تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
806 videos
37 files
366 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
تفحص خویش
Photo
پرسشگر: چرا من گاهی تمرکز بر خویش را آسان و گاهی آن را به‌طور ناامیدکننده‌ای مشکل می‌بینم؟
باگوان رامانا ماهارشی: به خاطر واساناها (عادات ذهنی، امیال نفسانی). اما ازآنجایی‌که ما «خویش» هستیم حقیقتاً آن آسان است. تنها کاری که باید بکنیم به یاد آوردن آن است. ما مدام آن را فراموش می‌کنیم و بنابراین فکر می‌کنیم که ما این بدن یا این نفس هستیم.
اگر اراده و تمایل به یادآوریِ «خویش» به اندازه کافی قوی باشد درنهایت بر واساناها غلبه خواهد کرد.
باید جنگی بزرگ* در درون همیشه در جریان باشد تا زمانی که آن خویش محقق شود. از این جنگ به‌طور نمادین در متون مقدس به جنگ بین خدا و شیطان یاد می‌شود. در میان شروتی های ما (متون هندو) مهابهارتا (Mahabharata) این‌گونه است. آسورا (Asuras) نماینده افکار بد و دواس (Devas) نماینده افکار متعالی ما هستند.
باید تمام این افکار نظیرِ «به نتیجه رسیدن سخت است» یا «درک حقیقت خویش خیلی با من فاصله دارد» یا «من برای درک حقیقت خیلی مشکلات دارم» را رها کنید زیرا خود این‌ها موانع اصلی هستند که توسط خویش کاذب یعنی همان ایگو به وجود می‌آیند. آن‌ها درست نیستند.
شک نکنید که شما آن حقیقت هستید. در این ادراک ساکن شوید.
هرگز نخواهید که درک واقعیت خویش را به زمانی در آینده موکول کنید. به این دلیل که انسان‌ها با چنین افکار غلطی فریب می‌خورند و هیپنوتیزم می‌شوند است که در کتاب گیتا چنین آمده که تنها تعداد کمی از میلیون‌ها نفر به درک خویش نائل می‌شوند.
خودت را در مراقبه‌ای عمیق تسلیم کن. تمام نگرانی‌های زندگی را دور بینداز. یک زندگی محاسبه گرانه، مزین به موفقیت معنوی نخواهد شد.
#رامانا ماهارشی
*حضرت محمد هم جنگ با نفس را جهاد اکبر مینامیدند.م
Q: Why is it sometimes I find concentration on the Self so easy and at other times hopelessly difficult?
Bhagavan: Because of vasanas. But really it is easy, since we are the Self. All we have to do is to remember that. We keep on forgetting it, and thus think we are this body, or this ego.
If the will and desire to remember the Self are strong enough, they will eventually overcome vasanas.
There must be a great battle going on inwardly all the time until the Self is realized. This battle is symbolically spoken of in scriptural writings as the fight between God and Satan. In our Sruti, it is the Mahabharata, where the asuras represent our bad thoughts and the devas our elevating ones.
All such thoughts as ‘attainment is hard’ or Self-realization is far from me, or ‘I have many difficulties to overcome to know Reality’, should be given up, as they are the main obstacles, created by the false self, the ego. They are untrue.
Do not doubt that you are the Reality; live in that understanding.
Never question it by referring your realization of it to some future time. It is because people are victimized and hypnotized by such false thoughts that the Gita says that few out of millions realize the Self.
Give up to deep meditation. Throw away all other considerations of life. The calculative life will not be crowned with spiritual success.
#Ramana Maharshi
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آگاه_بودن مطلب شماره پنج

مراقبه با #روپرت اسپایرا - آگاهی از آگاه بودن - زیرنویس فارسی
@selfinquiry
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتاب قصه‌ی «هرآنچه میبینم بخشی از من است» فقط یک کتاب قصه نیست.

@selfinquiry
"هر چیزی که ظاهر می‌شود روزی ناپدید خواهد شد
در جهان فرم‌ها هیچ ثباتی وجود ندارد
اما آن آگاهیِ تغییرناپذیر که در آن تمام فرم‌ها ظاهر می‌شوند به‌هیچ‌عنوان تحلیل نمی‌رود، نابود و دگرگون نمی‌شود.
اگر یاد بگیری که آن آگاهی باشی، متوجه خواهی شد که هیچ‌چیز نمی‌تواند به تو آسیب برساند و نابودت کند
ناآگاهی باعث می‌شود تا ما درباره از بین رفتن این بدن نگران باشیم
اگر آسایشت را درگرو آسایش این بدن ببینی همیشه نگران و در رنج و غم خواهی بود.
وقتی‌که توسط تجربه بی‌واسطه بفهمی که تو «خویش» هستی، متوجه خواهی شد که تولد و مرگی وجود ندارد.
متوجه می‌شوی که تو نامیرا و جاودانه هستی.
گاهی به شناخت خویش، وضعیت جاودانه نیز میگویند زیرا آن هرگز پایان نمی‌پذیرد، هرگز نابود نمی‌شود و تغییر نمی‌یابد.
اگر توجهت را بر روی خویش قرار دهی می‌توانی به این جاودانگی دست پیدا کنی.
و اگر به آن دست پیدا کنی، متوجه می‌شوی که در وضعیتِ نهاییِ بودن، تولد، مرگ، آرزو، ترس، نگرانی، ذهن و دنیایی وجود ندارد."
#آنامالای سوامی
Everything that appears will one day disappear.
There is no permanence in the world of forms.
But that unchangeable consciousness in which all forms appear can never be diminished,
destroyed or altered in any way.
If you learn to be that consciousness you come to understand that nothing can touch or destroy you. …
Ignorance causes us to worry about the possible destruction of the body.
If you make your well-being dependent on the well-being of the body,
you will always be worrying and suffering.
When you know, from direct experience, that you are the Self,
you realize that there is no birth and death.
You realize that you are deathless and immortal.
Self-realization is sometimes called the immortal state because it never ends and because it is never destroyed or even altered.
If you keep your attention on the Self you can attain this immortality.
If you attain it,
in that ultimate state of being you will find that there is no birth, no death, no desires, no fears, no worries, no mind and no world.

#Annamalai Swami
Audio
محمدرضا شجریان - مثنوی افشاری
تفحص خویش
محمدرضا شجریان - مثنوی افشاری
"این دهان ب‍‍ستی دهان‍‍ی باز ش‍‍د
تا خورن‍‍دهٔ لق‍‍مه‌های راز ش‍‍د

لب فروب‍‍ند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی ک‍‍ن شتاب

گر تو ای‍‍ن ان‍‍بان ز نان خالی کن‍‍ی
پر ز گوهرهای اج‍‍لالی کن‍‍ی

طفل جان از شیر شی‍‍طان باز ک‍‍ن
بعد از آن‍‍ش با مل‍‍ک ان‍‍باز ک‍‍ن

چ‍‍ند خوردی چرب و شی‍‍ری‍‍ن از طعام
امتحان ک‍‍ن چ‍‍ند روزی در صیام

چ‍‍ند شب‌ها خواب را گ‍‍شت‍‍ی اسی‍‍ر
یک شب‍‍ی بی‍‍دار ش‍‍و دول‍‍ت بگی‍‍ر"

#مولانا
پرسشگر: چطور می‌توانم جهان را به‌عنوان خدا ببینم؟ دیدن جهان به‌عنوان خدا به چه معناست؟
نیسارگاداتا: مانند وارد شدن به یک اتاق تاریک است. هیچ‌چیزی نمی‌بینی ممکن است چیزی را لمس کنی اما هیچی نمی‌بینی نه رنگی نه شکلی. پنجره باز می‌شود و اتاق سرشار از نور می‌شود درنتیجه رنگ‌ها و شکل‌ها به وجود می‌آیند.
پنجره دهنده‌ی نور است اما منشأ آن نیست. منشأ، خورشید است. به همین ترتیب ماده، مانند اتاق تاریک است و آگاهی که نقش پنجره را ایفا می‌کند ماده را با احساسات و ادراکات سرشار می‌کند و عنصر غایی اینجا خورشید است که منشأ ماده و نور است.
پنجره ممکن است بسته یا باز باشد اما خورشید همیشه در حال درخشیدن است. باز و بسته بودن پنجره برای اتاق متفاوت است اما برای خورشید نه.
بااین‌حال همه‌چیز در نزد آن عنصر بسیار کوچک یعنی «من هستم» در درجه دوم قرار دارند. بدون «من هستم» چیزی وجود ندارد. تمام دانش‌ها درباره «من هستم» است. باورهای اشتباه درباره «من هستم» منجر به محدودیت و باورهای درست منجر به رهایی و سعادت می‌شود.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Q: How can I see the world as God? What does it mean to see the world as God?
M: It is like entering a dark room. You see nothing -- you may touch, but you do not see -- no colors, no outlines. The window opens and the room is flooded with light. Colors and shapes come into being.
The window is the giver of light, but not the source of it. The sun is the source. Similarly, matter is like the dark room; consciousness -- the window -- flooding matter with sensations and perceptions, and the Supreme is the sun the source both of matter and of light.
The window may be closed, or open, the sun shines all the time. It makes all the difference to the room, but none to the sun.
Yet all this is secondary to the tiny little thing which is the 'I am'. Without the 'I am' there is nothing. All knowledge is about the 'I am'. False ideas about this 'I am' lead to bondage, right knowledge leads to freedom and happiness.
#Nisargadatta Maharaj, I AM THAT ch 19
پرسشگر: آیا دنیای شما هم مانند دنیای من پر از چیزها و مردم است؟
#نیسارگاداتا: نه پر از خود من است.
پرسشگر: اما آیا شما هم مثل ما می‌بینید و می‌شنوید؟
نیسارگاداتا: بله به نظر می‌رسد که می‌بینم و می‌شنوم و حرف می‌زنم و عمل می‌کنم اما برای من این چیزها «فقط اتفاق میفتند» درست مانند هضم غذا یا تعریق که برای شما اتفاق میفتد. ماشین بدن – ذهن به دنبال آن می‌رود اما من در آن دخالتی ندارم. درست همان‌طور که نیاز نیست شما نگران رشد موهایتان باشید من هم نیاز به نگرانی درباره کلمات و اعمالم ندارم. آن‌ها فقط اتفاق میفتند و من را بدون هیچ مشکلی ترک می‌کنند زیرا در دنیای من هیچ‌چیز هرگز اشتباه نمی‌شود.
Q: Is your world full of things and people as is mine?
M: No, it is full of myself.
Q: But do you see and hear as we do?
M: Yes, l appear to hear and see and talk and act, but to me it just happens, as to you digestion or perspiration happens. The body-mind machine looks after it, but leaves me out of it. Just as you do not need to worry about growing hair, so I need not worry about words and actions. They just happen and leave me unconcerned, for in my world nothing ever goes wrong.
#Nisargadatta
گفتگو با #آنامالای سوامی
سؤال: شما صحبت‌های زیادی در خصوص واسانا می‌کنید. امکان دارد لطفاً دقیقاً به من بگویید که آن‌ها چه هستند و چطور عمل می‌کنند؟
آنامالای سوامی: واساناها عادات ذهنی هستند. آن‌ها هم هویت شدگی‌های اشتباه و الگوهای تکراری افکار هستند که پشت سر هم اتفاق میافتند. این واساناها هستند که مانع و سرپوشی برای تجربه خویش حقیقی هستند. واسانا برمی‌خیزد، توجه شما را جلب می‌کند و بجای اینکه شما را به داخل به سمت آن خویش حقیقی بکشاند، به بیرون و به سمت جهان بیرون می‌برد. ازآنجایی‌که این اتفاق اغلب و به‌طور مداوم رخ می‌دهد، ذهن شانس اینکه آرام بگیرد و ذات حقیقی خودش را درک کند نخواهد داشت.
خروس‌ها عادت دارند که زمین را چنگ بزنند. این عادت همیشگی آن‌هاست. حتی اگر بر روی یک صخره سنگی هم باشند همچنان عادت دارند که این کار را انجام دهند.
واساناها هم، چنین عملکردی دارند. آن‌ها عادات و الگوهای فکری هستند که حتی اگر تقاضا هم نشده باشند دوباره و دوباره ظاهر می‌شوند. اغلب ایده‌ها و افکار ما نادرست‌اند. وقتی آن‌ها برحسب عادت، به‌عنوان واساناها برمی‌خیزند، طوری ما را شستشوی مغزی می‌دهند که گمان کنیم حقیقی و درست‌اند.
واساناهای اصلی مانند «من بدن هستم» یا «من ذهن هستم» بارها در ما ظاهر می‌شوند و همین امر باعث می‌شود که به‌طور خودکار قبول می‌کنیم که آن‌ها درست و حقیقی هستند. حتی میل ما به فراتر رفتن از واسانا هم خودش یک واسانا است. وقتی به این فکر می‌کنیم که «من باید مراقبه کنم» یا «باید تلاش کنم» در حال سازمان‌دهی یک مبارزه بین دو واسانای متفاوتیم.
شما تنها با استوار ماندن و ساکن شدن در آگاهی به‌عنوان آگاهی است که می‌توانید از این عادات ذهن رهایی پیدا کنید. هرآن کس که هستی باش. همان‌گونه که هستی باش. تنها ساکن و خاموش باش. تمام واساناهایی که در ذهن بلند می‌شوند را رها کن (از آن‌ها چشم‌پوشی کن) و به‌جای آن، توجهت را بر روی خویش حقیقی‌ات ثابت نگه‌دار.
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI

Q: You talk a lot about vasanas. Could you please tell me exactly what they are and how they function?
AS: Vasanas are habits of the mind. They are the mistaken
identifications and the repeated thought patterns that occur again and again. It is the vasanas which cover up the experience of the Self. Vasanas arise, catch your attention, and pull you outwards towards the world rather than inwards towards the Self. This happens so often and so continuously that the mind never gets a chance to rest or to understand its real nature.
Cocks like to claw the ground. It is a perpetual habit with
them. Even if they are standing on bare rock they still try to scratch the ground.
Vasanas function in much the same way. They are habits and patterns of thought that appear again and again even if they are not wanted. Most of our ideas and thoughts are incorrect. When they rise habitually as vasanas they brainwash us into thinking that they are true.
The fundamental vasanas such as 'I am the body' or 'I am the mind' have appeared in us so many times that we automatically accept that they are true. Even our desire to transcend our vasanas is a vasana. When we think 'I must meditate' or 'I must make an effort' we are just organizing a fight between two different vasanas.
You can only escape the habits of the mind by abiding in consciousness as consciousness. Be who you are. Be as you are. Just be still. Ignore all the vasanas that rise in the mind and instead fix your attention in the Self.
همیشه به یاد داشته باش که دزدان آرامش، دزدانی در یک خانه‌ی خالی هستند.
اگر رنج می‌کشی به خودت یادآوری کن که: احتمالاً مشغول دیدن رؤیا هستی.
تنها تصورات هستند که رنج می‌بینند.
دزدان آرامش دزدانی در یک خانه‌ی خالی هستند.
#پاپاجی

"Always remember, the thieves of Peace are thieves in an empty house.
If you are suffering, remind yourself: you must be dreaming!
Only Imagination suffers.
The thieves of Peace are thieves in an empty house."
#Papaji
"بالاترین درک این است:
کسی که افکار را دنبال میکند خودش فکر است."
#پاپاجی

"از همه افکاری که در ذهن برمی‌خیزند فکر «من» اولین فکر است. تنها بعد از برخاستن فکر «من» است که سایر افکار ظاهر خواهند شد. بعد از ظاهر شدن ضمیر اول‌شخص است که ضمایر دوم و سوم شخص ظاهر می‌شوند، بدون ضمیر اول‌شخص، ضمایر دیگر نیز نخواهند بود."
#رامانا ماهارشی
#گورجیف
لژیون*

انسان «من» شخصی ندارد؛ اما به جای آن صدها هزار «من» کوچک جدا دارد که خیلی اوقات کاملاً از هم بیگانه‌اند هرگز باهم در تماس نیستند یا برعکس باهم در خصومت‌اند و به‌طور متقابل باهم در تضاد و ناسازگاری‌اند.
هر دقیقه و هرلحظه انسان مشغول فکر کردن و حرف زدن با این «من» است و هرزمانی هم این «من» متفاوت است. در حال حاضر آن یک فکر است، حال یک خواسته است، اکنون یک احساس است و حال یک فکر دیگر است و همین‌طور بی‌وقفه ادامه پیدا می‌کند. انسان متکثر است. نام انسان لژیون است.

*لژیون برگرفته از مطلب «شفای مرد دیو زده» در انجیل لوقا است. لوقا ۸:۳۰
عیسی از او پرسید: نامت چیست؟ پاسخ داد: «لژیون» زیرا دیوهای بسیار به درونش رفته بودند.
G.I. #Gurdjieff
Legion
“Man has no individual i. But there are, instead, hundreds and thousands of separate small "i"s, very often entirely unknown to one another, never coming into contact, or, on the contrary, hostile to each other, mutually exclusive and incompatible.
Each minute, each moment, man is saying or thinking, "i". And each time his i is different. just now it was a thought, now it is a desire, now a sensation, now another thought, and so on, endlessly. Man is a plurality. Man's name is legion.”
آنی که این جهان را پدید آورد همه جا هست. در هر چیزی به او توکل کن.

شری #آناندامایی ما