خود-شناس(Selfknowledge)
جريان پرده_برداري از ناخودآگاه فرد بسيار دردناك است و ميزان زيادي اضطراب ايجاد مي كند. در جريان اين پرده_برداري است كه ما متوجه مي شويم، هنگامي كه فكر مي كنيم عاشق و با وفا هستيم، وابسته
جريان پرده_برداري از ناخودآگاه فرد بسيار دردناك است و ميزان زيادي اضطراب ايجاد مي كند. در جريان اين پرده_برداري است كه ما متوجه مي شويم، هنگامي كه فكر مي كنيم عاشق و با وفا هستيم، وابسته هستيم؛ زماني كه فكر مي كنيم جز مهرباني و كمك به ديگران كار ديگري نمي كنيم، خودشيفته هستيم؛ و هنگامي كه فكر مي كنيم مي خواهيم آن چه براي ديگران خوب است برايشان انجام دهيم، ساديسم داريم؛ و مي فهميم وقتي فكر مي كنيم حس عدالت_خواهي ما باعث مي شود كه براي ديگران مجازات تعيين كنيم، از ميل تخريب ماست؛ و زماني كه فكر مي كنيم محتاط و واقعگرا هستيم، از بزدلي و جبوني ماست؛ و در حالي كه معتقديم بسيار افتاده و متواضع هستيم، در واقع پر از نخوت و تكبريم؛ و خواهيم فهميد كه به شدت از آزادي گريزانيم، در حالي كه توجيه مي كنيم كه نمي خواهيم به كسي صدمه بزنيم؛ و در مي يابيم كه دورو هستيم، و در حالي كه مي گوييم نمي خواهيم تندخو و بي ادب باشيم؛ و سرانجام كشف مي كنيم كه خائن هستيم، در حالي كه فكر مي كنيم كه مي خواستيم_ايم حقيقت را بگوييم.
در نتيجه به قول گوته، تنها زماني كه بتوانيم *خود را به عنوان كسي بدانيم كه هر جنايت قابل تصوري را مرتكب مي شود* توانسته_ايم به اندازه قابل قبولي ماسك را از چهره_مان برداريم و در جاده_يي قرار بگيريم كه بفهميم كه هستيم.
واژه هاي طلايي از؛
اريش فروم
از كتاب * هنر بودن*
ترجمه؛ حسن نايب آقا
@selfknowledgee
در نتيجه به قول گوته، تنها زماني كه بتوانيم *خود را به عنوان كسي بدانيم كه هر جنايت قابل تصوري را مرتكب مي شود* توانسته_ايم به اندازه قابل قبولي ماسك را از چهره_مان برداريم و در جاده_يي قرار بگيريم كه بفهميم كه هستيم.
واژه هاي طلايي از؛
اريش فروم
از كتاب * هنر بودن*
ترجمه؛ حسن نايب آقا
@selfknowledgee
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
برگرفته از قسمتی از مصاحبه با دکتر علی نیری(مجلهی شهروند) به کوشش جناب مهدی ترابیکیا 👈👈👈
http://shahrvand.com/archives/46724
@Mehbaang
http://shahrvand.com/archives/46724
@Mehbaang
فردا
ساختن واژه ای به نام «فردا» بزرگترین اشتباه انسان بود.
تا زمانی که کودک بی سوادی بودیم و با این واژه آشنایی نداشتیم خوب زندگی میکردیم تمامی احساساتمان ،غم و شادیمان و هرچه داشتیم را همین امروز خرج میکردیم انگار فهمیده تر بودیم، چون همیشه میترسیدیم شاید فردا نباشد از وقتی «فردا » را یاد گرفتیم،همه چیز را گذاشتیم برای فردا. از داشته های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم برای روز مبادا... شاید باید اینگونه «فردا» را معنی کنیم....
«فردا»روزیست که داشته های امروزت را نداری. پس امروز را زندگی کن. فردا حقیقت ندارد.
@selfknowledgee
ساختن واژه ای به نام «فردا» بزرگترین اشتباه انسان بود.
تا زمانی که کودک بی سوادی بودیم و با این واژه آشنایی نداشتیم خوب زندگی میکردیم تمامی احساساتمان ،غم و شادیمان و هرچه داشتیم را همین امروز خرج میکردیم انگار فهمیده تر بودیم، چون همیشه میترسیدیم شاید فردا نباشد از وقتی «فردا » را یاد گرفتیم،همه چیز را گذاشتیم برای فردا. از داشته های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم برای روز مبادا... شاید باید اینگونه «فردا» را معنی کنیم....
«فردا»روزیست که داشته های امروزت را نداری. پس امروز را زندگی کن. فردا حقیقت ندارد.
@selfknowledgee
خود-شناس(Selfknowledge)
"بگذارید از این حرف های بی اساس درباره این انسان و آن انسان دست بکشیم؛ این نژاد و آن نژاد و نژاد دیگری که پست هستند و در نتیجه باید در جایگاه پست تری قرار بگیرند؛ از این معیاری که ما برای خودمان تعیین
"بگذارید از این حرف های بی اساس درباره این انسان و آن انسان دست بکشیم؛ این نژاد و آن نژاد و نژاد دیگری که پست هستند و در نتیجه باید در جایگاه پست تری قرار بگیرند؛ از این معیاری که ما برای خودمان تعیین کرده ایم دست بکشیم.
بگذارید از تمام این چیز ها دست بکشیم و بر روی این زمین به عنوانی مردمی واحد به یکدیگر بپیوندیم، تا یکبار دیگر برخیزیم و اعلام داریم که همه انسان ها برابر خلق شده اند."
~ آبراهام لینکلن
بگذارید از تمام این چیز ها دست بکشیم و بر روی این زمین به عنوانی مردمی واحد به یکدیگر بپیوندیم، تا یکبار دیگر برخیزیم و اعلام داریم که همه انسان ها برابر خلق شده اند."
~ آبراهام لینکلن
ايا درخت زيباتر است ؟! يا ما؟!
درخت در همه يه فصل ها زيباست.
ايا ما هم مي توانيم هميشه زيبا باشيم؟
اصلا مي توانيم زيبا بمانيم؟!
🌱🌱. @selfknowledgee
درخت در همه يه فصل ها زيباست.
ايا ما هم مي توانيم هميشه زيبا باشيم؟
اصلا مي توانيم زيبا بمانيم؟!
🌱🌱. @selfknowledgee
خود-شناس(Selfknowledge)
در زير باران رقصيدن و از زندگي لذت بردن ديوانگي نيست، همزمان گريستن و خنديدن سرگرداني نيست، دانستنِ، اينكه پول خوشبختي نمي آورد حماقت نيست، بخشيدن انسانهاي را كه كارهاي خوبي انجام ند
در زير باران رقصيدن و از زندگي لذت بردن ديوانگي نيست،
همزمان توانستنِ گريستن و خنديدن سرگرداني نيست،
دانستنِ، اينكه پول خوشبختي نمي آورد حماقت نيست،
بخشيدن انسانهاي را كه كارهاي خوبي انجام ندادن و پذيرفتن انها همانطور كه هستند از روي سادگي نيست،
با حيوانات صحبت كردن عجيب و غريب نيست،
به ستاره ها لبخند زدن و درختان را به آغوش كشيدن بچگي نيست،
زيباترين چيزها در دنيا را آدم نمي تواند توضيح دهد
نه بيشتر ببينيد و بشنويد، بلكه با قلب هايتان احساس كنيد.
💙⭐️☘🌱🌴
@selfknowledgee
همزمان توانستنِ گريستن و خنديدن سرگرداني نيست،
دانستنِ، اينكه پول خوشبختي نمي آورد حماقت نيست،
بخشيدن انسانهاي را كه كارهاي خوبي انجام ندادن و پذيرفتن انها همانطور كه هستند از روي سادگي نيست،
با حيوانات صحبت كردن عجيب و غريب نيست،
به ستاره ها لبخند زدن و درختان را به آغوش كشيدن بچگي نيست،
زيباترين چيزها در دنيا را آدم نمي تواند توضيح دهد
نه بيشتر ببينيد و بشنويد، بلكه با قلب هايتان احساس كنيد.
💙⭐️☘🌱🌴
@selfknowledgee
خود-شناس(Selfknowledge)
( لايه هاي زخميِ عشق) بي تو بودن در تنهايي هاي مزمن هيچ است بگذار تا تو...... شوم ،،، بگذار تا..... من.....بشوي،،،، عشق در لايه هاي زخمي خود، درونِ اين زندگي بي مفهوم تو را مي جويد،،،
( لايه هاي زخميِ عشق)
بي تو بودن در تنهايي هاي مزمن هيچ است☘
بگذار تا تو...... شوم ،،،☘
بگذار تا..... من.....بشوي،،،،🍁
عشق در لايه هاي زخمي خود، درونِ اين زندگي بي مفهوم تو را مي جويد،،،🍁
بگذار درون هم، .. براي هم.....از عشقِ سرشار از زندگيِ بامفهوم بميريم،،، !🌱
بگذار.... لايه هاي زخميِ اين عشق_ته مانده با تو جان دوباره بگيرد،،،،🌱
در اين دنياي پر دغدغه و مادي:
چه مفهومي بالا تر از تو ،،،🌱
تو يعني عشق،،،،،،🌱
عشق يعني اِنسانيت،،،🌱
انسانيت يعني دوستدار طبيعت و احترام به طبيعت،،،،،،🌱
بگذار به عنوان عشق از اين دنيا كوچ كنيم.🌱
اينها چكيده افكار من هستند،
بگذار باهم و درون هم اغاز و پايان شويم.
💙P💙
@selfknowledgee
بي تو بودن در تنهايي هاي مزمن هيچ است☘
بگذار تا تو...... شوم ،،،☘
بگذار تا..... من.....بشوي،،،،🍁
عشق در لايه هاي زخمي خود، درونِ اين زندگي بي مفهوم تو را مي جويد،،،🍁
بگذار درون هم، .. براي هم.....از عشقِ سرشار از زندگيِ بامفهوم بميريم،،، !🌱
بگذار.... لايه هاي زخميِ اين عشق_ته مانده با تو جان دوباره بگيرد،،،،🌱
در اين دنياي پر دغدغه و مادي:
چه مفهومي بالا تر از تو ،،،🌱
تو يعني عشق،،،،،،🌱
عشق يعني اِنسانيت،،،🌱
انسانيت يعني دوستدار طبيعت و احترام به طبيعت،،،،،،🌱
بگذار به عنوان عشق از اين دنيا كوچ كنيم.🌱
اينها چكيده افكار من هستند،
بگذار باهم و درون هم اغاز و پايان شويم.
💙P💙
@selfknowledgee
Forwarded from My Metal Musics World
@MetalMusics
Silence Again (Silence Pt. II)
😔😭
Falling leaves
In the silence again
Watching you drifting away
Incomplete story we are
دوباره سکوت...
بی هدف و مقصد دورشدن تو را تماشا میکنم ...
ماقصه نمی کاره هستیم...
We are walking through different paths.
داریم به تنهایی در میان مسیرهای مختلفی قدم مذاریم....
The paths saturated with sadness, with grief
مسیرهای اشباع شده از سوگ ، خفگی... از غم
Seeking, searching, bleeding
For the warmth of your fire
سراغ تو میگیرم... به دنبال تو میگردم.... افسرده و داغون... برای آتش و گرمای وجودت
Silent as the moon floating alone
In the abandoned skies
ساکت .. تنها شناور مثل ماه در اسمان رها شده...
Silent, as my cry as it blinds my eyes
Silent, as my heart
سکوت... مثله گریه هایی که چشمانم را کور کردند
سکوت... مثله قلبمممم...
Every time you go you go away
هر موقع که تو میری و .... میرییییی
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
Silence Again (Silence Pt. II)
😔😭
Falling leaves
In the silence again
Watching you drifting away
Incomplete story we are
دوباره سکوت...
بی هدف و مقصد دورشدن تو را تماشا میکنم ...
ماقصه نمی کاره هستیم...
We are walking through different paths.
داریم به تنهایی در میان مسیرهای مختلفی قدم مذاریم....
The paths saturated with sadness, with grief
مسیرهای اشباع شده از سوگ ، خفگی... از غم
Seeking, searching, bleeding
For the warmth of your fire
سراغ تو میگیرم... به دنبال تو میگردم.... افسرده و داغون... برای آتش و گرمای وجودت
Silent as the moon floating alone
In the abandoned skies
ساکت .. تنها شناور مثل ماه در اسمان رها شده...
Silent, as my cry as it blinds my eyes
Silent, as my heart
سکوت... مثله گریه هایی که چشمانم را کور کردند
سکوت... مثله قلبمممم...
Every time you go you go away
هر موقع که تو میری و .... میرییییی
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
۵ نشانه از تبدیل دانش شما به خرد
“خرد همان دانشی ست که به بخشی از وجود شخص تبدیل شده است” اوریسون سوئت ماردن
ما معمولا دوست نداریم اعتراف کنیم که در مورد چیزی اطلاع نداریم یا اینکه اطلاعاتمان اشتباه بوده اند و به همین دلیل، دانش در روان ما خود را بجای خرد جا میزند. بیایید با خودمان صادق باشیم، هر استادی یک روز شاگرد بوده است. از ابتدا ما همه چیز را نمیدانیم، هر چند که نفس ما دوست دارد این گونه بیاندیشد. اطلاعات صرفاَ حقایقی قابل ارجاع هستند تا اینکه توسط تجربه یا ارتقاء آگاهی مان به سطحی بالاتر، تبدیل به خرد شوند. مهم است که همیشه در مورد اینکه در چه نقطه ای از مسیرمان قرار داریم، آگاه وبا خود صادق باشیم. زیرا که این موضوع نه تنها ما را متواضع میکند، بلکه راهی ست که میتوانیم به نسخههای بهتر و یکپارچه تر از خود قدیمیمان مبدل شویم. در زیر ۵ نشانه ای آورده شده که مشخص میکند دانستههای شما درحال تبدیل شدن به خرد میباشند.
دانش
۱- اخلاقیات برای شما امری غریزی ست، بجای آنکه امری دشوار باشد.
“باورهای شما، شما را به انسان بهتری مبدل نمیکند، بلکه این رفتارهای شما هستند که از شما فرد بهتری میسازند.”
همه ما شخصی را میشناسیم که با وجود اینکه ادعا میکند مذهبی ست، اما رفتارش کاملا متضاد با مذهبی ست که از آن میآید. صحبت در مورد آنکه ما چقدر خوب، بخشنده، پذیرا، آگاه و توانا هستیم نشان این است که دانستههای ما هنوز تبدیل به خرد نشده اند. فرد خردمند نیازی به اعلام کردن ندارد که چقدر بزرگ و برجسته ست، بلکه به سادگی خردش در رفتارش هویداست. یک نشانه قطعی افرادی که با خرد بیشتری دست به عمل میزنند این است که همیشه راه متعالی تر را انتخاب میکنند. آنها مهربان، با عشق و همیشه درحال کمک به دیگران هستند و برای این کارها نه تلاش میکنند و نه فکر میکنند که باید به این شکل باشند، بلکه این رفتار غریزی آنهاست.
۲- آموزههای معنوی یا باورهایی که زمانی با وجودتان هماهنگ بودند، دیگر پرمعنا بنظر نمیرسند.
” تلاش برای تعریف خودت درست مانند این است که بخواهی دندانهای خودت را گاز بگیری.” آلن واتس
آیا تابحال این تجربه را داشته اید که پس از ماهها به سراغ یک کتاب معنوی یا یک فیلم که قبلا مورد علاقه تان بوده است بروید و ببینید که محتوای آنها دیگر با وجود و افکارتان هماهنگ نیست ؟ نه به این معنا که با آن موافق نیستید بلکه به این مفهوم که دیگر آن احساس عمیقی که در شما برمیانگیخت را بوجود نمیآورد. در واقع این نشانه آن است که دانستههایی را که زمانی باید یاد میگرفتید در وجودتان تبدیل به خرد شده اند. ما همیشه درحال رشد و بالارفتن به سمت سطوح بالاتر آگاهی هستیم و آنچه در یک سطح برای ما معنادار بود، زمانی که از آن سطح بالاتر رویم ممکن است بی معنا و حتی تا حدودی متناقض بنظر برسد. وقتی که باوری که برای ما قابل درک بوده (باوری که دیگری به ما منتقل کرده بود و خودمان عمیقاَ آنرا درک نکرده بودیم) تبدیل به بخشی از وجود ما میشود، عملاَ درکش برای ما غیرممکن میشود. درست مانند جمله ای که در بالا آوردیم; هنگامیکه بجای آگاه شدن از خرد تبدیل به خرد میشوید، درک این موضوع که ادراک کننده قابل درک شدن نیست در ما بوجود میآید.
دانش
@selfknowledgee
۳– آنچه در گذشته قادر بود در شما یک واکنش عاطفی قوی ایجاد کند، دیگر نمیتواند چنین تاثیری داشته باشد. برای مثال چیزهایی که قبلاَ میتوانستند شما را خشمگین یا ناراحت کنند و بهم بریزند دیگر این قدرت را ندارند بلکه به موقعیتهایی تبدیل میگردند که نفس شما را کمرنگ تر و ضعیف تر میکنند. بنابراین اگر چنین چیزی را تجربه کردید، نمایانگر این است که شما رشد کرده اید و سطح خرد و آگاهی تان ارتقاء یافته است.
۴- دورههایی را تجربه میکنید که کاملا گیج و سردرگم هستید، در مورد اینکه چه کسی هستید و واقعاَ به چه چیزهایی باور دارید. اگر درکی که پیش از این از هویت خود داشتید شروع به تغییر و بهتر شدن کرده باشد، تجربه گیجی و سردرگمیمعمولا اتفاق میافتد. زمانی که وابستگیهای نفس شروع به ناپدید شدن میکنند و سکون و هیچ جای آنها را میگیرد، برای نفسی که تا قبل از این عادت داشته خود را با کمک آن وابستگیها تعریف و قضاوت کند کسالت آور و گیج کننده خواهد بود. خرد واقعی از هیچ برمیخیزد. بنابراین اگر احساس بی حوصلگی میکنید و نسبت به زندگی بی تفاوت شده اید، این نشانه دیگری مبنی بر این است که نفس بیش فعال شما ناامیدانه درحال جستجو برای انجام کاری ست. زمانی که وجود شما از این جایگاه سکون دست بعمل بزند، زندگی مسیر آرام و طبیعی خود را پی میگیرد.
خردمند
۵- شما دیگر تلاشی برای متقاعد کردن هیچ کس در مورد هیچ چیز نمیکنید.
“دانش صحبت میکند و خرد گوش میدهد.” جیمیهندریکس
زمانی که شروع به کشف دروغها، واقعیات پشت پرده و سیستمهای اعتقادی اش
“خرد همان دانشی ست که به بخشی از وجود شخص تبدیل شده است” اوریسون سوئت ماردن
ما معمولا دوست نداریم اعتراف کنیم که در مورد چیزی اطلاع نداریم یا اینکه اطلاعاتمان اشتباه بوده اند و به همین دلیل، دانش در روان ما خود را بجای خرد جا میزند. بیایید با خودمان صادق باشیم، هر استادی یک روز شاگرد بوده است. از ابتدا ما همه چیز را نمیدانیم، هر چند که نفس ما دوست دارد این گونه بیاندیشد. اطلاعات صرفاَ حقایقی قابل ارجاع هستند تا اینکه توسط تجربه یا ارتقاء آگاهی مان به سطحی بالاتر، تبدیل به خرد شوند. مهم است که همیشه در مورد اینکه در چه نقطه ای از مسیرمان قرار داریم، آگاه وبا خود صادق باشیم. زیرا که این موضوع نه تنها ما را متواضع میکند، بلکه راهی ست که میتوانیم به نسخههای بهتر و یکپارچه تر از خود قدیمیمان مبدل شویم. در زیر ۵ نشانه ای آورده شده که مشخص میکند دانستههای شما درحال تبدیل شدن به خرد میباشند.
دانش
۱- اخلاقیات برای شما امری غریزی ست، بجای آنکه امری دشوار باشد.
“باورهای شما، شما را به انسان بهتری مبدل نمیکند، بلکه این رفتارهای شما هستند که از شما فرد بهتری میسازند.”
همه ما شخصی را میشناسیم که با وجود اینکه ادعا میکند مذهبی ست، اما رفتارش کاملا متضاد با مذهبی ست که از آن میآید. صحبت در مورد آنکه ما چقدر خوب، بخشنده، پذیرا، آگاه و توانا هستیم نشان این است که دانستههای ما هنوز تبدیل به خرد نشده اند. فرد خردمند نیازی به اعلام کردن ندارد که چقدر بزرگ و برجسته ست، بلکه به سادگی خردش در رفتارش هویداست. یک نشانه قطعی افرادی که با خرد بیشتری دست به عمل میزنند این است که همیشه راه متعالی تر را انتخاب میکنند. آنها مهربان، با عشق و همیشه درحال کمک به دیگران هستند و برای این کارها نه تلاش میکنند و نه فکر میکنند که باید به این شکل باشند، بلکه این رفتار غریزی آنهاست.
۲- آموزههای معنوی یا باورهایی که زمانی با وجودتان هماهنگ بودند، دیگر پرمعنا بنظر نمیرسند.
” تلاش برای تعریف خودت درست مانند این است که بخواهی دندانهای خودت را گاز بگیری.” آلن واتس
آیا تابحال این تجربه را داشته اید که پس از ماهها به سراغ یک کتاب معنوی یا یک فیلم که قبلا مورد علاقه تان بوده است بروید و ببینید که محتوای آنها دیگر با وجود و افکارتان هماهنگ نیست ؟ نه به این معنا که با آن موافق نیستید بلکه به این مفهوم که دیگر آن احساس عمیقی که در شما برمیانگیخت را بوجود نمیآورد. در واقع این نشانه آن است که دانستههایی را که زمانی باید یاد میگرفتید در وجودتان تبدیل به خرد شده اند. ما همیشه درحال رشد و بالارفتن به سمت سطوح بالاتر آگاهی هستیم و آنچه در یک سطح برای ما معنادار بود، زمانی که از آن سطح بالاتر رویم ممکن است بی معنا و حتی تا حدودی متناقض بنظر برسد. وقتی که باوری که برای ما قابل درک بوده (باوری که دیگری به ما منتقل کرده بود و خودمان عمیقاَ آنرا درک نکرده بودیم) تبدیل به بخشی از وجود ما میشود، عملاَ درکش برای ما غیرممکن میشود. درست مانند جمله ای که در بالا آوردیم; هنگامیکه بجای آگاه شدن از خرد تبدیل به خرد میشوید، درک این موضوع که ادراک کننده قابل درک شدن نیست در ما بوجود میآید.
دانش
@selfknowledgee
۳– آنچه در گذشته قادر بود در شما یک واکنش عاطفی قوی ایجاد کند، دیگر نمیتواند چنین تاثیری داشته باشد. برای مثال چیزهایی که قبلاَ میتوانستند شما را خشمگین یا ناراحت کنند و بهم بریزند دیگر این قدرت را ندارند بلکه به موقعیتهایی تبدیل میگردند که نفس شما را کمرنگ تر و ضعیف تر میکنند. بنابراین اگر چنین چیزی را تجربه کردید، نمایانگر این است که شما رشد کرده اید و سطح خرد و آگاهی تان ارتقاء یافته است.
۴- دورههایی را تجربه میکنید که کاملا گیج و سردرگم هستید، در مورد اینکه چه کسی هستید و واقعاَ به چه چیزهایی باور دارید. اگر درکی که پیش از این از هویت خود داشتید شروع به تغییر و بهتر شدن کرده باشد، تجربه گیجی و سردرگمیمعمولا اتفاق میافتد. زمانی که وابستگیهای نفس شروع به ناپدید شدن میکنند و سکون و هیچ جای آنها را میگیرد، برای نفسی که تا قبل از این عادت داشته خود را با کمک آن وابستگیها تعریف و قضاوت کند کسالت آور و گیج کننده خواهد بود. خرد واقعی از هیچ برمیخیزد. بنابراین اگر احساس بی حوصلگی میکنید و نسبت به زندگی بی تفاوت شده اید، این نشانه دیگری مبنی بر این است که نفس بیش فعال شما ناامیدانه درحال جستجو برای انجام کاری ست. زمانی که وجود شما از این جایگاه سکون دست بعمل بزند، زندگی مسیر آرام و طبیعی خود را پی میگیرد.
خردمند
۵- شما دیگر تلاشی برای متقاعد کردن هیچ کس در مورد هیچ چیز نمیکنید.
“دانش صحبت میکند و خرد گوش میدهد.” جیمیهندریکس
زمانی که شروع به کشف دروغها، واقعیات پشت پرده و سیستمهای اعتقادی اش
تباهی که سالها به خورد ما داده شده میکنیم از اجتماع و زندگی خشمگین و ناامید میشویم. آن گاه شروع میکنیم دانشی را که پذیرش کافی برای آن نیست، به همه افراد حتی آنانی که متوجه نمیشوند و نمیخواهند بشنوند منتقل کرده و این نشر دانش را وظیفه خود تلقی میکنیم. بهتر است بجای متقاعد کردن دیگران با خشم و جدال با آنان، با محبت به آنها کمک کنیم زیرا که هر فرد مسیر مناسب خویش را برای رسیدن به رشد و کمال طی میکند. خرد از محبت و همدلی برای ایجاد انگیزه در دیگران استفاده میکند، درحالیکه دانش معمولا از انتقاد برای تحقیر و بی ارزش کردن دیگران بهره میگیرد.
@selfknowledgee
@selfknowledgee