ذهن را جستجو کن، در جستجو ناپدید خواهد شد. ذهن فقط مجموعهای از افکار است. افکار برمیخیزند زیرا آن فکر کننده وجود دارد. فکر کننده ایگو (نفس) است. چنانچه ایگو جستجو شود خودبهخود ناپدید خواهد شد. ذهن و ایگو یکی هستند. ایگو آن ریشه – فکر است که از آنجا تمام افکار برمیخیزند.
#رامانا ماهارشی
Seek the mind. On being sought, it will disappear. The mind is only a bundle of thoughts. The thoughts arise because there is the thinker. The thinker is the ego. The ego, if sought, will vanish automatically. The ego and the mind are the same. The ego is the root-thought from which all other thoughts arise.
#Ramana Maharshi
#رامانا ماهارشی
Seek the mind. On being sought, it will disappear. The mind is only a bundle of thoughts. The thoughts arise because there is the thinker. The thinker is the ego. The ego, if sought, will vanish automatically. The ego and the mind are the same. The ego is the root-thought from which all other thoughts arise.
#Ramana Maharshi
به اتفاقات دردناک زندگیات فکر کن. برای چند تا از آنها امروز سپاسگزار هستی؟ زیرا به خاطر آنها بود که امروز رشد کردهای و تغییر پیدا کردی. اینیک حقیقت ساده زندگی است که اکثر مردم هرگز کشفش نمیکنند. اتفاقات خوشحالکننده، زندگی را لذتبخش میکنند اما منجر به خودشناسی و رشد و رهایی نمیشوند؛ اما نهایتاً این چیزها و افراد و موقعیتهایی که باعث رنجش ما شدند هستند که منجر به خودشناسی و رشد و رهایی میشوند.
#آنتونی د ملو
«نازپرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد»
حافظ
Think of some of the painful events in your life. For how many of them are you grateful today, because thanks to them you changed and grew? Here is a simple truth of life that most people never discover. Happy events make life delightful but they do not lead to self-discovery and growth and freedom. That privilege is reserved to the things and persons and situations that cause us pain."
#Anthony de Mello
#آنتونی د ملو
«نازپرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد»
حافظ
Think of some of the painful events in your life. For how many of them are you grateful today, because thanks to them you changed and grew? Here is a simple truth of life that most people never discover. Happy events make life delightful but they do not lead to self-discovery and growth and freedom. That privilege is reserved to the things and persons and situations that cause us pain."
#Anthony de Mello
با سلام حضورِ محترمِ همراهانِ کانالِ تفحص خویش
مجموعه کارهایی از طرحهای خودم که همسو با مطالب کانال هست رو در قالب یک سری تیشرت آماده کردم که دوستان میتونن در صورت علاقهمندی برای سفارش با آی دی زیر تماس بگیرند.قابل ذکر است که بدون حمایت شما عزیزان ادامه روند این خدمات که در قالب تهیه محتوا، ترجمه و زیرنویس ارائه میشود با دشواری همراه خواهد بود. پیشاپیش از دوستانی که با تهیه این محصول در برکت این مطالب شریک میشوند صمیمانه سپاسگزارم.
@nimandoart
مجموعه کارهایی از طرحهای خودم که همسو با مطالب کانال هست رو در قالب یک سری تیشرت آماده کردم که دوستان میتونن در صورت علاقهمندی برای سفارش با آی دی زیر تماس بگیرند.قابل ذکر است که بدون حمایت شما عزیزان ادامه روند این خدمات که در قالب تهیه محتوا، ترجمه و زیرنویس ارائه میشود با دشواری همراه خواهد بود. پیشاپیش از دوستانی که با تهیه این محصول در برکت این مطالب شریک میشوند صمیمانه سپاسگزارم.
@nimandoart
مشاهدهکننده و مشاهدهشده
(قسمت اول)
در ودانتا (Vedanta) آمده است که فقط دو چیز در جهان وجود دارد، مشاهدهکننده و سایر چیزها. مشاهدهکننده نامهای زیادی در ودانتا دارد ساکشی یا شاهد (Sakshi) برهمن، آتمان، خویش، منِ حقیقی. این اسامی فقط تعداد کمی از آنها هستند. سایر چیزهای دیگر مشاهدهشده هستند و به آنها هم پراکرتی (Prakrti) یا طبیعت با نامها و شکلهای مختلف گفته میشود. این شامل جهان هستی و تمام محتوای فیزیکی و غیر فیزیکی (نامحسوس) آن است.
حدی که در آنجا مشاهدهکننده به پایان میرسد و مشاهدهشده شروع میشود کجاست؟
جواب متداول به این سؤال این است که بدن انسان مشاهدهکننده است و سایر چیزهایی که خارج از این بدن هستند مشاهدهشده. بر طبق ودانتا این صحیح نیست و همین ادراک غلط، علت اصلی «رنج» در این جهان است.
پس این خط ظریف جدایی بین مشاهدهکننده و مشاهدهشده کجاست؟
سادهترین راه ادراک این موضوع این است که یک قانون ساده را اعمال کنیم: «اگر چیزی را میدانی و میشناسی، نمیتوانی آن چیز باشی.» اگر کتابی را میبینی/ میشناسی پس تو آن کتاب نیستی. اگر این قانون را بر هر چیزی اعمال کنی، خیلی زود به تفاوت بین مشاهدهکننده و مشاهدهشده پی خواهی برد.
درخت، ماشین، حیوان یا هر عینیت خارجی برای شما شناختهشده هستند پس آن نمیتواند شما باشد.
دستهای شما و پاها و بینی و غیره برای شما شناختهشده هستند بنابراین آنها نیز نمیتوانند شما باشند.
تمام افکار، احساسات، خاطرات یا هر چیزی درون ذهن شما برای شما شناختهشده هستند بنابراین آنها نیز نمیتوانند شما باشند. «آنها مال شما هستند و آنها شما نیستند»
حسِ فردیتِ شما یا ایگو، این احساسِ «منِ» فردی نیز برای شما شناختهشده است. من ثروتمندم، من گرسنه هستم، من پدرم.«من» در تمام این مثالها برای شما شناختهشده است بنابراین شما نمیتوانید آن باشید.
آن چیزی که بعدازاین تحلیلها باقی میماند ناظر یا مشاهدهکنندهی واقعیِ تمامِ رویدادها است و این مشاهدهکننده، تویِ حقیقی است. تعریف ناظر یا مشاهدهکننده ساده نیست زیرا «آن یک چیز یا یک عینیت نیست» آن سوبژه یا مشاهدهکننده است. آن ناظرِ کاملاً آگاهِ هرآن چیزی است که در ذهن اتفاق میفتد. باید این نکته درک شود که تمام رویدادهایی که مشاهده میشوند در ذهن اتفاق میفتند. این رویدادها در بیرون اتفاق نمیافتند.
«جایی که ذهنی نباشد، جهانی هم نیست»
یک مشاهدهکننده وجود دارد و همچنین چیزهای مشاهده شدنیای در ذهن وجود دارند. مشاهدهکننده واقعاً چطور چیزها و عینیتهای درون ذهن را مشاهده میکند؟
باید یک عنصر سومی به نام «مشاهده کردن» وجود داشته باشد که به مشاهدهگر اجازه میدهد تا محتوای ذهن را بشناسد. این هوش یا آگاهیِ درون ذهن است که آن تجربهای که در ذهن داریم و از آن آگاه هستیم را کامل میکند.
مشاهدهکننده: آن آگاهی نابی است که از هر آنچه در ذهن اتفاق میفتد آگاه است. آن کاری بهجز شاهد بودن ندارد.
مشاهدهشده: اینها عینیتها یا باورهای بیجان درون ذهن هستند. بعداً در این خصوص بیشتر بحث خواهیم کرد.
عمل مشاهده کردن: فرایند مشاهده کردن، ذهن را آگاه میسازد و عینیتهای درون ذهن را ادراک میکند بنابراین مشاهدهکننده میتواند شاهد آن عینیتها باشد. زمانی که هشیاری یا آگاهی به هر عینیتی اضافه بشود فقط پسازآن است که میتواند مشاهده شود. اگر این اتفاق نیفتد آنگاه مشاهدهکننده قادر به دیدن عینیت نخواهد شد.
کیفیت اساسی مشاهدهکننده یا برهمن (حقیقت مطلق): وجود (Sat)، آگاهی (Chit)، سعادت (Ananda) است.
(Sat) = خویشِ نامتغیر، غیرمخلوق، زاده نشده
(Chit)= آگاهی
(Ananda)= سعادت
و به این معنا است که مشاهدهکننده جاودان است، هرگز تغییر نمیکند، هرگز زاده نشده، از خودش آگاه است و نور آگاهی را منتشر میکند. هنگامیکه ذهن و محتویاتش در تماس با این نورِ آگاهی قرار میگیرند، ذهن، آگاه میشود. درواقع ذهن کاملاً با این هوشیاری/ آگاهی پرشده است. ماهیت اصلیاش سعادت است. ذهنی که رویش به بیرون است و ازخودِ این هشیاری، هشیار نیست رنج میکشد.
«ذهن خودآگاه نیست، خویش خودآگاه است.»
(قسمت اول)
در ودانتا (Vedanta) آمده است که فقط دو چیز در جهان وجود دارد، مشاهدهکننده و سایر چیزها. مشاهدهکننده نامهای زیادی در ودانتا دارد ساکشی یا شاهد (Sakshi) برهمن، آتمان، خویش، منِ حقیقی. این اسامی فقط تعداد کمی از آنها هستند. سایر چیزهای دیگر مشاهدهشده هستند و به آنها هم پراکرتی (Prakrti) یا طبیعت با نامها و شکلهای مختلف گفته میشود. این شامل جهان هستی و تمام محتوای فیزیکی و غیر فیزیکی (نامحسوس) آن است.
حدی که در آنجا مشاهدهکننده به پایان میرسد و مشاهدهشده شروع میشود کجاست؟
جواب متداول به این سؤال این است که بدن انسان مشاهدهکننده است و سایر چیزهایی که خارج از این بدن هستند مشاهدهشده. بر طبق ودانتا این صحیح نیست و همین ادراک غلط، علت اصلی «رنج» در این جهان است.
پس این خط ظریف جدایی بین مشاهدهکننده و مشاهدهشده کجاست؟
سادهترین راه ادراک این موضوع این است که یک قانون ساده را اعمال کنیم: «اگر چیزی را میدانی و میشناسی، نمیتوانی آن چیز باشی.» اگر کتابی را میبینی/ میشناسی پس تو آن کتاب نیستی. اگر این قانون را بر هر چیزی اعمال کنی، خیلی زود به تفاوت بین مشاهدهکننده و مشاهدهشده پی خواهی برد.
درخت، ماشین، حیوان یا هر عینیت خارجی برای شما شناختهشده هستند پس آن نمیتواند شما باشد.
دستهای شما و پاها و بینی و غیره برای شما شناختهشده هستند بنابراین آنها نیز نمیتوانند شما باشند.
تمام افکار، احساسات، خاطرات یا هر چیزی درون ذهن شما برای شما شناختهشده هستند بنابراین آنها نیز نمیتوانند شما باشند. «آنها مال شما هستند و آنها شما نیستند»
حسِ فردیتِ شما یا ایگو، این احساسِ «منِ» فردی نیز برای شما شناختهشده است. من ثروتمندم، من گرسنه هستم، من پدرم.«من» در تمام این مثالها برای شما شناختهشده است بنابراین شما نمیتوانید آن باشید.
آن چیزی که بعدازاین تحلیلها باقی میماند ناظر یا مشاهدهکنندهی واقعیِ تمامِ رویدادها است و این مشاهدهکننده، تویِ حقیقی است. تعریف ناظر یا مشاهدهکننده ساده نیست زیرا «آن یک چیز یا یک عینیت نیست» آن سوبژه یا مشاهدهکننده است. آن ناظرِ کاملاً آگاهِ هرآن چیزی است که در ذهن اتفاق میفتد. باید این نکته درک شود که تمام رویدادهایی که مشاهده میشوند در ذهن اتفاق میفتند. این رویدادها در بیرون اتفاق نمیافتند.
«جایی که ذهنی نباشد، جهانی هم نیست»
یک مشاهدهکننده وجود دارد و همچنین چیزهای مشاهده شدنیای در ذهن وجود دارند. مشاهدهکننده واقعاً چطور چیزها و عینیتهای درون ذهن را مشاهده میکند؟
باید یک عنصر سومی به نام «مشاهده کردن» وجود داشته باشد که به مشاهدهگر اجازه میدهد تا محتوای ذهن را بشناسد. این هوش یا آگاهیِ درون ذهن است که آن تجربهای که در ذهن داریم و از آن آگاه هستیم را کامل میکند.
مشاهدهکننده: آن آگاهی نابی است که از هر آنچه در ذهن اتفاق میفتد آگاه است. آن کاری بهجز شاهد بودن ندارد.
مشاهدهشده: اینها عینیتها یا باورهای بیجان درون ذهن هستند. بعداً در این خصوص بیشتر بحث خواهیم کرد.
عمل مشاهده کردن: فرایند مشاهده کردن، ذهن را آگاه میسازد و عینیتهای درون ذهن را ادراک میکند بنابراین مشاهدهکننده میتواند شاهد آن عینیتها باشد. زمانی که هشیاری یا آگاهی به هر عینیتی اضافه بشود فقط پسازآن است که میتواند مشاهده شود. اگر این اتفاق نیفتد آنگاه مشاهدهکننده قادر به دیدن عینیت نخواهد شد.
کیفیت اساسی مشاهدهکننده یا برهمن (حقیقت مطلق): وجود (Sat)، آگاهی (Chit)، سعادت (Ananda) است.
(Sat) = خویشِ نامتغیر، غیرمخلوق، زاده نشده
(Chit)= آگاهی
(Ananda)= سعادت
و به این معنا است که مشاهدهکننده جاودان است، هرگز تغییر نمیکند، هرگز زاده نشده، از خودش آگاه است و نور آگاهی را منتشر میکند. هنگامیکه ذهن و محتویاتش در تماس با این نورِ آگاهی قرار میگیرند، ذهن، آگاه میشود. درواقع ذهن کاملاً با این هوشیاری/ آگاهی پرشده است. ماهیت اصلیاش سعادت است. ذهنی که رویش به بیرون است و ازخودِ این هشیاری، هشیار نیست رنج میکشد.
«ذهن خودآگاه نیست، خویش خودآگاه است.»
OBSERVER AND OBSERVED
Vedanta says there are only two things in the universe, the Observer and everything else. The Observer has many names in Vedanta – Sakshi (Witness), Brahman, Atman, Self, the ‘Real I’ are a few. Everything else is the Observed and is also called Prakrti or Nature, with names and forms. It includes the universe and all its physical and non-physical (subtle) content.
WHERE IS THE LINE WHERE THE OBSERVER ENDS AND THE OBSERVED STARTS ?
If you ask this question, the most common answer would be that the human body is the observer and everything else which is outside the body is the observed. According to Vedanta this is INCORRECT and this wrong understanding is the major cause of SUFFERING in the world.
So where is this fine line of separation between the Observer and Observed? The easiest way to understand this is to apply a simple rule – If you know something you cannot be that thing. If you see/know a book, you are not the book. If you apply this rule to everything, you will soon understand the difference between the Observer and Observed.
The tree, car, animal or any external object is known to you so it cannot be you.
Your hands, legs, nose etc are known to you so they cannot be you
All your thoughts, emotions, feeling, memories or anything inside your mind are known to you so they cannot be you..THEY ARE YOURS THEY ARE NOT YOU.
Your sense of individuality or ego, the feeling of individual ‘I’ is known to you. ‘I am rich’, ‘I am hungry’, ‘I am a father’, the ‘I’ in all these examples is known to you, and so you cannot be that.
What is left after this analysis is the actual Observer of all the events and this Observer is the Real You. It is not easy to define this Observer because IT IS NOT A THING OR AN OBJECT , it is the SUBJECT. It is the aware- full Observer of whatever is happening in your mind. It must be understood that all the events which are being observed are happening in the mind. These events are not happening out there..
WHERE THERE IS NO MIND , THERE IS NO UNIVERSE.
There is an Observer and also there are things to be observed in the mind . How does the observer actually observe and know which and what things/objects are there in the mind? There has to be a third element called observing, which lets the observer know the contents of the mind. This is the intelligence or consciousness in the mind which completes the experience we have in the mind of which we are aware.
OBSERVER: The Observer is pure Awareness and is aware of what is happening in the mind. It does not do anything except witness
OBSERVED: These are insentient objects or ideas within the mind. We are going to discuss this further later on.
OBSERVING: The process of Observing makes the mind Conscious and fills the objects within the mind with sentiency so that the Observer can witness those objects. When Awareness or Consciousness is added to any object it can only then be observed. If this is missing, then the Observer will not be able to see this object.
The basic quality of the Observer or Brahman is Sat Chit Ananda
Sat = Unborn, Uncaused, Unchanging Self (I)
Chit = Awareness
Ananda = Bliss
This means the Observer is eternal , never changes , never born ,it knows itself and emits a light of awareness. When the mind and its contents come in contact with this light of Awareness, the mind becomes Conscious. In fact the mind is completely filled with this Awareness/Consciousness. its essential nature is bliss..mind which is outwardly and not aware of this awareness itself suffers..
MIND IS NOT SELF AWARE , SELF IS SELF AWARE.
Vedanta says there are only two things in the universe, the Observer and everything else. The Observer has many names in Vedanta – Sakshi (Witness), Brahman, Atman, Self, the ‘Real I’ are a few. Everything else is the Observed and is also called Prakrti or Nature, with names and forms. It includes the universe and all its physical and non-physical (subtle) content.
WHERE IS THE LINE WHERE THE OBSERVER ENDS AND THE OBSERVED STARTS ?
If you ask this question, the most common answer would be that the human body is the observer and everything else which is outside the body is the observed. According to Vedanta this is INCORRECT and this wrong understanding is the major cause of SUFFERING in the world.
So where is this fine line of separation between the Observer and Observed? The easiest way to understand this is to apply a simple rule – If you know something you cannot be that thing. If you see/know a book, you are not the book. If you apply this rule to everything, you will soon understand the difference between the Observer and Observed.
The tree, car, animal or any external object is known to you so it cannot be you.
Your hands, legs, nose etc are known to you so they cannot be you
All your thoughts, emotions, feeling, memories or anything inside your mind are known to you so they cannot be you..THEY ARE YOURS THEY ARE NOT YOU.
Your sense of individuality or ego, the feeling of individual ‘I’ is known to you. ‘I am rich’, ‘I am hungry’, ‘I am a father’, the ‘I’ in all these examples is known to you, and so you cannot be that.
What is left after this analysis is the actual Observer of all the events and this Observer is the Real You. It is not easy to define this Observer because IT IS NOT A THING OR AN OBJECT , it is the SUBJECT. It is the aware- full Observer of whatever is happening in your mind. It must be understood that all the events which are being observed are happening in the mind. These events are not happening out there..
WHERE THERE IS NO MIND , THERE IS NO UNIVERSE.
There is an Observer and also there are things to be observed in the mind . How does the observer actually observe and know which and what things/objects are there in the mind? There has to be a third element called observing, which lets the observer know the contents of the mind. This is the intelligence or consciousness in the mind which completes the experience we have in the mind of which we are aware.
OBSERVER: The Observer is pure Awareness and is aware of what is happening in the mind. It does not do anything except witness
OBSERVED: These are insentient objects or ideas within the mind. We are going to discuss this further later on.
OBSERVING: The process of Observing makes the mind Conscious and fills the objects within the mind with sentiency so that the Observer can witness those objects. When Awareness or Consciousness is added to any object it can only then be observed. If this is missing, then the Observer will not be able to see this object.
The basic quality of the Observer or Brahman is Sat Chit Ananda
Sat = Unborn, Uncaused, Unchanging Self (I)
Chit = Awareness
Ananda = Bliss
This means the Observer is eternal , never changes , never born ,it knows itself and emits a light of awareness. When the mind and its contents come in contact with this light of Awareness, the mind becomes Conscious. In fact the mind is completely filled with this Awareness/Consciousness. its essential nature is bliss..mind which is outwardly and not aware of this awareness itself suffers..
MIND IS NOT SELF AWARE , SELF IS SELF AWARE.
ماهیت حقیقی تو فراتر از توصیف است. آن با ذهن شناخته نمیشود بااینحال وجود دارد. آن منشأ همهچیز است.
#نیسارگاداتا
#نیسارگاداتا
تفحص خویش
Photo
تصور میکنی که با یک نیروی خارجی در مبارزه هستی، درحالیکه درواقع هیچچیزی بیرون از تو نیست*.
تو در حال مبارزه با اهریمنهای خودت هستی بدون اینکه متوجه باشی تمام این نمایش را خواب میبینی. فراموش کردهای که تو نه تعقیبکننده هستی و نه تعقیب شده. به دنبال فرمها و شکلها هستی و همچنین از فرمها و شکلها فرار میکنی؛ و همهاش در رؤیاست، فعالیتهای رؤیایی، شکلهای رؤیایی، رویدادهای رؤیایی، داستانهای رؤیایی. تو آنها را با واقعیت اشتباه گرفتهای و بهجای اینکه رؤیا را به خالقش تسلیم کنی، خودت را یک شخص مسئول تصور میکنی و نتیجهاش میشود: بدبختی.
نیاز نیست که جایی بروی و به سرزمینهای دور سفر کنی تا با این توهمِ جدایی گلاویز شوی، آن همینجا در دستان شماست. میتوانی هماکنون بیدار شوی. ببین چطور تمام این نمایش از خودت ساختهشده و آفریدهی خودت است. هیچکدام اینها بهجز خودت یعنی همان خویش لایزال واقعی نیستند. درست همینجا و هماکنون، در همین لحظه به بیم و اضطرابِ خیالیِ آن من – فکر که جهان و بدن و ذهن را آفریده توجه کن. از داستانهای توهمی و خیالیِ من- فکر دست بکش و متوقفش کن.
بهاگاواد گیتا
*بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست/ در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
#مولانا
تو در حال مبارزه با اهریمنهای خودت هستی بدون اینکه متوجه باشی تمام این نمایش را خواب میبینی. فراموش کردهای که تو نه تعقیبکننده هستی و نه تعقیب شده. به دنبال فرمها و شکلها هستی و همچنین از فرمها و شکلها فرار میکنی؛ و همهاش در رؤیاست، فعالیتهای رؤیایی، شکلهای رؤیایی، رویدادهای رؤیایی، داستانهای رؤیایی. تو آنها را با واقعیت اشتباه گرفتهای و بهجای اینکه رؤیا را به خالقش تسلیم کنی، خودت را یک شخص مسئول تصور میکنی و نتیجهاش میشود: بدبختی.
نیاز نیست که جایی بروی و به سرزمینهای دور سفر کنی تا با این توهمِ جدایی گلاویز شوی، آن همینجا در دستان شماست. میتوانی هماکنون بیدار شوی. ببین چطور تمام این نمایش از خودت ساختهشده و آفریدهی خودت است. هیچکدام اینها بهجز خودت یعنی همان خویش لایزال واقعی نیستند. درست همینجا و هماکنون، در همین لحظه به بیم و اضطرابِ خیالیِ آن من – فکر که جهان و بدن و ذهن را آفریده توجه کن. از داستانهای توهمی و خیالیِ من- فکر دست بکش و متوقفش کن.
بهاگاواد گیتا
*بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست/ در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
#مولانا
You imagine you are fighting an external force,
while, in fact, nothing is external to you.
There is no external enemy, nothing external to you.
You are fighting your own demons without noticing that
you are dreaming the entire show.
You forget you are not the pursuer nor the pursued.
You chase forms and shapes
and run away from forms and shapes ... all in the dream,
dream activities, dream forms, dream events, dream stories ...
You mistake them to be real
and rather than surrender the dream to its creator,
you imagine yourself to be the character in charge.
Thus, the misery.
You don't need to go anywhere, nor travel to distant lands
to tackle the illusion of separation that is on hand.
You can wake up right now.
See how the entire show is made out of yourself
and is your own creation.
None of it is real but YOU, the eternal Self.
Right here, right now, this very moment,
notice the illusory angst of the I-thought
that creates the world, the body and the mind.
Cease and desist from the illusory tales of the I-thought.
-The Bhaghavad Gita
while, in fact, nothing is external to you.
There is no external enemy, nothing external to you.
You are fighting your own demons without noticing that
you are dreaming the entire show.
You forget you are not the pursuer nor the pursued.
You chase forms and shapes
and run away from forms and shapes ... all in the dream,
dream activities, dream forms, dream events, dream stories ...
You mistake them to be real
and rather than surrender the dream to its creator,
you imagine yourself to be the character in charge.
Thus, the misery.
You don't need to go anywhere, nor travel to distant lands
to tackle the illusion of separation that is on hand.
You can wake up right now.
See how the entire show is made out of yourself
and is your own creation.
None of it is real but YOU, the eternal Self.
Right here, right now, this very moment,
notice the illusory angst of the I-thought
that creates the world, the body and the mind.
Cease and desist from the illusory tales of the I-thought.
-The Bhaghavad Gita
پرسشگر: آیا همه میتوانند خدا را ببینند؟
باگوان #رامانا ماهارشی: بله
پرسشگر: آیا من میتوانم خدا را ببینم؟
باگوان: بله
پرسشگر: راهنمای من برای دیدن خدا چه کسی است؟ آیا به راهنمایی نیاز دارم؟
باگوان: چه کسی راهنمای شما برای آمدن به اینجا بود؟ با راهنمایی چه کسی هرروز جهان را میبینید؟ خدا همان خویش شماست که فراتر از این بدن، ذهن و هوش است. درست همانطور که شما میتوانید خودتان جهان را ببینید بنابراین اگر با جدیت و صادقانه تلاش کنید قادر خواهید بود تا خویش خودتان را نیز ببینید. تنها همین خویش شما است که راهنمای شما در این جستجو است.
Question: Can everybody see God?
Bhagavan: Yes.
Question: Can I see God?
Bhagavan: Yes.
Question; Who is my guide to see God? Do I not need a guide?
Bhagavan: Who was your guide to Ramanasramam? With whose guidance do you see the world daily? God is your own Self beyond body, mind, and intellect. Just as you are able to see the world yourself so also you will be able to see your Self if you earnestly strive to do so, your Self alone being your guide in that quest also.
باگوان #رامانا ماهارشی: بله
پرسشگر: آیا من میتوانم خدا را ببینم؟
باگوان: بله
پرسشگر: راهنمای من برای دیدن خدا چه کسی است؟ آیا به راهنمایی نیاز دارم؟
باگوان: چه کسی راهنمای شما برای آمدن به اینجا بود؟ با راهنمایی چه کسی هرروز جهان را میبینید؟ خدا همان خویش شماست که فراتر از این بدن، ذهن و هوش است. درست همانطور که شما میتوانید خودتان جهان را ببینید بنابراین اگر با جدیت و صادقانه تلاش کنید قادر خواهید بود تا خویش خودتان را نیز ببینید. تنها همین خویش شما است که راهنمای شما در این جستجو است.
Question: Can everybody see God?
Bhagavan: Yes.
Question: Can I see God?
Bhagavan: Yes.
Question; Who is my guide to see God? Do I not need a guide?
Bhagavan: Who was your guide to Ramanasramam? With whose guidance do you see the world daily? God is your own Self beyond body, mind, and intellect. Just as you are able to see the world yourself so also you will be able to see your Self if you earnestly strive to do so, your Self alone being your guide in that quest also.