تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
807 videos
39 files
369 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
تفحص خویش
Photo
موجی را تصور کن که می‌گوید:
«من فردیتی مجزا هستم.»

موج، شکلِ مخصوص به خود را دارد،
ارتفاعِ خاصِ خود را دارد،
و طولِ عمرِ ویژهٔ خود را.

با این حال، ماهیتِ حقیقیِ آن همواره آب بوده است.

اگر روزی موج دریابد که:
«من هرگز از اقیانوس جدا نبوده‌ام»،
آنچه محو می‌شود، خودِ موج نیست؛
بلکه آنچه محو می‌شود، توهمِ وجود داشتن به‌عنوان موجودیتی مستقل است.

این همان چیزی است که رامانا به آن میگوید: « از دست رفتن یا زوال فردیت»

این امر همچنین توضیح می‌دهد که چرا پاسخِ او تا این حد کوتاه و فشرده است.

از دیدگاهِ رامانا ماهارشی،
نیروانا دست‌یابی به یک حالتِ ویژه و خاص نیست؛
دست‌یابی به قدرت‌های خارق‌العاده نیست؛
انباشتنِ تجربیاتِ عرفانی نیست؛
بلکه پایان دادن به این احساسِ عمیقاً ریشه‌دار است که:
«من فردی مجزا هستم که در حالِ از سر گذراندنِ این تجربیات است.»


نکتهٔ شگفت‌انگیز این است که پاسخِ رامانا، به آموزهٔ بوداییِ آناتا ( Anattā / بی‌خویشی) بسیار نزدیک است.
با این حال، این دو سنت، این ادراکِ عمیق را به شیوه‌های متفاوتی بیان می‌کنند.
در آیینِ بودا، تأکید بر دیدن و دریافتِ این حقیقت است که هیچ «خودِ» دائمی و مستقلی وجود ندارد تا بتوان به آن چنگ زد.

اما رامانا، کار را با یک پرسشِ واحد و مستقیم آغاز می‌کند:
«من کیستم؟»
در طیِ این فرآیندِ «تفحص خویش‌»، آنچه فرو می‌ریزد خودِ زندگی یا آگاهی نیست،
بلکه باور به وجودِ یک «منِ» مجزاست که مالک و کنترل‌کنندهٔ هر تجربه است.

بنابراین وقتی از رامانا پرسیده میشود:
«نیروانای بودا چیست؟»-
 او پاسخ می‌دهد:
«زوال یا از دست رفتنِ فردیت.»

او نیروانا را به‌معنای نابودیِ وجودِ انسانی تعریف نمی‌کند؛
بلکه به پایانِ توهمِ «خودِ مجزا بودن» اشاره دارد.

هنگامی که آن توهم به پایان می‌رسد،
زندگی همچنان به سیر و جریانِ خود ادامه می‌دهد،
اما دیگر کانون و مرکزیتِ روانی‌ای وجود ندارد که مدام نیاز داشته باشد از خود دفاع کند، خود را تعریف نماید، یا از خود محافظت کند.
 
 
Imagine a wave saying:
 “I am a separate individual.
The wave has its own shape,
its own height,
its own lifespan.
Yet its true nature has always been water.
If one day the wave realizes:
“I have never been separate from the ocean.”
what disappears is not the wave itself.
What disappears is the illusion that it exists as an independent entity.
That is what Ramana means by “loss of individuality.”
This also explains why his answer is so brief.
According to Ramana Maharishi,
Nirvana is not about attaining a special state.
It is not about acquiring extraordinary powers.
It is not about accumulating mystical experiences.
It is the end of the deeply rooted sense:
 “I am a separate individual having these experiences.”
...
What is fascinating is that Ramana's answer is very close to the Buddhist teaching of anattā (non-self).
However, the two traditions express this insight in different ways.
In Buddhism, the emphasis is on seeing that there is no permanent, independent self to cling to.
Ramana, on the other hand, begins with a single, direct question:
 “Who am I?”
Through this process of self-inquiry, what falls away is not life itself, nor awareness,
but the belief that there is a separate "I" who owns and controls every experience.
So when Ramana says:
- "What is the nirvana of Buddha?”
- "Loss of individuality."
he is not defining Nirvana as the destruction of the human being.
He is pointing to the end of the illusion of being a separate self.
When that illusion comes to an end,
life continues to unfold,
but there is no longer a psychological center that constantly needs to defend, define, or preserve itself.
Chapter 7.pdf
738.2 KB
کتاب «مستقیم‌ترین راه به سعادت جاودان» - مایکل لانگفورد

فصل هفتم (دستورالعمل‌های تمرینِ روشِ «آگاهیِ ناظر بر آگاهی»)
 
 لینک به شرح کتاب

لینک به فصل اول
 
لینک به فصل‌های دوم و سوم

لینک به فصل‌های چهارم و پنجم

فصل ششم
 

از متن کتاب:
چیزهایی وجود دارند که شما از آن‌ها آگاهید. و آگاهی‌ای وجود دارد که از آن چیزها آگاه است. به‌جای مشاهده‌ی آن چیزها، آگاهی را مشاهده کنید. چشمانتان را ببندید. افکار و احساساتی وجود دارند و آگاهی‌ای وجود دارد که از آن افکار و احساسات آگاه است. به‌جای مشاهده‌ی افکار و احساسات، آگاهی را مشاهده کنید.


حمایت از کانال
Chapter 8.pdf
683.3 KB
کتاب «مستقیم‌ترین راه به سعادت جاودان» - مایکل لانگفورد

فصل هشتم (توضیحاتِ تکمیلی درباره‌ی روشِ «آگاهیِ ناظر بر آگاهی»)

لینک به شرح کتاب


لینک به فصل اول
 
لینک به فصل‌های دوم و سوم

لینک به فصل‌های چهارم و پنجم

فصل ششم

فصل هفتم
با بالاترین حد از عشق و توجه فصلهای هفت و هشت را بخوانید. 🪷
این "شخص" نیست که فکر کردن، حس کردن و ادراک کردن را انجام می‌دهد.
بلکه خودِ این"شخص" صرفاً مجموعه‌ای از همان فکر کردن و حس کردن و ادراک کردن است.
هیچ خود مجزایی که درون این مجموعه باشد اصلاً وجود ندارد.
این مجموعه از عنصر شناخت که همان "آگاهی" بی‌نهایت است ساخته شده است.
شخص صرفاً یک فعل‌وانفعال است و نه یک باشنده.
#روپرت_اسپایرا

شما ذهن نیستید.
بدیهی است که ادراک‌کننده یا مشاهده‌کننده نمی‌تواند آنچه ادراک یا مشاهده می‌کند باشد. شما می‌توانید بدنتان را ادراک کنید، بنابراین شما بدنتان نیستید. شما می‌توانید افکارتان را مشاهده کنید، بنابراین شما ذهنتان نیستید.
آنی که نمی‌تواند تصور و ادراک شود شمایید.
#رامش_بالسکار

*دقت کنید که در اینجا می‌توانید از روش تفحص خویش استفاده کنید:
این چه چیزی است که از افکار و احساسات و حس‌های بدن و عواطف و خاطرات آگاه است؟ این افکار و احساسات و تصاویر و خاطرات می‌آیند و می‌روند اما آن چیزی که از این‌ها آگاه است ثابت و پایدار اینجا و اکنون وجود دارد و همیشه حاضر است.
آیا من این افکار و احساسات و تصاویر و حسها که می‌آیند و می‌روند و من از آنها آگاهم هستم یا من آن چیزی هستم که از این افکار و احساسات آگاه است؟

"It is not a person that DOES the thinking, sensing and perceiving. The person IS a bundle of thinking, sensing and perceiving.
There is no separate self located in this bundle.
This bundle is made of the knowing, which is infinite consciousness.
The person is an activity, not an entity."
#Rupert_Spira


You are not the mind.
It is axiomatic that the perceiver cannot be the perceived. You can perceive your body; therefore, you are not the body. You can perceive your thoughts; therefore, you are not the mind.
That which cannot be perceived or conceived is what you ARE.
#Ramesh_Balsekar
تفحص خویش pinned «این "شخص" نیست که فکر کردن، حس کردن و ادراک کردن را انجام می‌دهد. بلکه خودِ این"شخص" صرفاً مجموعه‌ای از همان فکر کردن و حس کردن و ادراک کردن است. هیچ خود مجزایی که درون این مجموعه باشد اصلاً وجود ندارد. این مجموعه از عنصر شناخت که همان "آگاهی" بی‌نهایت است…»
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شرحی بر عملکرد ایگو و مراقبه‌ی ماهیت حقیقی - #مسیرمستقیم

* این مطلب را شرحی بر این ویدئو درنظر بگیرید.
مسیر مستقیم
شرحی بر عملکرد ایگو و مراقبه‌ی ماهیت حقیقی - #مسیرمستقیم * این مطلب را شرحی بر این ویدئو درنظر بگیرید.
این ویدئو مربوط به سه سال پیش است و ممکن است برای افرادی که تمرین "آگاهیِ ناظر بر آگاهی" از کتاب مایکل لانگفورد را انجام میدهند کمک کننده باشد.
Chapter 9.pdf
667.9 KB
کتاب «مستقیم‌ترین راه به سعادت جاودان» - مایکل لانگفورد

فصل نهم (روش وانهادن و رها کردن)



لینک به شرح کتاب


لینک به فصل اول
 
لینک به فصل‌های دوم و سوم

لینک به فصل‌های چهارم و پنجم

فصل ششم

فصل هفتم

فصل هشتم

از متن کتاب:

وضعیتِ کاذبی از رهایی وجود دارد که در آن ایگو به پایانِ قطعیِ خود نرسیده، بلکه صرفاً به‌طورِ موقت در آگاهیِ نامتناهی غوطه‌ور و پنهان شده است. این وضعیتِ موقت بسیار شبیه‌به رهایی است؛ هیچ رنجی در آن وجود ندارد و آنچه تجربه می‌شود آگاهیِ بی‌کران، عشق و سرور است. کسی که در این وضعیتِ موقت قرار دارد، معمولاً چنین می‌پندارد که رها شده است.
جمله زیر را درخصوص فصل نهم کتاب درنظر بگیرید:

«آنقدر از افکار خالی شوید تا آنی که از افکار آگاه است به‌تنهایی باقی بماند.»

روی جمله مراقبه کنید.
Chapter 10.pdf
597.4 KB
کتاب «مستقیم‌ترین راه به سعادت جاودان» - مایکل لانگفورد

فصل دهم (روشِ «ابدیت»)


لینک به شرح کتاب


لینک به فصل اول
 
لینک به فصل‌های دوم و سوم

لینک به فصل‌های چهارم و پنجم

فصل ششم

فصل هفتم

فصل هشتم

فصل نهم

از متن کتاب:

تصور کنید هشتصد تریلیون سال در آینده به جلو میروید.
حالا تصور کنید که هشتصد تریلیون سالِ دیگر هم به سوی آینده سفر کرده‌اید.
تصور کنید با سرعتِ هشتصد تریلیون سال در ثانیه به سوی آینده در حالِ سفر هستید، و صد تریلیون سال است که با همین سرعت سفر کرده‌اید .شما اکنون در زمانی هستید که هیچ‌یک از چیزهایی که در زمانِ زیستنِ شما روی زمین وجود داشتند، حالا دیگر اصلاً وجود ندارند.تمامیِ ستارگان و سیاراتی که در زمانِ حیاتِ شما بر روی زمین وجود داشتند، حالا دیگر نیستند.