Chapter One.pdf
685.7 KB
کتاب «مستقیمترین راه به سعادت جاودان» - مایکل لانگفورد
مقدمه – راهنمای خواندن – فصل اول
*برای اینکه فرصت کافی برای چند بار خواندن و تعمق در متن داشته باشید، بین انتشار فصلها ۳ تا ۴ روز فاصله در نظر گرفته میشود.
صرفاً جهت اطلاع اینکه: ایگو تمایلی به این کتاب نخواهد داشت و برای اینکه آن را نخوانید موانع هوشمندانهای ایجاد خواهد کرد.
از متن کتاب:
«ازآنجاکه ایگو از نابودی میهراسد و کنترلِ تمامِ افکار را نیز در دست دارد، بنابراین فکر را به مسیرهایی هدایت میکند تا خودِ خیالیاش را حفظ کند تا این خودِ خیالی به پایان نرسد.»
مقدمه – راهنمای خواندن – فصل اول
*برای اینکه فرصت کافی برای چند بار خواندن و تعمق در متن داشته باشید، بین انتشار فصلها ۳ تا ۴ روز فاصله در نظر گرفته میشود.
صرفاً جهت اطلاع اینکه: ایگو تمایلی به این کتاب نخواهد داشت و برای اینکه آن را نخوانید موانع هوشمندانهای ایجاد خواهد کرد.
از متن کتاب:
«ازآنجاکه ایگو از نابودی میهراسد و کنترلِ تمامِ افکار را نیز در دست دارد، بنابراین فکر را به مسیرهایی هدایت میکند تا خودِ خیالیاش را حفظ کند تا این خودِ خیالی به پایان نرسد.»
اطلاعیه
به درخواست تعدادی از دوستان، کانال «تفحص خویش» در پیامرسان «بله» بهعنوان کانال پشتیبان، برای استفاده در شرایط ویژه ایجاد شده است.
این کانال تنها در مواقع ضروری و در صورت بروز اختلال در دسترسی به کانال اصلی، بهروزرسانی خواهد شد.
https://ble.ir/selfinquiry
به درخواست تعدادی از دوستان، کانال «تفحص خویش» در پیامرسان «بله» بهعنوان کانال پشتیبان، برای استفاده در شرایط ویژه ایجاد شده است.
این کانال تنها در مواقع ضروری و در صورت بروز اختلال در دسترسی به کانال اصلی، بهروزرسانی خواهد شد.
https://ble.ir/selfinquiry
دوستان و همراهان عزیز،
سالهاست که در این کانال، در مسیرِ تفحص خویش و به اشتراک گذاشتن این آموزهها، در کنار هم قدم برمیداریم. این فعالیت همواره و تماماً با عشق، اشتیاق و به صورت کاملاً مستقل و بدون هیچگونه منبع درآمدی پیش رفته است.
برای ادامهٔ این مسیر و همچنین ارتقای ابزارها و سیستمهای سختافزاری که سالهاست کار ترجمه و تولید محتوا با آنها انجام میشود (و اکنون برای ارائه کیفیتی مناسب نیاز به بهروزرسانی دارند)، حمایتهای صمیمانهٔ شما عزیزان میتواند نقش بسیار مؤثری داشته باشد.
پیشاپیش از مهر، توجه و حمایتهای همیشگیتان صمیمانه سپاسگزارم.
در صورت تمایل میتوانید از طریق شمارهکارتهای زیر در تداوم این جریان سهیم باشید.
«باشد تا این شعله همواره درخشان باقی بماند.» 🙏🌸
5894631248087124
6219861947884242
5859471028898595
6219861024932047
5022291536938325
نیما پارسی
همچنین دوستانی که ساکن خارج از ایران هستند جهت دریافت اطلاعات پرداخت به آی دی زیر پیام بفرستند.🙏
@InquirySpace
سالهاست که در این کانال، در مسیرِ تفحص خویش و به اشتراک گذاشتن این آموزهها، در کنار هم قدم برمیداریم. این فعالیت همواره و تماماً با عشق، اشتیاق و به صورت کاملاً مستقل و بدون هیچگونه منبع درآمدی پیش رفته است.
برای ادامهٔ این مسیر و همچنین ارتقای ابزارها و سیستمهای سختافزاری که سالهاست کار ترجمه و تولید محتوا با آنها انجام میشود (و اکنون برای ارائه کیفیتی مناسب نیاز به بهروزرسانی دارند)، حمایتهای صمیمانهٔ شما عزیزان میتواند نقش بسیار مؤثری داشته باشد.
پیشاپیش از مهر، توجه و حمایتهای همیشگیتان صمیمانه سپاسگزارم.
در صورت تمایل میتوانید از طریق شمارهکارتهای زیر در تداوم این جریان سهیم باشید.
«باشد تا این شعله همواره درخشان باقی بماند.» 🙏🌸
5894631248087124
6219861947884242
5859471028898595
6219861024932047
5022291536938325
نیما پارسی
همچنین دوستانی که ساکن خارج از ایران هستند جهت دریافت اطلاعات پرداخت به آی دی زیر پیام بفرستند.🙏
@InquirySpace
بخشهایی از فصل اول کتاب «مستقیمترین راه به سعادت جاودان»
معرفی کتاب
۲۱. پیش از آنکه زبانی را بیاموزید که اکنون با آن فکر میکنید، پسزمینهی آگاهی در شما وجود داشت.
۲۲. سپس کلمهی «من» را در زبانِ خود یاد گرفتید.
۲۳. به بدنِ شما نامی داده شد، و وقتی مردم این بدن را میدیدند میگفتند: «آنجا را ببین، جک دارد میرود» (یا مایک، یا جِین، یا جولی، یا کومار، یا رادا) یا هر نامِ دیگری که به بدنِ شما داده بودند.
۲۴. بدینگونه این ایده شکل گرفت که «من جک هستم، من این بدن هستم.»
۲۵. شما پیش از شکلگیریِ این «من-فکر»، بهعنوانِ پسزمینهی آگاهی وجود داشتید.
۲۸. این واقعیت که شما پیش از آموختنِ زبانی که اکنون بسترِ افکارتان شده است وجود داشتید، کمک میکند تا تفاوتِ میانِ خویشتنِ حقیقی و این فریبکار (ایگو) آشکار گردد.
۲۹ از آنجا که پیش از آموختنِ زبانی که افکار کنونیتان را پدید آورد، بهعنوانِ پسزمینهٔ آگاهی وجود داشتید، بهآسانی میتوانید دریابید که «من-فکر» صرفاً یک فریبکار است.
۳۱. شما میدانید که افکار بخشی از طبیعتِ حقیقیِ شما نیستند، زیرا شما مجبور بودهاید تا آنها را یاد بگیرید.
۳۲. به همین دلیل است که نمیتوانید به دویست زبانِ مختلف بهروانی صحبت کنید، بنویسید و فکر کنید: چون آن زبانها را یاد نگرفتهاید.
۳۳. میتوانید همین فرایند را در یک نوزاد مشاهده کنید.
۳۴. میتوانید ببینید که نوزاد پیش از آموختنِ هر زبانی، دارای آگاهی است.
۳۵. میتوانید بزرگتر شدنِ کودک و زبان آموختنِ او را مشاهده کنید.
۳۶. میتوانید ببینید که کودک کِی کلمهی «من» را یاد میگیرد و چهوقت شروع به استفاده از آن میکند.
۴۴. فکر باور دارد که موجودیتی واقعی است و تصور میکند که یک خویشِ حقیقی است.
۴۵. فکر نه موجودیتی واقعی است و نه یک خویش.
۵۰. آگاهیای که اکنون از دریچهی چشمانِ شما در حالِ نگریستن است، خویش حقیقی است.
معرفی کتاب
۲۱. پیش از آنکه زبانی را بیاموزید که اکنون با آن فکر میکنید، پسزمینهی آگاهی در شما وجود داشت.
۲۲. سپس کلمهی «من» را در زبانِ خود یاد گرفتید.
۲۳. به بدنِ شما نامی داده شد، و وقتی مردم این بدن را میدیدند میگفتند: «آنجا را ببین، جک دارد میرود» (یا مایک، یا جِین، یا جولی، یا کومار، یا رادا) یا هر نامِ دیگری که به بدنِ شما داده بودند.
۲۴. بدینگونه این ایده شکل گرفت که «من جک هستم، من این بدن هستم.»
۲۵. شما پیش از شکلگیریِ این «من-فکر»، بهعنوانِ پسزمینهی آگاهی وجود داشتید.
۲۸. این واقعیت که شما پیش از آموختنِ زبانی که اکنون بسترِ افکارتان شده است وجود داشتید، کمک میکند تا تفاوتِ میانِ خویشتنِ حقیقی و این فریبکار (ایگو) آشکار گردد.
۲۹ از آنجا که پیش از آموختنِ زبانی که افکار کنونیتان را پدید آورد، بهعنوانِ پسزمینهٔ آگاهی وجود داشتید، بهآسانی میتوانید دریابید که «من-فکر» صرفاً یک فریبکار است.
۳۱. شما میدانید که افکار بخشی از طبیعتِ حقیقیِ شما نیستند، زیرا شما مجبور بودهاید تا آنها را یاد بگیرید.
۳۲. به همین دلیل است که نمیتوانید به دویست زبانِ مختلف بهروانی صحبت کنید، بنویسید و فکر کنید: چون آن زبانها را یاد نگرفتهاید.
۳۳. میتوانید همین فرایند را در یک نوزاد مشاهده کنید.
۳۴. میتوانید ببینید که نوزاد پیش از آموختنِ هر زبانی، دارای آگاهی است.
۳۵. میتوانید بزرگتر شدنِ کودک و زبان آموختنِ او را مشاهده کنید.
۳۶. میتوانید ببینید که کودک کِی کلمهی «من» را یاد میگیرد و چهوقت شروع به استفاده از آن میکند.
۴۴. فکر باور دارد که موجودیتی واقعی است و تصور میکند که یک خویشِ حقیقی است.
۴۵. فکر نه موجودیتی واقعی است و نه یک خویش.
۵۰. آگاهیای که اکنون از دریچهی چشمانِ شما در حالِ نگریستن است، خویش حقیقی است.
Chapter 2.pdf
1001.2 KB
کتاب «مستقیمترین راه به سعادت جاودان» - مایکل لانگفورد
فصلهای دوم و سوم
لینک به فصل اول
لینک به شرح کتاب
*برای اینکه فرصت کافی برای چند بار خواندن و تعمق در متن داشته باشید، بین انتشار فصلها چندروز فاصله در نظر گرفته میشود.
از متن کتاب:
حمایت از کانال
فصلهای دوم و سوم
لینک به فصل اول
لینک به شرح کتاب
*برای اینکه فرصت کافی برای چند بار خواندن و تعمق در متن داشته باشید، بین انتشار فصلها چندروز فاصله در نظر گرفته میشود.
از متن کتاب:
ایگو تمامِ فرایندِ تفکر را کنترل میکند؛ بنابراین، ترکیبهای گوناگونی از افکار، ایدهها، باورها و عقاید، ابزارهای اصلی ایگو برای حفظِ «خود» خیالیاش و ممانعت از کشفِ خود حقیقی هستند.
حمایت از کانال
اینکه میگویند در نفسِ انسان شرّی وجود دارد که در حیوانات و درندگان نیز مانندش نیست، به این معنا نیست که انسان از آنان بدتر است. بلکه دلیلش این است که در وجود انسان گوهر پنهان و بسیار ارزشمندی نهفته است و همین رذائل اخلاقی، شرارتها و تیرگیهای نفس، همچون حجابی بر روی آن گوهر قرار گرفتهاند.
هرچه آن گوهر گرانبهاتر، عظیمتر و شریفتر باشد، حجابی که آن را میپوشاند نیز ضخیمتر و سنگینتر است. بنابراین، بدیها، شرارتها و اخلاق ناپسند انسان، همان چیزی است که آن گوهر ارزشمند را در پسِ پرده پنهان کرده است.
برداشتن این حجاب جز با مجاهدتهای فراوان ممکن نیست، و این مجاهدتها نیز انواع مختلفی دارند. اما بزرگترینِ آنها همنشینی با کسانی است که روی به حق آوردهاند و از تعلقاتِ این جهانِ مادی دل بریدهاند. هیچ مجاهدتی سختتر و کارسازتر از این نیست که انسان با یاران صالح همنشین شود؛ زیرا حضور و دیدار آنان موجب فنا و نابودیِ نفسِ سرکش و تعلقاتِ جسمانی میشود.
از همین رو در مثلها گفتهاند که اگر "ماری تا چهل سال انسانی را نبیند، به اژدها تبدیل میشود" یعنی کسی را نمیبیند که حضورش سبب شود شرارت و تیرگیِ درون او ذوب و نابود گردد.
در نهایت، هرجا قفلی بزرگ بر درگاهی میگذارند، نشانهٔ آن است که در آنجا گنجینهای نفیس و گرانبها نهفته است. به همین قیاس، هرجا حجابی بزرگتر باشد، گوهر پنهان در پسِ آن نیز ارزشمندتر است. این امر درست مانند ماری است که بر سرِ گنجی چنبره زده باشد؛ پس به زشتیِ مار چشم مدوز، بلکه به گنجِ گرانبهایی بنگر که در پسِ آن نهفته است.
#مولانا
متن اصلی از فیه ما فیه:
این میگویند که در نَفسِ آدمی شرّی هست که در حیوانات و سبَاع نیست، نه از آن روست که آدمی از ایشان بدتر است، از آن روست که آن خویِ بد و شرِ نَفس و شومیهایی که در آدمی است برحسبِ گوهرِ خفی است که در اوست، که این اخلاق و شومیها و شرّ، حجاب آن گوهر شدهاند، چندانکه گوهر نفیستر و عظیمتر و شریفتر، حجابِ او بیشتر، پس شومی شرّ و اخلاقِ بدِ آدمی سببِ حجابِ آن گوهر بوده است و رفعِ این حجاب ممکن نشود الّا به مجاهداتِ بسیار، و مجاهدهها به انواع است و اعظمِ مجاهدات، آمیختن است با یارانی که روی به حق آوردهاند و از این عالم اِعراض کردهاند، هیچ مجاهده از این سختتر نیست که با یارانِ صالحِ نشیند که دیدنِ ایشان گدازش و اِفنای آن نفس است و آن تن است که میگویند چون مار چهل سال آدمی نبیند اژدها شود، یعنی کسی را نمیبیند که سببِ گدازشِ شرّ و شومی او شود، هرجا که قفلِ بزرگ نهند، دالّ بر آن است که آنجا چیزی نفیس و ثمین هست و اینکه هرجا حجابِ بزرگ، گوهر بهتر، چنانکه مار بر سرِ گنج است، تو زشتیِ مار را مبین، نفایسِ گنج را ببین.
#مولانا
هرچه آن گوهر گرانبهاتر، عظیمتر و شریفتر باشد، حجابی که آن را میپوشاند نیز ضخیمتر و سنگینتر است. بنابراین، بدیها، شرارتها و اخلاق ناپسند انسان، همان چیزی است که آن گوهر ارزشمند را در پسِ پرده پنهان کرده است.
برداشتن این حجاب جز با مجاهدتهای فراوان ممکن نیست، و این مجاهدتها نیز انواع مختلفی دارند. اما بزرگترینِ آنها همنشینی با کسانی است که روی به حق آوردهاند و از تعلقاتِ این جهانِ مادی دل بریدهاند. هیچ مجاهدتی سختتر و کارسازتر از این نیست که انسان با یاران صالح همنشین شود؛ زیرا حضور و دیدار آنان موجب فنا و نابودیِ نفسِ سرکش و تعلقاتِ جسمانی میشود.
از همین رو در مثلها گفتهاند که اگر "ماری تا چهل سال انسانی را نبیند، به اژدها تبدیل میشود" یعنی کسی را نمیبیند که حضورش سبب شود شرارت و تیرگیِ درون او ذوب و نابود گردد.
در نهایت، هرجا قفلی بزرگ بر درگاهی میگذارند، نشانهٔ آن است که در آنجا گنجینهای نفیس و گرانبها نهفته است. به همین قیاس، هرجا حجابی بزرگتر باشد، گوهر پنهان در پسِ آن نیز ارزشمندتر است. این امر درست مانند ماری است که بر سرِ گنجی چنبره زده باشد؛ پس به زشتیِ مار چشم مدوز، بلکه به گنجِ گرانبهایی بنگر که در پسِ آن نهفته است.
#مولانا
متن اصلی از فیه ما فیه:
این میگویند که در نَفسِ آدمی شرّی هست که در حیوانات و سبَاع نیست، نه از آن روست که آدمی از ایشان بدتر است، از آن روست که آن خویِ بد و شرِ نَفس و شومیهایی که در آدمی است برحسبِ گوهرِ خفی است که در اوست، که این اخلاق و شومیها و شرّ، حجاب آن گوهر شدهاند، چندانکه گوهر نفیستر و عظیمتر و شریفتر، حجابِ او بیشتر، پس شومی شرّ و اخلاقِ بدِ آدمی سببِ حجابِ آن گوهر بوده است و رفعِ این حجاب ممکن نشود الّا به مجاهداتِ بسیار، و مجاهدهها به انواع است و اعظمِ مجاهدات، آمیختن است با یارانی که روی به حق آوردهاند و از این عالم اِعراض کردهاند، هیچ مجاهده از این سختتر نیست که با یارانِ صالحِ نشیند که دیدنِ ایشان گدازش و اِفنای آن نفس است و آن تن است که میگویند چون مار چهل سال آدمی نبیند اژدها شود، یعنی کسی را نمیبیند که سببِ گدازشِ شرّ و شومی او شود، هرجا که قفلِ بزرگ نهند، دالّ بر آن است که آنجا چیزی نفیس و ثمین هست و اینکه هرجا حجابِ بزرگ، گوهر بهتر، چنانکه مار بر سرِ گنج است، تو زشتیِ مار را مبین، نفایسِ گنج را ببین.
#مولانا
4-5.pdf
1.1 MB
کتاب «مستقیمترین راه به سعادت جاودان» - مایکل لانگفورد
فصلهای چهارم و پنجم
لینک به فصل اول
لینک به فصلهای دوم و سوم
لینک به شرح کتاب
از متن کتاب:
حمایت از کانال
فصلهای چهارم و پنجم
لینک به فصل اول
لینک به فصلهای دوم و سوم
لینک به شرح کتاب
از متن کتاب:
فردی را تصور کنید که زیرِ آب محبوس شده است. او برای بالا آمدن به سطحِ آب و نفس کشیدن تا چه حد اشتیاق دارد؟
اشتیاقِ شما برای رهایی باید به همان شدتِ نیازِ آن فرد به هوا باشد.
حمایت از کانال
Chapter 6.pdf
980.9 KB
کتاب «مستقیمترین راه به سعادت جاودان» - مایکل لانگفورد
فصل ششم
لینک به فصل اول
لینک به فصلهای دوم و سوم
لینک به فصلهای چهارم و پنجم
لینک به شرح کتاب
از متن کتاب:
حمایت از کانال
فصل ششم
لینک به فصل اول
لینک به فصلهای دوم و سوم
لینک به فصلهای چهارم و پنجم
لینک به شرح کتاب
از متن کتاب:
ممکن است به فردی گفته شود بر «من هستم» تمرکز کن، و او حتی پس از صد میلیون بار زندگی کردن نیز هنوز نداند «من هستم» چیست.
اما اگر به او گفته شود که «من هستم» همان آگاهیای است که به نظر میرسد صبحها بیدار میشود، همان پسزمینهی آگاهی است که در تمامِ ساعاتِ بیداری حضور دارد، و اگر دستورالعملهای دقیقی به او داده شود که چگونه توجه را از افکار و نظایر آن برگیرد و بهسوی «آگاهیِ ناظر بر آگاهی» معطوف سازد، آنگاه او میتواند به ایگو و رنج در همین مقطع از زندگی پایان بخشد و تا ابد در سرور باقی بماند.
حمایت از کانال
چشمان خود را ببندید. متوجه آگاهیِ خود باشید. آگاهی را مشاهده کنید.
توجه را از جهان، بدن و افکار بردارید و به سوی آگاهی معطوف کنید، از آگاهی آگاه باشید. اگر متوجه شدید که در حال فکر کردن هستید، توجه خود را از افکار بردارید و دوباره به سمت آگاهی ببرید، و از خودِ آگاهی آگاه باشید.
بر آگاهیای تمرکز کنید که افکار در آن پدیدار میشوند. بر افکار تمرکز نکنید. افکار میآیند و میروند؛ اما آگاهیای که افکار در آن پدیدار میشوند، نمیآید و نمیرود. از آگاهیای آگاه باشید که نمیآید و نمیرود.
هنگامی که افکار حضور دارند، ناظر بر آگاهی باشید، نه افکار. هنگامی که هیچ فکری نیست، ناظر بر آگاهی باشید. چه فکری باشد و چه نباشد، به مشاهدهٔ خودِ آگاهی ادامه دهید، نه افکار.
به آرام گرفتن در آگاهیِ خود و آگاه بودن از آن ادامه دهید. همانجا بمانید. همانجا باشید.
— مایکل لانگفورد
بخش دوم: اشعار و آموزههای باگوان رامانا ماهارشی
(از کتابِ گورو واچاکا کوای / Guru Vachaka Kovai)
۷۶۳. تنها ذهنی یکسویه و متمرکز که به درون روی آورده باشد، در تفحص خویش کامیاب میشود.
ذهنهای ضعیف و متزلزل، همچون درختان موزِ سبز مرطوب، هیزم مناسبی برای افروختن این آتش نیستند.
۱۰۱۶. نور درون، که خودْتابان (خودروشن) است، همواره به صورت «من، من» میدرخشد. برای جستجوی «آن» از جایی به جای دیگر رفتن مانند این است که در روشناییِ نیمروز، با مشعلی در دست، در پی خورشیدِ درخشان بگردی؛ همان خورشیدی که با نور خود، ماهِ کامل را از دیدگان ما پنهان میکند.
۱۰۰۷. ای تو که با اشتیاق در جستوجوی حقیقت، در سراسر جهان به دنبال قدیسان میگردی، اگر آنچه را که آنان بهعنوان تعلیمِ نهایی عرضه میکنند بهدقت بررسی کنی، خواهی دید که چیزی جز آسمانِ بیکرانِ آگاهیِ محض نیست.
۱۰۰۸. جویندگانی که شتابان دنیا را در پیِ استادان میگردند، سرانجام درمییابند که آن موهبتی که از آغاز با خود داشتهاند، چیزی نبود جز آسمانِ شگفتانگیزِ آگاهیِ محض.
— باگوان در گورو واچاکا کووای (Guru Vachaka Kovai مجموعه مکتوب تعالیم رامانا ماهارشی)
Shut your eyes. Notice your awareness. Observe that awareness.
Turn your attention away from the world, body, and thought and towards awareness, being aware of awareness. If you notice you are thinking, turn your attention away from thought and back towards awareness, becoming aware of awareness itself.
Focus on the awareness that thoughts are arising in. Do not focus on the thoughts. Thoughts come, and thoughts go. The awareness that thoughts are arising in does not come and go. Be aware of the awareness that does not come and go.
When there are thoughts, watch the awareness, not the thoughts. When there are no thoughts, watch the awareness. Thoughts or no thoughts, continue to observe the awareness itself, not the thoughts.
Continue to relax in and be aware of your awareness. Remain there. Be there.
- Michael Langford, edited
763. Only a one-pointed mind, turned inward,
succeeds in Self-inquiry.
Weak, faltering minds, like green banana trees,
are not fit fuel to feed this fire.
1016. The inner light, self-luminous, shines all the time as I, as I.
To go from place to place in search of That,
is like looking at noon, torch in hand, for the bright Sun
which hides the full moon from our sight.
1007. You who in eager search of Truth,
roam over the world looking for saints,
when you examine what they teach as definitive,
it is only the empty sky of pure Awareness.
1008. Seekers hurrying round the world in search of teachers,
find at last that their paternal gift
is only the marvelous sky of 'mere' Awareness.
- Bhagavan in Guru Vachaka Kovai
توجه را از جهان، بدن و افکار بردارید و به سوی آگاهی معطوف کنید، از آگاهی آگاه باشید. اگر متوجه شدید که در حال فکر کردن هستید، توجه خود را از افکار بردارید و دوباره به سمت آگاهی ببرید، و از خودِ آگاهی آگاه باشید.
بر آگاهیای تمرکز کنید که افکار در آن پدیدار میشوند. بر افکار تمرکز نکنید. افکار میآیند و میروند؛ اما آگاهیای که افکار در آن پدیدار میشوند، نمیآید و نمیرود. از آگاهیای آگاه باشید که نمیآید و نمیرود.
هنگامی که افکار حضور دارند، ناظر بر آگاهی باشید، نه افکار. هنگامی که هیچ فکری نیست، ناظر بر آگاهی باشید. چه فکری باشد و چه نباشد، به مشاهدهٔ خودِ آگاهی ادامه دهید، نه افکار.
به آرام گرفتن در آگاهیِ خود و آگاه بودن از آن ادامه دهید. همانجا بمانید. همانجا باشید.
— مایکل لانگفورد
بخش دوم: اشعار و آموزههای باگوان رامانا ماهارشی
(از کتابِ گورو واچاکا کوای / Guru Vachaka Kovai)
۷۶۳. تنها ذهنی یکسویه و متمرکز که به درون روی آورده باشد، در تفحص خویش کامیاب میشود.
ذهنهای ضعیف و متزلزل، همچون درختان موزِ سبز مرطوب، هیزم مناسبی برای افروختن این آتش نیستند.
۱۰۱۶. نور درون، که خودْتابان (خودروشن) است، همواره به صورت «من، من» میدرخشد. برای جستجوی «آن» از جایی به جای دیگر رفتن مانند این است که در روشناییِ نیمروز، با مشعلی در دست، در پی خورشیدِ درخشان بگردی؛ همان خورشیدی که با نور خود، ماهِ کامل را از دیدگان ما پنهان میکند.
۱۰۰۷. ای تو که با اشتیاق در جستوجوی حقیقت، در سراسر جهان به دنبال قدیسان میگردی، اگر آنچه را که آنان بهعنوان تعلیمِ نهایی عرضه میکنند بهدقت بررسی کنی، خواهی دید که چیزی جز آسمانِ بیکرانِ آگاهیِ محض نیست.
۱۰۰۸. جویندگانی که شتابان دنیا را در پیِ استادان میگردند، سرانجام درمییابند که آن موهبتی که از آغاز با خود داشتهاند، چیزی نبود جز آسمانِ شگفتانگیزِ آگاهیِ محض.
— باگوان در گورو واچاکا کووای (Guru Vachaka Kovai مجموعه مکتوب تعالیم رامانا ماهارشی)
Shut your eyes. Notice your awareness. Observe that awareness.
Turn your attention away from the world, body, and thought and towards awareness, being aware of awareness. If you notice you are thinking, turn your attention away from thought and back towards awareness, becoming aware of awareness itself.
Focus on the awareness that thoughts are arising in. Do not focus on the thoughts. Thoughts come, and thoughts go. The awareness that thoughts are arising in does not come and go. Be aware of the awareness that does not come and go.
When there are thoughts, watch the awareness, not the thoughts. When there are no thoughts, watch the awareness. Thoughts or no thoughts, continue to observe the awareness itself, not the thoughts.
Continue to relax in and be aware of your awareness. Remain there. Be there.
- Michael Langford, edited
763. Only a one-pointed mind, turned inward,
succeeds in Self-inquiry.
Weak, faltering minds, like green banana trees,
are not fit fuel to feed this fire.
1016. The inner light, self-luminous, shines all the time as I, as I.
To go from place to place in search of That,
is like looking at noon, torch in hand, for the bright Sun
which hides the full moon from our sight.
1007. You who in eager search of Truth,
roam over the world looking for saints,
when you examine what they teach as definitive,
it is only the empty sky of pure Awareness.
1008. Seekers hurrying round the world in search of teachers,
find at last that their paternal gift
is only the marvelous sky of 'mere' Awareness.
- Bhagavan in Guru Vachaka Kovai