خود-شناس(Selfknowledge)
159 subscribers
1.94K photos
314 videos
14 files
234 links
𝚝𝚑𝚎 𝚠𝚘𝚛𝚕𝚍 𝚊𝚏𝚝𝚎𝚛 𝚖𝚎
𝙽.𝙰
Download Telegram
«نسبت لوزادا» یکی از جالب‌ترین و البته تاثیرگذارترین مولفه‌های حاکم بر روابط مثبت و پویای انسانی است. این نسبت که به نام یکی از همکاران برزیلی مارتین سلیگمن در دانشگاه پنسیلوانیا(مارسل لوزادا) نام‌گذاری شده است، به این صورت خلاصه می‌شود: اگر نسبت جمله‌های مثبت به منفی 2/9 به 1 باشد(یعنی اگر به ازای تقریبا هر 3 جمله مثبت، 1 جمله منفی گفته شود) آن رابطه خواه رابطه عاشاقانه یا زناشویی یا والد-فرزندی یا استاد-شاگردی یا هر رابطه‌ی قابل تصور دیگری باشد، در جهت پویایی و ثبات و ایجاد رضایت پیش می‌رود و اگر این نسبت معکوس باشد(نسبت جمله‌های منفی به مثبت بیشتر باشد) رابطه در جهت تخریب و ایجاد عدم رضایت و شادمانی پیش خواهد رفت.

جان گاتمن (بزرگترین متخصص مسائل زناشویی و زوج‌درمانی به گمان من ) در مطالعات خود بر روی چندین زوج به همین مسئله رسید. او پی برد اگر در قبال هر 3 جمله منفی و انتقادآمیز و آزاردهنده، تنها یک جمله مثبت و حاکی از تایید و تحسین در رابطه داشته باشید، زندگی زناشویی شما در مسیر طلاق (چه قانونی و چه عاطفی) پیش خواهد رفت. او برای پویایی و رضایت بخش بودن زندگی زناشویی کمی فراتر از نسبت لوزادا رفت و از نسبت 5 به 1 صحبت کرد. در واقع برای یک زندگی زناشویی مثبت و لذت بخش، شما به نسبت 5 تحسین و تایید و جملات عاشقانه در قبال هر یک جمله انتقادی و منفی نیاز دارید.

به عبارتی با کمی دقت در مراودات انسانی می توانیم کیفیت یک رابطه را از طریق همین نسبت لوزادا حدس بزنیم و حتی تا حدودی آینده آن رابطه را پیش بینی بکنیم. گاهی به شدت باید مواظب کلمه‌ها و جمله‌هایی باشیم که از دهانمان خارج می‌شود. چرا که «حرف» اصلا ً و ابداً باد هوا نیست!


https://telegram.me/SaeedSedghiChannel
@selfknowledgee👇👇👇👇👇👇👇👇👇

بی لباس به دنیا آمده ایم و بی لباس هم از دنیا می رویم،حال در این میان،دین،روی ژنوم هیچ بشری جهش نیافته است و نخواهد یافت،اگر زاده ی لندن بودم مسیحی می شدم،اگر دهلی زاده بودم بودایی می شدم،مسلمان و یهود و زرتشت و صد هزار گرایش هم روش،باز بی لباسی و کرم های خاکی سهم من از مرگ بود و نیچه را هیچ کس نگفت از کجا آمده است تا بگوید به کجا می رود.آرتور گایتون،فیزیولوژیست بزرگ که زیر و بم و خرد و کلان سیستم های حیاتی روی زمین را کاوش کرده است،می گوید:«همه ی تلاش های موجودات در طول زندگی در پی کسب غذاست»،هر موجودی روشی برای به دست آوردن غذایش پیشه می کند،از تک یاختگان کهن گرفته تا بی مهرگان دریازی و انسان فرزانه،اما پست ترین روش کسب غذا را انسان فرزانه در پیش گرفته است،و آن شیوه ای است به اسم «فریب دادن»،عده ای شیاد پیدا شده اند که از این احساس ذاتی بشری که همواره در پی رفع نیازهایش افتاده است سوء استفاده کرده اند و برای اینکه غذای خودشان را تامین کنند،انسان های بی گناه دیگری را به این پنداره انداخته اند که شما باید برای دنیای دیگری غذا تهیه کنید!،و انسان ها از ترس اینکه در دنیایی دیگر از بی غذایی نمیرند،تن به خواسته های بی شرمانه ای داده اند. این تارهای چسبناک عنکوبت دین است که لاروهای انسانی را به خود می چسباند و اگر کشته ی چسبناکی و زهراگینی اش نشوند،زنده به گورش خواهند شد و داغ اثر تازیانه ی این تارهای چسبناک بر روی لطافت تفکرشان خواهد نشست.آری،بی لباس به دنیا آمده ایم و بی لباس هم از دنیا می رویم،وقتی ته چاهی خشک در وسط کویری بایر گیر کرده باشی و پایت شکسته باشد و تشنگی ات در کمین،نه ملیتت مهم است،نه گرایش سیاسی ات،نه مذهبت،نه اینکه آسمان چه رنگ است،نه اینکه خوراک مورد پسندت چیست،نه اینکه بارسلونا قهرمان است یا پرسپولیس،نه هیچ و صد هیچ بی هیچ.در آن ناامیدی،نه خدا به کمکت خواهد آمد،نه هم حزبی هایت،نه مخالفانت،نه هم تیمی هایت،نه هم سفرگانت،نه عشق بازی هایت،نه همه ی نمازها و توبه هایی که برای خدایت گزارده ای،نه اینکه آتئیست هستی یا آگنوستیک،دموکرات هستی یا سکولار و نچرالیست هر گرایش فکری و جهان بینی دیگر.هرچه که باشی و نباشی،در ته آن چاه،فقط و فقط یک طناب به کارت خواهد آمد و یک بشر بالای چاه،که معلوم نیست،اسرائیلی است یا فلسطینی،آمریکایی است یا ژاپنی،قطبی است یا حاره ای،بد حجاب است یا با حجاب یا نیمه حجاب،زبان هم به کار نخواهد آمد وقتی او عبری بگوید و تو عربی،وقتی او فارسی بگوید و تو انگلیسی،وقتی او آلمانی بگوید و تو فرانسوی،هرچه که در این میان باشد و نباشد،آن طناب تنها و تنها به واسطه ی یک «آوا» کمک حال تو خواهد بود...آوای ناله هایی که شامپانزه های جنگل های آفریقا هم در آن با تو مشترکند،آوای درونت،آوای بی لباسی ات،و من در این میان،گند می زنم به حال همه ی «فاحشگان مغزی » که لباس های رنگی به تن کرده اند و دم از اشرفیت ها و اکبریت ها و سرانجام ؛«یگانگی ها» می زنند و چشم خود را بر لخت ِ ادراکشان بسته اند و "پای کمیاب ترین نارون های روی زمین فقه می خوانند"...

از Myosote

🌟 @Iran_Atheist_agnostic
@selfknowledgee👇👇👇👇👇👇

هنگامی که کسی می پرسد فلسفه به چه کار می آید, پاسخ باید ستیزه جویانه باشد, چرا که پرسش کنایه آمیز و نیش دار است.

فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا, که هردو دغدغه های دیگری دارند. فلسفه به خدمت هیچ قوه ی مستقری در نمی آید. کار فلسفه «ناراحت کردن»است. فلسفه ای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست. کار فلسفه «آزردن حماقت»است, فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل می کند.

فلسفه کاربردی ندارد جز افشا کردن پستی های اندیشه در تمامی اشکالش. آیا جز فلسفه رشته ای هست که به نقد تمامی رازآمیزگری ها, هر خاستگاه و هدفی که داشته باشند, همت گمارد؟

منبع:
ژیل دلوز
کتاب "نیچه و فلسفه"
صفحه 187



https://telegram.me/SaeedSedghiChannel
درد من اين است كه؛

من دردي بودم در تصورات و روياهاي پدر كه به دنيا امده، و همچنان درد مي آموزد.💔
بدترین فقر, نداشتن عشق است.
اوشو

🌹💙🌹
بُدم بی عشق گمراهی
درآمد عشق ناگاهی
بُدم کوهی شدم کاهی
برای اسب سلطان را
مولانا
Forwarded from My Metal Musics World
@MetalMusics
Insomnium
One for Sorrow
متن اهنگ One For Sorrow دهمین ترک از آلبوم One For Sorrow 2011
تا فردا سعی میکنم ترجمه کنم و بذارم.


[Music & lyrics: Friman]

I am the last
The one who holds on past
Clinging on something we used to have

I am the last
The one who chose this path
To walk among the world of shadows

Always one for sorrow
Never one for love
Two souls destined to failure
Right from the start

It was always one for sorrow
Never one for love
Two souls set for departure
Before the nightfall

And here I stand
Devoid of faith, bereft of hope
Unable to break the walls around me

And here I stand
Shell of a man from past
Condemned to world of resentment

It took two to summon the thunder
One to bring down the rain
Two to torn all asunder
One to suffer the pain

Two to crush dreams and wonders
One to lose everything
All once beautiful and sacred
Nothing but in vain
عشق در مقیاس زیر اتمی و درهم تنیدگی کوانتومی
🔴 عشق در مقیاس زیر اتمی و درهم تنیدگی کوانتومی
صحبت در مورد عشق و تجربیات عاشقانه بسیاری ازمردم را به یاد ارتباطات پر رمز و راز قلبی می‌اندازد. روابطی که در آن دو نفر می‌گویند که همزمان به فکر هم می‌افتیم، می‌دانیم دیگری به چه چیز می‌اندیشد یا چه احساسی دارد! اما آیا آن گونه که عشاق ادعا می‌کنند و در داستان‌های عاشقانه می‌بینیم، تاثیر‌گذاری دو جسم بر هم دیگر آن‌هم از راه دور امکان پذیر است؟ بله، به لطف پدیده عجیب و غریب و دور از ذهنی به نام درهم تنیدگی کوانتومی، این ارتباطات در سطح زیر اتمی نیز وجود دارد.
اساس درهم تنیدگی کوانتومی این است که دو ذره می‌توانند به صورت تنگاتنگی با یکدیگر در ارتباط باشند و هر تغییری در که یکی از آن‌ها ایجاد شود، در دیگری نیز اتفاق می‌افتد؛ حتی اگر میلیون‌ها سال نوری از هم فاصله داشته باشند.

در سال ۱۹۶۴ فیزیکدانی به نام جان بل (John Bell) فرضه‌ای را مطرح کرد، مبنی بر این که حتی اگر فاصله ذرات بسیار زیاد باشد این تغییرات می‌تواند به صورت آنی و بلافاصله انجام شود. قاعده بل در فیزیک مدرن دارای اهمیت خاصی است اما به نظر می‌رسد که درک اندکی از آن وجود دارد.

با همه این ها آلبرت انیشتین ثابت کرد که اطلاعات نمی‌تواند سریعتر از سرعت نور منتقل شود. انیشتین در یک جمله مشهور پدیده درهم تنیدگی کوانتمی را با عنوان “عمل شبح‌وار از فاصله دور” توصیف کرده است.

در نیم قرن گذشته بسیاری از محققان با هدف آزمودن قاعده بل آزمایش‌هایی را انجام داده‌اند. اما یکی از مقامات ناسا گفته است که سازمان آن‌ها می‌خواهد از این کار دست بردارد، زیرا ساخت تجهیزاتی که حساسیت و عملکرد مورد نیاز را داشته باشند بسیار دشوار است. با وجود این در یک سال گذشته سه گروه تحقیقاتی متفاوت موفق شده‌اند آزمایش‌های بنیادی در مورد قاعده بل انجام دهند و نتایج همه آن‌ها تصدیق کننده اصول آن بوده است.

یکی از این مطالعات به سرپرستی کریستر شالام (Krister Shalm)، فیزیکدان موسسه ملی استاندارد و تکنولوژی در بولدر کلورادو انجام شده است. شالام و همکارانش نوارهای فلزی خاصی را تا دماهای بسیار پایین (که فلزات را به ابر رسانل تبدیل می‌کند) سرد کردند تا مقاومت الکتریکی آن‌ها از بین برود. سپس با برخورد دادن یک فوتون به این فلز برای کسری از ثانیه مجددا آن را به رسانای معمولی تبدیل کردند و نتایج را مورد بررسی قرار دادند. این تکنیک امکان مشاهده تغییرات جفت در هم تنیده فوتون مورد استفاده را فراهم می‌کند، البته اگر اصولا تغییری درکار باشد.

نتایج این تحقیق که در نشریه Physical Review Letters منتشر شده است اثبات محکمی برای قاعده بل است.

فرانچسکو مارسیلی (Francesco Marsili) همکار مطالعه از آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا (JPL) در پاسادنای کالیفرنیا می‌گوید: “مقاله ما و دو مقاله دیگری که سال گذشته منتشر شد نشان می‌دهد که بل راست گفته است؛ هر مدلی برای جهان که دربرگیرنده متغیرهای پنهان باشد باید وجود ذرات در هم تنیده‌ای را که همدیگر را از راه دور تحت تاثیر قرار می‌دهند، بپذیرد.”

یکی از مقامات ناسا دراین باره می‌گوید: “این یافته‌ها به صورت عملی نیز کاربرد های فراوانی دارد.«نانوسیم‌های ابررسانای آشکار‌ساز فوتون» (SNSPDs) که در شرکت‌های زیر مجموعه ناسا ساخته شده و در تحقیق شالم و همکارانش مورد استفاده قرار گرفته است، می‌تواند در رمزنگاری و ارتباطات عمقی فضا مورد استفاده قرار گیرد. ماموریت کاوشگر LADEE (کاوشگر گرد و غبار اتمسفر و محیط ماه) که از اکتبر ۲۰۱۳۳ تا آوریل ۲۰۱۴ در مدار ماه قرار داشت، در اثبات پتانسیل‌های ارتباطی این روش بسیار موثر بوده است.

به گفته ناسا در این پروژه ثابت شد که می‌توان لیزرهای ارتباطی حساسی ساخت که تبادل مقادیر بیشتری از اطلاعات با کاوشگرهای فضایی در مکان‌های بسیار دور را امکان پذیر می‌کنند.

منبع: livescience.com

کانال علمی کیهانشناسی و‌کوانتوم ⬇️⬇️⬇️
@persiancosmology
Forwarded from کانال علمی، آموزشی ویدوآل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کشتی فضایی آینده ناسا

تلاشی برای سفری سریع‌تر از سرعت نور

@vidoal | مغزتو شارژ کن
@selfknowledgee👌👍👇

شگفتا که ظن غالب عده ی زیادی ، از غرب و تمدن مدرن و متجددش ، دنیای ولنگار و بی مبالات و بی اخلاق مردمانی است که دائم یا به بطر مشروب می پردازند و یا ده پانزده باری در طول روز از خجالت تن هم در می آیند !

فخرالدین شادمان از جمله روشنفکران گمنام بعد از جنگ جهانی دوم ، در مورد فکلی ها ( که به استهزا به آنهایی اتلاق می کرد که از تجدد ادا و اصول و لباس پوشیدن و رقص و دیسکو و کاباره اش را شناخته اند ! ) می نویسد :

" فکلی ایرانی شهوت پرست کوته نظری است که گمان می برد که تمدن فرنگی همه رقص ِ گونه بر گونه و قمار کردن و به میخانه پر از قیل و قال و دود و دم رفتن است و خبر ندارد که اساس تمدن فرنگی ، مطالعه و درس و بحث و به قصد کسب معلومات به قطب سفر کردن و صحرا نوردیدن و لغات شاهنامه را یکایک شمردن و جای هر یک را نشان دادن و بیش از بیست سال بر سر ترجمه ی مثنوی به انگلیسی زحمت کشیدن و سر چشمه ی نیل کشف کردن و این قبیل کارهاست . نه شب و روز رقصیدن و شراب نوشیدن . "

منبع:

روشنفکران ایرانی و غرب
دکتر مهرزاد بروجردی
صفحه 98
نشر فرزان
چاپ پنجم



پی‌نوشت:

شادمان اینها را در سال 1326 ، یعنی 69 سال پیش در توصیف برداشت های سطحی عده ای می نویسد که به نظر هنوز نسل‌شان منقرض نشده است . چرا که عده‌ای از ماها هنوز فکر می‌کنیم این کفار لخت و پاپتی ، نه پایبندی به ناموس دارند و نه اخلاق سرشان می شود ... در حالی که که نگاه کوتاه و منصفانه ای به واقعیت های پیرامون ، نشانمان می دهد که انگار همین اطراف خودمان و در مرز پور گوهرمان است که شیطان میهمان سوم محیط سربسته ای می شود که دو نا محرم در آنند !


https://telegram.me/SaeedSedghiChannel
موسیقی همانا تصور و تجسم حقایق درونی جهان و بیان آنی احساسات همگانی است.
آرتور شوپنهاور @ketabeakhar
Ketabakhar کتابِ آخر
موسیقی همانا تصور و تجسم حقایق درونی جهان و بیان آنی احساسات همگانی است. آرتور شوپنهاور @ketabeakhar
Die Musik ist eine so große und überaus herrliche Kunst, wirkt so mächtig auf das Innerste des Menschen, wird dort so ganz und so tief von ihm verstanden, als eine ganz allgemeine Sprache, deren Deutlichkeit sogar die der anschaulichen Welt übertrifft.
Arthur Schopenhauer , W I 302
متن كامل الماني
عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند
جانها در اصل خود عیسی‌دمند
یک زمان زخمند و گاهی مرهمند
گر حجاب از جانها بر خاستی
گفت هر جانی مسیح‌آساستی

مثنوی_مولانا

یک جمله می تواند یک دنیا را به خرابی بکشاند و جمله ای دیگر می تواند روباه های مرده( انسان های ضعیف النفس) را تبدیل به شیر ( انسان های قوی النفس) کند.
جان انسان در اصل دم عیسوی دارد ولی گاهی با کلام خود زخم می زنند و گاهی مرهم می شوند.
اگر حجاب از مقابل جان انسان ها کنار برود, کلامی که از هر انسانی صادر می شود, خاصیت مسیح گونه دارد.

حضرت مولانا در این ابیات اشاره به قدرت کلام هر انسانی دارند. متاسفانه ما آن قدر به قدرت واژه هایی که از ما صادر می شوند اعتقاد نداریم و زبان خود را به هر حرف بی ارزش ولی قوی باز می کنیم, نمی دانیم که چه قدر این واژها می توانند بر روی دیگران و خودمان تاثیر داشته باشند. کافیه یک روز تمام حرفهایی که می زنیم را بنویسیم یا ضبط کنیم و شب به آنها گوش کنیم, چه قدر از این جملات مثبت, امیدوار کننده, راهنما, انگیزه بخش, مرهم و دلگرم کننده برای دیگران و خود ما هستند؟
زبان, این تکه گوشت چند گرمی چه قدر زیاد در زندگی ما و دیگران موثر است ولی کمترین توجه را به تاثیرات آن می کنیم.
یک سلام محکم همراه با نگاه مهربان می تواند کل روز یک نفر را تغییر دهد و یک واژه خیلی ساده مثل نمی توانی قادر است تمام توان یک نفر را تخلیه کند و آن فرد چه قدر باید تا شب با خود درگیر شود تا بتواند موج منفی کلام ما را خنثی کند, و شاید هم نتواند.
چرا افسار این زبان را به دست نمی گیریم؟ باور کنیم که حرف نزدن بسیار بهتر از حرف بی ارزش زدن است.
کلام و واژهایی که معنی و مفهوم آن را می فهمیم ,ذهن ما را برنامه ریزی می کند.
با حرف بی ارزش و منفی, ویروس فکری وارد مغز خودمان نکنیم. لزومی نداره با کسانی که نفسشون سرده و از زدن حرف مفت هیچ دریغی ندارند نشست و برخاست کنیم. همانطور که وقتی کسی سرماخوردگی دارد باید از او فاصله بگیریم, وقتی کسی حرف بی ارزش می زند از او دوری کنیم.
الان با وجود شبکه های مجازی این وضعیت به شدت تشدید شده. همه ما نسبت به آنچه که در این فضا ارسال می کنیم مسئولیم.
کلام مثبت, همانند آنتی ویروس بر روی مغز انسان نصب می شود و هر روز باید این آنتی ویروس را به روزرسانی کنیم با شنیدن و خواندن کلام های خوب.

با آرزوی بهترین ها برای شما دوست و همراه گرامی

( منبع از سايت مولانا)