Forwarded from سياه مشق
شبنوشته:
#پیام_ساده_ی_چهارشنبه_سوری
انفجار که رخ میدهد، تا شعاعِ بزرگی، هر چه در اطراف باشد، به اینسو و آنسو پرتاب میشود. انگار مادهی منفجره، دوست ندارد جمعیت را ببیند. دوست ندارد دورِ هم بودن و یکپارچهگی و اتحاد را ببیند. انگار انفجار، همیشه میآید تا جمعها را بههم بزند و جمعیتها را پراکنده کند!
.
اما کُپّهی آتش، به هر چیز که بگیرد، جمعاش میکند. مثلن کاغذ را که آتش بزنید، جمع میشود. انگار آتش، خاصیتِ غریبی دارد که هر چه در اطرافاش هست را –بر خلافِ انفجار- دورِ خودش میآورد.
حتمن شما هم خاطرهیی از تجمع اطرافِ آتش دارید. شمالی، کنارِ دریایی، جنگلی، کوهی، بیابانی، جایی. هر جا که میخواهید گروهتان را دورِ هم جمع کنید و لحظاتتان را گرم کنید، یک گُلّه آتش میسازید و خلایقی که دور و بر پراکنده هستند، نرمهنرمه اطرافِ داغنایاش را میگیرند.
انگار پیامِ آتش، جمعیت و اتحاد است.
.
چند روزِ دیگر چهارشنبهسوری ست.
خیلیها کمپین راه انداختهاند و میخواهند امسال ترقهبازی نکنند. آنها دلیل میآورند که ترقهبازی و انفجار، رسمِ باستانیی ایرانِ ما نیست. کاملن درست میگویند. من هم خواستم از منظرِ دیگری به ماجرا نگاه کنم:
.
وقتی ترقه را میاندازیم، همه در میروند. هر کس به طرفی فرار میکند. آخر، خاصیتِ انفجار این است که جمعیتها و اتحادهای ما را از هم بپاشد. گروههای ما را منفرد کند. جمعمان را بههم بریزد.
ولی هزاران سال است که ایرانیها برای گردِ هم آمدن و جشن گرفتن و اتحاد و یکپارچه شدن، آتش روشن کردهاند.
زردیها و کسالتهای خود را به آتش دادهاند و سرخیها و شادابیهای آتش را هدیه گرفتهاند. به همسایههایشان شیرینی و آجیل پیشکش کردهاند. چادر به سر کشیدهاند و ملاقهزنی کردهاند تا اسبابِ خندهی هم را فراهم کنند. دخترها و پسرها دورِ آتش میرقصیدند و برای خودشان، همسر یا نامزدی انتخاب میکردند. یعنی در نهایت، باز هم آخرِ این همه جشن، جشنِ اتحادِ آدمها بود؛ جشنِ پیوند بود.
پیامِ چهارشنبهسوری، هرگز با ترقهبازی و انفجار، سازگار نیست. پیاماش خیلی ساده است:
«از هم دور نشویم!... دورِ هم، جمع شویم!»
.
.
.
با پیشکش درودهای بیپایان: آرش خیرآبادی
سیاه مشق:
https://telegram.me/arashkheirabadi
#پیام_ساده_ی_چهارشنبه_سوری
انفجار که رخ میدهد، تا شعاعِ بزرگی، هر چه در اطراف باشد، به اینسو و آنسو پرتاب میشود. انگار مادهی منفجره، دوست ندارد جمعیت را ببیند. دوست ندارد دورِ هم بودن و یکپارچهگی و اتحاد را ببیند. انگار انفجار، همیشه میآید تا جمعها را بههم بزند و جمعیتها را پراکنده کند!
.
اما کُپّهی آتش، به هر چیز که بگیرد، جمعاش میکند. مثلن کاغذ را که آتش بزنید، جمع میشود. انگار آتش، خاصیتِ غریبی دارد که هر چه در اطرافاش هست را –بر خلافِ انفجار- دورِ خودش میآورد.
حتمن شما هم خاطرهیی از تجمع اطرافِ آتش دارید. شمالی، کنارِ دریایی، جنگلی، کوهی، بیابانی، جایی. هر جا که میخواهید گروهتان را دورِ هم جمع کنید و لحظاتتان را گرم کنید، یک گُلّه آتش میسازید و خلایقی که دور و بر پراکنده هستند، نرمهنرمه اطرافِ داغنایاش را میگیرند.
انگار پیامِ آتش، جمعیت و اتحاد است.
.
چند روزِ دیگر چهارشنبهسوری ست.
خیلیها کمپین راه انداختهاند و میخواهند امسال ترقهبازی نکنند. آنها دلیل میآورند که ترقهبازی و انفجار، رسمِ باستانیی ایرانِ ما نیست. کاملن درست میگویند. من هم خواستم از منظرِ دیگری به ماجرا نگاه کنم:
.
وقتی ترقه را میاندازیم، همه در میروند. هر کس به طرفی فرار میکند. آخر، خاصیتِ انفجار این است که جمعیتها و اتحادهای ما را از هم بپاشد. گروههای ما را منفرد کند. جمعمان را بههم بریزد.
ولی هزاران سال است که ایرانیها برای گردِ هم آمدن و جشن گرفتن و اتحاد و یکپارچه شدن، آتش روشن کردهاند.
زردیها و کسالتهای خود را به آتش دادهاند و سرخیها و شادابیهای آتش را هدیه گرفتهاند. به همسایههایشان شیرینی و آجیل پیشکش کردهاند. چادر به سر کشیدهاند و ملاقهزنی کردهاند تا اسبابِ خندهی هم را فراهم کنند. دخترها و پسرها دورِ آتش میرقصیدند و برای خودشان، همسر یا نامزدی انتخاب میکردند. یعنی در نهایت، باز هم آخرِ این همه جشن، جشنِ اتحادِ آدمها بود؛ جشنِ پیوند بود.
پیامِ چهارشنبهسوری، هرگز با ترقهبازی و انفجار، سازگار نیست. پیاماش خیلی ساده است:
«از هم دور نشویم!... دورِ هم، جمع شویم!»
.
.
.
با پیشکش درودهای بیپایان: آرش خیرآبادی
سیاه مشق:
https://telegram.me/arashkheirabadi
Telegram
Arash Kheirabadi
بر کان شکر چند مگس را غوغاست
کی کان شکر را به مگسها پرواست؟
مرغی که بر آن کوه نشست و برخاست
بنگر که بر آن کوه چه افزود و چه کاست
#رباعی_مولانا
چه قدر زیبا و روانشناسانه مولانا در این مختصر ابیات, حشره مگس را نماد افکار مزاحم و بیهوده ای بیان کرده اند که منشا آن ذهن خودمان و القائات منفی محیط و جامعه است.
این مگس ها با لئاب دهان خود به دور گوهر وجودی ما چنان تنیده اند که پاک کردن آنها, همت عالی و تلاشی خستگی ناپذیر می طلبد.
هرچه زودتر بهتر و هرچه دیرتر بدتر.
مولانا علی رغم اعلام وخامت اوضاع, هرگز ما را ناامید نمی کند و در بیت دوم با یک مانور ماهرانه و حیرت انگیز, گوهر وجودی انسان را به کوهی تشبیه می کند و می گوید گرچه یک پرنده (افکار منفی) می تواند بر این کوه بنشیند, ولی هرگز نشستن و برخاستن او, چیزی بر کوه نمی افزاید و نمی کاهد.
تصویر سازی ایشان در دو بیت آخر حیرت انگیز است.
همین تصویر سازی بیت دوم را می توان به عنوان یک مراقبه بسیار قدرتمند انجام داد.
کلید را دادم, باز کردن قفل با خودتان.
سال نو رو با انديشه پاك شروع كنيد، ارزو ميكنم😘
کی کان شکر را به مگسها پرواست؟
مرغی که بر آن کوه نشست و برخاست
بنگر که بر آن کوه چه افزود و چه کاست
#رباعی_مولانا
چه قدر زیبا و روانشناسانه مولانا در این مختصر ابیات, حشره مگس را نماد افکار مزاحم و بیهوده ای بیان کرده اند که منشا آن ذهن خودمان و القائات منفی محیط و جامعه است.
این مگس ها با لئاب دهان خود به دور گوهر وجودی ما چنان تنیده اند که پاک کردن آنها, همت عالی و تلاشی خستگی ناپذیر می طلبد.
هرچه زودتر بهتر و هرچه دیرتر بدتر.
مولانا علی رغم اعلام وخامت اوضاع, هرگز ما را ناامید نمی کند و در بیت دوم با یک مانور ماهرانه و حیرت انگیز, گوهر وجودی انسان را به کوهی تشبیه می کند و می گوید گرچه یک پرنده (افکار منفی) می تواند بر این کوه بنشیند, ولی هرگز نشستن و برخاستن او, چیزی بر کوه نمی افزاید و نمی کاهد.
تصویر سازی ایشان در دو بیت آخر حیرت انگیز است.
همین تصویر سازی بیت دوم را می توان به عنوان یک مراقبه بسیار قدرتمند انجام داد.
کلید را دادم, باز کردن قفل با خودتان.
سال نو رو با انديشه پاك شروع كنيد، ارزو ميكنم😘
Forwarded from شمس تبریزی و مولانا
افکار ما خلق کننده شرایط ما هستند.
باید برای رسیدن به چیزی, ابتدا آن را تصور کنیم.
اگر چیزی قابل تصور باشد,
قابل دستیابی هم هست.
تصوراتتان زیبا و متعالی باد.
@shamsmowlana
باید برای رسیدن به چیزی, ابتدا آن را تصور کنیم.
اگر چیزی قابل تصور باشد,
قابل دستیابی هم هست.
تصوراتتان زیبا و متعالی باد.
@shamsmowlana
Forwarded from کیهانشناسی و کوانتوم
اگر مردم هر شب به ستاره ها خیره شوند اونها زندگی متفاوتی میتوانند داشته باشند.
وقتی شما به بی نهایت خیره میشوید متوجه میشوید که خیلی چیزای مهمتری نسبت به کارای روزانه ای که مردم میکنند وجود دارد
@persiancosmology
وقتی شما به بی نهایت خیره میشوید متوجه میشوید که خیلی چیزای مهمتری نسبت به کارای روزانه ای که مردم میکنند وجود دارد
@persiancosmology
Forwarded from کیهانشناسی و کوانتوم
تصویر گرفته شده از زمین توسط فضاپیمای ویجر از فاصله 6 میلیارد کیلومتری از زمین .
@persiancosmology
@persiancosmology
Forwarded from شمس تبریزی و مولانا
سلام و صبح به خیری جانانه خدمت همگی همراهان به خصوص آن هایی که با پیام های مهرانگیز در سایت و لطف سرشارشان در ارسال ایمیل، ما را در این راه بی نهایت یاری می رسانند و دلگرم می کنند.
دوستان، آثار مولانا، تجمیع تمام معرفت ها، زیبایی ها، عشق ها، حکمت ها و غیره است. من از سر کنجکاوی به بسیاری از مکاتب شرقی و غربی سر زده ام ولی آنچه که در این بیش از یک دهه متوجه شدم آن است که:
1- گنجینه ادب پارسی، غنی ترین منبع معرفت و ادب و عرفان و غیره است.
2- از این قول ابن سینای بزرگ که فرموده اند "ساکنان هر شهر باید از محصولات همان شهر استفاده کنند"، نتیجه معرفتی می توان حاصل کرد که آنچه که بیشتر و بهتر به مزاج روحی ما فارسی زبان ها می خورد، معارف بودیسم و تائوئیسم و اکنکار و غیره نیست بلکه همین مطالبی است که در دریای فرهنگ و ادب پارسی وجود دارد. (البته دست آوردهای دیگر مکاتب و ارزش آنها را هرگز انکار نمی کنم بلکه می گویم ما باید ابتدا از خود و از درون خود و آنچه که داریم شروع کنیم).
3- علت اینکه ما شمس و مولانا را برای سایت و کانال انتخاب کردیم آن است که این دو بزرگوار هیچ چیز نگفته ای را باقی نگذاشته اند و تقریبا امکان نداره چیزی را در آثار دیگر عرفا و بزرگان اخلاق و معرفت بیابید که در آثار این دو عزیز نباشد.
در پایان یک آمار تقریبی خدمت شما ارائه بدهم:
جناب عطار نیشابوری با حدود 95000 بیت پرکارترین شاعر پارسی گوی بوده و بعد از ایشان جناب مولانا با حدود 65000 بیت در جایگاه دوم و سپس جناب فردوسی با حدود 50000 بیت در مقام سوم است. کل اشعار مولانا حدود 13% کل اشعار با ارزش ادب پارسی که حدود 50 شاعر طراز اول کشورمان سروده اند را به خود اختصاص می دهد.
ترجمه نیم بند اشعار مولانا سال 2008 پرفروش ترین کتاب در آمریکا بود و یونسکو این سال را به نام سال مولانا نامید. دوباره در سال 2015 این فروش و استقبال بی نظیر تکرار شد.
من تقریبا الان هر کتاب در حوزه روانشناسی، فیزیک کوانتوم، اخلاق، عرفان ... در غرب می بینم چاپ شده است، چند بیت از ابیات مولانا را در خود دارد. بازیگران معروف هالیوودی اشعار ایشان را روی بدنشان خالکوبی می کنند. ما باید بیدار بشیم. این فرصتی استثنایی در بازیابی وجه و جایگاه واقعی ایران و زبان پارسی در دنیاست. ما باید صادرات محصولات فرهنگی بکنیم.
(((ما باید به جایی برسیم که وقتی به خارج از کشور سفر می کنیم و می گوییم ایرانی هستیم، بگویند "آهان، مولانا".)))
از دوستان خواهش می کنم هر یک از شما به رونق بیشتر کانال و سایت با اشتراک گذاری مطالب آن در شبکه های اجتماعی و اینترنت تا جایی که می توانید کمک کنید. واقعا الان با کمترین تلاش می توان بیشترین تاثیر را گذاشت. از این فرصت بی نظیر استفاده کنیم.
لینک ورود به کانال:
https://telegram.me/joinchat/AzPQXDwH-rLu7J3KY9QvWw
بازدید سریع:
@shamsmowlana
سایت:
www.shamsrumi.com
دوستان، آثار مولانا، تجمیع تمام معرفت ها، زیبایی ها، عشق ها، حکمت ها و غیره است. من از سر کنجکاوی به بسیاری از مکاتب شرقی و غربی سر زده ام ولی آنچه که در این بیش از یک دهه متوجه شدم آن است که:
1- گنجینه ادب پارسی، غنی ترین منبع معرفت و ادب و عرفان و غیره است.
2- از این قول ابن سینای بزرگ که فرموده اند "ساکنان هر شهر باید از محصولات همان شهر استفاده کنند"، نتیجه معرفتی می توان حاصل کرد که آنچه که بیشتر و بهتر به مزاج روحی ما فارسی زبان ها می خورد، معارف بودیسم و تائوئیسم و اکنکار و غیره نیست بلکه همین مطالبی است که در دریای فرهنگ و ادب پارسی وجود دارد. (البته دست آوردهای دیگر مکاتب و ارزش آنها را هرگز انکار نمی کنم بلکه می گویم ما باید ابتدا از خود و از درون خود و آنچه که داریم شروع کنیم).
3- علت اینکه ما شمس و مولانا را برای سایت و کانال انتخاب کردیم آن است که این دو بزرگوار هیچ چیز نگفته ای را باقی نگذاشته اند و تقریبا امکان نداره چیزی را در آثار دیگر عرفا و بزرگان اخلاق و معرفت بیابید که در آثار این دو عزیز نباشد.
در پایان یک آمار تقریبی خدمت شما ارائه بدهم:
جناب عطار نیشابوری با حدود 95000 بیت پرکارترین شاعر پارسی گوی بوده و بعد از ایشان جناب مولانا با حدود 65000 بیت در جایگاه دوم و سپس جناب فردوسی با حدود 50000 بیت در مقام سوم است. کل اشعار مولانا حدود 13% کل اشعار با ارزش ادب پارسی که حدود 50 شاعر طراز اول کشورمان سروده اند را به خود اختصاص می دهد.
ترجمه نیم بند اشعار مولانا سال 2008 پرفروش ترین کتاب در آمریکا بود و یونسکو این سال را به نام سال مولانا نامید. دوباره در سال 2015 این فروش و استقبال بی نظیر تکرار شد.
من تقریبا الان هر کتاب در حوزه روانشناسی، فیزیک کوانتوم، اخلاق، عرفان ... در غرب می بینم چاپ شده است، چند بیت از ابیات مولانا را در خود دارد. بازیگران معروف هالیوودی اشعار ایشان را روی بدنشان خالکوبی می کنند. ما باید بیدار بشیم. این فرصتی استثنایی در بازیابی وجه و جایگاه واقعی ایران و زبان پارسی در دنیاست. ما باید صادرات محصولات فرهنگی بکنیم.
(((ما باید به جایی برسیم که وقتی به خارج از کشور سفر می کنیم و می گوییم ایرانی هستیم، بگویند "آهان، مولانا".)))
از دوستان خواهش می کنم هر یک از شما به رونق بیشتر کانال و سایت با اشتراک گذاری مطالب آن در شبکه های اجتماعی و اینترنت تا جایی که می توانید کمک کنید. واقعا الان با کمترین تلاش می توان بیشترین تاثیر را گذاشت. از این فرصت بی نظیر استفاده کنیم.
لینک ورود به کانال:
https://telegram.me/joinchat/AzPQXDwH-rLu7J3KY9QvWw
بازدید سریع:
@shamsmowlana
سایت:
www.shamsrumi.com
Forwarded from سياه مشق
امروز روز «زن» است.
البته من خیلی جاها میبینم که امروز را به اسمِ روزِ «مادر» تبریک میگویند. که این اشتباه است. روزِ زن، با روزِ مادر تفاوت دارد. متنِ یادداشتِ امروزم را پیشکش میکنم به همهی زنانِ جهان.
.
بارها خواندهایم و شنیدهایم: «زن، نیمهی تکمیل کنندهی مرد است.»
بارها خواندهایم و شنیدهایم: «زن، هدیهی آسمانیی مرد است.»
بارها خواندهایم و شنیدهایم: «زن، بهترین و نابترین دوستِ مرد است.»
یا جز این بارها خواندهایم و شنیدهایم که زن، باعثِ آرامش است، سببِ خیر و برکت است، زیباترین خلقتِ هستی ست و بسیاری جملاتِ دیگر که همه در وصفِ زنان نوشته و گفته شدهاند.
.
وقتی در جملاتِ بالا دقت کنید، میبینید همهی این جملهها اگرچه در ظاهر، برای بزرگداشتِ مقامِ زن آمدهاند، ولی در اصل، نگاهی کاملن جنسیتی و تبعیضآمیز به زن دارند.
وقتی میگوییم «زن، نیمهی تکمیلکنندهی مرد است.» یعنی اول مرد را به عنوانِ جنسِ اصلی پذیرفتهایم و آنگاه، برای زن –در مقامِ مقایسه و مواجهه با مرد- جایگاهی قایل شدهایم.
وقتی میگوییم «زن، باعثِ آرامش است.» یعنی اول مرد را به عنوانِ موجودی نیازمندِ آرامش توصیف کردهایم و نیازِ به آرامشِ مرد را، دلیلِ خلقتِ زن میدانیم.
وقتی میگوییم «زن، زیباترین خلقتِ هستی ست» یعنی برای او، ارزشِ انسانی قایل نیستیم. ارزشِ تزیینی قایلایم. یعنی زن، آمده که جهانِ مرد را زیبا کند. و در جهانِ مرد –که زیبا ست- زن زیباترین است.
.
زن، هیچ چیزی جز انسان نیست. انسانی همسنگ، هماندازه، همارزش، برابر و همکرامتِ مرد. انسانها اغلب به دو دستهی جنسی تقسیم شدهاند: زنان و مردان. و هیچکدام برتر از دیگری نیستند. هیچکدام بر دیگری اولویت ندارند. هر دو به هم وابستهاند و نیازمندِ هماند. و هر دو، به یک اندازه از ارزشِ انسانیت، بهره بردهاند.
.
زن، نه پدیدهی خاصی در خلقت است و نه اعجازی در طبیعت. جنسِ زن، نیازِ طبیعت است. نیازِ خلقت است. همچنان که مرد نیز هیچ ویژهگی و خاصیتِ بیشتری از زن ندارد. بلکه مرد، تنها نیازِ طبیعت و خلقت است. و این هر دو، همان اندازه که انساناند، همان اندازه هم کرامت و ارزش و زیبایی دارند.
.
وقتی میبینم جملاتی در بزرگداشتِ زنان نوشته و گفته میشود، ناراحت میشوم. چون ما وقتی بزرگداشتِ چیزی را میگیریم که در ذهنمان به اندازهی کافی برایاش ارزش قایل نیستیم. همان اندازه که وقتی برای مرد، بزرگداشت گرفته میشود، مرا ناراحت میکند. چون مفهومِ این هر دو، یعنی نگاهِ جنسیتی و تبعیضآمیز به «انسان».
.
به عقیدهی من، جای آن که دو روز مختلف را به نامِ روزِ زن و روزِ مرد نامگذاری کنند، چه خوب بود که یک روز را به نامِ «انسان» یا «آدمی» نام میگذاشتند. روزِ بزرگداشتِ انسانیت. روزِ تکریمِ آدمی؛ «روزِ انسان».
.
من این روز را به ناچار بر همهی زنانِ جهان تبریک میگویم. ولی از تهِ دل آرزومندم که روزی برسد تا همهی انسانها –چه زن باشند چه مرد- روزِ آدمی و آدمیّت را جشن بگیرند، و همه، مقامِ انسانیی خویش را به هم تبریک بگویند.
روزی که چه زن باشیم، چه مرد، فرقی نمیکند. مهم این است که انسانیّت داریم.
.
.
.
با پیشکش درودهای نوروزی: آرش خیرآبادی
سیاه مشق:
https://telegram.me/arashkheirabadi
البته من خیلی جاها میبینم که امروز را به اسمِ روزِ «مادر» تبریک میگویند. که این اشتباه است. روزِ زن، با روزِ مادر تفاوت دارد. متنِ یادداشتِ امروزم را پیشکش میکنم به همهی زنانِ جهان.
.
بارها خواندهایم و شنیدهایم: «زن، نیمهی تکمیل کنندهی مرد است.»
بارها خواندهایم و شنیدهایم: «زن، هدیهی آسمانیی مرد است.»
بارها خواندهایم و شنیدهایم: «زن، بهترین و نابترین دوستِ مرد است.»
یا جز این بارها خواندهایم و شنیدهایم که زن، باعثِ آرامش است، سببِ خیر و برکت است، زیباترین خلقتِ هستی ست و بسیاری جملاتِ دیگر که همه در وصفِ زنان نوشته و گفته شدهاند.
.
وقتی در جملاتِ بالا دقت کنید، میبینید همهی این جملهها اگرچه در ظاهر، برای بزرگداشتِ مقامِ زن آمدهاند، ولی در اصل، نگاهی کاملن جنسیتی و تبعیضآمیز به زن دارند.
وقتی میگوییم «زن، نیمهی تکمیلکنندهی مرد است.» یعنی اول مرد را به عنوانِ جنسِ اصلی پذیرفتهایم و آنگاه، برای زن –در مقامِ مقایسه و مواجهه با مرد- جایگاهی قایل شدهایم.
وقتی میگوییم «زن، باعثِ آرامش است.» یعنی اول مرد را به عنوانِ موجودی نیازمندِ آرامش توصیف کردهایم و نیازِ به آرامشِ مرد را، دلیلِ خلقتِ زن میدانیم.
وقتی میگوییم «زن، زیباترین خلقتِ هستی ست» یعنی برای او، ارزشِ انسانی قایل نیستیم. ارزشِ تزیینی قایلایم. یعنی زن، آمده که جهانِ مرد را زیبا کند. و در جهانِ مرد –که زیبا ست- زن زیباترین است.
.
زن، هیچ چیزی جز انسان نیست. انسانی همسنگ، هماندازه، همارزش، برابر و همکرامتِ مرد. انسانها اغلب به دو دستهی جنسی تقسیم شدهاند: زنان و مردان. و هیچکدام برتر از دیگری نیستند. هیچکدام بر دیگری اولویت ندارند. هر دو به هم وابستهاند و نیازمندِ هماند. و هر دو، به یک اندازه از ارزشِ انسانیت، بهره بردهاند.
.
زن، نه پدیدهی خاصی در خلقت است و نه اعجازی در طبیعت. جنسِ زن، نیازِ طبیعت است. نیازِ خلقت است. همچنان که مرد نیز هیچ ویژهگی و خاصیتِ بیشتری از زن ندارد. بلکه مرد، تنها نیازِ طبیعت و خلقت است. و این هر دو، همان اندازه که انساناند، همان اندازه هم کرامت و ارزش و زیبایی دارند.
.
وقتی میبینم جملاتی در بزرگداشتِ زنان نوشته و گفته میشود، ناراحت میشوم. چون ما وقتی بزرگداشتِ چیزی را میگیریم که در ذهنمان به اندازهی کافی برایاش ارزش قایل نیستیم. همان اندازه که وقتی برای مرد، بزرگداشت گرفته میشود، مرا ناراحت میکند. چون مفهومِ این هر دو، یعنی نگاهِ جنسیتی و تبعیضآمیز به «انسان».
.
به عقیدهی من، جای آن که دو روز مختلف را به نامِ روزِ زن و روزِ مرد نامگذاری کنند، چه خوب بود که یک روز را به نامِ «انسان» یا «آدمی» نام میگذاشتند. روزِ بزرگداشتِ انسانیت. روزِ تکریمِ آدمی؛ «روزِ انسان».
.
من این روز را به ناچار بر همهی زنانِ جهان تبریک میگویم. ولی از تهِ دل آرزومندم که روزی برسد تا همهی انسانها –چه زن باشند چه مرد- روزِ آدمی و آدمیّت را جشن بگیرند، و همه، مقامِ انسانیی خویش را به هم تبریک بگویند.
روزی که چه زن باشیم، چه مرد، فرقی نمیکند. مهم این است که انسانیّت داریم.
.
.
.
با پیشکش درودهای نوروزی: آرش خیرآبادی
سیاه مشق:
https://telegram.me/arashkheirabadi
Telegram
Arash Kheirabadi
Forwarded from Ketabakhar
بهترین سخنگویان و یاران، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، می توانی به آن سرگرم شوی . اگر او را همراز خویش قرار دهی، سر تو را فاش نمی کند و با کتاب است که می توان به دانش و نیکی ها دست یافت.
تاریخ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی.
تاریخ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی.
طبیعت یگانه کتابی است که تمامی صفحاتش پر معنی است .
گوته
هر روزتان ١٣ بدر💐💞🌞✨🍀🌻🌸🌺🌼🌷🌹
گوته
هر روزتان ١٣ بدر💐💞🌞✨🍀🌻🌸🌺🌼🌷🌹
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
اگر قرار باشد ایربگ اتومبیلمان تنها 0.07 ثانیه دیرتر از آنچه باید عمل کند هیچگاه سوار آن اتومبیل نخواهیم شد! اما اگر دعاهای ما 7 روز هم طول بکشند همچنان امیدواریم که روزی عمل کند! شاید به این دلیل که خوب میدانیم انتظار زیادی از خدایی که ندیده پذیرفتیمش نمیتوانیم داشته باشیم!
مِهبانگ 👈 @Mehbaang
اگر قرار باشد ایربگ اتومبیلمان تنها 0.07 ثانیه دیرتر از آنچه باید عمل کند هیچگاه سوار آن اتومبیل نخواهیم شد! اما اگر دعاهای ما 7 روز هم طول بکشند همچنان امیدواریم که روزی عمل کند! شاید به این دلیل که خوب میدانیم انتظار زیادی از خدایی که ندیده پذیرفتیمش نمیتوانیم داشته باشیم!
مِهبانگ 👈 @Mehbaang
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
اگر قرار باشد ایربگ اتومبیلمان تنها 0.07 ثانیه دیرتر از آنچه باید عمل کند هیچگاه سوار آن اتومبیل نخواهیم شد! اما اگر دعاهای ما 7 روز هم طول بکشند همچنان امیدواریم که روزی عمل کند! شاید به این دلیل که خوب میدانیم انتظار زیادی از خدایی که ندیده پذیرفتیمش نمیتوانیم داشته باشیم!
مِهبانگ 👈 @Mehbaang
اگر قرار باشد ایربگ اتومبیلمان تنها 0.07 ثانیه دیرتر از آنچه باید عمل کند هیچگاه سوار آن اتومبیل نخواهیم شد! اما اگر دعاهای ما 7 روز هم طول بکشند همچنان امیدواریم که روزی عمل کند! شاید به این دلیل که خوب میدانیم انتظار زیادی از خدایی که ندیده پذیرفتیمش نمیتوانیم داشته باشیم!
مِهبانگ 👈 @Mehbaang
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
اگر قرار باشد ایربگ اتومبیلمان تنها 0.07 ثانیه دیرتر از آنچه باید عمل کند هیچگاه سوار آن اتومبیل نخواهیم شد! اما اگر دعاهای ما 7 روز هم طول بکشند همچنان امیدواریم که روزی عمل کند! شاید به این دلیل که خوب میدانیم انتظار زیادی از خدایی که ندیده پذیرفتیمش نمیتوانیم داشته باشیم!
مِهبانگ 👈 @Mehbaang
اگر قرار باشد ایربگ اتومبیلمان تنها 0.07 ثانیه دیرتر از آنچه باید عمل کند هیچگاه سوار آن اتومبیل نخواهیم شد! اما اگر دعاهای ما 7 روز هم طول بکشند همچنان امیدواریم که روزی عمل کند! شاید به این دلیل که خوب میدانیم انتظار زیادی از خدایی که ندیده پذیرفتیمش نمیتوانیم داشته باشیم!
مِهبانگ 👈 @Mehbaang
Forwarded from حكمت ☯️ Wisdom
برای دوست داشتنِ انسان ها
تنها یک راه وجود دارد
و آن هم این است که
آنها را آنگونه که هستند
دوست بدارید ...
تنها یک راه وجود دارد
و آن هم این است که
آنها را آنگونه که هستند
دوست بدارید ...
رباعی ۶
گَر عُمر بِشُد، عُمرِ دِگَر داد خدا گَر عُمرِ فنا نَمانْد، نَکْ عُمرِ بَقا عشقْ آبِ حیات است، دَرین آب...
رباعی ۶
گَر عُمر بِشُد، عُمرِ دِگَر داد خدا گَر عُمرِ فنا نَمانْد، نَکْ عُمرِ بَقا
عشقْ آبِ حیات است، دَرین آب دَرآ
هر قطره ازین، بَحرِ حیاتی ست جُدا
معنی رباعی:
اگر این عمر دنیوی ما به انتها رسید، عمری دیگر خداوند به ما عطا خواهد کرد. اگر این عمر فنا پذیر به پایان رسید، عمر باقی و ابدی خداوند به ما خواهد بخشید.
عشق آبی است که اگر از آن بنوشیم، زندگی جاودانه خواهیم پیدا کرد پس وارد این آب شو. هر قطره از دریای عشق آفریننده یک زندگی جدید است.
توضیحات تکمیلی:
آیا شما تا به حال با فردی مواجه شده اید که چند دهه از زندگی اش سپری شده باشد و بگوید خیلی زندگی خوبی داشته ام و به انتظار زندگی های بعدی هستم که خداوند برایم ارمغان خواهد آورد؟ بی شک یا تا به حال چنین حرفی از کسی نشنیده ایم یا اگر شنیده ایم، گفته ایم دیوانه است. واقعا مولانا به چه سطحی از آگاهی الهی و به چه درجه ای از معرفت ناب دست پیدا کرده بود که:
1- غم و غصه عمر گذشته خویش را نمی خورد.
2- به زندگی ازلی و ابدی اعتقاد پیدا کرده است.
چند نفر از شماها تا به حال از طی شدن عمر خویش ناراحت نشده است و غم آن را نخورده؟ چند نفر را تا به حال دیده اید که نگویند "کجایی جوانی که یادت به خیر".
مولانا به دو نکته مهم از زندگی خویش در این رباعی اشاره کرده است:
1- ایشان به گونه ای زیسته اند که هرگز غصه لحظات سپری شده عمر خود را نخورده اند.
2- خود را روحی می دانند که زندگی ازلی و ابدی دارد و هرگز دچار مرگ نمی شود.
3- زندگی او مالامال از عشق بوده و عشق را آبی می داند که اگر از آن بنوشیم، زنده ابدی خواهیم داشت.
نکاتی که مولانا می خواهند در این رباعی به ما بیاموزند:
1- انسان روح است نه جسد. زندگی ما ازلی است و ابدی. انسان با مرگ این جسم از بین نمی رود بلکه روحش به زندگی و تکامل خویش ادامه می دهد.
2- اگر بخواهیم این زندگی ازلی و ابدی برای ما لذت بخش و سرشار از آگاهی و سرور باشد، باید عاشقانه زندگی کنیم. اینکه زندگی عاشقانه چه خصوصیاتی دارد، در ادامه توضیحات اشعار مولانا در قسمت های مختلف سایت مشاهده خواهید کرد.
اینکه مولانا می فرمایند عشق آب حیات است را چگونه می توان درک کرد؟ یک مثال خدمت شما بزنم. لذت بخش ترین خوشی در زندگی چیست؟ شاید هرکسی برای خود جواب خاصی داشته باشد اما بی شک شاید یک جواب بین همه مشترک باشد و آن لذت جنسی است. در اوج حالات لذت جنسی، خوشی و آرامشی به انسان دست می دهد که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست و می توان گفت گذشت زمان برای انسان در آن وضعیت تقریبا به صفر می رسد. برای همین است که انسان ها برای گریز از غم و غصه و ناراحتی های زندگی به این کار روی می آورند و اگر مشکلات ذکر شده بیش از حد باشد، انحراف جنسی به وجود می آورد و انسان را در دام خود اسیر می کند. به نظر من، کسی که بتواند عشق را در هر لحظه ای از زندگی خود وارد کند، آن حالت اوج لذت را به صورت پیوسته و دائمی درک خواهد کرد و با هیچ چیزی آن را عوض نمی کند.
مولانا عشق حقیقی را ازلی و ابدی می دانند و در رباعی دیگری می فرمایند:
عشق از الست و تا ابد خواهد بود
جوینده عشق بیعدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود
ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطئنا
احسان اشرفی
1394/11/19
اشتراك گذاري: فيسبوك - تويتر - لينكدين - گوگل پلاس
گَر عُمر بِشُد، عُمرِ دِگَر داد خدا گَر عُمرِ فنا نَمانْد، نَکْ عُمرِ بَقا عشقْ آبِ حیات است، دَرین آب...
رباعی ۶
گَر عُمر بِشُد، عُمرِ دِگَر داد خدا گَر عُمرِ فنا نَمانْد، نَکْ عُمرِ بَقا
عشقْ آبِ حیات است، دَرین آب دَرآ
هر قطره ازین، بَحرِ حیاتی ست جُدا
معنی رباعی:
اگر این عمر دنیوی ما به انتها رسید، عمری دیگر خداوند به ما عطا خواهد کرد. اگر این عمر فنا پذیر به پایان رسید، عمر باقی و ابدی خداوند به ما خواهد بخشید.
عشق آبی است که اگر از آن بنوشیم، زندگی جاودانه خواهیم پیدا کرد پس وارد این آب شو. هر قطره از دریای عشق آفریننده یک زندگی جدید است.
توضیحات تکمیلی:
آیا شما تا به حال با فردی مواجه شده اید که چند دهه از زندگی اش سپری شده باشد و بگوید خیلی زندگی خوبی داشته ام و به انتظار زندگی های بعدی هستم که خداوند برایم ارمغان خواهد آورد؟ بی شک یا تا به حال چنین حرفی از کسی نشنیده ایم یا اگر شنیده ایم، گفته ایم دیوانه است. واقعا مولانا به چه سطحی از آگاهی الهی و به چه درجه ای از معرفت ناب دست پیدا کرده بود که:
1- غم و غصه عمر گذشته خویش را نمی خورد.
2- به زندگی ازلی و ابدی اعتقاد پیدا کرده است.
چند نفر از شماها تا به حال از طی شدن عمر خویش ناراحت نشده است و غم آن را نخورده؟ چند نفر را تا به حال دیده اید که نگویند "کجایی جوانی که یادت به خیر".
مولانا به دو نکته مهم از زندگی خویش در این رباعی اشاره کرده است:
1- ایشان به گونه ای زیسته اند که هرگز غصه لحظات سپری شده عمر خود را نخورده اند.
2- خود را روحی می دانند که زندگی ازلی و ابدی دارد و هرگز دچار مرگ نمی شود.
3- زندگی او مالامال از عشق بوده و عشق را آبی می داند که اگر از آن بنوشیم، زنده ابدی خواهیم داشت.
نکاتی که مولانا می خواهند در این رباعی به ما بیاموزند:
1- انسان روح است نه جسد. زندگی ما ازلی است و ابدی. انسان با مرگ این جسم از بین نمی رود بلکه روحش به زندگی و تکامل خویش ادامه می دهد.
2- اگر بخواهیم این زندگی ازلی و ابدی برای ما لذت بخش و سرشار از آگاهی و سرور باشد، باید عاشقانه زندگی کنیم. اینکه زندگی عاشقانه چه خصوصیاتی دارد، در ادامه توضیحات اشعار مولانا در قسمت های مختلف سایت مشاهده خواهید کرد.
اینکه مولانا می فرمایند عشق آب حیات است را چگونه می توان درک کرد؟ یک مثال خدمت شما بزنم. لذت بخش ترین خوشی در زندگی چیست؟ شاید هرکسی برای خود جواب خاصی داشته باشد اما بی شک شاید یک جواب بین همه مشترک باشد و آن لذت جنسی است. در اوج حالات لذت جنسی، خوشی و آرامشی به انسان دست می دهد که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست و می توان گفت گذشت زمان برای انسان در آن وضعیت تقریبا به صفر می رسد. برای همین است که انسان ها برای گریز از غم و غصه و ناراحتی های زندگی به این کار روی می آورند و اگر مشکلات ذکر شده بیش از حد باشد، انحراف جنسی به وجود می آورد و انسان را در دام خود اسیر می کند. به نظر من، کسی که بتواند عشق را در هر لحظه ای از زندگی خود وارد کند، آن حالت اوج لذت را به صورت پیوسته و دائمی درک خواهد کرد و با هیچ چیزی آن را عوض نمی کند.
مولانا عشق حقیقی را ازلی و ابدی می دانند و در رباعی دیگری می فرمایند:
عشق از الست و تا ابد خواهد بود
جوینده عشق بیعدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود
ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطئنا
احسان اشرفی
1394/11/19
اشتراك گذاري: فيسبوك - تويتر - لينكدين - گوگل پلاس