تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
همه آگاه هستند، همه ما هفت میلیارد نفر آگاه هستیم. ما از افکار، احساسات و ادراکاتمان آگاه هستیم. همه مردم این تجربه آگاه بودن را به اشتراک می‌گذارند، اما به‌طور نسبی فقط تعداد کمی از افراد نسبت به آگاهی‌شان آگاه هستند. زندگی اکثر مردم شامل جریانی از افکار، تصاویر، ایده‌ها، احساسات، مناظر، صداها و چیزهایی از این قبیل است، اما فقط تعداد کمی می‌پرسند که آن چیست که نسبت به این جریان افکار و احساسات و ادراکات آگاه است؟ من با چه چیز از تجربیاتم آگاهم؟
اصلی‌ترین و اساسی‌ترین تجربه، آگاهی نسبت به هستی خودمان و یا درک آگاهی نسبت به وجود خودش در درون ما است. در چنین تجربه‌ای است که صلح، شادی و عشق برای همه به‌طور ماندگار ساکن می‌شود. همان شادمانی‌ که ما آن را بسیار ‌دور از خودمان در موقعیت‌ها، چیزها و روابط جستجویش می‌کنیم همیشه در همین شناخت ساده از وجود خودمان حاضر و در دسترس است.
شناخت هستی خودمان در هریک از ما به‌عنوان تجربه «من هستم» یا «من آگاه هستم» یا به‌سادگی با آگاهی از «من» می‌درخشد. این تجربه آشکار و آشنا و اساسی هیچ ویژگی عینی یا بیرونی ندارد و به همین دلیل توسط اکثریت مردم نادیده گرفته می‌شود. این غفلت از هستی خودمان علت اصلی ناراحتی است. ماهیت تجربه‌ی آگاه بودن یا خودِ آگاهی چیست؟
#روپرت اسپیرا
#Rupert Spira
Excerpt from: Being Aware of Being Aware
The Essence of Meditation Series

Everybody is aware, all seven billion of us. We are aware of thoughts, feelings, sensations, and perceptions. All people share the experience of being aware, but relatively few people are aware that they are aware. Most people’s lives consist of a flow of thoughts, images, ideas, feelings, sensations, sights, sounds, and so on. Very few people ask, 'What is it that knows this flow of thoughts, feelings, and perceptions? With what am I aware of my experience?'
The knowing of our being—or rather, awareness’s knowing of its own being in us—is our primary, fundamental and most intimate experience. It is in this experience that the peace, happiness and love for which all people long reside. The happiness we have sought so long outside of ourselves, in situations, objects and relationships, turns out to be always present and available in the simple knowing of our own being as it truly is.
The knowing of our own being shines in each of us as the experience ‘I am’ or ‘I am aware’, or simply the knowledge ‘I’. This obvious, familiar and intimate experience has no objective qualities and is, therefore, overlooked or ignored by the majority of people. This overlooking of our own being is the ultimate cause of unhappiness. What is the nature of the experience of being aware or awareness itself?
پرسشگر: می‌توانم اکنون بپرسم ویژگی متمایز این روش (تفحص خویش) در چیست؟
باگوان: حس «من» همیشه در ما حاضر است. بنابراین یافتن خویش از طریق «من» که تجلی آن خویش است نسبتاً آسان خواهد بود. علاوه بر این اگر قبل از اینکه «من» به شکل‌های مختلف منشعب شود، توجه خودمان را از طریق این روش، بر روی فرم اولیه «من» قرار دهیم، این کار منجر به انحلال مستقیم «من» در منشأش می‌شود.
در غیر این صورت زمانی که «من» فرم‌های زیادی به خودش گرفته باشد و آنگاه شما تفحص را شروع کنید باقدرت توهمی‌اش شما را دور می‌کند و هرگز نمی‌توانید به منشأش دست پیدا کنید.
#رامانا ماهارشی
Question: Now, may I know sir, what is the distinguishing feature of this method?
Bhagavan: The sense of ‘I’ is always present in us. So, it is relatively easy to find the Self through this ‘I’, which is an emanation of the Self. Further, if, before the ‘I’ ramifies into many forms, we put our attention via this method on the parent-form of the ‘I’, this makes for the direct dissolution of the ‘I’ in its source.
Otherwise, if you begin the inquiry when the ‘I’ has already taken many forms, you will be swept away by its illusive power and never reach its source.
#Ramana Maharshi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رابطه و ماهیت حقیقی ما - #روپرت اسپایرا - زیرنویس فارسی

@selfinquiry
تفحص خویش
رابطه و ماهیت حقیقی ما - #روپرت اسپایرا - زیرنویس فارسی @selfinquiry
🌀پیشنهاد میکنم تمام کسانی که به نحوی درگیر رابطه هستند حتما این ویدئو رو ببینند.
بدون رجوع به یک فکر، تصویر یا احساس تو چیستی؟

این سؤال موجب یک شکاف لحظه‌ای در ذهن می‌شود. در این شکاف بمان.
تو در آنجا چیستی؟
به‌عنوان آن وجودِ خاموش باقی بمان
#آدياشانتی

What are you without referring to a single thought, image, or emotion? The question causes a momentary gap in the mind.
Abide as that wordless being. '
#Adyashanti
تو از کل جدا نیستی. تو با خورشید و زمین و هوا یکی هستی. تو یک زندگی نداری. تو زندگی هستی.
#اکهارت تول
Love in Portofino @HoshyariBartar
Andrea Bocelli
من موسیقی نمی سازم ...
بلکه تنها نوای فرشته‌ای
را که در گوش من زمزمه میکند
نُت میکنم ...

#موسیقی
#باکلام

#Music


@HoshyariBartar
#رابرت آدامز
گزیده‌ای از: ست سانگ

پرسشگر: اگر همه‌چیز هیچ است پس چرا این چیزها به‌خوبی دیده، استشمام و حس می‌شوند؟ چرا آن «مطلق» چنین تصویری به ما می‌دهد که رها کردنش این‌قدر سخت باشد؟
رابرت: آن مطلق هرگز چیزی به شما نداده است. مطلق، مطلق باقی می‌ماند. این شمایید که این چیزها را احساس می‌کنید. این شمایید که باز احساس جدایی می‌کنید. این شمایید که احساس می‌کنید که فانی هستید. آن مطلق هرگز هیچ کاری با آن ندارد. کشف کن کیستی. هویت واقعی‌ات را کشف کن. از خودت بپرس: چه کسی این بدن را به من داده است؟ با تفحص «من کیستم» تمام این چیزها برایت روشن خواهد شد.
تو آن مطلقی. تو خویش حقیقی هستی. همیشه آن خویش بوده‌ای.تمام چیزهای دیگر مانند تصویری بر روی پرده نمایش هستند. به درون برو، عمیقاً به درون برو، عمیق‌تر از همیشه، با این پرسش که «من کیستم؟» چه کسی این ذهن را به من داده است؟ چه کسی این بدن را به من داده است؟ چه کسی این افکار را به من داده است؟ چه کسی این پرسش‌ها را به من داده است؟
اگر به‌اندازه کافی صادق باشید هیچ‌کسی را پیدا نخواهید کرد. کسی خانه نیست و تو آگاهی محضی، همان مطلق. به‌عبارت‌دیگر، هیچ‌چیزی در حال اتفاق افتادن نیست. کلاسی مانند این در حال اتفاق افتادن نیست. هیچ جسمی وجود ندارد که بدن شما باشد. تجربیاتی وجود ندارند که تو آن‌ها را تجربه کرده باشی. هیچ‌چیزی آن‌طور که پدیدار می‌شود وجود ندارد.
دوباره از خودت بپرس، «پس آن از کجا می‌آید؟ من نمی‌خواهمش، از کجا می‌آید؟ دوباره تو میگویی، «من نمی‌خواهمش.» آن «من» است که آن را به تو می‌دهد. پس به‌جای اینکه احساس پشیمانی داشته باشی یا اینکه احساس کنی که چیزی اشتباه و مبهم است بهتر است بر روی این «من» کار کنی و من را پاک‌کنی. تلاش کن تا از شر من خلاص شوی من را از بین ببر و سپس ببین که به چه چیز تبدیل می‌شوی
#Robert Adams
Excerpt from: Satsang
Q/A

Q: If everything is nothing why the hell does it all look, smell and feel so good. Why did the absolute give us this imagination that is so hard to give up?
R: The absolute never gave you anything. The absolute remains absolute. It is you who feels these things. It is you who feels separate again. It is you who feel that you are mortal. The absolute has nothing to do with it whatsoever. Find out who you are. Discover your true identity. Ask yourself, "Who gave me this body?" By inquiring, "Who am I?" all of these things will become clear to you.
You are the absolute. You are the self. You have always been the self. Everything else is like images on the screen. Go within, dive deep within, deeper than you've ever dove before by inquiring, "Who am I? Who gave me this mind? Who gave me this body? Who gave me these thoughts? Who gave me these questions?"
If you are sincere enough you'll realize nobody. There is nobody home and you are total consciousness, the absolute. In other words there is nothing going on here at all. There is no class like this happening. There is no body that appears to be your body. There is no experiences that you've ever gone through. Nothing exists the way it appears.
Again ask yourself, "Then where did it come from? I don't want it, where did it com from?" So again you say, "I don't want it." It is the I that gives it to you. It's better to work on the I, removing the I than to feel sorry for yourself or to feel something is wrong or obscure. Work on getting rid of the I, eliminate the I and then see what you become.
آن شخصی که گمان می‌کنی خودت هستی رنج می‌کشد، نه تو.
#نیسارگاداتا
تمام چیزی که تو به آن نیاز داری یک ذهن خاموش است. زمانی که ذهنت خاموش شد تمام چیزهای دیگر به‌درستی اتفاق خواهند افتاد. همان‌طور که خورشید هنگام طلوع باعث تکاپو در عالم می‌شود خویش آگاهی نیز باعث تغییراتی در ذهن می‌گردد. در پرتو نور آرام و استوار خویش آگاهی انرژی‌های درونی بیدار شده و بدون هیچ تلاشی از سمت شما در کارتان معجزه می‌کنند.
#نیسارگاداتا
ماهیت تو شادی (خوشبختی) است. این اشتباه نیست که آن را طلب کنی. چیزی که اشتباه است جستجوی شادی در بیرون است درحالی‌که آن در درون وجود دارد.
#رامانا ماهارشی
Questioner: Are you ever glad or sad?
Do you know joy and sorrow?
#Nisargadatta: Call them as you please.
To me they are states of mind only, and I am not the mind.
I Am That, Chapter 25

پرسشگر: آیا تاکنون خوشحال یا غمگین بوده‌اید؟ آیا غم و شادی را می‌شناسید؟
نیسارگاداتا: آن‌ها برای شما وجود دارند، برای من آن‌ها فقط وضعیت‌های ذهنی هستند و من ذهن نیستم.

من آن هستم، فصل ۲۵
#نیسارگاداتا
شاید
شاید رؤیاهای ما آنجا هستند تا از بین بروند، یا نقشه‌های زندگی‌مان وجود دارند تا فروبریزند و شاید علت تمام این ناکامی‌ها یک دعوت بزرگ به بیداری از رؤیای جدایی باشد تا از سراب کنترل بیدار شویم و با تمام وجود هر آنچه در اکنون است را بپذیریم.
شاید تمام این‌ها یک فراخوان از سر دلسوزی است برای پذیرش عمیق این جهان با تمام دردها و برکت‌ها و شکوه تلخ و شیرینش. شاید ما واقعاً هرگز نمی‌توانیم زندگی‌هایمان را کنترل کنیم و شاید ازآنجاکه مدام آن را فراموش می‌کنیم مدام هم دعوت می‌شویم تا به یادش آوریم.
شاید رنج کشیدن اصلاً دشمن ما نباشد و در بطنش یک درس دست‌اول و به‌موقع وجود دارد و همه ما اگر واقعاً انسان هستیم و الهی باید یاد بگیریم. شاید درهم شکستن همیشه شامل رسیدن به موفقیت باشد. شاید رنج کشیدن یک مجوز عبور باشد و نه یک آزمایش یا تنبیه و نه نشانه‌ای برای چیزی در آینده یا گذشته بلکه درد فقط یک اشاره‌گر مستقیم به راز هستی در اینجا و اکنون باشد. شاید زندگی به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند «اشتباه» عمل کند.
#جف فاستر
#Jeff Foster
Perhaps

Perhaps our dreams are there to be broken, and our plans are there to crumble, and our tomorrows are there to dissolve into todays, and perhaps all of this is all a giant invitation to wake up from the dream of separation, to awaken from the mirage of control, and embrace whole-heartedly what is present.
Perhaps it is all a call to compassion, to a deep embrace of this universe in all its bliss and pain and bitter-sweet glory. Perhaps we were never really in control of our lives, and perhaps we are constantly invited to remember this, since we constantly forget it.
Perhaps suffering is not the enemy at all, and at its core, there is a first-hand, real-time lesson we must all learn, if we are to be truly human, and truly divine. Perhaps breakdown always contains breakthrough. Perhaps suffering is simply a right of passage, not a test or a punishment, nor a signpost to something in the future or past, but a direct pointer to the mystery of existence itself, here and now. Perhaps life cannot go 'wrong' at all.