خود-شناس(Selfknowledge)
160 subscribers
1.94K photos
314 videos
14 files
234 links
𝚝𝚑𝚎 𝚠𝚘𝚛𝚕𝚍 𝚊𝚏𝚝𝚎𝚛 𝚖𝚎
𝙽.𝙰
Download Telegram
Forwarded from ILIA HASHEMI
یک تجربه‌ی مشترک در میان دریانوردان وجود دارد که اگر در مسیر به طوفان برخورد کردید، باید تا پایان طوفان از یکدیگر محافظت کنید زیرا طوفان از کنترل شما خارج است.

گاهی شرایط سیاسی برای مدت کوتاهی از کنترل ما خارج می‌شود، در این زمان نباید بگوییم چرا طوفان شد یا مثلاً از طوفان نمی‌شود عبور کرد، بلکه می‌بایست پشت یکدیگر باشیم تا در زمان مناسب، کنترل را دوباره به دست بگیریم.

امروز، ما دلگرمی و امید زندانیان سیاسی هستیم، کسانی که وقتی برای آینده‌ای بهتر از تمام جان خود مایه گذاشتند، ایمان داشتند که یک ایران پشت آنان است.

چطور می‌شود هنگامی که دیگران اینطور به ما ایمان دارند و به امید ما شب را به صبح می‌رسانند، حرف از ناامیدی بزنیم؟

مگر امید چیست؟ آیا نمی‌بینید که ما زنده ماندیم که شاهد روزهایی باشیم که قول آن را به یکدیگر داده بودیم؟ به تیترها اهمیت ندهید، به تحلیل زرد و صحبت نابلدانِ هیجان زده هم اعتماد نکنید، این کشتی، به ساحل امن خواهد رسید.

@iliaen
Audio
🎈 عنوان صدا : Hypnotic Techno Vol.6 | Recondite | Orion | Rødhåd

:

«پس زمان چیست؟
اگر هیچ‌کس از من نپرسد، می‌دانم؛
اما اگر بخواهم برای کسی که می‌پرسد توضیح دهم، دیگر نمی‌دانم.»

:
ما زمان را شهودی تجربه می‌کنیم—گذشته، حال، آینده را حس می‌کنیم—اما وقتی می‌خواهیم دقیق تعریفش کنیم، انگار از دستمان فرار می‌کند.

این حرف جالب است چون با چیزی که تو گفتی («الان هم الان نیست») خیلی هم‌جهت است.
به‌محض اینکه بگویی «الان»، همان لحظه گذشته است.
یعنی «حال» شاید اصلاً نقطه‌ای باشد بدون امتداد؛ مرزی بین گذشته و آینده
خود-شناس(Selfknowledge)
وقتی امیدهای سیاسی رنگ می‌بازند فشار می‌آورند بر امیدهای اجتماعی؛ بر خواب، بر خوراک، بر صبح و ظهر و شب؛ بر گردنی که به نیابت از اعصاب درد می‌کشد. فشار می‌آورند تا بفهمی سیاست جدا از زندگی نیست؛ جدا از رخت‌خواب نیست، جدا از بوسیدن و بوسیده شدن، جدا از عشق…
امید هم وابسته به زمانه؟»

از یک طرف، امید همیشه رو به آینده است.
تو برای چیزی که گذشته امید نداری؛ برای چیزی امید داری که هنوز نیامده.
پس بدون مفهوم زمان، امید هم معنای زیادی ندارد.

اما از طرف دیگر، امید فقط منتظرِ گذر زمان نیست.
صرف اینکه زمان بگذرد، لزوماً چیزی بهتر نمی‌شود.
گاهی آدم ۱۰ سال صبر می‌کند و هیچ چیز عوض نمی‌شود؛
گاهی در یک لحظه، همه‌چیز تغییر می‌کند.

شاید بهتر باشد بگوییم:

امید به خودِ زمان وابسته نیست،
به امکانِ تغییر در زمان وابسته است.

یعنی امید از این فکر می‌آید که:
«الان هرچه هست، قرار نیست تا ابد همین بماند.»

و این خودش جالب است—اگر زمان را حذف کنی، نه امید می‌ماند، نه پشیمانی، نه انتظار، نه ترس.
همه‌شان فرزندان زمان‌اند
از جنگِ خانه گفتند.. از مصلحت به کشتار!
تو «حافظه ی زخمی!» در دادگاهِ انکار


#No2ir
👍1
🎯 تنهایی قدم‌زدن در طبیعت باعث می‌شود کمتر احساس تنهایی کنید

🔴 امروزه، احساس فراگیر تنهایی به یکی از تهدیدهای مهم سلامت عمومی و فردی در سراسر جهان تبدیل شده است. بر اساس گزارش جهانی شادی در سال ۲۰۲۳، حدود ۱۹درصد از جوانان جهان اعلام کردند «هیچکس» را ندارند که بتوانند به او تکیه کنند؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۰۶، ۳۹درصد افزایش را نشان می‌دهد. مطالعات مختلف پیوندِ جدی احساس مزمن تنهایی را با مرگ زودرس، زوال عقل، بیماری‌های قلبی‌عروقی نشان داده‌اند. تنهایی در سطح اجتماعی نیز معضلی عظیم است، زیرا با انواع خشونت و افراط‌گرایی سیاسی ارتباط دارد.

🔴 اگرچه تحقیقات بی‌شماری آثار مخرب تنهایی را در سال‌های اخیر آشکار کرده‌اند، تلاش‌ها برای رفع این مشکل تا به امروز چندان اثربخش نبوده‌اند. شاید بخشی از این مشکل ناشی از ماهیت بسیار پیچیدۀ این احساس باشد.

اغلب راه‌حل‌هایی که برای احساس تنهایی طراحی شده‌اند، بر «افزایش و تقویت پیوندهای اجتماعی» تمرکز دارند. اما معضلی بزرگ در این مسیر وجود دارد: چنانکه محقق بزرگ، جان کاسیوپو، نشان داده است، احساس تنهایی لزوماً ناشی از فقدانِ روابط اجتماعی نیست. چه بسا فردی دارای روابط اجتماعی بسیار گسترده‌ای باشد، اما شدیداً هم احساس تنهایی کند. به‌همین‌دلیل، برنامه‌هایی که آدم‌های تنها را به ورود به جمع‌های تازه ترغیب می‌کند، لزوماً به کاهش احساس تنهایی آن‌ها نمی‌انجامد.

یوهان کوتیس هوف، جامعه‌شناس نروژی، به راه‌حلی نوآورانه برای این معضل می‌اندیشید. او تلاش کرد رابطۀ احساس تنهایی را با مفهومی بسنجد که تا امروز کمتر مورد توجه بوده است: «پیوند با طبیعت».

چند تحقیق، از جمله پژوهش عظیم آیانا مارکِویچ، روان‌شناس اوکراینی، نشان داده‌اند که «احساس تعلق» به مکان‌ها با احساس تنهایی رابطۀ معکوس دارد. به‌عبارت دیگر، اگر فرد با یک خانه، خیابان، عبادتگاه یا محل تجمع در محله یا شهرش پیوندِ احساسی عمیقی داشته باشد، کمتر احساس تنهایی خواهد کرد، و این چندان ربطی به این ندارد که دیگر آدم‌ها چقدر در زندگی‌‌اش حضور دارند. هوف به این فکر کرد که آیا چنین رابطه‌ای در پیوند با طبیعت هم برقرار است؟ سوال او چنین بود: آیا کسانی که به یک محیط طبیعی دل می‌بندند کمتر احساس تنهایی می‌کنند؟

هوف پیمایشی را در ساحل دریاچۀ میوسا، یکی از محبوب‌ترین مقاصدِ طبیعت‌گردی در نروژ، اجرا کرد. او از شرکت‌کنندگان دربارۀ پیوند احساسی‌شان با طبیعت، ارتباطشان با دریاچه و میزان احساس تنهایی‌شان پرسید.

نتایج جالب‌توجه و خیره‌کننده بودند: همبستگی معکوسِ قدرتمندی میان پیوند با طبیعت و احساس تنهایی وجود داشت. اما این نتیجه در میان کسانی بسیار بارز بود که صرفاً به قصدِ لذت‌بردن از طبیعت به دریاچۀ میوسا آمده بودند و به کارهایی مثل پیاده‌روی آرام، نگاه‌کردن به درختان و پرندگان، یا بوکردن گل‌ها مشغول بودند. در مقابل، چنین نتیجه‌ای برای کسانی که برای ورزش، تمرین یا قرارهای کاری به کنار دریاچه آمده بودند، مصداق نداشت. هوف می‌نویسد: «وقتی خود را بخشی از طبیعت می‌بینید، احساس تعلقی عمیق در شما شکل می‌گیرد».

تحقیقِ هوف نکته‌ای تناقض‌آمیز و جالب را آشکار می‌کند: اگر احساس تنهایی می‌کنید و قصد دارید به دل طبیعت بروید، شاید بهتر باشد به جای آنکه همسفرانی پیدا کنید، خودتان به‌تنهایی بروید.

📌 آنچه خواندید مروری است بر مطلب How Lonely Walks in Nature Can Make You Feel Less Alone نوشتۀ جیک کوری، که در وب‌سایت ناتیلوس منتشر شده است.

@tarjomaanweb

https://t.me/tarjomaanweb/16781
Audio
🎈 عنوان صدا : Hypnotic Techno Vol.9 | KAS:ST | Tkivilsaari
🔅

بهشت را در موسیقی جستجو کنید
جهنم را در کتب مقدس...
👍2