Forwarded from من کیستم؟
میان دو فکر ، چه چیزی آنجا است؟
انسان نمیتواند دو فکر را در عین حال فکر کند.
او را سعی کنید و ببینید. او نمیتواند عملی شود.
یکی باید متوقف شود پیش از آنکه دیگری شروع شود.
در میان توقف یک فکر و شروع دیگری،
چه چیزی آنجا است؟
شما آنجا هستید!
اما این شما یک شخص نیست.
او آن هیچی بزرگ ، آن رحِم و سرچشمه گیتی است.
برای خویش بیزمان و تغییرناپذیر خود بیدار شوید.
موجی
انسان نمیتواند دو فکر را در عین حال فکر کند.
او را سعی کنید و ببینید. او نمیتواند عملی شود.
یکی باید متوقف شود پیش از آنکه دیگری شروع شود.
در میان توقف یک فکر و شروع دیگری،
چه چیزی آنجا است؟
شما آنجا هستید!
اما این شما یک شخص نیست.
او آن هیچی بزرگ ، آن رحِم و سرچشمه گیتی است.
برای خویش بیزمان و تغییرناپذیر خود بیدار شوید.
موجی
Forwarded from من کیستم؟
In between two thoughts, what is there?
You cannot think two thoughts at the same time.
Try it and see. It cannot be done.
One has to stop before another one starts.
In between the stop of one thought and the start of another,
what is there?
You are there!
But this you is not a person.
It is the great emptiness, the womb and source of the universe.
Awaken to your timeless and immutable Self.
~ Mooji
You cannot think two thoughts at the same time.
Try it and see. It cannot be done.
One has to stop before another one starts.
In between the stop of one thought and the start of another,
what is there?
You are there!
But this you is not a person.
It is the great emptiness, the womb and source of the universe.
Awaken to your timeless and immutable Self.
~ Mooji
اگر چیزی بهغیراز «خویش» وجود داشته باشد همان دلیل ترس است. ایگو برمیخیزد و چیزها را بهصورت بیرونی میبیند. اگر ایگو بالا نیاید فقط «خویش» به تنهایی وجود دارد و در این صورت چیز دیگری وجود نخواهد داشت و درنتیجه ترسی نیز نخواهد بود.
#رامانا ماهارشی
«گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو»
#مولانا
"If there is anything besides the Self there is reason to fear. The ego arises and sees objects as external. If the ego does not rise, the Self alone exists, so there is no second and no fear."
#Ramana Maharshi
#رامانا ماهارشی
«گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو»
#مولانا
"If there is anything besides the Self there is reason to fear. The ego arises and sees objects as external. If the ego does not rise, the Self alone exists, so there is no second and no fear."
#Ramana Maharshi
همش همین بود، کار تمام است
بر چیزی که اکنون میگویم عمیقاً تعمق کن. این را درک کن و آنگاه برای همیشه از دام ذهن خارج خواهی شد.
میگویی که بهسختی تلاش میکنی تا در حضور باشی؛ اما آنی که این تلاش برای حضور را مشاهده میکند آیا هیچ تلاشی میکند؟ طرف دیگر ایگو آگاهی خالص است. درست همانطور که فیلمی از خودت را تماشا میکنی به همان صورت به موضع آگاهی که در آن این تلاش برای حضور دیده میشود برو. کسی که در حال تماشای فیلم است از تصویر خودش در فیلم که واقعی نیست جداست.
یک حضور غیر وابستهی طبیعی وجود دارد که مشغول تماشا کردن این تلاش است، آیا آن میتواند چیزی غیر از خویش شما یعنی همان منشأ بدون تغییر و زنده باشد؟ بهجای اینکه خودت را آن جستجوگرِ سرخورده و ناامید شناسایی کنی، خودت را بهعنوان آن مشاهدهگر خاموش و بی فرم موردتوجه قرار بده.
حقیقت خودت را بهعنوان آن ناظر بی فرم تائید کن. تو همیشه همانجایی هستی که تلاش میکنی تا به آن برسی. وضوح این کلام را در قلبت حس کن. همش همین بود، کار تمام است.
#موجی
بر چیزی که اکنون میگویم عمیقاً تعمق کن. این را درک کن و آنگاه برای همیشه از دام ذهن خارج خواهی شد.
میگویی که بهسختی تلاش میکنی تا در حضور باشی؛ اما آنی که این تلاش برای حضور را مشاهده میکند آیا هیچ تلاشی میکند؟ طرف دیگر ایگو آگاهی خالص است. درست همانطور که فیلمی از خودت را تماشا میکنی به همان صورت به موضع آگاهی که در آن این تلاش برای حضور دیده میشود برو. کسی که در حال تماشای فیلم است از تصویر خودش در فیلم که واقعی نیست جداست.
یک حضور غیر وابستهی طبیعی وجود دارد که مشغول تماشا کردن این تلاش است، آیا آن میتواند چیزی غیر از خویش شما یعنی همان منشأ بدون تغییر و زنده باشد؟ بهجای اینکه خودت را آن جستجوگرِ سرخورده و ناامید شناسایی کنی، خودت را بهعنوان آن مشاهدهگر خاموش و بی فرم موردتوجه قرار بده.
حقیقت خودت را بهعنوان آن ناظر بی فرم تائید کن. تو همیشه همانجایی هستی که تلاش میکنی تا به آن برسی. وضوح این کلام را در قلبت حس کن. همش همین بود، کار تمام است.
#موجی
Contemplate deeply what I am about to say now. Grasp it and you will be out of the mind-trap for good!
You say you are trying very hard to be the Presence. But That which is observing the effort to be the Presence, is that making any effort? The flip-side of the ego is pure Awareness. Flick over into the Awareness position in which the effort to be the Presence is seen in much the same way as you would watch a movie of yourself. The one watching the movie is separate from the image of himself which is unreal.
There is a natural detachment present. That which is observing the effort, can it be other than your Self, the living, unchanging Source? Pay attention to yourself as the serene and formless Seer instead of identifying with the frustrated seeker. Do you feel the difference?
Confirm your Reality here as the formless observing. You are already the 'somewhere' you are trying to get to. Be clear about this in your Heart. That's it - job done.
#Mooji
You say you are trying very hard to be the Presence. But That which is observing the effort to be the Presence, is that making any effort? The flip-side of the ego is pure Awareness. Flick over into the Awareness position in which the effort to be the Presence is seen in much the same way as you would watch a movie of yourself. The one watching the movie is separate from the image of himself which is unreal.
There is a natural detachment present. That which is observing the effort, can it be other than your Self, the living, unchanging Source? Pay attention to yourself as the serene and formless Seer instead of identifying with the frustrated seeker. Do you feel the difference?
Confirm your Reality here as the formless observing. You are already the 'somewhere' you are trying to get to. Be clear about this in your Heart. That's it - job done.
#Mooji
تفحص خویش
همش همین بود، کار تمام است بر چیزی که اکنون میگویم عمیقاً تعمق کن. این را درک کن و آنگاه برای همیشه از دام ذهن خارج خواهی شد. میگویی که بهسختی تلاش میکنی تا در حضور باشی؛ اما آنی که این تلاش برای حضور را مشاهده میکند آیا هیچ تلاشی میکند؟ طرف دیگر ایگو…
✨🌀دوستان عزیز برای اینکه مطلب بالا از موجی بهخوبی جا بیوفته توصیه میکنم حتماً ویدئو زیر رو مرور کنید تا به عمق مطلب پی ببرید. 🙏🌸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمرین تفحص خویش - #روپرت اسپیرا
Forwarded from @nashretorang (@nashretorang)
کتاب #عمیقترین_پذیرش شاهکار بی نظیر #جف_فوستر که از اساتید معنویِ بسیار جوان و در عین حال بسیار پرکار و عمیق و مؤثرِ روزگار ماست، به تازگی به همت #نشر_ترنگ به چاپ رسیده است و رهگشای بسیاری از مسائلِ معنویِ جویندگانِ وادیِ حقیقت خواهد بود و بسیاری از سردرگمی ها را در این مسیر خواهد زدود و با رهنمایی به پذیرشی عمیق که پیشاپیش در اعماق وجودشان پنهان است, دری به آرامشی عمیق در وسط گردباد حوادث به رویشان خواهد گشود.
#جف_فوستر
#وحید_مهدیخانی
#نشر_ترنگ
جهت تهیه این اثر ارزشمند با ناشر تماس حاصل فرمایید تا کتاب در اسرع وقت برایتان ارسال گردد:
شماره تلفن:66403520_021
همراه: 09199646224
https://telegram.me/joinchat/BnM89D4l4T4ITeiIAsX6vQ
#جف_فوستر
#وحید_مهدیخانی
#نشر_ترنگ
جهت تهیه این اثر ارزشمند با ناشر تماس حاصل فرمایید تا کتاب در اسرع وقت برایتان ارسال گردد:
شماره تلفن:66403520_021
همراه: 09199646224
https://telegram.me/joinchat/BnM89D4l4T4ITeiIAsX6vQ
آیا تاکنون به این نکته رسیده اید که طوری برنامهریزیشدهاید تا ناراحت و غمگین باشید و بیتوجه به کاری که برای شاد بودنتان انجام میدهید محکوم به شکستید؟
اگر میخواهید شاد و خوشبخت باشید اولین کار تلاش، حسن نیت و داشتن تمایلات خوب نیست بلکه رسیدن به درک روشنی است از اینکه دقیقاً چطور برنامهریزی شدهاید.
در ابتدا جامعه و فرهنگ به شما یاد میدهند تا باور داشته باشید که بدون افراد و چیزهای خاص هرگز خوشحال نخواهید بود. کافی است نگاهی به اطرافتان بیندازید همهجا مردم زندگیشان را بر پایه این باور نادرست بناکردهاند که بدون ترکیب چیزهای بخصوص مثل پول، قدرت، موفقیت، تائید، آبرو، عشق، دوستی، معنویت و خدا* نمیتوانند خوشبخت باشند. ترکیب مخصوص شما چیست؟
#آنتونی د ملو
*پرواضح است که منظور از معنویات، عشق و خدا در اینجا جستجوی آنها به عنوان چیزهای بیرونی است.
اگر میخواهید شاد و خوشبخت باشید اولین کار تلاش، حسن نیت و داشتن تمایلات خوب نیست بلکه رسیدن به درک روشنی است از اینکه دقیقاً چطور برنامهریزی شدهاید.
در ابتدا جامعه و فرهنگ به شما یاد میدهند تا باور داشته باشید که بدون افراد و چیزهای خاص هرگز خوشحال نخواهید بود. کافی است نگاهی به اطرافتان بیندازید همهجا مردم زندگیشان را بر پایه این باور نادرست بناکردهاند که بدون ترکیب چیزهای بخصوص مثل پول، قدرت، موفقیت، تائید، آبرو، عشق، دوستی، معنویت و خدا* نمیتوانند خوشبخت باشند. ترکیب مخصوص شما چیست؟
#آنتونی د ملو
*پرواضح است که منظور از معنویات، عشق و خدا در اینجا جستجوی آنها به عنوان چیزهای بیرونی است.
"Has it ever struck you that you have been programmed to be unhappy and so no matter what you do to become happy, you are bound to fail? ... If you wish to be happy the first thing you need is not effort or even goodwill or good desires but a clear understanding of how exactly you have been programmed. ...First your society and your culture taught you to believe that you would not be happy without certain persons and certain things. Just take a look around you: Everywhere people have actually built their lives on the unquestioned belief that without certain things—money, power, success, approval, a good reputation, love, friendship, spirituality, God—they cannot be happy. What is your particular combination?
#Anthony de Mello
#Anthony de Mello
باگوان تعالیمش را با یک پرنده نشان میدهد
علت تمام بدبختیها و شرارتهایی که با تجربه تولد ارواح انسانی (Jivas)آغاز میشود فراموشی راهی است که ازآنجا آمده است. این موضوع با داستان زیر نشان داده میشود.
در سالنی که باگوان در آنجا مهمانانشان را میدیدند (Darshan) یک دودکش وجود داشت. بهجز در قسمت پایین، تمام اطراف دودکش با توری استیل پوشیده شده بود. روزی یک پرنده کوچک زیبا به طریقی وارد سالن شد و درون دودکش گیر افتاد. پرنده خود را در شرایطی کاملاً برخلاف محیط طبیعی زندگیاش یعنی فضای گستردهای که آزادانه میتوانست در آن پرواز کند یافته بود. از لحظهای که وارد دودکش شده بود برای فرار ازآنجا بهشدت تقلا میکرد اما تلاشهایش ثمری در پی نداشت.
چرا؟ زیرا به دلیل فراموش کردن راهی که ازآنجا وارد شده بود پرنده مکرراً تلاش میکرد تا از مسیرهای بسته فرار کند. سری باگوان (رامانا ماهارشی) از این مجال برای آشکارسازی یک حقیقت بزرگ استفاده کردند:
پرنده آن فضای گسترده یعنی محل طبیعی سکونتش را از دست داده است. در این فضای محدود که برخلاف طبیعتش است گرفتارشده و نمیداند که چطور باید از این زندان فرار کند و به همین دلیل آشفته و هراسان است.
ارواح فردی هم درست مانند این پرنده محل طبیعی سکونتشان یعنی فضای گسترده آگاهی را از دست دادهاند. از طریق توهم و فریبِ جهل، آنها به دام زندان بدن افتادهاند و بدون اینکه بدانند چطور فرار کنند با مصیبتهای گوناگون عذاب میکشند.
تلاشهای بیوقفه این پرنده برای رسیدن به محل طبیعی سکونتش ناموفقند زیرا بهجای اینکه او را به سمت پایین یعنی جایی که ازآنجا وارد شد هدایت کنند او را به سمت بالا هدایت میکند یعنی مسیر اسارت و بندگی.
بهطور مشابه دلیل عدم موفقیت تلاشهای بیوقفه روح فردی جهت رسیدن به رهایی این است که آن نیز بهجای درون یعنی جایی که ازآنجا آمده است به سمت بیرون یعنی به سمت بندگی و اسارت هدایت میشود.
تمایل طبیعی پرنده برای رفتن به بالا حتی در تلاش برای رهایی خودش را نشان میدهد
به همین ترتیب تمایل طبیعی ارواح فردی به پرسه زنی در بیرون هم حتی در تلاش برای رهایی خودش را نشان میدهد
اگر از طریق شناخت تفاوتها و آگاهی، روح فردی طوری تربیت شود تا از دیدمستقیم بیرونی به درون برگردد و چنانچه آنجا ثابت باقی بماند، بهطور مسلم فوراً به رهایی میرسد.
#رامانا ماهارشی
طرح از: نیما پارسی
علت تمام بدبختیها و شرارتهایی که با تجربه تولد ارواح انسانی (Jivas)آغاز میشود فراموشی راهی است که ازآنجا آمده است. این موضوع با داستان زیر نشان داده میشود.
در سالنی که باگوان در آنجا مهمانانشان را میدیدند (Darshan) یک دودکش وجود داشت. بهجز در قسمت پایین، تمام اطراف دودکش با توری استیل پوشیده شده بود. روزی یک پرنده کوچک زیبا به طریقی وارد سالن شد و درون دودکش گیر افتاد. پرنده خود را در شرایطی کاملاً برخلاف محیط طبیعی زندگیاش یعنی فضای گستردهای که آزادانه میتوانست در آن پرواز کند یافته بود. از لحظهای که وارد دودکش شده بود برای فرار ازآنجا بهشدت تقلا میکرد اما تلاشهایش ثمری در پی نداشت.
چرا؟ زیرا به دلیل فراموش کردن راهی که ازآنجا وارد شده بود پرنده مکرراً تلاش میکرد تا از مسیرهای بسته فرار کند. سری باگوان (رامانا ماهارشی) از این مجال برای آشکارسازی یک حقیقت بزرگ استفاده کردند:
پرنده آن فضای گسترده یعنی محل طبیعی سکونتش را از دست داده است. در این فضای محدود که برخلاف طبیعتش است گرفتارشده و نمیداند که چطور باید از این زندان فرار کند و به همین دلیل آشفته و هراسان است.
ارواح فردی هم درست مانند این پرنده محل طبیعی سکونتشان یعنی فضای گسترده آگاهی را از دست دادهاند. از طریق توهم و فریبِ جهل، آنها به دام زندان بدن افتادهاند و بدون اینکه بدانند چطور فرار کنند با مصیبتهای گوناگون عذاب میکشند.
تلاشهای بیوقفه این پرنده برای رسیدن به محل طبیعی سکونتش ناموفقند زیرا بهجای اینکه او را به سمت پایین یعنی جایی که ازآنجا وارد شد هدایت کنند او را به سمت بالا هدایت میکند یعنی مسیر اسارت و بندگی.
بهطور مشابه دلیل عدم موفقیت تلاشهای بیوقفه روح فردی جهت رسیدن به رهایی این است که آن نیز بهجای درون یعنی جایی که ازآنجا آمده است به سمت بیرون یعنی به سمت بندگی و اسارت هدایت میشود.
تمایل طبیعی پرنده برای رفتن به بالا حتی در تلاش برای رهایی خودش را نشان میدهد
به همین ترتیب تمایل طبیعی ارواح فردی به پرسه زنی در بیرون هم حتی در تلاش برای رهایی خودش را نشان میدهد
اگر از طریق شناخت تفاوتها و آگاهی، روح فردی طوری تربیت شود تا از دیدمستقیم بیرونی به درون برگردد و چنانچه آنجا ثابت باقی بماند، بهطور مسلم فوراً به رهایی میرسد.
#رامانا ماهارشی
طرح از: نیما پارسی
BHAGAVAN’S ILLUSTRATED HIS TEACHING WITH A BIRD
The cause of all misery and evil, beginning with the birth experienced by jivas, is forgetfulness of the way they came. This is illustrated by the following story.
In the hall where Bhagavan used to give darshan there was a chimney. The chimney was closed on all sides with steel mesh, except at the bottom. One day, a beautiful small bird somehow entered it and became trapped inside this chimney. The bird found itself trapped in conditions diametrically opposed to its natural environment: the vast space where it could fly freely. From the moment it entered the chimney it was frantically struggling to escape, but all its efforts proved futile.
Why? Because, forgetting way it came it was repeatedly trying to escape through all the closed routes. Sri Bhagavan took this opportunity to reveal a great truth:
"This bird has given up the all-pervasive space, its natural place of residence. It has been caught in this limited space, which is opposed to its nature. Not knowing how to escape from this prison, it is agitated and afraid.
Like this bird, jivas have also given up their natural place of residence, the vast space of consciousness. Through the delusion of ignorance they have become trapped in the prison of the body. Without knowing how to escape, they are tormented by various afflictions.
The ceaseless efforts of this bird to reach its natural place of residence are unsuccessful because they are directed upwards, the way of bondage, instead of downwards, the way it came.
Similarly, the reason why the jiva's ceaseless efforts to attain freedom are unsuccessful is because they too are directed outwards, the way of bondage, instead of inwards, the way they came.
The natural tendency of the bird to go upwards asserts itself even in its attempt for freedom.
Likewise, the natural tendency of the jivas to roam outwards asserts itself even in their attempts at liberation.
If through true discrimination and awareness, the jiva is made to turn back from outward directed sight to inward sight, and if it remains fixed there, it is certain that is would attain liberation in an instant."
- Sri #Ramana Darshanam
The cause of all misery and evil, beginning with the birth experienced by jivas, is forgetfulness of the way they came. This is illustrated by the following story.
In the hall where Bhagavan used to give darshan there was a chimney. The chimney was closed on all sides with steel mesh, except at the bottom. One day, a beautiful small bird somehow entered it and became trapped inside this chimney. The bird found itself trapped in conditions diametrically opposed to its natural environment: the vast space where it could fly freely. From the moment it entered the chimney it was frantically struggling to escape, but all its efforts proved futile.
Why? Because, forgetting way it came it was repeatedly trying to escape through all the closed routes. Sri Bhagavan took this opportunity to reveal a great truth:
"This bird has given up the all-pervasive space, its natural place of residence. It has been caught in this limited space, which is opposed to its nature. Not knowing how to escape from this prison, it is agitated and afraid.
Like this bird, jivas have also given up their natural place of residence, the vast space of consciousness. Through the delusion of ignorance they have become trapped in the prison of the body. Without knowing how to escape, they are tormented by various afflictions.
The ceaseless efforts of this bird to reach its natural place of residence are unsuccessful because they are directed upwards, the way of bondage, instead of downwards, the way it came.
Similarly, the reason why the jiva's ceaseless efforts to attain freedom are unsuccessful is because they too are directed outwards, the way of bondage, instead of inwards, the way they came.
The natural tendency of the bird to go upwards asserts itself even in its attempt for freedom.
Likewise, the natural tendency of the jivas to roam outwards asserts itself even in their attempts at liberation.
If through true discrimination and awareness, the jiva is made to turn back from outward directed sight to inward sight, and if it remains fixed there, it is certain that is would attain liberation in an instant."
- Sri #Ramana Darshanam
دو پاسخ ممکن در خصوص رنج کشیدن وجود دارد:
یک بیرون رفتن و جستجوی تسکین در چیزها، اشیا، فعالیتها، روابط و وضعیتها
دو رفتن به درون به مرکز وجودیمان
اولی ممکن است تسکین و آرامش موقت به همراه داشته باشد
اما دومی منزلگاه سعادت و آرامشی پایدار و همیشگی است.
#روپرت اسپایرا
There are two possible responses to suffering: one, to go outwards seeking relief in an object, substance, activity, relationship or state; two, to go inwards to the core of our being. The former may bring temporary relief, but the latter is the abode of lasting peace and happiness.
#Rupert Spira
یک بیرون رفتن و جستجوی تسکین در چیزها، اشیا، فعالیتها، روابط و وضعیتها
دو رفتن به درون به مرکز وجودیمان
اولی ممکن است تسکین و آرامش موقت به همراه داشته باشد
اما دومی منزلگاه سعادت و آرامشی پایدار و همیشگی است.
#روپرت اسپایرا
There are two possible responses to suffering: one, to go outwards seeking relief in an object, substance, activity, relationship or state; two, to go inwards to the core of our being. The former may bring temporary relief, but the latter is the abode of lasting peace and happiness.
#Rupert Spira
برکتی در لباس مبدل
باید همیشه این را به یاد داشته باشید که مهم نیست که در چه شرایط دشواری قرار دارید، مهم نیست چه شرایطی پیشآمده و چقدر آن را منفی در نظر میگیرید همه اینها برکتی در لباس مبدل هستند. عجیب به نظر میرسد اما درست است. چه باور کنید یا نه آن برکتی در لباس مبدل است.
اگر بهطور درست رفتار کنید و با واکنش نشان ندادن با شرایط کنار بیایید آن به چیزی زیبا تبدیل خواهد شد که نمیتوانید تصورش کنید. این را به شما اطمینان میدهم. اما اگر واکنش نشان دهید ممکن است پیروز شوید یا ممکن است حرف خودتان را به کرسی بنشانید اما این فقط برای مدت کوتاهی دوام خواهد داشت و بعدازآن شما باید این شرایط را بارها و بارها تحملکنید شاید با افرادی دیگر و هرگز هم نخواهید فهمید که چرا اینهمه رنج میکشید.
#رابرت آدامز
باید همیشه این را به یاد داشته باشید که مهم نیست که در چه شرایط دشواری قرار دارید، مهم نیست چه شرایطی پیشآمده و چقدر آن را منفی در نظر میگیرید همه اینها برکتی در لباس مبدل هستند. عجیب به نظر میرسد اما درست است. چه باور کنید یا نه آن برکتی در لباس مبدل است.
اگر بهطور درست رفتار کنید و با واکنش نشان ندادن با شرایط کنار بیایید آن به چیزی زیبا تبدیل خواهد شد که نمیتوانید تصورش کنید. این را به شما اطمینان میدهم. اما اگر واکنش نشان دهید ممکن است پیروز شوید یا ممکن است حرف خودتان را به کرسی بنشانید اما این فقط برای مدت کوتاهی دوام خواهد داشت و بعدازآن شما باید این شرایط را بارها و بارها تحملکنید شاید با افرادی دیگر و هرگز هم نخواهید فهمید که چرا اینهمه رنج میکشید.
#رابرت آدامز
You must always remember this, that no matter what you're going through, no matter what appears to have come upon you that you consider negative, it's a blessing in disguise. Sounds strange but true. It's a blessing in disguise, believe it or not.
If you handle it in the right way, and you work through it by not reacting to it, it will turn into something so beautiful you can't imagine. I can assure you of this. But if you react you may win, you may get your point across. That will only last a short while. Then you’ll have to go through the condition again and again, perhaps with other people, and you'll never know why you suffer so much.
#Robert Adams
If you handle it in the right way, and you work through it by not reacting to it, it will turn into something so beautiful you can't imagine. I can assure you of this. But if you react you may win, you may get your point across. That will only last a short while. Then you’ll have to go through the condition again and again, perhaps with other people, and you'll never know why you suffer so much.
#Robert Adams