اونموقع تازه یکی دو هفته بود سورن جون به دنیا اومده بود واسه همین نرفتیم ما 😅
Forwarded from Sepideh Unknown 🤖
مامی سپیده حال روحیم خیلیییی خرابه خواهرم ۳۲ سالشه اما به طور طبیعی هرکاری میکرد باردار نمیشد کلی ازمایش داد پیش دکتزای زیاد رفت گفتن مشکلی برای بارداری نداره یعنی خودش به طور طبیعی میتونه باردار بشه تا اینکه رفت برای IVF کلی درد کشید داروهای زیاد پانچر رفت برای انتقال دوتا جنین انتقال داد همه چی اوکی بود پریودش ۱۴ روز عقب افتاد علائم بارداری رو داشت اولش رفت ازمایش منفی شد بعد گفتیم شاید HCG کم باشه یا ترشح نشده باشه دکترش هم گفت پریود نشدی بیا دیشب پریود شد شب تا صبح گریه کرد خیلی ناراحتشم نمیتونمم بروز بدم میگفت دوتا پوکه هم تو خونش دیده دفع کرده دورش لخته بوده اصلا ذهنم خیلی درگیرشه اعصابم خیلی خورد میشه براش هیچی هم پیشش نمیگم که ناراحت بشه 🥲
آخی بمیرم خیلی سخته واقعا 😞 ولی کلا اینو بدونین که خیلیا درگیر بچهدار شدنن ولی کسی حرف نمیرنه در موردش. یا مثلا همین افتادن بچه خیلی احتمالش زیاده توی ماههای اول فک کنم ۲۰-۳۰ درصده و برای خیلیا اتفاق میوفته. من خودم خیلی نگرانش بودم بعد که حامله شدم و به دوستام میگفتم دیدم خیلیاشو این تجربه رو داشتن و تازه اونموقع به من گفتن. میدونم خیلی ناراحت کنندهس ولی سعی کنین به خواهرت روحیه بدین بهش بگین که خیلی طبیعیه این اتفاق و حتما دوباره امتحان کنه. یه چیز دیگه هم اینه که به دکترش بگه که برای دوران بارداری هورموناشو از اون اول چک کنه و اگه لازم بود بهش هورمون اضافه بده اونم کمک میکنه
Forwarded from Sepideh Unknown 🤖
سپیده جون سلااممم من بعد هشتاد روز وصل شدمممم دلم برتون تنگ شده بوددد
Forwarded from Sepideh Unknown 🤖
سپیده از بچه ها میپرسی کانفینگ فعال رایگان چی دارن واسه v2ray و اپ های دیگ
Forwarded from Sepideh Unknown 🤖
سلام عزیزم والا من رایگان قبلا دیدم ولی اصلا وصل نمیشدن به زور توی برنامه های ایرانی که مسدود میشدند سریع الان هم تو تلگرام ندیدم بزارن
خودم از چند تا میخرم یکی قطع بشه اون یکی وصل بشه 💔🥲 پنج م پول همین کافینگ دادم تا الان بیشتر واسه گوگل میت🥲
خودم از چند تا میخرم یکی قطع بشه اون یکی وصل بشه 💔🥲 پنج م پول همین کافینگ دادم تا الان بیشتر واسه گوگل میت🥲
Forwarded from Sepideh Unknown 🤖
سلام سپیده جون،
امیدوارم تو و همه عزیزانت خوب و سلامت باشین.
در مورد پیغامی که دوستمون درباره مشکل باروری خواهرشون گفته بودن، خواستم فقط تجربه شخصی خودم رو به اشتراک بذارم؛ شاید بتونه حتی ذرهای امید یا آرامش بده.
همونطور که تو گفتی، سقط جنین متأسفانه موضوع شایعی هست. من بعد از سالها ناباروری، سه سال پیش بهصورت کاملاً طبیعی و غیرمنتظره، در سن ۴۰ سالگی باردار شدم. تا اون زمان تقریباً از بچهدار شدن ناامید شده بودم، حداقل از اینکه بچهای از خودم داشته باشم.
خلاصه بگم، از خوشحالی اصلاً در پوست خودم نمیگنجیدم. ولی متأسفانه اواخر ماه سوم، بچه سقط شد. واقعاً دوران بسیار سختی بود. احساس میکردم همه آرزوهام فرو ریخته. از شدت اضطراب شبها نمیتونستم بخوابم و وقتی هم خوابم میبرد، گاهی خواب بچهای ۵-۶ ماهه رو میدیدم که چهار دستوپا به سمت من میاد.
حدود یک سال بعد تصمیم گرفتم دوباره به IVF یه شانس دیگه بدم. بعد از گذروندن مراحل مختلف پزشکی، در سومین انتقال جنین بالاخره بارداری موفق اتفاق افتاد. دو انتقال اول اصلاً منجر به بارداری نشد و اون دوره هم از نظر روحی واقعاً خیلی سخت بود.
البته حتی در تمام دوران بارداری هم اضطراب از دست دادن بچه با من بود. اما الان من یه مامان هستم. دخترم الان دو ماه و نیمشه و هر روز بابت این هدیه قشنگ خدا شکر میکنم.
همه اینها رو فقط خواستم بگم که خواهر این دوستمون تنها نیست. ناباروری واقعاً مسیر سخت و فرسایندهایه، مخصوصاً برای زنی که عمیقاً دلش بچه میخواد ولی نمیشه. این مسیر پر از بالا و پایین، امید و ناامیدیه و آدم باید تابآوری خیلی زیادی داشته باشه.
امیدتون رو از دست ندین. دکتر ناباروریای که با من کار میکرد یه بار بهم گفت: «اگر زنی واقعاً بخواد مادر بشه، از یه جایی یه دریچهای باز میشه.» این جمله همیشه تو ذهنم مونده.
برای کسانی که راحت باردار شدن و بچه دارن، واقعاً نعمت و موهبت بزرگی نصیبشون شده. و برای اونهایی که هنوز در این مسیر هستن، خواهش میکنم امیدتون رو از دست ندین. پیگیر باشین و راههای مختلف رو امتحان کنین؛ از IVF گرفته تا استفاده از تخمک یا اسپرم اهدایی، اگر شرایطش وجود داره.
و یه نکته مهم برای کسانی که الان در دهه بیست یا سی زندگی هستن و فکر میکنن شاید هیچوقت نخوان بچهدار بشن: ممکنه نگاه آدم در دهه چهل زندگی کاملاً تغییر کنه. بزرگترین توصیهای که میتونم بکنم اینه که اگر امکانش رو دارین، تخمکهاتون رو زودتر فریز کنین. این کار واقعاً مثل یک بیمه برای آیندهست؛ که اگر بعدها خواستین بچهدار بشین، سن مانع بزرگی نشه.
ببخشید که خیلی طولانی شد. فقط خواستم بگم امیدتون رو از دست ندین. روی سورن قشنگت رو ببوس مامان سپیده مهربون ♥️
امیدوارم تو و همه عزیزانت خوب و سلامت باشین.
در مورد پیغامی که دوستمون درباره مشکل باروری خواهرشون گفته بودن، خواستم فقط تجربه شخصی خودم رو به اشتراک بذارم؛ شاید بتونه حتی ذرهای امید یا آرامش بده.
همونطور که تو گفتی، سقط جنین متأسفانه موضوع شایعی هست. من بعد از سالها ناباروری، سه سال پیش بهصورت کاملاً طبیعی و غیرمنتظره، در سن ۴۰ سالگی باردار شدم. تا اون زمان تقریباً از بچهدار شدن ناامید شده بودم، حداقل از اینکه بچهای از خودم داشته باشم.
خلاصه بگم، از خوشحالی اصلاً در پوست خودم نمیگنجیدم. ولی متأسفانه اواخر ماه سوم، بچه سقط شد. واقعاً دوران بسیار سختی بود. احساس میکردم همه آرزوهام فرو ریخته. از شدت اضطراب شبها نمیتونستم بخوابم و وقتی هم خوابم میبرد، گاهی خواب بچهای ۵-۶ ماهه رو میدیدم که چهار دستوپا به سمت من میاد.
حدود یک سال بعد تصمیم گرفتم دوباره به IVF یه شانس دیگه بدم. بعد از گذروندن مراحل مختلف پزشکی، در سومین انتقال جنین بالاخره بارداری موفق اتفاق افتاد. دو انتقال اول اصلاً منجر به بارداری نشد و اون دوره هم از نظر روحی واقعاً خیلی سخت بود.
البته حتی در تمام دوران بارداری هم اضطراب از دست دادن بچه با من بود. اما الان من یه مامان هستم. دخترم الان دو ماه و نیمشه و هر روز بابت این هدیه قشنگ خدا شکر میکنم.
همه اینها رو فقط خواستم بگم که خواهر این دوستمون تنها نیست. ناباروری واقعاً مسیر سخت و فرسایندهایه، مخصوصاً برای زنی که عمیقاً دلش بچه میخواد ولی نمیشه. این مسیر پر از بالا و پایین، امید و ناامیدیه و آدم باید تابآوری خیلی زیادی داشته باشه.
امیدتون رو از دست ندین. دکتر ناباروریای که با من کار میکرد یه بار بهم گفت: «اگر زنی واقعاً بخواد مادر بشه، از یه جایی یه دریچهای باز میشه.» این جمله همیشه تو ذهنم مونده.
برای کسانی که راحت باردار شدن و بچه دارن، واقعاً نعمت و موهبت بزرگی نصیبشون شده. و برای اونهایی که هنوز در این مسیر هستن، خواهش میکنم امیدتون رو از دست ندین. پیگیر باشین و راههای مختلف رو امتحان کنین؛ از IVF گرفته تا استفاده از تخمک یا اسپرم اهدایی، اگر شرایطش وجود داره.
و یه نکته مهم برای کسانی که الان در دهه بیست یا سی زندگی هستن و فکر میکنن شاید هیچوقت نخوان بچهدار بشن: ممکنه نگاه آدم در دهه چهل زندگی کاملاً تغییر کنه. بزرگترین توصیهای که میتونم بکنم اینه که اگر امکانش رو دارین، تخمکهاتون رو زودتر فریز کنین. این کار واقعاً مثل یک بیمه برای آیندهست؛ که اگر بعدها خواستین بچهدار بشین، سن مانع بزرگی نشه.
ببخشید که خیلی طولانی شد. فقط خواستم بگم امیدتون رو از دست ندین. روی سورن قشنگت رو ببوس مامان سپیده مهربون ♥️
چقدر خوشحالم که مامان شدی و مرسی که برامون گفتی تجربهتو ❤️ امیدوارم همهی اونایی که دارن تلاش میکنن به زودی این حس رو تجربه کنن 🥰