تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
راه دیگری برای یافتن فضای درون این است:

از آگاه بودن، آگاه باش*. بگو "من هستم" یا به آن فکر کن و بعد هیچ‌چیز دیگری به آن اضافه نکن. از سکونی که به همراه "من هستم" است آگاه باش. حضورت را حس کن، همان وجود ناب و عریانی که با چیزی پوشیده نشده است. این "وجود" یا حضور متأثر از پیری و جوانی، ثروت و فقر، خوبی و بدی یا هیچ ویژگی دیگری نیست**. آن بطن و زهدان تمام آفرینش و تمام فرم‌ها و اشکال است.
#اکهارت تُله

*توجه را از چیزهایی که از آنها آگاه هستی، به سمت آن چیزی که از تمام این چیزها آگاه است بیاور. این همان "من هستم" است. حضور است. من حقیقی است. م

**آن تمام ویژگی‌ها را می‌شناسد اما خودش عاری از تمام ویژگی‌ها و کیفیات است. م
Here is another way of finding inner space: Become conscious of being conscious. Say or think “I Am” and add nothing to it. Be aware of the stillness that follows the I Am. Sense your presence, the naked, unveiled, unclothed beingness. It is untouched by young or old, rich or poor, good or bad, or any other attributes. It is the spacious womb of all creation, all form.
#Eckhart Tolle
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«من»
ادراکی عمیق‌ بر مشاهده‌گری - #موجی
"وقفه‌ای از بی‌فکری در بین دو فکر وجود دارد. آن وقفه، خویش (آتمن) است. آن صرفاً آگاهی محض است."
جوگ باسشت


چه چیزی بین دو فکر وجود دارد؟
تو نمی‌توانی هم‌زمان به دو فکر، فکر کنی. امتحانش کن و می‌بینی که عملی نیست. یکی از فکرها باید متوقف شود تا فکر دوم شروع شود.
"چه چیزی بین توقف یک فکر و شروع فکر بعدی وجود دارد؟"
"تو"
تو آنجا هستی.
اما منظور از «تو» این شخص نیست.
منظور آن خالیِ عظیم است، زهدان و سرچشمه‌یِ عالمِ هستی.
به آن خویشِ بی‌انتها و تغییرناپذیرت بیدار شو."
#موجی


هنگامی‌که توجه شما از چیزی کنار می‌رود و هنوز روی چیز دیگری متمرکز نشده است در آن وقفه، شما وجود یا بودن محض هستید.
#نیسارگاداتا ماهاراج

سؤال: یک ذهن آرام و ساکت چه فایده‌ای دارد؟
#نیسارگاداتا ماهاراج: هنگامی‌که ذهن ساکت باشد، ما خودمان را به‌عنوان آن شاهد محض خواهیم شناخت.
In between two thoughts, what is there?
You cannot think two thoughts at the same time.
Try it and see. It cannot be done.
One has to stop before another one starts.
In between the stop of one thought and the start of another,
What is there?
You are there!
But this you is not a person.
It is the great emptiness, the womb and source of the universe.
Awaken to your timeless and immutable Self.
#Mooji

When your attention is off a thing and not yet fixed on another, in the interval you are pure being.
#Nisargadatta

Q: What is the use of a quiet mind?
A: When the mind is quiet, we come to know ourselves as the pure witness.
SRI #NISARGADATTA MAHARAJ
آماده‌ای تا خدا را ملاقات کنی؟
پس همین حالا به چیزی دست نزن. هیچ باوری، چه خوب و چه بد،
مطلقاً درگیر چیزی نشو.
هر چیزی که پدیدار شد، فقط رهایش کن.
به هیچ‌چیزی ازجمله تصویری که از خودت داری هم نچسب.
از طرفی هم خیلی درگیر رها کردن چیزها نشو.
به وقتش همینطور که آن‌ها می‌آیند، رهایشان می‌کنی. جایی برای ذخیره کردن چیزها نباش.
از تمام نقشها رها باش.
نه اسمی، نه شکلی، نه فرمی، نه فکری، نه رؤیایی، نه آرزویی.
نه با چیزی درآمیز و نه به چیزی وابسته شو.
اگر کسی آمد و به شانه‌ات زد و به کمکی نیاز داشت، آنچه لازم است را انجام بده اما با آن هم‌هویت نشو. از درون خالی بمان. به کسی هم چیزی نگو
هنگامی‌که همه‌چیز را رها کردی، او به ملاقاتت خواهد آمد.
او را خواهی شناخت همان‌که خویش توست.
اما قادر نیستی تا درباره آن صحبت کنی.
آن نباید تجربه‌ای باشد که «تو» آن را داشته باشی.
اینم خودِ شخصی یعنی نفس یا ایگو نباید در این تفحص باقی بماند.
بنابراین نباید کسی باشد که چیزی به دست آورد یا به چیزی نائل گردد.
نه اسمی، نه اثری.
بگذار تا همه‌چیز بسوزد و از بین برود.
استاد گفت: بمیر اما مرده نباش*.
یعنی بر تمام تصورات شخصی‌ات از خدا، دنیا و خودت بمیر.
آنگاه آنی که زاده نشده است را خواهی یافت.
و این خویش الهی توست.
انجامش بده.
تنها بنشین و ساکت بمان.
#موجی

*بی حجابت باید آن ای ذولباب
مرگ را بگزین و بَردَر آن حجاب
نه چنان مرگی که در گوری روی
مرگِ تبدیلی که در نوری روی
#مولانا

ذولباب= خردمند


Are you ready to meet God?
Then, right now, don't touch anything, not any idea—neither good nor bad.
Don't get involved in anything at all.
Anything that appears, just leave it.
Don't hold onto anything, including your self-image.
And don't be too busy leaving things.
At a certain point you leave them as they come—no pockets to store things.
Be free of all involvements.
No name, no shape, no form, no intention, no dreams, no aspirations.
Neither mix nor associate with anything.
If someone comes and taps you on the shoulder and needs help with anything, do what needs to be done, but don't identify. Remain inwardly empty. Tell no one.
When you leave everything, He will come to meet you.
You will know Him who is your Self.
But you won't be able to talk about it.
It must not be an experience that 'you' have.
The personal self, the ego, must not survive this inquiry.
So there must not be somebody who has attained or achieved anything.
No name. No signature.
Let everything be burnt or washed away.
Master said: Die but don't be dead.
Meaning, die to all your personal notions of God, the world, and yourself.
Then you will find that which is Unborn.
This is your God Self.
Do this.
Sit by yourself and simply keep quiet.
This is my invitation.
Don't talk to me or anyone about it.
I will meet you there.

#Mooji
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مرده شو تا مُخرجُ الحی الصمد
زنده‌ای زین مرده بیرون آورد»

#مولانا
«هین بده ای قطره خود را بی‌نَدَم
تا بیابی در بهایِ قطره، یَم

الله الله زود بفروش و بخر
قطره‌ای دِه، بحرِ پُر گوهر ببر

الله الله هیچ تاخیری مکُن
که ز بحر لطف آمد این سخُن»
#مولانا

معنی ابیات:

-ای شخصی که حقیقتاً قطره‌ای بیش نیستی، بهوش باش و بی‌هیچ شک و تردیدی خود را به دریای هستی بیکران بسپار و قطره بودن را رها کن تا در ازای آن، دریای بیکران را بدست آوری.

-تو را به خدا هرچه زودتر این قطره (شخص) را بفروش تا در مقابل آن اقیانوسی بخری. قطره‌ای را بده تا دریایی پر گهر بدست آوری.

-تو را به خدا در این امر تاخیر نکن. چرا که این سخن از سر لطف آمده است.
میگویی که می‌خواهم از این سروصداها خلاص شوم (سروصدای ذهن)

اما تو و این سروصداها با هم هستید.

تو باید بدونِ «تو» شوی و آنگاه تمام این سروصداها متوقف می‌شوند.

تویِ حقیقی آن شاهدِ بی فرمِ درون است؛

اما این شخص، این پر سروصدا (من ذهنی) فقط به تصور درآمده است.
تشخیص این نکته رهایی است.
#موجی


و گفت:
"از بایزیدی بیرون آمدم،
چون مار از پوست،
پس نگه کردم، عاشق ومعشوق و عشق یکی دیدم
که در عالم توحید یکی توان بود."

"و آنگاه مرغي گشتم، چشم او از يگانگي،
پَر او از هميشگي.
در هوايِ بی چگونگي مي پريدم."
تذکره الاولیا – عطار

“You say you want to get rid of the noise, but you and the noise go together. You have to be you without 'you' and all noise will stop. The real You is the formless witness within. The person, the noisy one, is only imagined. To recognize this is Freedom. “
#Mooji
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"راه عشق او که اکسیر بلاست
محو در محو و فنا اندر فناست

فانی مطلق شود از خویشتن
هر دلی که کو طالب این کیمیاست"
#عطار


"احتما کن احتما ز اندیشه‌ها
فکر شیر و گور و دلها بیشه‌ها

احتماها بر دواها سرورست
زانکِ خاریدن فزونیِ گرست

احتما اصل دوا آمد یقین
احتما کن قوت جانت ببین"
#مولانا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید - #موجی


«فانی مطلق شود از خویشتن
هر دلی کو طالب این کیمیاست»
#عطار


«هر آن کو خالی از خود چون خلأ شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد»
شیخ محمود #شبستری
Forwarded from مسیر مستقیم
سکوت.

سکوت کن.

آنچنان سکوتی که سکوت‌کننده هم در آن محو شده و فقط سکوت باقی بماند.

سکوت کن.

سکوت.
(قطره‌ای را تصور کنید که درون اقیانوس است و به دنبال اقیانوس می‌گردد. تنها کاری که قطره برای رها شدن از محدودیت قطره بودن باید انجام دهد فقط یک کار است)

قطره، خسته و درمانده نهایتاً او را یافت و سؤالش را پرسید.
به قطره‌ای که سال‌ها در پی یافتن اقیانوس بود فقط یک‌چیز گفته شد:
« نباش »



«از میان برگیر»

"هر کجا پندار توست، دوزخ است
و هر کجا تو نیستی،
بهشت است.
حجابِ میانِ بنده و خداي، آسمان و زمین و عرش و ترس نیست،
پندار تو و منی تو حجاب توست.
از میان برگیر
به خداي رسی."
ابوسعید ابو الخیر
Forwarded from مسیر مستقیم
Forwarded from مسیر مستقیم
دوست عزیزی در ارتباط با پست قبل این سؤال را مطرح کردند که:
"چرا اول هست شدیم که بعد بگن نباش؟"

دقت کنید که اشاره "نباش"، "بمیر"، "نیست شو"، "خالی شو" و ...
مختصر شده این عبارت است که :

بر آن چیزی که گمان می‌کنی هستی و خودت را آن می‌پنداری و به دلیل همین تصور و گمانِ اشتباه در رنج و عذابی بمیر تا آنچه حقیقتاً هستی از پسش نمایان شود.

پس منظور این نیست که بطور کل از هستی ساقط شو یا مثل مرده ها باش و منفعل باش و چیزهایی مثل این.

بطور مثال آسمانی را در نظر بگیرید که ماهیت حقیقی خودش را فراموش کرده و خودش را با ابرهای دائم التغیر یکی پنداشته و حالا خودش را چیز محدود و موقتی میپندارد و از همین رو سرگردان و گرفتار شده است.

ما در اینجا خطاب به آسمان میگوییم که: ای آسمان بر این توهمِ یکی پنداشتن خودت با ابرها بمیر تا با برداشته شدن توجه از ابرها، توجهات به سمت درستش برگردد یعنی به ماهیت و حقیقت اصیلت که همان وسعت و گستردگی است.


این موجود انسانی نیز به دلیل یکی پنداشتن خودش با الگوهای ذهنی و شرطی شدگی‌هایی که از بدو تولد از طریق خانواده یا جامعه (ایگوی جمعی) به او القاء شده رفته‌رفته ماهیت حقیقی خودش را فراموش کرده و درنتیجه یک خود توهمی و خیالی برای خودش تصور کرده است که این خود چیزی جز مجموعه‌ای از تصاویر و باورها و بایدونبایدها و در کل حجم زیادی از عینیات بیرونی که با آنها یکی شده نیست. یعنی از هست، وجود یا زندگی به یک تصویر کم و معوج تبدیل گشته یک "من" توهمی.

و ازآنجاکه حالا خودش را این "من" توهمی می‌پندارد مجبور است تا برای حفظ این "من" منطبق با خواسته جامعه هر تلاشی بکند، اما ازآنجاکه این "من" اصالتی ندارد و به دلیل ساختار پوشالی‌اش که مبتنی بر تصاویر است، هرلحظه در حال فروپاشی است، شخص مجبور است تا هر تلاشی بکند تا این تصویر را حفظ کند غافل از اینکه اصل و اساسش حقیقتی است که در پس این تصویر توهمی وجود دارد.

و حالا در این میان این جریان بی‌وقفه افکار تمام تلاشش حفظ این تصویر است. یا بهتر بگویم تمام این "من توهمی" چیزی جز همین جریان افکار نیست. به همین دلیل است که این‌همه تأکید به توقف افکار یا تمریناتی که منجر به آرام کردن ذهن است می‌شود. چون زمانی که افکار فروبنشینند ازآنجاکه این "من" چیزی جز این افکار و تصاویر نیست، آن هم محوشده و از بین خواهد رفت و درنتیجه زمانی که آن "من ذهنی" که حجاب حقیقت شده محو شود آن حقیقتی که پیشاپیش حی و حاضر است از پسش خواهد درخشید.
همچون آسمانی که وقتی ابرها در آن کنار بروند آنگاه بی‌کرانگی و وسعتش نمایان می‌شود.


پس وقتی به قطره گفته شد "نباش" منظور همین بود.
نبودنِ قطره، بودنِ اقیانوس است.
وقتی قطره از تمام ماجراهای قطره بودن خالی شود، وقتی این تصویر توهمی از خودش را رها کند ناگهان متوجه ماهیت حقیقی اش میشود،
...ناگهان اقیانوس.
با این ادراک جدید و شناخت عمیق از حقیقت خودش او ناگهان از تمام ماجراها و ترس‌ها و نگرانی‌ها و استرس‌ها و اضطراب‌هایی که ناشی از توهم یک قطره‌ی محدود بودن است رها شده، عمیقاً خودش را از تمام آن ماجراها آزاد و رها می‌بیند و حالا با شور و سرور و شعف بازگشته و به ما نیز می‌گوید که:

تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی و دریایی عمیق
#مولانا

و

"نیست شو تا هستی‌ات از پی رسد
تا تو هستی، هست در تو کی رسد؟"
#عطار

#مسیرمستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دعوتی به رهایی - #موجی

*مطالب را مرتبط با هم درنظر بگیرید.
سپاس فروان از دوست هنرمند عزیزی که محبت کردند و ویدئوی بالا را به فارسی بازخوانی کردند.🙏🌸