در حدود دو سال گذشته، احساس آرامشی را که پیشتر تجربه میکردم، بهطور کامل از دست دادهام. البته، دلیل این امر برایم روشن است: ترس از شرایط کنونی کشور، نگرانی ناشی از دنبال کردن اخبار، افزایش هزینههای زندگی و اضطراب نسبت به آینده. مایلم بدانم چگونه میتوانم دوباره به آرامشی که پیشازاین داشتم، بازگردم.
در حال حاضر، ذهن شما در وضعیت انتظار و درگیری مداوم قرار دارد. ذهنی که در این وضعیت گرفتار میشود، تمام توجه و انرژی فرد را به خود معطوف کرده و موجب تحلیل توان او میشود. این وضعیت را میتوان به شرایط فردی تشبیه کرد که قصد دستیابی به هدفی را دارد؛ بهمحض آنکه این هدف در ذهنش شکل بگیرد، تا زمان تحقق آن، آرامش پیشین خود را از دست میدهد و در حالتی از تنش و بیقراری باقی میماند. پس از تحقق هدف، فرد احساس آسودگی و رهایی میکند. اما خطایی که در اینجا رخ میدهد، این است که شخص تصور میکند که این رسیدن به هدف بوده که آرامش را برایش به ارمغان آورده، درحالیکه در حقیقت، رهایی از درگیری ذهنی موجب ایجاد این حس آرامش شده است. درواقع، بخشی از ذهن که بهشدت فعال و درگیر بوده، با تحقق یافتن آن هدف، ناگهان به سکون و آرامش میرسد.
بااینحال، موضوع به این سادگی نیست.
ازآنجاکه جهان در حال دگرگونی مستمر است، برای تحقق این دگرگونی، بهطور طبیعی اشتیاقهایی درون افراد شکل میگیرد تا آنها را به حرکت در جهت این تحولات سوق دهد. این دگرگونیها ممکن است در قالب تغییرات اجتماعی، تحولات زیستی، پیشرفتهای فناورانه و... نمود پیدا کنند.
در این میان، تفاوت میان فرد خردمند و سایر افراد نمایان میشود.
فرد خردمند، که در ساحت بیزمانی سیر میکند، صرفاً بهصورت افقی درگیر ماجراها نمیشود و خود را در آنها گم نمیکند، بلکه از دیدگاهی عمودی و کلنگرانه، ناظر و مشاهدهگر تمامی این تحولات است. به همین دلیل، کلام او فراتر از بعد زمان است.
این نگاه مشاهدهگرانه و فراگیر میتواند حتی شرایط زیستی فرد را نیز بهبود ببخشد، چراکه انرژیای که پیشتر صرف افکار و دغدغههای روزمره میشد، اکنون آزاد شده و زمینه را برای اقدامات خلاقانه فراهم میآورد.
درنهایت، فرد خردمند همواره آگاه است که دگرگونیها اغلب از دل آشوب و ناپایداری زاده میشوند و از همین رو، بهجای ترس و اضطراب، با نگاهی ژرف و آرام، جریان زندگی را مشاهده کرده و به آن اعتماد میکند.
(در ادامه پرسش و پاسخ قبل)
-افکار چیزی جز مجموعهای از جملات نیستند. جملاتی که مدام به صورتهای مختلف تکرار میشوند. خود این جملات نیرو و توانی ندارند اما موضوع اصلی، میزان توجهای است که ما به این جملات میدهیم. هرچه توجه بیشتری به این جملات (افکار) بدهیم آنها قویتر شده و رها شدن از آنها دشوارتر میشود. پس پیش از هر چیزی عمیقاً درون خودتان بررسی کنید و ببینید که بیشترین توجه شما را کدام دسته از این افکار به خودشان جلب میکنند. نسبت به آنها هشیار باشید. هرچقدر توجه را از آنها بردارید انرژی و توانشان کمتر شده و رفتهرفته محو میشوند اما از طرفی هرچه با تکرار بیشتر، توجه یا انرژی بیشتری بهاصطلاح به آنها پمپاژ کنید نیرومندتر شده و رفتهرفته آنها بر شما مسلط میشوند و در پسزمینه بهطور خودبهخود فعال باقی میمانند.
هنگامیکه افکار قدرتمند شوند تمام توجه را مصرف میکنند و رفتهرفته ما خودمان را همین افکار میپنداریم. افکار متراکم شده تمام فضا را پر میکنند به حدی که دیگر اندک فضایی برای مشاهده گری باقی نمیماند. آسمان آبی زیبایی را در نظر بگیرید که ابرها تمام آن را پوشاندهاند و هیچچیزی از آن آسمان گسترده معلوم نیست، چیزی که ظاهراً در اینجا دیده میشود صرفاً فقط ابرها هستند.اما هرچقدر هم که ابرها تیرهوتار به نظر برسند باید هشیار باشید که آسمان همچنان حی و حاضر در پس آن با تمام زیبایی و گستردگیاش حاضر است. همینکه روزنهای در ابرها بوجود بیاید آسمانی که همیشه حاضر بود ادراک میشود.
در ابتدا یکی از راههایی که میتواند روزنههایی در جریان افکار بوجود بیاورد، برداشتن توجه از افکار و معطوف کردن آن به سمت دیگری است. در اینجا تمرینات ذهنآگاهی مثل تمرین تنفس، تمرین شنیدن صداها و... میتواند مفید باشد و به اصطلاح فضاگشایی کند.
تمرین تنفس یکی از تمرینات مفید و همیشه در دسترس است که به سادگی توان این را دارد که توجه را از جریانِ افکارِ پیاپی بردارد. فقط کافی است که "متوجه" دم و بازدم باشیم. توجه را (بهجای افکار) به سمت فرایند تنفس بیاورید. هوایی که از پرههای بینی به درون و ازآنجا به بیرون میآید. میتوانید در طول روز هنگامی که توجه غرق در افکار است آن را فراخوانی کنید و به سمت تنفس هدایت کنید.
یا در خصوص تمرین شنیدن صداها سعی کنید بهجای شنیدن مدام افکاری که در ذهنتان تکرار میشوند، توجه را به صداهایی که همین حالا میشنوید بیاورید و نسبت به آنها آگاه باشید. مثل صدای ماشینها، صدای باران، صدای ظرفها، صدای وزش باد و...شاید در ابتدا متوجه چیز عجیبی بشوید اینکه بهواسطه حضور قدرتمند افکار، حتی نمیتوانید این صداها را هم بهدرستی بشنوید اما هرچه با دقت بیشتری به آنها توجه کنید و متمرکز شوید آنها را شفافتر و واضحتر خواهید شنید. هرچه بیشتر متوجه این صداها باشید صدای ذهن کمرنگتر شده و فضای بیشتری گشوده میشود. درنهایت با تمرین بیشتر میتوانید به این مهارت برسید که صدای ذهن را هم همچون یک صدای بیرونی بشنوید و دیگر خودتان را عین آن افکار نپندارید. همینطور که رفتهرفته متوجه میشوید که شما صرفاً این افکار و احساسات و خاطرات و گذشته نیستید و چیزی هستید که از تمام آن چیزها آگاه است و مقدم بر آنها است، ناگهان «متوجه شده» و به تعریف جدیدی از خودتان میرسید که این ادراک جدید تمام تصاویر پیشازاین که از خودتان داشتید را دگرگون میکند.
مهمترین گام در خودشناسی رهایی از افکار یا رها شدن از همهویتشدگی با افکار است. تا آنجا که گفتهاند رهایی از افکار اولین و آخرین گام در خودشناسی است.
در نبود افکار. تصاویر، خاطرات و گذشته، من همچنان هستم.
من چیستم؟
سؤال: چرا آرام کردن ذهن تا این حد برای من دشوار است؟ از هر طرفی به شدت در معرض افکار هستم و راه گریزی نمیبینم.
-افکار چیزی جز مجموعهای از جملات نیستند. جملاتی که مدام به صورتهای مختلف تکرار میشوند. خود این جملات نیرو و توانی ندارند اما موضوع اصلی، میزان توجهای است که ما به این جملات میدهیم. هرچه توجه بیشتری به این جملات (افکار) بدهیم آنها قویتر شده و رها شدن از آنها دشوارتر میشود. پس پیش از هر چیزی عمیقاً درون خودتان بررسی کنید و ببینید که بیشترین توجه شما را کدام دسته از این افکار به خودشان جلب میکنند. نسبت به آنها هشیار باشید. هرچقدر توجه را از آنها بردارید انرژی و توانشان کمتر شده و رفتهرفته محو میشوند اما از طرفی هرچه با تکرار بیشتر، توجه یا انرژی بیشتری بهاصطلاح به آنها پمپاژ کنید نیرومندتر شده و رفتهرفته آنها بر شما مسلط میشوند و در پسزمینه بهطور خودبهخود فعال باقی میمانند.
دقیقاً همینطور است مثلاً من اصلاً نمیتوانم افکارم را مشاهده کنم؛ یعنی وقتی افکار هستند من مطلقاً توان مشاهده گری آنها را ندارم و با آنها یکی میشوم.
هنگامیکه افکار قدرتمند شوند تمام توجه را مصرف میکنند و رفتهرفته ما خودمان را همین افکار میپنداریم. افکار متراکم شده تمام فضا را پر میکنند به حدی که دیگر اندک فضایی برای مشاهده گری باقی نمیماند. آسمان آبی زیبایی را در نظر بگیرید که ابرها تمام آن را پوشاندهاند و هیچچیزی از آن آسمان گسترده معلوم نیست، چیزی که ظاهراً در اینجا دیده میشود صرفاً فقط ابرها هستند.اما هرچقدر هم که ابرها تیرهوتار به نظر برسند باید هشیار باشید که آسمان همچنان حی و حاضر در پس آن با تمام زیبایی و گستردگیاش حاضر است. همینکه روزنهای در ابرها بوجود بیاید آسمانی که همیشه حاضر بود ادراک میشود.
در ابتدا یکی از راههایی که میتواند روزنههایی در جریان افکار بوجود بیاورد، برداشتن توجه از افکار و معطوف کردن آن به سمت دیگری است. در اینجا تمرینات ذهنآگاهی مثل تمرین تنفس، تمرین شنیدن صداها و... میتواند مفید باشد و به اصطلاح فضاگشایی کند.
تمرین تنفس یکی از تمرینات مفید و همیشه در دسترس است که به سادگی توان این را دارد که توجه را از جریانِ افکارِ پیاپی بردارد. فقط کافی است که "متوجه" دم و بازدم باشیم. توجه را (بهجای افکار) به سمت فرایند تنفس بیاورید. هوایی که از پرههای بینی به درون و ازآنجا به بیرون میآید. میتوانید در طول روز هنگامی که توجه غرق در افکار است آن را فراخوانی کنید و به سمت تنفس هدایت کنید.
یا در خصوص تمرین شنیدن صداها سعی کنید بهجای شنیدن مدام افکاری که در ذهنتان تکرار میشوند، توجه را به صداهایی که همین حالا میشنوید بیاورید و نسبت به آنها آگاه باشید. مثل صدای ماشینها، صدای باران، صدای ظرفها، صدای وزش باد و...شاید در ابتدا متوجه چیز عجیبی بشوید اینکه بهواسطه حضور قدرتمند افکار، حتی نمیتوانید این صداها را هم بهدرستی بشنوید اما هرچه با دقت بیشتری به آنها توجه کنید و متمرکز شوید آنها را شفافتر و واضحتر خواهید شنید. هرچه بیشتر متوجه این صداها باشید صدای ذهن کمرنگتر شده و فضای بیشتری گشوده میشود. درنهایت با تمرین بیشتر میتوانید به این مهارت برسید که صدای ذهن را هم همچون یک صدای بیرونی بشنوید و دیگر خودتان را عین آن افکار نپندارید. همینطور که رفتهرفته متوجه میشوید که شما صرفاً این افکار و احساسات و خاطرات و گذشته نیستید و چیزی هستید که از تمام آن چیزها آگاه است و مقدم بر آنها است، ناگهان «متوجه شده» و به تعریف جدیدی از خودتان میرسید که این ادراک جدید تمام تصاویر پیشازاین که از خودتان داشتید را دگرگون میکند.
مهمترین گام در خودشناسی رهایی از افکار یا رها شدن از همهویتشدگی با افکار است. تا آنجا که گفتهاند رهایی از افکار اولین و آخرین گام در خودشناسی است.
در نبود افکار. تصاویر، خاطرات و گذشته، من همچنان هستم.
من چیستم؟
دوست عزیزم
در مسیر خودشناسی، هر مرحله، چه ظاهراً اینطور به نظر برسد که موفقیتآمیز بوده و چه اینطور به نظر برسد که با شکست همراه شده، بخشی از سفر توست.
شکستها نهتنها مانعی نیستند، بلکه فرصتهایی برای یادگیری و رشد بیشترند. هر بار که احساس ناامیدی میکنی، به خودت یادآوری کن که هر تجربهای، حتی اگر در این لحظه سخت به نظر برسد، میتواند درسی ارزشمند برای من به همراه داشته باشد.
با خودت مهربان باش و خودت را دوست داشته باش.
خودت را برای اشتباهاتت سرزنش نکن، بلکه آنها را بهعنوان بخشی از فرآیند یادگیری و شناخت بپذیر. خودت را دوست داشته باش و به خودت اعتماد کن. این مسیر چیزی مثل بازی مار و پله نیست که با هر شکست به نقطه شروع برگردی؛ بلکه هر گامی که برمیداری، تو را به فهم عمیقتری از خودت میرساند.
یادت باشد، مسیر خودشناسی مسیری است که با هر چالش و مانع، تو را قویتر، آگاهتر و مصممتر میکند. پس از هر شکست، با دیدی بازتر و قلبی پذیراتر به پیش برو و بدان که هر قدم، تو را به خود واقعیات نزدیکتر میکند.
از درون با خودت کلنجار نرو که من حتماً باید شاد باشم، نه.
در حال حاضر در هر وضعیتی که هستی آن را کاملاً و تماماً بپذیر. با مقاومت کردن نسبت به حالات خودت و نپذیرفتنشان چیزی دگرگون نمیشود. تو باید برای هر تغیری در ابتدا خودت را همانگونه که هستی کاملاً با آغوش باز بپذیری. هشیار باش که وابسته به حالات ذهنی مثل غم و شادی و رنج و لذت نباشی. هدف، رهایی از این چرخه است و نه جایگزینی این حالات با یکدیگر، حالات ذهنی مدام دگرگون شده، میآیند و میروند، اما تو مشاهدهگر آنها هستی نه خودِ آنها.
و در انتها تأکید دوباره به اینکه با خودت مهربان باش و کمتر خودت را سرزنش و ملامت کن، نسبت به مسائل معنوی وسواس نداشته باش، خودت را با دیگران مقایسه نکن، تمرکز را فقط روی خودت بگذار و از خودت انتظارات بیشازحد نداشته باش.
هرگز فراموش نکن مسیر معنوی مسیر خالی شدن است و نه پر شدن. پس بارت را سبک کن، آرام بگیر، همهچیز را رها کن، چند نفس عمیق بکش و کمی استراحت کن.
خالیِ خالیِ خالیِ خالی باش، آزاد و رها از همهچیز
همه چیز یعنی همه چیز
حتی خودِ این جستجوگر.
در مسیر خودشناسی، هر مرحله، چه ظاهراً اینطور به نظر برسد که موفقیتآمیز بوده و چه اینطور به نظر برسد که با شکست همراه شده، بخشی از سفر توست.
شکستها نهتنها مانعی نیستند، بلکه فرصتهایی برای یادگیری و رشد بیشترند. هر بار که احساس ناامیدی میکنی، به خودت یادآوری کن که هر تجربهای، حتی اگر در این لحظه سخت به نظر برسد، میتواند درسی ارزشمند برای من به همراه داشته باشد.
با خودت مهربان باش و خودت را دوست داشته باش.
خودت را برای اشتباهاتت سرزنش نکن، بلکه آنها را بهعنوان بخشی از فرآیند یادگیری و شناخت بپذیر. خودت را دوست داشته باش و به خودت اعتماد کن. این مسیر چیزی مثل بازی مار و پله نیست که با هر شکست به نقطه شروع برگردی؛ بلکه هر گامی که برمیداری، تو را به فهم عمیقتری از خودت میرساند.
یادت باشد، مسیر خودشناسی مسیری است که با هر چالش و مانع، تو را قویتر، آگاهتر و مصممتر میکند. پس از هر شکست، با دیدی بازتر و قلبی پذیراتر به پیش برو و بدان که هر قدم، تو را به خود واقعیات نزدیکتر میکند.
از درون با خودت کلنجار نرو که من حتماً باید شاد باشم، نه.
در حال حاضر در هر وضعیتی که هستی آن را کاملاً و تماماً بپذیر. با مقاومت کردن نسبت به حالات خودت و نپذیرفتنشان چیزی دگرگون نمیشود. تو باید برای هر تغیری در ابتدا خودت را همانگونه که هستی کاملاً با آغوش باز بپذیری. هشیار باش که وابسته به حالات ذهنی مثل غم و شادی و رنج و لذت نباشی. هدف، رهایی از این چرخه است و نه جایگزینی این حالات با یکدیگر، حالات ذهنی مدام دگرگون شده، میآیند و میروند، اما تو مشاهدهگر آنها هستی نه خودِ آنها.
و در انتها تأکید دوباره به اینکه با خودت مهربان باش و کمتر خودت را سرزنش و ملامت کن، نسبت به مسائل معنوی وسواس نداشته باش، خودت را با دیگران مقایسه نکن، تمرکز را فقط روی خودت بگذار و از خودت انتظارات بیشازحد نداشته باش.
هرگز فراموش نکن مسیر معنوی مسیر خالی شدن است و نه پر شدن. پس بارت را سبک کن، آرام بگیر، همهچیز را رها کن، چند نفس عمیق بکش و کمی استراحت کن.
خالیِ خالیِ خالیِ خالی باش، آزاد و رها از همهچیز
همه چیز یعنی همه چیز
حتی خودِ این جستجوگر.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با ورود نور آن تاریکی و تیرگیای که هزاران سال درون یک غار رسوخ کرده بود، بلافاصله محو میشود.
پاراماهانزا #یوگاناندا
اگر اتاقی را برای هزاران سال در تاریکی نگه داشته باشند، هنگامیکه پنجرهاش باز شود آیا هزار سال زمان نیاز است تا تاریکیِ آن اتاق از بین برود؟
درست به همین ترتیب نورِ حقیقت، به آنی، تاریکی جهل را بیرون میراند.
#موجی
Even the darkness that has permeated a cave for thousands of years is vanquished immediately when light is brought in.
Paramahansa #Yogananda
If a room has been kept in darkness for a thousand years, when the window opens - does it take a thousand years for the darkness to leave?
Likewise, in an instant, the light of Truth expels the darkness of ignorance.
#Mooji
پاراماهانزا #یوگاناندا
اگر اتاقی را برای هزاران سال در تاریکی نگه داشته باشند، هنگامیکه پنجرهاش باز شود آیا هزار سال زمان نیاز است تا تاریکیِ آن اتاق از بین برود؟
درست به همین ترتیب نورِ حقیقت، به آنی، تاریکی جهل را بیرون میراند.
#موجی
Even the darkness that has permeated a cave for thousands of years is vanquished immediately when light is brought in.
Paramahansa #Yogananda
If a room has been kept in darkness for a thousand years, when the window opens - does it take a thousand years for the darkness to leave?
Likewise, in an instant, the light of Truth expels the darkness of ignorance.
#Mooji
درست همانطور که خورشید در یک آسمانِ پوشیده از ابر قابلدیدن نیست به همان صورت خویشِ فرد نیز در آسمانِ ذهنی که توسطِ ابرهایِ متراکمِ افکار تیره گشته، قابلرؤیت نیست.
#رامانا ماهارشی
هنگامیکه صدای درون سرت که وانمود میکند تو هستی و هرگز حرف زدن را متوقف نمیکند را تشخیص دادی آنگاه از هم هویت شدن ناآگاهانه با جریان افکار بیدار میشوی. زمانی که متوجه آن صدا شدی، پی میبری که تویِ حقیقی، آن صدا یعنی آن فکر کننده نیستی بلکه: "تو همانی هستی که از این صدا آگاه است."
#اکهارت تُله
سؤال: یک ذهن آرام و ساکت چه فایدهای دارد؟
#نیسارگاداتا ماهاراج: هنگامیکه ذهن ساکت باشد، ما خودمان را بهعنوان آن شاهد محض خواهیم شناخت.
#رامانا ماهارشی
هنگامیکه صدای درون سرت که وانمود میکند تو هستی و هرگز حرف زدن را متوقف نمیکند را تشخیص دادی آنگاه از هم هویت شدن ناآگاهانه با جریان افکار بیدار میشوی. زمانی که متوجه آن صدا شدی، پی میبری که تویِ حقیقی، آن صدا یعنی آن فکر کننده نیستی بلکه: "تو همانی هستی که از این صدا آگاه است."
#اکهارت تُله
سؤال: یک ذهن آرام و ساکت چه فایدهای دارد؟
#نیسارگاداتا ماهاراج: هنگامیکه ذهن ساکت باشد، ما خودمان را بهعنوان آن شاهد محض خواهیم شناخت.
Just as the sun cannot be seen in a densely clouded sky, so one’s own Self cannot be seen in a mind-sky which is darkened by a dense cloud of thoughts.
#Ramana Maharshi
"When you recognize that there is a voice in your head that pretends to be you and never stops speaking, you are awakening out of your unconscious identification with the stream of thinking. When you notice that voice, you realize that who you are is not the voice - the thinker - but the one who is aware of it."
#Eckhart Tolle
Q: What is the use of a quiet mind?
A: When the mind is quiet, we come to know ourselves as the pure witness.
SRI #NISARGADATTA MAHARAJ
#Ramana Maharshi
"When you recognize that there is a voice in your head that pretends to be you and never stops speaking, you are awakening out of your unconscious identification with the stream of thinking. When you notice that voice, you realize that who you are is not the voice - the thinker - but the one who is aware of it."
#Eckhart Tolle
Q: What is the use of a quiet mind?
A: When the mind is quiet, we come to know ourselves as the pure witness.
SRI #NISARGADATTA MAHARAJ
خودت را آن شاهدِ ثابت و بیتغییرِ ذهنِ دائم التغییر بدان. همین کافی است.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Know yourself to be the changeless witness of the changeful mind. That is enough.
Sri # #Nisargadatta Maharaj
#نیسارگاداتا ماهاراج
Know yourself to be the changeless witness of the changeful mind. That is enough.
Sri # #Nisargadatta Maharaj
ما مدام با افکار پیچوتاب میخوریم
چرا این سؤال مهم که میتواند مهمترین سؤال زندگیمان باشد را از خودمان نمیپرسیم؟
آیا شده فقط یکبار هنگامیکه در جریان فوران افکار قرار داریم عمیقاً از خودمان بپرسیم که:
این افکار برای چه کسی آمدهاند؟
آنی که از این افکار آگاه است کیست؟
چه چیزی مشغول ادراک این افکار است؟
این چیست که پیش از ظهور این افکار حضور داشت و این افکار را شناسایی کرد؟
این چه چیزی است که همیشه حاضر است؟
توجه را از کوه افکار بردارید و آن را غرق در آنی کنید که مقدم بر افکار است و از این افکار آگاه است.
من چیستم که از این افکار آگاه است؟
جریان درهمتنیدهی افکار خودشان را به تو بهعنوان "من شخص" غالب کردهاند. و تو فکر میکنی که همانها هستی.
هشیار باش که:
"من-شخص" مشاهده شدنی است.
"من=شخص" محدود است.
آنی که از این ماجرای "من شخص" آگاه است، کیست؟
"من شخص" کاراکتر درون فیلم است
تو اما
صفحهنمایشی.
توجه را از این "من شخص" که آن را خودت میپنداری بردار و بی خود شو.
تو این خودی که گمان میکنی هستی نیستی.
این خود به دلیل محدود بودن همیشه همچون خزان فسرده است.
اما توی حقیقی همیشهبهاری
حتی اگر در وسط سرمای زمستان باشی هم وجودت عین بهار است که:
"آن نفسی که با خودی همچو خزان فسردهای
وان نفسی که بی خودی دِی چو بهار آیدت"
#تفحص_خویش
چرا این سؤال مهم که میتواند مهمترین سؤال زندگیمان باشد را از خودمان نمیپرسیم؟
آیا شده فقط یکبار هنگامیکه در جریان فوران افکار قرار داریم عمیقاً از خودمان بپرسیم که:
این افکار برای چه کسی آمدهاند؟
آنی که از این افکار آگاه است کیست؟
چه چیزی مشغول ادراک این افکار است؟
این چیست که پیش از ظهور این افکار حضور داشت و این افکار را شناسایی کرد؟
این چه چیزی است که همیشه حاضر است؟
توجه را از کوه افکار بردارید و آن را غرق در آنی کنید که مقدم بر افکار است و از این افکار آگاه است.
من چیستم که از این افکار آگاه است؟
جریان درهمتنیدهی افکار خودشان را به تو بهعنوان "من شخص" غالب کردهاند. و تو فکر میکنی که همانها هستی.
هشیار باش که:
"من-شخص" مشاهده شدنی است.
"من=شخص" محدود است.
آنی که از این ماجرای "من شخص" آگاه است، کیست؟
"من شخص" کاراکتر درون فیلم است
تو اما
صفحهنمایشی.
توجه را از این "من شخص" که آن را خودت میپنداری بردار و بی خود شو.
تو این خودی که گمان میکنی هستی نیستی.
این خود به دلیل محدود بودن همیشه همچون خزان فسرده است.
اما توی حقیقی همیشهبهاری
حتی اگر در وسط سرمای زمستان باشی هم وجودت عین بهار است که:
"آن نفسی که با خودی همچو خزان فسردهای
وان نفسی که بی خودی دِی چو بهار آیدت"
#تفحص_خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«توجه»
مراقبهای با #روپرت_اسپایرا
بررسی رویکردهای ادراک ماهیت خویش:
مسیر تدریجی
مسیر مستقیم
مسیر بی مسیر
دوستان عزیز، پیشنهاد میکنم تا برای ادراک هرچه عمیقتر این ویدئوی «بسیار مهم» آن را چندین بار ببینید و با آن بمانید. متوجه عامل توجهای که به آن اشاره میشود باشید.
*مدت زمان این مراقبه زیاد است پس بهتر است زمان مشخصی را برای دیدن آن کنار بگذارید.
مراقبهای با #روپرت_اسپایرا
بررسی رویکردهای ادراک ماهیت خویش:
مسیر تدریجی
مسیر مستقیم
مسیر بی مسیر
دوستان عزیز، پیشنهاد میکنم تا برای ادراک هرچه عمیقتر این ویدئوی «بسیار مهم» آن را چندین بار ببینید و با آن بمانید. متوجه عامل توجهای که به آن اشاره میشود باشید.
*مدت زمان این مراقبه زیاد است پس بهتر است زمان مشخصی را برای دیدن آن کنار بگذارید.
آیا سکون صرفا نبودِ صدا و محتواست؟
خیر، سکون خودِ هشیاری است—سکون همان آگاهیِ بنیادینی است که هر فرمی از آن زاده میشود. بنابراین چطور ممکن است که این آگاهی از آنچه تو هستی جدا باشد؟
همین فرمی که گمان میکنی «تو» هستی، از همان سرچشمه برخاسته و همچنان بهواسطهی همان است که پابرجاست.
از کهکشانها بگیر تا یک دانه علف این سکون اصل و اساس همهچیز است؛ سکون، جوهرهی گلها، درختان، پرندگان و تمام فرمهاست.
#اکهارت_ تُله
سکون، ذاتِ حقیقی توست. اما سکون چیست؟
سکون همان فضای درونی یا آگاهیای است که در آن، کلماتِ روی این صفحه دیده میشوند و به اندیشه تبدیل میگردند. بدون این آگاهی، هیچ ادراکی، هیچ فکری و هیچ جهانی وجود نمیداشت.
تو همان آگاهی هستی که در ظاهر یا پیکرهی یک انسان تجلی یافته و پنهان شده است.
#اکهارت_ تُله
خیر، سکون خودِ هشیاری است—سکون همان آگاهیِ بنیادینی است که هر فرمی از آن زاده میشود. بنابراین چطور ممکن است که این آگاهی از آنچه تو هستی جدا باشد؟
همین فرمی که گمان میکنی «تو» هستی، از همان سرچشمه برخاسته و همچنان بهواسطهی همان است که پابرجاست.
از کهکشانها بگیر تا یک دانه علف این سکون اصل و اساس همهچیز است؛ سکون، جوهرهی گلها، درختان، پرندگان و تمام فرمهاست.
#اکهارت_ تُله
سکون، ذاتِ حقیقی توست. اما سکون چیست؟
سکون همان فضای درونی یا آگاهیای است که در آن، کلماتِ روی این صفحه دیده میشوند و به اندیشه تبدیل میگردند. بدون این آگاهی، هیچ ادراکی، هیچ فکری و هیچ جهانی وجود نمیداشت.
تو همان آگاهی هستی که در ظاهر یا پیکرهی یک انسان تجلی یافته و پنهان شده است.
#اکهارت_ تُله
Is stillness just the absence of noise and content?
No, it is intelligence itself - the underlying consciousness out of which every form is born. And how could that be separate from who you are? The form that you think you are came out of that and is being sustained by it. It is the essence of all galaxies and blades of grass; of all flowers, trees, birds, and all other forms.
#ECKHART TOLLE
Stillness is your essential nature. What is stillness? The inner space or awareness in which the words on this page are being perceived and become thoughts. Without that awareness, there would be no perception, no thoughts, no world.
You are that awareness, disguised as a person.
#ECKHART TOLLE
No, it is intelligence itself - the underlying consciousness out of which every form is born. And how could that be separate from who you are? The form that you think you are came out of that and is being sustained by it. It is the essence of all galaxies and blades of grass; of all flowers, trees, birds, and all other forms.
#ECKHART TOLLE
Stillness is your essential nature. What is stillness? The inner space or awareness in which the words on this page are being perceived and become thoughts. Without that awareness, there would be no perception, no thoughts, no world.
You are that awareness, disguised as a person.
#ECKHART TOLLE
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"پری رو تاب مستوری ندارد"
آن چیزی که خود به خودی مشغول نفس کشیدن است و اکنون مشغول خواندن این متن است را درون این ویدئو پیدا کن. همان از عدم و نیستی، هست شدن را در اینجا ببین.
#تفحص خویش
آن چیزی که خود به خودی مشغول نفس کشیدن است و اکنون مشغول خواندن این متن است را درون این ویدئو پیدا کن. همان از عدم و نیستی، هست شدن را در اینجا ببین.
#تفحص خویش