This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جشن تولد بندر هامبورگ - ۲۰۲۶
دومین و حیاتیترین بندر اروپا که وابستگی زیادی به تنگه هرمز دارد …
#freeIran
دومین و حیاتیترین بندر اروپا که وابستگی زیادی به تنگه هرمز دارد …
#freeIran
سوریه وارد سیستم بانک جهانی پول شد!
نوبت ایران هم میرسه..
https://youtube.com/shorts/LfBEj2UjqHE?is=KuFywg1tf3YCltFO
نوبت ایران هم میرسه..
https://youtube.com/shorts/LfBEj2UjqHE?is=KuFywg1tf3YCltFO
YouTube
🟥 عمليات الدفع الإلكتروني في #سوريا عبر شبكات فيزا وماستر كارد العالمية بدأ بها وزير الاتصالات الس
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
آیدا عقیلی
صنم پوربابایی
طاها هوشیار
سه جاویدنامان دی ماه..
جنگ علیه خود
جنگ علیه فراموشیست
جنگ ها و صلح ها میروند و میایند. این حافظه تاریخییست که سرنوشت ها و تاریخ را باز مینویسد..
صنم پوربابایی
طاها هوشیار
سه جاویدنامان دی ماه..
جنگ علیه خود
جنگ علیه فراموشیست
جنگ ها و صلح ها میروند و میایند. این حافظه تاریخییست که سرنوشت ها و تاریخ را باز مینویسد..
Audio
🎈 عنوان صدا : Afro House 2026 | Deep Melodic Set | Black Coffee Style Vol. 3 ☕️
Audio
🎵 Waking Up | در آن بهشت شادی , بگذار وطنم بیدار شود | Persian Deep House
👤 خواننده: Lingual Melodies, A Persian Fusion Musical Journey
👤 خواننده: Lingual Melodies, A Persian Fusion Musical Journey
Audio
🎈 عنوان صدا : AEREA @ DSTRKT, Berlin | BCCO x Hot Meal Festival
05.2026
05.2026
Forwarded from خود-شناس(Selfknowledge)
Audio
🎈 عنوان صدا : KAROL G, Greg Gonzalez - Después de ti (Visualizer)
🔅
🔅
یک روز دیگر بیدار میشوم
صبحانه میخورم، اما هیچ طعمی ندارد
از وقتی تو اینجا نیستی
زندگی برایم پیچیده شده
درس خواندن برایم سخت شده
دیگر نمیتوانم بخوابم
دوستانم مرا میبینند و از تو میپرسند
و من دیگر نمیدانم چه بگویم
از دروغ گفتن خسته شدهام
دیگر خودم را مثل قبل نمیبینم
همهچیز بدون تو اشتباه است
فقط میتوانم بگویم
که بیش از حد دوستت داشتم
و نبودنت را حس میکنم
تو و آن نگاه سردت را
که وقتی مرا میدیدی گرم میشد
حالا با سرعت در همان خیابان همیشگی میروم
و به چیزهایی فکر میکنم که نباید
آخر بعد از تو
زندگی برایم تمام شد
یاد نگرفتهام بدون همراهیات زندگی کنم
با این درد، خیال میبافم
که هنوز اینجایی
کنارم
که هنوز مراقبم هستی
میخواهم کسی به من بگوید
که همهی اینها دروغ است
همه دعوتم میکنند بیرون بروم
اما میگویم سرم شلوغ است
و فقط به آخرین گلهایی نگاه میکنم
که به من دادی،
هرچند پژمردهاند
به من نگویید چه کنم
یا چه احساسی داشته باشم
حرف زدن آسان است
وقتی جای من نیستید
این فقط غم نیست
اشتیاقِ مُردن است
دیگر خودم را مثل قبل نمیبینم
همهچیز بدون تو اشتباه است
فقط میتوانم بگویم
که بیش از حد دوستت داشتم
و نبودنت را حس میکنم
تو و آن نگاه سردت را
که وقتی مرا میدیدی گرم میشد
حالا با سرعت در همان خیابان میروم
و به چیزهایی فکر میکنم که نباید
بعد از تو
زندگیام تمام شد
بدون تو زندگی کردن را بلد نیستم
با این درد، خیال میسازم
که هنوز اینجایی
کنارم
که هنوز مراقبم هستی
میخواهم کسی به من بگوید
که همهی اینها دروغ است
که تو در این زندگی و آن زندگی
کنارم خواهی بود
و هنوز بوسههایی برای خداحافظی باقی مانده است…
Un día más que me levanto, desayuno y no me sabe a nada
Desde que tú no estás aquí la vida se me ha vuelto complicada
Me cuesta tanto estudiar, ya no puedo dormir
Mis amigos me ven y me preguntan por ti
Ya no sé qué decirles, me cansé de mentirles
Ya no me veo igual
Todo sin ti está mal
Solo queda decir
Que te quise de más
Y me haces falta tú y tu mirada fría
Que se calentaba cuando me veías
Ahora voy a cien por la misma avenida
Voy pensando en cosas que no debería
Es que después de ti se me acabó la vida
No aprendo a vivir sin tu compañía
Por este dolor fabrico fantasías de que estás aquí
Conmigo todavía, que todavía me cuidas
Quiero que alguien me diga que todo esto es mentira
Todos me llaman pa salir, pero les digo que estoy ocupada
Mirando las últimas rosas que me diste aunque están marchitadas
No me digan qué hacer ni lo que debo sentir
Es tan fácil hablar cuando no te pasa a ti
Esto no es estar triste, son ganas de morirse
Ya no me veo igual
Todo sin ti está mal
Solo queda decir
Que te quise de más
Y me haces falta tú y tu mirada fría
Que se calentaba cuando me veías
Ahora voy a cien por la misma avenida
Voy pensando en cosas que no debería
Es que después de ti se me acabó la vida
No aprendo a vivir sin tu compañía
Por este dolor fabrico fantasías de que estás aquí
Conmigo todavía, que todavía me cuidas
Quiero que alguien me diga que todo esto es mentira
Que vas a estar conmigo en esta y la otra vida
Que todavía nos quedan besos de despedida
صبحانه میخورم، اما هیچ طعمی ندارد
از وقتی تو اینجا نیستی
زندگی برایم پیچیده شده
درس خواندن برایم سخت شده
دیگر نمیتوانم بخوابم
دوستانم مرا میبینند و از تو میپرسند
و من دیگر نمیدانم چه بگویم
از دروغ گفتن خسته شدهام
دیگر خودم را مثل قبل نمیبینم
همهچیز بدون تو اشتباه است
فقط میتوانم بگویم
که بیش از حد دوستت داشتم
و نبودنت را حس میکنم
تو و آن نگاه سردت را
که وقتی مرا میدیدی گرم میشد
حالا با سرعت در همان خیابان همیشگی میروم
و به چیزهایی فکر میکنم که نباید
آخر بعد از تو
زندگی برایم تمام شد
یاد نگرفتهام بدون همراهیات زندگی کنم
با این درد، خیال میبافم
که هنوز اینجایی
کنارم
که هنوز مراقبم هستی
میخواهم کسی به من بگوید
که همهی اینها دروغ است
همه دعوتم میکنند بیرون بروم
اما میگویم سرم شلوغ است
و فقط به آخرین گلهایی نگاه میکنم
که به من دادی،
هرچند پژمردهاند
به من نگویید چه کنم
یا چه احساسی داشته باشم
حرف زدن آسان است
وقتی جای من نیستید
این فقط غم نیست
اشتیاقِ مُردن است
دیگر خودم را مثل قبل نمیبینم
همهچیز بدون تو اشتباه است
فقط میتوانم بگویم
که بیش از حد دوستت داشتم
و نبودنت را حس میکنم
تو و آن نگاه سردت را
که وقتی مرا میدیدی گرم میشد
حالا با سرعت در همان خیابان میروم
و به چیزهایی فکر میکنم که نباید
بعد از تو
زندگیام تمام شد
بدون تو زندگی کردن را بلد نیستم
با این درد، خیال میسازم
که هنوز اینجایی
کنارم
که هنوز مراقبم هستی
میخواهم کسی به من بگوید
که همهی اینها دروغ است
که تو در این زندگی و آن زندگی
کنارم خواهی بود
و هنوز بوسههایی برای خداحافظی باقی مانده است…
Un día más que me levanto, desayuno y no me sabe a nada
Desde que tú no estás aquí la vida se me ha vuelto complicada
Me cuesta tanto estudiar, ya no puedo dormir
Mis amigos me ven y me preguntan por ti
Ya no sé qué decirles, me cansé de mentirles
Ya no me veo igual
Todo sin ti está mal
Solo queda decir
Que te quise de más
Y me haces falta tú y tu mirada fría
Que se calentaba cuando me veías
Ahora voy a cien por la misma avenida
Voy pensando en cosas que no debería
Es que después de ti se me acabó la vida
No aprendo a vivir sin tu compañía
Por este dolor fabrico fantasías de que estás aquí
Conmigo todavía, que todavía me cuidas
Quiero que alguien me diga que todo esto es mentira
Todos me llaman pa salir, pero les digo que estoy ocupada
Mirando las últimas rosas que me diste aunque están marchitadas
No me digan qué hacer ni lo que debo sentir
Es tan fácil hablar cuando no te pasa a ti
Esto no es estar triste, son ganas de morirse
Ya no me veo igual
Todo sin ti está mal
Solo queda decir
Que te quise de más
Y me haces falta tú y tu mirada fría
Que se calentaba cuando me veías
Ahora voy a cien por la misma avenida
Voy pensando en cosas que no debería
Es que después de ti se me acabó la vida
No aprendo a vivir sin tu compañía
Por este dolor fabrico fantasías de que estás aquí
Conmigo todavía, que todavía me cuidas
Quiero que alguien me diga que todo esto es mentira
Que vas a estar conmigo en esta y la otra vida
Que todavía nos quedan besos de despedida
Audio
, [Jun 4, 2026 at 19:32]
🎈 عنوان صدا : Homayoun Shajarian & Anoushirvan Rohani - Ey Yare Man (همایون شجریان و انوشیروان روحانی - ای یار من)
🎈 عنوان صدا : Homayoun Shajarian & Anoushirvan Rohani - Ey Yare Man (همایون شجریان و انوشیروان روحانی - ای یار من)
...
یک پدیدهی عام بشری
هیچ لازم نیست که حس تنهایی را من توصیف کنم؛ از همان کودکی با تنهایی آشنایید، از آن روزی که یکهو متوجه شدید همه هم بازی دارند جز شما؛ از همان سرشبی که میخواستید با کسی بگذرانید، ولی تنها ماندید. از آن مهمانی که حتی یک نفر آشنا هم در آن نبود، یا از آدمهایی که داشتند با هم اختلاط میکردند، از آن شبی که کنار عشقتان گذراندید و خیلی خوب می دانستید که همه چیز بین.تان تمام شده است؛ از آن لحظهای که تنها ماندید در آپارتمان خالی، وقتی او برای همیشه رفته بود.
همیشه شاید بابت عشق بهایی بپردازید، و تنهایی بخشی از آن است. هر کسی که عاشق باشد، یا به کسی فکر کند، در غیاب آن فرد، وقتی که چه جسمانی چه عاطفی ترک میشود، تنهایی را تجربه خواهد کرد. البته شما میتوانید رابطهای صمیمی و نزدیک با دیگران نداشته باشید تا آسیب پذیری تان را به حداقل برسانید؛ اما بهایی که می پردازید چه بسا تجربه ی تنهایی ِ بزرگتری باشد.
تنهایی شما را آشکارا از دیگران جدا میکند، حتی میشود گفت شما را از خودتان هم جدا میکند ـ از وجوه اساسی شخصیتتان که فقط بهواسطهی روابط با بقیه شکل میگیرد و رشد میکند.
استاندال مینویسد: «همه چیز میتواند در خلوت و انزوا بهدست آید، جز شخصیت آدمی؛ اما چیزهای دیگری جز شخصیت هم هست که در تنهایی بهدست نمیآید. اصولاً نمیتوان در تنهایی و انزوا انسان شد.»
این ارتباطهای ما با دیگران و چیزهایی که در کنارشان تجربه میکنیم است که انسانیتمان را شکل میدهد؛ همانطور که سی. اس. لوئیس میگوید: «آن لحظه که به خودآگاهی کامل میرسیم، تنهایی را درک میکنیم. ما از حیث جسمانی، عاطفی و عقلانی به دیگران محتاجیم. اگر قرار است هر چیزی یا حتی خودمان را درک کنیم و بشناسیم، به دیگران نیاز داریم.»
حالا قدمی پیش برویم: نه تنها نیازمند دیگرانیم، بلکه دوست داریم آنها هم محتاج ما باشند...
فلسفه ی تنهایی: صفحه 12 تا 13
نوشته : لارس اسونسن
ترجمه : شادی نیک رفعت
نشر گمان
@selfknowledgee
یک پدیدهی عام بشری
هیچ لازم نیست که حس تنهایی را من توصیف کنم؛ از همان کودکی با تنهایی آشنایید، از آن روزی که یکهو متوجه شدید همه هم بازی دارند جز شما؛ از همان سرشبی که میخواستید با کسی بگذرانید، ولی تنها ماندید. از آن مهمانی که حتی یک نفر آشنا هم در آن نبود، یا از آدمهایی که داشتند با هم اختلاط میکردند، از آن شبی که کنار عشقتان گذراندید و خیلی خوب می دانستید که همه چیز بین.تان تمام شده است؛ از آن لحظهای که تنها ماندید در آپارتمان خالی، وقتی او برای همیشه رفته بود.
همیشه شاید بابت عشق بهایی بپردازید، و تنهایی بخشی از آن است. هر کسی که عاشق باشد، یا به کسی فکر کند، در غیاب آن فرد، وقتی که چه جسمانی چه عاطفی ترک میشود، تنهایی را تجربه خواهد کرد. البته شما میتوانید رابطهای صمیمی و نزدیک با دیگران نداشته باشید تا آسیب پذیری تان را به حداقل برسانید؛ اما بهایی که می پردازید چه بسا تجربه ی تنهایی ِ بزرگتری باشد.
تنهایی شما را آشکارا از دیگران جدا میکند، حتی میشود گفت شما را از خودتان هم جدا میکند ـ از وجوه اساسی شخصیتتان که فقط بهواسطهی روابط با بقیه شکل میگیرد و رشد میکند.
استاندال مینویسد: «همه چیز میتواند در خلوت و انزوا بهدست آید، جز شخصیت آدمی؛ اما چیزهای دیگری جز شخصیت هم هست که در تنهایی بهدست نمیآید. اصولاً نمیتوان در تنهایی و انزوا انسان شد.»
این ارتباطهای ما با دیگران و چیزهایی که در کنارشان تجربه میکنیم است که انسانیتمان را شکل میدهد؛ همانطور که سی. اس. لوئیس میگوید: «آن لحظه که به خودآگاهی کامل میرسیم، تنهایی را درک میکنیم. ما از حیث جسمانی، عاطفی و عقلانی به دیگران محتاجیم. اگر قرار است هر چیزی یا حتی خودمان را درک کنیم و بشناسیم، به دیگران نیاز داریم.»
حالا قدمی پیش برویم: نه تنها نیازمند دیگرانیم، بلکه دوست داریم آنها هم محتاج ما باشند...
فلسفه ی تنهایی: صفحه 12 تا 13
نوشته : لارس اسونسن
ترجمه : شادی نیک رفعت
نشر گمان
@selfknowledgee
👍1💯1