This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Steve . Janthan
جاناتان پسری که با تمام وجودم ازش متنفرم ..
خب الان دوست پسرم
اینطوری صحبت کردن راجبش واقعا خنده داره
اصلا نمیخوام توضیح بدم که چطور شد یا چی . آخه اصلا نمیدونم .
فقط یک روز دوباره اون رو دیدم . اون مثل دفعات قبل نبود یکمی فرق داشت ..
یکم بهش حسادت کردم به اطرافیانش .. کسای یکه میتونن باهاش صمیمی باشن خودم و انکار کردم .. خیلی انکار کردم
تا رسید به شب آتش بازی ، اکثر بچه ها اونجا بودند و با شادی درونی اینکار را میکردند اونجا دیدمش برای اولن بار هم که شده کمی موهایش را تغییر داده بود آرزو میکردم بیشتر این کار را کند ، نفسم سنگین بود سعی میکردم کم توجهی بکنم ازش دوری کنم کلی کار . اما آخر نشد غرور خودمو شکوندم و جلو رفتم مثل ی احمق ها صحبت کردم و اونم با یک خنده ی شیرین پاسخم را داد
🍓2
همانجا شد که یک دل نه صد دل عاشقش شدم . عاشق اون بخند بامزه گونه های نرمش چشمای خطی اش و موهایی که بوی گل بابونه میدادند من واقعا عاشق این مرد شدم . خیلی گذشت . مدت ها بود ما بیرون رفتیم گشتیم و خندیدیم مثل دوتا دوست تا اینکه در همچین روزی یک سال پیش در پشت بام مدرسه عزیزمان مست مست مرا بوسید .
قلبم میلرزید، هم خوشحال بودم هم گیج
نمیدانستم واکنشی بعد از بوسه چیه پس فقط کاری کردم تموم نشه ..
میخندد و دست به موهایش میکشد
و خب الان یک سال گذشته یکسال عالی با تو .. عزیز ترین دارایی من ، این بهترین سال تمام عمرم بود . نمیدانستم چطور یا چه چیزی بیشتر از همه چی خوشحالت میکند ولی خب مدیدم تو از لحظات خوب و به یاد موندنی و خاص فیلم میگیری منم همین کار و کردم
جاناتان
جاناتان با تشویق دوستان و خانواده اش از خجالت
میخندد و در آغوش استیو پنهان میشود
🍓2