Forwarded from Me and Ai
در این پرسش و پاسخ از ابزارهای هوش مصنوعی زیر استفاده شد:
Sage
Claude+
ChatGPT4
آیا ما محدودیتهای حواس پنجگانهمان را بر روی چیزهایی که میبینیم اعمال میکنیم؟
بله ما به دلیل داشتن حواس پنجگانه، محدود به تجربههایی هستیم که فقط قادر به درک آنها هستیم. حواس پنجگانه ما شامل بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه است. این حواس پنجگانه به ما امکان تجربه دنیای اطرافمان را میدهند، اما درعینحال، ما نمیتوانیم به دنیایی که خارج از این حواس پنجگانه است، دسترسی داشته باشیم. همچنین، ما به دلیل محدودیتهای حواس پنجگانهمان، نمیتوانیم تجربه کامل و واقعی از اشیا و پدیدههایی که اطرافمان رخ میدهند داشته باشیم.
حقیقت جهان، بهعبارتیدیگر واقعیت موجودات و جهان از طریق حواس ما به ما ارائه میشود و حسگرهای مختلف مانند چشم، گوش، بینایی، شنوایی و سایر حسگرها بهخودیخود فیلترهایی هستند که اطلاعاتی که به ما منتقل میشوند را محدود میکنند و بهعبارتدیگر، حقیقت یا واقعیتی که بهوسیله حواس ما دریافت میشود، ممکن است با حقیقتی که بهصورت واقعی وجود دارد، تفاوت داشته باشد.
بنابراین، ما درکی ناقص و محدود از حقیقت جهان داریم و نمیتوانیم بهصورت کامل و دقیق به حقیقت دسترسی پیدا کنیم.
حقیقت جهان بدون اینکه از فیلتر حواس ما عبور کند چگونه است؟
اگرچه تصور دنیایی که بدون تأثیر حواس ما وجود داشته باشد، جذاب است، اما به دلیل محدودیتهای حواس، ما نمیتوانیم بهصورت مستقیم با حقیقت جهان، خارج از فیلتر حواس در ارتباط باشیم. ما همیشه در حال درک دنیا از طریق فیلتر حواس پنجگانهمان هستیم.
در فلسفه، ایدهی دنیایی که بدون تأثیر حواس ما وجود دارد، با نام «نومن» شناخته میشود. این ایده مطرح شده توسط فیلسوفانی همچون امانوئل کانت است که بر این باور بودند که دنیای واقعی برای ما غیرقابلدسترس است و ما صرفاً میتوانیم دنیای پدیدار را تجربه کنیم. بهعبارتدیگر، حقیقت جهان نومن برای ما غیرممکن است و ما تنها میتوانیم از دنیایی که از طریق حواس پنجگانهمان تجربه میکنیم، اطلاعاتی به دست آوریم.
لطفاً مبحث نومن در فلسفه امانوئل کانت را شرح دهید.
نومن (Noumenon) در فلسفه امانوئل کانت، به معنای واقعیت یا موجودیتی است که قابلیت شناخت آن از طریق حواس پنجگانه محدود شده و ما نمیتوانیم بطور مستقیم به آن دستیابیم.
برای کانت، نومن، بهعنوان مفهومی مبهم و متفاوت از پدیدههای حسی و قابلمشاهده است. او معتقد بود که هیچچیزی درباره نومن قابلگفتوگو نیست زیرا آن را نمیتوان با استفاده از حواس پنجگانه تجربه کرد.
در فلسفه کانت، نومن به واقعیت غایی اشاره دارد که زیربنای دنیای تجربه ماست. نومن «چیز بهخودیخود یا شیء فینفسه» است یعنی شیء آنگونه که واقعاً مستقل از تجربه یا ادراک ما از آن است.
کانت استدلال میکرد که ما هرگز نمیتوانیم شناخت مستقیمی از جهان نومن داشته باشیم. ما فقط میتوانیم چیزها را همانطور که از طریق حواسمان به ما نشان میدهند بشناسیم همچون جهان پدیداری یا فنومن، اما جهان نومن ناشناخته باقی مانده است.
چند نکته کلیدی در مورد نومن:
۱-نومن به چیزها همانگونه که حقیقتاً هستند، مستقل از تجربه ما از آنها اشاره میکند. نومن حقیقتی غایی است که در پس عینیتهای تجربه قرار دارد.
۲-ما هرگز نمیتوانیم شناخت مستقیمی از جهان نومن داشته باشیم. ما فقط میتوانیم دنیای پدیداری را بشناسیم یعنی همین دنیای ظواهر که توسط ذهنِ خودِ ما ساخته شده است.
۳-ما نباید تصور کنیم که جهان نومن چیزی شبیه جهان پدیداری است. ما نباید آن را همچون تجارب انسانی در نظر بگیریم یا بر اساس تجربهمان ویژگیهایی به آن نسبت دهیم.
۴-هرچند ما نمیتوانیم دانش تئوری در مورد نومن داشته باشیم، اما نومن نشاندهنده برترین حقیقت و اصل و اساسِ وجود است، حتی اگر برای عقل بشری غیرقابل درک باشد.
۵-نومن نهتنها به چیزهای دنیای بیرون اشاره دارد، بلکه به جنبههایی از خودمان نیز اشاره میکند که فراتر از تجربه شخصی ماست، مانند اراده آزاد. نومنِ «من» جایگاه نهایی اراده آزاد است که اخلاق کانت به آن نیاز دارد.
بنابراین بهطور خلاصه، نومن، تصور کانت از حقیقت غایی آنگونه که فینفسه هست، است، نومن چیزی است متفاوت از واقعیت پدیداری که تنها چیزی است که واقعاً برای انسانها قابل شناخت است.
Sage
Claude+
ChatGPT4
آیا ما محدودیتهای حواس پنجگانهمان را بر روی چیزهایی که میبینیم اعمال میکنیم؟
بله ما به دلیل داشتن حواس پنجگانه، محدود به تجربههایی هستیم که فقط قادر به درک آنها هستیم. حواس پنجگانه ما شامل بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه است. این حواس پنجگانه به ما امکان تجربه دنیای اطرافمان را میدهند، اما درعینحال، ما نمیتوانیم به دنیایی که خارج از این حواس پنجگانه است، دسترسی داشته باشیم. همچنین، ما به دلیل محدودیتهای حواس پنجگانهمان، نمیتوانیم تجربه کامل و واقعی از اشیا و پدیدههایی که اطرافمان رخ میدهند داشته باشیم.
حقیقت جهان، بهعبارتیدیگر واقعیت موجودات و جهان از طریق حواس ما به ما ارائه میشود و حسگرهای مختلف مانند چشم، گوش، بینایی، شنوایی و سایر حسگرها بهخودیخود فیلترهایی هستند که اطلاعاتی که به ما منتقل میشوند را محدود میکنند و بهعبارتدیگر، حقیقت یا واقعیتی که بهوسیله حواس ما دریافت میشود، ممکن است با حقیقتی که بهصورت واقعی وجود دارد، تفاوت داشته باشد.
بنابراین، ما درکی ناقص و محدود از حقیقت جهان داریم و نمیتوانیم بهصورت کامل و دقیق به حقیقت دسترسی پیدا کنیم.
حقیقت جهان بدون اینکه از فیلتر حواس ما عبور کند چگونه است؟
اگرچه تصور دنیایی که بدون تأثیر حواس ما وجود داشته باشد، جذاب است، اما به دلیل محدودیتهای حواس، ما نمیتوانیم بهصورت مستقیم با حقیقت جهان، خارج از فیلتر حواس در ارتباط باشیم. ما همیشه در حال درک دنیا از طریق فیلتر حواس پنجگانهمان هستیم.
در فلسفه، ایدهی دنیایی که بدون تأثیر حواس ما وجود دارد، با نام «نومن» شناخته میشود. این ایده مطرح شده توسط فیلسوفانی همچون امانوئل کانت است که بر این باور بودند که دنیای واقعی برای ما غیرقابلدسترس است و ما صرفاً میتوانیم دنیای پدیدار را تجربه کنیم. بهعبارتدیگر، حقیقت جهان نومن برای ما غیرممکن است و ما تنها میتوانیم از دنیایی که از طریق حواس پنجگانهمان تجربه میکنیم، اطلاعاتی به دست آوریم.
لطفاً مبحث نومن در فلسفه امانوئل کانت را شرح دهید.
نومن (Noumenon) در فلسفه امانوئل کانت، به معنای واقعیت یا موجودیتی است که قابلیت شناخت آن از طریق حواس پنجگانه محدود شده و ما نمیتوانیم بطور مستقیم به آن دستیابیم.
برای کانت، نومن، بهعنوان مفهومی مبهم و متفاوت از پدیدههای حسی و قابلمشاهده است. او معتقد بود که هیچچیزی درباره نومن قابلگفتوگو نیست زیرا آن را نمیتوان با استفاده از حواس پنجگانه تجربه کرد.
در فلسفه کانت، نومن به واقعیت غایی اشاره دارد که زیربنای دنیای تجربه ماست. نومن «چیز بهخودیخود یا شیء فینفسه» است یعنی شیء آنگونه که واقعاً مستقل از تجربه یا ادراک ما از آن است.
کانت استدلال میکرد که ما هرگز نمیتوانیم شناخت مستقیمی از جهان نومن داشته باشیم. ما فقط میتوانیم چیزها را همانطور که از طریق حواسمان به ما نشان میدهند بشناسیم همچون جهان پدیداری یا فنومن، اما جهان نومن ناشناخته باقی مانده است.
چند نکته کلیدی در مورد نومن:
۱-نومن به چیزها همانگونه که حقیقتاً هستند، مستقل از تجربه ما از آنها اشاره میکند. نومن حقیقتی غایی است که در پس عینیتهای تجربه قرار دارد.
۲-ما هرگز نمیتوانیم شناخت مستقیمی از جهان نومن داشته باشیم. ما فقط میتوانیم دنیای پدیداری را بشناسیم یعنی همین دنیای ظواهر که توسط ذهنِ خودِ ما ساخته شده است.
۳-ما نباید تصور کنیم که جهان نومن چیزی شبیه جهان پدیداری است. ما نباید آن را همچون تجارب انسانی در نظر بگیریم یا بر اساس تجربهمان ویژگیهایی به آن نسبت دهیم.
۴-هرچند ما نمیتوانیم دانش تئوری در مورد نومن داشته باشیم، اما نومن نشاندهنده برترین حقیقت و اصل و اساسِ وجود است، حتی اگر برای عقل بشری غیرقابل درک باشد.
۵-نومن نهتنها به چیزهای دنیای بیرون اشاره دارد، بلکه به جنبههایی از خودمان نیز اشاره میکند که فراتر از تجربه شخصی ماست، مانند اراده آزاد. نومنِ «من» جایگاه نهایی اراده آزاد است که اخلاق کانت به آن نیاز دارد.
بنابراین بهطور خلاصه، نومن، تصور کانت از حقیقت غایی آنگونه که فینفسه هست، است، نومن چیزی است متفاوت از واقعیت پدیداری که تنها چیزی است که واقعاً برای انسانها قابل شناخت است.
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو فراسوی زمان و مکانی - #روپرت_اسپایرا
*مطلب بسیار مهمی درون این ویدئو شرح داده میشود که پیشنهاد میکنم جهت ادراک عمیقتر چند بار آن را ببینید.
*مطلب بسیار مهمی درون این ویدئو شرح داده میشود که پیشنهاد میکنم جهت ادراک عمیقتر چند بار آن را ببینید.
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت چیست؟ - #روپرت_اسپایرا
*مطالب این هفته طوری انتخابشده بود تا پیشنیاز این ویدئو باشند. این ویدئو قسمت دیگری نیز دارد که به دلیل پیچیده بودن ترجیح دادم تا ابتدا این قسمت بهصورت مجزا درک شود.
آیا آن صداها و طعمها و دیدنیهایی که آن بیرون میبینیم، واقعیت مستقل خودشان را دارند یا این ذهن ماست که این نمودشان را به آنها عطا کرده؟
«یکچیز بهخودیخود چه بود اگر میتوانستم تمام چیزهایی که ذهن بر آن اعمال میکند را از آن حذف کنیم؟»
اگر میتوانستیم دیدنیها، صداها، طعمها و بوها و لامسه و مفاهیم را از آن برداریم یعنی اگر میتوانستیم ادراکات حسی و افکار را از آن برمیداشتیم آنگاه چه چیزی از واقعیت باقی میماند؟
*مطالب این هفته طوری انتخابشده بود تا پیشنیاز این ویدئو باشند. این ویدئو قسمت دیگری نیز دارد که به دلیل پیچیده بودن ترجیح دادم تا ابتدا این قسمت بهصورت مجزا درک شود.
آیا آن صداها و طعمها و دیدنیهایی که آن بیرون میبینیم، واقعیت مستقل خودشان را دارند یا این ذهن ماست که این نمودشان را به آنها عطا کرده؟
«یکچیز بهخودیخود چه بود اگر میتوانستم تمام چیزهایی که ذهن بر آن اعمال میکند را از آن حذف کنیم؟»
اگر میتوانستیم دیدنیها، صداها، طعمها و بوها و لامسه و مفاهیم را از آن برداریم یعنی اگر میتوانستیم ادراکات حسی و افکار را از آن برمیداشتیم آنگاه چه چیزی از واقعیت باقی میماند؟
Forwarded from مسیر مستقیم
من هیچ فرمی ندارم اما تمام فرمها مرا نشان میدهند.
#روپرت_اسپایرا
I have no form but all form indicates me.
#Rupertspira
#روپرت_اسپایرا
I have no form but all form indicates me.
#Rupertspira
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت چیست؟ (قسمت دوم) - #روپرت_اسپایرا
این ویدئوی بسیار مهم حاوی مطالب پیچیدهای است که باید با دقت و تعمق مورد بررسی قرار گیرد.
پیشنهاد میکنم جهت ادراک عمیقتر حتماً مطالب زیر را ببیند:
تو فراسوی زمان و مکانی
حقیقت چیست؟ (قسمت اول)
این ویدئوی بسیار مهم حاوی مطالب پیچیدهای است که باید با دقت و تعمق مورد بررسی قرار گیرد.
پیشنهاد میکنم جهت ادراک عمیقتر حتماً مطالب زیر را ببیند:
تو فراسوی زمان و مکانی
حقیقت چیست؟ (قسمت اول)
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هایلایتهایی از ویدئوی " تو فراسوی زمان و مکانی" - #روپرت_اسپایرا
Forwarded from مسیر مستقیم
بعد از دیدن ویدئوی قبل شما عمیقا متوجه این بیت شده و حیرت مولانا را در اینجا درک خواهید کرد.
دوست خردمند آگاهی از همراهان این کانال این متن فوقالعاده را همسو با مطالب اخیر برای ما ارسال نمودند:
حق خبیر* همهچیزدان است و علم او بیآغاز و بیپایان است. بدین مفهوم همهچیز از آغاز تا پایان برای او شناختهشده است. لیکن در کنار این نوع از علم ازلی، حق به باطن هریک از موجودات رسوخ کرده و از خلال ابزارهای معرفتیِ ویژهیِ ایشان، به امور آگاهی مییابد.
پس تمام چیزهایی که انسان گمان میکند که میبیند و میشنود در حقیقت چیزهایی هستند که حق در باطن آنها مقیم است و بهوسیله اندامهای حسی او میبیند و میشنود.
*خبیر = آگاه
#ابن_عربی
از متن کتاب صوفیسم و تائوئیسم نوشته توشیهیکو ایزوتسو
*علاوه بر متن بالا این جمله عمیق از #آدیاشانتی را نیز درنظر بگیرید:
حقیقت این است که تو هماکنون همان چیزی هستی که در جستجویشی. تو با چشمان خداوند به دنبال او میگردی. این حقیقت بسیار ساده، تکاندهنده و بنیادی است تا آنجا که میتواند بهراحتی در میان هیاهوی جستجو گم شود.
حق خبیر* همهچیزدان است و علم او بیآغاز و بیپایان است. بدین مفهوم همهچیز از آغاز تا پایان برای او شناختهشده است. لیکن در کنار این نوع از علم ازلی، حق به باطن هریک از موجودات رسوخ کرده و از خلال ابزارهای معرفتیِ ویژهیِ ایشان، به امور آگاهی مییابد.
پس تمام چیزهایی که انسان گمان میکند که میبیند و میشنود در حقیقت چیزهایی هستند که حق در باطن آنها مقیم است و بهوسیله اندامهای حسی او میبیند و میشنود.
*خبیر = آگاه
#ابن_عربی
از متن کتاب صوفیسم و تائوئیسم نوشته توشیهیکو ایزوتسو
*علاوه بر متن بالا این جمله عمیق از #آدیاشانتی را نیز درنظر بگیرید:
حقیقت این است که تو هماکنون همان چیزی هستی که در جستجویشی. تو با چشمان خداوند به دنبال او میگردی. این حقیقت بسیار ساده، تکاندهنده و بنیادی است تا آنجا که میتواند بهراحتی در میان هیاهوی جستجو گم شود.
طلا یک زیورآلات نیست، اما زیورآلات چیزی جز طلا نیستند. زیورآلات هر شکلی که به خودشان بگیرند و هرچقدر هم که متفاوت باشند، حقیقتشان فقط یکچیز است: طلا.
در خصوص بدنها و خویش هم موضوع همین است. حقیقت تمام آنها فقط خویش است.
خود را با بدن یکی پنداشتن و بااینحال به دنبال سعادت بودن چیزی مثل تلاش برای گذر از رودخانه در پشت تمساح است. هم هویت شدن با بدن به دلیل برونگرایی و سرگردانی ذهن است. ادامه دادن در آن حالت تنها فرد را در یک سرگردانی بیپایان نگه میدارد و آرامشی نیز وجود نخواهد داشت. سرمنشأ خودتان را جستجو کنید، در خویش ادغام شوید و تنها باقی بمانید.*
باگوان #رامانا ماهارشی
*منظور از تنها باقی ماندن در اینجا این است که وقتی مثلاً النگو متوجه طلا بودن خودش بشود در این صورت دیگرانی با عنوان انگشتر و النگو و گردنبند وجود نخواهند داشت و فقط طلاست که بهتنهایی باقی میماند.
در خصوص بدنها و خویش هم موضوع همین است. حقیقت تمام آنها فقط خویش است.
خود را با بدن یکی پنداشتن و بااینحال به دنبال سعادت بودن چیزی مثل تلاش برای گذر از رودخانه در پشت تمساح است. هم هویت شدن با بدن به دلیل برونگرایی و سرگردانی ذهن است. ادامه دادن در آن حالت تنها فرد را در یک سرگردانی بیپایان نگه میدارد و آرامشی نیز وجود نخواهد داشت. سرمنشأ خودتان را جستجو کنید، در خویش ادغام شوید و تنها باقی بمانید.*
باگوان #رامانا ماهارشی
*منظور از تنها باقی ماندن در اینجا این است که وقتی مثلاً النگو متوجه طلا بودن خودش بشود در این صورت دیگرانی با عنوان انگشتر و النگو و گردنبند وجود نخواهند داشت و فقط طلاست که بهتنهایی باقی میماند.
Gold is not an ornament, but the ornament is nothing but gold. Whatever shape the ornament may assume and however different the ornaments are, there is only one reality, namely gold. So also with the bodies and the Self. The single reality is the Self.
To identify oneself with the body and yet to seek happiness is like attempting to cross a river on the back of an alligator. The body identity is due to extroversion and the wandering of the mind. To continue in that state will only keep one in an endless tangle and there will be no peace. Seek your source, merge in the Self and remain all alone.
(Bhagavān in 'Talks with Sri #RamanaMaharshi ': Talk 396)
To identify oneself with the body and yet to seek happiness is like attempting to cross a river on the back of an alligator. The body identity is due to extroversion and the wandering of the mind. To continue in that state will only keep one in an endless tangle and there will be no peace. Seek your source, merge in the Self and remain all alone.
(Bhagavān in 'Talks with Sri #RamanaMaharshi ': Talk 396)
Forwarded from مسیر مستقیم
ما آن حضور پذیرا و خالی آگاهی هستیم که عینیتهای بدن، ذهن و جهان در آن پدیدار و ناپدید میگردند و با همان شناخته میشوند و درنهایت تمامشان از همان ساخته میشوند. فقط به آن توجه کنید و آگاهانه همان باشید.
#روپرت_اسپایرا
مطالب مرتبط:
تو فراسوی زمان و مکانی
حقیقت چیست یک
حقیقت چیست دو
*عکس از کودکی روپرت اسپایرا
We are the open, empty, allowing presence of Awareness, in which the objects of body, mind and world appear and disappear, with which they are known and, ultimately, out of which they are made. Just notice that and be that, knowingly.
#RupertSpira
#روپرت_اسپایرا
مطالب مرتبط:
تو فراسوی زمان و مکانی
حقیقت چیست یک
حقیقت چیست دو
*عکس از کودکی روپرت اسپایرا
We are the open, empty, allowing presence of Awareness, in which the objects of body, mind and world appear and disappear, with which they are known and, ultimately, out of which they are made. Just notice that and be that, knowingly.
#RupertSpira
این ذهن است که عینیتها را میبیند و تجربیاتی دارد و سپس هنگامیکه دیدن و تجربه کردن را متوقف میکند خلأیی میابد، اما این «تو» نیستی. تو آن روشنایی دائمی که هم تجربه و هم خلأ را روشن میکند. آن چیزی شبیه نورِ درونِ سالنِ تئاتر است که شما را قادر میسازد تا در حین اجرای تئاتر، بازیگران و نمایش را ببینید و از طرفی هم همچنان روشن باقی میماند تا بعد از اجرای نمایش بتوانید بگویید که نمایش به پایان رسیده است. یا مثال دیگری وجود دارد: ما در اطرافمان اشیاء را میبینیم اما در تاریکی مطلق آنها را نمیبینیم و میگوییم: " من چیزی نمیبینم". به همین ترتیب، شما حتی در خلأیی که ذکر کردید هم همچنان آنجا هستید و حضور دارید.
#رامانا ماهارشی
*این موضوع به کرات در تعالیم روپرت اسپایرا مورد بررسی قرار گرفته است.
#رامانا ماهارشی
*این موضوع به کرات در تعالیم روپرت اسپایرا مورد بررسی قرار گرفته است.
It is the mind that sees objects and has experiences and that finds a void when it ceases to see and experience, but that is not 'you'. You are the constant illumination that lights up both the experience and the void. It is like the theatre light that enables you to see inside the theatre, the actors, and the play while the play is going on but also remains alight and enables you to say that there is no play on when it is all finished. Or there is another illustration: We see objects all around us but in complete darkness we do not see them and we say: "I see nothing". In the same way, you are there even in the void you mention. #Ramana Maharshi