Forwarded from مسعود رياعی
در کیمیاگری اصطلاحی است به نام "ماده ی اولیه". برخی کیمیاگران به آن "ماده ی سیاه" نیز گفته اند. این بدان معناست که چون بخواهند فلزات دیگر را به طلا تبدیل کنند، باید ابتدا آنها را به ماده ی بسیط و اولیه شان بر گردانند. باید آنها را از شکل و خاصیت های ثانوی شان خالی کنند. در یک کلام باید آنها را نرم و پذیرای " مطلق" کنند. اما این در "کیمیاگری باطنی"، بدان معناست که باید تمامی هویت های کاذب تو در هم بشکند. باید تمامی القاءات و ذهنیات و عقاید جوراجوری که از کودکی به وجود تو سرازیر کرده اند، تمامی شرطی شدگی ها، همگی فرو ریزند. اگر بخواهی به "حقیقت محض" نائل شوی، اگر بخواهی در مسیر کیمیاگری وجود قرار گیری، اگر بخواهی به طلایی ناب و اصیل مبدل گردی، باید از تمامی شکل های کاذب و دروغین خالی شوی، باید این "منیّت سیاه" در هم بشکند و به بی شکلی در آیی. سرمایه ی اولیه تو، همین شکستن است. همین بی شکلی است. دور انداختن هویت های کاذب است. وقتی در این کوره ذوب می شوی، تمامی ناخالصی های ذهنی و عاطفی، بخار شده و زایل می گردند. در این مرحله آدمی از شکل دروغین و شیطانی اش خارج گشته و اکنون وجودش به ماده ی اولیه ی کار بدل گشته است. لائوتزو به این مرحله می گوید؛ "کُنده ی ناتراشیده". حکیم خیام می گوید؛ " گِل کوزه گری". عیسی مسیح(ع) می گوید؛ کیفیت "کودکی". حافظ می گوید؛ "می ناب". مولوی می گوید؛ "نی تو خالی"... و پیامبر اسلام(ص) به "میت" از آن یاد می کنند. "موتوا قبل ان تموتوا"... این یعنی نرم و پذیرا شدن. یعنی تسلیم محض ... یعنی آماده شدن وجود، برای نیل به گوهر اصیل و الهی ...
برگرفته از كتاب "كيمياگري باطني"
مسعود رياعى
www.masoudriaei.com
t.me/masoudriaei
برگرفته از كتاب "كيمياگري باطني"
مسعود رياعى
www.masoudriaei.com
t.me/masoudriaei
ست چیت آناندا (وجود، آگاهی، سعادت)
سکون ماهیت اصلی توست. سکون چیست؟ فضای درون یا آگاهی است که در آن کلمات این متن درک شده و به فکر تبدیل میشوند. بدون این آگاهی، ادراک، افکار و دنیایی وجود ندارد.
تو آن آگاهی هستی که به این شخص تبدیلشده. زمانی که ارتباط با سکون درون را از دست دادی ارتباطت با خودت نیز از دست میرود. زمانی که ارتباطت با خودت از بین رفت آنگاه خودت را در دنیا گم میکنی.
عمیقترین حست از خویش که همانی است که تو هستی، از سکون جداییناپذیر است. این آن «من هستم»ی است که عمیقتر از نام و فرم است.
#اکهارت تول
سکون ماهیت اصلی توست. سکون چیست؟ فضای درون یا آگاهی است که در آن کلمات این متن درک شده و به فکر تبدیل میشوند. بدون این آگاهی، ادراک، افکار و دنیایی وجود ندارد.
تو آن آگاهی هستی که به این شخص تبدیلشده. زمانی که ارتباط با سکون درون را از دست دادی ارتباطت با خودت نیز از دست میرود. زمانی که ارتباطت با خودت از بین رفت آنگاه خودت را در دنیا گم میکنی.
عمیقترین حست از خویش که همانی است که تو هستی، از سکون جداییناپذیر است. این آن «من هستم»ی است که عمیقتر از نام و فرم است.
#اکهارت تول
#Eckhart Tolle
Excerpt from: A New Earth
Sat Chit Ananda
“Stillness is your essential nature. What is stillness? The inner space or awareness in which the words on this page are being perceived and become thoughts. Without that awareness, there would be no perception, no thoughts, no world.
You are that awareness, disguised as a person. When you lose touch with inner stillness, you lose touch with yourself. When you lose touch with yourself, you lose yourself in the world.
Your innermost sense of self, of who you are, is inseparable from stillness. This is the I Am that is deeper than name and form.”
Excerpt from: A New Earth
Sat Chit Ananda
“Stillness is your essential nature. What is stillness? The inner space or awareness in which the words on this page are being perceived and become thoughts. Without that awareness, there would be no perception, no thoughts, no world.
You are that awareness, disguised as a person. When you lose touch with inner stillness, you lose touch with yourself. When you lose touch with yourself, you lose yourself in the world.
Your innermost sense of self, of who you are, is inseparable from stillness. This is the I Am that is deeper than name and form.”
در طول روز هر بار که به این واژه اشاره میکنیم دقیقاً به چی اشاره میکنیم؟
گاهی مراقبه گون روی این واژه تعمق کنید. «من»
این من چیزی جدای از مجموعه افکار، احساسات، ادراکات و تجارب و خاطراتی که در گذشته شکلگرفته نیست یعنی مجموعه دریافتهایی که تا همین لحظه وجود داشته و همچنین مجموعه تصوراتی از آینده.
حالا اگه تماماً حقیقتاً در لحظه حال باشیم آیا این «من» میتونه وجود داشته باشه؟
بودنِ تمام و کمال در لحظه حال باید منجر به محو این «من» بشه. در لحظه حال فقط «بودن» وجود داره. فقط هستی وجود داره. بودنِ محض و نه هیچچیز دیگه.
@selfinquiry
گاهی مراقبه گون روی این واژه تعمق کنید. «من»
این من چیزی جدای از مجموعه افکار، احساسات، ادراکات و تجارب و خاطراتی که در گذشته شکلگرفته نیست یعنی مجموعه دریافتهایی که تا همین لحظه وجود داشته و همچنین مجموعه تصوراتی از آینده.
حالا اگه تماماً حقیقتاً در لحظه حال باشیم آیا این «من» میتونه وجود داشته باشه؟
بودنِ تمام و کمال در لحظه حال باید منجر به محو این «من» بشه. در لحظه حال فقط «بودن» وجود داره. فقط هستی وجود داره. بودنِ محض و نه هیچچیز دیگه.
@selfinquiry
به «من هستمِ» محض برو. نه من این هستم یا من آن هستم، بلکه فقط «من هستم.» سپس من را بیرون بینداز طوری که فقط «هستم» باقی بماند. این حالتِ بیحالتی است، اصل غایی، خویش مطلق. هر چیزی در ذاتش همین اصل مطلق است که خویش نامیده میشود.
#آدياشانتی
#آدياشانتی
#Adyashanti
Go to the pure I AM. Not I am this or I am that, but simply I AM. Then throw out the I, so that there is only AM. This is the stateless state, the ultimate principle, the absolute Self. Everything, in essence, is this absolute principle called the Self.
Go to the pure I AM. Not I am this or I am that, but simply I AM. Then throw out the I, so that there is only AM. This is the stateless state, the ultimate principle, the absolute Self. Everything, in essence, is this absolute principle called the Self.
درد است که آدمی را راهبر است. در هر کاری که هست تا اورا درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسرنشود – خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره. تا مریم را درد زه پیدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد که:
فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ (آنگاه درد زایش مریم را به درخت خرمایی آورد -مریم -23) - اورا آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوهدار شد.
تن همچون مریم است و هریکی عیسی داریم: اگر ما را درد پیدا شود، عیسای ما بزاید و اگر درد نباشد، عیسی هم از آن راه نهانی که آمده، باز به اصل خود پیوندد – الا ما محروم مانیم و از او بیبهره.
فیه ما فیه - #مولانا
فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ (آنگاه درد زایش مریم را به درخت خرمایی آورد -مریم -23) - اورا آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوهدار شد.
تن همچون مریم است و هریکی عیسی داریم: اگر ما را درد پیدا شود، عیسای ما بزاید و اگر درد نباشد، عیسی هم از آن راه نهانی که آمده، باز به اصل خود پیوندد – الا ما محروم مانیم و از او بیبهره.
فیه ما فیه - #مولانا
O Holy Night
Lauren Daigle
موسیقی خوب
یکی از سرودهای محبوب کریسمس
Lauren Daigle - O Holy Night
یکی از سرودهای محبوب کریسمس
Lauren Daigle - O Holy Night
تمام توجه ات را تا زمانی که ذهنت خودِ سؤال شود و قادر نباشد که به هیچچیز دیگری فکر کند به این سؤال بده: «آن چیست که مرا آگاه میسازد؟»
#نیسارگداتا
#نیسارگداتا
همه آگاه هستند، همه ما هفت میلیارد نفر آگاه هستیم. ما از افکار، احساسات و ادراکاتمان آگاه هستیم. همه مردم این تجربه آگاه بودن را به اشتراک میگذارند، اما بهطور نسبی فقط تعداد کمی از افراد نسبت به آگاهیشان آگاه هستند. زندگی اکثر مردم شامل جریانی از افکار، تصاویر، ایدهها، احساسات، مناظر، صداها و چیزهایی از این قبیل است، اما فقط تعداد کمی میپرسند که آن چیست که نسبت به این جریان افکار و احساسات و ادراکات آگاه است؟ من با چه چیز از تجربیاتم آگاهم؟
اصلیترین و اساسیترین تجربه، آگاهی نسبت به هستی خودمان و یا درک آگاهی نسبت به وجود خودش در درون ما است. در چنین تجربهای است که صلح، شادی و عشق برای همه بهطور ماندگار ساکن میشود. همان شادمانی که ما آن را بسیار دور از خودمان در موقعیتها، چیزها و روابط جستجویش میکنیم همیشه در همین شناخت ساده از وجود خودمان حاضر و در دسترس است.
شناخت هستی خودمان در هریک از ما بهعنوان تجربه «من هستم» یا «من آگاه هستم» یا بهسادگی با آگاهی از «من» میدرخشد. این تجربه آشکار و آشنا و اساسی هیچ ویژگی عینی یا بیرونی ندارد و به همین دلیل توسط اکثریت مردم نادیده گرفته میشود. این غفلت از هستی خودمان علت اصلی ناراحتی است. ماهیت تجربهی آگاه بودن یا خودِ آگاهی چیست؟
#روپرت اسپیرا
اصلیترین و اساسیترین تجربه، آگاهی نسبت به هستی خودمان و یا درک آگاهی نسبت به وجود خودش در درون ما است. در چنین تجربهای است که صلح، شادی و عشق برای همه بهطور ماندگار ساکن میشود. همان شادمانی که ما آن را بسیار دور از خودمان در موقعیتها، چیزها و روابط جستجویش میکنیم همیشه در همین شناخت ساده از وجود خودمان حاضر و در دسترس است.
شناخت هستی خودمان در هریک از ما بهعنوان تجربه «من هستم» یا «من آگاه هستم» یا بهسادگی با آگاهی از «من» میدرخشد. این تجربه آشکار و آشنا و اساسی هیچ ویژگی عینی یا بیرونی ندارد و به همین دلیل توسط اکثریت مردم نادیده گرفته میشود. این غفلت از هستی خودمان علت اصلی ناراحتی است. ماهیت تجربهی آگاه بودن یا خودِ آگاهی چیست؟
#روپرت اسپیرا
#Rupert Spira
Excerpt from: Being Aware of Being Aware
The Essence of Meditation Series
Everybody is aware, all seven billion of us. We are aware of thoughts, feelings, sensations, and perceptions. All people share the experience of being aware, but relatively few people are aware that they are aware. Most people’s lives consist of a flow of thoughts, images, ideas, feelings, sensations, sights, sounds, and so on. Very few people ask, 'What is it that knows this flow of thoughts, feelings, and perceptions? With what am I aware of my experience?'
The knowing of our being—or rather, awareness’s knowing of its own being in us—is our primary, fundamental and most intimate experience. It is in this experience that the peace, happiness and love for which all people long reside. The happiness we have sought so long outside of ourselves, in situations, objects and relationships, turns out to be always present and available in the simple knowing of our own being as it truly is.
The knowing of our own being shines in each of us as the experience ‘I am’ or ‘I am aware’, or simply the knowledge ‘I’. This obvious, familiar and intimate experience has no objective qualities and is, therefore, overlooked or ignored by the majority of people. This overlooking of our own being is the ultimate cause of unhappiness. What is the nature of the experience of being aware or awareness itself?
Excerpt from: Being Aware of Being Aware
The Essence of Meditation Series
Everybody is aware, all seven billion of us. We are aware of thoughts, feelings, sensations, and perceptions. All people share the experience of being aware, but relatively few people are aware that they are aware. Most people’s lives consist of a flow of thoughts, images, ideas, feelings, sensations, sights, sounds, and so on. Very few people ask, 'What is it that knows this flow of thoughts, feelings, and perceptions? With what am I aware of my experience?'
The knowing of our being—or rather, awareness’s knowing of its own being in us—is our primary, fundamental and most intimate experience. It is in this experience that the peace, happiness and love for which all people long reside. The happiness we have sought so long outside of ourselves, in situations, objects and relationships, turns out to be always present and available in the simple knowing of our own being as it truly is.
The knowing of our own being shines in each of us as the experience ‘I am’ or ‘I am aware’, or simply the knowledge ‘I’. This obvious, familiar and intimate experience has no objective qualities and is, therefore, overlooked or ignored by the majority of people. This overlooking of our own being is the ultimate cause of unhappiness. What is the nature of the experience of being aware or awareness itself?
پرسشگر: میتوانم اکنون بپرسم ویژگی متمایز این روش (تفحص خویش) در چیست؟
باگوان: حس «من» همیشه در ما حاضر است. بنابراین یافتن خویش از طریق «من» که تجلی آن خویش است نسبتاً آسان خواهد بود. علاوه بر این اگر قبل از اینکه «من» به شکلهای مختلف منشعب شود، توجه خودمان را از طریق این روش، بر روی فرم اولیه «من» قرار دهیم، این کار منجر به انحلال مستقیم «من» در منشأش میشود.
در غیر این صورت زمانی که «من» فرمهای زیادی به خودش گرفته باشد و آنگاه شما تفحص را شروع کنید باقدرت توهمیاش شما را دور میکند و هرگز نمیتوانید به منشأش دست پیدا کنید.
#رامانا ماهارشی
باگوان: حس «من» همیشه در ما حاضر است. بنابراین یافتن خویش از طریق «من» که تجلی آن خویش است نسبتاً آسان خواهد بود. علاوه بر این اگر قبل از اینکه «من» به شکلهای مختلف منشعب شود، توجه خودمان را از طریق این روش، بر روی فرم اولیه «من» قرار دهیم، این کار منجر به انحلال مستقیم «من» در منشأش میشود.
در غیر این صورت زمانی که «من» فرمهای زیادی به خودش گرفته باشد و آنگاه شما تفحص را شروع کنید باقدرت توهمیاش شما را دور میکند و هرگز نمیتوانید به منشأش دست پیدا کنید.
#رامانا ماهارشی
Question: Now, may I know sir, what is the distinguishing feature of this method?
Bhagavan: The sense of ‘I’ is always present in us. So, it is relatively easy to find the Self through this ‘I’, which is an emanation of the Self. Further, if, before the ‘I’ ramifies into many forms, we put our attention via this method on the parent-form of the ‘I’, this makes for the direct dissolution of the ‘I’ in its source.
Otherwise, if you begin the inquiry when the ‘I’ has already taken many forms, you will be swept away by its illusive power and never reach its source.
#Ramana Maharshi
Bhagavan: The sense of ‘I’ is always present in us. So, it is relatively easy to find the Self through this ‘I’, which is an emanation of the Self. Further, if, before the ‘I’ ramifies into many forms, we put our attention via this method on the parent-form of the ‘I’, this makes for the direct dissolution of the ‘I’ in its source.
Otherwise, if you begin the inquiry when the ‘I’ has already taken many forms, you will be swept away by its illusive power and never reach its source.
#Ramana Maharshi
تفحص خویش
رابطه و ماهیت حقیقی ما - #روپرت اسپایرا - زیرنویس فارسی @selfinquiry
✨🌀پیشنهاد میکنم تمام کسانی که به نحوی درگیر رابطه هستند حتما این ویدئو رو ببینند.
بدون رجوع به یک فکر، تصویر یا احساس تو چیستی؟
این سؤال موجب یک شکاف لحظهای در ذهن میشود. در این شکاف بمان.
تو در آنجا چیستی؟
بهعنوان آن وجودِ خاموش باقی بمان
#آدياشانتی
What are you without referring to a single thought, image, or emotion? The question causes a momentary gap in the mind.
Abide as that wordless being. '
#Adyashanti
این سؤال موجب یک شکاف لحظهای در ذهن میشود. در این شکاف بمان.
تو در آنجا چیستی؟
بهعنوان آن وجودِ خاموش باقی بمان
#آدياشانتی
What are you without referring to a single thought, image, or emotion? The question causes a momentary gap in the mind.
Abide as that wordless being. '
#Adyashanti