چگونه آموختم که پدرم را ببخشایم؟
مجله حکمت زندگی/ استودیو متمم
حکمت زندگی با همکاری استودیو متمّم تقدیم میکند:
🔴 نسخهیِ صوتی مقالهیِ :
«چگونه آموختم که پدرم را ببخشایم»
وقتی در خانه در کنار یک الکلی بزرگ میشوید خیلی زود یاد میگیرید که چگونه نامرئی بمانید. جیل ساتی در طول تمام زندگیاش تلاش کرد که با پدرِ الکلیاش ـــ و با خود ـــ آشتی کند...
کانال حکمت زندگی: @hekmat_zendegi
🔴 نسخهیِ صوتی مقالهیِ :
«چگونه آموختم که پدرم را ببخشایم»
وقتی در خانه در کنار یک الکلی بزرگ میشوید خیلی زود یاد میگیرید که چگونه نامرئی بمانید. جیل ساتی در طول تمام زندگیاش تلاش کرد که با پدرِ الکلیاش ـــ و با خود ـــ آشتی کند...
کانال حکمت زندگی: @hekmat_zendegi
گفتم اگه بخوای آرزو کنی سازمانت رو فقط و فقط با یک واژه بشناسن، اون واژه چیه؟
گفت: شفقتورزی.
گفتم بزرگترین تقدیری که تا امروز از یه نفر انجام دادی بابتِ شفقتورزی بوده؟
گفت: نه بابا.
گفتم آرزوت برآورده نمیشه.
گفت: شفقتورزی.
گفتم بزرگترین تقدیری که تا امروز از یه نفر انجام دادی بابتِ شفقتورزی بوده؟
گفت: نه بابا.
گفتم آرزوت برآورده نمیشه.
مادرم با هیجان گفت دستورپخت این کیک را خودش ساخته؛ کیک چطورست پسرم؟
به خانه خودمان برگشتیم. پسرم ازم پُرسید نقاشیای که امروز کشیده چهطور است؟
فردایش رفتم محل کار. یکی از همتیمیهایم پُرسید گزارشی که آماده کرده، چهطور است؟
بعدازظهر به جلسهای با مافوقم دعوت شدم. یک تصمیم استراتژیکِ جدیدش که ۷۰ درصد منابع سازمان را جذب خواهد کرد، توضیح داد و پُرسید نظرم چیست؟
در هر چهار موقعیت، پاسخی که باید میدادم این بود: افتضاحه.
هرچه از موقعیتِ اول به سمت چهارم میایی، پیامدهای موضوع، گستردهتر میشود.
در هر چهار موقعیت، "افتضاحه" را نگفتم. بین صداقت و مهربانماندن، هر چهار بار، مهربانماندن را انتخاب کردم.
اگر میخواستم صادق باشم باید گفتوگویی دشوار و پُرچالش را شروع میکردم و با ملاحظههای فراوان، پیامِ "افتضاحه" را منتقل میکردم.
گفتوگوهای سرنوشتساز، غالبن، چالشاند. تلاش کنیم از این موقعیت، فرار کنیم. مراقب باشیم در نهایت، با انتخابِ احمقانهی "مهربانماندن" خودمان را آرام نکنیم.
اینستاگرام:
@wellbeing_in_organization
اگر میپسندید لطفن برای دیگران ارسال کنید.
https://t.me/sepidmanagement
به خانه خودمان برگشتیم. پسرم ازم پُرسید نقاشیای که امروز کشیده چهطور است؟
فردایش رفتم محل کار. یکی از همتیمیهایم پُرسید گزارشی که آماده کرده، چهطور است؟
بعدازظهر به جلسهای با مافوقم دعوت شدم. یک تصمیم استراتژیکِ جدیدش که ۷۰ درصد منابع سازمان را جذب خواهد کرد، توضیح داد و پُرسید نظرم چیست؟
در هر چهار موقعیت، پاسخی که باید میدادم این بود: افتضاحه.
هرچه از موقعیتِ اول به سمت چهارم میایی، پیامدهای موضوع، گستردهتر میشود.
در هر چهار موقعیت، "افتضاحه" را نگفتم. بین صداقت و مهربانماندن، هر چهار بار، مهربانماندن را انتخاب کردم.
اگر میخواستم صادق باشم باید گفتوگویی دشوار و پُرچالش را شروع میکردم و با ملاحظههای فراوان، پیامِ "افتضاحه" را منتقل میکردم.
گفتوگوهای سرنوشتساز، غالبن، چالشاند. تلاش کنیم از این موقعیت، فرار کنیم. مراقب باشیم در نهایت، با انتخابِ احمقانهی "مهربانماندن" خودمان را آرام نکنیم.
اینستاگرام:
@wellbeing_in_organization
اگر میپسندید لطفن برای دیگران ارسال کنید.
https://t.me/sepidmanagement