تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
اردیبهشت
این فکر که «آگاهی می‌آید و می‌رود» خودش یک فکر است که در آن آگاهی واحد و بدون تغییری که اکنون تو همان هستی برمی‌خیزد.
به‌محض اینکه «جستجوگر» فقط به‌عنوان یک فکر که در آگاهی برمی‌خیزد دیده شود، در آگاهی ادغام شده و طلسم جدایی شکسته می‌شود. «جستجوگر» تبدیل به یابنده نمی‌شود. جستجوگر دست از شدن برمی‌دارد و در آن آگاهی مطلق ادغام می‌شود.
در حریم حقیقت خودت را کاملاً حل کن.
#موجی

“The thought, ‘Awareness comes and goes,’ is itself a thought arising in the single and unchanging Awareness you already are.
As soon as the 'seeker' is seen to be a mere thought arising in Awareness, he merges into Awareness and the spell of separation is broken. The seeker doesn't become a Finder. The 'seeker' ceases becoming and merges in the absolute Awareness.
At the shrine of Truth offer yourself to be completely absorbed.”
#Mooji
Forwarded from مسعود رياعی
"زندگی مذهبی"

⭐️زندگی مذهبی یک زندگی بدون "من" است و در تمام جهان فقط تعداد اندکی از این نوع زندگی برخوردارند. تظاهر به زندگیِ مذهبی یک چیز، و حقیقت آن چیز دیگریست.

مسعود ریاعی
www.masoudriaei.com
@masoudriaei
@masoudriaeibot
باید عمیقِ عمیقِ عمیق به درون خودت فرو بروی.
عمیق‌تر از هر آنچه بتوانی تصورش را بکنی.
و تنها راه انجام این کار رها کردن دنیای بیرون است، ذهنی و نه فیزیکی.
به‌عبارت‌دیگر به آن واکنش نشان نده.
چیزها را مشاهده کن، آمدوشد دنیا را ببین و آن را تنها بگذار.
آن نه بد است و نه خوب.
چیزی برای ارائه به تو ندارد.
بااین‌حال هم‌زمان مشغول انجام آنچه باید انجام دهی هستی چیزی که برای آن به اینجا آمده‌ای.
اگر قرار باشد که کار کنی کار خواهی کرد.
اگر قرار باشد که کار نکنی کار نخواهی کرد.
اگر قرار است ازدواج کنی، ازدواج می‌کنی
اگر قرار نباشد ازدواج کنی، ازدواج نمی‌کنی
همه‌چیز به‌خودی‌خود اتفاق میفتد
بااین‌حال تو در درون خودت خواهی فهمید که تو آن نیستی.
تو وضعیت‌ها نیستی
آنها مطلقاً هیچ ارتباطی با تو ندارند
تو ورای شرطی شدگی‌ها، وضعیت‌ها، تجارب و هر چیزی هستی.
بااین‌حال تو همه‌چیز هستی.
#رابرت آدامز
You have to dive deep,
deep, deep within yourself,
deeper than you can ever imagine.

And the only way you can do this
is by giving up the external world,
mentally, not physically.

In other words,
by not reacting to things.

To observe things,
watch the world go by,
leave it alone.
It's neither good nor bad.
It has nothing to offer you.
Yet, at the same time,
you'll be doing what you have to do,
what you came here to do.

If you're supposed to work,
you will work.
If you're not supposed to work,
you'll not work.
If you're supposed to be married,
you'll be married.
If you're supposed not to be married,
you'll not be married.
Everything will happen by itself.

Yet, you will know within yourself,
that this is not you.
The situation is not you.
It has absolutely nothing to do with you.
You are beyond conditioning,
beyond situations,
beyond experience,
beyond everything.
Yet, you are everything also.
#Robert Adams
محمد جعفر #مصفا
تسلیم کامل نفس یعنی هیچ فکر دیگری از «من» نداشته باشید.
سپس تمام امیالتان {Samskara} شسته شده و شما آزاد می‌شوید. شما در انتها نباید به‌عنوان یک وجود جداگانه ادامه دهید.
#رامانا ماهارشی
رهایی یعنی آزاد بودن. آزاد بودن از مفهوم‌هایمان، از اسارت ذهن و درک و تصوراتمان. خویش، از مفاهیم، از «من می‌خواهم باشم» رهاست و نیازی به رهایی ندارد.
#نیسارگاداتا
تفحص خویش
Photo
حالا آمده‌ایم به‌اصطلاح خودشناسی می‌کنیم و آنچه نهایتاً در خودشناسی مطرح است خارج شدن از این بازی و درگیری سه شاهی و صنار است؛ اما چگونه؟ ما به سه شاهی و صنار جامعه معتاد شده‌ایم، اسیر و آلوده آن شده‌ایم. بنابراین باورمان نمی‌شود بتوانیم یک کار جدی بکنیم کاری که همت والا می‌خواهد، کاری که از اشتغالات سه شاهی و صنار نیست. تو وقتی احساس یا تصور می‌کنی که نمی‌توانی واقعاً به رهایی برسی، وقتی تصور می‌کنی که مولوی یک انسان استثنایی و متفاوت با تو بوده است و علت رهایی او استثنایی بودن اوست درواقع داری میگویی منِ شاگرد بقالِ حقیرِ ناقابلِ طبع پایین کجا و مولوی کجا؟ ما به حقیر بودن، درواقع به تصور حقیر بودن خو گرفته‌ایم ما باید هرچه عمیق‌تر و عمیق‌تر ماهیت بقال حقیر بودن جامعه و اشتغالات بی‌معنی و کودکانه آن را حس کنیم، آگاهی عمیق نسبت به بازی‌های کودکانه اجتماع، دلبستگی ما را نسبت به این بازی‌ها سست می‌کند. در آن صورت می‌توانیم زندگی را از اوج نگاه کنیم. اگر ما یاد بگیریم که زندگی را از اوج نگاه کنیم صدها خورده مسئله و خورده رنج از دست و پای روحمان باز خواهد شد و خورده مسائلی که اکنون ما را در خود گرفته‌اند به چشممان نخواهند آمد. عنقا چون بلندپرواز است کرم‌های زندگی را نمی‌بیند، عظمت کوه‌ها و دریاها و جنگل‌ها را می‌بیند. آقایی نوشته بود من لکنت زبان دارم و این مسئله زندگی‌ام را سیاه کرده است، دختری نوشته بود از سن ازدواجم گذشته است و از این بابت عذاب می‌کشم، این‌ها یعنی خورده کرم‌های زندگی، یعنی سه شاهی و صنار بقال حقیر. آقایی که از لکنت زبان رنج می‌کشی، فکر می‌کنی من که لکنت زبان ندارم و فصیح و بلیغ صبحت می‌کنم وضعی بهتر از تو دارم؟ نه من هم شاگرد همان بقالی بوده‌ام که تو بوده‌ای، تو فکر می‌کنی من با بیان فصیح و بلیغم چه میگویم؟ میگویم دیشب دایی جان سرهنگ* مهمانمان بود، هرچه دیگر هم که بگویم همین معنای کودکانه را دارد. کتابی هم که می‌نویسم همین معنا را دارد. درباره فلسفه و ماورای فلسفه هم که صحبت کنم همین معنا در پشت آن نهفته است.
محمدجعفر #مصفا
کتاب رابطه

*اشاره به «سرهنگ» بودن دایی جان درواقع کسب اعتبارهای سه شاهی و صنار جامعه است؛ مثلاً اگر دایی‌ای داشته باشم که رفتگر باشد اصلاً اشاره‌ای در جمع نمی‌کنم که او دیشب مهمان ما بود ولی در این مورد بخصوص، هدف اشاره به «سرهنگ» بودن دایی است و کسب اعتبار از آن و نه خود وجود دایی.
غرش کن
#پاپاجی

داستان کوتاهی برایت تعریف می‌کنم. داستان این‌طور شروع می‌شود. مردی که شغلش لباس‌شویی بود هرروز به سمت رودخانه می‌رفت تا لباس‌هایش را بشورد. او لباس‌های کثیف را بارِ چند الاغ می‌کرد و وقتی به رودخانه می‌رسید لباس‌ها را می‌شست و آنگاه در ساحل منتظر می‌ماند تا آن‌ها خشک شوند و بعد در پایان روز به سمت خانه بازمی‌گشت...

🌀مطلب کامل را اینجا بخوانید

http://vrgl.ir/H2iPE
تفحص خویش
Photo
«هست»

تمام چیزها قبل از اینکه این‌طور یا آن‌طور باشند فقط «هست» ند.

هر چیزی که «هست» خود به خودی هست.

«هست» آن است.

«هست» از جنس ذهن نیست.

هیتلر پیش از اینکه فرد دیکتاتوری باشد فقط «هست»

عدس «هست»

درخت «هست»

زمین «هست»

کهکشان راه شیری «هست»

«هست» وحدت است

همه‌چیز «هست»

لا حول ولا قوة إلا بالله

حجاب ذهن این چیزهای خیلی ساده را برای ما مخفی می‌کند

تو قبل از اینکه این اسم و شهرت و دارایی و گرفتاری و غم و بدبختی و خوشبختی را داشته باشی فقط «هست»ی

تو خود به خودی هستی

دیدن خود به خودی است

شنیدن خود به خودی است

چه کسی می‌بیند؟ آیا تو با ذهنت برای دیدن یا شنیدن فرایندی را اجرا می‌کنی تا ببینی؟ یا فقط می‌بینی؟ دیدن فقط «هست»

بر «هستی» خودت وصل شو. به اینکه خود به خودی به وجود آمدی فکر کن. این دست‌وپا و صورت همه خود به خودی هستند. تو این‌ها را ساختی یا خود به خودی «هست» شدند؟

در راز این «هست» غرق شو

«من هستم»

بر هست بودن خودت توجه کن

هر چیز دیگری را رها کن و فقط باش

وقتی «فقط باشی» تو «هست»ی

وقتی هست شدی همه ‌چیز هستی

هست بودن بر هر چیز دیگری مقدم است

در ابتدا باش، در «هست»

همه چیز «هست»

هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ



@selfinquiry
درباره کدام خدا صحبت می‌کنید؟ خدا چیست؟ آیا خدا همان نوری نیست که شما با آن سؤال می‌پرسید؟ "من هستم" خودش خداست. جستجو خودش خداست. در جستجو شما متوجه می‌شوید که نه بدن هستید و نه ذهن و عشق به خود در شما برای خود در همگان است. آن دو یکی هستند. آگاهیِ درون تو و آگاهیِ درون من ظاهراً دو چیز به نظر می‌رسند اما در حقیقت یکی هستند. وحدت را جستجو کن و آن عشق است.
#نیسارگاداتا

"Which God are you talking about? What is God? Is he not the very light by which you ask the question? 'I am"' itself is God. The seeking itself is God. In seeking you discover that you are neither the body nor mind, and the love of self in you is for the self in all. The two are one. The consciousness in you and the consciousness in me, apparently two, really one, seek unity and that is love."
-Sri #Nisargadatta Maharaj