تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
تفحص خویش
Photo
ما میگوییم که «بدنم معبدی برای خداوند است و خدا ساکن درونم است» ممکن است این جمله تااندازه‌ای درست باشد ولی حقیقت غایی نیست.
حقیقت غایی دقیقاً این است که می‌گوید: من بدنم نیستم. به‌عبارت‌دیگر «بدنم وجود ندارد» یعنی این‌طور نیست که دو نفر از ما وجود داشته باشد مثلاً من و بدنم یا اینکه خدا و بدنم. این‌طور نیست که خدایی ساکن بدنم باشد.
حقیقتاً بدنی در کار نیست. بدنی وجود ندارد؛ بنابراین من هستم آنکه هستم. شما همانطور که هستید آگاهید؛ اما شما بدن نیستید. به‌عبارت‌دیگر چیزی که فکر می‌کنید بدن است «آگاهی» است. این‌طور نیست که بدن و آگاهی وجود داشته باشند. بدن به‌ عنوان آگاهی وجود دارد و بدن آن‌گونه که به نظر می‌رسد وجود ندارد.
به‌طور مثال: سینما می‌روید، تصاویر متحرکی را روی صفحه‌نمایش می‌بینید. ازآنجایی‌که صفحه‌نمایش با تصاویر پوشیده شده نمی‌توانید آن را ببینید، حتی نمی‌توانید به آن فکر کنید. ازآنجایی‌که اصلاً به آن فکر نمی‌کنید هیچ نظری هم در رابطه با موجودیت آن ندارید، بلکه به تصاویر فکر می‌کنید. در ابتدا و میانه و انتها شما فقط محو فیلم هستید.
اما بااین‌حال بدون آن صفحه‌نمایش هیچ فیلمی در کار نیست؛ بنابراین می‌توانیم بگوییم که فیلم اصالت وجودی ندارد و واقعیت نیست. اصالت وجودی اینجا از آنِ صفحه‌نمایش است و زمانی که تصاویر صفحه‌نمایش را می‌پوشانند اصالت و واقعیت همچنان از آنِ صفحه‌نمایش است؛ اما تصاویر به ظاهر واقعی می‌رسند.
#رابرت آدامز

We say, "My body is the temple for the living God and God resides within myself." This may be true to an extent, but it is not the ultimate truth.
The ultimate truth is exactly what it says, "I am not my body." In other words, my body does not exist, but there are not two of us. There is not I-am and my body or there is not God and my body. There is not God residing in my body.
There simply is no body. No body exists. Therefore I-am, is that I-am. You are consciousness just the way you are, but you are not the body. In other words, what you think is the body, is consciousness. There is not the body and consciousness. There's the body as consciousness and the body does not exist the way it appears.
As an example: Take a movie theatre, you have the moving picture on the screen. You do not see the screen because it's covered by images and you do not even think of the screen. You have no idea there is a screen because you do not think about it. You're thinking about the images. You become immersed in the movie, beginning, a middle and an end.
But yet without the screen, there would be no movie. So we can say the movie is not reality. The screen is the Reality. And when the images cover the screen, the screen is still the reality. But the images give an appearance like reality.
- #Robert Adams, Collected Works, Ts 12
چیزی بسیار زیباتر و والاتر و بسیار شگفت‌انگیزتر از هر آنچه بتوانی تصورش را بکنی درونت وجود دارد که اصل و اساس و بنیاد تمام هستی است. بااین‌حال برای اینکه بتوانی این شور و سعادت را حس کنی، برای اینکه بتوانی این رهایی کامل از فشار زندگی را بیابی، باید خویشت را تفحص کنی. باید چیزهایی را رها کنی. نمی‌توانی همان‌طور که هستی با همین شرایط و ارزش‌ها و باورهای پیشین و مفاهیم باقی بمانی و رها شوی. نمی‌توانی این‌طور عمل کنی. باید کاملاً تغییر مسیر دهی و تمام باورهایت درباره زندگی را رها کنی. نفس (ایگو)، ذهن، جسم و باورهای پیشینت را کاملاً تسلیم کن.
#رابرت آدامز
"There is something more beautiful, grander, more wonderful than you could ever imagine, that exists within you, which is the sub-stratum of all existence. Yet in order to feel this joy, this bliss, in order to find this total freedom from life's so-called burdens, you have to dig for your self. You have to give up something. You cannot stay the way you are, with the same disposition, the same values, the same preconceived ideas, the same concepts, and be free. You cannot do this. You have to do an about face and totally give up all of your ideas about life, totally surrender your ego, your mind, your body, your preconceived ideas."
#Robert Adams
کیست که می‌گوید:« من روزی از چنگِ ایگو رها خواهم شد »؟ بی‌تردید، این حرف، حرفِ خودِ ایگوست. مبادا با این آرزو که روزی از چنگ ایگو رها شوی، به دام ایگو بیفتی. دامِ ایگو،همین آرزوست. آری، ایگو بسیار زیرکانه عمل می‌کند. هنرِ ایگو آن است که به دست خود تو دامی برای تو بسازد.

کتاب زمینی نو
اکهارت تول
مسیحا برزگر
@masiha0com
تو در اینجا و اکنون راضی و خرسندی. به چیزی احتیاج نداری و چیزی هم نیاز به تغییر ندارد. من نمی‌گویم که اگر فکر می‌کنی که رنج می‌کشی باید به رنج کشیدن ادامه دهی بلکه فقط میگویم آن‌کسی که فکر می‌کند رنج می‌کشد فریب ‌خورده است. کسی رنج نمی‌کشد. ذهنت را از این چیزهای بی‌اهمیت بیرون بیاور و درک کن که این ذهن است که باعث می‌شود تا این چیزها را احساس کنی همین باورِ به اینکه تو بدن و ذهن هستی باعث می‌شود تا این چیزها را حس کن.
#رابرت آدامز

"You are fulfilled here and now. There is no thing you need and there is nothing that has to change. I'm not saying you're going to keep on suffering if you think you're suffering. What I'm saying is simply that the one who thinks they're suffering is deluded. No one suffers. Take your mind off the pettiness and begin to realize that your mind is causing you to feel these things, the belief that you are a body and a mind."
#Robert Adams
🌀چند نکته درباره متن مهم زیر :

حقیقت نهفته در این کلام رو با تکرار و تعمق باید حفظ و درونی کرد.
این وجود نداشتنِ هیچ ‌چیز جز آگاهی (یا در این متن همان پرده نمایش) ذکر "لا حول ولا قوه الا بالله" را برای من یادآوری میکنه. (هیچ نیرو و توانى جز از سوى خداوند نیست)

"از حضرت رسول اکرم(ص) روایت شده است که حضرت آدم(ع) به درگاه الهی شکایت کرد که پروردگارا من متأثر نمی‌شوم از فکرهایی که می‌کنم این که در بهشت بودم و مقاماتی داشتم، محزون و مغموم می‌شوم، جبرئیل نازل شد و گفت حضرت حق می‌فرماید برای رفع گرفتاری و حزن «لا حول ولا قوه الا بالله» بگو"

با توجه به این متن در اینجا با تأکید به این ذکر توجه حضرت آدم از تصاویر به سمت پرده نمایش آورده میشه.



-به یاد داشته باشید که اگر پرده نمایشی نبود فیلمی هم در کار نبود. به‌این‌ترتیب اگر آگاهی نبود تصاویری هم در کار نبودند. آگاهی حقیقی است، تصاویر کاذب‌اند. تصاویر می‌آیند و می‌روند آن‌ها دائماً و به‌طور مداوم در تغییرند. اما آگاهی همیشه یکسان باقی می‌ماند. آگاهی مانند خلأ است، مانند فضای خالی است و تو همان آگاهی هستی.

ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
http://vrgl.ir/rq4tz
Forwarded from من کیستم؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رابرت آدامز درباره قدرت ایمان، قسمت اول
زمانی که بدنت را تجربه می‌کنی ممکن است این‌طور فکر کنی که تو این بدن هستی؛ اما تو این بدن نیستی. تو «من بدن را مشاهده می‌کنم» را تجربه می‌کنی؛ بنابراین تو مشاهده‌گر این بدن هستی. اشتباهت در اینجاست که: تبدیل به بدن می‌شوی و فراموش می‌کنی که تو مشاهده‌کننده هستی. زمانی که میگویی: «من عمل می‌کنم، من می‌بینم، من می‌چشم، من لمس می‌کنم، من می‌بویم، من می‌شنوم» تبدیل به یک چیز بیرونی می‌شوی. جایگاه حقیقی‌ات را گم می‌کنی و تبدیل به بدن می‌شوی مشاهده‌گر دیگر از بدن جدا نیست. هر چیزی که دیده می‌شود یک چیز بیرونی است بنابراین زمانی که بدن به‌صورت یک چیز بیرونی مجسم شود، مشاهده‌کننده کیست؟
#پاپاجی
When you experience your own body you may think that you are the body, but you are not the body. You experience, "I see the body." so you are the seer of the body. It is here that you make the mistake: You become the body and you forget that you are the seer. You have become an object when you say, "I am doing. Tam seeing. I am tasting. I am touching. Tam smelling. I am hearing." You have lost your bearings and become the body - the seer is no longer separated from the body. Whatever is seen is an object, so when the body is objectified who is the seer?
#Papaji
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرغ یا اردک؟ - Prince Ea - مطلب مهمی درباره جر و بحث های بیهوده در روابط
*تمام زوجها باید این پیام را بشنوند.
شادی وضعیت طبیعی ماست. شادی وضعیت طبیعی بچه های کوچک است همانهایی که پادشاهی* متعلق به آنهاست تا زمانیکه توسط مزخرفات جامعه و فرهنگ آلوده و سمی نشده اند. برای دست یابی به شادی لازم نیست کاری انجام دهید زیرا شادی به دست آوردنی نیست. کسی می داند چرا؟ زیرا ما در حال حاضر آن را داریم. چطور میتوانیم چیزی را که هماکنون داریم به دست بیاوریم؟ خب پس چرا تجربه اش نمیکنید؟
زیرا شما باید چیزی را رها کنید. باید توهمات را رها کنید. برای شاد بودن نیاز نیست تا چیزی اضافه کنید بلکه باید چیزی را رها کنید. زندگی ساده است، زندگی شادی آور است. سختی زندگی در توهمات، جاه طلبی ها و طمع و وسوسه های شماست. آیا میدانید که این چیزها از کجا آمده اند؟ از هم هویت شدگی با انواع برچسبها.

* «به شما میگویم تا دگرگون نشوید و همچون کودکان نگردید، هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت.» انجیل متی ۱۸
#آنتونی د ملو
"Happiness is our natural state. Happiness is the natural state of little children, to whom the kingdom belongs until they have been polluted and contaminated by the stupidity of society and culture. To acquire happiness you don't have to do anything, because happiness cannot be acquired. Does anybody know why? Because we have it already. How can you acquire what you already have? Then why don't you experience it?
Because you've got to drop something. You've got to drop illusions. You don't have to add anything in order to be happy; you've got to drop something. Life is easy, life is delightful. It's only hard on your illusions, your ambitions, your greed, your cravings. Do you know where these things come from? From having identified with all kinds of labels! "
#Anthony de Mello (20th century Indian Catholic mystic)
اگر می‌توانستید که به درون قلب تک‌تک انسان‌ها نگاه کنید، کاملاً عاشقشان می‌شدید. اگر درون را همان‌طور که حقیقتاً هست و نه آن‌گونه که ذهن آن را نشان می‌دهد می‌دیدید خالصانه عاشق همه‌چیز می‌شدید.
#موجی

If you could look inside the Heart of any and every single human being, you would fall in love with them completely. If you see the inside as it really Is and not as your mind projects it to be, you would be so purely in love with the whole thing.
#Mooji
هدف از به‌طور دائم حفظ کردنِ فکر «من کیستم؟» چیست؟

زمانی که افکارِ متفاوت برمی‌خیزند، فرد نباید آن‌ها را دنبال کند بلکه باید تفحص کند که «این افکار برای چه کسی برخاسته‌اند؟» مهم نیست چه تعداد فکر برخاسته‌ باشند همان‌طور که هر فکری برمی‌خیزد فرد باید با سعی و کوشش تفحص کند که «این فکر برای چه کسی برخاسته؟» جوابی که اینجا ظاهر می‌شود «برای من» است. پس‌ازآن اگر فرد تفحص کند «من کیستم؟»، ذهن به منشأش بازگشته و فکری که برخاسته بود خاموش می‌شود.
تا زمانی که اثری از چیزهای بیرونی در ذهن وجود داشته باشد تا آن زمان تفحص «من کیستم» الزامی است. همان‌طور که افکار برمی‌خیزند باید از طریق تفحص همان‌جا در محل به وجود آمدنشان نابود شوند. اگر فرد بی‌وقفه بر تعمق بر خویش تا زمانی که آن خویش به دست آید تمسک کند همین به‌تنهایی می‌تواند مؤثر باشد. تا زمانی که دشمنان درون قلعه باشند به تهاجم خود ادامه خواهند داد اما اگر به‌محض اینکه پدیدار شدند نابود گردند قلعه به دست ما خواهد افتاد.
#رامانا ماهارشی
What is the means for constantly holding on to the thought ‘Who am I?’

When other thoughts arise, one should not pursue them, but should inquire: ‘To whom do they arise?’ It does not matter how many thoughts arise. As each thought arises, one should inquire with diligence, “To whom has this thought arisen?” The answer that would emerge would be “To me”. Thereupon if one inquires “Who am I?” the mind will go back to its source; and the thought that arose will become quiescent.
As long as there are impressions of objects in the mind, so long the inquiry “Who am I?” is required. As thoughts arise they should be destroyed then and there in the very place of their origin, through inquiry. If one resorts to contemplation of the Self unintermittently, until the Self is gained, that alone would do. As long as there are enemies within the fortress, they will continue to sally forth; if they are destroyed as they emerge, the fortress will fall into our hands.

#Ramana Maharshi