Forwarded from مسیر مستقیم
ما آن حضور پذیرا و خالی آگاهی هستیم که عینیتهای بدن، ذهن و جهان در آن پدیدار و ناپدید میگردند و با همان شناخته میشوند و درنهایت تمامشان از همان ساخته میشوند. فقط به آن توجه کنید و آگاهانه همان باشید.
#روپرت_اسپایرا
مطالب مرتبط:
تو فراسوی زمان و مکانی
حقیقت چیست یک
حقیقت چیست دو
*عکس از کودکی روپرت اسپایرا
We are the open, empty, allowing presence of Awareness, in which the objects of body, mind and world appear and disappear, with which they are known and, ultimately, out of which they are made. Just notice that and be that, knowingly.
#RupertSpira
#روپرت_اسپایرا
مطالب مرتبط:
تو فراسوی زمان و مکانی
حقیقت چیست یک
حقیقت چیست دو
*عکس از کودکی روپرت اسپایرا
We are the open, empty, allowing presence of Awareness, in which the objects of body, mind and world appear and disappear, with which they are known and, ultimately, out of which they are made. Just notice that and be that, knowingly.
#RupertSpira
این ذهن است که عینیتها را میبیند و تجربیاتی دارد و سپس هنگامیکه دیدن و تجربه کردن را متوقف میکند خلأیی میابد، اما این «تو» نیستی. تو آن روشنایی دائمی که هم تجربه و هم خلأ را روشن میکند. آن چیزی شبیه نورِ درونِ سالنِ تئاتر است که شما را قادر میسازد تا در حین اجرای تئاتر، بازیگران و نمایش را ببینید و از طرفی هم همچنان روشن باقی میماند تا بعد از اجرای نمایش بتوانید بگویید که نمایش به پایان رسیده است. یا مثال دیگری وجود دارد: ما در اطرافمان اشیاء را میبینیم اما در تاریکی مطلق آنها را نمیبینیم و میگوییم: " من چیزی نمیبینم". به همین ترتیب، شما حتی در خلأیی که ذکر کردید هم همچنان آنجا هستید و حضور دارید.
#رامانا ماهارشی
*این موضوع به کرات در تعالیم روپرت اسپایرا مورد بررسی قرار گرفته است.
#رامانا ماهارشی
*این موضوع به کرات در تعالیم روپرت اسپایرا مورد بررسی قرار گرفته است.
It is the mind that sees objects and has experiences and that finds a void when it ceases to see and experience, but that is not 'you'. You are the constant illumination that lights up both the experience and the void. It is like the theatre light that enables you to see inside the theatre, the actors, and the play while the play is going on but also remains alight and enables you to say that there is no play on when it is all finished. Or there is another illustration: We see objects all around us but in complete darkness we do not see them and we say: "I see nothing". In the same way, you are there even in the void you mention. #Ramana Maharshi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"بیشک این سی مرغ آن سیمرغ بود"
عکاس جیمز کرومبی بعدازاینکه ماهها منتظر دسته سارها ماند درنهایت توانست این تصویر فوقالعاده را ثبت کند. در یکلحظه از این تصویر، این دسته سارها خودشان به شکل یک پرنده درمیآیند که برای من یادآور ابیات زیر از منطقالطیر عطار بود.
"چون نگه کردند آن سی مرغ زود
بیشک این سی مرغ آن سیمرغ بود
در تحیر جمله سرگردان شدند
می ندانستند این، تا آن شدند
خویش را دیدند سیمرغِ تمام
بود خود سیمرغ سی مرغِ مدام
چون سوی سیمرغ کردندی نگاه
بود آن سیمرغ، این کاین جایگاه
ور بسوی خویش کردندی نظر
بود این سی مرغ ایشان، آن دگر
ور نظر در هر دو کردندی به هم
هر دو یک سیمرغ بودی بیش و کم
بود این یک آن و آن یک بود این
در همه عالم کسی نشنود این
آن همه غرق تحیر ماندند
بی تفکر در تفکر ماندند"
حضرت #عطار نیشابوری
عکاس جیمز کرومبی بعدازاینکه ماهها منتظر دسته سارها ماند درنهایت توانست این تصویر فوقالعاده را ثبت کند. در یکلحظه از این تصویر، این دسته سارها خودشان به شکل یک پرنده درمیآیند که برای من یادآور ابیات زیر از منطقالطیر عطار بود.
"چون نگه کردند آن سی مرغ زود
بیشک این سی مرغ آن سیمرغ بود
در تحیر جمله سرگردان شدند
می ندانستند این، تا آن شدند
خویش را دیدند سیمرغِ تمام
بود خود سیمرغ سی مرغِ مدام
چون سوی سیمرغ کردندی نگاه
بود آن سیمرغ، این کاین جایگاه
ور بسوی خویش کردندی نظر
بود این سی مرغ ایشان، آن دگر
ور نظر در هر دو کردندی به هم
هر دو یک سیمرغ بودی بیش و کم
بود این یک آن و آن یک بود این
در همه عالم کسی نشنود این
آن همه غرق تحیر ماندند
بی تفکر در تفکر ماندند"
حضرت #عطار نیشابوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هوش مصنوعی - #اکهارت تُله
(در ارتباط با مطلب قبل از اکهارت تُله و همینطور ویدئوهای اخیر از روپرت اسپایرا)
رادیو آواز میخواند و سخنرانی پخش میکند. حتی اسامی هنرمندان را نیز اعلام میکند؛ اما کسی درون رادیو نیست. وجود ما نیز چیزی شبیه همین است. اینطور به نظر میرسد که بدن راه میرود و صحبت میکند و کارهای زیادی انجام میدهد، اما در حقیقت هیچ شخصی درون این بدن وجود ندارد. همهچیز خداست. فقط اوست که هست.
باگوان #رامانا ماهارشی
همچنین این ویدئو را نیز در ارتباط با این مطلب ببینید.
"The radio sings and gives speeches. It even announces the names of the performers. But there is nobody inside the radio. Our existence is also like that. The body might appear to walk and talk and perform a number of functions, but in fact there is no individual inside the body. Everything is God. He alone exists."
Bhagavan Sri #Ramana Maharshi
رادیو آواز میخواند و سخنرانی پخش میکند. حتی اسامی هنرمندان را نیز اعلام میکند؛ اما کسی درون رادیو نیست. وجود ما نیز چیزی شبیه همین است. اینطور به نظر میرسد که بدن راه میرود و صحبت میکند و کارهای زیادی انجام میدهد، اما در حقیقت هیچ شخصی درون این بدن وجود ندارد. همهچیز خداست. فقط اوست که هست.
باگوان #رامانا ماهارشی
همچنین این ویدئو را نیز در ارتباط با این مطلب ببینید.
"The radio sings and gives speeches. It even announces the names of the performers. But there is nobody inside the radio. Our existence is also like that. The body might appear to walk and talk and perform a number of functions, but in fact there is no individual inside the body. Everything is God. He alone exists."
Bhagavan Sri #Ramana Maharshi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگي آب تنی كردن در حوضچه “اكنون”است - اکهارت تُله
گفتگو با #آنامالای سوامی
پرسشگر: سوامی حداقل یک سال سکوت (Mauna) را حفظ کردند. در آن روزها اینجا باید جایی بسیار آرام و ساکت میبود؛ اما این روزها این منطقه پر از سروصدای بلندگوها، اتوبوسها، کامیونها و رادیو و این چیزهاست. احساس میکنم که من هم دوست دارم تمرین سکوت را برای مدتی انجام دهم.
اما آیا واقعاً میشود بااینهمه سروصدا در سکوت ماند؟
آنامالای سوامی: سکوت یا (Mauna) به معنی سکوت درونی است نه سکوت بیرونی. اگر در بیرون سر و صدا و ناآرامی زیادی هست ما باید آنها را بهعنوان مظاهر خداوند ببینیم. اگر اینطور برداشت کنیم که آنها مزاحمتی برای ما هستند در حال مقاومت با «آنچه که هست» هستیم و این مقاومت منجر به آشفتگی درونمان خواهد شد اما اگر تمام این چیزها را الهی ببینیم در اینصورت هیچچیز نمیتواند ما را آشفته کند.
شما نباید جهان را مورد قضاوت قرار دهید. شما اینطور فکر میکنید که «یک مکانِ آرام، خوب و یک مکانِ شلوغ، بد است» اگر افکاری مانند این دارید ناگزیر گرفتار ذهن خواهید شد.
هیچچیز اشتباهی در خصوص جهان و جایی که زندگی میکنید وجود ندارد. نقص تنها در ذهنی است که به جهان مینگرد. اگر چشمانداز ذهن را تغییر دهید جهان بهطور خودکار تغیر میکند. از طرف دیگر میتوانید تمام ذهنتان را به خداوند واگذار کنید. قدیس سامباندار میگوید: راهی است که از طریق آن میتوانیم در این دنیای رنجآور زندگی کنیم. آن راه واگذاری ذهن به خداوند است
باگوان (رامانا ماهارشی) میگویند: ذهنت را به خداوند تسلیم کن و تمام فرمها را بهعنوان خدا ببین. عشقِ بیطرفانهای نسبت به تمام موجودات داشته باش. کسی که اینگونه زندگی کند میتواند خوشحال باشد.
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
Q: Swami kept mauna [silence] for at least a year in those days it must have been very peaceful and quiet here.
Nowadays the area is filled with the noise of loudspeakers, buses, trucks, radios, etc. I feel that I would also like to keep mauna for some time. But is there any point in keeping silent when there is much noise around?
AS: Mauna means inner silence, not outer silence. If there are a
lot of noises and disturbances outside, we should take them as manifestations of God. If we take the attitude that they are
disturbances, we are resisting what IS. This will only create anxiety within us. If we see all that is as divine, nothing will ever disturb us.
You should not make judgements about the world. You are
thinking, 'A quiet environment is good; a noisy one is bad'. If you have thoughts like these you will inevitably get caught up in the workings of the mind.
There is nothing wrong with the world or with the environment you live in. The only defects are in the mind which is looking at the world. If you change the outlook of the mind, the world automatically changes. Alternatively, you can give your whole mind to God.
The saint Jnana Sambandhar said: 'There is a way that we can
live happily in this miserable world. That way is to give our minds to God.'
Bhagavan said: Surrender your mind to God and see all forms as God. Have impartial love towards all beings. One who lives like this, he alone can be happy.'
پرسشگر: سوامی حداقل یک سال سکوت (Mauna) را حفظ کردند. در آن روزها اینجا باید جایی بسیار آرام و ساکت میبود؛ اما این روزها این منطقه پر از سروصدای بلندگوها، اتوبوسها، کامیونها و رادیو و این چیزهاست. احساس میکنم که من هم دوست دارم تمرین سکوت را برای مدتی انجام دهم.
اما آیا واقعاً میشود بااینهمه سروصدا در سکوت ماند؟
آنامالای سوامی: سکوت یا (Mauna) به معنی سکوت درونی است نه سکوت بیرونی. اگر در بیرون سر و صدا و ناآرامی زیادی هست ما باید آنها را بهعنوان مظاهر خداوند ببینیم. اگر اینطور برداشت کنیم که آنها مزاحمتی برای ما هستند در حال مقاومت با «آنچه که هست» هستیم و این مقاومت منجر به آشفتگی درونمان خواهد شد اما اگر تمام این چیزها را الهی ببینیم در اینصورت هیچچیز نمیتواند ما را آشفته کند.
شما نباید جهان را مورد قضاوت قرار دهید. شما اینطور فکر میکنید که «یک مکانِ آرام، خوب و یک مکانِ شلوغ، بد است» اگر افکاری مانند این دارید ناگزیر گرفتار ذهن خواهید شد.
هیچچیز اشتباهی در خصوص جهان و جایی که زندگی میکنید وجود ندارد. نقص تنها در ذهنی است که به جهان مینگرد. اگر چشمانداز ذهن را تغییر دهید جهان بهطور خودکار تغیر میکند. از طرف دیگر میتوانید تمام ذهنتان را به خداوند واگذار کنید. قدیس سامباندار میگوید: راهی است که از طریق آن میتوانیم در این دنیای رنجآور زندگی کنیم. آن راه واگذاری ذهن به خداوند است
باگوان (رامانا ماهارشی) میگویند: ذهنت را به خداوند تسلیم کن و تمام فرمها را بهعنوان خدا ببین. عشقِ بیطرفانهای نسبت به تمام موجودات داشته باش. کسی که اینگونه زندگی کند میتواند خوشحال باشد.
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
Q: Swami kept mauna [silence] for at least a year in those days it must have been very peaceful and quiet here.
Nowadays the area is filled with the noise of loudspeakers, buses, trucks, radios, etc. I feel that I would also like to keep mauna for some time. But is there any point in keeping silent when there is much noise around?
AS: Mauna means inner silence, not outer silence. If there are a
lot of noises and disturbances outside, we should take them as manifestations of God. If we take the attitude that they are
disturbances, we are resisting what IS. This will only create anxiety within us. If we see all that is as divine, nothing will ever disturb us.
You should not make judgements about the world. You are
thinking, 'A quiet environment is good; a noisy one is bad'. If you have thoughts like these you will inevitably get caught up in the workings of the mind.
There is nothing wrong with the world or with the environment you live in. The only defects are in the mind which is looking at the world. If you change the outlook of the mind, the world automatically changes. Alternatively, you can give your whole mind to God.
The saint Jnana Sambandhar said: 'There is a way that we can
live happily in this miserable world. That way is to give our minds to God.'
Bhagavan said: Surrender your mind to God and see all forms as God. Have impartial love towards all beings. One who lives like this, he alone can be happy.'
Forwarded from مسیر مستقیم
رنج، برای ذهن است و درد، برای بدن.
زمانی که دستت را روی آتش میگیری درد را تجربه میکنی. درد اشتباه نیست این هوشِ بدن است که به شما میگوید: دستت را از روی آتش بردار؛ بنابراین درد در جهت سلامتی شما عمل میکند.
رنج هم دقیقاً به همان شیوه در سطح ذهن عمل میکند. رنج سیگنالی است که به شما میگوید چیزی نیاز به توجه دارد. رنج حامل این پیام است که ما خودمان را با مجموعهای از افکار و احساسات اشتباه گرفتهایم. بهعبارتدیگر، رنج برای این نیست که ما را ناکام کند، رنج به معنای مجازات ما نیست. بلکه برعکس، برای کمک کردن به ما اینجاست. رنج ندای بیداری است. حقیقتِ رنج همین است. آن در خدمت میل و اشتیاق شما به سعادت و شادی است. رنج به شما میگوید که تو اکنون دستت را روی آتش گرفتهای؛ و همچنین میگوید: خودت را با یک خودِ محدودِ منفصل اشتباه گرفتهای. بهتر نگاه کن.
این ندا در ابتدا ملایم است اما بهمرور شدت بیشتری میابد. صرفنظر از شدتش، این ندای بیداری همیشه چیز یکسانی میگوید: "ما ازآنچه حقیقتاً هستیم غافلیم و آن را فراموش کردهایم."
#روپرت_اسپایرا
رنج، برای ذهن است و درد، برای بدن.
زمانی که دستت را روی آتش میگیری درد را تجربه میکنی. درد اشتباه نیست این هوشِ بدن است که به شما میگوید: دستت را از روی آتش بردار؛ بنابراین درد در جهت سلامتی شما عمل میکند.
رنج هم دقیقاً به همان شیوه در سطح ذهن عمل میکند. رنج سیگنالی است که به شما میگوید چیزی نیاز به توجه دارد. رنج حامل این پیام است که ما خودمان را با مجموعهای از افکار و احساسات اشتباه گرفتهایم. بهعبارتدیگر، رنج برای این نیست که ما را ناکام کند، رنج به معنای مجازات ما نیست. بلکه برعکس، برای کمک کردن به ما اینجاست. رنج ندای بیداری است. حقیقتِ رنج همین است. آن در خدمت میل و اشتیاق شما به سعادت و شادی است. رنج به شما میگوید که تو اکنون دستت را روی آتش گرفتهای؛ و همچنین میگوید: خودت را با یک خودِ محدودِ منفصل اشتباه گرفتهای. بهتر نگاه کن.
این ندا در ابتدا ملایم است اما بهمرور شدت بیشتری میابد. صرفنظر از شدتش، این ندای بیداری همیشه چیز یکسانی میگوید: "ما ازآنچه حقیقتاً هستیم غافلیم و آن را فراموش کردهایم."
#روپرت_اسپایرا
Forwarded from مسیر مستقیم
"Suffering is to the mind what pain is to the body. When you put your hand in the fire, you experience pain. The pain is not a mistake, it’s not something that’s wrong. The pain is the intelligence of the body, telling you: take your hand out of the fire. So pain is working on behalf of your wellbeing. Suffering is exactly the same at the level of the mind, a signal that something needs attending to, a message that we have mistaken our Self for a cluster of thoughts and feelings. In other words, suffering is not here to thwart us; it is not a punishment. On the contrary, it is here to help us. It is a wake-up call. That’s what suffering is. It is cooperating with your desire for happiness. It’s telling you, you’ve got your hand in the fire. Suffering is telling you: 'You have mistaken yourself for a separate limited self. Have another look!' To begin with, it is a gentle call, but in time it gets more and more severe. However, irrespective of its intensity, the wake-up call is always saying the same thing: we have overlooked or forgotten who we truly are."
#RupertSpira
#RupertSpira
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شادیِ یک رابطه عاشقانه - #روپرت_اسپایرا
علت حقیقی شادی در یک رابطه عاشقانه چیست؟
*مطلب بسیار مهمی در این ویدئو مورد برسی قرار میگیرد که شما را عمیقا متوجه علت شادی یا خوشبختی میکند.
علت حقیقی شادی در یک رابطه عاشقانه چیست؟
*مطلب بسیار مهمی در این ویدئو مورد برسی قرار میگیرد که شما را عمیقا متوجه علت شادی یا خوشبختی میکند.
ترفند سادهای به شما میگویم. هر زمان که از شر چیزی خلاص شوید، خوشحال میشوید. فرض کنید که همسایهتان آخرین مدل مرسدس بنز را دارد و همسرتان در این رابطه (برای داشتن این ماشین) شما را به دردسر انداخته است. شما با خودتان فکر میکنید که: "من باید آخرین مدلش را بخرم." شما به هر طریقی شده از بانک وام میگیرید و حالا ماشین جلوی در خانه شما پارک است. شما خوشحالید اینطور نیست؟ بله حتماً خوشحالید. همسرتان نیز خوشحال است، بچهها هم خوشحالند، دوستانتان نیز خوشحالند. کسی که ماشین را فروخته نیز خوشحال است که از شر ماشین خلاص شده؛ و شما هم خوشحالید که ماشین را دارید.
حالا علت این شادی کجاست؟
این میل و خواسته که "من یک ماشین میخواهم"موجب دردسر شما شده بود. با خرید ماشین این میل و خواسته، شما را ترک کرد. با داشتن ماشین دیگر میلی برای داشتن ماشین وجود ندارد و این نبود میل و خواسته به شما شادی میدهد.
درست مثل چیزی که در خصوص تمام خواسته ها وجود دارد، هرزمان که میلی از بین میرود شما شاد میشوید و نه زمانی که چیزی به دست میآید.
#پاپاجی
حالا علت این شادی کجاست؟
این میل و خواسته که "من یک ماشین میخواهم"موجب دردسر شما شده بود. با خرید ماشین این میل و خواسته، شما را ترک کرد. با داشتن ماشین دیگر میلی برای داشتن ماشین وجود ندارد و این نبود میل و خواسته به شما شادی میدهد.
درست مثل چیزی که در خصوص تمام خواسته ها وجود دارد، هرزمان که میلی از بین میرود شما شاد میشوید و نه زمانی که چیزی به دست میآید.
#پاپاجی
"I will tell you a simple trick. Whenever you get rid of anything, you are happy. Suppose your neighbor has the latest model Mercedes Benz, and your wife or your husband is troubling you. You think, 'I must buy the latest model.' Somehow you borrow money from the bank, or your money market fund, and now the car is in front of your house. You are happy, aren’t you? You must be happy. Your wife is happy, your children are happy, your friends are happy. The person who sold it is happy to get rid of the car. And you are happy to have it. Now where is the happiness? This desire was troubling you: 'I want a car.' With the car, the desire has left you. With the car there is no more desire for a car, and this has given you happiness. As with all desires, you are happy when the desire has vanished, not when the thing has come."
H.W.L. Poonja, #Papaji
H.W.L. Poonja, #Papaji