تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI

When the mind appears every morning don't jump to the usual conclusion, ‘This is me; these thoughts are mine'.
Instead, watch these thoughts come and go without identifying with them in any way.
If you can resist the impulse to claim each and every thought as your own, you will come to a startling conclusion: you will discover that you are the consciousness in which the thoughts appear and disappear. You will discover that this thing called mind only exists when thoughts are allowed to run free. Like the snake which appears in the rope, you will discover that the mind is only an illusion which appears through ignorance or misperception.
You want some experience which will convince you that what I am saying is true. You can have that experience if you give up your life-long habit of inventing an 'I' which claims all thoughts as mine'.
Be conscious of yourself as consciousness alone, watch all the thoughts come and go. Come to the conclusion, by direct experience, that you are really consciousness itself, not its ephemeral contents.
Clouds come and go in the sky but the appearance and disappearance of the clouds don't affect the sky.
Your real nature is like the sky, like space. Just remain like the sky and let thought-clouds come and go. If you cultivate this attitude of indifference towards the mind, gradually you will cease to identify yourself with it.
مسئله مهمی که اکهارت بیشتر به آن تصریح می‌کند و ابن عربی کمتر، این است که چون ذات خدا و ذات نفس* هر دو آزاد، بینام، بی تعین و بی‌صورت‌اند به یک معنی می‌توان گفت که نیستی (nothingness) اند؛ البته آن عدم و نیستی که فوق وجود است نه دون وجود.. لذا می‌توان با توسع در این قاعده که «در اعدام تمایزی نیست»، نتیجه گرفت که بین ذات بی تعین خدا و ذات بی تعین نفس تمایزی نیست.
لذا به اعتقاد اکهارت: در خصوص ذات نفس می‌توان گفت هیچ نیست مگر خدا. «در اینجا ذات خدا ذات من است و ذات من ذات خداست.» خدا از ازل در ذات نفس حاضر بوده است. در اینجا، یافتن خود و یافتن خدا یک چیز است. لذا خدا را تنها زمانی می‌توانیم ادراک کنیم که به وحدت برسیم. اکهارت آن‌چنان بر وحدت و یگانگی ذات نفس و ذات خدا پای می‌فشرد که برخی ازجمله یونگ روان‌شناس سوئیسی، معتقدند که برای اکهارت خدا و نفس دو کلمه مترادف‌اند.
از متن کتاب «وحدت وجود به روایت ابن عربی و مایستر اکهارت»
قاسم #کاکایی
*نفس در این متن مترادف با معنی «خویش» است و نه نفس به معنی ایگو.

@selfinquiry
میگویی که می‌خواهی حقیقت را پیدا کنی. اما این اتفاق نمی‌افتد. اتفاقی که درواقع میفتد این است همین‌طور که به دنبال خویش حقیقی‌ات هستی، آن هویتی که با آن به دنبال (آن خویش حقیقی می‌گردی) شروع به محو شدن میکند. درست همان‌طور که یک ستاره دنباله‌دار قبل از اینکه به زمین اصابت کند از بین می‌رود، چیزی از تو جز «خویش» یعنی فضای آگاهی تغییرناپذیر و بی فرم باقی نمی‌ماند.
#موجی

“You say you want to find the Truth. But it cannot be done. What actually happens is that as you are looking for your factual self, the identity you are looking with begins to disappear. Like a falling star that disappears before it touches the earth, nothing remains but the immutable and formless awareness space—the Self.”
Sri #Mooji
تفحص خویش
Photo
آنامالای سوامی: از ذهن نترسید. ذهن یک ببر مصنوعی است و نه واقعی. چیزی که واقعی نباشد نمی‌تواند به شما آسیب برساند. ترس و اضطراب زمانی می‌آیند که شما باور داشته باشید که در نزدیکی شما یک ببر واقعی وجود دارد. ممکن است که یک نفر برای مسخره‌بازی صدای ببر دربیاورد تا شما را بترسند اما زمانی که خودش را نشان دهد تمام ترس‌های شما از بین می‌روند زیرا شما ناگهان متوجه می‌شوید که هرگز هیچ ببری در خارج از تصورات شما وجود نداشت.
پرسش: شخص می‌تواند به یک تجربه موقت از خویش یعنی همان حقیقت اصلی دست پیدا کند اما سپس آن از بین می‌رود. آیا می‌توانید راهنمایی کنید که چطور می‌شود در آن وضعیت ثابت و پایدار باقی ماند؟
آنامالای سوامی: اگر بادی قوی بوزد ممکن است چراغی که روشن است را خاموش کند. اگر می‌خواهید که دوباره آن را ببینید باید دوباره آن را روشن کنید؛ اما خویش مانند این نیست. آن مانند شعله‌ای که با بادی از افکار و خواهش‌ها خاموش شود نیست. آن همیشه روشن است، همیشه می‌درخشد و همیشه همان‌جاست. اگر نسبت به آن آگاه نیستید به این معناست که یک پرده یا حجابی در مقابل آن قرار داده‌اید که دید شما را مسدود کرده است. خویش، خودش را پشت پرده پنهان نمی‌کند.
شما کسی هستید که باایمان به باورهای غلط پرده را آنجا قرار داده‌اید. اگر پرده باز شود و دوباره بسته شود به این معناست که شما همچنان به باورهای غلط ایمان‌دارید. اگر آن‌ها را به‌طور کامل ریشه‌کن کنید آن‌ها دوباره ظاهر نخواهند شد. تا زمانی که این باورها خویش را می‌پوشانند شما همچنان نیاز به تمرینات معنوی مداوم دارید.
خب بازگردیم به سؤال شما، خویش نیازی به تثبیت خودش ندارد. آن در خودش کامل و سرشاراست. ذهن می‌تواند ثابت و بی‌ثبات باشد اما خویش نه.
پرسش: منظور شما از تمرین مداوم، تفحص خویش است؟
آنامالای سوامی: بله. باقدرتِ تمرین با انجام تمرینات معنوی این حجاب به‌طور کامل از بین خواهد رفت؛ و دیگر هیچ مانعی وجود نخواهد داشت. شما می‌توانید به قله کوه آروناچالا بروید اما اگر مراقب نباشید و توجه نکنید ممکن است که بلغزید و تا پایین کوه سقوط کنید.

شما باید تلاش بسیار زیادی برای درک خویش انجام دهید. توقف در مسیر و برگشت به سمت جهالت بسیار آسان است. در هرلحظه می‌توانید عقب‌گرد کنید. شما باید یک تلاش قوی متعهدانه برای ماندن در آن اوجی که در ابتدا به آن رسیدید داشته باشید اما درنهایت زمانی خواهد رسید که شما به‌طور کامل در خویش مستقر می‌شوید. زمانی که این اتفاق بیفتد دیگر نمی‌توانید سقوط کنید. به مقصد رسیده‌اید و به تلاش بیشتری نیاز نیست. تا وقتی‌که آن زمان برسد تمرین معنوی مداوم ضروری است.
گفتگوهای پایانی
#آنامالای سوامی
#ANNAMALAI SWAMI – FINAL TALKS

AS: "Don't be afraid of the mind. It's a false tiger, not a real one.
Something that is not real cannot harm you. Fear and anxiety may come to you if you believe that there is a real tiger in your vicinity.
Someone may be making tiger noises as a joke to make you afraid, but when he reveals himself, all your fears go because you suddenly understand that there never was a tiger outside your imagination."

Question: One can have a temporary experience of the Self, the underlying reality, but then it goes away. Can you offer any guidance on how to stabilize in that state?

Annamalai Swami: A lamp that is lit may blow out if the wind is strong. If you want to see it again, you have to relight it. But Self is not like this. It is not a flame that can be blown out by the passing winds of thoughts and desires. It is always bright, always shining, always there. If you are not aware of it, it means that you have put a curtain or a veil in front of it that blocks your view. Self does not hide itself behind a curtain.

You are the one who puts the curtain there, by believing in ideas that are not true. If the curtain parts and then closes again, it means that you are still believing in wrong ideas. If you have eradicated them completely, they will not reappear. While these ideas are covering up the Self, you still need to do constant sadhana.
So, going back to your question, the Self does not need to stabilize itself. It is full and complete in itself. The mind can be stabilized or destabilized, but not the Self.

Question: By constant sadhana, do you mean self-enquiry?

Annamalai Swami: Yes. By strength of practice, by doing this sadhana, this veil will be removed completely. There will be no further hindrances. You can go to the top of Arunachala, but if you are not alert, if you are not paying attention, you may slip and end up at Easanya Math [a Hindu institution at the base of the hill].

You have to make an enormous effort to realize the Self. It is very easy to stop on the way and fall back into ignorance. At any moment you can fall back. You have to make a strong determined effort to remain on the peak when you first reach it, but eventually, a time will come when you are fully established in the Self. When that happens, you cannot fall. You have reached your destination and no further efforts are required. Until that moment comes, constant sadhana is required.

- Final Talks pp. 6, 7
اردیبهشت
این فکر که «آگاهی می‌آید و می‌رود» خودش یک فکر است که در آن آگاهی واحد و بدون تغییری که اکنون تو همان هستی برمی‌خیزد.
به‌محض اینکه «جستجوگر» فقط به‌عنوان یک فکر که در آگاهی برمی‌خیزد دیده شود، در آگاهی ادغام شده و طلسم جدایی شکسته می‌شود. «جستجوگر» تبدیل به یابنده نمی‌شود. جستجوگر دست از شدن برمی‌دارد و در آن آگاهی مطلق ادغام می‌شود.
در حریم حقیقت خودت را کاملاً حل کن.
#موجی

“The thought, ‘Awareness comes and goes,’ is itself a thought arising in the single and unchanging Awareness you already are.
As soon as the 'seeker' is seen to be a mere thought arising in Awareness, he merges into Awareness and the spell of separation is broken. The seeker doesn't become a Finder. The 'seeker' ceases becoming and merges in the absolute Awareness.
At the shrine of Truth offer yourself to be completely absorbed.”
#Mooji
Forwarded from مسعود رياعی
"زندگی مذهبی"

⭐️زندگی مذهبی یک زندگی بدون "من" است و در تمام جهان فقط تعداد اندکی از این نوع زندگی برخوردارند. تظاهر به زندگیِ مذهبی یک چیز، و حقیقت آن چیز دیگریست.

مسعود ریاعی
www.masoudriaei.com
@masoudriaei
@masoudriaeibot
باید عمیقِ عمیقِ عمیق به درون خودت فرو بروی.
عمیق‌تر از هر آنچه بتوانی تصورش را بکنی.
و تنها راه انجام این کار رها کردن دنیای بیرون است، ذهنی و نه فیزیکی.
به‌عبارت‌دیگر به آن واکنش نشان نده.
چیزها را مشاهده کن، آمدوشد دنیا را ببین و آن را تنها بگذار.
آن نه بد است و نه خوب.
چیزی برای ارائه به تو ندارد.
بااین‌حال هم‌زمان مشغول انجام آنچه باید انجام دهی هستی چیزی که برای آن به اینجا آمده‌ای.
اگر قرار باشد که کار کنی کار خواهی کرد.
اگر قرار باشد که کار نکنی کار نخواهی کرد.
اگر قرار است ازدواج کنی، ازدواج می‌کنی
اگر قرار نباشد ازدواج کنی، ازدواج نمی‌کنی
همه‌چیز به‌خودی‌خود اتفاق میفتد
بااین‌حال تو در درون خودت خواهی فهمید که تو آن نیستی.
تو وضعیت‌ها نیستی
آنها مطلقاً هیچ ارتباطی با تو ندارند
تو ورای شرطی شدگی‌ها، وضعیت‌ها، تجارب و هر چیزی هستی.
بااین‌حال تو همه‌چیز هستی.
#رابرت آدامز