تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای درویش جمله خلقِ عالم همه روز در خیال و پندارند که مگر وجودی دارند و بکاری مشغولند و طلب مقصودی می‌کنند و نمی‌دانند که:

"به‌جز خدایتعالى هیچ‌چیز و هیچ‌کس را وجود نیست و نبوده و نخواهد بود، خدایست که موجود است و همیشه بوده است و خواهد بود."

اگر فهم نکردی روشنتر بگویم:

بدانکه اگر کسی از موم صد چیز بسازد بضرورت صد شکل و صد اسم پدید آید و در هر شکلی چندین اسامی دیگر باشد. اما عاقل داند که بغیر از موم چیز دیگری موجود نیست و اینجمله اسامی که پیدا آمده، اسامی موم است. که این فقط موم بود که بجهات مختلف و باضافات و اعتبارات آمده است.
"با خودی کفر و بیخودی دین است
هرچه گفتیم مغز آن این است"

از کتاب کشف الحقایق - عزیزالدین نسفی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من کیستم؟

دوستانی که مطالب را به‌طور پیاپی پیگیری می‌کنند: این ویدئو را صرفاً به‌عنوان یک مستند درنظر نگیرید بلکه آن را مطلبی برای مراقبه بدانید. روی سؤالاتی که مطرح می‌شود تعمق کنید و با آنها بمانید.
Forwarded from مسیر مستقیم
Forwarded from مسیر مستقیم
فرایندی را باهم بررسی می‌کنیم

ماجرا را پیش از تولد پی می‌گیریم، عملی صورت گرفت و از میان میلیون‌ها سلول اسپرم یک اسپرم بطور خودبه‌خود مسیرش به سمت تخمک را ره‌گیری کرده و به آن می‌رسد.

سؤال: این اسپرم با چه نیرو یا شعوری مسیرش را به‌سوی تخمک ره‌گیری می‌کند؟

"همان نیرو" هنگامی‌که اسپرم وارد تخمک شد عمل لقاح را شروع کرده و در این هنگام تقسیم سلولی به‌سرعت آغازشده و جنین اولیه شکل می‌گیرد دقت کنید که تمام فرایند توسط «همان نیرو» هدایت می‌شود.

در متون علمی این‌گونه آمده است که جنین در هفته پنجم یعنی هنگامی‌که اندازه آن تنها در حد یک‌دانه کنجد است یعنی فقط دو میلی‌متر، قلب و سیستم گردش خونش شروع به شکل‌گیری کرده و قلب شروع به تپیدن می‌کند. در هفته بعد صورتش شکل می‌گیرد و جوانه‌هایی در دو طرفش ایجاد شده که بعداً تبدیل به دست‌وپا می‌شود.

دست، پا، صورت و تمام این بدن همان نیروست که به این فرم درمی‌آید.

"همان نیرو" هم‌اکنون مشغول خواندن این متن است. چشم داشتن و دیدن عمل اوست. همین‌طور گوش داشتن و شنیدن و ...

همه همچنان «همان» است. همان آگاهی و همان شعور. وقتی قدم می‌زنید پا داشتن و عملِ راه رفتن نیز همان است. تارهای صوتی و حرف زدن و صدا داشتن هم چیزی جز او نیست همه را همان نیرو پیش می‌برد.

چه کسی/چیزی هم‌اکنون مشغول نفس کشیدن است؟

فکر کردن، استنتاج کردن و مغز داشتن نیز عملی است همانند نفس کشیدن و شش داشتن که همه همچنان همان است.

همین‌طور که این مطلب را می‌خوانید کمی تعمق کنید که پس این من (اسم و فامیل خودتان را نام ببرید) کجای این ماجرا قرار دارد؟؟؟

هنگامی‌که آن نیرو که همه‌چیز خودش است خودش را با مشتی تصویر که حتی همان‌ها هم خودش هستند هم هویت کند محدود شده و ظاهراً شخص مجزایی به‌عنوان این «شخص» (علی، مریم، سارا، رضا، ...) به وجود می‌آید.
هنگامی‌که عامل توجه از این شرطی شدگی برداشته شود آگاهی به خودش آگاه شده و آگاه می‌شود که چیزی جز خودش وجود ندارد.

همیشه این همان است که فقط "هست"

فقط همان است که "هست"

در همه‌جا

درخت، گل، پرنده، میمون، سیب، اقیانوس، ماهی، میز، صندلی، سیارات و ستارگان و کیهان و انسان. اسم‌ها را که از این‌ها خالی کنی فقط همان است که "هست"

آن «هست»

فرمی که خودش است را به خودش گرفته

فرم را رها می‌کند و

همچنان «هست»

«هست»

#مسیرمستقیم
Forwarded from مسیر مستقیم
مسیر مستقیم
GIF
سؤال: در خصوص این ویدئو آیا این من هستم که این فرایند بهبود و التیام زخم را پیش می‌برم یا نیروی زندگی است؟
جواب: اگر مرجع "من" در جمله بالا اشاره به من-شخص دارد باید بدانید که نه‌تنها این من-شخص نمی‌تواند عملی انجام دهد بلکه حتی هیچ موجودیت مستقلی نیز ندارد، من-شخص صرفاً چیزی است به تصور درآمده. مرجع حقیقی "من" همان نیروی حیات یا آگاهی یا هر برهمن یا ... است و در این صورت هیچ تمایزی بین "من" و "نیروی زندگی" وجود ندارد.

سؤال: پس چرا من نمی‌توانم دردهای عمیق‌تری مثل سرطان یا دردهای پیچیده‌تر را مثل این زخم درمان کنم و برای آنها حتماً به کمک‌های علمی و پزشکی نیازمندم؟ آیا این نشان‌دهنده این نیست که ذهن انسان بهتر از این نیروی حیات عمل می‌کند؟

جواب: به این جمله دقت کنید: از #رامانا ماهارشی پرسیدند چیزهایی که شما میگویید درست اما ما نمی‌توانیم منکر پیشرفت‌های انسان شویم. جواب رامانا این بود: پیشرفت‌های چه کسی؟

"این اوست که در تمامی عالم،
در تمام حالات هستی،
در تمام فرم‌ها وجود دارد.

تمام نام‌ها، نام اوست.
تمام شکل‌ها، شکل اوست.
تمام صفات و حالات هستی حقیقتاً از آنِ اوست."
#آناندامایی ما

سؤال: من چطور متوجه این "من" حقیقی خواهم شد؟
جواب: زمانی که تمرکز شدید توجه از محتویات خودش (تصاویر، خاطرات، افکار، احساسات،...) برداشته شود.
عامل توجه یا آگاهی به دلیل تمرکز بیش‌ازحد بر محتویات خودش، حقیقت خودش که مقدم بر این محتواست و کاملاً مستقل از آن‌هاست را فراموش کرده و به دلیل این فراموشی، از مجموع محتوای خودش تصویری از من-شخص را متصور شده و خودش را همان می‌پندارد. همچون آسمانی که به دلیل تمرکز بیش‌ازحد بر ابرها، گستردگی خودش را فراموش کرده و خودش را ابرهایی محدود و دائم التغیر می‌پندارد.
هنگامی‌که از طریق ادراک هرچه عمیق‌تر، این تمرکز شدید بر محتوا، کمتر و کمرنگ‌تر شد آن آسمان درخشان گسترده‌ای که پیش‌ازاین هم حی و حاضر بود اما به دلیل ابرهای هم‌هویت‌شدگی ظاهراً پنهان شده بود نمایان خواهد شد و این همان "من" حقیقی است. همان زندگی است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هنگامی‌که به چیزها نگاه می‌کنید
آن "حقیقت مطلق" است که می‌بینید
اما اینطور تصور می‌کنید که مشغول دیدن یک ابر یا یک درخت هستید.

این نسبت دادن اسم‌ها و فرم‌ها به آن چیزی که از اساس بی‌نام و بی فرم است را متوقف کن.
#نیسارگاداتا ماهاراج

When you look at anything,
it is the ultimate you see,
but you imagine that you see a cloud or a tree.

Stop attributing names and shapes to the essentially nameless and formless.
Guru #Nisargadatta Maharaj
Excerpt from: I AM THAT
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لقاح
* همانطور که پیش از این اشاره شد این مطالب را صرفا به عنوان یک مستند نبینید بلکه مراقبه‌گون روی آنها تعمق کرده و با آنها بمانید.
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"نگاه کن"

ببین که چگونه از هیچ شکل می‌گیرد و پدیدار می‌شود،
"هست" می‌شود.

از کجا می‌آید؟

رنگ،
لطافت،
زیبایی،
نور،
«چون شعبده‌ای ناگهان از نیست، هست میشود»
......
این بار به خودت نگاه کن
دست و پا و صورتی که همچون این برگها و گلها ناگهان از نیست، هست شده.

حالا آیا این تویی؟
کدام تو؟
علی؟ مریم؟ امیر؟ فاطمه؟
این اسم‌ها مطلقاً تو نیستی.
تو همین شعبده‌ی حضوری،
همین شکوهی،
همین حیرتی.
همین حضور و شکوه و حیرت است که دست و پا و صورت دارد
همان است که نفس می‌کشد و در رگ‌ها جاری است و در قلب میتپد

تو همانی
همان
"آن"

نگاه کن
لطفاً
"نگاه کن"

#مسیرمستقیم
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین و بزرگ‌ترین خطای ادراکی

*هدف از ارائه مطالب اخیر یعنی از مطلب "نَفَس کِشَنده را پیدا کن" به بعد رسیدن به این موضوع بود.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اسپینوزا – جبر و اختیار

*این ویدئو را در یوتیوب دیدم و توجه‌ام را جلب کرد و گفتم اینجا با شما هم به اشتراک بگذارم.
البته ایرادی که بر کار ایشان وارد است این است که وقتی مطلبی پژوهشی به این صورت ارائه می‌شود باید منابع هم ذکر شود که متأسفانه در اینجا چیزی در این خصوص گفته نمی‌شود. اما بااین‌حال موضوع قابل‌تأملی است.

لینک این ویدئو در یوتیوب
«ذات یگانه، وقتی به‌عنوان مطلق و عاری از تمام پدیده‌ها و محدودیت‌ها و کثرت‌ها دیده شود، حقیقت (الحق) است.

از سوی دیگر، وقتی از جنبه کثرت و تعددش دیده شود یعنی هنگامی‌که خودش را در لباس پدیده‌ها پوشانیده است، او همچنان تمامِ این جهانِ آفریده‌شده است.

بنابراین، جهانِ هستی تجلی بیرونی و قابل‌رؤیت "حقیقت" است و "حقیقت"، واقعیت نادیدنی درونِ جهانِ هستی است.

جهان هستی پیش از آنکه به منظری بیرونی تکامل یابد، با "حقیقت" یکی بود؛ و "حقیقت" هم بعدازاین تکامل، با جهان هستی یکی است.»
عبدالرحمن #جامی
"The unique Substance, viewed as absolute and void of all phenomena, all limitations and all multiplicity, is the Real (al-Haqq). On the other hand, viewed in His aspect of multiplicity and plurality, under which He displays Himself when clothed with phenomena, He’s the whole created universe. Therefore the universe is the outward visible expression of the Real, and the Real is the inner unseen reality of the universe. The universe before it was evolved to outward view was identical with the Real; and the Real after this evolution is identical with the universe."
#Jami
جستجو چیست؟ جستجو یک "توی" بتصور درآمده درون "تو" است که می‌خواهد خدا را بشناسد.
هر چیزی که تو میدانی و از آن آگاهی عینیتی مشاهده شدنی است و تو آن مشاهده‌کننده هستی. در این صورت اینکه می‌خواهی خدا را بشناسی به چه معناست؟
تو این‌طور فکر می‌کنی که تو مشاهده‌کننده هستی و خدا عینیتی مشاهده شدنی اما موضوع کاملاً برعکس است. این خداست که مشاهده‌کننده است و تو عینیتی مشاهده شدنی.*
#رامش_بالسکار


تو ذهن نیستی.
بدیهی است که ادراک‌کننده یا مشاهده‌کننده نمی‌تواند آنچه ادراک یا مشاهده می‌کند باشد.
شما می‌توانید بدنتان را ادراک کنید، بنابراین شما بدنتان نیستید. شما می‌توانید افکارتان را مشاهده کنید، بنابراین شما ذهنتان نیستید.
آنی که نمی‌تواند تصور و ادراک شود شمایید.
#رامش_بالسکار

*این چه چیزی است که از بدن، افکار و احساسات و حس‌های بدن و عواطف و خاطرات آگاه است؟ این افکار و احساسات و تصاویر و خاطرات می‌آیند و می‌روند، بدن به‌طور مدام تغییر می‌کند اما آن چیزی که از این‌ها آگاه است ثابت و پایدار اینجا و اکنون وجود دارد و همیشه حاضر است.
آیا من این بدن، این افکار و احساسات و تصاویر و حس‌ها که می‌آیند و می‌روند و من از آنها آگاهم هستم یا من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است؟
آیا من محتوای آگاهی‌ام هستم یا خودِ آگاهی‌ام؟

What is seeking? Seeking is a perceived “you” appearing in 'You' wanting to know God. Whatever you know is an object, and You are the subject. So if you want to know God, what does it mean? You think you are the subject and God is the object, but what is, is the other way around. God is the Subject and you are the object.
#RameshBalsekar

You are not the mind.
It is axiomatic that the perceiver cannot be the perceived. You can perceive your body; therefore, you are not the body. You can perceive your thoughts; therefore, you are not the mind.
That which cannot be perceived or conceived is what you ARE.
#RameshBalsekar
Forwarded from مسیر مستقیم