تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
806 videos
38 files
367 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
Forwarded from مسیر مستقیم
تمام آنچه نیاز است این است که تمرکزِ توجه‌مان را از محتوایِ تجربه آزاد کنیم و آنگاه وجودمان خودبه‌خود خواهد درخشید.

#روپرت_اسپایرا
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تمرکزِ توجه - شرحی بر دو مطلب قبل

#مسیرمستقیم

مطلب مرتبط:

مرگ ایگو
به‌جای اینکه افکار و احساساتتان باشید، آن آگاهی پشت آن‌ها باشید."
#اکهارت تُله

*دقت کن که چیزی درونت از این افکار و احساسات و عواطف آگاه است. چه چیزی از غمگین بودنت آگاه است؟ چه چیزی از شاد بودنت آگاه است؟ تو «آن» هستی و نه خودِ غم یا خودِ شادی. با «آن» بمان. آن چیزی که از احساسات و عواطفت آگاه است همان است که هم‌اکنون خود به خودی نفس می‌کشد، همان است که خود به خودی تقسیم سلولی انجام می‌دهد و خود به خودی در قلب می‌تپد. همان است که می‌بیند و همان است که می‌شنود. تو همانی. این همان چیزی است که از وجود افکار و احساسات و ادراکات آگاه هست. در مثال صفحه‌نمایش و محتوای آن، همان صفحه‌نمایش است که ثابت و بی‌تغییر است، همان چیزی است که از تجربه‌ها آگاه است. تو همانی. خودت را صرفاً با محتوای زندگی‌ات اشتباه نگیر. تو خیلی بزرگ‌تر از این شخص و ماجراهایش هستی.
پرسشگر: باگوان، من مارتین هستم. به اینجا آمدم تا از شما یاد بگیرم که چطور می‌توان بدون رنج و بدبختی زندگی کرد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ من کی از تمام این رنج‌ها رها خواهم شد؟
باگوان #رامانا ماهارشی: هنگامی‌که متوجه شوی که هیچ مارتینی اصلاً وجود ندارند.

مارتین: متوجه نمی‌شوم ممکن است بیشتر توضیح دهید؟
رامانا ماهارشی: شما خودتان را فردی به نام مارتین تصور می‌کنید که مشغول زندگی کردن است؛ اما در حقیقت فقط زندگی است که وجود دارد، فقط آگاهی است که وجود دارد، فقط خویش است که وجود دارد و چیزی بیرون یا جدا از آن اصلاً وجود ندارد.

Questioner: "I am Martin. I came here to learn from you how to live without any misery. How is that possible? When will I be free from all suffering?"
#Ramana Maharshi : "When you realize that Martin do not exist."
Martin: "I don't understand. Can you elaborate, please?"
Ramana Maharshi: "You imagine yourself to be an individual entity named Martin who is living life. In reality, there is only Life itself, only Consciousness, only the Self, and nothing is outside or apart from that.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"هرچیزی که از آن آگاه باشم، آن نیستم"
سوامی #سارواپریاناندا
Audio
"نیایش"

محبوب من
میگفتم‌ من عاشقت هستم، نه!
حالا میگویم
عاشق تویی و نه ما

محبوب من
کیست که تو را تنها برای خودت بخواهد؟

_حانیه معزی
@sofiasananda
"فقط هنگامی‌که اول‌شخص (ایگو) در فرم" من این بدن هستم" وجود داشته باشد، دوم‌شخص و سوم‌شخص هم وجود خواهند داشت."

"اگر من-فکر وجود نداشته باشد هیچ‌چیز دیگری وجود نخواهد داشت."

"اگر از برخاستن من-فکر -که ریشه تمام افکار است- جلوگیری شود از به وجود آمدن سایر افکار نیز جلوگیری خواهد شد."

"آیا بهتر نیست که فرد به‌جای قطع میلیون‌ها برگ و صدها شاخه‌ی یک درخت، تنه‌ی آن را قطع کند؟ به همین ترتیب موفقیت فردی که تلاش می‌کند تا میلیون‌ها میلیون فکر را نابود کند در این است که من-فکر یعنی ریشه‌ی آن‌ها را نابود کند."
باگوان #رامانا ماهارشی

"تنها آنان كه جرئت نيستي و ترك تعلق را دارند می‌توانند جرئت ورود به ساحت ربوبی را داشته باشند"
#مایستر اکهارت

"هيچ كس را تا نگردد او فنا / نيست ره در بارگاه كبريا"
#مولانا

*"نیست شو تا هستی‌ات از پی رسد
تا تو هستی، هست در تو کی رسد؟"
#عطار
"Only if that first person (the ego) in the form ‘I am the body’ exists, will the second and third persons also exist...”
'Ulladhu Narpadhu'. verse 14

“If there is no ‘I’-thought, no other thing will
exist…”
‘Sri Arunachala Ashtakam’, verse 7,

If the ‘I’-thought – the root of all thoughts – is prevented from rising,
all other thoughts will also be prevented.
If a man wants to cut down the millions of
leaves and hundreds of branches of a tree, is it not enough if he cuts down the trunk? Similarly, a man who is trying to destroy all the millions and millions of thoughts will
have succeeded in doing so if he destroys the ‘I’-thought, their root.
Bhagavan Sri #Ramana Maharshi
هنگامی‌که از هویتت، از این شخص آزاد و رها بشوی دیگر چیزی برای یادگرفتن باقی نمی‌ماند.
مثل این است که نیرویی دیگر، یک حضوری عظیم در این بدن جریان پیدا می‌کند و عجیب هم به نظر نمی‌رسد.
هرچه تو کمتر باشی، بیشتر هستی. عجب پارادوکسی!!
تویِ بدونِ تو، تویِ حقیقی هستی.
توی بدون شخص همان وجه و صورت خدایی.
#موجی

"زیرِ دیوارِ وجودِ تو، توی گنج گهر
گنج ظاهر شود ار تو ز میان برخیزی"
#مولانا


When you are free of your identity and your person, nothing more needs to be learned. It's like another power, a great presence, flowing through this body and it doesn't seem strange. The less there is of you, the more you are. What a paradox! You without you are the real You. You without your person are the face of God.
#Mooji
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو، فیلم نادری از نیویورک در ۱۱۰ سال پیش است.

این آدمها و ماجراهایشان الان کجا هستند؟

تمام آن دغدغه ها، ترسها، شادیها، هیجانها، نگرانیها، رنجها و غصه ها حالا کجا هستند؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هیاهو و بازگشت - #اکهارت تُله

*ادراک عمیق این ویدئوی بسیار مهم میتواند دگرگون کننده باشد.

این ویدئو را مرتبط با پست قبل درنظر بگیرید.
هر آنچه هست، دارای وجود است، دارای ذات الهی است، دارای درجه‌ای از آگاهی است. حتی یک سنگ هم از آگاهی ابتدایی برخوردار است. در غیر این صورت نمی‌توانست وجود داشته باشد و اتم‌ها و مولکول‌هایش پراکنده می‌شدند. همه‌چیز زنده است. خورشید، زمین، گیاهان، حیوانات، انسان‌ها. همه‌چیز تجلی آگاهی در مراتب مختلف است، آگاهی‌ای که در قالب فرم تجلی ‌یافته.
جهان هنگامی پدیدار می‌شود که آگاهی، شکل و فرم به خودش بگیرد. فرمهای فکری و فرمهای مادی.
به میلیون‌ها فرمِ زندگی که فقط روی این سیاره وجود دارند نگاه کن. در دریا، روی خشکی، در هوا، و هرکدام از این فرم‌های زندگی میلیون‌ها بار تکثیر می‌شوند.
چرا چنین اتفاقی میفتد؟
آیا کسی یا چیزی مشغول بازی کردن است؟ بازی با فرم‌ها
این همان چیزی است که روشن‌بینان باستانی هند از خودشان می‌پرسیدند.
آن‌ها دنیا را به‌عنوان لی‌لا می‌دیدند، نوعی بازی الهی که خدا به آن مشغول است. در این بازی، فرم‌های زندگیِ فردی خیلی مهم نیستند. در دریا اکثر فرم‌های زندگی پس از تولد بیشتر از چند دقیقه دوام نمی‌آورند. این فرم انسانی نیز به همان صورت به‌سرعت تبدیل به خاک خواهد شد. طوری از بین خواهد رفت که گویی هرگز وجود نداشته است.
آیا این غم‌انگیز یا بی‌رحمانه است؟
فقط زمانی که شما برای هر فرم هویتی مستقل و جدا بسازید و فراموش کنید که آگاهیِ درونِ آن فرم، ذات الهی است که خودش را در قالب فرم متجلی کرده است، آنگاه برایتان غم‌انگیز خواهد بود. اما تا زمانی که ذات الهی خودتان را به‌عنوان آگاهی خالص درک نکنید حقیقتاً از آن بی‌خبر خواهید بود.
#اکهارت تُله


Everything that exists has Being, has God-essence, has some degree of consciousness. Even a stone has rudimentary consciousness; otherwise, it would not be, and its atoms and molecules would disperse. Everything is alive. The sun, the earth, plants, animals, humans — all are expressions of consciousness in varying degrees, consciousness manifesting as form.

The world arises when consciousness takes on shapes and forms, thought forms and material forms. Look at the millions of life forms on this planet alone. In the sea, on land, in the air — and then each life form is replicated millions of times. To what end? Is someone or something playing a game, a game with form? This is what the ancient seers of India asked themselves.

They saw the world as lila, a kind of divine game that God is playing. The individual life forms are obviously not very important in this game. In the sea, most life forms don't survive for more than a few minutes after being born. The human form turns to dust pretty quickly too, and when it is gone it is as if it had never been. Is that tragic or cruel? Only if you create a separate identity for each form, if you forget that its consciousness is Godessence expressing itself in form. But you don't truly know that until you realize your own God-essence as pure consciousness.

#Eckhart Tolle
Forwarded from مسیر مستقیم
Forwarded from مسیر مستقیم
هر چیزی که ظاهر می‌شود باید درون چیزی یا بر روی چیزی ظاهر شود.
امکان ندارد که یک فیلم بدون صفحه‌نمایش وجود داشته باشد.
امکان ندارد که کلماتِ یک رمان بدون یک ورق سفید وجود داشته باشند.
امکان ندارد که ابری بدون آسمان وجود داشته باشد.
امکان ندارد که افکار بدونِ... وجود داشته باشند.
بدونِ چی؟

علاوه بر این اگر ما مشغول دیدن یک فیلم باشیم درواقع داریم صفحه‌نمایش را تجربه می‌کنیم. اگر مشغول خواندن یک رمان باشیم درواقع داریم ورق سفید را تجربه می‌کنیم.
اگر ابرها را می‌بینیم، آسمان را تجربه می‌کنیم؛
بنابراین اگر افکارمان را تجربه می‌کنیم (که همه آن‌ها را تجربه کرده‌ایم) باید آن چیزی که آن‌ها بر روی آن ظاهر می‌شوند را تجربه کنیم.
آن چیست؟
و همان‌طور که صفحه‌نمایش از فیلم ساخته نشده،
ورق سفید از کلمات رمان ساخته نشده
و آسمان از ابرها ساخته نشده
پس هر چیزی که فکرها بر روی آن ظاهر می‌شوند نیز از افکار ساخته نشده است.
همان‌طور که صفحه‌نمایش از کیفیات محدودِ فیلم رها است،
همان‌طور که ورق سفید از کیفیات محدودِ داستانِ رمان رها است
و همان‌طور که آسمان از کیفیت‌های محدودِ ابرهایی که بر روی آن ظاهر می‌شوند رها است
به همین ترتیب هر چیزی که افکار بر روی آن ظاهر می‌شوند نیز رها از محدودیت افکار است و بنابراین نامحدود است.
علاوه بر این تنها عنصر اصلی موجود در فیلمِ محدود، صفحه‌نمایشِ نامحدود است.
تنها عنصر اصلی موجود در کلماتِ محدود، صفحه‌ی نامحدود است
و تنها عنصر اصلی موجود در ابرهای محدود، آسمانِ نامحدود است.
همین‌طور گفته می‌شود که صفحه‌نمایش، اصالت فیلم است، کاغذ، حقیقت و اصالت کلمات است و آسمان، حقیقت ابرها.
فیلم، کلمات و ابرها، ظهوری موقت از حقیقتِ همیشه حاضرشان هستند.
به همین ترتیب تنها عنصر و جوهر اصلیِ موجود در افکارِ محدود، آن چیز نامحدودی است که افکار در آن ظاهر می‌شوند. این چیزِ نامحدود که افکارِ محدود بر روی آن ظاهر می‌شوند، حقیقت و اصالت آن است.
در رابطه با افکار، به این چیزِ نامحدود، آگاهی میگویند. آن حاضر و آگاه است.
یک فکرِ محدود، یک ظهور موقت از آن آگاهیِ نامحدود است. به‌عبارت‌دیگر، فکر از فکر ساخته نمی‌شود، فکر از آگاهی ساخته می‌شود.
یخ از یخ ساخته نمی‌شود بلکه از آب ساخته می‌شود. یخ اسم و فرمی موقت از آب همیشه حاضر است. آب اصالت یخ است. زمانی که یخ از یخ بودنش متوقف می‌شود تمام چیزی که از دست می‌دهد اسم و فرم موقتی‌اش است اما حقیقت و اصالت یخ یعنی آب از بین نمی‌رود. آن حاضر و موجود باقی می‌ماند تا اسم و فرم بعدی را به خود بگیرد.
بنابراین زمانی که یک فکر محو می‌شود ماهیتش یعنی آگاهی از بین نمی‌رود بلکه فقط یک اسم و فرم موقت را از دست می‌دهد و در دسترس باقی می‌ماند، آماده است تا اسم و فرم ظاهر بعدی‌اش را بگیرد.

#روپرت اسپایرا