Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو رویکرد نسبت به رنج - #روپرت_اسپایرا
با استفاده از این دو روش شما رنج را دگرگون کرده و به فراسوی آن میروید:
رویکرد اول تفحص خویش: من افکار و احساساتم نیستم و من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است. "من" زمانی رنج میکشد که خودش را با محتویات چیزهایی که از آنها آگاه است یکی میپندارد.
رویکرد دوم پذیرش کامل: در این روش آنچنان کاملاً و تماماً به آن حس نزدیک شده و آن را میپذیرد که کوچکترین مقاومتی نبست به آن وجود نداشته باشد.
با استفاده از این دو روش شما رنج را دگرگون کرده و به فراسوی آن میروید:
رویکرد اول تفحص خویش: من افکار و احساساتم نیستم و من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است. "من" زمانی رنج میکشد که خودش را با محتویات چیزهایی که از آنها آگاه است یکی میپندارد.
رویکرد دوم پذیرش کامل: در این روش آنچنان کاملاً و تماماً به آن حس نزدیک شده و آن را میپذیرد که کوچکترین مقاومتی نبست به آن وجود نداشته باشد.
بزرگترین مشکل، مقاومت ذهنی نسبت به چیزهایی است که رخ میدهند؛ و این پیشفرض که آنها نباید اتفاق میفتادند.
#اکهارت تُله
آیا عالی نمیشد اگر میتوانستید آنها را از تمام رنجها نجات میدادید؟ نه.
چون در این صورت آنها نمیتوانستند بهعنوان انسان تکامل یابند و درنتیجه سطحی باقی میماندند و تماماً با شکل بیرونی چیزها هم هویت بودند. رنج، تو را به عمق بیشتری میبرد. پارادوکس یا تناقض ماجرا در اینجاست که رنج ناشی از همهویتشدگی با فرم است و از طرفی خودِ همین رنج هم این همهویتشدگی را از بین خواهد برد. بیشتر این رنجها به خاطر ایگو است هرچند درنهایت همین رنج است که ایگو را نابود میکند.
#اکهارت تُله
این رنج ذهنی که شما ایجاد میکنید همیشه نوعی عدم پذیرش است، نوعی مقاومت ناخودآگاه نسبت به آنچه هست. در سطح افکار این مقاومت بهصورت نوعی باور یا قضاوت است. شدت رنج بستگی به میزان مقاومت با لحظه حال دارد.
#اکهارت تُله
*عکس تولید شده با سرویس هوش مصنوعی DALL·E
متن روی عکس از اکهارت
"The greatest difficulty is the mental resistance to things that arise, and the underlying assumption that they should not."
#Eckhart Tolle
"Wouldn't it be wonderful if you could spare them from all suffering? No, it wouldn't. They would not evolve as human beings and would remain shallow, identified with the external form of things. Suffering drives you deeper. The paradox is that suffering is caused by identification with form and erodes identification with form. A lot of it is caused by the ego, although eventually suffering destroys the ego."
#ECKHART TOLLE
The mental suffering you create is always some form of non-acceptance, some form of unconscious resistance to what is. On the level of thought, the resistance is some form of judgement. The intensity of the suffering depends on the degree of resistance to the present moment.
#Eckhart Tolle
#اکهارت تُله
آیا عالی نمیشد اگر میتوانستید آنها را از تمام رنجها نجات میدادید؟ نه.
چون در این صورت آنها نمیتوانستند بهعنوان انسان تکامل یابند و درنتیجه سطحی باقی میماندند و تماماً با شکل بیرونی چیزها هم هویت بودند. رنج، تو را به عمق بیشتری میبرد. پارادوکس یا تناقض ماجرا در اینجاست که رنج ناشی از همهویتشدگی با فرم است و از طرفی خودِ همین رنج هم این همهویتشدگی را از بین خواهد برد. بیشتر این رنجها به خاطر ایگو است هرچند درنهایت همین رنج است که ایگو را نابود میکند.
#اکهارت تُله
این رنج ذهنی که شما ایجاد میکنید همیشه نوعی عدم پذیرش است، نوعی مقاومت ناخودآگاه نسبت به آنچه هست. در سطح افکار این مقاومت بهصورت نوعی باور یا قضاوت است. شدت رنج بستگی به میزان مقاومت با لحظه حال دارد.
#اکهارت تُله
*عکس تولید شده با سرویس هوش مصنوعی DALL·E
متن روی عکس از اکهارت
"The greatest difficulty is the mental resistance to things that arise, and the underlying assumption that they should not."
#Eckhart Tolle
"Wouldn't it be wonderful if you could spare them from all suffering? No, it wouldn't. They would not evolve as human beings and would remain shallow, identified with the external form of things. Suffering drives you deeper. The paradox is that suffering is caused by identification with form and erodes identification with form. A lot of it is caused by the ego, although eventually suffering destroys the ego."
#ECKHART TOLLE
The mental suffering you create is always some form of non-acceptance, some form of unconscious resistance to what is. On the level of thought, the resistance is some form of judgement. The intensity of the suffering depends on the degree of resistance to the present moment.
#Eckhart Tolle
سؤال: ازلحاظ فکری چنان در وضعیت حادی هستم که مطلقاً وقفهای در بین افکارم وجود ندارد و بهشدت دچار حمله افکار و عواطف و احساسات هستم، چهکار باید بکنم؟
تمرینات زیر برای ایجاد وقفه سودمند هستند:
تمرین تنفس:
1-تمرین تنفس - رینپوشه
2-تمرین تنفس آگاهانه - #اکهارت تُلِه
3-آگاه بودن از تنفس - #اکهارت تُلِه
تمرین مشاهده گری:
1-تمثیل خیابان شلوغ
2-تمرین مشاهدهگری - #سانی شارما
3-مشاهدهگری - #سانی شارما
تمرین ادراک کالبد درون:
1-مطلب شماره یک
2-مطلب شماره دو
3-مطلب شماره سه
4-مطلب شماره چهار
5-مطلب شماره پنج
تمرین خالی شدن از شخص:
1-این تمرین تمام کمکی است که به آن نیاز دارید - #موجی
2-دعوتی به رهایی - #موجی
3-چطور با احساسات و عواطف شدید کنار بیاییم؟ - #موجی
(همچنین میتوانید از ترکیب این تمرینات نیز استفاده کنید)
بهطور مثال مشغول تمرین مشاهده گری افکار هستید که ناگهان شدت افکار توان مشاهده گری را از شما میگیرند وقتی در چنین حالتی قرار میگیرید میتوانید تا آرام شدن نسبی افکار از تمرین تنفس استفاده کنید و توجه را به دم و بازدم بیاورید.
همینطور جهت شناخت منی که رنج میکشد مطالعه کتابهای زیر بسیار سودمند است:
" با پیر بلخ" از محمد جعفر مصفا
"تفکر زائد" از محمد جعفر مصفا
"نیروی حال" از اکهارت تله
"زمینی نو" از اکهارت تله
(ترجمه مسیحا برزگر یا هنگامه آذرمی)
"رهایی از دانستگی" از کریشنامورتی
"حضور در هستی" از کریشنامورتی
"هنر رهایی از رنج" از آدیا شانتی
"نیلوفر و مرداب " از تیچ نات هان
تمرینات زیر برای ایجاد وقفه سودمند هستند:
تمرین تنفس:
1-تمرین تنفس - رینپوشه
2-تمرین تنفس آگاهانه - #اکهارت تُلِه
3-آگاه بودن از تنفس - #اکهارت تُلِه
تمرین مشاهده گری:
1-تمثیل خیابان شلوغ
2-تمرین مشاهدهگری - #سانی شارما
3-مشاهدهگری - #سانی شارما
تمرین ادراک کالبد درون:
1-مطلب شماره یک
2-مطلب شماره دو
3-مطلب شماره سه
4-مطلب شماره چهار
5-مطلب شماره پنج
تمرین خالی شدن از شخص:
1-این تمرین تمام کمکی است که به آن نیاز دارید - #موجی
2-دعوتی به رهایی - #موجی
3-چطور با احساسات و عواطف شدید کنار بیاییم؟ - #موجی
(همچنین میتوانید از ترکیب این تمرینات نیز استفاده کنید)
بهطور مثال مشغول تمرین مشاهده گری افکار هستید که ناگهان شدت افکار توان مشاهده گری را از شما میگیرند وقتی در چنین حالتی قرار میگیرید میتوانید تا آرام شدن نسبی افکار از تمرین تنفس استفاده کنید و توجه را به دم و بازدم بیاورید.
همینطور جهت شناخت منی که رنج میکشد مطالعه کتابهای زیر بسیار سودمند است:
" با پیر بلخ" از محمد جعفر مصفا
"تفکر زائد" از محمد جعفر مصفا
"نیروی حال" از اکهارت تله
"زمینی نو" از اکهارت تله
(ترجمه مسیحا برزگر یا هنگامه آذرمی)
"رهایی از دانستگی" از کریشنامورتی
"حضور در هستی" از کریشنامورتی
"هنر رهایی از رنج" از آدیا شانتی
"نیلوفر و مرداب " از تیچ نات هان
زندگی همه زیبایی، میمنت و خجستگی است. ولی رنجها و زشتیهایی که ما از تصاویر فکری با خود میکشیم مانع ادراک ما از رحمت و زیباییِ روان و پویای زندگی می گردد. هم اکنون که تو به تماشای این غروب، به تماشای این ستاره ها و به تماشای هر چیز ایستاده ای، آیا تصویر اینکه «من چه آدم حقیری هستم، چه آدم بی عرضه، ترسو، محروم و ناکام و عقب مانده ای هستم» و صدها تصویر دیگر را با خودت داری یا نه؟ اگر داری، آیا این تصويرها میگذارند تو يكدله و با تمام وجود در تماشای ستاره ها باشی!؟ آیا تو یک توبره سنگین از تصاویر کریه و زشت بر ذهنت بار نکرده ای و از طريق آنها به غروب خورشید نگاه نمیکنی!؟
آیا تنها به تماشا نشستهای، یا «من»، یعنی آن «عجوزه» و عفريت را هم در ذهنت نشاندهای و همراه خود داری؟ آیا احساس نمیکنی که انگار وجودت سنگین است؟ انگار چیزی مدام سوزن به چشم و ذهن و حواست فرو می کند و نمی گذارد با دل درست و فارغ تماشا و احساس کنی!؟
خب ای آدمیزاد، فقط یکبار، یکبار این عجوزه را با خودت به تماشای زندگی نبر. تو وقتی با این عجوزه به تماشای غروب آفتاب نشسته ای در حقیقت او به تماشا نشسته است. غیر از این است؟ آیا هم اکنون تو داری غروب آفتاب را نگاه می کنی، یا موجودی که حقیر و عقب مانده و بدهکار و طلبکار و پر ترس و پر اضطراب است؟
یكبار «من» را با خود نبر تا شکوه زندگی را حس کنی.
"رحمت بیحد روانه هر زمان
خفته اید از درک آن ای مردمان"
#مولانا
از کتاب با پیر بلخ – محمد جعفر #مصفا
آیا تنها به تماشا نشستهای، یا «من»، یعنی آن «عجوزه» و عفريت را هم در ذهنت نشاندهای و همراه خود داری؟ آیا احساس نمیکنی که انگار وجودت سنگین است؟ انگار چیزی مدام سوزن به چشم و ذهن و حواست فرو می کند و نمی گذارد با دل درست و فارغ تماشا و احساس کنی!؟
خب ای آدمیزاد، فقط یکبار، یکبار این عجوزه را با خودت به تماشای زندگی نبر. تو وقتی با این عجوزه به تماشای غروب آفتاب نشسته ای در حقیقت او به تماشا نشسته است. غیر از این است؟ آیا هم اکنون تو داری غروب آفتاب را نگاه می کنی، یا موجودی که حقیر و عقب مانده و بدهکار و طلبکار و پر ترس و پر اضطراب است؟
یكبار «من» را با خود نبر تا شکوه زندگی را حس کنی.
"رحمت بیحد روانه هر زمان
خفته اید از درک آن ای مردمان"
#مولانا
از کتاب با پیر بلخ – محمد جعفر #مصفا