تفحص خویش
21.5K subscribers
2.13K photos
814 videos
46 files
381 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
بالاترین ادراک این است:
"کسی که افکار را دنبال میکند خودش فکر است."
#پاپاجی


«خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «خود» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناخته‌یِ ورای فكر و ذهن جدا می کند. این «هستیِ» ذهنی و مجازی عين حجاب و پرده‌یِ «آن» یا حقیقت است. حال انسان می کوشد تا از متن و از درون همين «هستیِ» محدود، حقیقت ناشناخته و ورای فکر را دریابد، یا بشناسد. ولی هر حرکت فکر برای دریافت آنچه ورای فکر است، حکم پرده و حجاب جدیدی را دارد بر روی آن حالت ناشناخته. فکر آفت و مانع ادراک آن حالت است.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر #مصفا


چگونه باید "من" را از بين برد؟
ما "هويت فکری" را چيزی جدا از فکر تصور می‌کنيم و تمام توجه‌مان به يک پديدۀ جدا از فکر است و نه به خودِ فکر. به "من" نظر داريم، نه به خالق آن که "فکر" است. و همين اشتباه علت پابرجاماندن و استمرار اين پديده و مسائل ناشی از آن است.
ما می‌گوييم چگونه بايد "من" را از بين برد؟ غافل از اينکه "من" اصلا وجود ندارد تا از بين بردن آن مطرح باشد. مسألۀ ما عبارت است از يک اشتباه ذهنی. و رفع اين اشتباه ذهنی مطرح است، نه "از بين بردن" چيزی.
کتاب تفکر زائد
محمدجعفر #مصفا

"از تمام افکاری که در ذهن برمی‌خیزند فکر «من» اولین فکر است. تنها بعد از برخاستن فکر «من» است که سایر افکار ظاهر میشوند. بعد از برخاستن ضمیر اول‌شخص است که ضمایر دوم و سوم شخص ظاهر می‌شوند، بدون ضمیر اول‌شخص، ضمایر دیگر نیز نخواهند بود."
#رامانا ماهارشی
تفحص خویش pinned «بالاترین ادراک این است: "کسی که افکار را دنبال میکند خودش فکر است." #پاپاجی «خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «خود» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناخته‌یِ ورای فكر و ذهن جدا می کند. این «هستیِ» ذهنی و مجازی عين…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«آنی که به افکار فکر میکند، خودش فکر است» - #موجی

مطالب مرتبط:

مطلب شماره یک

مطلب شماره دو

مطلب شماره سه
"اگر مطلقا هیچ فکری نداشته باشید، این فکرکننده کجا خواهد بود؟"
#کریشنامورتی
چگونه باید "من" را از بين برد؟

ما "هويت فکری" را چيزی جدا از فکر تصور می‌کنيم و تمام توجه‌مان به يک پديدۀ جدا از فکر است و نه به خودِ فکر. به "من" نظر داريم، نه به خالق آن که "فکر" است. و همين اشتباه علت پابرجاماندن و استمرار اين پديده و مسائل ناشی از آن است.
ما می‌گوييم چگونه بايد "من" را از بين برد؟ غافل از اينکه "من" اصلا وجود ندارد تا از بين بردن آن مطرح باشد. مسألۀ ما عبارت است از يک اشتباه ذهنی. و رفع اين اشتباه ذهنی مطرح است، نه "از بين بردن" چيزی.

کتاب تفکر زائد
محمدجعفر #مصفا
"آنی که از افکار رنج می‌کشد خودش یک فکر است"

افکاری که برایت بی‌معنی و خنثی باشند نمی‌توانند تو را به دردسر بیندازند و مزاحمت ایجاد کنند. چنین افکاری در تو دوام نمی‌آورند و هیچ اثری در آگاهی‌ات به‌جا نمی‌گذارند.

پس چه افکاری ما را به دردسر میندازند؟
فقط افکاری که نیروی روانی و هویت شخصی را با خودشان حمل می‌کنند میتوانند شما را به خاطر انرژی‌ای که روی آن‌ها صرف کرده‌اید، آزار ‌دهند.

بدان که تو آگاهی بی فرم و غیرشخصی هستی.
هیچ فکری نمی‌تواند جدا از تو وجود داشته باشد.
هیچ فکری به‌تنهایی استقلالی از خودش ندارد.
فکرها نیازمند توجه و انرژی تو هستند.
اشتیاق و باور تو است که آن‌ها را حفظ می‌کند.
تو با فکر کردن به افکار و باور کردنشان به آنها جان میبخشی.

در حقیقت فقط عده کمی آگاهند که آنی که از افکار رنج می‌کشد خودش نیز یک فکر است.

اما چه کسی واقعاً آماده‌ی چنین درکی است؟

رنج و رنج کشنده دو روی یک سکه‌اند.
هر دو افکاری هستند که بر صفحه آگاهی پدیدار می‌شوند.

آنی که شاهد این نمایش است همان «خویش حقیقی» است.
جایگاه حقیقی‌ات همان شاهد نامتغیر و بی فرم است.

#موجی
You cannot be troubled by any thought which has no meaning for you. Such thoughts cannot live in you and will not leave any footprints in the consciousness. Only those thoughts which carry some psychological force or personal identity will molest you because of the energy invested in them.
Know that you are formless and impersonal consciousness.
No thought can exist apart from you.
No thought is self-employed. Thoughts require the investment of your attention and energy. Your interest and belief sustains them. You think and believe thoughts into existence.
In fact, few are aware that the one who is suffering thoughts is itself a thought! But who is ready for such understanding?

The suffering and the sufferer are two sides of the one coin.
Both are thoughts appearing on the screen of consciousness.
That which witnesses this play is the real Self!
Your True place is the untouched, formless witness.
#Mooji
«خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «خود» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناخته‌یِ ورای فكر و ذهن جدا می کند.
این «هستیِ» ذهنی و مجازی عين حجاب و پرده‌یِ «آن» یا حقیقت است.
حال انسان می کوشد تا از متن و از درون همين «هستیِ» محدود، حقیقت ناشناخته و ورای فکر را دریابد، یا بشناسد. ولی هر حرکت فکر برای دریافت آنچه ورای فکر است، حکم پرده و حجاب جدیدی را دارد بر روی آن حالت ناشناخته. فکر آفت و مانع ادراک آن حالت است.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر #مصفا

این خودِ بتصور درآمده هرگز نمی‌تواند آن آرامشی که در آرزویش است را بیابد، زیرا همین حضور ظاهری‌اش حجاب آن آرامش است.
#روپرت_اسپایرا

The imaginary self can never find the peace for which it longs, because its apparent presence is the veiling of it.
#RupertSpira
The Light of Pure Knowing
جهت ادراک هرچه عمیق‌تر مطالبی که طی این چند روز ارائه شد، با ویدئوی بسیار مهمی که امشب در کانال منتشر خواهد شد، همراه باشید. با قلبی باز پذیرای ادراکش باشید.🌸🙏
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محو شو (تسلیم کننده را رها کن) - #موجی

«محو می‌باید نه نحو اینجا بدان
گر تو محوی بی‌خطر در آب ران

آب دریا مرده را بر سر نهد
ور بود زنده ز دریا کی رهد

چون بمردی تو ز اوصاف بشر
بحر اسرارت نهد بر فرق سر»
#مولانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
(بخشی از ویدئوی قبل)

اگر در آرزوی یافتن حقیقتی، "تو" باید محو شوی.
#موجی

«هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا»
#مولانا

به نفس کشیدنتان آگاه باشید. آیا این شخص (علی، مریم، سارا، ...) نفس می‌کشد یا نفس کشیدن خود به خودی اتفاق میفتد؟

به دست‌وپایتان نگاه کنید، آیا این‌ها دست و پای این شخص هستند یا خود به خودی فقط وجود دارند؟

متوجه‌ی دیدن یا نگاه کردن باشید. آیا این شخص با توانایی خودش مشغول دیدن است یا دیدن، شنیدن، بوییدن و ... خود به خودی توسط همان نیرویی که تمام آن فرایند را پیش برد اتفاق میفتد؟
همین‌طور راه رفتن، حرف زدن و ...
این صدایی که از حنجره بیرون می‌آید از کجاست؟ فرایند تولید صدا از کجاست؟ آیا این شخص از ماهیت و ذات و خلق این صدا آگاه است یا صدا هم به‌طور خود به خودی مثل نفس کشیدن فقط اتفاق میفتد؟
این چیزی که در آینه می‌بینم آیا صورت من است؟

از این چیزی که گمان می‌کنی هستی "تماماً" خالی شو تا متوجه‌ی آن چیزی که حقیقتاً هستی بشوی. حقیقت تو همان هشیاری‌ای است که یک تک‌سلول را تبدیل به چیزی کرد که هم‌اکنون مشغول خواندن این متن است.

#تفحص_خویش
تلاش نکن.

استراحتی به خودت بده.

همین تلاش‌کننده را نیز رها کن.

متوقف شو.

آنی که به دنبال رهایی از افکار است، خودش فکر است.

جستجوکننده، خودش فکر است.

این کلافگی و سرگردانی ناشی از دست و پا زدن این "من-فکر" است.

با این جمله از رامانا ماهارشی بمان:

"آنچه به‌عنوان یک «منِ» فکرکننده ظاهر می‌شود چیزی نیست به‌جز فکری دیگر در جریانِ افکار؛ و نه یک عاملِ مستقل."

یا

"ذهن، مجموعه‌ای از افکار است.
افکار برمی‌خیزند چون فکرکننده‌ای وجود دارد.
فکرکننده همان ایگو یا منِ ذهنی است.
ایگو و ذهن یکی هستند.
ایگو یا من ذهنی همان فکرِ ریشه‌ای است که تمام افکار دیگر از آن سرچشمه می‌گیرند."


این جستجوگری که بار سنگین جستجو را به او تحمیل کرده ای خودش هم فقط یک فکر است.

این من-فکر با دست و پا زدن فراوان و تلاش شدید نمیتواند کاری از پیش ببرد.

من-فکر خودش حجاب است.
خودش فکر است.

چه انتظاری داری از آنی که اصل و اساسش فکر است در جهت از بین بردن خودش تلاش کند؟

هر به اصطلاح تلاشی هم که میکند صرفا جهت حفظ خودش است.

فقط وانمود میکند که در حال تلاش برای ادراک حقیقت خویش است.

تمام این فرایند را با دقت ببین.
همین کافی است.


جستجوکننده را رها کن.

تلاش کننده را رها کن.

دست و پا زدن را رها کن.

کمی آرام بگیر.

#تفحص_خویش
تفحص خویش pinned «تلاش نکن. استراحتی به خودت بده. همین تلاش‌کننده را نیز رها کن. متوقف شو. آنی که به دنبال رهایی از افکار است، خودش فکر است. جستجوکننده، خودش فکر است. این کلافگی و سرگردانی ناشی از دست و پا زدن این "من-فکر" است. با این جمله از رامانا ماهارشی بمان: "آنچه…»
شما نباید افکار و ماجراهای این من-شخص را رها کنید،

شما باید خودِ این من-شخص را رها کنید.

به این جمله از رامانا ماهارشی دقت کنید:

"از تمام افکاری که در ذهن برمی‌خیزند «من-فکر» اولین فکر است. تنها بعد از برخاستن من-فکر است که سایر افکار ظاهر میشوند."
"آیا بهتر نیست که فرد به‌جای قطع میلیون‌ها برگ و صدها شاخه‌ی یک درخت، تنه‌ی آن را قطع کند؟
به همین ترتیب موفقیت فردی که تلاش می‌کند تا میلیون‌ها میلیون فکر را نابود کند در این است که من-فکر یعنی ریشه‌ی آن‌ها را نابود کند."


"اگر از برخاستن من-فکر که ریشه تمام افکار است- جلوگیری شود از به وجود آمدن سایر افکار نیز جلوگیری خواهد شد."

باگوان #رامانا ماهارشی


"آیا واقعاً می‌خواهی تمام این باورهای موهوم، خاطرات، داستان‌ها، تمایلات و هویت‌هایت را یکی‌یکی پاک ‌کنی یا ترجیح می‌دهی کارخانه‌ی تولیدکننده آن‌ها را پیدا کنی و یک‌باره آن را نابود سازی؟
به این خاطر این را میگویم چون در حال حاضر وقتی برای هرس‌های کوچک ندارم. تو هنوز به آن ناخن‌گیر کوچکت چسبیده‌ای اما من یک اره‌برقی بزرگ به تو می‌دهم تا با آن، این درختِ کهنهٔ درد و رنج را از ریشه قطع کنی. این اره‌برقی، «تفحص خویش» است. این از شانسِ خوبِ توست."
#موجی