Forwarded from My Metal Musics World
@MetalMusics
برای خلوت با روح خودتون....
رستگاری شبانه
Mono
🎵L'America
🇯🇵Japan
سبک :
Post Rock
آلبوم :
Under The Pipal Tree (2001)
برای خلوت با روح خودتون....
رستگاری شبانه
Mono
🎵L'America
🇯🇵Japan
سبک :
Post Rock
آلبوم :
Under The Pipal Tree (2001)
كسي از تنش نمي تواند بگريزد و با جسمش تنهاست. موضوع اينكه آدم متعلق به جسمش است و جسم است كه به انسان فرمانروايي دارد.
ساختمان جسماني براي كافكا يكي از مظاهر بزهكاري مي باشد.
نه تنها بايد با جسمي همءمنزل شد، بلكه از همه بدتر يك جسم پست پليد است كه پستي آن نسبي نيست و مطلق مي باشد و به ما چسبيده است.
ساختمان جسماني براي كافكا يكي از مظاهر بزهكاري مي باشد.
نه تنها بايد با جسمي همءمنزل شد، بلكه از همه بدتر يك جسم پست پليد است كه پستي آن نسبي نيست و مطلق مي باشد و به ما چسبيده است.
خود-شناس(Selfknowledge)
Shostakovich – Piano Con# No.1 - II. Lento
اين شاهكار از دنيايي با من حرف ميزند كه متعلق به هـيچ زمانه ي نيست،
از دنيايي مي گويد بدون شك و ترديد،
بدون هياهوهاي انساني،،
از دنيايي مي گويد بدونِ درد و رنج پنهاني،،
غرق در دل كيهان بدونِ جويباري بهءنام زندگي،،
اين شاهكار يكي از بي نظيرهاست.
از دنيايي مي گويد بدون شك و ترديد،
بدون هياهوهاي انساني،،
از دنيايي مي گويد بدونِ درد و رنج پنهاني،،
غرق در دل كيهان بدونِ جويباري بهءنام زندگي،،
اين شاهكار يكي از بي نظيرهاست.
محكوميم كه در جلوي پوچ قرار بگيريم و هرج و مرج زندگي را بكاويم.
#صادق_هدايت
#صادق_هدايت
Der Tod, das ist die kühle Nacht,
Das Leben ist der schwüle Tag.
Es dunkelt schon, mich schläfert,
Der Tag hat mich müd gemacht.
Über mein Bett erhebt sich ein Baum,
Drin singt die junge Nachtigall;
Sie singt von lauter Liebe,
Ich hör es sogar im Traum.
اي مرگ، امشب شب سرديءست،
زندگي يك روز شرجيءست.
ديگر تاريك ميشود، مرا به خواب مي برد،
روز مرا خسته كرده است.
روي تختءام يك درخت خود را بلند ميكند،
داخل جوانءترين بلبل آواز مي خواند؛
او از عشق حقيقي ( خالص) مي خواند،
حتي من آن را در رويا مي شنوم.
#Heinrich_Heine
@selfknowledgee📚📚✏️✏️✏️✏️
شاعر معروف آلماني:
#هاينريش_هاينه
Das Leben ist der schwüle Tag.
Es dunkelt schon, mich schläfert,
Der Tag hat mich müd gemacht.
Über mein Bett erhebt sich ein Baum,
Drin singt die junge Nachtigall;
Sie singt von lauter Liebe,
Ich hör es sogar im Traum.
اي مرگ، امشب شب سرديءست،
زندگي يك روز شرجيءست.
ديگر تاريك ميشود، مرا به خواب مي برد،
روز مرا خسته كرده است.
روي تختءام يك درخت خود را بلند ميكند،
داخل جوانءترين بلبل آواز مي خواند؛
او از عشق حقيقي ( خالص) مي خواند،
حتي من آن را در رويا مي شنوم.
#Heinrich_Heine
@selfknowledgee📚📚✏️✏️✏️✏️
شاعر معروف آلماني:
#هاينريش_هاينه
Forwarded from My Metal Musics World
#Emily_Elizabeth_Duckinson
Bin ein Niemand! Wer bist du? Bist auch ein Niemand du? Dann sind zu zweit wir - sag’s niemand! Wir würden dann verbannt. Wie monoton, jemandem @selfknowledgee
Bin ein Niemand! Wer bist du? Bist auch ein Niemand du? Dann sind zu zweit wir - sag’s niemand! Wir würden dann verbannt. Wie monoton, jemandem @selfknowledgee
خود-شناس(Selfknowledge)
#Emily_Elizabeth_Duckinson Bin ein Niemand! Wer bist du? Bist auch ein Niemand du? Dann sind zu zweit wir - sag’s niemand! Wir würden dann verbannt. Wie monoton, jemandem @selfknowledgee
#Emily_Elizabeth_Duckinson
Bin ein Niemand! Wer bist du? Bist auch ein Niemand du? Dann sind zu zweit wir - sag’s niemand! Wir würden dann verbannt. Wie monoton, jemand zu sein - ein lauter Frosch gleichsam: Der stellt sich vor, tagaus, tagein Bewunderern im Schlamm!
من هـيچ_كَسم! تو چه كسي هستي؟
تو هم يك هـيچ_كسي؟
پس ما هستيم دوتايي- به هـيچ_كَس نگو!
پس ما مي توانستيم تبعيد بشويم.
چقدر خستهءكنندست كسي بودن-
يك قورباغه پر سر صدا درواقع:
كه براي خودش روز به روز در لج تحسين تصور ميكند.
@selfknowledgee
✏️✏️📚✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️📚
Bin ein Niemand! Wer bist du? Bist auch ein Niemand du? Dann sind zu zweit wir - sag’s niemand! Wir würden dann verbannt. Wie monoton, jemand zu sein - ein lauter Frosch gleichsam: Der stellt sich vor, tagaus, tagein Bewunderern im Schlamm!
من هـيچ_كَسم! تو چه كسي هستي؟
تو هم يك هـيچ_كسي؟
پس ما هستيم دوتايي- به هـيچ_كَس نگو!
پس ما مي توانستيم تبعيد بشويم.
چقدر خستهءكنندست كسي بودن-
يك قورباغه پر سر صدا درواقع:
كه براي خودش روز به روز در لج تحسين تصور ميكند.
@selfknowledgee
✏️✏️📚✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️📚
Wenn ich in die menschliche Welt züruckkehre, erschrecke ich mich tiefer.
وقتي من به دنياي انسانها برميگردم ، عميقا مي ترسم.
وقتي من به دنياي انسانها برميگردم ، عميقا مي ترسم.
@selfknowledgee✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️
خواب ایرانیت ما در جهالت اسلام و اسلام بارگی ما/ قسمت 699/...آرامش دوستدار(المان)
آنچه در زمانهی حاضر روی داده و میدهد از عوارض غلبهی جنبهای از اسلام «ایرانی» شده است. و ما که با چنین ضربهای از خواب ایرانیتمان پریدهایم،
خود را با پدیدهای «نوظهور» روبهرو میبینیم، پس از چهارده قرن مسلمانی!
به همین جهت گمان میکنیم که این پدیدهی نوظهور را با حربهی پیشینهی «تاریخی خودمان» میتوان و باید زد: با ایرانیت ناب یا با جنبهی ایرانی این پیشینهی اسلامی.
غافل از اینکه این پدیدهی نوظهور چیزی جز یکی از جلوههای دیرپای ایرانیت اسلامی ما نیست و نوظهوریاش را از لگامگسیختگی انقلابی به سردمداری «روحانیت مفتخوارسلحشور!!» دارد.
بنابراین وقتی در این بدخواب شدن و آشفتهحالی ناشی از آن از خود میپرسیم: چارهی نهایی این وضع را از کجا و چگونه باید یافت؟ پاسخ سهلانگارانه ی ما این است:
در وهلهی اول و آخر از هرچه ایرانیست، چه پیش از اسلام و چه در اسلام! انگار که چنین چیزی نزد ما هست و اگر باشد آسان به چنگ میآید و اگر به چنگ آید مؤثر خواهد افتاد! از اینرو آنهایی که از این زمینلرزهی جهل و جنایت وآتش سوزی کتابها اعتقادی تکان و صدمه خوردهاند ـ و تعدادشان نباید کم باشد ـ بهامید یافتن پناهی برای دفاع از خود و حمله به «اسلام سلحشور!!»، یا به دورهی باستانی متوسل میشوند، یا به بزرگان فکر و ادب همین ایران اسلامی، یا به هر دو با هم. این دو به اصطلاح حربه برای زدن «دشمن» است، اما هیچیک کارگر نخواهد بود.
دورهی باستانی- خود ذاتاً زمینهی مساعد برای کشت و پرورش دین اسلام بوده است، و بزرگان فکر و ادب ما در زمین اسلامی شدهی چنین فرهنگی روییدهاند و رویانندهی آن بودهاند. طبعاً در روزگاری که با شبیخون اسلامی خود ما را غافلگیر کرده، توسل به آنچه ایرانیست یا ایرانی مینماید، خصوصاً وقتی که ما در نهب و غارت این شبیخون داریم از دست میرویم، یک واکنش طبیعیست. اما این واکنش «طبیعی» نمیتواند در برابر آن نیرویی مؤثر افتد که زمانی از برون بر ما تاخته و سپس ما را به دستیاری خودمان به مرور از درون تسخیر و جذب کرده است. قرنهاست که ما طبیعت دیگری جز این نیروی مجذوب نداریم. و اینک پس از گذشت این زمان دراز، فرهنگ ما در همهی زمینهها آنچنان اسلامی شده است که ما حتا قادر نیستیم عناصر ایرانی آن را در خود اسلامیمان بازشناسیم، تازه اگر قادر میشدیم، شرطش این بود که شناسایی را با آن شوخی مجنونانه یکی نگیریم که ایران را زهدان دنیای قدیم میپندارد و ما را زادگان و وارثان آن. و جز این، شناختن صرف این عناصر چه کمکی به حل مشکلات فعلیشدهی ما میکند، مشکلاتی که در توفان حوادث اخیر از درون خود ما برون ریختهاند؟ این مشکلات از بنیادی برمیآیند که بدون آن حتا تصور این فرهنگ هزار و چهارسده سالهی «ایرانی» ممکن نیست. این بنیاد، پیش از آنکه اسلام پا بهعرصهی وجود گذاشته باشد، در بدایت خود ایرانی بوده است. به دو دلیل باید این بنیاد را شناخت. یکی آنکه وجهی از آن به عنوان پندار دینی اساساً چهارده قرن ایرانیت اسلامی را ممکن کرده و دیگر آنکه به عنوان الگویی که ما خود سازندهی آن بودهایم در اعماق این قرون مدفون مانده است.
@selfknowledgee✏️✏️✏️📚📚
خواب ایرانیت ما در جهالت اسلام و اسلام بارگی ما/ قسمت 699/...آرامش دوستدار(المان)
آنچه در زمانهی حاضر روی داده و میدهد از عوارض غلبهی جنبهای از اسلام «ایرانی» شده است. و ما که با چنین ضربهای از خواب ایرانیتمان پریدهایم،
خود را با پدیدهای «نوظهور» روبهرو میبینیم، پس از چهارده قرن مسلمانی!
به همین جهت گمان میکنیم که این پدیدهی نوظهور را با حربهی پیشینهی «تاریخی خودمان» میتوان و باید زد: با ایرانیت ناب یا با جنبهی ایرانی این پیشینهی اسلامی.
غافل از اینکه این پدیدهی نوظهور چیزی جز یکی از جلوههای دیرپای ایرانیت اسلامی ما نیست و نوظهوریاش را از لگامگسیختگی انقلابی به سردمداری «روحانیت مفتخوارسلحشور!!» دارد.
بنابراین وقتی در این بدخواب شدن و آشفتهحالی ناشی از آن از خود میپرسیم: چارهی نهایی این وضع را از کجا و چگونه باید یافت؟ پاسخ سهلانگارانه ی ما این است:
در وهلهی اول و آخر از هرچه ایرانیست، چه پیش از اسلام و چه در اسلام! انگار که چنین چیزی نزد ما هست و اگر باشد آسان به چنگ میآید و اگر به چنگ آید مؤثر خواهد افتاد! از اینرو آنهایی که از این زمینلرزهی جهل و جنایت وآتش سوزی کتابها اعتقادی تکان و صدمه خوردهاند ـ و تعدادشان نباید کم باشد ـ بهامید یافتن پناهی برای دفاع از خود و حمله به «اسلام سلحشور!!»، یا به دورهی باستانی متوسل میشوند، یا به بزرگان فکر و ادب همین ایران اسلامی، یا به هر دو با هم. این دو به اصطلاح حربه برای زدن «دشمن» است، اما هیچیک کارگر نخواهد بود.
دورهی باستانی- خود ذاتاً زمینهی مساعد برای کشت و پرورش دین اسلام بوده است، و بزرگان فکر و ادب ما در زمین اسلامی شدهی چنین فرهنگی روییدهاند و رویانندهی آن بودهاند. طبعاً در روزگاری که با شبیخون اسلامی خود ما را غافلگیر کرده، توسل به آنچه ایرانیست یا ایرانی مینماید، خصوصاً وقتی که ما در نهب و غارت این شبیخون داریم از دست میرویم، یک واکنش طبیعیست. اما این واکنش «طبیعی» نمیتواند در برابر آن نیرویی مؤثر افتد که زمانی از برون بر ما تاخته و سپس ما را به دستیاری خودمان به مرور از درون تسخیر و جذب کرده است. قرنهاست که ما طبیعت دیگری جز این نیروی مجذوب نداریم. و اینک پس از گذشت این زمان دراز، فرهنگ ما در همهی زمینهها آنچنان اسلامی شده است که ما حتا قادر نیستیم عناصر ایرانی آن را در خود اسلامیمان بازشناسیم، تازه اگر قادر میشدیم، شرطش این بود که شناسایی را با آن شوخی مجنونانه یکی نگیریم که ایران را زهدان دنیای قدیم میپندارد و ما را زادگان و وارثان آن. و جز این، شناختن صرف این عناصر چه کمکی به حل مشکلات فعلیشدهی ما میکند، مشکلاتی که در توفان حوادث اخیر از درون خود ما برون ریختهاند؟ این مشکلات از بنیادی برمیآیند که بدون آن حتا تصور این فرهنگ هزار و چهارسده سالهی «ایرانی» ممکن نیست. این بنیاد، پیش از آنکه اسلام پا بهعرصهی وجود گذاشته باشد، در بدایت خود ایرانی بوده است. به دو دلیل باید این بنیاد را شناخت. یکی آنکه وجهی از آن به عنوان پندار دینی اساساً چهارده قرن ایرانیت اسلامی را ممکن کرده و دیگر آنکه به عنوان الگویی که ما خود سازندهی آن بودهایم در اعماق این قرون مدفون مانده است.
@selfknowledgee✏️✏️✏️📚📚
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عُمَر خَیّام نیشابوری ستارهشناس، ریاضیدان، فیلسوف و رباعیسرای ایرانی
از برجستهترین کارهای خیام اصلاح گاهشمار ایرانی در دورهٔ سلطنت ملکشاه سلجوقی است!
نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعاتاش دربارهی اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست. ابداع نظریهای دربارهی نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
@Mehbaang 👇👇👇
از برجستهترین کارهای خیام اصلاح گاهشمار ایرانی در دورهٔ سلطنت ملکشاه سلجوقی است!
نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعاتاش دربارهی اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست. ابداع نظریهای دربارهی نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
@Mehbaang 👇👇👇
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۲۸ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم عُمَر خَیّام نیشابوری ستارهشناس، ریاضیدان، فیلسوف و رباعیسرای ایرانی
@Mehbaang
@Mehbaang
Forwarded from Ketabakhar کتابِ آخر
خرید کتاب وقتی واقعا خوب است که بتوانیم فرصت خواندنش را هم بخریم. وقتی کتابی را می خریم به اشتباه تصور می کنیم که روح ِ کتاب را هم مالک شده ایم.
آرتور شوپنهاور-کامران فانی @ketabeakhar
آرتور شوپنهاور-کامران فانی @ketabeakhar
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
سرودِ غمءانگيزهِ زندگيِ من را، فقط من مي تواند بنويسد، نه ديگري،،،،!
محاسبهءهاي شاديءهاي من را، من مي تواند محاسبه كند، نه ديگري،،،!
چهچهءهاي زيباي كروكوديل هاي گرسنه را، فقط من نبود كه نمي توانست تحمل كند، بلكه بودن قبل من كساني،،،!
شبهايِ زيباي، تنهايِ معرفتءها را، فقط من مي توانست لذت بِبَرَد.
من مي توانست دروغ نگويد، اما گفت.
من مي توانست زياد گذشت كند، اما نكرد.
من بينا شد،،،،،،،
آدم شد،،،،،
انسان شد،،،،
نابينا شد، از دوباره انسان شد، و در راه آگاهي قدم برداشت.
من،،، من_هاي ديگر را ديد، كه خيلي منم،،،،منم ميكردند و من از منيّيت خود بيزار شد و از فرط خستگيِ فشار من هاي شيطان صفت_گرا خنديد و در عين حال گريست.
🍁🍀🍁☘🍂☘🍂☘🍂☘🍂🍂☘
@selfknowledgee📚📚📚✏️✏️✏️
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
سرودِ غمءانگيزهِ زندگيِ من را، فقط من مي تواند بنويسد، نه ديگري،،،،!
محاسبهءهاي شاديءهاي من را، من مي تواند محاسبه كند، نه ديگري،،،!
چهچهءهاي زيباي كروكوديل هاي گرسنه را، فقط من نبود كه نمي توانست تحمل كند، بلكه بودن قبل من كساني،،،!
شبهايِ زيباي، تنهايِ معرفتءها را، فقط من مي توانست لذت بِبَرَد.
من مي توانست دروغ نگويد، اما گفت.
من مي توانست زياد گذشت كند، اما نكرد.
من بينا شد،،،،،،،
آدم شد،،،،،
انسان شد،،،،
نابينا شد، از دوباره انسان شد، و در راه آگاهي قدم برداشت.
من،،، من_هاي ديگر را ديد، كه خيلي منم،،،،منم ميكردند و من از منيّيت خود بيزار شد و از فرط خستگيِ فشار من هاي شيطان صفت_گرا خنديد و در عين حال گريست.
🍁🍀🍁☘🍂☘🍂☘🍂☘🍂🍂☘
@selfknowledgee📚📚📚✏️✏️✏️