Audio
حسین و پرسش از "نجات" از منظر فلسفه اگزیستانسیالیسم
سیدجوادمیری
۱۶ مرداد ۱۴۰۱
هیئت فرهنگی مذهبی بانوی آب (گیلان)
@seyedjavadmiri
سیدجوادمیری
۱۶ مرداد ۱۴۰۱
هیئت فرهنگی مذهبی بانوی آب (گیلان)
@seyedjavadmiri
مدرسه مطالعات هویت باشگاه اندیشه برگزار میکند:
نشست
خوانش "داستایوفسکیانه" علامه جعفری: قانون و وجدان در ساختمانِ مفهومی حیات معقول
با حضور
دکتر سیدجواد میری
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش زنده از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#مطالعات_هویت #علامه_جعفری #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@seyedjavadmiri
نشست
خوانش "داستایوفسکیانه" علامه جعفری: قانون و وجدان در ساختمانِ مفهومی حیات معقول
با حضور
دکتر سیدجواد میری
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش زنده از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#مطالعات_هویت #علامه_جعفری #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@seyedjavadmiri
دربارهی نشست
خوانش "داستایوفسکیانه" علامه جعفری: قانون و وجدان در ساختمان مفهومی حیات معقول
📝میثم قهوهچیان
تمام تلاش سیدجواد میری در این نشست آن خواهد بود تا این پیشفرض را مطرح کند که آیا امکان یک خوانش داستایوفسکیانه یعنی مبتنی بر رویکرد داستایوفسکی نسبت به مدرنیته در علامه جعفری وجود دارد یا نه. همانطور که میدانیم داستایوفسکی یکی از منتقدین جدی مدرنیسم و عصر روشنگری بود. اما نقد و انتقادات داستایوفسکی نسبت به عمل خودبنیاد، عصر روشنگری و مدرنیته یک نقد کور نبود. داستایوفسکی ایمانوئل کانت را بهدقت خوانده بود و تمایز کانت بین امر حقوقی و اخلاقی را به دقت درک کرده و در آثار خود به انحا مختلف به این مسأله اشاره کرده بود.
حال پرسش اینجاست که وقتی علامه جعفری در خصوص جامعه و حیات معقول سخن گفته و به وجدان ارجاع میدهد و در اینجا به خوانش داستایوفسکی اشاره میکند، آیا میتوان خوانشی از منظر داستایوفسکی به علامه جعفری داشت و آیا متن علامه چنین ظرفیتی را دارد؟
#مطالعات_هویت #علامه_جعفری #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@seyedjavadmiri
خوانش "داستایوفسکیانه" علامه جعفری: قانون و وجدان در ساختمان مفهومی حیات معقول
📝میثم قهوهچیان
تمام تلاش سیدجواد میری در این نشست آن خواهد بود تا این پیشفرض را مطرح کند که آیا امکان یک خوانش داستایوفسکیانه یعنی مبتنی بر رویکرد داستایوفسکی نسبت به مدرنیته در علامه جعفری وجود دارد یا نه. همانطور که میدانیم داستایوفسکی یکی از منتقدین جدی مدرنیسم و عصر روشنگری بود. اما نقد و انتقادات داستایوفسکی نسبت به عمل خودبنیاد، عصر روشنگری و مدرنیته یک نقد کور نبود. داستایوفسکی ایمانوئل کانت را بهدقت خوانده بود و تمایز کانت بین امر حقوقی و اخلاقی را به دقت درک کرده و در آثار خود به انحا مختلف به این مسأله اشاره کرده بود.
حال پرسش اینجاست که وقتی علامه جعفری در خصوص جامعه و حیات معقول سخن گفته و به وجدان ارجاع میدهد و در اینجا به خوانش داستایوفسکی اشاره میکند، آیا میتوان خوانشی از منظر داستایوفسکی به علامه جعفری داشت و آیا متن علامه چنین ظرفیتی را دارد؟
#مطالعات_هویت #علامه_جعفری #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@seyedjavadmiri
آذربایجان به مثابه "دارالارشاد شیعی" و ترکی به مثابه "زبان حوزه تمدنی شیعی"
✍یکی از مسائلی که من در یک دهه اخیر به آن پرداختهام مسئله زبان و هویت تمدنی تشیع در جهان کنونی میباشد. زبان ترکی به مثابه "زبان تمدنی تشیع" (با تاسیس صفویه" در غرب آسیا و اوراسیا میباشد و آذربایجان هم به عنوان یکی از مهمترین نقاط کانونی تشیع در فلات فرهنگی ایران بزرگ میباشد که به زبان شیخ صفی الدین اردبیلی از آن به عنوان "دارالارشاد تشیع" یاد میگردد.
✍مفهوم دارالارشاد را اگر بخواهیم بازسازی مفهومی بکنیم میتوان آن را "کانون فرهنگی" جهان تشیع محسوب کرد که کارکردهای فرهنگی متنوعی در طول تاریخ در حوزه تمدنی شیعه ایفاء کرده است.
✍دو سال پیش آیت الله وحید خراسانی از مراجع عظام شیعی مستقر در قم گفتند در عزاداریها باید از آذربایجانیها یاد گرفت که به ترکی با سوز و گداز نوحه میسرایند. از آن تاریخ به بعد مداحان و صدا و سیما در نسبت به زبان ترکی چرخش قابل مشاهدهایی پیدا کردهاند و این ظرفیت مذهبی را باید از آن سود جست. چرا؟
✍زیرا پانفارسیستها و باستانگرایان و نوباستانگرایان بدنبال خلوص زبانی و دینی هستند و در خوانش آنها زبان اصیل ایرانیان "پارسی" و دین خالص ایرانیان "زردشتی" است (البته زردشتیتی که آنها از آن سخن میگویند با دین زردشتی که بسیاری از ایرانیان پیرو آن هستند تفاوتهای بنیادین دارد).
✍از سوی دیگر برای پانترکیستها و قاطبه میللتچیها و ناسیونالیستهای قومگرا تشیع ترکان ایران یک مانع بزرگ در برابر هویت ترکی سکولار است که جریانهایی در ترکیه و جمهوری آذربایجان و آمریکا و اسراییل به دنبال آن هستند.
✍بنابراین در برابر این هجمهها باید هویت تاریخی آذربایجان به مثابه دارالارشاد شیعی تقویت و زبان ترکی به مثابه زبان تمدنی حوزه تشیع به مرکزیت آذربایجانِ ایران تحکیم گردد. این رویکرد کلان میتواند ایران را در برابر جریانهای واگرای باستانگرایی و پانفارسیستی و پانکردیستی و پانعربیستی و پانترکیستی محافظت کند.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
✍یکی از مسائلی که من در یک دهه اخیر به آن پرداختهام مسئله زبان و هویت تمدنی تشیع در جهان کنونی میباشد. زبان ترکی به مثابه "زبان تمدنی تشیع" (با تاسیس صفویه" در غرب آسیا و اوراسیا میباشد و آذربایجان هم به عنوان یکی از مهمترین نقاط کانونی تشیع در فلات فرهنگی ایران بزرگ میباشد که به زبان شیخ صفی الدین اردبیلی از آن به عنوان "دارالارشاد تشیع" یاد میگردد.
✍مفهوم دارالارشاد را اگر بخواهیم بازسازی مفهومی بکنیم میتوان آن را "کانون فرهنگی" جهان تشیع محسوب کرد که کارکردهای فرهنگی متنوعی در طول تاریخ در حوزه تمدنی شیعه ایفاء کرده است.
✍دو سال پیش آیت الله وحید خراسانی از مراجع عظام شیعی مستقر در قم گفتند در عزاداریها باید از آذربایجانیها یاد گرفت که به ترکی با سوز و گداز نوحه میسرایند. از آن تاریخ به بعد مداحان و صدا و سیما در نسبت به زبان ترکی چرخش قابل مشاهدهایی پیدا کردهاند و این ظرفیت مذهبی را باید از آن سود جست. چرا؟
✍زیرا پانفارسیستها و باستانگرایان و نوباستانگرایان بدنبال خلوص زبانی و دینی هستند و در خوانش آنها زبان اصیل ایرانیان "پارسی" و دین خالص ایرانیان "زردشتی" است (البته زردشتیتی که آنها از آن سخن میگویند با دین زردشتی که بسیاری از ایرانیان پیرو آن هستند تفاوتهای بنیادین دارد).
✍از سوی دیگر برای پانترکیستها و قاطبه میللتچیها و ناسیونالیستهای قومگرا تشیع ترکان ایران یک مانع بزرگ در برابر هویت ترکی سکولار است که جریانهایی در ترکیه و جمهوری آذربایجان و آمریکا و اسراییل به دنبال آن هستند.
✍بنابراین در برابر این هجمهها باید هویت تاریخی آذربایجان به مثابه دارالارشاد شیعی تقویت و زبان ترکی به مثابه زبان تمدنی حوزه تشیع به مرکزیت آذربایجانِ ایران تحکیم گردد. این رویکرد کلان میتواند ایران را در برابر جریانهای واگرای باستانگرایی و پانفارسیستی و پانکردیستی و پانعربیستی و پانترکیستی محافظت کند.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
مدرسه مطالعات هویت باشگاه اندیشه برگزار میکند:
نشست
خوانش "داستایوفسکیانه" علامه جعفری: قانون و وجدان در ساختمانِ مفهومی حیات معقول
با حضور
دکتر سیدجواد میری
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش زنده از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#مطالعات_هویت #علامه_جعفری #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@seyedjavadmiri
نشست
خوانش "داستایوفسکیانه" علامه جعفری: قانون و وجدان در ساختمانِ مفهومی حیات معقول
با حضور
دکتر سیدجواد میری
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش زنده از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#مطالعات_هویت #علامه_جعفری #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@seyedjavadmiri
Audio
مدرسه مطالعات هویت باشگاه اندیشه برگزار کرد:
نشست
خوانش "داستایوفسکیانه" علامه جعفری: قانون و وجدان در ساختمانِ مفهومی حیات معقول
با حضور
دکتر سیدجواد میری
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش زنده از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#مطالعات_هویت #علامه_جعفری #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@seyedjavadmiri
نشست
خوانش "داستایوفسکیانه" علامه جعفری: قانون و وجدان در ساختمانِ مفهومی حیات معقول
با حضور
دکتر سیدجواد میری
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش زنده از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#مطالعات_هویت #علامه_جعفری #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@seyedjavadmiri
ساقدوش و هویت ایرانی
✍نمیخواهم ادعا کنم که واژگان جان دارند و حیات خود را در هستی اجتماعی به نوعی ترسیم میکنند ولی ترکیب کلمات مبین ترکیباتی است که در هسته هستی اجتماعی به صورت تاریخی روی داده است و فهم این رویدادها به نوعی پرده از رخدادهای منِ ما یا هویت جمعی ما برمیدارد.
✍یکی از آن کلمات واژه ساقدوش است. من هر گاه به کلمه "ساقدوش" نگاه میکنم یک نکته جالبی به نظرم میآید و آن اینست که این کلمه در بستر "پیوند ازدواج" متبلور میشود.
✍بنابراین در پس این واژه یک پیوندی وجود دارد که دو نفری که در این پیوند قرار دارند یک گره عاطفی پیدا میکنند و تمامی جوانب و ابعاد حیاتشان بهم گره میخورد.
✍نکته جالبتر دیگری که برایم در این کلمه وجود دارد اینست که ساقدوش از دو کلمه ترکی "ساق" یعنی راست و واژه فارسی "دوش" یعنی سمت و طرف و شانه ساخته شده است. ساقدوش کسی است که در سمت راست داماد و عروس میایستد و آنها را ملازمت میکند.
✍به عبارت دیگر، ترک و تاجیک یا اقوام ایرانی مانند ساق و دوش بهم پیوند خوردهاند و تجانس متوازنی را ایجاد کردهاند که هم در ساحت زبان قابل مشاهده است و هم در ساحت حیات اجتماعی.
✍اما این تلازم و توازن از سوی اقلیتهای افراطی نوباستانگرایان و پانهای گوناگون مورد تعرض واقع شده است و نشانههای آن را در ساحات گوناگون سیاستگذاریهای زبانی و حرکتهای مجازی و خیابانی شاهد هستیم.
✍اما واقع (تاریخی) امر این است که پیوند ایرانیان مانند کلمه ساقدوش یک پیوند و پیوست فرهنگی عمیق است که تنها و تنها با حذف ساقدوش از حافظه جمعی ایرانیان قابل حذف است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
✍نمیخواهم ادعا کنم که واژگان جان دارند و حیات خود را در هستی اجتماعی به نوعی ترسیم میکنند ولی ترکیب کلمات مبین ترکیباتی است که در هسته هستی اجتماعی به صورت تاریخی روی داده است و فهم این رویدادها به نوعی پرده از رخدادهای منِ ما یا هویت جمعی ما برمیدارد.
✍یکی از آن کلمات واژه ساقدوش است. من هر گاه به کلمه "ساقدوش" نگاه میکنم یک نکته جالبی به نظرم میآید و آن اینست که این کلمه در بستر "پیوند ازدواج" متبلور میشود.
✍بنابراین در پس این واژه یک پیوندی وجود دارد که دو نفری که در این پیوند قرار دارند یک گره عاطفی پیدا میکنند و تمامی جوانب و ابعاد حیاتشان بهم گره میخورد.
✍نکته جالبتر دیگری که برایم در این کلمه وجود دارد اینست که ساقدوش از دو کلمه ترکی "ساق" یعنی راست و واژه فارسی "دوش" یعنی سمت و طرف و شانه ساخته شده است. ساقدوش کسی است که در سمت راست داماد و عروس میایستد و آنها را ملازمت میکند.
✍به عبارت دیگر، ترک و تاجیک یا اقوام ایرانی مانند ساق و دوش بهم پیوند خوردهاند و تجانس متوازنی را ایجاد کردهاند که هم در ساحت زبان قابل مشاهده است و هم در ساحت حیات اجتماعی.
✍اما این تلازم و توازن از سوی اقلیتهای افراطی نوباستانگرایان و پانهای گوناگون مورد تعرض واقع شده است و نشانههای آن را در ساحات گوناگون سیاستگذاریهای زبانی و حرکتهای مجازی و خیابانی شاهد هستیم.
✍اما واقع (تاریخی) امر این است که پیوند ایرانیان مانند کلمه ساقدوش یک پیوند و پیوست فرهنگی عمیق است که تنها و تنها با حذف ساقدوش از حافظه جمعی ایرانیان قابل حذف است.
سیدجوادمیری
@seyedjavadmiri
Forwarded from باشگاه اندیشه
💡مدرسه مطالعات مدرنیته و نقد متافیزیک باشگاه اندیشه برگزار میکند:
🔰درسگفتار تفسیرهای تحلیلی از هگل
▪️با ارائهی دکتر ایمان همتی
▫️دانشآموخته دکتری فلسفه از دانشگاه تربیتمدرس
🔔 چهارشنبهها ۲۶ مرداد، ۲، ۹، ۱۶ و ۲۳ شهریور
🕔ساعت ۱۸-۲۰
🟢در باشگاه اندیشه
📬بهنشانی خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
🌐بهصورت حضوری و مجازی
🔖با ارائهی گواهی
💰 هزینهی دوره: ۲۰۰ هزار تومان
🔍برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🔹پیام در واتساپ: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔸پیام در تلگرام: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔹تماس با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۰۷۱۷
🔆درآمدی بر درسگفتار تفسیرهای تحلیلی از هگل
📝دکتر ایمان همتی
بهطور معمول فلسفهی تحلیلی به عنوان جریانی فلسفی تلقی شده که در واکنش به سنت کانتی-هگلی شکل گرفته است. اما از حدود دههی ۱۹۸۰ میلادی دگرگونیهایی در جهان فلسفه رخ داده و توجه دوبارهای در میان فیلسوفان تحلیلی به کانت و هگل شکل گرفته است. در این دوره مقدمات این دگرگونی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
برای مشاهده سایر دورهها اینجا را بخوانید.
#مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #فلسفه_تحلیلی #کانت #هگل #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
🔰درسگفتار تفسیرهای تحلیلی از هگل
▪️با ارائهی دکتر ایمان همتی
▫️دانشآموخته دکتری فلسفه از دانشگاه تربیتمدرس
🔔 چهارشنبهها ۲۶ مرداد، ۲، ۹، ۱۶ و ۲۳ شهریور
🕔ساعت ۱۸-۲۰
🟢در باشگاه اندیشه
📬بهنشانی خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
🌐بهصورت حضوری و مجازی
🔖با ارائهی گواهی
💰 هزینهی دوره: ۲۰۰ هزار تومان
🔍برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🔹پیام در واتساپ: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔸پیام در تلگرام: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔹تماس با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۰۷۱۷
🔆درآمدی بر درسگفتار تفسیرهای تحلیلی از هگل
📝دکتر ایمان همتی
بهطور معمول فلسفهی تحلیلی به عنوان جریانی فلسفی تلقی شده که در واکنش به سنت کانتی-هگلی شکل گرفته است. اما از حدود دههی ۱۹۸۰ میلادی دگرگونیهایی در جهان فلسفه رخ داده و توجه دوبارهای در میان فیلسوفان تحلیلی به کانت و هگل شکل گرفته است. در این دوره مقدمات این دگرگونی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
برای مشاهده سایر دورهها اینجا را بخوانید.
#مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #فلسفه_تحلیلی #کانت #هگل #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
💡مدرسه مطالعات والایش باشگاه اندیشه برگزار میکند:
🔰درسگفتار دربارهی جنسیت: پیشدرآمدی بر واکاوی عشق
▪️با ارائهی نیما شریفمنش
▫️پژوهشگر فلسفه و هایدگرپژوه
🔔 سهشنبهها ۲۵ مرداد، ۱، ۸، ۱۵ و ۲۲ شهریور
🕔ساعت ۱۸-۲۰
🟢در باشگاه اندیشه
📬بهنشانی خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
🌐بهصورت حضوری و مجازی
🔖با ارائهی گواهی
💰 هزینهی دوره: ۲۰۰ هزار تومان
🔍برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🔹پیام در واتساپ: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔸پیام در تلگرام: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔹تماس با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۰۷۱۷
توضیحات آقای نیما شریفمنش دربارهی دوره را در پست بعد بخوانید.
برای مشاهده سایر دورهها اینجا را بخوانید.
@bashgahandishe
🔰درسگفتار دربارهی جنسیت: پیشدرآمدی بر واکاوی عشق
▪️با ارائهی نیما شریفمنش
▫️پژوهشگر فلسفه و هایدگرپژوه
🔔 سهشنبهها ۲۵ مرداد، ۱، ۸، ۱۵ و ۲۲ شهریور
🕔ساعت ۱۸-۲۰
🟢در باشگاه اندیشه
📬بهنشانی خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
🌐بهصورت حضوری و مجازی
🔖با ارائهی گواهی
💰 هزینهی دوره: ۲۰۰ هزار تومان
🔍برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🔹پیام در واتساپ: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔸پیام در تلگرام: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔹تماس با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۰۷۱۷
توضیحات آقای نیما شریفمنش دربارهی دوره را در پست بعد بخوانید.
برای مشاهده سایر دورهها اینجا را بخوانید.
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
💡مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه برگزار میکند:
🔰درسگفتار ما و عصر مدرن
▪️با ارائهی دکتر حامد قدیری
▫️عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
▫️پژوهشگر فلسفه دین
🔔دوشنبهها ۲۴ و ۳۱ مرداد و ۷ و ۱۴ شهریور
🕔ساعت ۱۶-۱۸
🟢در باشگاه اندیشه
📬بهنشانی خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
🌐بهصورت حضوری و مجازی
🔖با ارائهی گواهی
💰 هزینهی دوره: ۱۵۰ هزار تومان
🔍برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🔹پیام در واتساپ: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔸پیام در تلگرام: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔹تماس با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۰۷۱۷
توضیحات دکتر حامد قدیری دربارهی دوره را در پست بعد بخوانید.
برای مشاهده سایر دورهها اینجا را بخوانید.
@bashgahandishe
🔰درسگفتار ما و عصر مدرن
▪️با ارائهی دکتر حامد قدیری
▫️عضو هیأت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
▫️پژوهشگر فلسفه دین
🔔دوشنبهها ۲۴ و ۳۱ مرداد و ۷ و ۱۴ شهریور
🕔ساعت ۱۶-۱۸
🟢در باشگاه اندیشه
📬بهنشانی خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
🌐بهصورت حضوری و مجازی
🔖با ارائهی گواهی
💰 هزینهی دوره: ۱۵۰ هزار تومان
🔍برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🔹پیام در واتساپ: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔸پیام در تلگرام: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔹تماس با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۰۷۱۷
توضیحات دکتر حامد قدیری دربارهی دوره را در پست بعد بخوانید.
برای مشاهده سایر دورهها اینجا را بخوانید.
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
💡مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه برگزار میکند:
🔰درسگفتار روحانیت چگونه با دنیای جدید مواجه شد؟
▪️با ارائهی علیاشرف فتحی
▫️پژوهشگر و مدرس تاریخ در حوزه علمیه قم
🔔چهارشنبهها ۲۶ مرداد، ۲، ۹، ۱۶ و ۲۳ شهریور
🕔ساعت ۱۶-۱۸
🟢در باشگاه اندیشه
📬بهنشانی خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
🌐بهصورت حضوری و مجازی
🔖با ارائهی گواهی
💰 هزینهی دوره: ۲۰۰ هزار تومان
🔍برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🔹پیام در واتساپ: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔸پیام در تلگرام: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔹تماس با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۰۷۱۷
توضیحات آقای علیاشرف فتحی دربارهی دوره را در پست بعد بخوانید.
برای مشاهده سایر دورهها اینجا را بخوانید.
@bashgahandishe
🔰درسگفتار روحانیت چگونه با دنیای جدید مواجه شد؟
▪️با ارائهی علیاشرف فتحی
▫️پژوهشگر و مدرس تاریخ در حوزه علمیه قم
🔔چهارشنبهها ۲۶ مرداد، ۲، ۹، ۱۶ و ۲۳ شهریور
🕔ساعت ۱۶-۱۸
🟢در باشگاه اندیشه
📬بهنشانی خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
🌐بهصورت حضوری و مجازی
🔖با ارائهی گواهی
💰 هزینهی دوره: ۲۰۰ هزار تومان
🔍برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🔹پیام در واتساپ: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔸پیام در تلگرام: ۰۹۲۰۶۴۸۰۷۱۷
🔹تماس با شماره تلفن: ۰۲۱۶۶۴۸۰۷۱۷
توضیحات آقای علیاشرف فتحی دربارهی دوره را در پست بعد بخوانید.
برای مشاهده سایر دورهها اینجا را بخوانید.
@bashgahandishe
... اولاً، مگر آزادیخواهی به طور کلی، حمله به نظام موجود و حاکم بر امور نیست؟ حالا واقعیتی که من حرفش را میزنم اینست که آزادیخواهی روسی حمله به نظام حاکم بر امور نیست، بلکه حمله به اصل امور است، به خود امور، نه به نظام مستقر. آزادیخواهی ما کاری با نظام مستقر در روسیه ندارد، میخواهد خود روسیه را براندازد. آزادیخواهی که من صحبتش را میکنم کار را به جایی رسانده که روسیه را انکار میکند، از مادر خود بیزار است و برای نابودی آن شمشیر کشیده است. واقعیات ناساز و نابهسامانیهای روسیه اسباب خنده و، میشود گفت وجدِ او میشود. او از عادات توده و رسوم روسی بیزار است. به تاریخ روسیه و هر چه روسی است کینه میورزد. ... نمیفهمد که چه میکند و کینهی خود را به روسیه ثمربخشترین آزادیخواهی میشمارد. بعضی از آزادیخواهان ما ... حتی از عبارت "عشق به میهن" شرم دارند و حتی مفهوم آن را مطرود میدانند و کنار گذاشتهاند. (۵۱۹-۵۲۰)
داستایوفسکی در کتاب "ابله"
@seyedjavadmiri
داستایوفسکی در کتاب "ابله"
@seyedjavadmiri
Audio
گفتگوی سیدجواد میری با روزنامه آفتاب یزد
جعل و تقلب در دانشگاه گسترش یافته/ برخی استادان راهنما خودشان پایاننامه مینویسند و از دانشجو پول میگیرند.
۲۲ مرداد ۱۴۰۱
@seyedjavadmiri
جعل و تقلب در دانشگاه گسترش یافته/ برخی استادان راهنما خودشان پایاننامه مینویسند و از دانشجو پول میگیرند.
۲۲ مرداد ۱۴۰۱
@seyedjavadmiri
چرا دانشجویان در بریتانیا تکالیف خودشان را میخرند؟
مایکل نوتون
دانشگاه بریستول
https://ices.library.ubc.ca/index.php/criticaled/article/view/186534
@seyedjavadmiri
مایکل نوتون
دانشگاه بریستول
https://ices.library.ubc.ca/index.php/criticaled/article/view/186534
@seyedjavadmiri
گزارش آفتاب یزد از رواج روابط تجاری بر پایه جعل در مراکز آکادمیک کشور
دانشجو-استاد یا مشتری –فروشنده؟!
آفتاب یزد _ یگانه شوق الشعراء: اخیرا سیمین کاظمی جامعه شناس و پزشک گفته است: «در یک دانشگاه معتبر و مشهور برخی استادان راهنما خودشان به جای دانشجو پایاننامه مینویسند و بابتش از دانشجو پول میگیرند. در واقع دانشجو بدون هیچ زحمتی و صرفا در ازای پرداخت مبلغی صاحب یک پایان نامه حاضر و آماده می شود که صفر تا صدش را استاد انجام داده است. جالب است که این کار چندان مخفیانه هم نیست.» سال هاست که تقلب علمی در جامعه دانشگاهی ما رواج پیدا کرده است. تقلب علمی مصادیق بسیار متعددی دارد از تقلب حین آزمون گرفته تا چاپ کردن مقاله دیگری به اسم خود با پرداخت پول. حتی دیده می شود که عده ای کتاب چاپ می کنند درحالی که هیچ نقشی در تالیف و یا ترجمه آن نداشته اند اما همانطور که اشاره شد اخیرا مطرح می شود که تقلب رنگ جدیدی را به خود گرفته است و عده ای اساتید به جای دانشجویان پایان نامه می نویسند. این ادعا بسیار بزرگ است و اثبات آن نیز به تحقیقات گسترده ای نیاز دارد اما ما در این گزارش با دو تن از جامعه شناسانی که در این حوزه تخصص دارند گفت و گو کرده ایم تا نظر آن ها در این باره بدانیم.
*هیچ معیاری برای ارزیابی درست وجود ندارد
سعید معدنی جامعه شناس و استاد دانشگاه در خصوص تقلب در جامعه دانشگاهی به آفتاب یزد گفت:« در ایران ما به معنای واقعی آزمون نداریم. یعنی در حقیقت از همان دوره ابتدایی تا دوره دانشگاه به معنای واقعی آزمون نمی شود که دانش آموز یا دانشجو شایسته موقعیت های بالاتر هستند یا خیر. از سوی دیگر با گسترش دانشگاه ها در کشور ورود به دانشگاه ها آسان شد. من به خاطر دارم در گذشته از 40 نفری که وارد دوره ابتدایی شدیم تنها 19نفر دیپلم گرفتیم. یعنی در این مسیر بقیه افراد به دلایل مختلف از جمله مردودی نتوانستند تحصیلات خود را ادامه دهند و دیپلم بگیرند. ما اگر کارنامه قدیمی ها را بررسی کنیم متوجه می شویم آزمون ها بسیار دشوار بودند و کسی نمی توانست از آن ها عبور کند. اما الان تقریبا هیچکس در مدرسه رد نمی شود و دانش آموز محک نمی خورد. این افراد به همین شکل وارد دانشگاه ها می شوند . در بخش دیگر دانشگاهی مانند پایم نور، آزاد، علمی کاربردی و ... متاسفانه با پول دانشجو می چرخند و به همین خاطر مجبور هستند دانشجو بپذیرند. مثلا فرض بگیرید ما در این دانشگاه ها دانشجویانی با مدرک لیسانس مهندسی داریم که در مقطع دکتری در رشته مثلا جامعه شناسی و روانشناسی و ... تحصیل می کند. لذا این نشان می دهد که هیچ معیاری برای ارزیابی درست وجود ندارد.»
*جامعه از هر نوع خلاقیت و نوآوری تهی می شود
وی ادامه داد:« این افراد وارد مقطع دکتری می شوند و تجربه کافی ندارند و همچنین حتی نوشتن در حوزه رشته خود را بلد نیست. در اینجا ما با چند نوع استاد مواجه هستیم؛ استادی که مثل شیوه کهن محکم می ایستند و دانشجو یا با او پایان نامه نمی گیرد یا اگر بگیرد هم چندین سال طول می کشد تا بتواند از تز خود دفاع کند. برخی از اساتید وجود دارند که پول دریافت نمی کنند اما به دانشجو بیش از یک راهنما کمک می کنند. این دسته از استاد دنبال مسائل مادی نیستند و تنها می خواهند از پایان نامه مورد نظر به صورت آبرو مند دفاع و دانشجو فارغ التحصیل شود. نکته دیگر آن است که این پدیده جدیدی است که اساتید برای دانشجویان مقاله بنویسند و اگر چنین اتفاقی رخ می دهد باید به حال دانشگاه بسیار تاسف خورد. اما همه می دانیم که چندین سال است مراکزی در کشور وجود دارند که پایان نامه می نویسند و کم کم وقتی جلوی فعالیت آن ها گرفته نشد رسید به شرایط کنونی که می گویند خود استاد راهنما هم پایان نامه نویس شده است. تقلب علمی باعث می شود جامعه از هر نوع خلاقیت و نوآوری تهی شود. لذا افراد نیز بر اساس شایستگی ها بر سر کار ها قرار نمی گیرند و عده زیادی از کشور مهاجرت می کنند.»
*تقلب علمی معضل جهانی
سید جواد میری جامعه شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و علوم انسانی در این باره به آفتاب یزد گفت:« اول باید بررسی شود که آیا این پدیده یک پدیده صرف جامعه ایرانی است یا این پدیده اساسا با دانشگاه و مخصوصا دانشگاه مدرن همزاد است؟ نکته دیگر این است که کالایی شدن تعلیم و تربیت و آموزش عالی تقریبا به عنوان یکی از امواج متاخر تغییر و تحولات جهانی بسیاری از نهاد ها و سازمان ها را درگیر خود کرده من جمله نهاد دانشگاه را و این یک پدیده جهانی است. از سوی دیگر ارتباط بین دانشگاه و بازار موضوع دیگری است که باید مورد توجه قرار بگیرد. یعنی هرچقدر بازار رقابتی تر می شود، مدارکی که دانشگاه صادر می کند به عنوان یک گواهینامه ای است که افراد می توانند از آن استفاده کند تا بتوانند در بازار کار کاری را پیدا کنند.
دانشجو-استاد یا مشتری –فروشنده؟!
آفتاب یزد _ یگانه شوق الشعراء: اخیرا سیمین کاظمی جامعه شناس و پزشک گفته است: «در یک دانشگاه معتبر و مشهور برخی استادان راهنما خودشان به جای دانشجو پایاننامه مینویسند و بابتش از دانشجو پول میگیرند. در واقع دانشجو بدون هیچ زحمتی و صرفا در ازای پرداخت مبلغی صاحب یک پایان نامه حاضر و آماده می شود که صفر تا صدش را استاد انجام داده است. جالب است که این کار چندان مخفیانه هم نیست.» سال هاست که تقلب علمی در جامعه دانشگاهی ما رواج پیدا کرده است. تقلب علمی مصادیق بسیار متعددی دارد از تقلب حین آزمون گرفته تا چاپ کردن مقاله دیگری به اسم خود با پرداخت پول. حتی دیده می شود که عده ای کتاب چاپ می کنند درحالی که هیچ نقشی در تالیف و یا ترجمه آن نداشته اند اما همانطور که اشاره شد اخیرا مطرح می شود که تقلب رنگ جدیدی را به خود گرفته است و عده ای اساتید به جای دانشجویان پایان نامه می نویسند. این ادعا بسیار بزرگ است و اثبات آن نیز به تحقیقات گسترده ای نیاز دارد اما ما در این گزارش با دو تن از جامعه شناسانی که در این حوزه تخصص دارند گفت و گو کرده ایم تا نظر آن ها در این باره بدانیم.
*هیچ معیاری برای ارزیابی درست وجود ندارد
سعید معدنی جامعه شناس و استاد دانشگاه در خصوص تقلب در جامعه دانشگاهی به آفتاب یزد گفت:« در ایران ما به معنای واقعی آزمون نداریم. یعنی در حقیقت از همان دوره ابتدایی تا دوره دانشگاه به معنای واقعی آزمون نمی شود که دانش آموز یا دانشجو شایسته موقعیت های بالاتر هستند یا خیر. از سوی دیگر با گسترش دانشگاه ها در کشور ورود به دانشگاه ها آسان شد. من به خاطر دارم در گذشته از 40 نفری که وارد دوره ابتدایی شدیم تنها 19نفر دیپلم گرفتیم. یعنی در این مسیر بقیه افراد به دلایل مختلف از جمله مردودی نتوانستند تحصیلات خود را ادامه دهند و دیپلم بگیرند. ما اگر کارنامه قدیمی ها را بررسی کنیم متوجه می شویم آزمون ها بسیار دشوار بودند و کسی نمی توانست از آن ها عبور کند. اما الان تقریبا هیچکس در مدرسه رد نمی شود و دانش آموز محک نمی خورد. این افراد به همین شکل وارد دانشگاه ها می شوند . در بخش دیگر دانشگاهی مانند پایم نور، آزاد، علمی کاربردی و ... متاسفانه با پول دانشجو می چرخند و به همین خاطر مجبور هستند دانشجو بپذیرند. مثلا فرض بگیرید ما در این دانشگاه ها دانشجویانی با مدرک لیسانس مهندسی داریم که در مقطع دکتری در رشته مثلا جامعه شناسی و روانشناسی و ... تحصیل می کند. لذا این نشان می دهد که هیچ معیاری برای ارزیابی درست وجود ندارد.»
*جامعه از هر نوع خلاقیت و نوآوری تهی می شود
وی ادامه داد:« این افراد وارد مقطع دکتری می شوند و تجربه کافی ندارند و همچنین حتی نوشتن در حوزه رشته خود را بلد نیست. در اینجا ما با چند نوع استاد مواجه هستیم؛ استادی که مثل شیوه کهن محکم می ایستند و دانشجو یا با او پایان نامه نمی گیرد یا اگر بگیرد هم چندین سال طول می کشد تا بتواند از تز خود دفاع کند. برخی از اساتید وجود دارند که پول دریافت نمی کنند اما به دانشجو بیش از یک راهنما کمک می کنند. این دسته از استاد دنبال مسائل مادی نیستند و تنها می خواهند از پایان نامه مورد نظر به صورت آبرو مند دفاع و دانشجو فارغ التحصیل شود. نکته دیگر آن است که این پدیده جدیدی است که اساتید برای دانشجویان مقاله بنویسند و اگر چنین اتفاقی رخ می دهد باید به حال دانشگاه بسیار تاسف خورد. اما همه می دانیم که چندین سال است مراکزی در کشور وجود دارند که پایان نامه می نویسند و کم کم وقتی جلوی فعالیت آن ها گرفته نشد رسید به شرایط کنونی که می گویند خود استاد راهنما هم پایان نامه نویس شده است. تقلب علمی باعث می شود جامعه از هر نوع خلاقیت و نوآوری تهی شود. لذا افراد نیز بر اساس شایستگی ها بر سر کار ها قرار نمی گیرند و عده زیادی از کشور مهاجرت می کنند.»
*تقلب علمی معضل جهانی
سید جواد میری جامعه شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و علوم انسانی در این باره به آفتاب یزد گفت:« اول باید بررسی شود که آیا این پدیده یک پدیده صرف جامعه ایرانی است یا این پدیده اساسا با دانشگاه و مخصوصا دانشگاه مدرن همزاد است؟ نکته دیگر این است که کالایی شدن تعلیم و تربیت و آموزش عالی تقریبا به عنوان یکی از امواج متاخر تغییر و تحولات جهانی بسیاری از نهاد ها و سازمان ها را درگیر خود کرده من جمله نهاد دانشگاه را و این یک پدیده جهانی است. از سوی دیگر ارتباط بین دانشگاه و بازار موضوع دیگری است که باید مورد توجه قرار بگیرد. یعنی هرچقدر بازار رقابتی تر می شود، مدارکی که دانشگاه صادر می کند به عنوان یک گواهینامه ای است که افراد می توانند از آن استفاده کند تا بتوانند در بازار کار کاری را پیدا کنند.
بازار کار هم که بسیار رقابتی تر شده است و از سوی دیگر گسترش خود آموزش عالی در ایران و جهان باعث شده است که افراد بیشماری صاحب مدارک آکادمیک و دانشگاهی شوند. مجموعه این ها بازی دانشگاه و مدرک را در نسبت با بازار تحت فشار بیشماری قرار داده است. این یک پدیده جهانی است که تنها مختص ایران نیست. مثلا در بهترین دانشگاه های آمریکا و انگلستان نیز نوشتن مقاله، سرویس دادن و خدمات آکادمیک دادن به دانشجویان وجود دارد. یکسری از شرکت هایی وجود دارند که اساسا خدماتشان مبتنی بر این است که وارد قرارداد با دانشجویان و اساتید می شوند و در ازای پرداخت پول شرکت ها خدمات آکادمیک می دهند. اسم این شرکت ها در ترجمه فارسی آسیاب های مقالات معنا می شود.این شرکت ها وبسایت دارند و با نظم مشخصی فعالیت می کنند. عناوین در اختیار آن ها قرار می گیرد و مقالات تحویل داده می شود. اساسا این قرار داد هایی که مبتنی بر فریب است و تقلب علمی یک معضل جهانی شده است. در انگلستان اخیرا یعنی حدود سه ماه پیش قانون در نظر گرفته شد که کسی که وارد چنین قرار دادهایی می شود صرفا از نظر اخلاقی کار نامناسبی انجام نداده است بلکه مجرم شناخته می شود. لذا این بحث یک بحث بسیار عمیق و جهانی است تا جایی که حتی بسیاری از دانشگاه ها و نشریات علمی از تکنولوژی های جدید استفاده می کنند که بتوانند تقلب را کشف کنند اما اینکه یک مقاله ای توسط شخص دیگری نوشته شده باشد توسط این تکنولوژی ها قابل شناسایی نیست. این مقدمه بیان شد تا بدانیم که این پدیده جهانی است. این بحث یک بحث ساختاری، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هم است. یعنی وقتی که معرفت به عنوان یک کالا فرض می شود، دانشگاه به مثابه یک تجارتخانه مفروض می شود و کسانی هم که وارد دانشگاه می شوند به عنوان مشتری پنداشته میشوند، آن موقع ساز و کار یک همچین تجارت خانه ای مسائل خاص خودش را دارد. چوان دانشجو با مشتری فرق می کند اما الان بسیاری از دانشگاه ها در سطح جهان تبدیل به نوعی تجارت خانه شده اند و دانشجویان را به مثابه دانشجو نمی بینند بلکه آن ها مشتری می دانند و می گویند دانشگاه باید به آن ها خدمات بدهد و در ازای آن خدمات پول دریافت کند و توسعه پیدا کند.»
*ساختار فسادزا
وی ادامه داد:« در این فضا استاد هم به عنوان یک مربی شناخته نمی شود بلکه کسی است که تلاش می کند این بهترین کالا را به مشتری ها بفروشد. وقتی ادبیات، ذهن و زمان و انتولوژی دانشگاه از رابطه دانشجو و استاد تبدیل به رابطه فروشنده و مشتری شد طبیعی است که آسیب های این چنینی به وجود می آید . به نظر من این پدیده تازه دارد در ایران آرام آرام رشد می کند. زیرا هرچقدر جامعه و دانشگاه های ایران به سمت تجاری سازی پیش می روند این عواقب هم دامن گیر آن می شود. مثلا این پدیده در دانشگاه ها یک مقداری متاخر تر است اما متقدم تر از آن را در آموزش و پرورش ما می بینیم. یعنی از اوایل دهه 70 که آموزش و پرورش به سمت تجاری سازی رفت اساسا آموزش و پرورش در ایران به یک کالا تبدیل شد و هرچقدر از طبقات بالا فاصله می گیریم می بینیم که دسترسی به کالا ها کمتر می شود یا اصلا دسترسی ای وجود ندارد. همین وضعیت آرام آرام توانسته در صحنه دانشگاه های ایران هم پیدا شود. چند سال قبل من یک مصاحبه ای انجام دادم و آن مصاحبه مبتنی بر این بود که مثلا آموزش عالی در ایران از اساتید برای اینکه بخواهند ارتقا پیدا کنند تعداد مشخصی مقاله می خواهد. مثلا بین دانشیاری و استادی باید 40 مقاله یعنی 60 امتیاز افراد داشته باشند. بین دانشیاری و استادی قاعدتا بین 4 تا 5 سال فاصله است و 40 مقاله در این زمان می شود سالی 8 مقاله علمی پژوهشی باید نوشته شود. این تعداد یعنی تقریبا هر 1 ماه و نیم فرد توانسته باشد یک مقاله علمی و پژوهشی بنویسد . خود همین آیین نامه ها می تواند ایجاد فساد کند؛ یا فرد نمی تواند مقاله بنویسد و یا مجبور می شود مقاله را به کس دیگری بدهد تا برای او بنویسد و یا در نهایت اصلا دانشحویان را به خدمت می گیرند. بعد خود آموزش عالی یک آیین نامه ای درست می کند که اگر دانشجویی خواست دکتری بگیرد نباید تنها به اسم خودش باشد بلکه باید به اسم اساتیدش باشد. یعنی ساختار به گونه ای است که فرد اگر فاسد نیست بالاخره درگیر فساد می شود. در صورتی که در کشور هایی مانند انگلستان افراد در طول 30 سال ملزم نیستند که 40 مقاله بنویسند و شاید فقط 7 مقاله علمی پژوهشی بنویسد. این وضعیت ساختار به نوعی تولید فساد هم می کند.»
@seyedjavadmiri
*ساختار فسادزا
وی ادامه داد:« در این فضا استاد هم به عنوان یک مربی شناخته نمی شود بلکه کسی است که تلاش می کند این بهترین کالا را به مشتری ها بفروشد. وقتی ادبیات، ذهن و زمان و انتولوژی دانشگاه از رابطه دانشجو و استاد تبدیل به رابطه فروشنده و مشتری شد طبیعی است که آسیب های این چنینی به وجود می آید . به نظر من این پدیده تازه دارد در ایران آرام آرام رشد می کند. زیرا هرچقدر جامعه و دانشگاه های ایران به سمت تجاری سازی پیش می روند این عواقب هم دامن گیر آن می شود. مثلا این پدیده در دانشگاه ها یک مقداری متاخر تر است اما متقدم تر از آن را در آموزش و پرورش ما می بینیم. یعنی از اوایل دهه 70 که آموزش و پرورش به سمت تجاری سازی رفت اساسا آموزش و پرورش در ایران به یک کالا تبدیل شد و هرچقدر از طبقات بالا فاصله می گیریم می بینیم که دسترسی به کالا ها کمتر می شود یا اصلا دسترسی ای وجود ندارد. همین وضعیت آرام آرام توانسته در صحنه دانشگاه های ایران هم پیدا شود. چند سال قبل من یک مصاحبه ای انجام دادم و آن مصاحبه مبتنی بر این بود که مثلا آموزش عالی در ایران از اساتید برای اینکه بخواهند ارتقا پیدا کنند تعداد مشخصی مقاله می خواهد. مثلا بین دانشیاری و استادی باید 40 مقاله یعنی 60 امتیاز افراد داشته باشند. بین دانشیاری و استادی قاعدتا بین 4 تا 5 سال فاصله است و 40 مقاله در این زمان می شود سالی 8 مقاله علمی پژوهشی باید نوشته شود. این تعداد یعنی تقریبا هر 1 ماه و نیم فرد توانسته باشد یک مقاله علمی و پژوهشی بنویسد . خود همین آیین نامه ها می تواند ایجاد فساد کند؛ یا فرد نمی تواند مقاله بنویسد و یا مجبور می شود مقاله را به کس دیگری بدهد تا برای او بنویسد و یا در نهایت اصلا دانشحویان را به خدمت می گیرند. بعد خود آموزش عالی یک آیین نامه ای درست می کند که اگر دانشجویی خواست دکتری بگیرد نباید تنها به اسم خودش باشد بلکه باید به اسم اساتیدش باشد. یعنی ساختار به گونه ای است که فرد اگر فاسد نیست بالاخره درگیر فساد می شود. در صورتی که در کشور هایی مانند انگلستان افراد در طول 30 سال ملزم نیستند که 40 مقاله بنویسند و شاید فقط 7 مقاله علمی پژوهشی بنویسد. این وضعیت ساختار به نوعی تولید فساد هم می کند.»
@seyedjavadmiri
