Forwarded from Ketabakhar کتابِ آخر
كسی كه به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، كارش به جایی خواهد رسید كه هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد. فئودور داستایوسكی
عکسی از اتاق کار داستایفسکی .
عکسی از اتاق کار داستایفسکی .
Forwarded from کیهانشناسی و کوانتوم
کاوشگر ناسا به خورشید می رود
ناسا تصمیم دارد روباتی به خورشید بفرستد. هدف از این ماموریت درک بهتری از بادهای خورشیدی و موادی است که به منظومه شمسی وارد می کند.
به گزارش دیلی میل ، کاوشگر ناسا سال آتی به خورشید فرستاده می شود و در آنجا با گرمای زیاد و اشعه های خطرناک روبرو خواهد شد.
این ماموریت (Solar Probe Plus (SPP نامیده می شود. جالب آنکه کاوشگر ماموریت (SPP) در مقایسه با ماموریت های قبلی هفت مرتبه به خورشید نزدیکتر خواهد شد.
اریک کریستین یکی از محققان ناسا در این باره می گوید: ما نمی توانیم خیلی به سطح خورشید نزدیک شویم. اما هدفمان نزدیک شدن تا حد ممکن است تا بتوانیم برای سوالاتمان پاسخی بیابیم.
کاوشگری که در ماموریت (SPP) استفاده می شود باید قدرت تحمل ۲۵۰۰ درجه فارنهایت را داشته باشد. به همین دلیل از جنس کربن کامپوزیتی به ضخامت ۱۱.۴۳ سانتی متر ساخته خواهد شد.
دانشمندان مدتهاست که تصمیم دارند کاوشگری را به اتمسفر خارجی خورشید یا کورنا بفرستند. هدف این ماموریت نیز درک بهتری از بادهای خورشیدی و موادی است که باد به منظومه شمسی وارد می کند.
@persiancosmology
ارتباط با ادمین :
@astronaut07
ناسا تصمیم دارد روباتی به خورشید بفرستد. هدف از این ماموریت درک بهتری از بادهای خورشیدی و موادی است که به منظومه شمسی وارد می کند.
به گزارش دیلی میل ، کاوشگر ناسا سال آتی به خورشید فرستاده می شود و در آنجا با گرمای زیاد و اشعه های خطرناک روبرو خواهد شد.
این ماموریت (Solar Probe Plus (SPP نامیده می شود. جالب آنکه کاوشگر ماموریت (SPP) در مقایسه با ماموریت های قبلی هفت مرتبه به خورشید نزدیکتر خواهد شد.
اریک کریستین یکی از محققان ناسا در این باره می گوید: ما نمی توانیم خیلی به سطح خورشید نزدیک شویم. اما هدفمان نزدیک شدن تا حد ممکن است تا بتوانیم برای سوالاتمان پاسخی بیابیم.
کاوشگری که در ماموریت (SPP) استفاده می شود باید قدرت تحمل ۲۵۰۰ درجه فارنهایت را داشته باشد. به همین دلیل از جنس کربن کامپوزیتی به ضخامت ۱۱.۴۳ سانتی متر ساخته خواهد شد.
دانشمندان مدتهاست که تصمیم دارند کاوشگری را به اتمسفر خارجی خورشید یا کورنا بفرستند. هدف این ماموریت نیز درک بهتری از بادهای خورشیدی و موادی است که باد به منظومه شمسی وارد می کند.
@persiancosmology
ارتباط با ادمین :
@astronaut07
Forwarded from nader
Love At First Sight
Kylie Minogue- @mlienglish
وقتی انسانی دروغ میگوید بخشهایی از جهان را به قتل میرساند …
اینها انبوه های مرگ هستند که بشر به اشتباه زندگی می خواند
@selfknowledgee
اینها انبوه های مرگ هستند که بشر به اشتباه زندگی می خواند
@selfknowledgee
Forwarded from Ketabakhar کتابِ آخر
جهان، تنها زمانی رنگ زیبای صلح را به خود خواهد دید که "قدرت عشق" بر "عشق قدرت" غلبه کند.
Jimi Hendrix
Jimi Hendrix
اكثر انسانها حتی جسارت دور ريختن لباسهایی كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند، بعد از آنها توقع داريم كه باورهای غلطی را كه قرنهاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتی كنار بگذارند و دور بريزند. جهل ، نرمترين بالشیست كه بشر میتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد.
@selfknowledgee
@selfknowledgee
Forwarded from My Metal Musics World
@MetalMusics
گروه Eclipse امریکایی ترکهای معروف evanesence را که تقریبا همه دوسشون دارن رو با پیانو اجرا کرده...
Bring me to life
My Immortal
Hello
گروه Eclipse امریکایی ترکهای معروف evanesence را که تقریبا همه دوسشون دارن رو با پیانو اجرا کرده...
Bring me to life
My Immortal
Hello
مسئله ایجاد دنیایی متفاوت نیست. مسئله تنها، ایجاد تویی متفاوت است. تو دنیای خودت هستی. پس اگر خودت تغییر کنی، دنیایت تغییر می کند.
اگر خودت تغییر نکنی، می توانی بروی کل دنیا را تغییر بدهی، اما در نهایت چیزی تغییر نخواهد کرد. تو همان دنیا را بارها و بارها ایجاد می کنی. تو دنیای خودت را به وجود می آوری.
دنیای تو، انعکاس خود توست.
اشو
🌟 @selfknowledgee
اگر خودت تغییر نکنی، می توانی بروی کل دنیا را تغییر بدهی، اما در نهایت چیزی تغییر نخواهد کرد. تو همان دنیا را بارها و بارها ایجاد می کنی. تو دنیای خودت را به وجود می آوری.
دنیای تو، انعکاس خود توست.
اشو
🌟 @selfknowledgee
موسیقی یکی از عجیبترین تجربیات انسانیست. به سختی میشود در مورد تاثیر یک موسیقی نافذ که به شدت انسان را تحت سلطه خود میگیرد، لغات رسا و شفافی را کنار هم گذاشت و به تشریح آن تجربه عجیب پرداخت. موسیقی را نمیشود حرف زد. موسیقی را باید تجربه کرد و زیست.
به واقع وسط آن حظ بینظیری که قادر است زمان را از دایره آگاهی انسان بیرون کند و حسی از خلا ایجاد کند، نمیشود به پرسش "الان چه حسی داری" پاسخی درخور پیدا کرد! گمان میکنم آنهایی که لذت ناب موسیقی را چشیده باشند، صدای انسانی دیگر در کنار موسیقی را به عنوان خوانندهی ترانه، مزاحم و اضافی مییابند(لااقل من اینطور فکر میکنم).
نیچه که به بدبینی و تلخاندیشی معروف بود، جایی نوشته بود:« زندگی بدون موسیقی اشتباه بزرگی بوده است». و حتا فیلسوف بدبینتری از نیچه، آرتور شوپنهاور درباره موسیقی که نابترین تجربه ذات هستی و پیام بیواسطه این تجربه مینامیدش، نوشته بود: «ارتباط نزدیکی که موسیقی با ذات واقعی چیزها دارد می تواند تبیین کننده این حقیقت باشد که هنگامی که موسیقی متناسب با هر گونه صحنه، فعالیت، محیط یا رویدادی نواخته می شود به نظر می رسد که پنهانی ترین معنای آن وجه بر ما مکشوف می گردد ...از این رو می توانیم همانطور که جهان را تجلی ذات هستی میدانیم ، تجلی و مظهر موسیقی نیز به حساب آوریم! موسیقی هر تصویر و صحنهای از جهان را به ناگاه با معنایی متعالی آشکار میسازد و البته هر چه والاتر باشد همسانی آن با روح باطنی و حقیقی پدیدهها بیشتر است».
قطعه زیر شاهکاری است از نوازنده نامی ویولنسل به نام آدم هُرست، از آلبوم Ritual که در سال 2009 منتشر شده است.
@selfknowledgee
(https://attach.fahares.com/wYhamKhDar1ozXVCa+WHJA==)
https://t.me/SaeedSedghiChannel
به واقع وسط آن حظ بینظیری که قادر است زمان را از دایره آگاهی انسان بیرون کند و حسی از خلا ایجاد کند، نمیشود به پرسش "الان چه حسی داری" پاسخی درخور پیدا کرد! گمان میکنم آنهایی که لذت ناب موسیقی را چشیده باشند، صدای انسانی دیگر در کنار موسیقی را به عنوان خوانندهی ترانه، مزاحم و اضافی مییابند(لااقل من اینطور فکر میکنم).
نیچه که به بدبینی و تلخاندیشی معروف بود، جایی نوشته بود:« زندگی بدون موسیقی اشتباه بزرگی بوده است». و حتا فیلسوف بدبینتری از نیچه، آرتور شوپنهاور درباره موسیقی که نابترین تجربه ذات هستی و پیام بیواسطه این تجربه مینامیدش، نوشته بود: «ارتباط نزدیکی که موسیقی با ذات واقعی چیزها دارد می تواند تبیین کننده این حقیقت باشد که هنگامی که موسیقی متناسب با هر گونه صحنه، فعالیت، محیط یا رویدادی نواخته می شود به نظر می رسد که پنهانی ترین معنای آن وجه بر ما مکشوف می گردد ...از این رو می توانیم همانطور که جهان را تجلی ذات هستی میدانیم ، تجلی و مظهر موسیقی نیز به حساب آوریم! موسیقی هر تصویر و صحنهای از جهان را به ناگاه با معنایی متعالی آشکار میسازد و البته هر چه والاتر باشد همسانی آن با روح باطنی و حقیقی پدیدهها بیشتر است».
قطعه زیر شاهکاری است از نوازنده نامی ویولنسل به نام آدم هُرست، از آلبوم Ritual که در سال 2009 منتشر شده است.
@selfknowledgee
(https://attach.fahares.com/wYhamKhDar1ozXVCa+WHJA==)
https://t.me/SaeedSedghiChannel
Telegram
attach 📎
خود-شناس(Selfknowledge)
Justin Hurwitz – City of Stars / May Finally Come True (feat. Ryan Gosling &..
موسيقى متن، فيلم "لا لا لند"
برنده ٦ جايزه ى اسكار.
به آهنگسازى "جاستين هرويتس"
برنده ٦ جايزه ى اسكار.
به آهنگسازى "جاستين هرويتس"
داستان فيلم.....
میا (اما استون) دختر جوانی مشتاق بازیگری است که در فاصلههای زمانی آزمونهای بازیگری خود به بازیگرها قهوه لاته میدهد. سباستین (رایان گاسلینگ) نیز یک نوازنده پیانو سبک جاز است که فعلاً با نواختن موسیقی در کافههای دلگیر سر میکند. میا و سباستین موقع رانندگی در یک بزرگراه شلوغ در لس آنجلس به هم برخورد میکنند و کارشان به مشاجره میکشد. چند ماه بعد در یک مهمانی آنها تصادفاً با هم رو به رو میشوند. ملاقات اولیه آنها گرچه پر از طعنه و کنایه به همدیگر است اما به وضوح چیز دیگری بینشان شکل گرفته است. اما آیا میتوان عشق و موفقیت برای آرزوهایی که هر دو سالها برایش زحمت کشیدند را با هم داشت؟
نحوه شکلگیری داستان ویرایش
دیمین شزل فیلمنامه لا لا لند را در دوران دانشگاه (دیمین شزل از هاروارد فارغالتحصیل شده است) با همکاری یکی از دوستانش نوشت. فیلمی سراسر رقص و آواز و امید و البته یک پایان تلخ که شزل قصد داشت به عنوان اولین فیلمش آن را بسازد. اما مشکلی وجود داشت: ساختن یک موزیکال عاشقانه توسط جوانی گمنام چیزی نبود که هالیوود آنرا قبول کند؛ بنابراین شزل ابتدا تصمیم گرفت بر اساس تجربیاتی که در دوران هنرستان موسیقی گذرانده فیلمنامهای بنویسد و آن را بسازد. نتیجه فیلم ویپلش شد که نامزد پنج جایزه اسکار شد و توانست سه جایزه را بدست آورد.
میا (اما استون) دختر جوانی مشتاق بازیگری است که در فاصلههای زمانی آزمونهای بازیگری خود به بازیگرها قهوه لاته میدهد. سباستین (رایان گاسلینگ) نیز یک نوازنده پیانو سبک جاز است که فعلاً با نواختن موسیقی در کافههای دلگیر سر میکند. میا و سباستین موقع رانندگی در یک بزرگراه شلوغ در لس آنجلس به هم برخورد میکنند و کارشان به مشاجره میکشد. چند ماه بعد در یک مهمانی آنها تصادفاً با هم رو به رو میشوند. ملاقات اولیه آنها گرچه پر از طعنه و کنایه به همدیگر است اما به وضوح چیز دیگری بینشان شکل گرفته است. اما آیا میتوان عشق و موفقیت برای آرزوهایی که هر دو سالها برایش زحمت کشیدند را با هم داشت؟
نحوه شکلگیری داستان ویرایش
دیمین شزل فیلمنامه لا لا لند را در دوران دانشگاه (دیمین شزل از هاروارد فارغالتحصیل شده است) با همکاری یکی از دوستانش نوشت. فیلمی سراسر رقص و آواز و امید و البته یک پایان تلخ که شزل قصد داشت به عنوان اولین فیلمش آن را بسازد. اما مشکلی وجود داشت: ساختن یک موزیکال عاشقانه توسط جوانی گمنام چیزی نبود که هالیوود آنرا قبول کند؛ بنابراین شزل ابتدا تصمیم گرفت بر اساس تجربیاتی که در دوران هنرستان موسیقی گذرانده فیلمنامهای بنویسد و آن را بسازد. نتیجه فیلم ویپلش شد که نامزد پنج جایزه اسکار شد و توانست سه جایزه را بدست آورد.