تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
تفحص خویش
آیا واقعاً می‌خواهی تمام این باورهای غلط، خاطرات، داستان‌ها، تمایلات و هویت‌ها را یکی‌یکی پاک ‌کنی یا ترجیح می‌دهی کارخانه‌ی تولیدکننده آن‌ها را پیدا کنی و منفجرش کنی؟ به این خاطر این را میگویم چون در حال حاضر وقتی برای هرس‌های کوچک ندارم. شما به آن ناخن‌گیر…
🌀در مورد تفحص خویش و تمرین تفحص خویش باید بگم که کلیت کانال در همین خصوص شکل گرفته ولی باز اگه بخوام مستقیم ارجاع بدم پیشنهاد می‌کنم ۵ مطلب تفحص خویش رو از ابتدای کانال مطالعه کنید به همراه این ویدئو از روپرت اسپیرا
ادراک
اولین چیزی که باید درک کنید این است که هر چیزی که در زندگی‌تان پیش می‌آید ضروری است. مهم نیست که چطور به نظر می‌رسد، مهم نیست چه اتفاقی افتاده، همه آن‌ها ضروری بوده‌اند. دومین چیزی که باید درک شود این است که همه‌چیز از قبل مقدر شده است.
به‌عبارت‌دیگر همه‌چیز همان‌طور که مقدر بود اتفاق میافتد. هیچ اشتباهی وجود ندارد. سومین چیزی که باید درک شود این است که دو موضوع اول فقط مشتی دروغ‌اند به این خاطر که این چیزها اصلاً در حقیقت وجود ندارند.
هیچ‌چیزی برای یادگیری وجود ندارد (صدای خنده). چه کسی باید یاد بگیرد؟ کسی که باید یاد بگیرد اصلاً وجود ندارد. این ایگو است که می‌خواهد بیاموزد. ذهن می‌خواهد یاد بگیرد. ایگو معتقد است که باید دانش را بیاموزد. باید حکمت را به دست آورد.
اما تو خود حکمتی. حکمت، ذات حقیقی توست. زمانی که ایگو از بین برود خواهی دانست زیرا تو کائناتی. اما آن چیزی که می‌خواهد بداند ایگو است.
#رابرت آدامز
#Robert Adams
Excerpts from: Satsang
Understanding

The first thing to understand is that everything that has transpired in your life has been necessary. No matter how it looks, no matter what has happened, everything has been necessary. The second thing to understand is, everything has been preordained.

In other words, everything was supposed to happen the way it happened. There were no mistakes. The third thing to understand is that the first two things are all a pack of lies, for these things do not even exist in Reality.

There is nothing to learn at all (laughter). Who has to learn? The person who has to learn doesn't even exist. It is the ego that wants to learn. The mind wants to learn. The ego believes it has to know knowledge. It has to acquire wisdom.

But you are wisdom. Wisdom is your real nature. When the ego is gone then you know because you are the universe. But the one who wants to know is the ego.
#رابرت آدامز
فاعل

مچ خودت رو بگیر. داری به چی فکر میکنی؟ این افکار مانع رسیدن تو به بیداری هستند. همیشه موقع فکر کردن مچ خودت رو بگیر و از خودت بپرس: «این افکار برای چه کسی میایند؟» حتی اگر آن‌ها افکار خوب هم باشند، باز فرقی نمی‌کند.
چیزی درون تو است که می‌داند چه‌کار کند. قدرتی بزرگ‌تر از تو که می‌داند چطور بدون کمکت از تو مراقبت کند. تنها کاری که باید انجام دهی این است که تسلیمش شوی. افکار، ذهن و ایگویت را تسلیم این جریانی که مسیر را می‌شناسد بکن. آن از تو مراقبت خواهد کرد. خیلی بهتر از آن چیزی که تصورش را می‌کنی از تو مراقبت خواهد کرد.
#Robert Adams
Doer

Catch yourself. What are you thinking about? It’s those very thoughts that keep you from awakening. Always catch yourself thinking. And ask yourself: “To whom do these thoughts come?” even if they’re good thoughts. It makes no difference.

There’s something within you that knows what to do. There is a power greater than you that knows how to take care of you without your help. All you’ve got to do is to surrender to it. Surrender your thoughts, your mind, your ego, to the current that knows the way. It will take care of you. It will take better care of you than you can ever imagine.
Forwarded from مسعود رياعی
در کیمیاگری اصطلاحی است به نام "ماده ی اولیه". برخی کیمیاگران به آن "ماده ی سیاه" نیز گفته اند. این بدان معناست که چون بخواهند فلزات دیگر را به طلا تبدیل کنند، باید ابتدا آنها را به ماده ی بسیط و اولیه شان بر گردانند. باید آنها را از شکل و خاصیت های ثانوی شان خالی کنند. در یک کلام باید آنها را نرم و پذیرای " مطلق" کنند. اما این در "کیمیاگری باطنی"، بدان معناست که باید تمامی هویت های کاذب تو در هم بشکند. باید تمامی القاءات و ذهنیات و عقاید جوراجوری که از کودکی به وجود تو سرازیر کرده اند، تمامی شرطی شدگی ها، همگی فرو ریزند. اگر بخواهی به "حقیقت محض" نائل شوی، اگر بخواهی در مسیر کیمیاگری وجود قرار گیری، اگر بخواهی به طلایی ناب و اصیل مبدل گردی، باید از تمامی شکل های کاذب و دروغین خالی شوی، باید این "منیّت سیاه" در هم بشکند و به بی شکلی در آیی. سرمایه ی اولیه تو، همین شکستن است. همین بی شکلی است. دور انداختن هویت های کاذب است. وقتی در این کوره ذوب می شوی، تمامی ناخالصی های ذهنی و عاطفی، بخار شده و زایل می گردند. در این مرحله آدمی از شکل دروغین و شیطانی اش خارج گشته و اکنون وجودش به ماده ی اولیه ی کار بدل گشته است. لائوتزو به این مرحله می گوید؛ "کُنده ی ناتراشیده". حکیم خیام می گوید؛ " گِل کوزه گری". عیسی مسیح(ع) می گوید؛ کیفیت "کودکی". حافظ می گوید؛ "می ناب". مولوی می گوید؛ "نی تو خالی"... و پیامبر اسلام(ص) به "میت" از آن یاد می کنند. "موتوا قبل ان تموتوا"... این یعنی نرم و پذیرا شدن. یعنی تسلیم محض ... یعنی آماده شدن وجود، برای نیل به گوهر اصیل و الهی ...

برگرفته از كتاب "كيمياگري باطني"

مسعود رياعى

www.masoudriaei.com
t.me/masoudriaei
ست چیت آناندا (وجود، آگاهی، سعادت)
سکون ماهیت اصلی توست. سکون چیست؟ فضای درون یا آگاهی است که در آن کلمات این متن درک شده و به فکر تبدیل می‌شوند. بدون این آگاهی، ادراک، افکار و دنیایی وجود ندارد.
تو آن آگاهی هستی که به این شخص تبدیل‌شده. زمانی که ارتباط با سکون درون را از دست دادی ارتباطت با خودت نیز از دست می‌رود. زمانی که ارتباطت با خودت از بین رفت آنگاه خودت را در دنیا گم می‌کنی.
عمیق‌ترین حست از خویش که همانی است که تو هستی، از سکون جدایی‌ناپذیر است. این آن «من هستم»ی است که عمیق‌تر از نام و فرم است.
#اکهارت تول
#Eckhart Tolle
Excerpt from: A New Earth
Sat Chit Ananda

“Stillness is your essential nature. What is stillness? The inner space or awareness in which the words on this page are being perceived and become thoughts. Without that awareness, there would be no perception, no thoughts, no world.

You are that awareness, disguised as a person. When you lose touch with inner stillness, you lose touch with yourself. When you lose touch with yourself, you lose yourself in the world.

Your innermost sense of self, of who you are, is inseparable from stillness. This is the I Am that is deeper than name and form.”
در طول روز هر بار که به این واژه اشاره می‌کنیم دقیقاً به چی اشاره می‌کنیم؟
گاهی مراقبه گون روی این واژه تعمق کنید. «من»
این من چیزی جدای از مجموعه افکار، احساسات، ادراکات و تجارب و خاطراتی که در گذشته شکل‌گرفته نیست یعنی مجموعه دریافت‌هایی که تا همین لحظه وجود داشته و همچنین مجموعه تصوراتی از آینده.
حالا اگه تماماً حقیقتاً در لحظه حال باشیم آیا این «من» میتونه وجود داشته باشه؟
بودنِ تمام و کمال در لحظه حال باید منجر به محو این «من» بشه. در لحظه حال فقط «بودن» وجود داره. فقط هستی وجود داره. بودنِ محض و نه هیچ‌چیز دیگه.

@selfinquiry
به «من هستمِ» محض برو. نه من این هستم یا من آن هستم، بلکه فقط «من هستم.» سپس من را بیرون بینداز طوری که فقط «هستم» باقی بماند. این حالتِ بی‌حالتی است، اصل غایی، خویش مطلق. هر چیزی در ذاتش همین اصل مطلق است که خویش نامیده می‌شود.

#آدياشانتی
#Adyashanti

Go to the pure I AM. Not I am this or I am that, but simply I AM. Then throw out the I, so that there is only AM. This is the stateless state, the ultimate principle, the absolute Self. Everything, in essence, is this absolute principle called the Self.
درد است که آدمی را راهبر است. در هر کاری که هست تا اورا درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسرنشود – خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره. تا مریم را درد زه پیدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد که:
فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ (آنگاه درد زایش مریم را به درخت خرمایی آورد -مریم -23) - اورا آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوه‌دار شد.
تن همچون مریم است و هریکی عیسی داریم: اگر ما را درد پیدا شود، عیسای ما بزاید و اگر درد نباشد، عیسی هم از آن راه نهانی که آمده، باز به اصل خود پیوندد – الا ما محروم مانیم و از او بی‌بهره.
فیه ما فیه - #مولانا
O Holy Night
Lauren Daigle
موسیقی خوب

یکی از سرودهای محبوب کریسمس
Lauren Daigle - O Holy Night
سکوت نبودِ صدا نیست، سکوت نبودِ «تو» است.
وو شین
تمام توجه ات را تا زمانی که ذهنت خودِ سؤال شود و قادر نباشد که به هیچ‌چیز دیگری فکر کند به این سؤال بده: «آن چیست که مرا آگاه می‌سازد؟»

#نیسارگداتا