Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمتی از برنامه ۶۹۷ گنج حضور با اجرای آقای پرویز شهبازی
دوستان میتونن این برنامه بسیار پر برکت رو علاوه بر ماهواره از این سایت هم پیگیری کنند.
http://parvizshahbazi.com/
دوستان میتونن این برنامه بسیار پر برکت رو علاوه بر ماهواره از این سایت هم پیگیری کنند.
http://parvizshahbazi.com/
جایی که فکری تمام میشود و فکر دیگری هنوز ظاهرنشده، آن آگاهی است، آن رهایی است، آن مأمن و منزلگه توست. تو همیشه همانجا هستی، متوجهی؟
گشتالت و توجه ات را تغییر بده. به شکل و ظاهر نگاه نکن، به پسزمینه نگاه کن. اگر یک تختهسیاه خیلی بزرگ به اندازه این دیوار اینجا قرار بدهم و یک نقطه سفید روی آن بکشم و بعد از شما بپرسم که چه میبینید؟ ۹۹ درصد شما خواهید گفت: یک نقطه سفید کوچک. (صدای خنده)
تختهسیاه به این بزرگی را نمیبینید و آن نقطهی سفید که تقریباً نامریی است را میبینید. چرا؟ به خاطر اینکه آن الگوی ثابت ذهن است که به شکلها نگاه کند و نه پسزمینه، به ابرها نگاه میکند و نه به آسمان، به افکار نگاه میکند و نه آگاهی.
تمام چیزی که باید آموزش داد همین است. همیشه به آگاهی نگاه کنید. به آگاهی نگاه کنید و بدانید که این چیزی است که شما هستید (حقیقت شما این است). منزلگه و جایگاه شما همینجاست، اینجا باش. در اینجا کسی دستش به شما نمیرسد. چه کسی میتواند وارد اینجا شود؟ حتی ذهن هم نمیتواند داخل شود.
#پاپاجی
گشتالت و توجه ات را تغییر بده. به شکل و ظاهر نگاه نکن، به پسزمینه نگاه کن. اگر یک تختهسیاه خیلی بزرگ به اندازه این دیوار اینجا قرار بدهم و یک نقطه سفید روی آن بکشم و بعد از شما بپرسم که چه میبینید؟ ۹۹ درصد شما خواهید گفت: یک نقطه سفید کوچک. (صدای خنده)
تختهسیاه به این بزرگی را نمیبینید و آن نقطهی سفید که تقریباً نامریی است را میبینید. چرا؟ به خاطر اینکه آن الگوی ثابت ذهن است که به شکلها نگاه کند و نه پسزمینه، به ابرها نگاه میکند و نه به آسمان، به افکار نگاه میکند و نه آگاهی.
تمام چیزی که باید آموزش داد همین است. همیشه به آگاهی نگاه کنید. به آگاهی نگاه کنید و بدانید که این چیزی است که شما هستید (حقیقت شما این است). منزلگه و جایگاه شما همینجاست، اینجا باش. در اینجا کسی دستش به شما نمیرسد. چه کسی میتواند وارد اینجا شود؟ حتی ذهن هم نمیتواند داخل شود.
#پاپاجی
Where the first thought has left and the other is not arisen, that is Consciousness, that is Freedom, that is your own place, your own abode. You are always there, you see.
Shift attention, change the gestalt. Don't look at the figure, look at the background! If I put a big blackboard the size of a wall here and mark it with a white point and ask you, "What do you see?" Ninety-nine percent of you will not see the blackboard! (Laughs) You will say, "I see a little white spot." Such a big blackboard and its not seen, and only a little white spot, which is almost invisible is seen! Why? Because this is the fixed pattern of the mind. To look at the figure , not the blackboard, to look at the cloud , not at the sky; to look at the thought and not Consciousness.
That's all the teaching is. Always look to Consciousness. Always look to Consciousness and know this is what you are! This is your own place, your own abode, Stay Here. No one can touch you. Who can enter Here where you are? Even your mind cannot enter.
#Papaji
Shift attention, change the gestalt. Don't look at the figure, look at the background! If I put a big blackboard the size of a wall here and mark it with a white point and ask you, "What do you see?" Ninety-nine percent of you will not see the blackboard! (Laughs) You will say, "I see a little white spot." Such a big blackboard and its not seen, and only a little white spot, which is almost invisible is seen! Why? Because this is the fixed pattern of the mind. To look at the figure , not the blackboard, to look at the cloud , not at the sky; to look at the thought and not Consciousness.
That's all the teaching is. Always look to Consciousness. Always look to Consciousness and know this is what you are! This is your own place, your own abode, Stay Here. No one can touch you. Who can enter Here where you are? Even your mind cannot enter.
#Papaji
زمانی که دیگر هیچ خواستهای وجود نداشته باشد، شما خوشحال هستید. هنگامیکه تمایلات و خواستهها بهطور کامل متوقف شوند، آنگاه همیشه خوشحال خواهید بود و این رهایی است. رهایی نتیجهی مراقبه و رفتن به مکانهای زیارتی نیست. رهایی با رفتن به غارها یا کمک به خیریه و خواندن سوتراها (متون مقدس) به دست نمیآید. تا زمانی که خواستهای وجود داشته باشد سامسارا (چرخه کارمیک) نیز وجود دارد. تا زمانی که خواستهای وجود داشته باشد رنج نیز آنجاست.
#پاپاجی
«همه رنجها از آن میخیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی رنج نماند.»
#مولانا – فیه مافیه
"When desire is no longer there, you are happy. When desire has ceased to exist completely, you are happy all the time, and this is liberation. Liberation is not the result of your meditations, of your visits to pilgrimage places. It doesn’t come from going into caves in the mountains, from giving to charities, or from reading the sutras. So long as desire is there, samsara [karmic cycle] is there. So long as desire is there, suffering is there."
#Papaji
#پاپاجی
«همه رنجها از آن میخیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی رنج نماند.»
#مولانا – فیه مافیه
"When desire is no longer there, you are happy. When desire has ceased to exist completely, you are happy all the time, and this is liberation. Liberation is not the result of your meditations, of your visits to pilgrimage places. It doesn’t come from going into caves in the mountains, from giving to charities, or from reading the sutras. So long as desire is there, samsara [karmic cycle] is there. So long as desire is there, suffering is there."
#Papaji
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تکنیک آرامش عضلانی گامبهگام (ریلکسیشن) - بهار پرتو
این تکنیک به شما در پایین آوردن جریان افکار کمک میکنه و بهواسطه پایین آمدن جریان افکار، مشاهده گریِ تنفس و افکار بهتر انجام میشه.
این تکنیک به شما در پایین آوردن جریان افکار کمک میکنه و بهواسطه پایین آمدن جریان افکار، مشاهده گریِ تنفس و افکار بهتر انجام میشه.
Forwarded from من کیستم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش نحوه انجام (یکی از روشهای) مراقبه توسط رابرت آدامز
ناتوانی در توقف افکار مصیبتی وحشتناک است؛ اما ازآنجاییکه تقریباً همه از آن رنج میبرند، متوجه آن نمیشویم و بنابراین بهعنوان امری طبیعی در نظر گرفته شده است. این سروصدایِ ذهنیِ مستمر، مانع شما در یافتن آن قلمروِ سکونِ درون که از هستی جداییناپذیر است میشود.
#اکهارت تول
“Not to be able to stop thinking is a dreadful affliction, but we don't realize this because almost everyone is suffering from it, so it is considered normal. This incessant mental noise prevents you from finding that realm of inner stillness that is inseparable from Being.”
#Eckhart Tolle
#اکهارت تول
“Not to be able to stop thinking is a dreadful affliction, but we don't realize this because almost everyone is suffering from it, so it is considered normal. This incessant mental noise prevents you from finding that realm of inner stillness that is inseparable from Being.”
#Eckhart Tolle
"There is no human being on this earth who can really help you. No matter where you turn, no matter who you go to. There are Sages who have been self-realized, they can show you the way. Yet you have to do it yourself. You only become interested in these things when the world has disappointed you to an extent, over and over again. It's unfortunate that when the world shows you the good side of it's nature, you are not interested in these things—most people.
For you're experiencing financial success, robust health, peace of mind for a while. But the pendulum has to swing back. Do not be deluded into thinking that you can have these things forever.
Just as you cannot have disease forever, you cannot have poverty forever, you cannot have lack and limitation forever, the pendulum has to swing the other way.
And so it is you cannot have the good life, so-to-speak, in this world forever. Yet most of you are still trying to change bad into good and looking to improve your lot. You want to improve your affairs. Whatever you try to improve in this world is a joke. You take the world too seriously."
#Robert Adams
For you're experiencing financial success, robust health, peace of mind for a while. But the pendulum has to swing back. Do not be deluded into thinking that you can have these things forever.
Just as you cannot have disease forever, you cannot have poverty forever, you cannot have lack and limitation forever, the pendulum has to swing the other way.
And so it is you cannot have the good life, so-to-speak, in this world forever. Yet most of you are still trying to change bad into good and looking to improve your lot. You want to improve your affairs. Whatever you try to improve in this world is a joke. You take the world too seriously."
#Robert Adams
هیچ انسانی روی زمین وجود ندارد که بتواند واقعاً به تو کمک کند. مهم نیست کجا و پیش چه کسی میروی. اساتیدی هستند که به شناخت خویش نائل گشتهاند و میتوانند راه را به شما نشان دهند. اما بااینحال تو باید خودت آن کار را انجام دهی. شما فقط زمانی به این مسائل علاقهمند میشوید که دنیا بارها و بارها تا حدی شما را ناامید کرده باشد. جای تأسف است که وقتی دنیا روی خوبش را به شما نشان دهد دیگر به این چیزها علاقهمند نیستید. در مورد اغلب مردم صدق میکند.
به خاطر اینکه شما برای مدتی موفقیت مالی، سلامت جسمی و آرامش را تجربه میکنید. اما آونگ زندگی باید برگردد. هرگز با این فکر که میتوانی همیشه این چیزها را داشته باشی فریب نخور.
همانطور که همیشه نمیتوانی بیمار، فقیر یا محدود بمانی و آونگ باید به سمتی دیگر میل کند بنابراین نمیتوانی یک زندگی خوب را برای همیشه در این دنیا داشته باشی.
بااینحال اغلب شما تلاش میکنید تا بد را به خوب تغییر دهید و دنبال این هستید که سرنوشت و امورتان را بهبود ببخشید. هر آنچه در این دنیا سعی در بهبودش دارید جکی بیش نیست. شما دنیا را خیلی جدی گرفتهاید.
#رابرت آدامز
به خاطر اینکه شما برای مدتی موفقیت مالی، سلامت جسمی و آرامش را تجربه میکنید. اما آونگ زندگی باید برگردد. هرگز با این فکر که میتوانی همیشه این چیزها را داشته باشی فریب نخور.
همانطور که همیشه نمیتوانی بیمار، فقیر یا محدود بمانی و آونگ باید به سمتی دیگر میل کند بنابراین نمیتوانی یک زندگی خوب را برای همیشه در این دنیا داشته باشی.
بااینحال اغلب شما تلاش میکنید تا بد را به خوب تغییر دهید و دنبال این هستید که سرنوشت و امورتان را بهبود ببخشید. هر آنچه در این دنیا سعی در بهبودش دارید جکی بیش نیست. شما دنیا را خیلی جدی گرفتهاید.
#رابرت آدامز
جستجوی انسان برای شادی، یک جستجوی ناخودآگاه برای خویش حقیقیاش است. خویش حقیقی، جاودان و لایزال است بنابراین هنگامیکه انسان آن را پیدا کند، خوشبختی و سعادتی را میابد که پایانناپذیر است.
#رامانا ماهارشی
"Man's search for happiness is an unconscious search for his true Self. The true Self is imperishable; therefore, when a man finds it, he finds a happiness which does not come to an end."
#Ramana Maharshi
#رامانا ماهارشی
"Man's search for happiness is an unconscious search for his true Self. The true Self is imperishable; therefore, when a man finds it, he finds a happiness which does not come to an end."
#Ramana Maharshi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از سخنرانی دکتر سروش با عنوان رازهای مثنوی-
اشارات جالبی درباب وحدت بیان میشود که بسیار نیکوست.
اشارات جالبی درباب وحدت بیان میشود که بسیار نیکوست.
برای جستجوگر حقیقت، فقط یک مراقبه وجود دارد: امتناع سفتوسخت از نگهداری افکار.
رهایی از افکار خودش مراقبه است.
#نیسارگاداتا
"For a seeker of Reality, there is only one meditation - the rigorous refusal to harbor thoughts. To be free from thoughts is itself meditation."
#Nisargadatta Maharaj, I AM THAT
رهایی از افکار خودش مراقبه است.
#نیسارگاداتا
"For a seeker of Reality, there is only one meditation - the rigorous refusal to harbor thoughts. To be free from thoughts is itself meditation."
#Nisargadatta Maharaj, I AM THAT
«من پیش از افکار و خاطرات و نیک و بد چیستم؟»
اولین چیزی که مردم (پسازاین سؤال) با آن مواجه میشوند یک وقفه است، این وقفه نسخهای متفاوت از تو نیست. آن خاموش است، کاملاً ساکت.
ذهنمان نمیداند که با آن چهکار کند بنابراین دوباره به ذهن برمیگردیم، به سمت باورها و هویتها و از آنکه حقیقتاً هستیم منفصل میشویم.
#آدياشانتی
“What am I before my thoughts, memories, good and bad? First thing people encounter. There’s a gap. Not a different version of you. It’s quiet. Absolutely silent.
Our minds don’t know what to do with it. So we run back into mind. Into more ideas and identities, disconnected from who we really are.”
#Adyashanti
اولین چیزی که مردم (پسازاین سؤال) با آن مواجه میشوند یک وقفه است، این وقفه نسخهای متفاوت از تو نیست. آن خاموش است، کاملاً ساکت.
ذهنمان نمیداند که با آن چهکار کند بنابراین دوباره به ذهن برمیگردیم، به سمت باورها و هویتها و از آنکه حقیقتاً هستیم منفصل میشویم.
#آدياشانتی
“What am I before my thoughts, memories, good and bad? First thing people encounter. There’s a gap. Not a different version of you. It’s quiet. Absolutely silent.
Our minds don’t know what to do with it. So we run back into mind. Into more ideas and identities, disconnected from who we really are.”
#Adyashanti
تصور کنید که یک کمپانیِ نمایش، تئاتری را بر روی صحنه میبرد. کسی که قرار است نقش خدمتگزارِ شاه را بازی کند در لحظه آخر مریض شده و نمیتواند به نمایش برسد و بازیگر دیگری هم در دسترس نیست. مالکِ کمپانی پا پیش میگذارد و نقش را قبول میکند. درون نمایش، شاه که یکی از کارکنانِ مالک کمپانی است به خدمتگزارش دستور میدهد که: «کفشهایم را بیاور. میخواهم به پیادهروی بروم.» مالک کمپانی با مهربانی اطاعت میکند و تمام دستورات را انجام میدهد؛ اما آیا هرگز فراموش میکند که مالک کمپانی است؟
او از اینکه نقش خدمتگزار را بازی میکند خوشحال است زیرا هر زمان که این نقش را ایفا میکند میداند که در حقیقت او مالک کمپانی است. اگر اینگونه زندگی کنید و بدانید که شما آن «خویش» هستید میتوانید هرجایی کار کنید. اگر از این آگاه باشید تمام فعالیتهایتان بسیار زیبا خواهند شد و هرگز رنج نخواهید کشید. زمانی که گوشه چشمی و دانشی از این خلأ داشته باشید همیشه خوشحال خواهید بود زیرا آنگاه میدانید که تمام مظاهر، تمام سامسارا، القا و فرافکنی خودتان است.
#پاپاجی
او از اینکه نقش خدمتگزار را بازی میکند خوشحال است زیرا هر زمان که این نقش را ایفا میکند میداند که در حقیقت او مالک کمپانی است. اگر اینگونه زندگی کنید و بدانید که شما آن «خویش» هستید میتوانید هرجایی کار کنید. اگر از این آگاه باشید تمام فعالیتهایتان بسیار زیبا خواهند شد و هرگز رنج نخواهید کشید. زمانی که گوشه چشمی و دانشی از این خلأ داشته باشید همیشه خوشحال خواهید بود زیرا آنگاه میدانید که تمام مظاهر، تمام سامسارا، القا و فرافکنی خودتان است.
#پاپاجی
Samsara
Imagine a drama company is putting on a play. The person who has to play the servant of the king falls sick at the last moment and cannot come. No other actors are available, so the proprietor of the company steps in to play the role. In the play the king, who is one of the employees of the proprietor, orders the servant around: “Fetch my shoes. I want to go for a walk.” The proprietor meekly obeys and carries out the orders, but does he ever forget that he is the owner of the company?
He is happy to act the role of the servant because all the time that this role is being portrayed he knows that he is really the proprietor. If you live like this, knowing that you are the Self, you can act anywhere. If you know this, all your activities will be very beautiful, and you will never suffer. Once you have had a glimpse, a knowledge of this emptiness, you will be happy all the time because you will know that all manifestation, all samsara, is your own projection
#papaji
Imagine a drama company is putting on a play. The person who has to play the servant of the king falls sick at the last moment and cannot come. No other actors are available, so the proprietor of the company steps in to play the role. In the play the king, who is one of the employees of the proprietor, orders the servant around: “Fetch my shoes. I want to go for a walk.” The proprietor meekly obeys and carries out the orders, but does he ever forget that he is the owner of the company?
He is happy to act the role of the servant because all the time that this role is being portrayed he knows that he is really the proprietor. If you live like this, knowing that you are the Self, you can act anywhere. If you know this, all your activities will be very beautiful, and you will never suffer. Once you have had a glimpse, a knowledge of this emptiness, you will be happy all the time because you will know that all manifestation, all samsara, is your own projection
#papaji
#رابرت آدامز
ذهن مانند زمین است آن هر چیزی را پرورش میدهد
هر کس در جای درست خود قرار دارد.همه چیز در کائنات و زندگی شما در جای صحیح خود واقع شده است. هر اتفاقی که برایتان میافتد هرآنچه که از میان آن گذر میکنید چه خیر و چه شر کارمایی است که در طول زندگیهای گذشته بر روی هم انباشتهاید و تجربهی امروزی و فعلی شما را شکل داده. اگر تمایل به رهایی دارید دیگر به هیچ کنشی واکنش نشان ندهید. به هیچ چیز دیگری در این دنیا واکنش نشان ندهید.شما بیاختیار واکنش نشان میدهید. بدون اینکه واکنشی نشان دهید فقط مشاهده کنید. مشاهده کنید، نگاه کنید و همیشه به درون هدایت میشوید. درون بهشت و پناهگاهی است از شر مایا و توهم، از جهالت. خیلی زیباست که میتوانید به درونتان شیرجه زده و خالی بودن را، حقیقت را، واقعیت را لمس کنید.
و بعد از آن حقیقتی که لمس کردید، به دنیای بیرونی شما بدل میشود. چرا که هرچه که امروز در دنیا میبینید در حقیقت همان واقعیت شماست. هر آنچه مشاهده کرده و هرچه که میبینید واقعیت شما و واقعیت شخصی خودتان است. بنابراین سعی در تغییر شرایط نکنید بلکه حقیقت را بشناسید. حقیقت اینست که همه چیز خوب است، همه چیز همانطور که باید خود را آشکار میکند. همانطور که در این وضعیت ساکن میشوید، دنیای بیرونِ شما تغییر میکند.
هر آنچه در دنیا و کائنات وجود دارد در حال تغییر است. سرتاسر ظهور و نمود کائنات مادهای جامد و سخت نیست. آن انرژی است، انرژی محض است. انرژی به صورت انسان ها، حیوانات، درختان، کوهستان ها، پرندهها درآمده؛ انرژی به شکل کائنات خود را نشان میدهد. امّا این انرژی مطابق با افکار شما شکل میگیرد. این خود شما هستید که انرژی را در قالب شکلهایی که تمایل دارید جاری میسازید. شما همیشه تحت سیطره هستید. ذهن بسیار قوی ظاهر میشود و بسیاری از انسانهای روی زمین را تحت سیطرهی خود میگیرد. ذهن افکار را میپذیرد و در نهایت این افکار به واقعیت تبدیل میشوند. افکار همان عینیت ها وتجسمّات . ذهن مانند زمین است، او هر چیزی را پرورش میدهد.
کشاورزی دو نوع بذر دارد. یکی شابیزک(گیاهی سمی) و دیگری بذر ذرت. شابیزیک سمی کشنده است. این بذرها را با افکارتان قیاس کنید و زمین را با ذهنتان. کشاورز هر دو بذر را میکارد. آیا زمین به شابیزک میگوید که " دوست ندارم تو را پرورش دهم چرا که سمی هستی" ؟ خیر. بلکه به همان فراوانی که بذر ذرت را پرورش داده شابیزک را نیز میپروراند و اگر شابیزک ها را خارج نکنید، ریشه هایشان عمیقتر شده و گسترش میابند و گیاه مستحکمتر و چند برابر میشود.
اگر در مقام یک کشاورز سهواً شابیزک را کاشته و به یکباره متوجه شوید که چه کردهاید، آرزو میکنید که ای کاش ذرت بیشتری کاشته بودم پس بیدرنگ بیل را برداشته همهی آنها را خارج میکنید. امّا اگر برای ماه ها و سال ها منتظر بمانید ریشه ها مستحکمتر شده و همه جا گسترده میشوند. و آن زمان برای خارج کردن این گیاه سمی باید از بولدوزر کمک بگیرید.
در مورد افکار و زندگی نیز همین مصداق وجود دارد. به خودمان اجازه میدهیم تا در مورد شخص یا مکان یا چیزی به شکل خاصی فکر کنیم. این افکار مانند بذر هستند. آنها در ناخودآگاه ما کاشته میشوند و سرانجام دنیای ما به محصولی از ذهن بدل میشود.
بنابراین دنیایی که تجربه میکنیم و هر کدام از ما آن را متفاوت از دیگری تجربه میکنیم، آفریدهی ذهنی است که به او اجازه داده شده تا هر چه دوست دارد انجام دهد. آن را متوقف نکردهاید بلکه این اجازه را به آن دادهاید تا هر چه دوست دارد انجام دهد. درنتیجه شما را کاملاً کنترل کرده و دنیای کنونی را به زندگی و دنیای شخصیتان وارد کرده است.
چطور میخواهید از این خارج شوید؟ مجدداً از خودتان بپرسید: «این ذهن برای چه کسی است؟ این تجربه برای کیست؟ این زندگی برای کیست؟» متوجه باشید که این تجربه شما نیستید. شما شخصی با این مشکلات نیستید. شما فردی با این مریضی خاص نیستید. شما فردی با این محدودیت و نواقص نیستید. شما کسی نیستید که رنج میبرید. شما شخصی نیستید که چیزی را تجربه کند. اصلاً شخص نیستید.
کم کم این را متوجه میشوید و شروع به تسلیم تمام وجودتان، تمام باورهایتان، کل زندگیتان و هر چیزی میکنید. هر آنچه هستید و بودید را تسلیم کنید. رهایش کنید و اجازه ندهید تا ذهن دوباره شما را کنترل کند. در واقعیت هیچ ذهنی وجود ندارد، کارمایی در کار نیست، تناسخی وجود ندارد. هیچ کدام از اینها حقیقتاً وجود ندارند. امّا مجدداً بارها و بارها باید متذکر شوم اگر فکر میکنید که این جسم هستید اگر باور دارید که این افکار هستید، پس همهی اینها وجود دارند و ظهور پیدا میکنند. از این رویا بیدار شوید و اجازه ندهید این رویایِ توهم بیش از این بر شما فرمانروایی کند. شما ورای آن هستید فراتر از اینها هستید. «آگاهی محض» ذات حقیقی شما است.
ذهن مانند زمین است آن هر چیزی را پرورش میدهد
هر کس در جای درست خود قرار دارد.همه چیز در کائنات و زندگی شما در جای صحیح خود واقع شده است. هر اتفاقی که برایتان میافتد هرآنچه که از میان آن گذر میکنید چه خیر و چه شر کارمایی است که در طول زندگیهای گذشته بر روی هم انباشتهاید و تجربهی امروزی و فعلی شما را شکل داده. اگر تمایل به رهایی دارید دیگر به هیچ کنشی واکنش نشان ندهید. به هیچ چیز دیگری در این دنیا واکنش نشان ندهید.شما بیاختیار واکنش نشان میدهید. بدون اینکه واکنشی نشان دهید فقط مشاهده کنید. مشاهده کنید، نگاه کنید و همیشه به درون هدایت میشوید. درون بهشت و پناهگاهی است از شر مایا و توهم، از جهالت. خیلی زیباست که میتوانید به درونتان شیرجه زده و خالی بودن را، حقیقت را، واقعیت را لمس کنید.
و بعد از آن حقیقتی که لمس کردید، به دنیای بیرونی شما بدل میشود. چرا که هرچه که امروز در دنیا میبینید در حقیقت همان واقعیت شماست. هر آنچه مشاهده کرده و هرچه که میبینید واقعیت شما و واقعیت شخصی خودتان است. بنابراین سعی در تغییر شرایط نکنید بلکه حقیقت را بشناسید. حقیقت اینست که همه چیز خوب است، همه چیز همانطور که باید خود را آشکار میکند. همانطور که در این وضعیت ساکن میشوید، دنیای بیرونِ شما تغییر میکند.
هر آنچه در دنیا و کائنات وجود دارد در حال تغییر است. سرتاسر ظهور و نمود کائنات مادهای جامد و سخت نیست. آن انرژی است، انرژی محض است. انرژی به صورت انسان ها، حیوانات، درختان، کوهستان ها، پرندهها درآمده؛ انرژی به شکل کائنات خود را نشان میدهد. امّا این انرژی مطابق با افکار شما شکل میگیرد. این خود شما هستید که انرژی را در قالب شکلهایی که تمایل دارید جاری میسازید. شما همیشه تحت سیطره هستید. ذهن بسیار قوی ظاهر میشود و بسیاری از انسانهای روی زمین را تحت سیطرهی خود میگیرد. ذهن افکار را میپذیرد و در نهایت این افکار به واقعیت تبدیل میشوند. افکار همان عینیت ها وتجسمّات . ذهن مانند زمین است، او هر چیزی را پرورش میدهد.
کشاورزی دو نوع بذر دارد. یکی شابیزک(گیاهی سمی) و دیگری بذر ذرت. شابیزیک سمی کشنده است. این بذرها را با افکارتان قیاس کنید و زمین را با ذهنتان. کشاورز هر دو بذر را میکارد. آیا زمین به شابیزک میگوید که " دوست ندارم تو را پرورش دهم چرا که سمی هستی" ؟ خیر. بلکه به همان فراوانی که بذر ذرت را پرورش داده شابیزک را نیز میپروراند و اگر شابیزک ها را خارج نکنید، ریشه هایشان عمیقتر شده و گسترش میابند و گیاه مستحکمتر و چند برابر میشود.
اگر در مقام یک کشاورز سهواً شابیزک را کاشته و به یکباره متوجه شوید که چه کردهاید، آرزو میکنید که ای کاش ذرت بیشتری کاشته بودم پس بیدرنگ بیل را برداشته همهی آنها را خارج میکنید. امّا اگر برای ماه ها و سال ها منتظر بمانید ریشه ها مستحکمتر شده و همه جا گسترده میشوند. و آن زمان برای خارج کردن این گیاه سمی باید از بولدوزر کمک بگیرید.
در مورد افکار و زندگی نیز همین مصداق وجود دارد. به خودمان اجازه میدهیم تا در مورد شخص یا مکان یا چیزی به شکل خاصی فکر کنیم. این افکار مانند بذر هستند. آنها در ناخودآگاه ما کاشته میشوند و سرانجام دنیای ما به محصولی از ذهن بدل میشود.
بنابراین دنیایی که تجربه میکنیم و هر کدام از ما آن را متفاوت از دیگری تجربه میکنیم، آفریدهی ذهنی است که به او اجازه داده شده تا هر چه دوست دارد انجام دهد. آن را متوقف نکردهاید بلکه این اجازه را به آن دادهاید تا هر چه دوست دارد انجام دهد. درنتیجه شما را کاملاً کنترل کرده و دنیای کنونی را به زندگی و دنیای شخصیتان وارد کرده است.
چطور میخواهید از این خارج شوید؟ مجدداً از خودتان بپرسید: «این ذهن برای چه کسی است؟ این تجربه برای کیست؟ این زندگی برای کیست؟» متوجه باشید که این تجربه شما نیستید. شما شخصی با این مشکلات نیستید. شما فردی با این مریضی خاص نیستید. شما فردی با این محدودیت و نواقص نیستید. شما کسی نیستید که رنج میبرید. شما شخصی نیستید که چیزی را تجربه کند. اصلاً شخص نیستید.
کم کم این را متوجه میشوید و شروع به تسلیم تمام وجودتان، تمام باورهایتان، کل زندگیتان و هر چیزی میکنید. هر آنچه هستید و بودید را تسلیم کنید. رهایش کنید و اجازه ندهید تا ذهن دوباره شما را کنترل کند. در واقعیت هیچ ذهنی وجود ندارد، کارمایی در کار نیست، تناسخی وجود ندارد. هیچ کدام از اینها حقیقتاً وجود ندارند. امّا مجدداً بارها و بارها باید متذکر شوم اگر فکر میکنید که این جسم هستید اگر باور دارید که این افکار هستید، پس همهی اینها وجود دارند و ظهور پیدا میکنند. از این رویا بیدار شوید و اجازه ندهید این رویایِ توهم بیش از این بر شما فرمانروایی کند. شما ورای آن هستید فراتر از اینها هستید. «آگاهی محض» ذات حقیقی شما است.