«تو نه بدنت را خلق کردی و نه قادر به کنترلِ عملکرد بدنت هستی.
یک آگاهیِ بزرگتر از ذهنِ انسان کارها را پیش میبرد.
این همان آگاهی و شعوری است که تمام طبیعت را پایدار نگه داشته.»
#اکهارت تول
"You didn't create your body,
nor are you able to control the body's functions.
An intelligence greater than the human mind is at work.
It is the same intelligence that sustains all of nature."
#Eckhart Tolle
یک آگاهیِ بزرگتر از ذهنِ انسان کارها را پیش میبرد.
این همان آگاهی و شعوری است که تمام طبیعت را پایدار نگه داشته.»
#اکهارت تول
"You didn't create your body,
nor are you able to control the body's functions.
An intelligence greater than the human mind is at work.
It is the same intelligence that sustains all of nature."
#Eckhart Tolle
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنان عمیق و آگاهانه محمدجعفر #مصفا در خصوص کیفیت عشق و دوست داشتن
به دوستان عزیز توصیه میکنم کتابهای «تفکر زائد» و «با پیر بلخ» از محمدجعفر مصفا رو حتماً مطالعه کنند. بهشخصه تجربه بینظیری با کتاب با پیر بلخ زنده یاد مصفا داشتم.
به دوستان عزیز توصیه میکنم کتابهای «تفکر زائد» و «با پیر بلخ» از محمدجعفر مصفا رو حتماً مطالعه کنند. بهشخصه تجربه بینظیری با کتاب با پیر بلخ زنده یاد مصفا داشتم.
دو راه برای تسلیم شدن وجود دارد.
اولی نگاه کردن به منشأ «من» و یکی شدن با آن منشأ.
دومی حس کردن اینکه «من درمانده هستم و فقط خداست که قادر مطلق است و به جز اینکه خودم را بهطور کامل نثار او کنم راه دیگری برای ایمنیام وجود ندارد». در نتیجه رفتهرفته این اعتقاد گسترش پیدا میکند که فقط خداست که وجود دارد و ایگو چیزی به حساب نمیآید.
هردوی این روشها منجر به یک هدف میشوند.
تسلیم کامل نام دیگری برای شناخت حقیقت {Jnana} یا رهایی است.
#رامانا ماهارشی
There are two ways of achieving surrender. One is looking into the source of the 'I' and merging into that source. The other is feeling 'I am helpless myself, God alone is all powerful and except throwing myself completely on Him, there is no other means of safety for me', and thus gradually developing the conviction that God alone. exists and the ego does not count. Both methods lead to the same goal. Complete surrender is another name for jnana or liberation.
#Ramana Maharshi
اولی نگاه کردن به منشأ «من» و یکی شدن با آن منشأ.
دومی حس کردن اینکه «من درمانده هستم و فقط خداست که قادر مطلق است و به جز اینکه خودم را بهطور کامل نثار او کنم راه دیگری برای ایمنیام وجود ندارد». در نتیجه رفتهرفته این اعتقاد گسترش پیدا میکند که فقط خداست که وجود دارد و ایگو چیزی به حساب نمیآید.
هردوی این روشها منجر به یک هدف میشوند.
تسلیم کامل نام دیگری برای شناخت حقیقت {Jnana} یا رهایی است.
#رامانا ماهارشی
There are two ways of achieving surrender. One is looking into the source of the 'I' and merging into that source. The other is feeling 'I am helpless myself, God alone is all powerful and except throwing myself completely on Him, there is no other means of safety for me', and thus gradually developing the conviction that God alone. exists and the ego does not count. Both methods lead to the same goal. Complete surrender is another name for jnana or liberation.
#Ramana Maharshi
رنگ یا صیقل؟
مُد شده است که مدیتیشن را همراه با موسیقیهای ریلکسینگ میکنند و مربی میگوید چشمتان را ببندید و تصور کنید در طبیعتی زیبا هستید و چنین است و چنان است و... خلاصه تصویرسازی میکنند.
نیست این مدیتیشن لکن. این کار رفتن در عالم اوهام و خیالات و تصور است. اگر آرامشی هم دست دهد، مصنوعی است و بر پایهٔ سنسیشن(که در کلاسها بارها توضیح داده شده). چنین رویکردی حرکت از یک قفس به قفس دیگر است، گیریم خوشآبورنگ.
دائماً محبوس عقلش در صور
از قفس اندر قفس دارد گذر
منفذش نی از قفس سوى علا
در قفسها میرود از جا به جا
گر ز صندوقی به صندوقی رود
او سمائی نیست، صندوقی بود
اصل مراقبه بر احتماء یا همان نیگیشن، رویکرد منفی، یعنی رویکرد زدودن و سلبی است. اگر ذهن از هر تصویر و تصور و خیالی خالی باشد، آنوقت مستعد حقیقت است.
خانه را من روفتم از نیک و بد
خانهام پر گشت از نور احد
از همه اوهام و تصویرات دور
نورِ نورِ نورِ نورِ نورِ نور
* این مطلب بسیار با ارزش از کانال پانویس برداشته شده
@Panevisdotcom
مُد شده است که مدیتیشن را همراه با موسیقیهای ریلکسینگ میکنند و مربی میگوید چشمتان را ببندید و تصور کنید در طبیعتی زیبا هستید و چنین است و چنان است و... خلاصه تصویرسازی میکنند.
نیست این مدیتیشن لکن. این کار رفتن در عالم اوهام و خیالات و تصور است. اگر آرامشی هم دست دهد، مصنوعی است و بر پایهٔ سنسیشن(که در کلاسها بارها توضیح داده شده). چنین رویکردی حرکت از یک قفس به قفس دیگر است، گیریم خوشآبورنگ.
دائماً محبوس عقلش در صور
از قفس اندر قفس دارد گذر
منفذش نی از قفس سوى علا
در قفسها میرود از جا به جا
گر ز صندوقی به صندوقی رود
او سمائی نیست، صندوقی بود
اصل مراقبه بر احتماء یا همان نیگیشن، رویکرد منفی، یعنی رویکرد زدودن و سلبی است. اگر ذهن از هر تصویر و تصور و خیالی خالی باشد، آنوقت مستعد حقیقت است.
خانه را من روفتم از نیک و بد
خانهام پر گشت از نور احد
از همه اوهام و تصویرات دور
نورِ نورِ نورِ نورِ نورِ نور
* این مطلب بسیار با ارزش از کانال پانویس برداشته شده
@Panevisdotcom
این بدنی که فکر میکنید همهچیزتان است دائمی نیست. تا وقتیکه با این بدن هم هویت باشید شخص بیماری هستید که هنوز آمادگی درک واقعیت خویش را ندارد. زمانی که کاملاً درک کردید که «شما هستید (وجود دارید)» اما با این ذهن – بدن هم هویت و شرطی شده نیستید آنگاه با تمام هستی یکی خواهید شد. این جهان تنها با همین آگاهی به وجود آمده است.
#نیسارگاداتا
*توجه رو روی این هست بودن یا وجود داشتن بیارید .من "هستم" این "هست" بودن چیست که در همه چیز یکی است؟
"من هستم"
#نیسارگاداتا
*توجه رو روی این هست بودن یا وجود داشتن بیارید .من "هستم" این "هست" بودن چیست که در همه چیز یکی است؟
"من هستم"
"نه منی، نه تویی، اینست وحدت!"
نه منی هست و نه تویی، این است وحدت حقیقی. نه اینکه این منم و این تویی، بیا وحدت کنیم! چنین وحدتی شدنی نیست. هیچ وقت نشده است. وحدت حقیقی، تنها با فنای ذهنِ من ساز میسر است.
مسعود ریاعی
@masoudriaei
نه منی هست و نه تویی، این است وحدت حقیقی. نه اینکه این منم و این تویی، بیا وحدت کنیم! چنین وحدتی شدنی نیست. هیچ وقت نشده است. وحدت حقیقی، تنها با فنای ذهنِ من ساز میسر است.
مسعود ریاعی
@masoudriaei
تفحص خویش
علیرضا قربانی - نیست شو "من نیست شوم تا نبود جز «وی» هست" شعر از #مولانا
✨🌀ببینید اون روش دومی که رامانا ماهارشی درباره تسلیم اشاره کرده بودند به چه زیبایی در این ابیات حضرت مولانا دیده میشه
جهت یادآوری
"دومین راه حس کردن اینکه «من درمانده هستم و فقط خداست که قادر مطلق است و به جز اینکه خودم را بهطور کامل نثار او کنم راه دیگری برای ایمنیام وجود ندارد». در نتیجه رفتهرفته این اعتقاد گسترش پیدا میکند که فقط خداست که وجود دارد و ایگو چیزی به حساب نمیآید."
#رامانا ماهارشی
جهت یادآوری
"دومین راه حس کردن اینکه «من درمانده هستم و فقط خداست که قادر مطلق است و به جز اینکه خودم را بهطور کامل نثار او کنم راه دیگری برای ایمنیام وجود ندارد». در نتیجه رفتهرفته این اعتقاد گسترش پیدا میکند که فقط خداست که وجود دارد و ایگو چیزی به حساب نمیآید."
#رامانا ماهارشی
تفحص خویش
Photo
"رحمت بیحد روانه هر زمان
خفته اید از درک آن ای مردمان"
#مولانا
زندگی همه زیبایی، میمنت و خجستگی است. ولی رنجها و زشتیهایی که ما از تصاویر فکری با خود میکشیم مانع ادراک ما از رحمت و زیبایی روان و پویای زندگی می گردد. هم اکنون که تو به تماشای این غروب، به تماشای این ستاره ها و به تماشای هر چیز ایستاده ای، آیا تصویر اینکه «من چه آدم حقیری هستم، چه آدم بی عرضه، ترسو، محروم و ناکام و عقب مانده ای هستم»، و صدها تصویر دیگر را با خودت داری یا نه؟ اگر داری، آیا این تصويرها میگذارند تو يكدله و با تمام وجود در تماشای ستاره ها باشی!؟ آیا تو یک توبره سنگین از تصاویر کریه و زشت بر ذهنت بار نکرده ای و از طريق آنها به خورشید نگاه میکنی!؟ آیا تنها به تماشا نشسته ای، یا «من»، یعنی آن «عجوزه» و عفريت را هم در ذهنت نشانده ای و همراه خود داری؟ آیا احساس نمیکنی که انگار وجودت سنگین است؟ انگار چیزی مدام سوزن به چشم و ذهن و حواست فرو می کند و نمی گذارد با دل درست و فارغ تماشا و احساس کنی!؟
خب ای آدمیزاد، فقط یکبار، یکبار این عجوزه را با خودت به تماشای زندگی نبر. تو وقتی با این عجوزه به تماشای غروب آفتاب نشسته ای در حقیقت او به تماشا نشسته است. غیر از این است؟ آیا هم اکنون تو داری غروب آفتاب را نگاه می کنی، یا موجودی که حقیر و عقب مانده و بدهکار و طلبکار و پر ترس و پر اضطراب است؟ یكبار «من» را با خود نبر تا شکوه زندگی را حس کنی.
از کتاب با پیر بلخ – محمد جعفر #مصفا
خفته اید از درک آن ای مردمان"
#مولانا
زندگی همه زیبایی، میمنت و خجستگی است. ولی رنجها و زشتیهایی که ما از تصاویر فکری با خود میکشیم مانع ادراک ما از رحمت و زیبایی روان و پویای زندگی می گردد. هم اکنون که تو به تماشای این غروب، به تماشای این ستاره ها و به تماشای هر چیز ایستاده ای، آیا تصویر اینکه «من چه آدم حقیری هستم، چه آدم بی عرضه، ترسو، محروم و ناکام و عقب مانده ای هستم»، و صدها تصویر دیگر را با خودت داری یا نه؟ اگر داری، آیا این تصويرها میگذارند تو يكدله و با تمام وجود در تماشای ستاره ها باشی!؟ آیا تو یک توبره سنگین از تصاویر کریه و زشت بر ذهنت بار نکرده ای و از طريق آنها به خورشید نگاه میکنی!؟ آیا تنها به تماشا نشسته ای، یا «من»، یعنی آن «عجوزه» و عفريت را هم در ذهنت نشانده ای و همراه خود داری؟ آیا احساس نمیکنی که انگار وجودت سنگین است؟ انگار چیزی مدام سوزن به چشم و ذهن و حواست فرو می کند و نمی گذارد با دل درست و فارغ تماشا و احساس کنی!؟
خب ای آدمیزاد، فقط یکبار، یکبار این عجوزه را با خودت به تماشای زندگی نبر. تو وقتی با این عجوزه به تماشای غروب آفتاب نشسته ای در حقیقت او به تماشا نشسته است. غیر از این است؟ آیا هم اکنون تو داری غروب آفتاب را نگاه می کنی، یا موجودی که حقیر و عقب مانده و بدهکار و طلبکار و پر ترس و پر اضطراب است؟ یكبار «من» را با خود نبر تا شکوه زندگی را حس کنی.
از کتاب با پیر بلخ – محمد جعفر #مصفا
همه رنجها از آن میخیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی، رنج نماند.
#مولانا - فیه ما فیه
ارضای امیال و خواستهها است که منجر به رنج میشود. سعادت در رهایی از خواستههاست.
#نیسارگاداتا
"It is the satisfaction of desires that breeds misery. Freedom from desires is bliss."
#Nisargadatta
#مولانا - فیه ما فیه
ارضای امیال و خواستهها است که منجر به رنج میشود. سعادت در رهایی از خواستههاست.
#نیسارگاداتا
"It is the satisfaction of desires that breeds misery. Freedom from desires is bliss."
#Nisargadatta