🍃🍃🍃🍃🍃📚📚📚📚🍃🍃✏️✏️
در خطابهء روح خجسته سرگردان Beati pauperes spiritu اكهارت مي گويد:
هستي من بالاتر از خداست [خداي تثليث و سه گانگي]. اما در آن هستي خدا، جايي كه بر فراز تمام بودنها و تفاوتها قرار دارد، آنجا من خودم بودم، خودم را مي خواستم و خودم را مي شناختم كه مي خواست انسان (يعني خودم) را خلق كند.
به همين دليل است كه من علت وجودي خودم در هستي خودم هستم، چه اكنون و چه در آينده...
در تولد جاودانم تمام پديدهءها متولد شدند و من علت وجودي خودم و تمام پديدهءها بودم؛ و اگر مي خواستم، من و پديدهءها به وجود نمي آمدند. اگر من نبودم، خدا هم [خداي تثليث] نيز وجود نمي داشت. علت اين كه خدا خداست، من هستم؛ اگر من نبودم، خدا هم خدا نبود.
كتاب انسان مدرن و آينده از #اريش_فروم
ترجمه حسن نايب آقا
@selfknowledgee
🍃🍃🍃🍃🍃🍃📚📚📚✏️✏️
در خطابهء روح خجسته سرگردان Beati pauperes spiritu اكهارت مي گويد:
هستي من بالاتر از خداست [خداي تثليث و سه گانگي]. اما در آن هستي خدا، جايي كه بر فراز تمام بودنها و تفاوتها قرار دارد، آنجا من خودم بودم، خودم را مي خواستم و خودم را مي شناختم كه مي خواست انسان (يعني خودم) را خلق كند.
به همين دليل است كه من علت وجودي خودم در هستي خودم هستم، چه اكنون و چه در آينده...
در تولد جاودانم تمام پديدهءها متولد شدند و من علت وجودي خودم و تمام پديدهءها بودم؛ و اگر مي خواستم، من و پديدهءها به وجود نمي آمدند. اگر من نبودم، خدا هم [خداي تثليث] نيز وجود نمي داشت. علت اين كه خدا خداست، من هستم؛ اگر من نبودم، خدا هم خدا نبود.
كتاب انسان مدرن و آينده از #اريش_فروم
ترجمه حسن نايب آقا
@selfknowledgee
🍃🍃🍃🍃🍃🍃📚📚📚✏️✏️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانه آنجاست كه عشقءتان آنجاست
Forwarded from VK Music Bot
Moonlight sonat
Ludwig van Beethoven
#Gott=#Esel مردم و ميترسونن به نفع خودشون.
مردم و جاهل بار ميارن به نفع خودشون.
مردم و مذهبي تربيت ميكنن به نفع خودشون.
به مغز انسانها واژه خدا را با ميخ تويلهء ي شيطان تا ته فرو ميكنن به نفع خودشون.
به خون پاك كودكان زهر نژاد(از همان آغاز كودكي) تزريق ميكنن به نفع خودشون.
هيچ خرِ يك قاره اي، نژاد خود را برتر از نژاد ديگر قاره اي نمي داند.
افكار مردم را به شلاق هاي كتابهاي مقدس ميگيرند، فقط به خاطر منافع خودشون. #همه_بمبگذاريها_يك_بهانه_است_تا_جاهلان_را_فريب_بدهند.
در هر صورت:
زنده ماندن و مُردن ما به منافع كثيفِ مذهبيون و سياست مداران باز اضافه مي كند.
@selfknowledgee
مردم و جاهل بار ميارن به نفع خودشون.
مردم و مذهبي تربيت ميكنن به نفع خودشون.
به مغز انسانها واژه خدا را با ميخ تويلهء ي شيطان تا ته فرو ميكنن به نفع خودشون.
به خون پاك كودكان زهر نژاد(از همان آغاز كودكي) تزريق ميكنن به نفع خودشون.
هيچ خرِ يك قاره اي، نژاد خود را برتر از نژاد ديگر قاره اي نمي داند.
افكار مردم را به شلاق هاي كتابهاي مقدس ميگيرند، فقط به خاطر منافع خودشون. #همه_بمبگذاريها_يك_بهانه_است_تا_جاهلان_را_فريب_بدهند.
در هر صورت:
زنده ماندن و مُردن ما به منافع كثيفِ مذهبيون و سياست مداران باز اضافه مي كند.
@selfknowledgee
Forwarded from خود-شناس(Selfknowledge)
كسي از تنش نمي تواند بگريزد و با جسمش تنهاست. موضوع اينكه آدم متعلق به جسمش است و جسم است كه به انسان فرمانروايي دارد.
ساختمان جسماني براي كافكا يكي از مظاهر بزهكاري مي باشد.
نه تنها بايد با جسمي همءمنزل شد، بلكه از همه بدتر يك جسم پست پليد است كه پستي آن نسبي نيست و مطلق مي باشد و به ما چسبيده است.
ساختمان جسماني براي كافكا يكي از مظاهر بزهكاري مي باشد.
نه تنها بايد با جسمي همءمنزل شد، بلكه از همه بدتر يك جسم پست پليد است كه پستي آن نسبي نيست و مطلق مي باشد و به ما چسبيده است.
Forwarded from My Metal Musics World
#پست_ویژه
نقد و بررسی آلبوم Winter's Gate از Insomnium
اختصاصی کانال ارتش دث متال
@Death_Metal_Army
"دروازه زمستان" هفتمین اثر استدیویی ابرگروه فنلاندی «اینسامنیوم» که از نظر من متفاوت ترین آلبوم این گروه است که تا بحال منتشر شده است.
این آلبوم یک آلبوم تک آهنگه است که شعر آن روایتی از داستان کوتاه و زیبا نوشته نیلو وکالیست و بیسیست گروه است که در برخی نسخه ها به هفت پارت جدا از هم تقسیم شده است.
داستان آلبوم به صورت خطی است و روایتگر داستانی از مردمان سرزمین شمالی است که در آن گروهی از واکینگ ها به دنبال یافتن جزیره ای افسانه ای در غرب ایرلند گرفتار زمستان سخت و طاقت فرسا می شوند.
از نظر آهنگسازی و فضاسازی این آلبوم متفاوت ترین اثر منتشرشده تا بحال می باشد اثری که شما طی یک سفر بی نظیر از ثانیه اول آلبوم با فضاهای متفاوتی روبرو خواهید شد.
شروع آلبوم با یک فضای به شدت اتمسفریک و پست راکی است که ملودی جادویی آن شما را برای بردن به یک سفر ماجراجویانه وایکینگی آماده می کند، سپس با پارتی بلک متال گونه که ریف های هنجارشکنانه بلک متالی و بلست بیت های درامز روبرو می شوید و بعد از آن هنرنمایی اینسامنیوم یعنی پارت ملودیک دث متال شروع می شود اما کماکان شما ریف های بلک متال ها را در این ترک خواهید شنید. به عنوان یک طرفدار دو آتشه این گروه و به عنوان یک طرفدار سبک دث متال این اینترو را حماسی ترین اینترو و شروع یک آلبوم می دانم و خلاقیت اعضای گروه برای ارائه فضایی متفاوت تر نسبت به آلبوم های قبل باعث به وجد آمدن هر شنونده ای می شود.
ترک بعدی مجددا با فضایی به شدت اتمسفریک و آکوستیک آغاز می شود و کلین وکالی مالیخولیایی آن را همراهی می کند و در ادامه با یک دث متال سنگین که ملودی هایی هارمونیک و حماسی آن را همراهی می کند مواجه می شوید.
ترک سوم فضای به شدت پراگرسیوی و محشری به همراه دارد که در انتها مجددا به ملودیک دثی شاهکار ختم می شود.
اما نقطه عطف آلبوم در ترک پنج خلاصه می شود ، جایی که شعر و موسیقی به کمک هم می آیند تا شما گوشه از درد های وایکینگ های آواره در سرمای زمستان را دریابید، شروع ترک با تک نوازی پیانوی آکوستیکی که در ادامه با فضایی دووم متالی سنگین اما ملودیک همراه هستیم و این عمق درد موضوع شعر آلبوم را به ما می رساند کما اینکه قبلا گروه سابقه استفاده از فضای دووم متال در کارهای قبلی خود را دارد اما بکار بردن این فضا سازی منحصرا در یک ترک ایده نوینی بود و به همین خاطر است که می گویم این اثر متفاوت ترین اثر اینسامنیوم است.
یکی دیگر از نقاط قابل توجه آلبوم کیفیت خروجی کار است که بسیار من را راضی نگه داشته است و این مهم به دست توانای پروردگار سوئدی «دن سوانو» تحقق یافته است ، آلبوم دروازه زمستان محصول اولین همکاری دن با اعضای اینسامنیوم است کما اینکه مارکوس وانهالا گیتاریست گروه در بند دوم خود یعنی Omnium Gatherum سابقه همکاری با دن سوانو را داشته اما در اینسامنیوم اولین برخورد این دوتا سلاطین متال اروپا است و دن وظیفه میکس و مسترینگ این آلبوم را در استدیو خود یعنی Unisound به عهده گرفته و امید می رود این همکاری ادامه دار باشد.
امیدوارم از شنیدن به این یادگاری بی نظیر اینسامنیوم که مطمئن هستم تا سالیان سال به عنوان یک آلبوم به یادماندنی از آن یاد می شود لذت ببرید کما اینکه سایت معتبر متال اینجکشن رتبه ۹ را از ده به این آلبوم فوق العاده داده است.
پیش تر در این کانال آلبوم را به صورت پارت های جداگانه منتشر کرده بودم اما ورژن تک پارته آن را نیز برای شما آماده کرده و امیدوارم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد. منتظر نظرات شما درمورد این پست هستم.
@Amir_Soulcollector
@Death_Metal_Army
نقد و بررسی آلبوم Winter's Gate از Insomnium
اختصاصی کانال ارتش دث متال
@Death_Metal_Army
"دروازه زمستان" هفتمین اثر استدیویی ابرگروه فنلاندی «اینسامنیوم» که از نظر من متفاوت ترین آلبوم این گروه است که تا بحال منتشر شده است.
این آلبوم یک آلبوم تک آهنگه است که شعر آن روایتی از داستان کوتاه و زیبا نوشته نیلو وکالیست و بیسیست گروه است که در برخی نسخه ها به هفت پارت جدا از هم تقسیم شده است.
داستان آلبوم به صورت خطی است و روایتگر داستانی از مردمان سرزمین شمالی است که در آن گروهی از واکینگ ها به دنبال یافتن جزیره ای افسانه ای در غرب ایرلند گرفتار زمستان سخت و طاقت فرسا می شوند.
از نظر آهنگسازی و فضاسازی این آلبوم متفاوت ترین اثر منتشرشده تا بحال می باشد اثری که شما طی یک سفر بی نظیر از ثانیه اول آلبوم با فضاهای متفاوتی روبرو خواهید شد.
شروع آلبوم با یک فضای به شدت اتمسفریک و پست راکی است که ملودی جادویی آن شما را برای بردن به یک سفر ماجراجویانه وایکینگی آماده می کند، سپس با پارتی بلک متال گونه که ریف های هنجارشکنانه بلک متالی و بلست بیت های درامز روبرو می شوید و بعد از آن هنرنمایی اینسامنیوم یعنی پارت ملودیک دث متال شروع می شود اما کماکان شما ریف های بلک متال ها را در این ترک خواهید شنید. به عنوان یک طرفدار دو آتشه این گروه و به عنوان یک طرفدار سبک دث متال این اینترو را حماسی ترین اینترو و شروع یک آلبوم می دانم و خلاقیت اعضای گروه برای ارائه فضایی متفاوت تر نسبت به آلبوم های قبل باعث به وجد آمدن هر شنونده ای می شود.
ترک بعدی مجددا با فضایی به شدت اتمسفریک و آکوستیک آغاز می شود و کلین وکالی مالیخولیایی آن را همراهی می کند و در ادامه با یک دث متال سنگین که ملودی هایی هارمونیک و حماسی آن را همراهی می کند مواجه می شوید.
ترک سوم فضای به شدت پراگرسیوی و محشری به همراه دارد که در انتها مجددا به ملودیک دثی شاهکار ختم می شود.
اما نقطه عطف آلبوم در ترک پنج خلاصه می شود ، جایی که شعر و موسیقی به کمک هم می آیند تا شما گوشه از درد های وایکینگ های آواره در سرمای زمستان را دریابید، شروع ترک با تک نوازی پیانوی آکوستیکی که در ادامه با فضایی دووم متالی سنگین اما ملودیک همراه هستیم و این عمق درد موضوع شعر آلبوم را به ما می رساند کما اینکه قبلا گروه سابقه استفاده از فضای دووم متال در کارهای قبلی خود را دارد اما بکار بردن این فضا سازی منحصرا در یک ترک ایده نوینی بود و به همین خاطر است که می گویم این اثر متفاوت ترین اثر اینسامنیوم است.
یکی دیگر از نقاط قابل توجه آلبوم کیفیت خروجی کار است که بسیار من را راضی نگه داشته است و این مهم به دست توانای پروردگار سوئدی «دن سوانو» تحقق یافته است ، آلبوم دروازه زمستان محصول اولین همکاری دن با اعضای اینسامنیوم است کما اینکه مارکوس وانهالا گیتاریست گروه در بند دوم خود یعنی Omnium Gatherum سابقه همکاری با دن سوانو را داشته اما در اینسامنیوم اولین برخورد این دوتا سلاطین متال اروپا است و دن وظیفه میکس و مسترینگ این آلبوم را در استدیو خود یعنی Unisound به عهده گرفته و امید می رود این همکاری ادامه دار باشد.
امیدوارم از شنیدن به این یادگاری بی نظیر اینسامنیوم که مطمئن هستم تا سالیان سال به عنوان یک آلبوم به یادماندنی از آن یاد می شود لذت ببرید کما اینکه سایت معتبر متال اینجکشن رتبه ۹ را از ده به این آلبوم فوق العاده داده است.
پیش تر در این کانال آلبوم را به صورت پارت های جداگانه منتشر کرده بودم اما ورژن تک پارته آن را نیز برای شما آماده کرده و امیدوارم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد. منتظر نظرات شما درمورد این پست هستم.
@Amir_Soulcollector
@Death_Metal_Army
Forwarded from هنر تجلی احساس است...
نگاهی به تابلوی «توالت عمومی»، اثر واسیلی شولژنکو که در پست پیشین دیدیم.
حیف بود اگر این تابلو را سانسور میکردم. پیش از آنکه حس انزجار پیدا کنید، یک لحظه به این فکر کنید که چرا یک هنرمند بزرگ باید روزهای طولانی وقت بگذارد و چنین تابلویی را بکشد؟ وقتی در تابلو درنگ میکنید دریافتی تکاندهنده به دست میآورید.
حالا صبورانه به تابلو نگاه کنید:
این تابلو کثیف، تهوعآور و مشمئزکننده است، اما در نوع خود بسیار تأملبرانگیز است. عنوان تابلو «توالت عمومی» است. دو مرد در حال قضای حاجتند و یک مرد در حال عرقخوری. به نظر سه مرد دائمالخمر را میبینیم. دو مردی که نشستهاند، سیگار زیر لب دارند. دیوارنگارههای توالت عمومی کریه و زشتند. به جزئیاتی که بسیار با دقت در تابلو لحاظ شدهاند دقت کنید. مجموع آنچه در این توالت میبینیم خلاصه میشود به «خوردن، نوشیدن، قضای حاجت و شهوت». همۀ اینها چه اهمیتی دارند؟
@ehsasohonar
خب، همۀ جزئیات را که دیدید، بعد به پنجرۀ کوچک توالت عمومی نگاه کنید، ببینید در دوردست چه چیزی پیداست! «منارهها و قبههای کاخ یا کلیسا». کاخ نماد قدرت سیاسی و کلیسا نماد قدرت دینی است و در سنت روسی میتوان گفت «مناره» نماد تلفیق قدرت سیاسی و دینی است. ببینید نقاش ما را در چه پرسپکتیو معناییِ منحصربهفردی جای داده است. وقتی در این زاویه قرار میگیریم، تازه پرسشهای معناشناختی بر ما رخ مینماید: آیا «تداومی» میان این توالت، این آدمهای تهوعآور و آن کاخ و کلیسا وجود دارد؟ آیا ما دو روی یک سکه را میبینیم؟ آیا حقیقت نهفته در پس آن منارهها، حقیقت نهفته در پس آن شکوه، همین کثافتی نیست که پیش چشم ماست؟ چرا نقاش ما را در زاویهای قرار داده که به نظر میرسد «تداوم» یا «پیوندی» میان این دو امر زشت و زیبا وجود دارد؟
دیدید شولژنکو چه کرده! عالی نیست؟ یک هنرمند اینگونه آدمی را به تهوع میاندازد تا آدمی مجبور به فکر کردن شود.🔻🔻🔻🔻
حیف بود اگر این تابلو را سانسور میکردم. پیش از آنکه حس انزجار پیدا کنید، یک لحظه به این فکر کنید که چرا یک هنرمند بزرگ باید روزهای طولانی وقت بگذارد و چنین تابلویی را بکشد؟ وقتی در تابلو درنگ میکنید دریافتی تکاندهنده به دست میآورید.
حالا صبورانه به تابلو نگاه کنید:
این تابلو کثیف، تهوعآور و مشمئزکننده است، اما در نوع خود بسیار تأملبرانگیز است. عنوان تابلو «توالت عمومی» است. دو مرد در حال قضای حاجتند و یک مرد در حال عرقخوری. به نظر سه مرد دائمالخمر را میبینیم. دو مردی که نشستهاند، سیگار زیر لب دارند. دیوارنگارههای توالت عمومی کریه و زشتند. به جزئیاتی که بسیار با دقت در تابلو لحاظ شدهاند دقت کنید. مجموع آنچه در این توالت میبینیم خلاصه میشود به «خوردن، نوشیدن، قضای حاجت و شهوت». همۀ اینها چه اهمیتی دارند؟
@ehsasohonar
خب، همۀ جزئیات را که دیدید، بعد به پنجرۀ کوچک توالت عمومی نگاه کنید، ببینید در دوردست چه چیزی پیداست! «منارهها و قبههای کاخ یا کلیسا». کاخ نماد قدرت سیاسی و کلیسا نماد قدرت دینی است و در سنت روسی میتوان گفت «مناره» نماد تلفیق قدرت سیاسی و دینی است. ببینید نقاش ما را در چه پرسپکتیو معناییِ منحصربهفردی جای داده است. وقتی در این زاویه قرار میگیریم، تازه پرسشهای معناشناختی بر ما رخ مینماید: آیا «تداومی» میان این توالت، این آدمهای تهوعآور و آن کاخ و کلیسا وجود دارد؟ آیا ما دو روی یک سکه را میبینیم؟ آیا حقیقت نهفته در پس آن منارهها، حقیقت نهفته در پس آن شکوه، همین کثافتی نیست که پیش چشم ماست؟ چرا نقاش ما را در زاویهای قرار داده که به نظر میرسد «تداوم» یا «پیوندی» میان این دو امر زشت و زیبا وجود دارد؟
دیدید شولژنکو چه کرده! عالی نیست؟ یک هنرمند اینگونه آدمی را به تهوع میاندازد تا آدمی مجبور به فکر کردن شود.🔻🔻🔻🔻