ما همه در تلاش هستيم تا گيتي را به نوع كمي بفهميم.
يكي با خدا.....
ديگري با شيطان.......
يكي با از جنس خدا و شيطان در پيكرِ_ انسان......
يكي با ادبيات تلخ و شيرين پيدايش حيات......
يكي با رياضيات خرد و منطق در مصلوبگاه مغز.....
و يكي با گزينه هاي ذكر شده در خلوتگاه افكار خويش ......
يكي در رختخوابهاي پيدايش يك ستاره ........
يكي با جانداران زميني يي كه همديگر را در حال خوردنند.....
و يكي با واژه هاي بي ناموس، إرثي ، پازيلي، و در هم ريخته شده.......
(نادر هامبورگ)
يكي با خدا.....
ديگري با شيطان.......
يكي با از جنس خدا و شيطان در پيكرِ_ انسان......
يكي با ادبيات تلخ و شيرين پيدايش حيات......
يكي با رياضيات خرد و منطق در مصلوبگاه مغز.....
و يكي با گزينه هاي ذكر شده در خلوتگاه افكار خويش ......
يكي در رختخوابهاي پيدايش يك ستاره ........
يكي با جانداران زميني يي كه همديگر را در حال خوردنند.....
و يكي با واژه هاي بي ناموس، إرثي ، پازيلي، و در هم ريخته شده.......
(نادر هامبورگ)
این پدیده ریشه دار و سخت جان دینی و دینخویی ؛در ابعاد و اشکال همه جا گیرش به عنوان یک پدیده ی فرهنگی همه جا با ماست و به ویژه درست آنجا که کمتر حدس میزنیم در تن و جان هر یک از ما و در خویشتنمان در رگ و پی و پوستان هست _تا هنگامیکه زمینه ی پیدایش تاریخی و ساختمان چنین فرهنگی را نشناخته و بدان آگاه نشده ایم؛ تا زمانیکه در جریانهای عمیق و متجانس با آن می زی ایم و در ما هست و درما ودر فرهنگ ما تبلور دارد؛ ما_ دینی و دینخو هستیم
اگر قرار باشد این فرهنگ دینی لایروبی شود؛ با ید به ازای جریانها و قطبهای دینی اش ضد جریان قطب در آن پدیدار گردیم/ لااقل با زوری برابر زور دینی آنها و نگرش مختص به خود
چنین دگر گونی ای تا ابتدایی ترین مقدمات آن فراهم و ساخته نگردد؛ آسان روی نمی دهد و سهل الحصول نیست
رستاخیز های زورکی و من درآوردی خواه با نام و خواه بی نام و حتی بر ضد آن / خواه از نوع اهورایی و آریایی اسلامخوارش؛ چه فرمایشی یا القایی ؛ چه ذوقی و ابتکاری خلق الساعه چیزی جز خویشتن نمایی های مبدل همین اعماق دینی نخواهد بود
اینگونه تلاطمها و تموجات چهره عوض کرده را ما بجای نیرومندیهای تازه جان می گیریم و بدینسان در پس دگردیسیها _ ماهیت فرسوده ی خودرا باز نمی شناسیم ..
هیچ هیچ فرهنگی نمی تواند بدین سادگی که ما نابخردانه و خوشخیال گمان می کنیم ؛خود را نمی توانداز زیر بار وراثت تاریخی اش بدون فراهم آوردن زمینه ی مناسب بیرون کشد و و نمی تواند خود را بدون مسلح به اندیشه از غرقابهای جریانهای دینی برهاند
«برای اینکه و آنکه بفهمیم زور این جریان دین و دینخویی و شاخه های گونا گون آن به منزله موسسات فرهنگی ما چقدر است کافیست در صداقت و با صداقت در خود بنگریم»
تا چه اندازه از این رنگا رنگی دینی مملو هستیم؟؟ تا آن اندازه که هرچه ما ساخته و پرداخته ایم و به خوردمان دادند و به به خورد دیگران داد ه ایم در اصل جز تکرار و بازتاب آنچه آنها در ما جاری و ساری کرده اند نبوده است
اینقد از خود تهی و از آنها انباشته ایم که چیزی غیر از دینخویی نمیدانیم چیست/و این کا رسازی و کارآرایی نسل به نسل فرهنگ دینی اسلامی ما بوده ؛ چرا چون؛ سرچمه ی آن اسلام بوده که طی این قرنها هی دور خود و به دور بزرگانی چون قمر گشته ایم که جز اسلام بارگی و اسلام خوارگی چیزی یادمان ندادند و غیر دینخویی و دینی مشرب چیزی نداریم که به آن ببالیم
(ارامش دوستدار فيلسوف و انديشمند ساكن المان)
اگر قرار باشد این فرهنگ دینی لایروبی شود؛ با ید به ازای جریانها و قطبهای دینی اش ضد جریان قطب در آن پدیدار گردیم/ لااقل با زوری برابر زور دینی آنها و نگرش مختص به خود
چنین دگر گونی ای تا ابتدایی ترین مقدمات آن فراهم و ساخته نگردد؛ آسان روی نمی دهد و سهل الحصول نیست
رستاخیز های زورکی و من درآوردی خواه با نام و خواه بی نام و حتی بر ضد آن / خواه از نوع اهورایی و آریایی اسلامخوارش؛ چه فرمایشی یا القایی ؛ چه ذوقی و ابتکاری خلق الساعه چیزی جز خویشتن نمایی های مبدل همین اعماق دینی نخواهد بود
اینگونه تلاطمها و تموجات چهره عوض کرده را ما بجای نیرومندیهای تازه جان می گیریم و بدینسان در پس دگردیسیها _ ماهیت فرسوده ی خودرا باز نمی شناسیم ..
هیچ هیچ فرهنگی نمی تواند بدین سادگی که ما نابخردانه و خوشخیال گمان می کنیم ؛خود را نمی توانداز زیر بار وراثت تاریخی اش بدون فراهم آوردن زمینه ی مناسب بیرون کشد و و نمی تواند خود را بدون مسلح به اندیشه از غرقابهای جریانهای دینی برهاند
«برای اینکه و آنکه بفهمیم زور این جریان دین و دینخویی و شاخه های گونا گون آن به منزله موسسات فرهنگی ما چقدر است کافیست در صداقت و با صداقت در خود بنگریم»
تا چه اندازه از این رنگا رنگی دینی مملو هستیم؟؟ تا آن اندازه که هرچه ما ساخته و پرداخته ایم و به خوردمان دادند و به به خورد دیگران داد ه ایم در اصل جز تکرار و بازتاب آنچه آنها در ما جاری و ساری کرده اند نبوده است
اینقد از خود تهی و از آنها انباشته ایم که چیزی غیر از دینخویی نمیدانیم چیست/و این کا رسازی و کارآرایی نسل به نسل فرهنگ دینی اسلامی ما بوده ؛ چرا چون؛ سرچمه ی آن اسلام بوده که طی این قرنها هی دور خود و به دور بزرگانی چون قمر گشته ایم که جز اسلام بارگی و اسلام خوارگی چیزی یادمان ندادند و غیر دینخویی و دینی مشرب چیزی نداریم که به آن ببالیم
(ارامش دوستدار فيلسوف و انديشمند ساكن المان)
به شخصیت خود
بیشتر از آبروی خود اهمیت دهید!
زیرا شخصیت شما، جوهر وجود شما؛
و آبرویتان
تصور دیگران نسبت به شماست...
بیشتر از آبروی خود اهمیت دهید!
زیرا شخصیت شما، جوهر وجود شما؛
و آبرویتان
تصور دیگران نسبت به شماست...
Forwarded from خود-شناس(Selfknowledge)
قديس فرانسوي. Pire
انكه امروزه اهميت دارد اين نيست كه چه كساني خدا را باور دارند و چه كساني خدا را باور ندارند، بلكه انچه اهميت دارد اينستكه چه كساني دلشان براي ديگران به درد مي ايد و چه كساني ككشان هم به خاطر كسي نمي گزد.
انكه امروزه اهميت دارد اين نيست كه چه كساني خدا را باور دارند و چه كساني خدا را باور ندارند، بلكه انچه اهميت دارد اينستكه چه كساني دلشان براي ديگران به درد مي ايد و چه كساني ككشان هم به خاطر كسي نمي گزد.
Forwarded from خود-شناس(Selfknowledge)
١١ تا كشور درحال حاضر سوريه را بمباران ميكنند براي اينكه زندگي انسانها رو نجات بدهند
🤔🤔🤔😤🙉🙈🙈🙈
🤔🤔🤔😤🙉🙈🙈🙈
Forwarded from خود-شناس(Selfknowledge)
ما همه در تلاش هستيم تا گيتي را به نوع كمي بفهميم.
يكي با خدا.....
ديگري با شيطان.......
يكي با از جنس خدا و شيطان در پيكرِ_ انسان......
يكي با ادبيات تلخ و شيرين پيدايش حيات......
يكي با رياضيات خرد و منطق در مصلوبگاه مغز.....
و يكي با گزينه هاي ذكر شده در خلوتگاه افكار خويش ......
يكي در رختخوابهاي پيدايش يك ستاره ........
يكي با جانداران زميني يي كه همديگر را در حال خوردنند.....
و يكي با واژه هاي بي ناموس، إرثي ، پازيلي، و در هم ريخته شده.......
(نادر هامبورگ)
يكي با خدا.....
ديگري با شيطان.......
يكي با از جنس خدا و شيطان در پيكرِ_ انسان......
يكي با ادبيات تلخ و شيرين پيدايش حيات......
يكي با رياضيات خرد و منطق در مصلوبگاه مغز.....
و يكي با گزينه هاي ذكر شده در خلوتگاه افكار خويش ......
يكي در رختخوابهاي پيدايش يك ستاره ........
يكي با جانداران زميني يي كه همديگر را در حال خوردنند.....
و يكي با واژه هاي بي ناموس، إرثي ، پازيلي، و در هم ريخته شده.......
(نادر هامبورگ)
Forwarded from nader
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بفرماييد چايي با طعم شمع و موزيك😘👍👍👍👍
