به او که زندگی در برابرش، "خودکشی" کرد
نامت صادق است؛ هدایتی از قبله و قبیله ی صداقت. صداقتی که در این جهان گرگ صفت خو کرده با دروغ و نامردمی، چندان بیگانه و ناشناخته است که کسانی چون تو را دقیقا به همین جرم راستگو بودن به محکمه ی سخیف و سبک عقل های پوسیده یشان می کشانند. بر تو انگ می زنند و با ذهن کوچک خودشان داوری می کنند.
آری، همه ی این زمان و زمانه و آدم هایش همین هستند؛ یا باید بازی بز و گرگ را آموخت و هم رنگ سفیدی برق دندان طمع و سرخی خون طعمه های جماعت شد و یا عمری در این جهان فحش خورده و به تاریکی خو کرده زیست. جهانی که عاری از عنصر زندگی است.
آری، این جهان پیش از تو مرده بود؛ تویی که سده ها از سرزمینت و مردمانش و فرهنگ به تاراج رفته ی آن جلو بودی، پیشی گرفتی، فهمیدی ماجرا چیست، حقیقت کجاست.
صادق! تو نخواستی در پستوی تاریک خانه ی جهان نهان باشی. همه ی این جهان پستویی تاریک و تار است. همه ی این جهان به درد الفت یافته، یک شب مخوف است.
با بوف کورت، این قلم نوشت و تراوش ذهن اعصار زیستن آدمی، چه می خواستی بگویی؟! شاید باید در سکوتی ژرف فرو رفت و به دور از هر تفسیر و تعبیر و تاویل ادبی و فلسفی و زیباشناسی به تو و زندگیت و جاودانه هایت، نگریست. سکوتی سرشار از ندانستن ها در عین دانستن ها...
🌟 @Iran_Atheist_agnostic
نوجوان بودم که آن را خواندم، سنی نداشتم اما معتادی شدم که انگار بلوغ جنسی و جسمی آن موقع را فراموش کردم تا بیشتر به بلوغ فکری برسم و در بی فکری محض، بفهمم تو چه می گویی.
زندگی؟ زندگی، پیش از مرگ فیزیکی تو، در سلاخ خانه ی مغزهای جلادان آدم نما و آدم های جلاد صفت، بارها خودکشی شده بود. کدام زندگی؟ می گویند تو "خودکشی" کردی! از چه چیز؟ برای چه؟ به کجا؟ می گویم: این زندگی سده هاست که خودکشی شده است.
می گویی: "در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح را در تاریکی می خورد" می گویم: زخم زندگی و زندگی زخمی سال ها و بارهاست که چرکین و نمکین می شود و خود خوری می کند!
من و ما سال ها و عمرها باید از لاشه ی متعفن این زندگی ِ خودکشی شده فرار کنیم و به دنیای زنده و پر از حرف و سکوت "بوف کور و توپ مرواری، فوائد گیاه خواری و رباعیات و ترانه های خیام و نیرنگستان و سگ ولگرد و ده ها نوشته و مقاله و ترجمه های تو" پناه ببریم و قرار بگیریم.
سوگند به صداقتت، هدایت! من و تو و ما، به گریه آورترین شکل ممکن تنهاییم؛ چیزی شبیه همان "آهوی تنها"ی نقاشی هایت...
سروش سکوت
https://telegram.me/Iran_Atheist_agnostic
نامت صادق است؛ هدایتی از قبله و قبیله ی صداقت. صداقتی که در این جهان گرگ صفت خو کرده با دروغ و نامردمی، چندان بیگانه و ناشناخته است که کسانی چون تو را دقیقا به همین جرم راستگو بودن به محکمه ی سخیف و سبک عقل های پوسیده یشان می کشانند. بر تو انگ می زنند و با ذهن کوچک خودشان داوری می کنند.
آری، همه ی این زمان و زمانه و آدم هایش همین هستند؛ یا باید بازی بز و گرگ را آموخت و هم رنگ سفیدی برق دندان طمع و سرخی خون طعمه های جماعت شد و یا عمری در این جهان فحش خورده و به تاریکی خو کرده زیست. جهانی که عاری از عنصر زندگی است.
آری، این جهان پیش از تو مرده بود؛ تویی که سده ها از سرزمینت و مردمانش و فرهنگ به تاراج رفته ی آن جلو بودی، پیشی گرفتی، فهمیدی ماجرا چیست، حقیقت کجاست.
صادق! تو نخواستی در پستوی تاریک خانه ی جهان نهان باشی. همه ی این جهان پستویی تاریک و تار است. همه ی این جهان به درد الفت یافته، یک شب مخوف است.
با بوف کورت، این قلم نوشت و تراوش ذهن اعصار زیستن آدمی، چه می خواستی بگویی؟! شاید باید در سکوتی ژرف فرو رفت و به دور از هر تفسیر و تعبیر و تاویل ادبی و فلسفی و زیباشناسی به تو و زندگیت و جاودانه هایت، نگریست. سکوتی سرشار از ندانستن ها در عین دانستن ها...
🌟 @Iran_Atheist_agnostic
نوجوان بودم که آن را خواندم، سنی نداشتم اما معتادی شدم که انگار بلوغ جنسی و جسمی آن موقع را فراموش کردم تا بیشتر به بلوغ فکری برسم و در بی فکری محض، بفهمم تو چه می گویی.
زندگی؟ زندگی، پیش از مرگ فیزیکی تو، در سلاخ خانه ی مغزهای جلادان آدم نما و آدم های جلاد صفت، بارها خودکشی شده بود. کدام زندگی؟ می گویند تو "خودکشی" کردی! از چه چیز؟ برای چه؟ به کجا؟ می گویم: این زندگی سده هاست که خودکشی شده است.
می گویی: "در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح را در تاریکی می خورد" می گویم: زخم زندگی و زندگی زخمی سال ها و بارهاست که چرکین و نمکین می شود و خود خوری می کند!
من و ما سال ها و عمرها باید از لاشه ی متعفن این زندگی ِ خودکشی شده فرار کنیم و به دنیای زنده و پر از حرف و سکوت "بوف کور و توپ مرواری، فوائد گیاه خواری و رباعیات و ترانه های خیام و نیرنگستان و سگ ولگرد و ده ها نوشته و مقاله و ترجمه های تو" پناه ببریم و قرار بگیریم.
سوگند به صداقتت، هدایت! من و تو و ما، به گریه آورترین شکل ممکن تنهاییم؛ چیزی شبیه همان "آهوی تنها"ی نقاشی هایت...
سروش سکوت
https://telegram.me/Iran_Atheist_agnostic
Telegram
کانون آگنوستیک ها و آتئیست های ایران
کانال تلگرام پیچ کانون آگنوستیک ها و آتئیست های ایران در فیسبوک
فیسبوک: facebook.com/Iran.Atheist.agnostic
توییتر: twitter.com/kanoon_atheists
"ذهنت را باز و فکر کن، ریسک تفکر را به جان بخر
اینگونه شادی، حقیقت، زیبایی و آگاهی بیشتری به سمت تو می آید."
فیسبوک: facebook.com/Iran.Atheist.agnostic
توییتر: twitter.com/kanoon_atheists
"ذهنت را باز و فکر کن، ریسک تفکر را به جان بخر
اینگونه شادی، حقیقت، زیبایی و آگاهی بیشتری به سمت تو می آید."
شاید بهتر باشه قبل از این که بخواییم پدر یا مادر خوبی باشیم ، یه قدم به عقب برداریم و زن و شوهر خوبی باشیم . زناشویی نابسامان و دارای مشکلات زیاد ، حتما فضاهای لازم برای رشد مناسب فرزندان رو مختل میکنه .
ولی کار به همین جا هم ختم نمیشه . شاید لازم باشه برای زناشویی خوب ، باز هم یه قدم عقب تر برداریم و انسان های نسبتا سالمی باشیم . خانم یا آقایی که از حداقل سلامتی روانی برخوردار نیست ، حتما نمیتونه همسر مناسبی برای شریک زندگیش باشه .
اگر مشکلات قابل توجهی در خودتون می بینین ( در حدی که علایم بارزی از مشکل وجود داره و کارکردهای فردی و اجتماعی و شغلی تون رو تحت تاثیر قرار میده ) قبل از ازدواج یا در حین ازدواج ، به دنبال حل اونها باشین . انسان افسرده ، انسان مضطرب ، انسان پرخاشگر و ... اگر هم بخواد ، توان زندگی آروم و متناسب با نیازها رو نداره و حتما نمیتونه همسر مناسبی و البته پدر یا مادر خوبی باشه .
دو باور بسیار غلط و خطرناک هم در ارتباط با این دو موضوع وجود داشته و داره :
1. ازدواج کن ، حالت بهتر میشه !
2. بچه بیار ، زندگی تون سر و سامون میگیره !
تا جایی که من فهمیدم ازدواج دوای هیچ درد روانی ای نیست و بچه دار شدن هم هیچ وقت هیچ زندگی مشترکی رو به طور بلند مدت ، اصلاح نکرده و تغییر نداده .
شاید بدبیاری بزرگ انسان در طول تاریخ این بوده که تغییر بیرون ، هیچ گاه تغییرات با دوام درونی رو به بار نیاورده ! ازدواج کردن و بچه دار شدن برای حل مشکلات مختلف ، ظلم بزرگیه ، هم به دیگری و هم به خودمون .
https://telegram.me/SaeedSedghiChannel
ولی کار به همین جا هم ختم نمیشه . شاید لازم باشه برای زناشویی خوب ، باز هم یه قدم عقب تر برداریم و انسان های نسبتا سالمی باشیم . خانم یا آقایی که از حداقل سلامتی روانی برخوردار نیست ، حتما نمیتونه همسر مناسبی برای شریک زندگیش باشه .
اگر مشکلات قابل توجهی در خودتون می بینین ( در حدی که علایم بارزی از مشکل وجود داره و کارکردهای فردی و اجتماعی و شغلی تون رو تحت تاثیر قرار میده ) قبل از ازدواج یا در حین ازدواج ، به دنبال حل اونها باشین . انسان افسرده ، انسان مضطرب ، انسان پرخاشگر و ... اگر هم بخواد ، توان زندگی آروم و متناسب با نیازها رو نداره و حتما نمیتونه همسر مناسبی و البته پدر یا مادر خوبی باشه .
دو باور بسیار غلط و خطرناک هم در ارتباط با این دو موضوع وجود داشته و داره :
1. ازدواج کن ، حالت بهتر میشه !
2. بچه بیار ، زندگی تون سر و سامون میگیره !
تا جایی که من فهمیدم ازدواج دوای هیچ درد روانی ای نیست و بچه دار شدن هم هیچ وقت هیچ زندگی مشترکی رو به طور بلند مدت ، اصلاح نکرده و تغییر نداده .
شاید بدبیاری بزرگ انسان در طول تاریخ این بوده که تغییر بیرون ، هیچ گاه تغییرات با دوام درونی رو به بار نیاورده ! ازدواج کردن و بچه دار شدن برای حل مشکلات مختلف ، ظلم بزرگیه ، هم به دیگری و هم به خودمون .
https://telegram.me/SaeedSedghiChannel
☝️چند نفر را در این عکس میشناسید؟
اگر فقط ۴ نفر راشناختید، شما فقط در دنیا هستید!
اگر ۸ نفر را شناختید، شما نسبتا در جریان اوضاع جهان هستید!
اگر ۱۲ نفر را شناختید، شما اهل مطالعه هستید!
اگر ۱۶ نفر را شناختید، شما آدم بافرهنگ و کتابخوان هستید!
اگر ۲۰ نفر را شناختید، خیلی با فرهنگ و کتابخوان هستید!
اگر ۲۵ نفر و بالاتر را شناختید، احتمالا دارای کتابفروشی بودهاید!!
اگر فقط ۴ نفر راشناختید، شما فقط در دنیا هستید!
اگر ۸ نفر را شناختید، شما نسبتا در جریان اوضاع جهان هستید!
اگر ۱۲ نفر را شناختید، شما اهل مطالعه هستید!
اگر ۱۶ نفر را شناختید، شما آدم بافرهنگ و کتابخوان هستید!
اگر ۲۰ نفر را شناختید، خیلی با فرهنگ و کتابخوان هستید!
اگر ۲۵ نفر و بالاتر را شناختید، احتمالا دارای کتابفروشی بودهاید!!
Forwarded from کانون آگنوستیک ها و آتئیست های ایران
فكر كردن يك مهارت است. این درست نیست که ما به صورت طبیعی و بدون آموزش و تمرين از موهبت تفکر صحیح و منطقی برخوردار شویم. از کسانی که ذهنشان آموزش ندیده نباید انتظار تفکر منطقی و صحیح داشت همانطور کسانی که هرگز تمرین و آموزش ندیده اند نمی توانند نجار، گلف باز یا پیانیست خوبی شوند.
- آلفرد ماندر -
برگردان: محمد ام.بی.
Thinking is skilled work. It is not true that we are naturally endowed with the ability to think clearly and logically — without learning how, or without practicing…. People with untrained minds should no more expect to think clearly and logically than people who have never learned and never practiced can expect to find themselves good carpenters, golfers or pianists
- Alfred Mander -
💡 #گفتاورد
🔶 #کارل_سیگن
🌟 @Iran_Atheist_agnostic
- آلفرد ماندر -
برگردان: محمد ام.بی.
Thinking is skilled work. It is not true that we are naturally endowed with the ability to think clearly and logically — without learning how, or without practicing…. People with untrained minds should no more expect to think clearly and logically than people who have never learned and never practiced can expect to find themselves good carpenters, golfers or pianists
- Alfred Mander -
💡 #گفتاورد
🔶 #کارل_سیگن
🌟 @Iran_Atheist_agnostic
Forwarded from My Metal Musics World
@MetalMusics
Insomnium
One for Sorrow
متن اهنگ One For Sorrow دهمین ترک از آلبوم One For Sorrow 2011
تا فردا سعی میکنم ترجمه کنم و بذارم.
[Music & lyrics: Friman]
I am the last
The one who holds on past
Clinging on something we used to have
I am the last
The one who chose this path
To walk among the world of shadows
Always one for sorrow
Never one for love
Two souls destined to failure
Right from the start
It was always one for sorrow
Never one for love
Two souls set for departure
Before the nightfall
And here I stand
Devoid of faith, bereft of hope
Unable to break the walls around me
And here I stand
Shell of a man from past
Condemned to world of resentment
It took two to summon the thunder
One to bring down the rain
Two to torn all asunder
One to suffer the pain
Two to crush dreams and wonders
One to lose everything
All once beautiful and sacred
Nothing but in vain
Insomnium
One for Sorrow
متن اهنگ One For Sorrow دهمین ترک از آلبوم One For Sorrow 2011
تا فردا سعی میکنم ترجمه کنم و بذارم.
[Music & lyrics: Friman]
I am the last
The one who holds on past
Clinging on something we used to have
I am the last
The one who chose this path
To walk among the world of shadows
Always one for sorrow
Never one for love
Two souls destined to failure
Right from the start
It was always one for sorrow
Never one for love
Two souls set for departure
Before the nightfall
And here I stand
Devoid of faith, bereft of hope
Unable to break the walls around me
And here I stand
Shell of a man from past
Condemned to world of resentment
It took two to summon the thunder
One to bring down the rain
Two to torn all asunder
One to suffer the pain
Two to crush dreams and wonders
One to lose everything
All once beautiful and sacred
Nothing but in vain
My Metal Musics World
@MetalMusics Insomnium One for Sorrow متن اهنگ One For Sorrow دهمین ترک از آلبوم One For Sorrow 2011 تا فردا سعی میکنم ترجمه کنم و بذارم. [Music & lyrics: Friman] I am the last The one who holds on past Clinging on something we used to have I am the…
Ich bin der letzte
Derjenige, der an der Vergangenheit hält
Festhalten an etwas, das wir früher haben
Ich bin der letzte
Derjenige, der diesen Weg wählte
Um unter der Welt der Schatten zu gehen
Immer ein für Trauer
Nie eine für die Liebe
Zwei Seelen, die zum Scheitern bestimmt sind
Direkt von Anfang an
Es war immer eine für Trauer
Nie eine für die Liebe
Zwei Seelen für die Abfahrt
Vor Einbruch der Dunkelheit
Und hier stehe ich
Ohne glauben, beraubt der Hoffnung
Unfähig, die Mauern um mich herum zu brechen
Und hier stehe ich
Schale eines Mannes aus der Vergangenheit
Verurteilt zur Welt der Ressentiments
Es dauerte zwei, um den Donner zu beschwören
Ein, um den Regen zu stürzen
Zwei zu zerrissen alle asunder
Eine zu leiden, die Schmerzen
Zwei, um Träume und Wunder zu zerschlagen
Man verliert alles
Alle einmal schön und heilig
Nichts als vergeblich
Auf Deutsch
ترجمه به الماني
Derjenige, der an der Vergangenheit hält
Festhalten an etwas, das wir früher haben
Ich bin der letzte
Derjenige, der diesen Weg wählte
Um unter der Welt der Schatten zu gehen
Immer ein für Trauer
Nie eine für die Liebe
Zwei Seelen, die zum Scheitern bestimmt sind
Direkt von Anfang an
Es war immer eine für Trauer
Nie eine für die Liebe
Zwei Seelen für die Abfahrt
Vor Einbruch der Dunkelheit
Und hier stehe ich
Ohne glauben, beraubt der Hoffnung
Unfähig, die Mauern um mich herum zu brechen
Und hier stehe ich
Schale eines Mannes aus der Vergangenheit
Verurteilt zur Welt der Ressentiments
Es dauerte zwei, um den Donner zu beschwören
Ein, um den Regen zu stürzen
Zwei zu zerrissen alle asunder
Eine zu leiden, die Schmerzen
Zwei, um Träume und Wunder zu zerschlagen
Man verliert alles
Alle einmal schön und heilig
Nichts als vergeblich
Auf Deutsch
ترجمه به الماني
خود-شناس(Selfknowledge)
براي من عشق و همدردي يك دينِ همگاني و كلي قلمداد ميكنند. براي آن آدم نيازي به معبد يا كليسا نداره، نيازي نيست به يك_مرتبه بي وقفه يه كسي را بپرستيم. اگر ادم سعي كنه فقط يك جوهر انسان باشد, با يك ...
براي من عشق و همدردي يك دينِ همگاني و كلي قلمداد ميكنند.
براي آن آدم نيازي به معبد يا كليسا نداره،
نيازي نيست به يك_مرتبه بي وقفه يه كسي را بپرستيم.
اگر ادم سعي كنه فقط يك جوهر انسان باشد, با يك قلب گرم و لبخند,به همين راحتي اين كافي است.
دالاي لاما
براي آن آدم نيازي به معبد يا كليسا نداره،
نيازي نيست به يك_مرتبه بي وقفه يه كسي را بپرستيم.
اگر ادم سعي كنه فقط يك جوهر انسان باشد, با يك قلب گرم و لبخند,به همين راحتي اين كافي است.
دالاي لاما