تفحص خویش
Photo
"فَاَقِم وَجهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفَاً فِطرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها"
(پس روی سوی یگانگی نما که همان فطرت الهیست و خداوند مردمان را بر آن سِرشته است!)
دین فطری تنها دین حقیقی و ریشه دار است. یگانه راه نجات نیز همین دین فطری است که از ازل در سِرشت و خمیر مایه ی وجود تو نهاده شده است. تو آنی، نه جز آن. برای برخورداری از آن هیچ سفر بیرونی لازم نیست بلکه تنها به سلوکی درونی نیاز است. دین های غیر فطری، دین های تقلیدی، دین های تلقینی، دین های اجباری، نه تنها دین نیستند بلکه ضد دین اند. دین که همان راه است چون دانه ای در وجود تو نهاده شده است. سِرشت و ذات تو، الهی است. همان فطرت خداست. نشانه اش یگانگی و وحدت است. صلح کل با تمامیت هستی است. و این فطرتِ زنده و آگاه، اصل تو و خمیر مایه وجودی توست. راهبرنده است و تمام دین در همین نهفته شده است. تو با آن شناخته می شوی. چه با آن آفریده شده ای. پس چیز اضافی نیست. دین های غیر فطری، دین های ذهنی که به زور تبلیغات استوار می شوند، چیزهای اضافی، من در آوردی، و تحمیلی اند. برای همین است که هیچگاه جواب نداده، و نمی دهند. زیرا بیگانه با وجود تو اَند. بدان هر چیزی که هماهنگ با فطرت الهی نباشد، ناسازگار با آن باشد، محکوم به شکست و نابودی است. زیرا فطرت، اصل و خمیرمایه هستی است. برای برخورداری از چنین فطرت نجات بخشی، باید غبار زدایی شود، باید حجابهای احساسی و ذهنی کنار روند، باید شرطی شدگی ها بشکنند و در یک کلام باید بیدار شد. و سلوک یعنی نیل به دین فطری، به فطرت پاک، به سِرشت الهی خویش، به نقدی که هست، و سلوک جز این معنایی ندارد. بدان که تمام انبیاء و اولیاء الهی آمده اند تا تو را با فطرت الهی ات آشنا کنند، نه جز آن. در آن بیرون چیز نجات بخشی نیست. همه نشانه است. و نجات حقیقی از درون تو بر می خیزد.
بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
@masoudriaei
(پس روی سوی یگانگی نما که همان فطرت الهیست و خداوند مردمان را بر آن سِرشته است!)
دین فطری تنها دین حقیقی و ریشه دار است. یگانه راه نجات نیز همین دین فطری است که از ازل در سِرشت و خمیر مایه ی وجود تو نهاده شده است. تو آنی، نه جز آن. برای برخورداری از آن هیچ سفر بیرونی لازم نیست بلکه تنها به سلوکی درونی نیاز است. دین های غیر فطری، دین های تقلیدی، دین های تلقینی، دین های اجباری، نه تنها دین نیستند بلکه ضد دین اند. دین که همان راه است چون دانه ای در وجود تو نهاده شده است. سِرشت و ذات تو، الهی است. همان فطرت خداست. نشانه اش یگانگی و وحدت است. صلح کل با تمامیت هستی است. و این فطرتِ زنده و آگاه، اصل تو و خمیر مایه وجودی توست. راهبرنده است و تمام دین در همین نهفته شده است. تو با آن شناخته می شوی. چه با آن آفریده شده ای. پس چیز اضافی نیست. دین های غیر فطری، دین های ذهنی که به زور تبلیغات استوار می شوند، چیزهای اضافی، من در آوردی، و تحمیلی اند. برای همین است که هیچگاه جواب نداده، و نمی دهند. زیرا بیگانه با وجود تو اَند. بدان هر چیزی که هماهنگ با فطرت الهی نباشد، ناسازگار با آن باشد، محکوم به شکست و نابودی است. زیرا فطرت، اصل و خمیرمایه هستی است. برای برخورداری از چنین فطرت نجات بخشی، باید غبار زدایی شود، باید حجابهای احساسی و ذهنی کنار روند، باید شرطی شدگی ها بشکنند و در یک کلام باید بیدار شد. و سلوک یعنی نیل به دین فطری، به فطرت پاک، به سِرشت الهی خویش، به نقدی که هست، و سلوک جز این معنایی ندارد. بدان که تمام انبیاء و اولیاء الهی آمده اند تا تو را با فطرت الهی ات آشنا کنند، نه جز آن. در آن بیرون چیز نجات بخشی نیست. همه نشانه است. و نجات حقیقی از درون تو بر می خیزد.
بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
@masoudriaei
تفحص خویش
Photo
نه این نه آن
«نمیتوانی اینطور در نظر بگیری که فقط همان چیزی که فکر میکنی باشی. عقیدهات درباره خودت هرروز و هرلحظه تغییر میکند. تصویر ذهنی که از خودت داری متغیرترین چیزی است که تاکنون داشتهای. این تصویر کاملاً آسیبپذیر است. فقدان یک عزیز، بیکار شدن یا یک توهین کافی است تا تصویری که از خودت داری و آن را خودت به حساب میاوری عمیقاً تغییر کند.
برای اینکه بدانی چه کسی هستی ابتدا باید بدانی که چه نیستی. برای اینکه بدانی چه نیستی باید با دقت به خودت نگاه کنی و هر چیزی که با این واقعیتِ «من هستم» همراه نیست را رد کنی. باورهایی مثل «من از پدر مادرم در یک مکان و یکوقت خاص به دنیا آمدم و من الآن اینچنین و آنچنان هستم و فلان جا زندگی میکنم و با فلانی ازدواج کردم و پدر فلانی هستم و فلان جا کار میکنم» این چیزها اساسِ «من هستم» نیستند؛ اما همینطور که میبینید نگرش همیشگی ما «من این هستم و من آن هستم» است.
همیشه مصرانه من هستم را از اینوآن جدا کن. سعی کن تا بفهمی منظور از «بودن» چیست، بدون اینکه این یا آن باشی «فقط باش». همینکه این کار را شروع کنی همهی عادتها بر علیهش جبهه میگیرند و مبارزه با آنها گاهی خیلی سخت و طولانی میشود، اما درک شفاف و واضح خیلی میتواند کمک کند.
هرچه شفافتر در سطح ذهن درکش کنی (من این نیستم، من آن نیستم) زودتر میتوانی جستجویت را به پایان برسانی و به هستی نامحدودت پی ببری.«
#نیسارگاداتا
«نمیتوانی اینطور در نظر بگیری که فقط همان چیزی که فکر میکنی باشی. عقیدهات درباره خودت هرروز و هرلحظه تغییر میکند. تصویر ذهنی که از خودت داری متغیرترین چیزی است که تاکنون داشتهای. این تصویر کاملاً آسیبپذیر است. فقدان یک عزیز، بیکار شدن یا یک توهین کافی است تا تصویری که از خودت داری و آن را خودت به حساب میاوری عمیقاً تغییر کند.
برای اینکه بدانی چه کسی هستی ابتدا باید بدانی که چه نیستی. برای اینکه بدانی چه نیستی باید با دقت به خودت نگاه کنی و هر چیزی که با این واقعیتِ «من هستم» همراه نیست را رد کنی. باورهایی مثل «من از پدر مادرم در یک مکان و یکوقت خاص به دنیا آمدم و من الآن اینچنین و آنچنان هستم و فلان جا زندگی میکنم و با فلانی ازدواج کردم و پدر فلانی هستم و فلان جا کار میکنم» این چیزها اساسِ «من هستم» نیستند؛ اما همینطور که میبینید نگرش همیشگی ما «من این هستم و من آن هستم» است.
همیشه مصرانه من هستم را از اینوآن جدا کن. سعی کن تا بفهمی منظور از «بودن» چیست، بدون اینکه این یا آن باشی «فقط باش». همینکه این کار را شروع کنی همهی عادتها بر علیهش جبهه میگیرند و مبارزه با آنها گاهی خیلی سخت و طولانی میشود، اما درک شفاف و واضح خیلی میتواند کمک کند.
هرچه شفافتر در سطح ذهن درکش کنی (من این نیستم، من آن نیستم) زودتر میتوانی جستجویت را به پایان برسانی و به هستی نامحدودت پی ببری.«
#نیسارگاداتا
Sri #Nisargadatta Maharaj
Neti Neti
You cannot possibly say that you are what you think yourself to be! Your ideas about yourself change from day to day and from moment to moment. Your self-image is the most changeful thing you have. It is utterly vulnerable, at the mercy of a passer by. A bereavement, the loss of a job, an insult, and your image of yourself, which you call your person, changes deeply.
To know what you are you must first investigate and know what you are not. And to know what you are not you must watch yourself carefully, rejecting all that does not necessarily go with the basic fact: ‘I am’. The ideas: I am born at a given place, at a given time, from my parents and now I am so-and-so, living at, married to, father of, employed by, and so on, are not inherent in the sense ‘I am’. Our usual attitude is of ‘I am this’.
Separate consistently and perseveringly the ‘I am’ from ‘this’ or ‘that’, and try to feel what it means to be, just to be, without being ‘this’ or ‘that’. All our habits go against it and the task of fighting them is long and hard sometimes, but clear understanding helps a lot.
The clearer you understand that on the level of the mind you can be described in negative terms only, the quicker you will come to the end of your search and realise your limitless being.
Neti Neti
You cannot possibly say that you are what you think yourself to be! Your ideas about yourself change from day to day and from moment to moment. Your self-image is the most changeful thing you have. It is utterly vulnerable, at the mercy of a passer by. A bereavement, the loss of a job, an insult, and your image of yourself, which you call your person, changes deeply.
To know what you are you must first investigate and know what you are not. And to know what you are not you must watch yourself carefully, rejecting all that does not necessarily go with the basic fact: ‘I am’. The ideas: I am born at a given place, at a given time, from my parents and now I am so-and-so, living at, married to, father of, employed by, and so on, are not inherent in the sense ‘I am’. Our usual attitude is of ‘I am this’.
Separate consistently and perseveringly the ‘I am’ from ‘this’ or ‘that’, and try to feel what it means to be, just to be, without being ‘this’ or ‘that’. All our habits go against it and the task of fighting them is long and hard sometimes, but clear understanding helps a lot.
The clearer you understand that on the level of the mind you can be described in negative terms only, the quicker you will come to the end of your search and realise your limitless being.
دوستان عزیز برای ۱۰ روز مطلبی در کانال قرار نمیدم
در پناه حق
"این همه گفتیم لیک اندر بسیچ
بیعنایات خدا هیچیم هیچ
بی عنایات حق و خاصان حق
گر ملک باشد سیاهستش ورق
ای خدا ای فضل تو حاجت روا
با تو یاد هیچ کس نبود روا
قطرهٔ دانش که بخشیدی ز پیش
متصل گردان به دریاهای خویش"
#مولانا
لینک به ابتدای کانال
https://t.me/selfinquiry/5
در پناه حق
"این همه گفتیم لیک اندر بسیچ
بیعنایات خدا هیچیم هیچ
بی عنایات حق و خاصان حق
گر ملک باشد سیاهستش ورق
ای خدا ای فضل تو حاجت روا
با تو یاد هیچ کس نبود روا
قطرهٔ دانش که بخشیدی ز پیش
متصل گردان به دریاهای خویش"
#مولانا
لینک به ابتدای کانال
https://t.me/selfinquiry/5
Telegram
تفحص خویش
تفحص خویش - مطلب اول
" ذهن شامل افکار است. فکر «من» اولین فکری است که در ذهن برمیخیزد. زمانی که تفحص «من کیستم؟» مصرانه پیگیری شود، سایر افکار نابودشده و درنهایت خود این فکرِ «من» از بین میرود و فقط آن خویش متعالی واحد (چیزی که دویی در آن راه ندارد) را…
" ذهن شامل افکار است. فکر «من» اولین فکری است که در ذهن برمیخیزد. زمانی که تفحص «من کیستم؟» مصرانه پیگیری شود، سایر افکار نابودشده و درنهایت خود این فکرِ «من» از بین میرود و فقط آن خویش متعالی واحد (چیزی که دویی در آن راه ندارد) را…
در انتهایِ ویدئویِ آقای ذهن از موجی، فرد جستجوگر با کتابچهای آشنا میشه با عنوان دعوتی به رهایی که آقای ذهن خیلی تلاش میکنه تا فرد دستش به این کتاب نرسه و بعد که فردِ جستجوگر شروع به خوندن این کتاب میکنه، ذهن هر حیلهای که میزنه نمیتونه موفق بشه و در حین خوندن این کتاب هم درنهایت از بین میره. حالا فایل صوتی این کتاب با عنوان «دعوتی به رهایی بیداری فوری برای همگان» با صدای موجی ترجمه و زیرنویس شده و به امید خدا امشب آپلود میشه.
@selfinquiry
@selfinquiry
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دعوتی به رهایی- بیداری فوری برای همگان - #موجی
تفحص خویش
Photo
تصور کن که از سوراخ کلید داری نگاه میکنی و تمام آنچه ازآنجا میبینی این است که یک نفر توسط فرد دیگری کشته شده است.
تو از سوراخ کلید دیدی که یک مرد، زنی را به قتل رساند و تمام افکارت حول این موضوع میچرخد. ما دنیا را همینطور میبینیم از سوراخ کلید. ما فقط بخشی از تصویر را میبینیم اما اگر به جای نگاه کردن از سوراخ کلید، در را باز کنیم چطور؟ در این صورت سمت چپ را نگاه می کنی و میبینی که در زندگی قبل زن مرد را به قتل رسانده بود یعنی عکسش اتفاق افتاده بود. حال در این زندگی مرد زن را به قتل رسانده و حالا میفهمی که ماجرا از چه قرار بوده است. بعد به سمت دیگر نگاه میکنی و میبینی که آنها دوباره باهم هستند میخندند و اوقات خوشی دارند و بعد متوجه میشوی که نه کسی قتلی انجام داده و نه کسی به قتل رسیده و تمامش فقط یک بازی بوده. با باز کردن در تو تمام تصویر را میبینی اما تا زمانی که فقط از سوراخ کلید مشغول نگاه کردن هستی فقط بخش محدودی از چیزها را میبینی و بر اساس همان قضاوت میکنی.
به همین خاطر است که مدام گفته میشود قضاوت نکنید زیرا ما فقط به بخش محدودی از تصویر دسترسی داریم. تمام آنچه در زندگیتان میبینید تنها از همین سوراخ کلید است. زمانی که بیدار شوید در باز میشود همین. آنگاه دلیل تمام اتفاقات را متوجه میشوید و میفهمید که آنها از کجا آمدهاند. به همین خاطر است که اساتید معنوی آرام هستند و هرگز به چیزی واکنش نشان نمیدهند آنها تمام تصویر را میبینند. در برای آنها باز شده است.
#رابرت آدامز
تو از سوراخ کلید دیدی که یک مرد، زنی را به قتل رساند و تمام افکارت حول این موضوع میچرخد. ما دنیا را همینطور میبینیم از سوراخ کلید. ما فقط بخشی از تصویر را میبینیم اما اگر به جای نگاه کردن از سوراخ کلید، در را باز کنیم چطور؟ در این صورت سمت چپ را نگاه می کنی و میبینی که در زندگی قبل زن مرد را به قتل رسانده بود یعنی عکسش اتفاق افتاده بود. حال در این زندگی مرد زن را به قتل رسانده و حالا میفهمی که ماجرا از چه قرار بوده است. بعد به سمت دیگر نگاه میکنی و میبینی که آنها دوباره باهم هستند میخندند و اوقات خوشی دارند و بعد متوجه میشوی که نه کسی قتلی انجام داده و نه کسی به قتل رسیده و تمامش فقط یک بازی بوده. با باز کردن در تو تمام تصویر را میبینی اما تا زمانی که فقط از سوراخ کلید مشغول نگاه کردن هستی فقط بخش محدودی از چیزها را میبینی و بر اساس همان قضاوت میکنی.
به همین خاطر است که مدام گفته میشود قضاوت نکنید زیرا ما فقط به بخش محدودی از تصویر دسترسی داریم. تمام آنچه در زندگیتان میبینید تنها از همین سوراخ کلید است. زمانی که بیدار شوید در باز میشود همین. آنگاه دلیل تمام اتفاقات را متوجه میشوید و میفهمید که آنها از کجا آمدهاند. به همین خاطر است که اساتید معنوی آرام هستند و هرگز به چیزی واکنش نشان نمیدهند آنها تمام تصویر را میبینند. در برای آنها باز شده است.
#رابرت آدامز
Imagine you're looking through a keyhole and all you can see through the keyhole is someone being killed by someone else. You see a man killing a woman through the keyhole, and all of your concepts revolve around that. That's how we see the world, through a keyhole. We see a part of the picture. But let's say you open the door instead of looking through the keyhole. You would look to the left, and you would see perhaps in a previous life the woman killed the man. It's in reverse. Now in this life the man is killing the woman, and you would understand what's going on. Then you would go further. You would look to the right and you would see they're both together again, laughing and having a good time, and you would realize that no one killed and no one kills. It's all a game. You would see the complete picture. But as long as you only look through the keyhole you're going to see a limited view of things and you become judgmental. This is why we’re told not to judge, because we only get a limited picture. Everything that you see in your life is looking through a keyhole. When you awaken the door opens, that's all. You then understand why everything is happening, and where it comes from. This is the reason why Sages remain so calm and they never react to anything. Not because they don't care. They see the whole picture. The door has been opened for them.
#Robert Adams
#Robert Adams
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الشيخ محمد متولي الشعراوي - هو الرزاق
تفحص خویش
Photo
"نگران نباش "
انجیل مَتّی 6:25-34 NMV
25«پس به شما میگویم، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید یا چه بنوشید، و نه نگران بدن خود که چه بپوشید. آیا زندگی از خوراک و بدن از پوشاک مهمتر نیست؟ 26پرندگان آسمان را بنگرید که نه میکارند و نه میدِرَوَند و نه در انبار ذخیره میکنند و پدر آسمانی شما به آنها روزی میدهد. آیا شما بس باارزشتر از آنها نیستید؟ 27کیست از شما که بتواند با نگرانی، ساعتی به عمر خود بیفزاید؟ 28«و چرا برای پوشاک نگرانید؟ سوسنهای صحرا را بنگرید که چگونه نمو میکنند؛ نه زحمت میکشند و نه میریسند. 29به شما میگویم که حتی سلیمان نیز با همۀ شکوه و جلالش همچون یکی از آنها آراسته نشد. 30پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده میشود، اینچنین میپوشانَد، آیا شما را، ای سستایمانان، بهمراتب بهتر نخواهد پوشانید؟ 31«پس نگران نباشید و نگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم و یا چه بپوشیم. 32زیرا اقوامِ بتپرست در پی همۀ اینگونه چیزهایند، امّا پدر آسمانی شما میداند که بدین همه نیاز دارید. 33بلکه نخست در پی پادشاهی خدا و عدالت او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد. 34پس نگران فردا مباشید، زیرا فردا نگرانی خود را خواهد داشت. مشکلات امروز برای امروز کافی است!
انجیل مَتّی 6:25-34 NMV
25«پس به شما میگویم، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید یا چه بنوشید، و نه نگران بدن خود که چه بپوشید. آیا زندگی از خوراک و بدن از پوشاک مهمتر نیست؟ 26پرندگان آسمان را بنگرید که نه میکارند و نه میدِرَوَند و نه در انبار ذخیره میکنند و پدر آسمانی شما به آنها روزی میدهد. آیا شما بس باارزشتر از آنها نیستید؟ 27کیست از شما که بتواند با نگرانی، ساعتی به عمر خود بیفزاید؟ 28«و چرا برای پوشاک نگرانید؟ سوسنهای صحرا را بنگرید که چگونه نمو میکنند؛ نه زحمت میکشند و نه میریسند. 29به شما میگویم که حتی سلیمان نیز با همۀ شکوه و جلالش همچون یکی از آنها آراسته نشد. 30پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده میشود، اینچنین میپوشانَد، آیا شما را، ای سستایمانان، بهمراتب بهتر نخواهد پوشانید؟ 31«پس نگران نباشید و نگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم و یا چه بپوشیم. 32زیرا اقوامِ بتپرست در پی همۀ اینگونه چیزهایند، امّا پدر آسمانی شما میداند که بدین همه نیاز دارید. 33بلکه نخست در پی پادشاهی خدا و عدالت او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد. 34پس نگران فردا مباشید، زیرا فردا نگرانی خود را خواهد داشت. مشکلات امروز برای امروز کافی است!
تفحص خویش
Photo
به جریان زندگی در این عکسها دقت کنید.
ریشهها، نور، آب.
ببینید چطور این ریشهها «خود به خودی» در حال رشد هستند نیروی حیات رو درک کنید. یکی از عکسها که برگ گل بنفشه هست از زیرِ ریشه برگهای جدیدی درومده، بازی حیات رو ببینید.
این جریان رو درون وجود خودتون دنبال کنید توجه رو به درون ببرید. همون عملِ «خود به خودی» درون شما در حال حاضر در حال اتفاق افتادنه. شما «خود به خودی» مشغول نفس کشیدن هستید. نگاهش کنید. این نیرو درون شما «حضور» داره توجه رو به سمتش ببرید.
بهواسطهي این نیرو است که غذای شما هضم میشه همین نیرو باعث رشد موها، قد، ناخنها میشه. گردش خون رو این نیرو انجام میده، قلبتون همین لحظه با همین نیرو میتپه، وقتی دستتون خراش پیدا میکنه با همین نیرو چند روز بعد خوب میشه، شما با این نیرو میبینید، میشنوید، راه میرید و همین متن رو میفهمید و درکل همین نیرو بود که یک تک سلول رو تبدیل به جنین کرد، دست و پا و صورت بهش داد و شما به دنیا اومدید.
حقیقت شما همون چیزی هست که باعث رشد ریشههای اون گیاه شده، حقیقت شما همون نیروی حیاته پس این وسط شما کی هستید؟
شما چیزی جز مانع درک این حقیقت نیستید شما حجاب درک حقیقتید* از زمانی که حسن و نیما و رضا و سیمین و سارا و مریم شدید دیگه از این نیروی واحد که در همهچیز و همهجا یکی است جدا شدید و دچار توهم کثرت شدید. تمام کار عرفان همینه اینکه به شما بگه ای انسان تو جدا نیستی این فردیت توست که تو رو دچار توهم جدایی کرده زمانی که این فردیت مجازی یا ایگو یا نفس یا من ذهنی یا هویت فکری یا خویش منفصل محو بشه متوجه میشی که در همه چیز حاضری و تو همانی.
«منبسط بودیم یک جوهر همه
بیسر و بی پا بدیم آن سر همه
یک گهر بودیم همچون آفتاب
بی گره بودیم و صافی همچو آب
چون بصورت آمد آن نور سره
شد عدد چون سایههای کنگره
گنگره ویران کنید از منجنیق
تا رود فرق از میان این فریق »
#مولانا
* میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
#حافظ
#selfinquiry
ریشهها، نور، آب.
ببینید چطور این ریشهها «خود به خودی» در حال رشد هستند نیروی حیات رو درک کنید. یکی از عکسها که برگ گل بنفشه هست از زیرِ ریشه برگهای جدیدی درومده، بازی حیات رو ببینید.
این جریان رو درون وجود خودتون دنبال کنید توجه رو به درون ببرید. همون عملِ «خود به خودی» درون شما در حال حاضر در حال اتفاق افتادنه. شما «خود به خودی» مشغول نفس کشیدن هستید. نگاهش کنید. این نیرو درون شما «حضور» داره توجه رو به سمتش ببرید.
بهواسطهي این نیرو است که غذای شما هضم میشه همین نیرو باعث رشد موها، قد، ناخنها میشه. گردش خون رو این نیرو انجام میده، قلبتون همین لحظه با همین نیرو میتپه، وقتی دستتون خراش پیدا میکنه با همین نیرو چند روز بعد خوب میشه، شما با این نیرو میبینید، میشنوید، راه میرید و همین متن رو میفهمید و درکل همین نیرو بود که یک تک سلول رو تبدیل به جنین کرد، دست و پا و صورت بهش داد و شما به دنیا اومدید.
حقیقت شما همون چیزی هست که باعث رشد ریشههای اون گیاه شده، حقیقت شما همون نیروی حیاته پس این وسط شما کی هستید؟
شما چیزی جز مانع درک این حقیقت نیستید شما حجاب درک حقیقتید* از زمانی که حسن و نیما و رضا و سیمین و سارا و مریم شدید دیگه از این نیروی واحد که در همهچیز و همهجا یکی است جدا شدید و دچار توهم کثرت شدید. تمام کار عرفان همینه اینکه به شما بگه ای انسان تو جدا نیستی این فردیت توست که تو رو دچار توهم جدایی کرده زمانی که این فردیت مجازی یا ایگو یا نفس یا من ذهنی یا هویت فکری یا خویش منفصل محو بشه متوجه میشی که در همه چیز حاضری و تو همانی.
«منبسط بودیم یک جوهر همه
بیسر و بی پا بدیم آن سر همه
یک گهر بودیم همچون آفتاب
بی گره بودیم و صافی همچو آب
چون بصورت آمد آن نور سره
شد عدد چون سایههای کنگره
گنگره ویران کنید از منجنیق
تا رود فرق از میان این فریق »
#مولانا
* میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
#حافظ
#selfinquiry