در ستایش شری #آتماناندا کریشنا منون
نوشته: #روپرت_اسپایرا
(اصل مقاله را در اینجا بخوانید)
شری آتماناندا کریشنا منون هدیهای کمیاب و نادر به ما ارائه داد: فلسفهای برای درک خودِ حقیقیمان که ذهن، قلب و احساس را باهم هماهنگ میسازد. قبل از اینکه با تعلیمات کریشنا منون آشنا شوم عمدتاً در مسیر عبودیت سیر میکردم (رابطه عابد و معبود). در بیست سال قبل از آن، غرق در ودانتای کلاسیک ادوایتا از طریق آموزههای شانتاناندا ساراسواتی بودم. این مسیر را دوست داشتم، اما این وسط چیزی کم بود. قلبم عمیقاً در عشق به خداوند غوطهور بود، اما ذهنم سؤالاتی درباره ماهیت واقعیت داشت. این سؤالات باقی مانده و در چارچوب ودانتای کلاسیک حل نمیشد. درنتیجه، شکافی بین قلب و ذهنم حس میکردم. هرچند سنت ودانتا قلبم را سیراب میکرد، اما عشقم به حقیقت برآورده نشده باقی مانده بود، با سؤالاتی که آرام اما مصرانه در جستجوی پاسخ بودند.
احساس عدم حل مسئله میکردم. سه قلمرو تجربهام - تفکر، احساس و ادراک - هنوز یکپارچه نشده بودند. درنتیجه اینطور به نظر میرسید که گویا ذهن، بدن و دنیا در مقابل یکدیگر ایستادهاند. ودانتای کلاسیک بُعد احساسی تجربهام را عمیقاً تغذیه کرده بود. بااینحال، قوای تفکر و ادراکم هنوز ادغام نشده بودند. من ذهن را دوست داشتم و میخواستم از آن استفاده کنم. جهان را دوست داشتم و میخواستم آن را در آغوش بگیرم. نادیده گرفتن این قلمروها غیرقابلتحمل به نظر میرسید. مشتاق بودم این سه بُعد تجربهام را به هماهنگی برسانم.
در اواخر دهه ۹۰، درک من زمانی دچار تحولی عمیق شد که فرانسیس لوسیل مرا با آموزههای کریشنا منون آشنا کرد. آموزههای او به من اجازه داد هم بیندیشم و هم جهان را بپذیرم. منون، با ارائهی استدلالهای عمیق، مسیری روشن پیش رویم گذاشت. از طریق تعالیم او، میان ذهن، قلب و جهانم وحدتی بینظیر را تجربه کردم.
در سنتهای معنوی، دو مسیر شناختهشده وجود دارد: راه خرد (جنانه یوگا) و راه عشق یا عبودیت (بهاکتی یوگا). پیش از مواجهه با تعالیم کریشنا منون، این دو مسیر را در تضاد میدیدم. تعالیم سنتی معمولاً تفکر و ادراک را بهعنوان عواملی در نظر میگیرند که حقیقت را به نامها و شکلهای مختلف تقسیم میکنند، و ازاینرو، مانعی بر سر راه معنویت محسوب میشوند. اما منون ذهن و جهان را نه بهعنوان موانع، بلکه بهعنوان راههایی دقیق و درست برای کشف حقیقت میدانست.
از طریق آموزههای او، فلسفهای را کشف کردم که سه عنصر تجربهام - تفکر، احساس و ادراک - را متحد میکرد. سرانجام، میتوانستم دو عنصر "گمشده" - تفکر و ادراک - را در عشقم به حقیقت ادغام کنم.
کریشنا منون نهتنها من را به تفکر تشویق کرد، بلکه به من آموخت که چگونه تفکر کنم. او نشان داد که اندیشه نهتنها مانعی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند در خدمت حقیقت است. از طریق تعالیم او، دریافتم که راه خرد و راه عشق در اصل مسیری واحد هستند.
* کریشنا منون این دو کتاب را پیشنیاز درک آموزههایشان میدانستند: این دو کتاب با وجود حجم کم، محتوایی عظیم و عمیق دارند.
Atma Darshan
Atma Nirvriti
این کتابها بهصورت روزانه در کانال ترجمه خواهد شد و درنهایت بهصورت پیدیاف ارائه میشود. تمام مطالب این کتاب اشاراتی عمیق هستند که نیاز است تا روی آنها تعمق و تأمل شود. مطالب بهصورت یک پیوستار باهم مرتبطند.
نوشته: #روپرت_اسپایرا
(اصل مقاله را در اینجا بخوانید)
شری آتماناندا کریشنا منون هدیهای کمیاب و نادر به ما ارائه داد: فلسفهای برای درک خودِ حقیقیمان که ذهن، قلب و احساس را باهم هماهنگ میسازد. قبل از اینکه با تعلیمات کریشنا منون آشنا شوم عمدتاً در مسیر عبودیت سیر میکردم (رابطه عابد و معبود). در بیست سال قبل از آن، غرق در ودانتای کلاسیک ادوایتا از طریق آموزههای شانتاناندا ساراسواتی بودم. این مسیر را دوست داشتم، اما این وسط چیزی کم بود. قلبم عمیقاً در عشق به خداوند غوطهور بود، اما ذهنم سؤالاتی درباره ماهیت واقعیت داشت. این سؤالات باقی مانده و در چارچوب ودانتای کلاسیک حل نمیشد. درنتیجه، شکافی بین قلب و ذهنم حس میکردم. هرچند سنت ودانتا قلبم را سیراب میکرد، اما عشقم به حقیقت برآورده نشده باقی مانده بود، با سؤالاتی که آرام اما مصرانه در جستجوی پاسخ بودند.
احساس عدم حل مسئله میکردم. سه قلمرو تجربهام - تفکر، احساس و ادراک - هنوز یکپارچه نشده بودند. درنتیجه اینطور به نظر میرسید که گویا ذهن، بدن و دنیا در مقابل یکدیگر ایستادهاند. ودانتای کلاسیک بُعد احساسی تجربهام را عمیقاً تغذیه کرده بود. بااینحال، قوای تفکر و ادراکم هنوز ادغام نشده بودند. من ذهن را دوست داشتم و میخواستم از آن استفاده کنم. جهان را دوست داشتم و میخواستم آن را در آغوش بگیرم. نادیده گرفتن این قلمروها غیرقابلتحمل به نظر میرسید. مشتاق بودم این سه بُعد تجربهام را به هماهنگی برسانم.
در اواخر دهه ۹۰، درک من زمانی دچار تحولی عمیق شد که فرانسیس لوسیل مرا با آموزههای کریشنا منون آشنا کرد. آموزههای او به من اجازه داد هم بیندیشم و هم جهان را بپذیرم. منون، با ارائهی استدلالهای عمیق، مسیری روشن پیش رویم گذاشت. از طریق تعالیم او، میان ذهن، قلب و جهانم وحدتی بینظیر را تجربه کردم.
در سنتهای معنوی، دو مسیر شناختهشده وجود دارد: راه خرد (جنانه یوگا) و راه عشق یا عبودیت (بهاکتی یوگا). پیش از مواجهه با تعالیم کریشنا منون، این دو مسیر را در تضاد میدیدم. تعالیم سنتی معمولاً تفکر و ادراک را بهعنوان عواملی در نظر میگیرند که حقیقت را به نامها و شکلهای مختلف تقسیم میکنند، و ازاینرو، مانعی بر سر راه معنویت محسوب میشوند. اما منون ذهن و جهان را نه بهعنوان موانع، بلکه بهعنوان راههایی دقیق و درست برای کشف حقیقت میدانست.
از طریق آموزههای او، فلسفهای را کشف کردم که سه عنصر تجربهام - تفکر، احساس و ادراک - را متحد میکرد. سرانجام، میتوانستم دو عنصر "گمشده" - تفکر و ادراک - را در عشقم به حقیقت ادغام کنم.
کریشنا منون نهتنها من را به تفکر تشویق کرد، بلکه به من آموخت که چگونه تفکر کنم. او نشان داد که اندیشه نهتنها مانعی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند در خدمت حقیقت است. از طریق تعالیم او، دریافتم که راه خرد و راه عشق در اصل مسیری واحد هستند.
* کریشنا منون این دو کتاب را پیشنیاز درک آموزههایشان میدانستند: این دو کتاب با وجود حجم کم، محتوایی عظیم و عمیق دارند.
Atma Darshan
Atma Nirvriti
این کتابها بهصورت روزانه در کانال ترجمه خواهد شد و درنهایت بهصورت پیدیاف ارائه میشود. تمام مطالب این کتاب اشاراتی عمیق هستند که نیاز است تا روی آنها تعمق و تأمل شود. مطالب بهصورت یک پیوستار باهم مرتبطند.
ترجمه کتاب Atma Darshan (ادراک خویش) – تمام جملات برای مراقبه و تعمق طراحیشدهاند.
#Atmadarshan
بخش اول: نادوگانگی
۱.۱ جانهای فردی، همچون امواج دریا، پدیدار میشوند، اوج میگیرند و فرومیافتند، با یکدیگر میستیزند و سرانجام میمیرند.
۱.۲ امواج، پس از آنکه خسته و فرسوده بر صخرههای ساحل میکوبند، واپس مینشینند و در پی آرامش و مأوایی برای قرار خویشاند. همچنان که جانهای فردی سرگشته، هر یک به شیوهای مختلف، حقیقت متعال را میجویند.
۱.۳ زایش، زندگی و مرگ امواج در خود دریاست، چنانکه زایش، زندگی و مرگ افراد نیز در خداوند است.
۱.۴ موج، هیچچیزی جز آب نیست؛ همچنان که دریا نیز چیزی جز آب نیست. و به همینسان، جانهای فردی و خداوند نیز چیزی جز هستی ناب، آگاهی بیکران و سرور جاودان نیستند.
۱.۵ آنگاه که امواج درمییابند که همگی بر دریایی واحد تکیه دارند، کشمکشها به پایان میرسد.
۱.۶ اما این، همهی راه نیست و کلام آخر شمرده نمیشود؛ همچنان کار باقی است، تا پردهی جدایی از میان برخیزد.
۱.۷ چون حقیقتِ آب شناخته شود، موج و دریا محو میشوند؛ آنچه دو پنداشته میشد، حالا بهعنوان یک درک میشود.
۱.۸ اگر مسیر مستقیم در پیش گرفته شود؛ میتوان بیواسطه از موج به آب رسید، اما اگر مسیر دریا در پیش گرفته شود، زمان به درازا خواهد کشید.
#آتماناندا کریشنا منون
#Atmadarshan
بخش اول: نادوگانگی
۱.۱ جانهای فردی، همچون امواج دریا، پدیدار میشوند، اوج میگیرند و فرومیافتند، با یکدیگر میستیزند و سرانجام میمیرند.
۱.۲ امواج، پس از آنکه خسته و فرسوده بر صخرههای ساحل میکوبند، واپس مینشینند و در پی آرامش و مأوایی برای قرار خویشاند. همچنان که جانهای فردی سرگشته، هر یک به شیوهای مختلف، حقیقت متعال را میجویند.
۱.۳ زایش، زندگی و مرگ امواج در خود دریاست، چنانکه زایش، زندگی و مرگ افراد نیز در خداوند است.
۱.۴ موج، هیچچیزی جز آب نیست؛ همچنان که دریا نیز چیزی جز آب نیست. و به همینسان، جانهای فردی و خداوند نیز چیزی جز هستی ناب، آگاهی بیکران و سرور جاودان نیستند.
۱.۵ آنگاه که امواج درمییابند که همگی بر دریایی واحد تکیه دارند، کشمکشها به پایان میرسد.
۱.۶ اما این، همهی راه نیست و کلام آخر شمرده نمیشود؛ همچنان کار باقی است، تا پردهی جدایی از میان برخیزد.
۱.۷ چون حقیقتِ آب شناخته شود، موج و دریا محو میشوند؛ آنچه دو پنداشته میشد، حالا بهعنوان یک درک میشود.
۱.۸ اگر مسیر مستقیم در پیش گرفته شود؛ میتوان بیواسطه از موج به آب رسید، اما اگر مسیر دریا در پیش گرفته شود، زمان به درازا خواهد کشید.
#آتماناندا کریشنا منون
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گایاتری؛ ذکری برای روشناییِ جان و خِرَد
ذکر گایاتری یکی از مقدسترین و تأثیرگذارترین و قدیمیترین مانتراهای جهان است که در ریگودا، کهنترین متن ودایی در حدود ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال پیش آمده است. این مانترا نیایشی است برای روشنی ذهن و هدایت معنوی. درخواستی است عمیق برای دریافت نور خرد و معرفت و آگاهی.
از این ذکر با عنوان مادر وداها نیز یاد میشود.
گایاتری طلبی است تا خداوند قوای ذهنی ما را در مسیر درست آن قرار داده و نور معرفت به ما عنایت بفرماید.
ترجمه این ذکر:
ای نور گسترده در سه عالم (بیداری، خواب و خواب عمیق بدون رؤیا)، ای روشنایی بیکران، ای نورالانوار
ما اندیشه و جان خود را به سوی نورِ تو میگسترانیم و بر آن مراقبه و تأمل میکنیم
خِرَدت را در وجودمان بتابان، باشد تا با نور معرفت، راه حقیقت را دریابیم.
(یا نورالانوار)
oṃ bhūr bhuvaḥ svaḥ
tat savitur vareṇyaṃ
bhargo devasya dhīmahi
dhiyo yo naḥ pracodayāt
Ṛgveda 03.062.10
ریگ ودا – کتاب سوم –سرود ۶۲ - آیه ۱۰
ذکر گایاتری یکی از مقدسترین و تأثیرگذارترین و قدیمیترین مانتراهای جهان است که در ریگودا، کهنترین متن ودایی در حدود ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال پیش آمده است. این مانترا نیایشی است برای روشنی ذهن و هدایت معنوی. درخواستی است عمیق برای دریافت نور خرد و معرفت و آگاهی.
از این ذکر با عنوان مادر وداها نیز یاد میشود.
گایاتری طلبی است تا خداوند قوای ذهنی ما را در مسیر درست آن قرار داده و نور معرفت به ما عنایت بفرماید.
ترجمه این ذکر:
ای نور گسترده در سه عالم (بیداری، خواب و خواب عمیق بدون رؤیا)، ای روشنایی بیکران، ای نورالانوار
ما اندیشه و جان خود را به سوی نورِ تو میگسترانیم و بر آن مراقبه و تأمل میکنیم
خِرَدت را در وجودمان بتابان، باشد تا با نور معرفت، راه حقیقت را دریابیم.
(یا نورالانوار)
oṃ bhūr bhuvaḥ svaḥ
tat savitur vareṇyaṃ
bhargo devasya dhīmahi
dhiyo yo naḥ pracodayāt
Ṛgveda 03.062.10
ریگ ودا – کتاب سوم –سرود ۶۲ - آیه ۱۰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای دکتر نیما قربانی درباره اراده آزاد - این مطالب میتواند برای کسانی که کتاب رامش بالسکار را مطالعه کردند جالب باشد.
دوست عزیزی از همراهان این کانال محبت فرمودند و کتاب گفتارهای رامش بالسکار را بهصورت صوتی تهیه نموده و به همه ما هدیه دادند. سپاس از مهر و حضور ایشان.🌸🙏
آیا فردی که در مسیر خودشناسی است و یا فردی که به حقیقت خودش زنده شده نیز دارای عاملیت نیست و اراده آزاد ندارد؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟
دقت کنید که پیششرط داشتن عاملیت فردی وجود من-شخص مستقلی است که انجام دهنده امور است. یعنی فردی که خودش فاعل باشد. حالا برای پاسخ به سؤالتان لطفاً به مثال زیر کاملاً توجه کنید.
فرض کنیم که شما میخوابید و خواب میبینید.
شما در عالم خواب بهعنوان یک کاراکتر درون آن عالم پدیدار میشوید. این کاراکتر میتواند هر شخصیتی داشته باشد. میتواند شخصیتی باشد که با ذهن-جسم همهویتشده و غرق در عینیات بیرونی است از طرفی هم ممکن است فردی باشد که در مسیر خودشناسی است یا فردی است که متوجه ماهیت حقیقی خودش شده.
حالا سؤالی که پیش میآید این است که در تمام این احتمالات، فاعل حقیقی کیست؟
آیا غیر از این است که در تمام این موارد تنها فاعل حقیقی ذهن فردی است که در بسترش به خواب رفته و خواب میبیند؟
همانطور که در بخش عدم عاملیت از کتاب گفتارهای رامش آمده:
آرامش ذهن نمیتواند اتفاق بیفتد مگر این پذیرش کامل وجود داشته باشد که:
"من فاعل نیستم، دیگری هم فاعل نیست. تنها خداست که فاعل است."
دقت کنید که پیششرط داشتن عاملیت فردی وجود من-شخص مستقلی است که انجام دهنده امور است. یعنی فردی که خودش فاعل باشد. حالا برای پاسخ به سؤالتان لطفاً به مثال زیر کاملاً توجه کنید.
فرض کنیم که شما میخوابید و خواب میبینید.
شما در عالم خواب بهعنوان یک کاراکتر درون آن عالم پدیدار میشوید. این کاراکتر میتواند هر شخصیتی داشته باشد. میتواند شخصیتی باشد که با ذهن-جسم همهویتشده و غرق در عینیات بیرونی است از طرفی هم ممکن است فردی باشد که در مسیر خودشناسی است یا فردی است که متوجه ماهیت حقیقی خودش شده.
حالا سؤالی که پیش میآید این است که در تمام این احتمالات، فاعل حقیقی کیست؟
آیا غیر از این است که در تمام این موارد تنها فاعل حقیقی ذهن فردی است که در بسترش به خواب رفته و خواب میبیند؟
همانطور که در بخش عدم عاملیت از کتاب گفتارهای رامش آمده:
آرامش ذهن نمیتواند اتفاق بیفتد مگر این پذیرش کامل وجود داشته باشد که:
"من فاعل نیستم، دیگری هم فاعل نیست. تنها خداست که فاعل است."
ادامه ترجمه کتاب Atma Darshan (ادراک خویش)
#Atmadarshan
چنانچه بعضی قسمتها گنگ است نگران نباشید هرچه متن جلوتر میرود مطالب واضحتر میشوند.
۲. جستوجو دربارهی علت جهان – بیمعناست
۲.۱ هیچ پرسشی دربارهی زمان، مکان و علت پیدایش این جهان نمیتواند مطرح شود، زیرا این امور خودشان بخشی از این جهاناند.
۲.۲ درواقع چنین پرسشهایی میکوشند تا کل را بر اساس جزء تبیین کند، حال آنکه چنین رویکردی هرگز منطقی نیست.
۲.۳ همچنین این پرسش که چه کسی فاعلیت (انجام دهندگی) را بر خود تحمیل میکند نیز پرسش درستی نیست. خودِ عمل تحمیل، پیشفرض میگیرد که فاعلی وجود دارد. بنابراین، این پرسش نیز غیرمنطقی است.
۳-ذهن و ساتوای* خالص
۳.۱آگاهیای که بهسوی عینیات بیرونی میرود، ذهن است. اما هنگامیکه بهسوی خویش میچرخد، ساتوای خالص است.
۳.۲ خردمندان بر این باورند که ذهن همان "آویدیا"* (نادانی یا جهل معنوی) است، درحالیکه "ساتوای خالص" همان "ویدیا" (دانش حقیقی) است. ویدیا، ابزار رهایی است.
۳.۳ راه آویدیا (نادانی) انسان را به اسارت و وابستگی میکشاند، اما برای رهایی، جوینده باید مسیر ویدیا (دانش معنوی) را در پیش گیرد.
۳.۴ برای رسیدن به آرامش جاودان، لازم است فرد تا لحظهی رسیدن به روشنشدگی، به تلاش پیوسته ادامه دهد.
*ساتوا به معنی خلوص، تعادل، روشنایی، و هماهنگی است.
*منظور از جهل و نادانی در این متون اشاره به "غفلت از ماهیت حقیقی خویش" است.
#آتماناندا کریشنا منون
#Atmadarshan
چنانچه بعضی قسمتها گنگ است نگران نباشید هرچه متن جلوتر میرود مطالب واضحتر میشوند.
۲. جستوجو دربارهی علت جهان – بیمعناست
۲.۱ هیچ پرسشی دربارهی زمان، مکان و علت پیدایش این جهان نمیتواند مطرح شود، زیرا این امور خودشان بخشی از این جهاناند.
۲.۲ درواقع چنین پرسشهایی میکوشند تا کل را بر اساس جزء تبیین کند، حال آنکه چنین رویکردی هرگز منطقی نیست.
۲.۳ همچنین این پرسش که چه کسی فاعلیت (انجام دهندگی) را بر خود تحمیل میکند نیز پرسش درستی نیست. خودِ عمل تحمیل، پیشفرض میگیرد که فاعلی وجود دارد. بنابراین، این پرسش نیز غیرمنطقی است.
۳-ذهن و ساتوای* خالص
۳.۱آگاهیای که بهسوی عینیات بیرونی میرود، ذهن است. اما هنگامیکه بهسوی خویش میچرخد، ساتوای خالص است.
۳.۲ خردمندان بر این باورند که ذهن همان "آویدیا"* (نادانی یا جهل معنوی) است، درحالیکه "ساتوای خالص" همان "ویدیا" (دانش حقیقی) است. ویدیا، ابزار رهایی است.
۳.۳ راه آویدیا (نادانی) انسان را به اسارت و وابستگی میکشاند، اما برای رهایی، جوینده باید مسیر ویدیا (دانش معنوی) را در پیش گیرد.
۳.۴ برای رسیدن به آرامش جاودان، لازم است فرد تا لحظهی رسیدن به روشنشدگی، به تلاش پیوسته ادامه دهد.
*ساتوا به معنی خلوص، تعادل، روشنایی، و هماهنگی است.
*منظور از جهل و نادانی در این متون اشاره به "غفلت از ماهیت حقیقی خویش" است.
#آتماناندا کریشنا منون
ادامه ترجمه کتاب Atma Darshan (ادراک خویش)
#Atmadarshan
۴- مراحل مختلف روشنشدگی
۱-۴ کسی که ذهنش فریفتهیِ زیباییِ یک فرمِ تراشخورده در دل سنگ میشود، این حقیقت که اصل و اساس این فرم «سنگ» است را فراموش میکند.
۲-۴ هنگامیکه او بر این فریفتگی غلبه کند و سپس به آن فرم نگاه کند، آنگاه آن لایه زیرین یعنی سنگ که اصل و اساس آن فرم است را خواهد دید.
۳-۴ بهاینترتیب هنگامیکه سنگ دیده شود و موردتوجه قرار گیرد آنگاه این سنگ، درون آن فرم نیز دیده خواهد شد و در این صورت این فرم چیزی جز همان سنگ مشاهده نمیشود.
۴-۴روشنشدگی به حقیقت نیز به همین شیوه است. آگاهی عمدتاً به خاطر شیفتگی و علاقهمندی فرد به عینیتهای بیرونی کم سو و گنگ میشود.
۵-۴ هنگامیکه فرد بر این شیفتگی غلبه کند و آنگاه به عینیتها نگاه کند مشخص خواهد شد که آنها فقط از آگاهی برخاسته و در همان ساکناند.
۶-۴ بهاینترتیب وقتی آگاهی موردتوجه قرار گیرد، آن در عینیتها نیز آشکار خواهد شد و آن عینیتها نیز خودشان درنهایت به آگاهی تبدیل خواهند شد.
۷-۴ ادراک حقیقت، همان ادراک خود و تمام جهان بهعنوان یک آگاهی واحد است.
#آتماناندا کریشنا منون
#Atmadarshan
۴- مراحل مختلف روشنشدگی
۱-۴ کسی که ذهنش فریفتهیِ زیباییِ یک فرمِ تراشخورده در دل سنگ میشود، این حقیقت که اصل و اساس این فرم «سنگ» است را فراموش میکند.
۲-۴ هنگامیکه او بر این فریفتگی غلبه کند و سپس به آن فرم نگاه کند، آنگاه آن لایه زیرین یعنی سنگ که اصل و اساس آن فرم است را خواهد دید.
۳-۴ بهاینترتیب هنگامیکه سنگ دیده شود و موردتوجه قرار گیرد آنگاه این سنگ، درون آن فرم نیز دیده خواهد شد و در این صورت این فرم چیزی جز همان سنگ مشاهده نمیشود.
۴-۴روشنشدگی به حقیقت نیز به همین شیوه است. آگاهی عمدتاً به خاطر شیفتگی و علاقهمندی فرد به عینیتهای بیرونی کم سو و گنگ میشود.
۵-۴ هنگامیکه فرد بر این شیفتگی غلبه کند و آنگاه به عینیتها نگاه کند مشخص خواهد شد که آنها فقط از آگاهی برخاسته و در همان ساکناند.
۶-۴ بهاینترتیب وقتی آگاهی موردتوجه قرار گیرد، آن در عینیتها نیز آشکار خواهد شد و آن عینیتها نیز خودشان درنهایت به آگاهی تبدیل خواهند شد.
۷-۴ ادراک حقیقت، همان ادراک خود و تمام جهان بهعنوان یک آگاهی واحد است.
#آتماناندا کریشنا منون