:
اول: قانون از کجا آورده ای باید اجرا شود تا مشخص شود این کارخانه ها و اموال آقایان و خانمها از کجا آمده
دوم: تمامی کسانی که متخلف شناخته شدند تمامی دارایی هایشان برای جبران خسارت ضبط شود
سوم به دلیل خیانت به اعتماد عمومی باید در دادگاه علنی خلاف های خود را در مقابل خانواده هایشان ذکر کنند تا همسر و فرزندان و همه مردم ایران بدانند از چه راه کثیفی ثروت اندوخته آند آنهم به چه قیمتی در زمانی که مردم چنین در مضیقه هستند.
البته در این ۴۷ سال دیدهایم چگونه مافیا یاران دزد خود را از زندان خلاص می کند و آخرین نمونه آن هم محکوم به اعدام بابک زنجانی است.
اما بدانند و خاطر جمع باشند که بازنشستگان این مبارزین قدیمی دست از تلاش برای نابودی مافیا و عمله و اکره اش دست بردار نخواهند بود.
اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
تا حق خود نگیریم یکشنبه ها می آییم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی تهران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی تهران
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی رشت
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی رشت
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی شعله ور!
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امروز ۲۱ تیرماه تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar